loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 73
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 18:24


رخداد سقیفه بنی‌ساعده اتفاق‌ای بعد از رحلت رسول(ص) در سال ۱۱ق بود که در آن ابوبکر بن ابی‌قُحافه تحت عنوان خلیفه مسلمان‌ها گزینش شد. بعداز وفات حضرت محمد(ص)، امام علی(ع) و بعضی دیگر از صحابه سرگرم تدارک تدفین او بودند، در به عبارتی مجال جمع‌ای از انصار به رهبری سعد بن عباده گرانقدر خویشان خزرج، در سقیفه بنی‌ساعده گردآوری شدند تا برای تعیین رهبر بعد از رسول(ص) تشریفات ترحیم مشهد تصمیم بگیرند.

به لحاظ بعضا تاریخ‌نگاران، این اجتماع انصار، صرفا برای گزینش حاکمی برای شهر مدینه بوده میباشد؛ ولی با ورود بعضی از مهاجران به نشست، مجادلات به سمت گزینش جانشین فرستاده برای رهبری مجموع مسلمانها تغییرمسیر اعطا کرد و در غایت، با ابوبکر تحت عنوان خلیفه مسلمان ها بیعت شد. بنابر نقل منابع تاریخی، به جز ابوبکر که از طرف مهاجران حرف می‌اظهار‌کرد، قدمت بن خطاب و اَبوعُبَیده جَرّاح نیز در سقیفه حاضر بوده‌اند.

اهل‌سنت برای مشروعیت‌بخشی به حاکمیت و خلافت ابوبکر به اصل اجماع استناد کرده‌اند. این در حالی میباشد که به نوشته تاریخ‌نگاران گزینش ابوبکر گزینه تایید همگانی نبوده میباشد. بعد از این حادثه اشخاصی مانند حضرت علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، فضل و ادب و عبدالله پسران عباس عموی رسول و نیز بعضا اصحاب دارای اسم و رسم فرستاده مانند سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن عمرو، زبیر بن عوام و حذیفة بن یمان به برگزاری شورای سقیفه و سود آن اعتراض کردند. شیعه‌ها اتفاق سقیفه و نتیجه ها آن را خلاف سخنان نبی(ص) بر طبق جانشینی امام علی(ع) به‌ویژه در غدیر خم، میدانند.

در منابع تاریخی حادثه سقیفه گزارش شد‌ه‌است. همینطور اثراتی نیز برای نظارت و نظارت آن درج شده میباشد و نیز مستشرقانی مانند هنری لامنس، کایتانی و ویلفرد مادلونگ در تألیفاتی به نقل و تحقیق رخداد سقیفه پرداخته‌اند. کتاب The succession to Muhammad (به فارسی: جانشینی حضرت محمد) تاثیر مادلونگ و عقیده مثلث اقتدار از هنری لامنس از دارای اسم و رسم‌ترین آنها می باشند.

محل اتفاق
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: سقیفه بنی‌ساعده
سقیفه مکانی به صورت سکّو یا این که سایبان بوده میباشد که طوایف عرب برای مشورت کردن در تصمیمات همگانی، در آن توده می‌شدند.[۱] سقیفه‌ای که بعداز رحلت فرستاده(ص) بعضا از مهاجران و انصار در آن گرد آمدند، وابسته به تیره بنی‌ساعده از قبیله خزرج بومی در مدینه، که قبل از مهاجرت رسول، جلسات این مجموعه در آن محل تشکیل می شد. این جای بعد از ورود نبی به مدینه، به بازه زمانی ده سال (تا مجال رحلت رسول)، عملاً کاربری خویش را از دست اعطا کرد و در هنگام تجمع مهاجران و انصار برای گزینش جانشین حضرت محمد(ص) مجدد تجمعی در آن پدیدآمد.[۲]

تفصیل رخداد
به گفته ویلفرد مادلونگ (زاده ۱۹۳۰م) اسلام‌شناس آلمانی، قصه اساسی درباره اجتماع در سقیفه بنی‌ساعده به عبدالله بن عباس از قدمت بن خطاب برمی‎‌شود. مجموع احادیث دیگر از این داده ها به کار گیری کرده یا این که از آن مایه گرفته‌اند. این احادیث را، با اندک‌تغییری در سلسله راویان گوناگون، ابن‌هشام، محمد جریر طبری، عبدالرزاق بن همّام، محمد بن اسماعیل بخاری و ابن حنبل نقل کرده‌اند.[۳]

به‌دنبال استحضار همگانی مسلمانها مدینه از وفات فرستاده(ص) گردآوری‌ای از انصار برای تصمیم‎‌گیری درباره موقعیت خویش و همینطور راهکار‌جویی درباره قضیه جانشینی پیامبر پروردگار، در سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند. مبنی بر منابع تاریخی ابتدا این گرد هم آیی سعد بن عباده، تعالی قوم و قبیله خزرج به‌خیال و خاطر شدت بیماری به‌واسطه فرزندش با جمعیت کلام اعلام کرد. او با بیان دلایلی جانشینی نبی اسلام را حق انصار دانست و آن‌ها‌را به دریافت کردن اداره کارها دعوت نمود. حاضران سخنان او را تأیید کرده و اعلام نمودند که سعد را به‌تیتر قاضی بر خویش گزینش نموده و تأکید کردند که خلاف لحاظ او کاری اعمال ندهند.[۴] ولی بعضا از حاضران احتمال مخالفت مهاجران با این تصمیم را مطرح کردند و قابلیت و امکان عدم تسلیم آنها در قبال تصمیم این عده را دادند. این احتمال توصیه تعیین امیری از انصار و امیری از مهاجران را به‌دنبال داشت.[۵]

بازدید : 67
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 15:15


مقام علمی

بقاع روحانی موءثر در بقعه کاظمین
روحانی طوسی در کتاب الفهرست، موثر را شخصی تیزفهم و حاضرجواب و پیشتاز در علم‌های حرف و فقه معرفی نموده است.[۱۸] ابن ندیم از موثر با عبارت مدیر متکلمان شیعه حافظه کرده، در دانش صحبت بر دیگر افراد مقدم دانسته و بی‌همتا تعریف نموده است.[۱۹] به گفته ذهبی از محدثان اهل‌سنت (درگذشت: ۷۴۸ق)، روحانی موءثر تمامی کتاب‌های معارضان شیعه را مراقبت تشریفات ترحیم مشهد بوده میباشد.[۲۰]

روحانی اثرگذار را نماینده مدرسه کلامی بغداد و پر رنگ‌ترین شخصیت آن شمرده‌اند که به عیب گیری پندار‌های مدرسه کلامی قم می‌پرداخت.[۲۱] نقل شده مدرسه فکری بغداد در روضه خوان اثر گذار به نقط ی اوج رسید.[۲۲] نقل شده روحانی اثر گذار، خیر عقل‌گرای افراطی بود و خیر حدیث‌گرای افراطی، بلکه او، رویکردی اعتدالی و اواسط داشت.[۲۳]

روضه خوان موثر شاگردان اکثری رویش بخشید که بعضی از آنها علماء مالک‌اسم شیعه بوده‌اند. اشخاص پایین به عنوان مثال آن ها می‌باشند:[۲۴]

سید مرتضی (درگذشت۴۳۶ق)
سید رضی (درگذشت۴۰۶ق)
روحانی طوسی (درگذشت۴۶۰ق)
نجاشی (درگذشت۴۵۰ق)
سلَّار دیلمی (درگذشت۴۶۳ق)
ابوالفتح کراجکی (درگذشت۴۴۹ق)
ابویعلی محمّد بن حسن جعفری (درگذشت۴۶۳ق).[۲۵]
آیت الله خامنه‌ای مجتهد و متفحص تاریخ اسلام:
«روحانی اثر گذار در سلسله علمای امامیه، تنها یک متکلم و فقید سرآمد و پررنگ وجود ندارد، بلکه بالاتر از این، او مؤسس و سرحلقه جریان علمیِ رو به تکاملی میباشد که در دو حرفه سخن و فقه، تا امروز در حوزه های علمی شیعه امتداد یافته میباشد و با وجود بر کنار نماندن از تأثرات تاریخی و جغرافیایی و مکتبی، خصوصیت های اساسی و خطوط سیاسی آن همچنان پابرجا باقی‌مانده میباشد. روحانی موءثر نقش مؤثر و گزینش کننده ای در ثبت نام و نشان غیر وابسته مدرسه اهل بیت علیهم السلام ، نهاد‌ گذاری صورت و پوسته علمی درست برای فقه شیعه، آفرینش نحوه عده منطقی فی مابین عقل و نقل در فقه و صحبت داشت»

منبع: پیام به کنگره‌ی جهانی هزاره‌ی روحانی اثرگذار

تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها روضه خوان موءثر
روضه خوان اثرگذار اثرها زیادی کتابت کرد که مبتنی بر فهرست نجاشی تعداد آن ها ۱۷۵ کتاب و رساله میباشد.[۲۶] آورده شده نیمی از این اثرها درباره امامت میباشد.[۲۷] مشهور‌ترین تاثیر روحانی موءثر در دانش فقه، المُقنَعَة، در دانش حرف، اوائل المقالات و در تفصیل هم اکنون‌نگاری امامان، الاِرشاد میباشد.[۲۸]

تیم اثر ها مکتوب روضه خوان اثر گذار در دسته‌ای چهارده جلدی با تیتر مُصَنَّفات روحانی اثرگذار منتشر شد‌ه‌است. این موسسه در سال ۱۳۷۱ش، برای برگزاری کنگره جهانی روحانی اثرگذار منتشر شد.[۲۹]

طرز نو دینی
روحانی اثر گذار روشی مختلف با زمان قبل از خویش در فقه شیعه شالوده‌گذاری کرد. به گفته سبحانی و گرجی، قبل از روضه خوان اثر گذار دو نحوه دینی اشاعه داشت: نحوه ابتدا به طور افراطی بر احادیث مبتنی بود و در آن در مورد مدرک و متن احادیث توجه کافی شکل نمی‌گرفت.[۳۰] شیوه دوم به احادیث اعتنا مورد نیاز را نداشت و بیشتراز حد بر قواعد عقلی تأکید میکرد؛ هرچند مانند قیاس با نصوص فقاهتی در تعارض باشند.[۳۱] روضه خوان موثر رویکرد وسط را برگزید و طرز شرعی جدیدی سازه کرد که در آن آغاز به امداد عقل اصول و قواعدی برای استنباط احکام تدوین می شد. بعد از آن توسط این اصول، استنباط احکام از متن‌ها فقاهتی جاری ساختن می‌گرفت.[۳۲] به این جهت او را تدوین‌کننده علم اصول فقه دانسته‌اند.[۳۳]

بعد از روضه خوان موثر، شاگردانش سید مرتضی در کتاب الذریعة الی اصول الشریعة و روحانی طوسی در کتاب العُدَّة فی الاصول، این‌شیوه را ادامه دادند.[۳۴]

بازدید : 30
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 16:56


بعداز سقوط رژیم بعث
آن‌گاه نزاع دوم خلیج عجم در سال ۲۰۰۰ م، نظام حکم دهنده بر عراق تغییر تحول کرد. در‌این روزگار حوزه علمیه نجف از فشار بیرون شد و طلاب از بخشها دیگر برای علم آموزی به نجف رفتند. گروهی از استادان نیز که سال‌ها بود از عراق تردشده بودند به عراق بازگشتند. یکی‌از متنفذترین مراجع شیعه در نجف سید علی حسینی سیستانی میباشد که محصل خوئی بوده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

مرجعیت در کشور ایران
بیشتر مراجع تبعیت در جمهوری اسلامی ایران در حوزه علمیه قم می باشند. البته مرجعیت کشور‌ایران منحصر به فرد به قم وجود ندارد. برخی از مراجع تاسی در مشهد و اصفهان و طهران مستقر بوده‌اند.

حوزه علمیه قم
حوزه علمیه قم در روزگار متاخر خویش با ورود و سکونت عبدالکریم حائری یزدی در سال ۱۳۴۰ق(۱۳۰۰ش) صورت گرفت. [۳۰] با ورود وی به قم بخشی از مرجعیت شیعه به کشور‌ایران منتقل شد. [۳۱] وی تا سال ۱۳۱۵ش زنده بود. بعداز وی سه بدن از مدرسان و بزرگان حوزه قم به اسم‌های سید صدرالدین صدر، سید محمدتقی خوانساری و سید محمد حجت اداره حوزه را بر ذمه گرفتند. هیچ یک از این سه بدن مرجعیت آموزش نداشتند. درین زمانه مرجعیت عمده در حوزه علمیه نجف و بر ذمه سید ابوالحسن اصفهانی(درگذشته ۱۳۶۵ق) بود.[۳۲]

با پیگیری و دعوت گروهی از علمای حوزه علمیه قم در سال ۱۳۲۳ش سید حسین طباطبائی بروجردی که از شاگردان آخوند خراسانی بود به قم آمد. وی بعداز اصفهانی تا سال ۱۳۴۰ش مرجعیت بسیار عظیم‌ای داشت[۳۳] و به گفته تالیف کننده کتاب تاریخ ناحیههای علمیه، در اواخر قدمت وی مرجع متنفذ دیگری در عراق یا این که جمهوری اسلامی ایران وجود نداشت.[۳۴]

حضور بروجردی حوزه علمیه قم را رونق داده بود.بعد از درگذشت وی یک‌سری نفر در کشور‌ایران و عراق تحت عنوان مرجع پیروی مطرح شدند. در کشور‌ایران به جز آیت الله میلانی که مستقر مشهد بود بقیه مراجع جزو مجتهدان حوزه علمیه قم بودند. مشهورترین وی عبارت بودند از: سید احمد خوانساری (درگذشته ۱۳۶۴ش)، سید کاظم شریعتمداری (درگذشته ۱۳۶۵ش)، سید روح الله خمینی‌ (درگذشته ۱۳۶۸ ش)، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی (درگذشته ۱۳۶۹ش) و سید محمدرضا گلپایگانی (درگذشته ۱۳۷۲ش). [۳۵] خبر نامه کیهان دو روز بعداز درگذشت آیت الله بروجردی در گزارشی از احوال مرجعیت اسامی بعضا از مجتهدان شیعه که احتمال مرجعیت آن‌ها می رفت منتشر کرد. [۳۶]


تصویر کاغذ نخستین خبرنامه داده ها و اعلام مرجعیت پس از درگذشت آیت الله محمدعلی اراکی
در سال‌های دهه ۱۳۵۰ش حکومت عراق اکثری از ایرانیان بومی عراق را اخراج کرد و همین دلیل سبب ساز ورود گروهی از اساتید و طلاب حوزه نجف به جمهوری اسلامی ایران به ویژه حوزه علمیه قم شد. (رک:معاودین). این جنبش به همدم موفقیت انقلاب اسلامی در کشور ایران و نیز مشقت بار‌گیری‌های حکومت بعثی بر حوزه نجف آينده مرجعیت را زیر اثر قرار بخشید و به گذر زمان نقش کشور‌ایران در مرجعیت برجسته‌خیس شد.

در سال ۱۳۷۳ش محمد علی اراکی واپسین بازمانده از شاگردان عبدالکریم حائری نیز درگذشت. از این پس اشخاص زیادی که بیشتر آنها شاگردان بروجردی و خوئی بودند تحت عنوان مرجع پیروی مطرح شدند. و هر یک سری بعضا از آنان مقلدان بیشتری دارا‌هستند اما هیچ یک مرجعیت محصل جهانی ندارند. مشهورترین مراجع زنده در (اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ش) عبارتند از: حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، سید علی خامنه‌ای و ناصر مکارم شیرازی در کشور‌ایران و سید علی سیستانی در عراق.

بازدید : 35
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 15:04


نام و نام الاسم
از حیث عرفان که «نام» را حقیقتی عینی میداند، مجموع حقایقی که از لحاظ فلسفی و طبیعی، عقل و نفس، فَلَک یا این که ملک نامیده می گردند، «از آن جهت که مظهر نام‌و‌نشان مطلقه بوده و او‌را آرم میدهند، اسمای الهی خوانده می گردند.»[۳۱] و نام الاسم لفظ ها و کلماتی می‌باشند که حکایت از اسمای الهی دارا تشریفات ترحیم مشهد هستند.

یا این که در تعبیری دیگر از‌آن‌جا‌که نام چیزی میباشد که دلالت بر مسمی داراست، و اسماء حسنای الهیه حقایقی میباشند که دلالت بر ذات مقدس وی می‌کنند و به اندازه حجم تیتر خویش از وی حکایت می‌نمایند، پس مفاهیم «الله»، «رحمن» یا این که «رحیم» که دلالت بر آن حقائق مجرده الهیه دارا‌هستند در واقعیت «نام الاسم» میباشند و لفظ نشانه بر این مفاهیم را «نام نام الاسم» می‌نامند.[۳۲]

به عبارت دیگر «نام» معانی مختلفی داراست؛ در عرف و لغت بر لفظ نشانه بر مسمی اطلاق میگردد و در اصطلاح عرفان به معنای ذات همپا با تَعَین میباشد و سازه بر این اصطلاح خاص، اسم‌های لفظی ذات و صفات خدای سبحان نام نام الاسم می‌باشند مانند اسمایی که در قرآن کریم و مهربان و احادیث و دعاها نظیر دعای جوشن عظیم آمده میباشد و مفاهیمِ اسم‌های لفظی «نام الاسم» میباشند.

۶- اسماء ظواهر و اسامی مستأثره
عرفای اسلامی نوعی دیگر از اسماء اللّه را به عنوان اسمای مستأثره مطرح کرده‌اند البته متکلمان بدین تیتر اشاره نکرده‌اند. کلمه مستأثره برگرفته از دعای رسول بزرگ الشأن اسلام میباشد که به خدواند عرضه میدارد: «اللهم إنّی أسئَلُک لِمجموعِّ اِسمٍ هُوَ لَک سَمَّیتَ بِهِ نَفسَک، أوأنزَلتَ فی کتابِک، أو عَلَّمتَهُ أحداً مِن عِبادِک أو اِستَأثَرتَ بِهِ فی عِلمِ غَیبِک». «خداوندا از تو درخواست می‌کنم بواسطه نام‌هایی که خودت بر خودت نهادی و یا این که در قرآنت نازل فرمودی و یا این که به یکی‌از بندگانت آموخته‌ای و یا این که در بانک دانش غیب خودت برگزیده و قرارداده‌ای».[۳۳] هدف از اسمای مستأثره از طریقه عرفا آن نوع از اسماء اللّه میباشد که وقوف و دسترسی بر آن ها برای هیچ کس میسّر نمی باشد. به عهد و پیمان آنان این سیرتکامل اسماء اللّه مکنون در دانش غیب وجودند و باطن در منطقه نام اولیه و نام داخل‌اند (اشاره به آیه: هو الأوّل والآخر والظاهر والباطن - حدید:۳) و زیرا درون در نام درون‌اند هیچ گاه ظواهر نمی‌گردند.[۳۴]صدرالدین قونوی در کتاب مفتاح غیب الجمع و الوجود، اسماء ذاتی حق را بر دو عهد می‌‏داند: یک عهد و پیمان از این اسماء، حکم و اثرشان در فقیه ظواهر می‌‏خواهد شد و در دانا مظهر(محل ظهور) دارا‌هستند که یا این که از روش همین مظاهر و اثرها، از پشت ‏عفاف و حجاب، برای نیکوکاران شناخته می‌‏شوند، و یا این که از روش کشف و شهود، برای کاملین از عرفا و اولیاء، مشخص و معلوم می‌‏گردند.پیمان دیگر از اسماء ذاتی، اسمائی می‌باشند که اثری از آنان در دانا ظواهر نمی‌‏خواهد شد و به همین جهت‏ برای احدی مشخص نمی‌‏گردند. این پیمان دوم به عبارتی اسماء مستأثره الهی می باشند.[۳۵] در احادیث، از این اسماء و صفات، با تیتر‌های متفاوت «مکنون»، «مستاثر» و «مخزون» حافظه گردیده است.[۳۶]

قابلیت آشنایی صفات حق بزرگ
یکی مسائل اصلی در زمینه ی صفات آفریدگار این میباشد که آیا آدم میتواند صفات الهی را بشناسد یا این که آنکه این صفات برای بشر ناشناخته‌اند. در جواب بدین سئوال، سه عقیده اصلی وجود دارااست:

تعطیل
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: عقیده تعطیل صفات
مبنی بر این بینش، عقل آدم راهی به آشنایی اوصاف الهی ندارد و فقط عمل ممکن آن میباشد که اجمالاً به ثبوت صفات نام برده در قرآن و احادیث برای آفریدگار اعتراف کنیم و به آن ایمان بیاوریم، در حالی که از فهم و شعور واقعیت معانی این صفات عاجزیم.

عقیده اهل تشبیه
نوشته ی علمیٔ اساسی: عقیده تشبیه صفات
این تیم معتقدند که تفاوتی اصلی در میان اوصاف خداوند و اوصاف مخلوقات وجود ندارد و آن گروه از صفاتی که هم بر پروردگار و هم بر مخلوقات وی اطلاق میشوند، معنای واحد و مشترکی دارا‌هستند که در هر دو یکسان‌اند.

عقیده ثابت سوای تشبیه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: عقیده ثابت سوای تشبیه
این نگرش بر نفی مسلک تعطیل و تشبیه پایدار بوده و راه و روش سومین را ارائه می دهد که با فضای کلی آیه‌ها و احادیث سازش بیشتری داراست. رهروان این عقیده می کوشند تحلیلی از معنای صفات الهی ارائه دهند که از یک سو تنزّه و تبارک معبود را از نقایص و محدودیت‌های مخلوقات پاس داراست و از سوی دیگر، بر آشنایی پذیری اوصاف وی صحّه گذارد.

بازدید : 33
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:38


وصلت مُوَقّت یا این که مُتعَه به تزویج برای مقطع مشخص و خیر به طور دایم می گویند. مسلمان ها حادثه‌لحاظ دارا هستند که‌این نوع تزویج در بعدازظهر فرستاده(ص) مشروع بوده میباشد. از حیث اهل‌سنت، زیدیه، اسماعیلیه و اباضیه، حکم مشروعیت تزویج موقت در به عبارتی بعدازظهر رسول نسخه ها شد و این نوع وصلت حرام شوید؛ البته امامیه بر این باورند که رسول هیچ گاه این حکم را نسخه ها نکرد و در بعدازظهر وی و در زمان خلافت ابوبکر نیز عملی تشریفات ترحیم مشهد مشروع بود.

برپایه بعضی احادیث که در منابع روایی اهل‌سنت نیز نقل گردیده است، اول‌توشه عُمَر بن خَطّاب آن را حرام ذکر کرد. فقیهان امامیه با استناد به آیهٔ مُتعه، و احادیث رسول(ص) و امامان(ع) به مشروعیت وصلت موقت فتوا داده و احکام آن را ذکر کرده‌اند.

سازه به اجماع فقهای شیعه، در عقد موقت، بایستی زمان عقد و مقدار مهریه مشخص باشد. در تزویج موقت، برخلاف وصلت دایم، جدایی نیست؛ بلکه با نقطه نهایی یافتن دوران عقد یا این که بخشیدن بازه زمانی از سوی مرد، طلاق متفحص می‌گردد.

بعد از آحاد شدن مقطع عقد یا این که بخشیدن مقطع از سوی مرد، در صورتی دخول انجام شده باشد، بر زن واجب میباشد که به دوران دو حیض، گردآوری نگه داراست.

معنی‌شناسی و مقام
وصلت موقت به عقد زناشویی برای بازه مشخص و معلوم (خیر به طور دایم) گفته می‌گردد. [۱] تزویج موقت از مسائل اختلافی میان دو مذهب شیعه و اهل‌سنت میباشد.[۲] این نوع تزویج از نگاه تمامی فقیهان شیعه عملی مشروع میباشد.[۳] آن ها درخصوص نکاح از ابواب شرعی، درباره آن احکام آن صحبت گفته‌اند.[۴]

در احادیث منقول از امامان شیعه (ع)، اجر‌هایی برای شغل به تزویج موقت آورده شده میباشد.[۵] اما در بعضی احادیث آمده میباشد بر وصلت موقت سماجت نداشته باشید.[۶] فقیهان امامیه با اعتنا احادیث، خیر‌صرفا به حلال‌بودن وصلت موقت فتوا داده‌اند، که‌این فعالیت را مستحب نیز دانسته‌اند.[۷] اما مرتضی مطهری بر این اعتقادوباور میباشد که تأکید و تشویق بر این قضیه به دلیل احیای سنت متروکه آن بوده میباشد خیر اشاعه هوسرانی و...[۸]

درباره فواید تزویج موقت گفته‌اند رویه‌حلی میباشد برای اکثری از ایرادات جنسی، به‌ویژه برای جوان ها و کل عده ای که به هر علتی قدرتمند به تزویج دایم نیستند.[۹] همینطور آن را نحوه‌ای مؤثر برای نزاع با بی عفتی و بخش اعظمی مفاسد اجتماعی دیگر به شمار آورده‌اند.[۱۰]

در ضابطه مدنی ایران هم وصلت موقت پذیرفته گردیده و فصل ششم آن به‌این مورد تخصیص یافته میباشد.[۱۱]

نگرش مذهب‌ها اسلامی درباره تزویج موقت
عالمان مسلمان راجع‌به مشروعیت تزویج موقت اختلاف‌لحاظ دارا هستند: شیعهٔ امامیه وصلت موقت را مشروع میداند؛ البته دیگر مذهبها ازجمله اهل‌سنت،[۱۲] زیدیه،[۱۳] اسماعیلیه[۱۴] و اباضیه[۱۵] آن را روا نمی‌دانند.

به‌گفته شهید ثانی، کلیه فقیهان امامیه وصلت موقت را روا میدانند.[۱۶] آن‌ها برای ثابت مشروعیت وصلت موقت، به آیاتی از قرآن به عنوان مثال آیهٔ مُتعه استناد می‌نمایند.[۱۷] همینطور می گویند احادیث متواتری از فرستاده(ص) و امامان شیعه در مشروعیت تزویج موقت نقل گردیده‌است.[۱۸] دیگر مذهبها و فرق اسلامی بر این باورند که تزویج موقت در بعد از ظهر نبی روا بود؛ ولی آنگاه حکم آن نسخه ها شوید و حرام شد.[۱۹]

بازدید : 94
سه شنبه 19 فروردين 1404 زمان : 16:33


پراکندگی جغرافیایی شیعه ها در کشمیر
کشمیر ذیل نظرها پاکستان که مشمول بخش ها گلکت و بلتستان میباشد از بخشها مهم تمرکز شیعه‌ها به شمار می آید. در قسمت هندی کشمیر نیز شهرها و بخشها شیعی مهمی مانند کارگل وجود داراست. بیشتر شیعه‌ها کشمیر، اثنی عشری‌اند، بخشی از آن ها اسماعیلی و گروهی شیعه نوربخشی اند که با دوازده امامیان تفاوتی ندارند جز اینکه مقلدان سید محمد تشریفات ترحیم مشهد نوربخش اند.


کشمیر ذیل تحقیق پاکستان
بخشها شمالی: بخشی از کشمیر زیر لحاظ پاکستان میباشد که از جنوب و شرق با کشمیر پایین سلطه هند و کشمیر آزاد هم مرز میباشد و در منتها الیه شمال پاکستان جای‌دارد و از شمال به افغانستان و از شمال شرق به مرزهای چین محصور میباشد. این ناحیه به دو قسمت عمده گلگت و بلتستان تقسیم گردیده است:

بخش ها شمالی متمرکزترین حیطه شیعه نشین پاکستان میباشد که مناطقی از آن مانند روندو و کلتری و کرمنگ در بلتستان و نگر در گلگت ۱۰۰٪ شیعه می باشند. اکنون بخشها شمالی به پنج شهرستان تقسیم گردیده‌اند که ۳۹٪ جمعیت آن شیعه اثناعشری، ۲۷٪ سنی، ۱۸٪ شیعه اسماعیلی و ۱۶٪ شیعه نوربخشی می باشند.[۱۶]

کشمیر آزاد: کشمیر آزاد بخشی از کشمیر ذیل بررسی پاکستان میباشد که در غرب ناحیه کشمیر هند قرار گرفته و با ۱۳۲۷۹۷ کیلومتر مربع مساحت، از نگاه اداری دارنده سر گروهی مستقلی میباشد. اکثر جمعیت این حیطه را اهل سنت تشکیل می دهند و شیعه‌ها به صورت دور از هم در سراسر حیطه حضور دارا‌هستند. بیشترین جمعیت شیعه کشمیر آزاد در مظفرآباد و دور و اطراف آن مستقراند. بعد از مظفرآباد، بیشترین شیعه‌ها در شهرستان‌های کوتلی، پونج، گلشن و میرپور معاش می‌نمایند.[۱۷]

کشمیر پایین رسیدگی هند
مهم ترین بخشها شیعه نشین در کشمیر هند از این قرارند[۱۸]:

کارگل:در ۲۰۵ کیلومتری سرینگر میباشد و ۱۴۰۰۰۰ هزار بدن جمیعت داراست که ۹۰درصد هم محلی آن شیعه میباشند.
لداخ: با ۳۰۰۰۰ بدن جمعیت که ۵۲ درصد آن مسلمانند و ۹۰ درصد مسلمان ها شیعه می‌باشند.
سرینگر: راس ایالت جامو و کشمیر با جمعیت ۹۰۰۰۰۰ نفری که ۹۴ درصد آن‌ها مسلمانند و ۲۶ درصد مسلمان‌ها شیعه‍.
بودگام: با جمیعت ۵۹۳۷۶۸ نفر که ۳۶ درصدشان شیعیه میباشند.
باره مولا: جمعیت ۹۰۰۰۰۰ نفر و ۹۷ درصد مسلمان و ۳۲ درصد شیعه
پراکندگی شیعه‌ها در ناحیه شمالی
اسم شهرستان اثناعشری اسماعیلی نوربخشی سنی
غزر ----- ۸۷٪ ----- ۱۳٪
دیامر ۱۰٪ ----- ----- ۹۰٪
گلگت ۵۴٪ ۲۷٪ ------ ۱۹٪
سکردو ۸۷٪ ۱۰٪ ----- ۳٪
گانگچه ۵٪ ----- ۸۷٪ ۸٪
مرکز ها سکونت شیعه ها در کشمیر هند
اسم شهر جمعیت جمعیت مسلمان جمعیت شیعه
کارگیل ۱۴۰۰۰۰ ----- حدود ۱۲۶۰۰۰
لداخ ۳۰۰۰۰ حدود۱۵۰۰۰ حدود ۱۳۵۰۰
سرینگر ۹۰۰۰۰۰ حدود۸۴۶۰۰۰ حدود۲۳۰۰۰۰
بودگام ۵۹۳۷۶۸ ----- حدود ۲۱۲۰۰۰
باره مولا ۹۰۰۰۰۰ حدود ۸۷۳۰۰۰ حدود ۲۰۰۰۰۰
حالت فرهنگی و اجتماعی
شیعه‌ها اثنی عشری در کشمیر به دو مجموعه فرقه قدیم و فرقه تازه تقسیم گردیده‌اند که هر مورد ابعاد مبتلا انشعابات درونی شدند. این مجموعه بندی در اواخر قرن نوزدهم میلادی صورت گرفته میباشد و ریشه در اختلاف بر رمز رهبری شرعی شیعه ها داشته میباشد. رهبری فرقه قدیم را علمای خویشاوندان انصاری کشمیر بر ذمه دارااست که نسبشان به سید حسین قمی گشوده می شود و از سده‌های قبلی دربین شیعه ها از وضعیت بالایی بهره مند بوده‌اند. بنیانگذار فرقه نو، سید مهدی موسوی از همسایه بودگام میباشد که بعداز مهاجرت به نجف و کامل شدن تحصیلات و برگشت به کشمیر در سال ۱۸۸۰م./۱۲۹۷ق. رهروان متعددی یافت.[۱۹] ابعاد فر

بازدید : 83
دوشنبه 18 فروردين 1404 زمان : 14:50


امام کاظم(ع)
نوشته‌علمیٔ اساسی: امام موسی کاظم(ع)
موسی بن جعفر دارای اسم و رسم به امام موسی کاظم و ملقب به کاظم و باب الحوائج هفتمی امام شیعه‌ها امامی، فرزند امام راست گو و حمیده در سال ۱۲۸ قمری در ابواء، حیطه‌ای در بین مکه و مدینه، چشم به جهان تشریفات ترحیم مشهد گشود.[۱۰۰]

امام کاظم(ع) بعداز پدرش، به تصریح امام راست گو(ع) به امامت رسید.[۱۰۱] زمان امامت ۳۵ ساله امام هفتم،[۱۰۲] با منصور، هادی، مهدی و هارون از خلفای عباسی، به طور همزمان بود.[۱۰۳] این زمانه با نقط ی اوج توان خلافت عباسی به طور همزمان بود و زمانه مشقت برای امام کاظم(ع) و شیعه‌ها بود. از این‌رو وی در قبال حکومت وقت، تقیه میکرد و شیعه ها را نیز به‌این عمل پیشنهاد ‌می‌نمود.[۱۰۴]

امام هفتم در ۲۰ شوال سال ۱۷۹ق، وقتی که هارون به قصد مهاجرت حج به مدینه رفت، به فرمان وی امام را در مدینه زندانی کردند و از مدینه به بصره و از بصره به بغداد منتقل کردند.[۱۰۵] وی در سال ۱۸۳ق در زندان بغداد بوسیله سِنْدی بْن پاد شاهِکْ با سم شهید شد و در محلی به اسم «مقابر قریش»[۱۰۶] که در حال حاضر در کاظمین میباشد،[۱۰۷] مدفون شوید.

امام رضا(ع)
نوشته ی علمیٔ اساسی: امام رضا(ع)
علی بن موسی بن جعفر دارای شهرت به امام رضا(ع) و هشتمین امام شیعه‌ها، فرزند امام کاظم(ع) و نجمه‌خاتون به سال ۱۴۸ق در مدینه متولد و در سال ۲۰۳ق در ۵۵ سالگی در طوس (مشهد) به شهید شدن رسید.[۱۰۸]

امام رضا(ع) بعداز پدرش، به فرمان معبود و به تصریح امام کاظم(ع) به امامت رسید.[۱۰۹] دوران امامت امام وی ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق)بود[۱۱۰] که با خلافت هارون الرشید و پسرانش امین و مأمون به طور همزمان بود.[۱۱۱]

بعداز هارون الرشید، مأمون به خلافت رسید.[۱۱۲] مأمون به دلیل مشروعیت بخشیدن به خلافت خویش، در دست گرفتن شغل‌های امام رضا(ع) و کاستن جایگاه و مقام امامت، تصمیم گرفت امام هشتم را ولیعهد خویش قرار دهد.[۱۱۳] به همین استدلال، وی امام را در سال ۲۰۱ق[۱۱۴] از مدینه به مرو احضار کرد.[۱۱۵] مأمون ابتدا، اصل خلافت و بعد ولیعهدی خویش را به امام رضا سفارش اعطا کرد که با مخالفت وی روبرو شد؛ البته سرنوشت، مأمون امام را وادار به تایید ولیعهدی خویش کرد. امام نیز بدین شرط که در شغل های حکومتی و برکنار و نصب‌ها مداخله نکند، ولایت‌عهدی را عهده دار شد.[۱۱۶] بعداز مدتی، مأمون با مشاهده توسعه و گسترش سریع شیعه و به دلیل محافظت خلافت خویش، امام رضا(ع) را مسموم و شهید کرد.[۱۱۷]

حدیث مشهور سلسلة الذهب هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو از امام نقل گردیده است.[۱۱۸] هنگام حضور امام رضا(ع) در مرو، مأمون در میان وی و بزرگان دیگر ادیان و مذهب ها جلسات مناظره‌ تشکیل می‌بخشید که باعث اظهار برتری امام در دانش و علم شد.[۱۱۹]

امام جواد(ع)
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: امام جواد(ع)
محمد بن علی پر اسم و رسم به امام جواد و امام محمدِ تقی(ع) و نهمی امام شیعه ها اثناعشری، فرزند امام هشتم و سَبیکه نوبیه در ماه رمضان سال ۱۹۵ق در مدینه دیده به جهان گشود[۱۲۰] و در سال ۲۲۰ق در بغداد به شهید شدن رسید.[۱۲۱] وی در کنار جد خویش امام هفتم در بقاع قریش در کاظمیه مدفون شوید.[۱۲۲]

امام جواد(ع) در هشت سالگی[۱۲۳] و به تصریح پدرش به امامت رسید.[۱۲۴] خردسالی وی سبب ساز شد تا شماری از شیعه‌ها، در امامت وی شک و تردید نمایند؛ بعضی، اخوی امام رضا عبدالله بن موسی را امام خواندند و بعضی دیگر به واقفیه پیوستند؛ البته بیشتر آن ها با دقت به نص امامت و تست علمی امام جواد(ع)، امامت اورا پذیرفتند.[۱۲۵] زمان ۱۷ سال امامتش[۱۲۶] با خلافت مأمون و معتصم هم‌زمان بود.[۱۲۷]

مأمون در سال ۲۰۴ق به دلیل پایین حیث قرار دادن وی و شیعیانش، امام جواد را به بغداد- که آن روز پایتخت خلافت بود- احضار کرد و دخترش ام الفضل را به وصلت او درآورد.[۱۲۸] بعداز مدتی وی به مدینه رجوع و تا انتها قسم مأمون در مدینه ماند. بعداز درگذشت مأمون، معتصم زمام خلافت را به دست گرفت و در سال ۲۲۰ق امام را به بغداد احضار کرده و پایین حیث گرفت و آخر و عاقبت آن حضرت با تحریک معتصم و به دست همسر خویش مسموم و شهید شد.[۱۲۹]

امام هادی(ع)
نوشته ی علمیٔ مهم: امام هادی(ع)
علی بن محمد پر اسم و رسم به امام هادی یا این که امام علی النقی(ع)، امام دهم امامیه، فرزند امام جواد و سمانه مغربیه در سال ۲۱۲ق در حیطه‌ای به اسم صریا در اطراف مدینه متولد[۱۳۰] و در سال ۲۵۴ق در سامرا[۱۳۱] به دست المعتز بالله، خلیفه عباسی مسموم و شهید شد.[۱۳۲]

امام هادی(ع) ۳۳ سال(۲۲۰ق-۲۵۴ق) امامت شیعه ها را بر ذمه داشت[۱۳۳] درین زمان با شش خلیفه عباسی معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز معاصر بود.[۱۳۴]

متوکل در سال ۲۳۳ق به دلیل پایین لحاظ قراردادن امام هادی(ع)،[۱۳۵] او‌را از مدینه به سامرا- که آن روز راءس خلافت بود[۱۳۶]- احضار کرد[۱۳۷] و وی سایر قدمت خویش را درین شهر به راز پیروزی.[۱۳۸] بعد از درگذشت متوکل، منتصر و مستعین و معتز روی شغل آمدند و امام هادی(ع) در روزگار معتز، مسموم و شهید شد.[۱۳۹]

امام هادی(ع) از روش دعا و زیارات به تربیت شیعه ها و شناخت با معارف شیعی می‌پرداخت.[۱۴۰] زیارت جامعه کبیره از زیارت‌طومار‌های اساسی شیعه ها، از وی نقل گردیده است.[۱۴۱]

امام حسن عسکری(ع)

بازدید : 46
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 17:01


محمدعلی تسخیری(۱۳۲۳-۱۳۹۹ش) نماینده طهران در پنجمی عصر مجلس خبرگان رهبری، مدیر شورای خوب مجمع جهانی تخمین مذهبها اسلامی و از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت جنگجو بود. دبیر کلی مجمع جهانی اهل‌بیت و مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها و نمایندگی کشور ایران در کمیته شریعت خزانه پیشرفت اسلامی از سایر سابقه اوست. او فقط نماینده قانونی شیعه اثناعشری در مجمع فقه اسلامی در جده (متعلق به سازمان كنفرانس اسلامی) تشریفات ترحیم مشهد بود.

تسخیری از منتقدان طرح شورای رهبری میباشد و غرض آن را تشکیک در موضع رهبری در نظام کشور‌ایران می داند.

تسخیری اثراتی در زمینه تعدد مذهب ها، تخمین و وحدت اسلامی، تألیف نموده است. المختصر المفید فی تعبیروتفسیر القرآن المجید، الاخلاق فی الاحادیث المشترکة فی مابین السنة و الشیعة از سایر اثرها وی میباشد.

معاش‌طومار و تحصیلات
محمدعلی تسخیری در سال ۱۳۲۳ش در نجف چشم به جهان گشود.[۱] تحصیلات ابتدایی را در مکتب «منتدی النشر» به پایان رسانید که با رئیس محمدرضا مظفر اداره میشد.[۲] در سال ۱۳۴۱ش،[۳] وارد کالج فقه نجف شد و در حرفه ادبیات عرب و فقه و اصول به علم آموزی پرداخت.[۴]

وفات
تسخیری در ۲۸ مرداد سال ۱۳۹۹ش موازی با ۲۸ ذی‌الحجه سال ۱۴۴۱ در طهران درگذشت[۵] و در ۳۰ مرداد در قم، تشییع و با اقامه نماز میت بوسیله آیت‌الله نوری همدانی در مقبره حضرت معصومه(س) دفن شد.[۶]

حیات حوزوی
تسخیری به طور همزمان با علم آموزی در دانشگاه فقه نجف، یادگرفتن دروس حوزوی را نیز استارت کرد.[۷] با اتمام عصر سطح، درس بیرون را نزد سید محمدباقر صدر، خویی، سید محمدتقی حکیم و میرزا جواد تبریزی، در حوزه علمیه نجف فرا گرفت[۸] و شعر و ادبیات را نزد محمدرضا مظفر فراگرفت.[۹] او در سال ۱۳۵۱ش به حوزه علمیه قم رفت[۱۰] و در درس سید محمدرضا گلپایگانی، میرزا هاشم آملی و وحید خراسانی شركت نمود.[۱۱]

درس دادن و اثرها

تسخیری در کنار علم آموزی در حوزه علمیه نجف به درس دادن دروس رایج حوزوی نیز اشتغال داشت.[۱۲] همینطور بعداز ورود به حوزه علمیه قم خلال علم آموزی، به درس دادن در حوزه علمیه[۱۳] و برخی مراكز علمی و دانشگاهی مانند دانشکده امام درست گو(ع)، کالج گیلان و دانشگاه اصول‌الدین قم پرداخت.[۱۴]

وی دارنده تالیفاتی در موضوعات اسلام، دنیا اسلام، وحدت مسلمین و تخمین مذهب‌ها به گویش‌های فارسی و عربی میباشد. اقتصاد اسلامی، المختصر المفید فی تعبیروتفسیر القرآن المجید، اقلیت‌های مسلمانها؛ راهكارها و مشكلات، ایده‌های اعلام‌کرد‌وگو با دیگرافراد، درباره وحدت و تخمین مذهب‌ها اسلامی، تعدد مذهبها و زمینه تخمین و وحدت اسلامی، رسالت ما تخمین در تامل‌ها، انسجام در شغل، الاخلاق فی الاحادیث المشترکة فی مابین السنة و الشیعه(زمان سه جلدی) و در پرتو قانون اساسی کشور به عنوان مثال اثر ها وی میباشد.[۱۵]

شغل‌های سیاسی
تسخیری در سال ۱۳۴۴ش به‌طور قانونی به حزب الدعوه پیوست که با بررسی سید محمد باقر صدر اداره میشد.[۱۶] وی در آن فرصت، اشعاری بر ضد حکومت بعث عراق سرود که به زندانی شدن او انجامید و به اعدام محكوم شد[۱۷] البته بعد از مدتی با میانجی‌گری امام خمینی و دیگر علمای نجف از زندان آزاد شد.[۱۸]

او پیش از ورود به حزب الدعوه، مدتی با رسیدگی نشریات حزب جماعة العلماء، در جریان هدف ها و اپ های این حزب قرار گرفت.[۱۹] حزب جماعة العلماء در سال ۱۳۳۹ش به وسیله سید محسن حکیم و گروهی از علما برای مقابله با احزاب سیاسی ضد اسلامی مانند حزب کمونیست تأسیس شد.[۲۰] تسخیری در سال ۱۳۵۱ش به‌ادله شغل‌های سیاسی بر ضد حکومت عراق، از این كشور اخراج شد و به کشور‌ایران آمد.[۲۱]

کار‌های فرهنگی و اجرایی

حضور آیت‌الله تسخیری در افتتاحیه دانشنامه ویکی‌شیعه
تسخیری پیش از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران در بیوت برخی از مراجع پیروی در قم، معنی کننده و پاسخگوی استفتائات و سؤالات عربی عموم بود.[۲۲] او کار فقاهتی و فرهنگی خویش را در قم با نشر خبرنامه عرب گویش الهادی در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامی شروع کرد[۲۳] و بعد از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران در مناصب گوناگون فرهنگی، تبلیغی و اجرایی به عمل پرداخت. آغاز در سمت معاونت میان‌الملل سازمان تبلیغات اسلامی شغل می کرد[۲۴] تا اینکه در سال ۱۳۶۹ش، مجمع جهانی اهل‌بیت را با همیاری تیم‌ای از علما ایجاد کرد و با حکم آیت‌الله خامنه‌ای؛ رهبر ایران به دبیرکلی این مجمع برگزیده شد و تا سال ۱۳۷۸ش در‌این سمت بود.[۲۵]

در سال ۱۳۷۳ش سازمان تمدن و پیوندها اسلامی را تأسیس نمود و سر گروهی آن را تا سال ۱۳۸۰ش بر ذمه داشت[۲۶] و بعد از آن از جانب آیت‌الله خامنه‌ای به دبیر کلی مجمع جهانی تخمین مذهب ها اسلامی گزینش شوید[۲۷] و با اتمام این زمان در سال ۱۳۹۱ش به سمت مشاور بهتر آیت‌الله خامنه‌ای در کارها عالم اسلام منصوب شد.[۲۸]

تسخیری از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت اهل جنگ طهران میباشد[۲۹] وی در سال ۱۳۹۴ش تحت عنوان نماینده طهران در پنجمی زمان مجلس خبرگان رهبری برگزیده شد[۳۰] همینطور در سال ۱۳۶۲ش تحت عنوان نماینده قانونی شیعه اثناعشری در مجمع فقه اسلامی در جده (متعلق به سازمان كنفرانس اسلامی) حضور پیدا کرد.[۳۱]

از سایر مسئولیت‌هایی که وی بر ذمه داشت عبارتند از:

نماینده گیلان در مجلس خبرگان رهبری،
مشاور آیت‌الله خامنه‌ای در کارها فرهنگی عالم اسلام،
نائب‌رییس اتحادیه جهانی علمای اسلام،
مشاور وزیر فرهنگ وتمدن و موعظه اسلامی در کارها در بین‌الملل،
عضو هیأت امنای سازمان تبلیغات اسلامی،
نائب رئیس در میان‌الملل دفتر کار آیت‌الله خامنه‌ای از سال ۱۳۶۹ش،
عضو مجلس فقهی هیات حسابرسی مؤسسات مالی در بحرین.[۳۲]

بازدید : 74
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 17:22


اثرها
به گفته برخی از دانشمندان، خشیت حقیقی و واقعی تأثیرات ویژه‌ای هم در اخلاق آدم و هم در درنگ وی داراست و اثراتی را در معاش شخصی و اجتماعی بشر پدید می آورد. از میان رفتن سنگدلی، تضرع در درگاه پروردگار، ساخت و تقویت حجب، ثبت ایمان، تقویت روحیه خویشتن‌داری و تولید روحیه ظلم ستیزی و قیام علیه مستبدان، مثلا اثر ها خشیت معرفی تشریفات ترحیم مشهد گردیده‌است.[۲۹]

شیوه های استخراج
دانش و معرفت، بیان، خضوع و تزکیه نفس از دست اندرکاران استخراج خشیت میباشد.

دانش و معرفت
بر طبق آیه «... إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ...، از بندگان پروردگار صرفا دانایانند که از وی می‌ترسند.» دانش تحت عنوان یکی طرق وصال به خشیت معرفی شده و خشیت از غیر عالمان نفی گردیده‌است.[۳۰] این مفهوم در احادیث نیز منعکس شد‌ه‌است. به عنوان مثال حضرت علی(ع) در روایتی دانش را منجر خشیت[۳۱] و امام درست گو(ع) دانش را دلیلی بر خشیت معرفی کرده‌اند.[۳۲] اما در بعضا از احادیث این ارتباط متقابل دانسته گردیده و خشیت منجر تکمیل دانش[۳۳] و یا این که زیاد شدن دانش دانسته گردیده است.[۳۴] علامه مجلسی در مرآت العقول از عهدوپیمان پژوهشگر طوسی نقل کرده که موقعیتِ خشیت را صرفا از آنِ کسی دانسته که بر جلال کبریای الهی استحضار یافته و لذت قُربِ اورا چشیده میباشد. [۳۵] [یادداشت ۱]

بیان
با استناد به آیاتی مانند «إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَی، فقط مقصود از نزول قرآن آن میباشد که عموم بازهد را متذکر و بیدار سازی.»[۳۶] و «فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى،‌ و با وی (فرعون)سخنی قابل انعطاف گویید شاید که راهنمایی پذیرد یا این که بترسد»[۳۷] می‌اقتدار به رابطه عمیق خشیت و بیان پی‌موفقیت.[۳۸] بیان واقعی که به عبارتی حس حضور عبد و بنده در محضر آفریدگار متعال میباشد، آدم را به خشیت میرساند.[۳۹]

خضوع و خشوع
فروتنی حقیقی و واقعی که به عبارتی حس حقارت در قبال جایگاه والای پروردگار میباشد، نوعی رُعب و خوف را در‌پی دارااست، که در شکل ادامه یافتن این وضعیت، آرامشی یار و همدم با خشیت به بشر دست میدهد.[۴۰]

تزکیه نفس
در نشانه‌ها زیادی از قرآن مهربان مثلا نشانه‌ها «فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ تَزَكَّى وَ أَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى، و بگو آیا راز آن داری که به پاکیزگی گرایی و تورا به سوی پروردگارت روش نمایم تا پروا بداری»[۴۱] تزکیه نفس و عصمت باطنی یک کدام از شیوه های وصال به خشیت معرفی گردیده است.[۴۲]

سختی ها حصول
قساوت قلب، غفلت از خاطر پروردگار و ارتکاب گناهان به عنوان مثال سختی ها استحصال به خشیت میباشد.

قساوت قلب
نوشته ی علمیٔ اساسی: قساوت قلب
قساوت قلب شایستگی خشیت را از در میان میبرد؛ چون به گفته بعضا از دانشمندان فردی که قساوت قلب دارااست، فروغ و روشنایی هدایتی در قلب وی وجود ندارد تا واقعیت را دریابد. قلبی که در آن روشنایی حق وجود نداشته نباشد، دانایی و معرفت هم نخواهد داشت و سوای معرفت و دور اندیشی مستعد خشیت الهی نخواهد بود.[۴۳]

غفلت از حافظه پروردگار
همانگونه که بیان و حافظه خویش، از دست اندرکاران اصلی استخراج خشیت الهی میباشد، آلزامیر حافظه معبود نیز، از مانع ها دستیابی خشیت معرفی گردیده است. مبنی بر آموزه‌های شرعی اصولاً قلب‌های غافل از حافظه آفریدگار، مستعدّ هرگونه انحراف دانسته گردیده است.[۴۴]

ارتکاب معاصی
بر طبق برخی از مستندات ارتکاب معاصی که به عبارتی نافرمان‌برداری از معبود و رسولش میباشد، هجران از خشیت را پیرو دارااست.[۴۵] گناهان عصمت و طهارت و صفای قلوب را از فی مابین می برد و مبنی بر بعضی از احادیث هیچ چیزی مانند گناه، قلب را فاسد نمی‌نماید.[۴۶]

پانویس
آشیان، «خشیت»، ج۱۵، ص ۵۳۸.
خلیل بن احمد، کتاب العین.
راغب اصفهانی، مفردات لفظ ها القرآن، زیر خشیة.
قرشی، قاموس قرآن، پایین خشیة.
مصطفوی، التحقیق فی کلمه ها القرآن الکریم، پایین خشیة.
«آهسته، معناشناسی خشیت در قرآن کریم و مهربان»، ص۳۷.

بازدید : 88
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:48


مرجعیت در عراق
مرجعیت به صورت متمرکز در قرن ۱۳ قمری از حوزه علمیه نجف و با مالک جواهر و روحانی انصاری استارت شد. و از آن تاریخ مدام در عراق و به ویژه در نجف مراجع تبعیت شیعه حضور داشته‌اند. ضمن نجف گاه در کربلا نیز اشخاصی آیتم مراجعه شیعه‌ها بوده و تحت عنوان مرجع تاسی شناخته می‌شدند. در زمانه میرزای شیرازی مرجعیت شیعه به سامرا منتقل شد. آخوند خراسانی، سید کاظم یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی (م۱۳۶۵ق)، مراجع شاخص و شناخته گردیده در زمانه بعداز میرزای شیرازی تشریفات ترحیم مشهد می‌باشند.

در سال‌های ۱۳۶۵-۱۳۸۰ق مرجعیت بیشتر در چنگ آیت الله بروجردی و در قم بود البته هم زمان سید محسن حکیم(درگذشته ۱۳۴۹ش) و سید محمود حسینی شاهرودی(درگذشته ۱۳۵۳ش) آیتم مراجعه گروهی از شیعه ها بودند. با درگذشت آيت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰شمسی، سید محسن حکیم و سید محمود حسینی شاهرودی و سید ابوالقاسم خوئی(درگذشته ۱۳۷۰ش) ذمه ‌دار مرجعیت در حوزه نجف شدند. مسافت زیاد میان درگذشت شاهرودی و خوئی سبب شد سید ابوالقاسم خوئی به یکی متنفذ‌ترین مراجع پیروی شیعه تبدیل گردد. در سال‌های ۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش آیت الله سید روح‌الله خمینی نیز از جمهوری اسلامی ایران به عراق تبعید گردیده و مستقر نجف بود.

بعد از انتفاضه شعبانیه حکومت عراق دشوار‌گیری‌های بیشتری بر حوزه‌ نجف اجرا کرد. در سال‌های در آغاز پس از درگذشت خوئی و نیز محمد علی اراکی، دو بدن از شاگردان خوئی (علی غروی تبریزی و مرتضی بروجردی) که تحت عنوان مرجع مطرح بودند غرض ترور قرار گرفته و کشته شدند. مدتی آن گاه نیز سید محمد صدر که از شاگردان سید محمد باقر صدر بود و مرجعیت وی مقبول گروهی از شیعه ها قرار گرفته بود کشته شد. این ترورها و فشارها عملا حوزه علمیه نجف را در انزوا قرار بخشید. با این درحال حاضر هم‌چنان بخشی از مرجعیت شیعه در حوزه نجف باقی ماند.

بعد از سقوط رژیم بعث
آن گاه نبرد دوم خلیج عجم در سال ۲۰۰۰ م، نظام حکم کننده بر عراق تغییر و تحول کرد. درین زمان حوزه علمیه نجف از فشار بیرون شد و طلاب از بخش ها دیگر برای علم آموزی به نجف رفتند. گروهی از استادان نیز که سال‌ها بود از عراق ترد شده بودند به عراق بازگشتند. یکی‌از متنفذترین مراجع شیعه در نجف سید علی حسینی سیستانی میباشد که دانش آموز خوئی بوده میباشد.

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه