نام و نام الاسم
از حیث عرفان که «نام» را حقیقتی عینی میداند، مجموع حقایقی که از لحاظ فلسفی و طبیعی، عقل و نفس، فَلَک یا این که ملک نامیده می گردند، «از آن جهت که مظهر نامونشان مطلقه بوده و اورا آرم میدهند، اسمای الهی خوانده می گردند.»[۳۱] و نام الاسم لفظ ها و کلماتی میباشند که حکایت از اسمای الهی دارا تشریفات ترحیم مشهد هستند.
یا این که در تعبیری دیگر ازآنجاکه نام چیزی میباشد که دلالت بر مسمی داراست، و اسماء حسنای الهیه حقایقی میباشند که دلالت بر ذات مقدس وی میکنند و به اندازه حجم تیتر خویش از وی حکایت مینمایند، پس مفاهیم «الله»، «رحمن» یا این که «رحیم» که دلالت بر آن حقائق مجرده الهیه داراهستند در واقعیت «نام الاسم» میباشند و لفظ نشانه بر این مفاهیم را «نام نام الاسم» مینامند.[۳۲]
به عبارت دیگر «نام» معانی مختلفی داراست؛ در عرف و لغت بر لفظ نشانه بر مسمی اطلاق میگردد و در اصطلاح عرفان به معنای ذات همپا با تَعَین میباشد و سازه بر این اصطلاح خاص، اسمهای لفظی ذات و صفات خدای سبحان نام نام الاسم میباشند مانند اسمایی که در قرآن کریم و مهربان و احادیث و دعاها نظیر دعای جوشن عظیم آمده میباشد و مفاهیمِ اسمهای لفظی «نام الاسم» میباشند.
۶- اسماء ظواهر و اسامی مستأثره
عرفای اسلامی نوعی دیگر از اسماء اللّه را به عنوان اسمای مستأثره مطرح کردهاند البته متکلمان بدین تیتر اشاره نکردهاند. کلمه مستأثره برگرفته از دعای رسول بزرگ الشأن اسلام میباشد که به خدواند عرضه میدارد: «اللهم إنّی أسئَلُک لِمجموعِّ اِسمٍ هُوَ لَک سَمَّیتَ بِهِ نَفسَک، أوأنزَلتَ فی کتابِک، أو عَلَّمتَهُ أحداً مِن عِبادِک أو اِستَأثَرتَ بِهِ فی عِلمِ غَیبِک». «خداوندا از تو درخواست میکنم بواسطه نامهایی که خودت بر خودت نهادی و یا این که در قرآنت نازل فرمودی و یا این که به یکیاز بندگانت آموختهای و یا این که در بانک دانش غیب خودت برگزیده و قراردادهای».[۳۳] هدف از اسمای مستأثره از طریقه عرفا آن نوع از اسماء اللّه میباشد که وقوف و دسترسی بر آن ها برای هیچ کس میسّر نمی باشد. به عهد و پیمان آنان این سیرتکامل اسماء اللّه مکنون در دانش غیب وجودند و باطن در منطقه نام اولیه و نام داخلاند (اشاره به آیه: هو الأوّل والآخر والظاهر والباطن - حدید:۳) و زیرا درون در نام دروناند هیچ گاه ظواهر نمیگردند.[۳۴]صدرالدین قونوی در کتاب مفتاح غیب الجمع و الوجود، اسماء ذاتی حق را بر دو عهد میداند: یک عهد و پیمان از این اسماء، حکم و اثرشان در فقیه ظواهر میخواهد شد و در دانا مظهر(محل ظهور) داراهستند که یا این که از روش همین مظاهر و اثرها، از پشت عفاف و حجاب، برای نیکوکاران شناخته میشوند، و یا این که از روش کشف و شهود، برای کاملین از عرفا و اولیاء، مشخص و معلوم میگردند.پیمان دیگر از اسماء ذاتی، اسمائی میباشند که اثری از آنان در دانا ظواهر نمیخواهد شد و به همین جهت برای احدی مشخص نمیگردند. این پیمان دوم به عبارتی اسماء مستأثره الهی می باشند.[۳۵] در احادیث، از این اسماء و صفات، با تیترهای متفاوت «مکنون»، «مستاثر» و «مخزون» حافظه گردیده است.[۳۶]
قابلیت آشنایی صفات حق بزرگ
یکی مسائل اصلی در زمینه ی صفات آفریدگار این میباشد که آیا آدم میتواند صفات الهی را بشناسد یا این که آنکه این صفات برای بشر ناشناختهاند. در جواب بدین سئوال، سه عقیده اصلی وجود دارااست:
تعطیل
نوشتهیعلمیٔ مهم: عقیده تعطیل صفات
مبنی بر این بینش، عقل آدم راهی به آشنایی اوصاف الهی ندارد و فقط عمل ممکن آن میباشد که اجمالاً به ثبوت صفات نام برده در قرآن و احادیث برای آفریدگار اعتراف کنیم و به آن ایمان بیاوریم، در حالی که از فهم و شعور واقعیت معانی این صفات عاجزیم.
عقیده اهل تشبیه
نوشته ی علمیٔ اساسی: عقیده تشبیه صفات
این تیم معتقدند که تفاوتی اصلی در میان اوصاف خداوند و اوصاف مخلوقات وجود ندارد و آن گروه از صفاتی که هم بر پروردگار و هم بر مخلوقات وی اطلاق میشوند، معنای واحد و مشترکی داراهستند که در هر دو یکساناند.
عقیده ثابت سوای تشبیه
نوشتهیعلمیٔ اساسی: عقیده ثابت سوای تشبیه
این نگرش بر نفی مسلک تعطیل و تشبیه پایدار بوده و راه و روش سومین را ارائه می دهد که با فضای کلی آیهها و احادیث سازش بیشتری داراست. رهروان این عقیده می کوشند تحلیلی از معنای صفات الهی ارائه دهند که از یک سو تنزّه و تبارک معبود را از نقایص و محدودیتهای مخلوقات پاس داراست و از سوی دیگر، بر آشنایی پذیری اوصاف وی صحّه گذارد.
نام و نام الاسم
از حیث عرفان که «نام» را حقیقتی عینی میداند، مجموع حقایقی که از لحاظ فلسفی و طبیعی، عقل و نفس، فَلَک یا این که ملک نامیده می گردند، «از آن جهت که مظهر نامونشان مطلقه بوده و اورا آرم میدهند، اسمای الهی خوانده می گردند.»[۳۱] و نام الاسم لفظ ها و کلماتی میباشند که حکایت از اسمای الهی دارا تشریفات ترحیم مشهد هستند.
یا این که در تعبیری دیگر ازآنجاکه نام چیزی میباشد که دلالت بر مسمی داراست، و اسماء حسنای الهیه حقایقی میباشند که دلالت بر ذات مقدس وی میکنند و به اندازه حجم تیتر خویش از وی حکایت مینمایند، پس مفاهیم «الله»، «رحمن» یا این که «رحیم» که دلالت بر آن حقائق مجرده الهیه داراهستند در واقعیت «نام الاسم» میباشند و لفظ نشانه بر این مفاهیم را «نام نام الاسم» مینامند.[۳۲]
به عبارت دیگر «نام» معانی مختلفی داراست؛ در عرف و لغت بر لفظ نشانه بر مسمی اطلاق میگردد و در اصطلاح عرفان به معنای ذات همپا با تَعَین میباشد و سازه بر این اصطلاح خاص، اسمهای لفظی ذات و صفات خدای سبحان نام نام الاسم میباشند مانند اسمایی که در قرآن کریم و مهربان و احادیث و دعاها نظیر دعای جوشن عظیم آمده میباشد و مفاهیمِ اسمهای لفظی «نام الاسم» میباشند.
۶- اسماء ظواهر و اسامی مستأثره
عرفای اسلامی نوعی دیگر از اسماء اللّه را به عنوان اسمای مستأثره مطرح کردهاند البته متکلمان بدین تیتر اشاره نکردهاند. کلمه مستأثره برگرفته از دعای رسول بزرگ الشأن اسلام میباشد که به خدواند عرضه میدارد: «اللهم إنّی أسئَلُک لِمجموعِّ اِسمٍ هُوَ لَک سَمَّیتَ بِهِ نَفسَک، أوأنزَلتَ فی کتابِک، أو عَلَّمتَهُ أحداً مِن عِبادِک أو اِستَأثَرتَ بِهِ فی عِلمِ غَیبِک». «خداوندا از تو درخواست میکنم بواسطه نامهایی که خودت بر خودت نهادی و یا این که در قرآنت نازل فرمودی و یا این که به یکیاز بندگانت آموختهای و یا این که در بانک دانش غیب خودت برگزیده و قراردادهای».[۳۳] هدف از اسمای مستأثره از طریقه عرفا آن نوع از اسماء اللّه میباشد که وقوف و دسترسی بر آن ها برای هیچ کس میسّر نمی باشد. به عهد و پیمان آنان این سیرتکامل اسماء اللّه مکنون در دانش غیب وجودند و باطن در منطقه نام اولیه و نام داخلاند (اشاره به آیه: هو الأوّل والآخر والظاهر والباطن - حدید:۳) و زیرا درون در نام دروناند هیچ گاه ظواهر نمیگردند.[۳۴]صدرالدین قونوی در کتاب مفتاح غیب الجمع و الوجود، اسماء ذاتی حق را بر دو عهد میداند: یک عهد و پیمان از این اسماء، حکم و اثرشان در فقیه ظواهر میخواهد شد و در دانا مظهر(محل ظهور) داراهستند که یا این که از روش همین مظاهر و اثرها، از پشت عفاف و حجاب، برای نیکوکاران شناخته میشوند، و یا این که از روش کشف و شهود، برای کاملین از عرفا و اولیاء، مشخص و معلوم میگردند.پیمان دیگر از اسماء ذاتی، اسمائی میباشند که اثری از آنان در دانا ظواهر نمیخواهد شد و به همین جهت برای احدی مشخص نمیگردند. این پیمان دوم به عبارتی اسماء مستأثره الهی می باشند.[۳۵] در احادیث، از این اسماء و صفات، با تیترهای متفاوت «مکنون»، «مستاثر» و «مخزون» حافظه گردیده است.[۳۶]
قابلیت آشنایی صفات حق بزرگ
یکی مسائل اصلی در زمینه ی صفات آفریدگار این میباشد که آیا آدم میتواند صفات الهی را بشناسد یا این که آنکه این صفات برای بشر ناشناختهاند. در جواب بدین سئوال، سه عقیده اصلی وجود دارااست:
تعطیل
نوشتهیعلمیٔ مهم: عقیده تعطیل صفات
مبنی بر این بینش، عقل آدم راهی به آشنایی اوصاف الهی ندارد و فقط عمل ممکن آن میباشد که اجمالاً به ثبوت صفات نام برده در قرآن و احادیث برای آفریدگار اعتراف کنیم و به آن ایمان بیاوریم، در حالی که از فهم و شعور واقعیت معانی این صفات عاجزیم.
عقیده اهل تشبیه
نوشته ی علمیٔ اساسی: عقیده تشبیه صفات
این تیم معتقدند که تفاوتی اصلی در میان اوصاف خداوند و اوصاف مخلوقات وجود ندارد و آن گروه از صفاتی که هم بر پروردگار و هم بر مخلوقات وی اطلاق میشوند، معنای واحد و مشترکی داراهستند که در هر دو یکساناند.
عقیده ثابت سوای تشبیه
نوشتهیعلمیٔ اساسی: عقیده ثابت سوای تشبیه
این نگرش بر نفی مسلک تعطیل و تشبیه پایدار بوده و راه و روش سومین را ارائه می دهد که با فضای کلی آیهها و احادیث سازش بیشتری داراست. رهروان این عقیده می کوشند تحلیلی از معنای صفات الهی ارائه دهند که از یک سو تنزّه و تبارک معبود را از نقایص و محدودیتهای مخلوقات پاس داراست و از سوی دیگر، بر آشنایی پذیری اوصاف وی صحّه گذارد.

تشریفات ترحیم مشهد و مدیریت مراسم در روزهای شلوغ؛ چگونه از بینظمی و فشار کاری جلوگیری کنیم؟