loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 27
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 11:36


عطاءالله اشرفی اصفهانی (۱۲۸۱-۱۳۶۱ش) شیخ شیعه و نماینده امام خمینی در استان کرمانشاه و امام آدینه آن شهر بود. او مسئولیت حوزه علمیه کرمانشاه را به ذمه داشت و حوزه خواهران را نیز در‌این شهر فعال‌سازی کرد. سعی برای وحدت بین شیعه و اهل سنت از شغل‌های وی بود. وی در جریان برگزاری نماز آدینه به‌دست سازمان مجاهدین اخلاق کشور‌ایران ترور شد. وی یکی‌از امامان آدینه‌ای میباشد که در جمهوری اسلامی ایران، به شهدای محراب تشریفات ترحیم مشهد مشهورند.

معاش‌طومار و تحصیلات
عطاء الله اشرفی اصفهانی در سال ۱۲۸۱ش در خانواده‌ای شیخ در خمینی‌شهر اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش میرزا اسدالله، ‌فرزند میرزا محمد جعفر از منبریان و امامان جماعت و جد بزرگش از علمای جبل برهان بوده میباشد.[۱] تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در مکتب «نوریه» حافظه گرفت. در خیر سالگی کتاب نصاب الصبیان را مراقبت کرد. در ۱۲ سالگی جهت ادامه علم آموزی راهی اصفهان شد و دروس ادبیات و سطح فقه و اصول و نیز یک زمان درس بیرون اصول را در درس سید مهدی درچه‌ای، سید محمد نجف‌آبادی[۲]، فشارکی و میر سید حسن استاد کمپانی کرد.

هجرت به حوزه علمیه قم
اشرفی اصفهانی در ۲۰ سالگی برای ادامه علم آموزی به قم رفت و به بازه بیست‌وسه سال در مکتب رضویه و مکتب فیضیه علم آموزی کرد و در ۴۰ سالگی به جايگاه اجتهاد رسید. وی در دروس روحانی عبدالکریم حائری، سید محمدتقی خوانساری، سید صدرالدین صدر، سید محمد حجت و سید حسین بروجردی کمپانی کرده و فلسفه را از سید روح‌الله خمینی فرا گرفت. سید محمدتقی خوانساری به او مرتبه اجتهاد بخشید. در زمان‌ای، اشرفی در غیاب آیت‌الله خوانساری و امام خمینی امامت جماعت مکتب فیضیه را بر ذمه گرفت. آیت‌الله بروجردی نیز التفات ویژه به وی داشت به‌طوری که هر وقت اشرفی به اصفهان میرفت و بازمی‌گشت، به دیدار شاگردش به حجره وی در مکتب فیضیه می‌آمد.[۳] اشرفی اصفهانی به فرمان بروجردی از ممتحنین حوزه شد و کتاب مکاسب را از طلاب آزمون می‌گرفت.[۴]

سکونت در کرمانشاه
در سال ۱۳۳۵ش به‌امر آیت‌الله بروجردی به یار و همدم برخی از علما به کرمانشاه مسافرت کرد و با اداره حوزه علمیه جدید‌تأسیس آیت‌الله بروجردی در باختران، درس دادن معارف اسلامی را با ۶۰ نفر از طلاب آغاز کرد. مثلا شغل‌های او در‌این زمان می‌قدرت به کامل شدن تشکیل داد مکتب آیت‌الله بروجردی و بسط کتابخانه آن مکتب اشاره نمود.[۵]

اساتید
سید مهدی درچه‌ای
سید محمد نجف آبادی
سید محمد تقی خوانساری
روحانی عبدالکریم حائری
سیدحسین بروجردی
سید روح الله خمینی
سید حسن معلم
سید صدرالدین صدر
سید محمد حجت
اثر ها
البیان، در مورد علم ها قرآن، به لهجه فارسی.
تعبیروتفسیر قرآن، خلاصه‌ای از تفاسیر شیعه و سنی.
مجمع الشتات، در اصول آیین و عقاید و صحبت، به لهجه عربی در چهار جلد.
تیم‌ای پیرامون حروف مقطعه قرآن، به گویش فارسی.
کتابی در مسئله «غایب بودن امام بعدازظهر»(عج).[۶]
کار‌­ها

بعداز درگذشت آیت‌الله بروجردی، اهل یک محل غرب مرزو بوم را به تبعیت از امام خمینی تشویق کرد.[۷] او از آن روزها اینگونه خاطر می‌نمایند: «من بر حسب تشخیص خویش و تفحّصی هم که از شخصیت‌های گران قدر علمی نجف اشرف و حوزه علمیه قم نمودم، حضرت امام خمینی را لایق برای رده مقدس مرجعیت معرفی نمودم و عوام مردم را درباره‌ی تاسی به سوی وی سوق دادم که‌این مسئله، با مخالفت و حیله بعضا‌ها رو به رو شد و همینطور انذار ساواک به تبعید عبد و بنده را در ادامه داشت».[۸]

در اوایل برد انقلاب، امام خمینی با شناختی که از وی داشتند و به درخواست علمای کرمانشاه آیت‌اللّه اشرفی را به امامت آدینه آن شهر گزینش کردند.[۹]

اشرفی اصفهانی با استارت نبرد کشور ایران و عراق، به بسیج همگی‌جانبه عموم برای حضور در جناح پرداخت. او در خطبه‌های نمازجمعه و پیام‌ها و مذاکره‌های خویش به حضور عموم در جناح‌ تأکید می کرد. با حضور در جناح‌ها خلال دیدار با رزمندگان برای آنها سخنرانی میکرد.[۱۰] بعد از آزادی قصر شیرین به آن شهر مسافرت کرد و دو رکعت نماز شکر در مسجد آن شهر به ترسیم تشکر‌گزاری به‌مکان آورد. در دوم فروددین ماه ۱۳۶۱ش در قرارگاه عملیات فتح المبین حضور یافت و با سفارش وی، این عملیات به اسم حضرت زهرا اسم‌گذاری شد. بعداز آزادی خرمشهر نیز در دو‌مین هجرت خویش عازم اهواز شد و عموم این شهر نماز شکر را به یاروهمدم وی به مکان آوردند.[۱۱]

بعضا از سایر اقدامات وی عبارت میباشد از:

توسعه و گسترش مسجد آیت‌الله بروجردی در کرمانشاه.
تجدید بناء مسجد اما بعدازظهر(ع) در خمینی‌شهر با مساحت بیش تر از ۳۰۰ متر مربع با مدل نو.
ساختن مسجد امام حسین(ع) در خمینی‌شهر به مساحت ۲۰۰ متر مربع که در سال ۱۳۶۱ش بهره‌برداری شد.
تأسیس حوزه علمیه امام خمینی در کرمانشاه که در سال ۶۵ بهره برداری شد.
ساختمان مدرسه الزهراء(ع) جهت تربیت خواهران و درس دادن معارف اسلامی، علم ها فقه و عربی که در سال ۱۳۶۱ش بهره برداری گردیده و با استارت به فعالیت آن، بیش تر از ۳۰۰ خواهر درگیر علم آموزی علم ها فقاهتی شدند.
تلاش در کارها تبلیغی روحانیان و مبلغان در استان که مسئولیت آن از سوی امام خمینی به وی واگذار گردیده بود.
همت برای وحدت دربین شیعه و اهل سنت.[۱۲]

بازدید : 13
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 15:56


معنی‌شناسی عدل
در روایتی امام علی(ع)‌ عدل را اینگونه تعبیر و تفسیر کرده که به خدا اتهام نزنیم.(الْعَدْلُ أَلَّا تَتَّهِمَهُ)[۲۹] ابن ابی‌الحدید شارح نهج البلاغه معنای صحبت امام علی(ع) را درین دانسته که به جبر باور پیدا نکنیم تا معتقد شویم خدواند مارا بر کار قبیح بدون چاره کرده و به دلیل فعالیت بر آن مارا مؤاخذه می‌نماید. به پروردگار اتهام نزنیم که تکلیف مالایطاق نماید و ....[۳۰]ابن‌میثم بحرانی نیز در مصباح السالکین در تفصیل این پاراگراف گفته که مراد باور به جریان عدل در تک تک امور و سخنان آفریدگار میباشد و از اسباب و اثاث این باور این میباشد که به آفریدگار افترا تحمیل کردن بندگانش بر شغل های قبیح و کیفر دادن بر آن ها زده نشود. [۳۱] امام درست گو(ع) نیز عدل خدا را اینگونه توضیح می دهد كه چیزهایى را كه آفریدگار درخصوص آن تو‌را نکوهش كرده میباشد، تشریفات ترحیم مشهد به وی نسبت ندهى.[۳۲]

در اصطلاح متکلمان
عدل را در مقابل ظلم دانسته‌اند.[۳۳]البته تعریف‌و‌تمجید آن در اثرها عالمان مسلمان یک‌سیرتکامل وجود ندارد و به جهت تعدد معنای لغوی و نیز اختلاف در ملاک واقعیت عدل و داد، یک سری تمجید کلی درباره عدل ارائه گردیده است.[۳۴] بنابر گفته سپاسگذار قراملکی محقق دانش صحبت، این تعریف و تمجید‌ها عبارتند از: توازن و استقامت،[۳۵] تساوی و نفی تبعیض،[۳۶] اعطا و رعایت حق مستحق[۳۷] و افاضه بر حسب آمادگی و امکان.[۳۸] این تعریف و تمجید‌ها با لغت ها دیگری مثل «قراردادن هر چیزی در مکان خویش»،[۳۹] «حق هر فردی را به وی دادن»[۴۰] و «ملاحظه دستمزد سایر افراد» [۴۱] نیز مطرح گردیده‌اند.

مرتضی مطهری میگوید عدل الهی آن میباشد که هر چه خدا به موجودات میدهد بر طبق استحقاق‌های ذاتی آنها میباشد.[۴۲] در واقع نتیجه، عفووبخشش و همینطور بلا و نعمتی که به موجودات می رسد ناشی از نظام خاص هستی و متعلق به استحقاق ذاتی هر چیز میباشد.[۴۳] تعریف‌و‌تمجید دیگر آن میباشد که هر فعلی که مبتنی بر حکمت باشد عادلانه میباشد. و تمامی افعال پروردگار اعم از تكوینى و تشریعى، چه در جهان، از روى حكمت و مصلحت میباشد، بنابر این آفریدگار عادل میباشد.[۴۴]

متکلمان بخش اعظمی برای مثال روحانی طوسی (وفات۴۶۰ق) از عالمان شیعه[۴۵]، حکم کننده عبدالجبار (وفات ۴۱۵ق) از عالمان تعالی معتزله،[۴۶] قطب‌الدین سبزوارى‏ فقیه شیعی قرن ششم[۴۷] سید حیدر آملی دانا شیعی قرن هشتم[۴۸] و دیگرافراد[۴۹] عدل الهی را با دو قید توضیح داده‌اند: ابتدا آن‌که خدا هیچ فعالیت قبیحی را جاری ساختن نمی‌دهد. و قبیح هر کاری میباشد که اجرا‌دهنده آن مستحق ذم و ملامت میباشد[۵۰] و عقل از آن تنفر داراست مانند لاف، ظلم، سرقت.[۵۱] و دیگر آن که پروردگار در آنچه بر وی واجب میباشد اخلال ساخت‌و‌ساز نمی‌نماید. یعنی عملی که بر آن وعده داده و ما یحتاج میباشد را جاری ساختن می دهد.[۵۲] از جمله لطف که براساس قاعده لطف بر خداوند مورد نیاز و واجب میباشد را سوراخ نمی‌نماید.[۵۳] عبدالله شُبَّر از متکلمان شیعه نیز با تعابیری مثل این که معبود ظلم نمی‌نماید، به اطاعت‌کنندگان اجر می دهد و قادر است گناه‌کاران را مؤاخذه نماید عدل را تعریف نموده است.[۵۴]

ارتباط عدل و حکمت
عدل و حکمت الهی از جهت اشکالاتی که به آنها وارد می شود به هم نزدیکند.[۵۵]حکیم را به دو سیرتکامل مضمون‌ کرده‌اند؛ آن‌که کارهایش را متقن و سفت جاری ساختن می دهد، و دیگر آنکه واجب را سوراخ نمی‌نماید و مرتکب فعل قبیح نمیشود [۵۶] و از آن‌جایی که ظلم قبیح میباشد پس حکیم ظلم نمی‌نماید و زیرا عدل حَسَن میباشد ایفا آن واجب میباشد و حکیم عدل را سوراخ نمی‌نماید.[۵۷] براین اساس حکمت الهی اعم از عدل الهی میباشد،[۵۸] و صفت عدل الهی از شؤون و توابع صفت حکمت الهی میباشد.[۵۹]

ارتباط عدل با تساوی
متکلمان و فیلسوفان مسلمان تأکید کرده‌اند که عدل به معنای تساوی فی مابین کلیه موجودات وجود ندارد.[۶۰] بلکه عدل به معنای تساوی در جایی میباشد که تمامی اشخاص استحقاق‌های هم اندازه داشته باشند. بنابر این زمانی استحقاق‌ها و قابلیت و امکان‌ها مختلف باشد برخورداری‌ها نیز مختلف خواهد بود.[۶۱] در واقع آنچه از لحاظ متکلمان مسلمان قبیح میباشد تبعیض میباشد خیر تفاوت.[۶۲]

شاخه‌های عدل
به گفته جعفر سبحانی می‌قدرت عدل الهی را در سه شاخه عدل تکوینی، عدل تشریعی و عدل جزائی تیم‌بندی کرد.[۶۳] البته مرتضی مطهری عدل را در چهار سیرتکامل تکوینی، تشریعی، اخلاقی و اجتماعی مجموعه‌بندی نموده است. [۶۴] مصباح یزدی نیز تقسیم عدل به عدل تکوینی و تشریعی را در کتاب فراگیری عقاید خویش بیان کرده[۶۵] و آنگاه عدل تشریعی را در سه مرحله عدل و داد در رده تکلیف، عدل و داد در جایگاه قضاوت، و عدل و داد در جایگاه مشوق و عذاب تصویر نموده است.[۶۶]

دلایل عدل الهی
دلایل عدل الهی به دو تیم تقسیم میگردند:

بازدید : 19
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:44


مسجد جامع گوهرشاد (تأسیس:۸۱۸-۸۲۱ق) تاثیر تاریخی به مکان باقیمانده از عصر تیموری و از مساجد دارای شهرت جمهوری اسلامی ایران میباشد. این مسجد حالا جزئی از مقبره رضوی به حساب میآید. عمر تاریخی، مدل معماری و زیبایی‌های هنری، مسجد گوهرشاد را یکی‌از جاذبه‌های مذهبی تاریخی و فرهنگی آیتم اعتنا و بازدید باستان شناسان، جهانگردان و دیگر عشق و علاقه‌مندان نموده است. قیام عموم علیه سیاست‌های فرهنگی رضاخان درین مسجد و اتفاق ها آنگاه را نیز می‌اقتدار از دلایل آوازه این مسجد تشریفات ترحیم مشهد دانست.

بانی
نوشته ی علمیٔ اساسی: گوهرشاد
تاسیس مسجد در سال ۸۱۸ق موازی ۷۹۴ش با کارایی گوهرشاد، دختر امیر غیاث الدین ترخان، همسر شاهرخ فرزند تیمور گورکانی و در زمانه استانداری پسرش بایسنقر میرزا، در ضلع جنوبی بقاع رضوی شروع شد و در سال ۸۲۱ ق/۷۹۷ش به اتمام رسید.[۱] هرچند اعتمادالسلطنه سال ۸۲۰ق را بیان کرده؛[۲] ولی در تفصیل کتیبه‌ها، تاریخ ۸۲۱ق را آورده میباشد. شاید تاریخ اتمام سازه را ۸۲۰ق و خاتمه تزئنیات مسجد را ۸۲۱ق دانسته میباشد.[۳]

گوهرشاد (۷۸۰-۸۶۱ق) یکی‌از زنان نام دار بعد از ظهر تیموری و آیتم احترام امیر گورکانی بود و در کارها مملکتی آیتم مشورت کردن قرار می‌گرفت. او در هرات به قتل رسید و در مکتب گوهرشاد هرات در کنار مزار شوهرش شاهرخ میرزا و فرزندش بایسنقر میرزا مدفون شوید. مکتب و خانقاه هرات نیز از اثر ها اوست.[۴] اسم وی در دو محل از بنای مسجد، یک کدام از در بالای درِ ورودی حیاط دارالسیاده و دیگری در کتیبه حیاط مقصوره با خط شاهزاده بایسنقر میرزا با کاشی معرق تحت عنوان بانی مسجد نگاشته گردیده‌است.[۵]

سازه و بنّا
این مسجد، مطرح ترین مسجد از نگاه حجم در تیم بناهای آستان قدس رضوی میباشد که صحن آن با ۲۸۵۰ مترمربع مساحت از دید عمر، سابق‌ترین صحن بوده و در جنوب مقبره امام رضا(ع) تاسیس گردیده‌است. ایجاد کرد بنای مسجد جامع گوهرشاد به وسیله معمار دارای اسم و رسم بعد از ظهر تیموریان، قوام الدین بن زین الدین شیرازی و با استعمال از خشت و گچ و به طریق معماری اسلامی در شرق شکل گرفت.[۶]


نمایی کلی
مسجد گوهرشاد مرکب از یک صحن، چهار حیاط، یک گنبد فیروزه‌ای، دو گلدسته و هفت شبستان میباشد. این مسجد به دلیل عمر تاریخی، مدل معماری و زیبایی‌های هنری، از مهم‌ترین اثر ها باستانی مشهد و صنعت معماری جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید. مسجد گوهرشاد تحت عنوان یک کدام از جاذبه‌های مذهبی تاریخی و فرهنگی آیتم اعتنا و بازدید باستان شناسان، جهانگردان و دیگر عشق‌مندان بوده میباشد.[۷]

حجم تک تک مسجد گوهرشاد ۹۴۱۰ مترمربع میباشد و از سمت شمال با پهنا ۸۷ متر به رواق دارالسیاده و دارالحفاظ، از جنوب با پهنا ۶۵/۹۸ متر به صحن قدس، از شرق با ارتفاع ۳۰/۱۰۹ متر به رواق امام خمینی (صحن موزه کهن) و از غرب با ارتفاع ۱۰/۱۰۷ متر به بست روحانی بهایی محصور گردیده‌است. صحن مسجد به طور تقریب مربعی میباشد به مساحت ۲۸۵۰ متر به نحوی که ۳۰/۵۶ متر ارتفاع و ۶۵/۵۱ متر پهنا داراست و از حیث حجم، نهمی صحن از گروه ده صحن دیرین و تازه در اماکن متبرکه رضوی میباشد.[۸]

این مسجد از حیث استحکام سازه و خصوصیت‌های معماری اسلامی همانند کاشی‌کاری‌های معرق و غیرمعرق و مرقم و غیرمرقم و مقرنس و گچ‌کاری و دیگر تزئینات هنری و مشخصه‌های معماری سنتی، بی‌نظیر و ممتاز دانسته گردیده‌است.[۹]

تجدید بنا‌ها
نصیب‌های گوناگون این مسجد، بارها گزینه بازسازی و تعمیر قرار گرفته میباشد. یکبار در بعد از ظهر صفویه، بعد از حمله ازبکان، آسیبی بدون شوخی به مسجد وارد شد که پاد شاه عباس به بازسازی آن کارایی گماشت. در سال ۱۰۸۳ق هم بر تاثیر ز‌لزله خراسان، بر قسمت‌هایی از بنای مسجد باخت‌هایی وارد آمده بود نیز اقدامات مرمتی شکل گرفت و فساد‌های ناشی از تهاجم افغان‌ها و کودتا ملک محمود سیستانی نیز در قسم افشاریه و قاجاریه برطرف شوید.[۱۰]

گنبد حیاط مقصوره که به واسطه حجم دهانه در ز‌لزله‌های شدید و با سپری شد فرصت مصدوم و تعدادی توشه نوسازی گردیده بود، در سال ۱۳۳۹ش به مراد نوسازی اصلی تخریب شوید و ایجاد کرد آن مجددا به وسیله معماران اهل ایران و ذیل حیث مهندس عباس آفرنده و با رعایت به عبارتی خصوصیت‌های قبلی و محافظت خصوصیات مهم استارت گردیده، در سال ۱۳۴۱ش خاتمه یافت و هم‌زمان سنگ‌های ازاره باطن تراس مقصوره ردوبدل شد و کف تراس با سنگ‌های مرمر مفروش شوید و در سال ۱۳۴۵ش به دور ساقه گنبد با کاشی معرق کتیبه‌ای مزین شوید.[۱۱]

بعداز برد انقلاب اسلامی نیز نوسازی‌هایی در قسمت‌های مختلف مسجد جامع گوهرشاد مشهد انجام یافته میباشد و با دسته‌ای از آب‌نما و آب‌خوری در میانه صحن زینت یافته که بر زیبایی و شکوه مسجد بیش تر از پیش افزوده میباشد.

کاشی‌کاری‌ها
از دید سازه و کاشی‌کاری، این مسجد در درجه‌ای ممتاز میباشد و مجموع در و دیوارهای آن مزین به اسماء جلاله، آیه‌ها قرآنی، روایات شریفه، اشعار و مدح و ثنای ائمه اطهار(ع) میباشد که با خط‌های ثلث، نسخه ها، نستعلیق، کوفی و بنایی خطاطان والا همانند بایسنقر و امامی اصفهانی ترقیم یافته میباشد.[۱۲]

بازدید : 33
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:43


جَبَلْ‌عامِلْ، مملکت‌های ساحلی و کوهستانی جنوب لبنان. این ناحیه مملکت شیعه ها شمرده میشود و همسایه آن پیش از سایر شهر‌های لبنان به تشیع گرویده‌اند. در سده‌های دهم و یازدهم هجری، بر تاثیر فشار دولت عثمانی از یک سو و دعوت حکومت شیعیِ نو‌تأسیس صفوی از سوی دیگر، اکثری از علمای جبل استدلال به جمهوری اسلامی ایران سفر کردند. با حضور شهید ثانی، حوزه علمیه جبل ادله رونق علمی یافت و کم کم یکی‌از تعالی‌ترین ناحیههای علمیه شیعه شد و تا اواخر قرن دوازدهم، تبارک‌ترین حوزه علمیه شیعی شناخته تشریفات ترحیم مشهد می شد.

در تقسیمات کشوری کنونی لبنان، بیشتر حوزه‌ جبل ادله جزء استان‌های نبطیّه و لبنان جنوبی میباشد و ۹۰ درصد جمعیت آن را شیعه ها دوازده امامی تشکیل می دهند.

جغرافیا
به میهن‌های ساحلی و کوهستانیِ جنوب لبنان، حیطه جبل برهان گفته می‌گردد و حدود این حوزه‌ دقیقاً معین وجود ندارد. جبل ادله نسبتاًً از شمال به رود اَوَّلی (اسم قدیم آن: فرادیس) در شمال صیدا، از جنوب به رود قَرْن (اسم قدیم آن: ابوفَطْرَس / نهرفطرس) در شمال شهر نَهاریّه (در فلسطین)، از مشرق تا دریاچه حوله (پر اسم و رسم به اردن خرد) و رود حاصبیا، و از مغرب به دریای کاسپین محصور میگردد.[۱]

معدل ارتفاع حوزه‌ جبل استدلال از شمال تا جنوب حدود هشتاد کیلومتر و معدل پهنا ناحیه از مشرق تا مغرب حدود چهل کیلومتر، و در سود، مساحت ناحیه جبل استدلال حدود ۳۲۰۰ کیلومتر مربع میباشد.[۲] جبل دلیل در تقسیمات کشوری لبنان مدتی تحت عنوان محافظه (بدن‌ها مطابقت بر محافظه نبطیّه کنونی) به شغل رفت.[۳] در تقسیمات کشوری کنونی، بیشتر حیطه جبل دلیل جزو استان‌های نبطیّه و لبنان جنوبی میباشد. ارتفاعات مشرق شهر بِنْت جُبَیل، در جنوب لبنان، نیز جبل ادله نامیده میگردد.

حیطه جبل برهان عمدتاً از کوه‌ها و تپه‌های به هم پیوسته و دشت‌های ساحلی ساخته شده میباشد. درین حوزه‌ طول از مغرب به مشرق ارتقاء مییابد، به گونه ای که در برخی بخش‌های شرقی آن، طول به بیشتراز هزار متر می رسد.

جبل ادله دشت‌های ساحلی باریک و حاصلخیزی دارااست، برای مثال صُور، عَدْلون، غازیه (هر سه در مغرب جبل دلیل)، مَرْجَعِیّون (در مشرق) و رَمیله (در شمال). رودهای زیادی زیرا لیتانی / لیطانی و زهرانی و ویّلی، و همینطور چشمه‌ها و چاههای فراوان، آب‌شرب و زراعی هم محلی آن را تأمین می‌نماید.[۴] مؤلفان بر آب و هوای خوش و بهتر جبل برهان تأکید کرده‌اند.[۵] میانگین دمای هر ساله آنجا در کنار دریا بیش تر از ْ۲۰ و در سایر بخش‌های جبل ادله میان ْ۱۵ تا ْ۲۰ میباشد. ترازو بارش هر ساله نیز در بین ۶۰۰ میلیمتر (در سواحل) تا ۲۰۰، ۱ میلیمتر (به ویژه در ارتفاعات شمال) متغیر میباشد.[۶]

در جبل دلیل، به منجر فراوانی منابع آبی‌رنگ و زمین‌های حاصلخیز، گونه های تولیدات کشاورزی، حبوبات، انگور و زیتون و نیز عسل مرغوب ساخت‌و‌ساز میگردد.[۷]

آبادی‌ها و شهرها
جبل استدلال آبادی‌ها و شهرهای بسیار و معروفی دارااست. به نوشته آل سلیمان[۸] تعداد مجموع شهر‌ها و روستاهای آن ۳۶۵ آبادی میباشد.[۹]

بعضی از دارای شهرت‌ترین و مهمترین شهرهای جبل استدلال عبارت‌اند از: صیدا، صور، جِزّین، نَبَطیه، اسکندریه، عَدْلون، از بنت جبیل (در جنوب)، تِبنین، جَبَع (جِباع، در شمال)، شَقیف (در جنوب شرقی نبطیه)، صَرْفَنْد، عَیناثا (مجاورت بنت جبیل)، مَشْغَری «(مشعره، در شمال)، ناقوره (در جنوب غربی)، و هُونِین (در جنوب). بعضا از این شهر‌ها، مانند صیدا، صور، اسکندریه و عدلون، از بندرهای جبل استدلال در دریای شمال به شمار میروند.

در حیطه جبل برهان، ضمن رویه ساحلی شمالی ـ جنوبی، سه رویه عمده شرقی ـ غربی صَیْدا ـ جزّین، صیدا ـ نبطیه ـ مرجعیون، و صور ـ بنت جبیل در مورد آبادی‌های این حوزه‌ تأثیر فراوان دارااست.

اثر ها تاریخی
جبل استدلال اثر ها تاریخی اکثری داراست که از مهم ترین آنهاست: اثر ها شهرهای دارای شهرت صور و صیدا و حومه آنها که از سابق‌ترین نقاط باستانی دنیا‌اند؛ قلعه‌های متفاوت، مانند شقیف (وابسته به عصر رومیان)، مارون (وابسته به زمان اسلامی)، هونین و تبنین و دوبیه و قَلاویه / قلویه[۱۰] وجود بیشتراز چهارصد مسجد، جامع، بازار و مکتب در جبل دلیل گزارش گردیده‌است که برخی از آنها دارای اسم و رسم‌اند، مثلا مساجد نَبْطیه، صور، هونین، جُبَع، شقراء و مسجد جامع بنت جبیل، بازار‌ها و مدرسه ها جَبَع، بنت جبیل و نبطیه.[۱۱]

جمعیت

بازدید : 39
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 16:22


عِزرائیل فرشته مأمور مرگ و یکی‌از فرشتگان‌ مقرب درگاه الهی میباشد که آفریدگار او‌را مسئول تصاحب کردن جان جانداران قرار داده میباشد. وی به‌طور بی واسطه انبیاء و اولیای الهی را قبض روح می‌نماید و نمایندگانی نیز داراست که جان بقیه موجودات را می گیرند. بعد از اینکه عزرائیل روح همگی موجودات را قبض کرد، خدا جان اورا تشریفات ترحیم مشهد میگیرد.

صفات و خصوصیت‌ها
عزرائیل واژه و کلمه عبری میباشد که از دو جزء «عزرا» به‌معنای عبد و بنده و «ئیل» به‌معنای پروردگار ساخته شده و مخلوط هر دو جزء به‌معنای عبد‌ خداست.[۱] قرآن کریم ومهربان از عزرائیل با واژه ملک‌الموت حافظه کرده[۲] که افسر قبض روح و به چنگ آوردن جان جانداران میباشد.[۳] در احادیث از وی با تیتر «قابض‌الارواح» و «هادم‌اللّذات»[۴] نیز حافظه شد‌ه‌است.[۵]

از عزرائیل در کنار میکائیل، اسرافیل و جبرئیل به «رئوس فرشتگان» تعبیر و تفسیر می گردد.[۶] همینطور در احادیث وارداتی که لوح محفوظ از چهار رکن (دانش، حیات، عزم و اقتدار) تشکیل‌شده و عزرائیل مظهر رکن توان آن میباشد.[۷] در برخی از احادیث آمده وی چهار پر و بال دارااست به‌سیرتکامل‌ای که چهار طرف فقید را فراگرفته‌اند؛ پاهای او در فقید زیر و راز وی در افق بالا جای‌دارد؛[۸] بر مبنا برخی احادیث، در انتها قدمت فرستاده (ص)، فاطمه(س) با عزرائیل که اذن ورود به خانه نبی(ص) را داشت هم‌کلام شد.[۹]

وظایف
نوشته‌علمیٔ اساسی: قبض روح
مهم ترین وظیفه عزرائیل قبض روح موجودات میباشد.[۱۰] در منابع روایی آمده میباشد وقتی که پروردگار می‌خواست حضرت بشر را کردار نماید، به ملائکه امرکرد بخشی از زمین را در مشت وی بگذارند، البته هیچکدام نتوانستند و فقط عزرائيل که نیروی قهر و غلبه الهی در بنیان وی قرار داده گردیده بود توانست این عمل را جاری ساختن دهد. به همین ادله آفریدگار او‌را متولی قبض روح جانداران قرار بخشید.[۱۱]

او قبض روح انبیاء و اولیای الهی را به‌شکل بدون واسطه ایفا می دهد. جان بقیه موجودات را نمایندگان وی می گیرند.[۱۲] درخصوص اینکه چه‌طور ممکن میباشد عزرائیل، در سراسر عالم به‌طور به طور همزمان جان یک‌سری مو جود زنده را بگیرد، فیلسوفان و متکلمان می گویند: عزرائیل از موجودات فرا‌‌دنیوی و مجرد میباشد و جای معینی ندارد که از مکانی به جای دیگر برود.[۱۳] برای وی، تک تک دانا دنیوی یکسان میباشد و قادر است هم‌زمان روح یک‌سری جانور زنده را به‌سوی خویش فرا خواند و جان آن ها را بگیرد.[۱۴]

از آیه‌ها قرآنی به دست می آید که همگی ملائکه (که عزرائیل یکی‌از آن‌هاست) در هنگام اجرا دادن مأموریت نیز پروردگار را عبادت و تسبیح می‌نمایند و این‌سیرتکامل وجود ندارد که در یک فرصت خاصی وظیفه و ماموریت قبض روح را ایفا داده و در طی دیگر به تسبیح و عبادت بپردازد، بلکه عبادت وی به عبارتی ایفا دادن وظیفه اوست.[۱۵]

علامه طهرانی الاهی دان شیعی براین اعتقادوباور میباشد که ملک الموت‌ و اعوان‌ ویاران وی از سایر ملائکه‌ ماهيّت‌های متعدد ندارند تا هر وقت‌ بخواهند وجودشان‌ در پوسته‌ یک ماهيّت‌ بوجود آيد؛ بلکه‌ زیرا‌ از موجودات‌ ملکوتیّه‌ و مجرّده‌ میباشند مانند آئینه صاف‌ و پر‌نور‌ بوده‌ و خودبین‌ و خودنما نیستند بلكه‌ غیرنما میباشند و در مقابل‌ روح‌ هر فرد‌ محتضری واقع‌ شوند عکس‌ کمالات‌ يا پلیدی‌های وی در آن ها پیدا می گردد، و برای همین فردی که در هم اکنون‌ جان‌ دادن‌ میباشد‌، شکل‌ ملكوتیّه‌ و صفات‌ و خلق‌ خویش را چه‌ پسندیده باشد و چه‌ ناپسندیده‌ باشد، در شکل‌ و جمال‌ آن ها مشاهده‌ می‌نماید؛ و در واقع‌ حسن‌ و جمال‌، يا قبح‌ و پلیدی نفس‌ ناطقه خویش را در آن‌ها می‌بیند.[۱۶]

بازدید : 63
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 11:35


اسم حوا در عهد و پیمان قدیم
حوّا در قسم قدیم به سه اسم خوانده گردیده که هرکدام از این اسم‌ها، معنی و کاربردی خاص درین کتاب یافته میباشد. ابتدا، آفریدگار، وی و همسرش را به یک اسم یعنی انسان خوانده میباشد. دومی اسم، ایشاه، را انسان بر او بنیان که بر نقش وی تحت عنوان همسر و سهم دار معاش مرد دلالت داراست. این اسم در روایت خلقت و هبوط آدم آمده میباشد. حوّا، سو‌مین نامی میباشد که بعد از روایت هبوط بدان خوانده گردیده؛ یکبار به معنای مامان نسل آدم، به‌طور عام و توشه دیگر تحت عنوان مامان اول پسرش، تشریفات ترحیم مشهد قابیل.[۶]

معاش حوا بعد از هبوط
در بعضی ملحقات عهدوپیمان قدیم، اطلاعاتی درباره معاش حوّا بعد از اخراجش از پردیس است. مثلا آمده میباشد که انسان و حوّا بعداز رانده شدن از عَدْن، تمامی جا در پی طعام می گردند و خوراکی مشابه آنچه در پردیس می‌خوردند، نمی‌یابند، لذا راهکار عمل را در توبه میجویند. براساس تصمیم بشر، حوّا تا گردن در آب دجله فرومی‌رود و ۳۷ روز در آن‌جا میماند. بشر نیز در آب رود اردن فرومی‌رود و چهل روز آن‌جا میماند. ولی در روز هجدهم، شیطان در پوسته یک فرشته مجدد حوّا را فریب می دهد و با القای این‌که پروردگار توبه شما‌را پذیرفته میباشد، موجب میشود که وی قبل از اتمام مجال مقرر، از آب بیرون گردد. بشر اورا مؤاخذه می‌نماید که چرا قسم خود را شکسته و حوّا درمی‌یابد که مجدد فریب خورده میباشد. حوّا با تایید هر دو خطای خود، بشر را رخنه‌ می‌نماید و در حالی که آبستن میباشد به غرب می‌رود. به هنگام زایمان با درد بسیار مواجه می‌گردد و هرچه پروردگار را برای کمک می خواند، صدایش شنیده نمیشود. پس با گریه انسان را به امداد میخواند. با دعای انسان، ملائکه در زایمان حوّا حضور می یابند و وضعیت را برایش فراهم می سازند و بعد از آن وی قائن (قابیل) را به جهان میاورد. آن‌گاه انسان، همسر و فرزندش را به شرق بازمی‌گرداند و حوّا در آن‌جا هابیل را به جهان می آورد.

بنابر همین داستان، حوّا در خواب می‌بیند که دست قابیل به خون هابیل آغشته میباشد. بشر را از خوابش با خبر می‌سازد، لذا تصمیم میگیرند آن دو را از هم غیروابسته نمایند و هابیل را به کشاورزی و قابیل را به چوپانی می‌گمارند.[۷]

حوا در سنّت مسیحی
در قسم نو، فقط دو جا به اول زن با اسم حوّا اشاره گردیده است؛ یک‌توشه، از فریب تناول کردن حوّا تحت عنوان هشداری برای مسیحیان خاطر گردیده و دیگر توشه، با اشاره به خلقت حوّا بعد از بشر و اغفال وی (خیر انسان) آورده شده که زن حق ندارد استاد خواهد شد و نباید بر شوهر احاطه یابد و صرفا به شرط داشتن ایمان و زهدو تقوا، با به جهان آوردن فرزند، از گناه و تقصیری که مرتکب گردیده، نجات مییابد.[۸]

حوا در سنّت اسلامی
کلمه و واژه حوا در قرآن و روایات
در قرآن کریم ومهربان کلمه و واژه حوّا بیان نشده و تحت نشانه‌ها در ارتباط حضرت بشر، از حوّا با تیتر همسر انسان (زَوْجکَ) خاطر گردیده است.[۹]

ولی در روایات و کتاب ها تاریخی و تفسیری، همسر انسان حوا نامیده گردیده و آورده شده این نامگذاری از آن‌رو بوده که حوّا مامان همگی زندگان[۱۰] یا این که از حی (مو جود زنده، یعنی بشر) رفتار شد‌ه‌است.[۱۱] همینطور در روایتی، انسان حوّا را أثّا(آثا) نامید که در لهجه نبطی(سریانی) ابن عساکر، تاریخ مدینة، دمشق، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، ج۶۹، ص۱۰۱.) به معنای زن میباشد.[۱۲]

بازدید : 33
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 16:19


خواب سکینه
بعضا منابع، خوابی از حضرت سکینه در روز چهارمین که در دمشق بوده، نقل کرده‌اند.[۲۲] به گفته ابن نما حلی، سکینه خواب چشم بود که نبی اکرم(ص)، حضرت بشر، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی برای زیارت امام حسین(ع) به کربلا می روند در حالی‌که رسول اسلام محاسنش را به دست گرفته، گاهی به زمین می‌زمین خورد و گاهی از زمین بلند میشد. همینطور حضرت فاطمه، حوا، آسیه، مریم و خدیجه نیز آمده بودند در حالی‌که حضرت زهرا(س)، دست بر راز گذارده بود و گاهی به زمین می‌به‌زمین‌خورد و گاهی برمی‌خیزید. وی خویش را به حضرت زهرا(س) رساند و استارت کرد به شیون کردن، حضرت زهرا(س) به وی ذکر کرد: سکینه جان بس میباشد که زاری‌ات جگرم را حریق زد و بندهای قلبم را جدا کرد. این تی شرت آغتشه به خون پدرت حسین میباشد که آن را از خویش جداگانه نمی کنم تا آفریدگار را ملاقات تشریفات ترحیم مشهد کنم.[۲۳]

شک و تردید در وجود خرابه
بعضی از محققان شیعی، مکان‌دادن اسیران کربلا در خرابه را نپذیرفته‌اند. محمدهادی یوسفی غروی بر این اعتقاد و باور میباشد که به خیال و خاطر شرایط اجتماعی و احترامی که اهل بیت نزد عموم داشتند یزید نمی‌توانسته آنها را در خرابه مکان دهد. ازاین‌رو، یزید آن‌ها را در قصر خویش مکان داده و قصر یزید در «محلة الخراب» بوده میباشد.[۲۴] در بعضی منابع نیز آمده میباشد که بعداز آنکه یزید اسیران اهل بیت به منزل‌اش آورد و آن‌ها‌را در قصر مکان بخشید زنان از قوم معاویه با مدیحه و اشک و شیون از آنها استقبال کردند و هر چه جامه و زیور آلات داشتند نثارشان کردند و سه روز مجلس عزا به‌پاکردند. [۲۵]

در ادبیات و فرهنگ و تمدن
خرابه شام در ادبیات عاشورایی به ویژه در مرثیه‌سرایی، روضه‌خوانی و مدیحه‌خوانی آیتم دقت بوده میباشد. معمولاً نوحه‌ حضرت رقیه و بیان اقامت کاروان اسیران در شام با اسم خرابه شام یاور میباشد. در‌این مدیحه‌ها به خرابه بودن محل اقامت اسیران و تابیدن آفتاب بر آن‌ها اشاره میگردد.[مستلزم منبع]

صبا به پیر خرابات از خرابه شام
ببر ز بچه زار این جگر گداز پیام
ای بابا ز اینجانب زار هیچ دور اندیشی
که روز اینجانب شب تار میباشد و صبح پر‌نور شام[۲۶]


جستارهای متعلق
بازار شام
باب الساعات
مسجد اموی دمشق
پانویس
گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا(ع)، ۱۳۹۱ش، ج۲، ص۱۴۳.
برای مثال نگاه نمائید به: «پژوهشی درباره حضرت رقیه(ع)»، وبسایت بلاغ.
اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۲.
نگاه فرمایید به:‌ صفار، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۳۳۸،‌ ح۱.
قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۷۵۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب ، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۴۵.
جزایری، انوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۶؛ قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص ۱۰۰۱.
روضه خوان صدوق، امالی، ص۱۶۷-۱۶۸، مجلس ۳۱، ح۴؛ ابن طاووس، لهوف، ۱۳۴۸ش، ص۱۸۸؛ مجلسی بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۴۰.
قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۷۵۳؛ ابن شهر آشوب، مناقب ، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۱۴۵.
بحرانی، مدینة معاجز الائمة، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۲۶۴.
جزایری، انوار النعمانیة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۷۶؛ قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص ۱۰۰۱.
ابن طاووس، لهوف، ۱۳۴۸ش، ص۱۸۸.
ابن طاووس، لهوف، ۱۳۴۸ش، ص۱۸۸.
بحرانی، مدینة معاجز الائمة، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۲۶۴.
روحانی صدوق، امالی، ص۱۶۷-۱۶۸، مجلس ۳۱، ح۴؛ ابن طاووس، لهوف، ۱۳۴۸ش، ص۱۸۸؛ مجلسی بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۱۴۰.
هاشمی نوربخش، با کاروان شام، ۱۳۸۹ش، ص۹۸.
گروهی از تاریخ‌پژوهان، تاریخ قیام و مقتل جامع سیدالشهدا(ع)، ۱۳۹۱ش، ج۲، ص۱۴۴.
شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ص۴۱۷
شعرانی، دمع السجوم، ترجمه نفس المهموم، ص۴۲۴
طبری، بدون نقص بهائی، ۱۳۸۳ش، ص۵۲۳.
پادشاه عبدالعظیمی، الإیقاد، بی‌تا، ص۱۷۹.
«لحاظ برخی از مراجع راجع‌به حضرت رقیه(س)»، وب سایت کرب و بلا.

بازدید : 63
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 17:26


انفجار پیجرهای حزب‌الله
نوشته ی علمیٔ اساسی: انفجار پیجرهای حزب‌الله لبنان
اسرائيل در ۲۷ و ۲۸ شهریور ۱۴۰۳ش تنی چند از وسایل ارتباطی اعضای حزب‌الله لبنان را در لبنان و سوریه در ۲۷ و ۲۸ شهریور ۱۴۰۳ش منفجر کرد. درین انفجارها ۳۷ بدن شهید و بیش تر از ۳۴۰۰ بدن زخمی شدند. گفته می‌گردد این مبادرت از روش کارگذاشتن مواد منفجره در وسایل ارتباطی به وسیله موساد پیش از به‌کارگیری آنان به وسیله حزب‌الله صورت گرفته میباشد. این رخداد برخورد‌های مختلفی را در‌پی داشت؛ به عنوان مثال مدیر کمیساریای بهتر حقوق و دستمزد آدم در سازمان ملل، اسلحه‌سازی از دستگاه‌های ارتباطی بی آلایش را نقض مقررات در میان‌المللی و مصداق جنایت جنگی تشریفات ترحیم مشهد دانست.

ترور سید حسن نصرالله
نوشته‌علمیٔ مهم: ترور سید حسن نصرالله
ارتش اسرائيل در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش/۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴م پایگاه فرماندهی حزب‌الله را حیطه شیعه‌نشین ضاحیه در جنوب لبنان را بمباران کرد.[۱۷] در‌این حمله سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله، علی کرکی از فرماندهان نظامی حزب‌الله، سید عباس نیلفروشان از فرماندهان سپاه پاسداران و چندتن دیگر از اعضای حزب‌الله به شهید شدن رسیدند.

ترور فرماندهان حزب‌الله
محمد قاسم الشاعر، فرمانده یگان رضوان حزب‌الله لبنان[۱۸]
ابراهیم قبیسی، فرمانده ارشد واحد موشکی حزب‌الله لبنان[۱۹]
ابراهیم عقیل، فرمانده جانشین نیروهای دارای اسلحه حزب‌الله لبنان[۲۰]
محمد نعمه ناصر، از فرماندهان ارشد حزب‌الله لبنان[۲۱]
محمد حسین سرور ملقب به ابوصالح، فرمانده واحد پهپادی حزب الله لبنان[۲۲]
برخورد‌های شیعی
حمله ها متقابل حزب‌الله به میهن‌های اشغالی
شاخه نظامی حزب‌الله لبنان در برخورد به نقض حاکمیت لبنان و ترور نیروهای نظامی این حزب، در اقداماتی تلافی‌جویانه با موشک و راکت، حوزه‌‌هایی از زمین ها اشغالی فلسطین را آیتم اصابت قرار دادند؛ ازجمله این هجوم ها،‌ موشک‌باران مقر هوایی رمات دیوید اسرائیل در عمق زمین ها اشغالی بود که پایگاه موساد را غرض قرار بخشید.[۲۳] حزب‌الله لبنان برای نخسین بار در ۴ مهر ۱۴۰۳ش،‌ موشک بالستیکی را به سمت تل‌آویو شلیک کرد که دقت رسانه‌ها را به خویش جلب کرد.[۲۴]

صدور بیانیه در مدد از عموم لبنان و حزب‌الله

تجمع در مکتب فیضیه قم در محکومیت حمله ها اسرائیل به لبنان (۴ مهر ۱۴۰۳ش)[۲۵]
از‌ دربین مراجع تاسی شیعه، بعضا بدین تهاجم ها برخورد نشانه داده و آن را محکوم کردند. در بعضی از این پیام‌ها از مقاومت حزب‌الله لبنان،‌ تقدیر و تعریف به کار آمده بود. بعضا از پیام‌ها نیز به همیاری و همدردی با عموم لبنان اشاره داشت. از در میان مراجع تقلیدی که در‌این‌باره پیام صادر کردند، می‌اقتدار سید علی خامنه‌ای،[۲۶] ناصر مکارم شیرازی،[۲۷] عبدالله جوادی آملی،[۲۸] جعفر سبحانی،[۲۹] سید درست گو شیرازی[۳۰] و محمد یعقوبی[۳۱] اشاره نمود. محل کار آیت‌الله سیستانی، از مؤمنان درخواست کرد آنچه را که به کاهش مشقت و حمایت نیازهای انسانی عموم لبنان یاری می‌نماید، اجرا دهند.[۳۲]

نصیب از پیام آیت‌الله خامنه‌ای به دنبال حمله اسرائیل به لبنان:
بر کلیه‌ مسلمان ها فرض میباشد که با تجهیزات خویش در کنار عموم لبنان و حزب‌الله سرافراز بایستند و در تقابل با رژیم غاصب و ظالم و خبیث، آن را کمک نمایند.[۳۳]

ناحیههای علمیه خراسان[۳۴] نجف[۳۵] و قم درپی حمله ها به لبنان، اعلامیه‌هایی در محکومیت صادر کردند.[۳۶]
شخصیت‌های سیاسی و مذهبی شیعی نیز در پیام‌های غیر وابسته‌ای این مبادرت رژیم صهیونیستی را تقبیح و محکوم کردند. از این بین می‌قدرت به محمدحسن اختری،[۳۷] سید عمار حکیم،[۳۸] محمدعلی موحدی کرمانی ،[۳۹] عبدالله الدقاق[۴۰] و سید حسن خمینی اشاره نمود.[۴۱]
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم[۴۲] و مجمع جهانی تخمین مذهبها اسلامی نیز در پیام‌هایی غیروابسته، مبادرت اسرائیل را محکوم کردند.[۴۳]
دسته‌های مقاومت اسلامی برای مثال حزب‌الله عراق، نجبای عراق، انصارالله یمن، جمعیت علمای یمن،‌ تکان اَمَل لبنان، جهاد اسلامی فلسطین، حَماس، تکان آزادگان فلسطین،[۴۴] حشد الشعبی[۴۵] و جمعیت العمل الاسلامی بحرین این حمله ها را محکوم کردند.[۴۶]
آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران، خطبه دوم نماز آدینه ۱۳ مهر ۱۴۰۳ش را که به خطبه نصر جهانی شد به احوال لبنان و غزه تخصیص اعطا کرد و آن را به گویش عربی اختلال کرد. وی درین خطبه بر تامین از مقاومت تأکید کرد و مهمترین پیام سید حسن نصرالله را ناامید نشدن و شک وتردید نکردن در مسیر نبرد دانست.[۴۷]
تجمعات و امداد‌های مردمی در امان از عموم لبنان و حزب‌الله

استقرار ستاد گردآوری‌آوری امداد‌های مالی برای امداد به عموم لبنان در عراق از طرف عتبه کاظمیه
در کشور‌ایران و دیگر کشورها، راهپیمایی‌هایی در حفاظت از عموم لبنان و حزب‌الله،‌ اجرا گرفت.[۴۸] منطقههای علمیه سراسر کشور‌ایران در دفاع از عموم لبنان روز ۴ مهر ۱۴۰۳ش تعطیل علام شد[۴۹] و حوزویان درین روز اجتماعاتی را در مدد از عموم لبنان در مکتب فیضیه قم[۵۰] و مدرسه ها علمیه دیگر شهرها[۵۱] برگزار کردند. همینطور پویش‌هایی برای یاری به عموم لبنان و فلسطین در کشور ایران[۵۲] و عراق راه اندازی و اکانت‌هایی برای اخذ یاری‌های مالی برای این مراد اعلام شوید.

بازدید : 67
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 11:34


تحکیم اقتدار
حزب بعث درین بازه مسایل داخلی را به‌مکان پان عربیسم در حق تقدم قرار اعطا کرد.[۳۲] حسن البکر (۱۹۶۸-۱۹۷۹م)، بعداز حذف افسران غیر بعثی، همت کرد خویش را از شر هر نوع رقابت احتمالی باطن حزبی نیز خلاص نماید.[۳۳] درین راستا او مکانیسمی را پیاده سازی کرد که صرفا به اشخاص بامسئولیت به وی اذن تصدی مناصب اساسی دولتی و نظامی را می‌بخشید.[۳۴] با این وجود سعی‌های متفاوت برای سرنگونی البکر اجرا شد که مهم‌ترین آن کودتای ناکام «ناظم الکزار» فرمانده خدمت امنیت داخلی عراق برای ترور البکر و صدام در ژوئن ۱۹۷۳م/۱۳۵۲ش بود.[۳۵] تِب مار متفحص تاریخ عراق، کزار را شیعه مذهب و اهل عماره معرفی نموده است که پیرو ترور نافرجام حسن البکر، هم پا ۱۹ سروان امنیتی و ارتش در هفتم ژوئیه به عبارتی سال تشریفات ترحیم مشهد اعدام شوید.[۳۶]


صدام حسین رهبر حزب بعث و رییس جمهور عراق (۱۹۷۹-۲۰۰۳م)
ظهور صدام حسین
نوشته‌ی علمیٔ مهم: صدام حسین
صدام حسین از حدود بیست سالگی در رینگ طرفداران حزب بعث قرار گرفت.[۳۷] وی در عملیات ناموفق ترور عبدالکریم قاسم در هفتم اکتبر ۱۹۵۹م کمپانی داشت و به‌دنبال آن به سوریه و آن گاه مصر فرار و گریز کرد.[۳۸] او در ۱۹۶۳م به عراق رجوع و به شاخه ذیل رهبری احمدحسن البکر که لینک خویشاوندی با هم داشتند، پیوست.[۳۹] صدام که پیرو روی فعالیت وارد شدن حزب بعث در ۱۹۶۸م/۱۳۴۷ش، سمت معاونت رییس جمهور را به ذمه داشت، در در طی دهه ۱۹۷۰م با مهارت و عدم تحریک آلرژی حسن البکر، برای تحکیم وضعیت خودکار کرد.[۴۰] او در ۱۹۷۰م به‌دبیر کلی دفتر کار نظامی حزب بعث رسید، در ۱۹۷۴م/۱۳۵۳ش سیاست‌گذاری کارها نفت را به دست گرفت، بعد از آن پروژه‌های صنعتی تعالی و آنگاه کارها امنیتی و اطلاعاتی را در مشت گرفت. بنابراین تمامی چیز در قبضه توان وی در آمد.[۴۱] صدام آخر و عاقبت در ۱۶ ژوئیه ۱۹۷۹م/۱۳۵۸ش حسن البکر را وادار به استعفا کرد و به طور رسمی رییس جمهور شد و بعد از آن فرماندهی شورای انقلابی عراق و سر گروهی حزب بعث عراق را نیز پذیرفت و تا ۹ آوریل ۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش در توان باقی ماند.[۴۲]

رژیم بعث عراق و اسلام

درفش رژیم بعث عراق از ۱۹۹۱-۲۰۰۳م
قانون اساسی ایران موقت دولت بعث که در ژانویه ۱۹۷۰م ثبت شوید، عراق را جمهوری دموکراتیک ملی تمجید کرد و اسلام را مذهب عراق اعلام داشته و آزادی مذهبی و اجرا مذهبی را ضمانت کرد.[۴۳] به گفته دکمجیان، رژیم بعث، اعتقادوباور حزب به «روح اسلام» را به‌مکان جنبه‌های تشریفاتی آن آیتم تأکید قرار می‌بخشید.[۴۴] همینطور گزارش گردیده است که بعث در قبال معاندان غربی خویش نیز به اسلام متوسل می گردید و شعار «الله اکبر» را در درفش عراق اضافه کرد.[۴۵] از طرف دیگر، الزبیدی و همکارانش معتقدند که حزب بعث در کار دشمنی آشکار با احزاب اسلام‌گرا را در پیش گرفت و کلیه تجهیزات خویش را برای تضعیف حرکت‌های اسلامی عراق بسیج کرد.[۴۶] به گفته ناظران فتوای سیدمحمدباقر صدر در ۱۹۷۹م مطابق حرمت پیوستن عموم به حزب بعث، نیز در تشدید رویارویی حرکت‌های اسلامی و حکومت بعث نقش دور از شوخی داشت.[۴۷]

بازدید : 22
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 11:26


اشخاصی که وقف برای آن ها شکل می گیرد
هر که برای وی وقف می گردد بایستی جان دار باشد، شخص یا این که عده ای مشخص و معلوم باشند و وقف‌کردن برایشان حرام نباشد. طبق این شروط، برای هر کس به جهان نیامده میباشد، نمی‌قدرت وقف کرد. همینطور برای راهزنان و کافران حربی نمی‌قدرت وقف کرد؛ زیرا وقف‌کردن برایشان حرام تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۴۰]

کار وقف‌کردن
کار وقف‌کردن هنگامی درست میباشد که حالت پایین را داشته باشد:

همیشگی‌بودن: یعنی وقف نباید زمان‌دار باشد. براین اساس وقف‌کردن برای مدتی خاص، درست وجود ندارد. همینطور وقف‌کردن برای فردی خاص صحیح وجود ندارد؛ زیرا با مرگ وی وقف نقطه نهایی مییابد.
فعلیت‌داشتن: یعنی وقف از فرصت قرائت صیغه آن فعلیت می یابد و نمی‌قدرت صیغه وقف را برای وقف‌کردن مالی در بعدی خواند.
به دست آوردن محصول: تا‌هنگامیکه چیزی که وقف گردیده، از واقف گرفته نشده، وقف شکل نگرفته میباشد و آن چیز کالا وی به حساب می‌آید.
بیرون‌شدن از ملکیت واقف: طبق این شرط، کسی نمی‌تواند متاعَش را برای خودش وقف نماید.[۴۱]
احکام
بعضی از احکام وقف، برپایه رساله‌های توضیح‌المسائل به تفصیل ذیل میباشد:

جنس وقفی از ملکیت واقف بیرون میشود و واقف نمی‌تواند آن بفروشد یا این که ببخشد و کسی از آن ارث نمی‌پیروزی.
فرآورده وقفی قابل دادوستد وجود ندارد.
فتوای بعضا از مراجع پیروی این میباشد که در وقف، بایستی صیغه وقف خوانده خواهد شد؛ البته موردنیاز وجود ندارد به لهجه عربی باشد؛ ولی بعضی دیگر از مراجع تبعیت، قرائت صیغه را ما یحتاج نمی‌دانند و میگویند همین‌که چیزی بنویسیم یا این که کاری ایفا دهیم که معنای آن وقف‌کردن باشد، وقف درست میباشد.
طبق فتوای بعضی از مراجع، در وقف، نیاز به قبول عده ای که برایشان وقف گردیده وجود ندارد، چه وقف عام باشد یا این که خاص؛ ولی بعضا دیگر میگویند در وقف خاص، قبول شخص یا این که اشخاصی که برایشان وقف گردیده‌است، شرط صدق میباشد.
نمی‌اقتدار مالی را برای خویش وقف کرد. اما در شرایطی که کسی مالی را به عنوان مثالً برای فقرا وقف نماید و خودش بعداً بینوا گردد، می تواند از منافع آن متاع به کار گیری نماید.
در‌صورتی‌که متاع موقوفه وخیم خواهد شد، از وقف بیرون نمی شود؛ بلکه در صورتیکه قابل تعمیر باشد، می بایست آن را تعمیر کرد. در‌صورتی‌که قابل تعمیر نباشد، می بایست آن را فروخت و پول آن را در مجاورت‌ترین عمل به حیث واقف خرج کرد. در‌حالتی که این هم ممکن نباشد، می بایست پول آن را در شغل نه صرف کرد.[۴۲]
کتابشناسی
برخی از کتاب‌ها در مسئله وقف عبارت‌اند از:

وقف در فقه اسلامی و نقش آن در شکوفایی اقتصاد، نوشته محمدحسن حائری یزدی. درین کتاب، عنایت وقف در اسلام، تاریخ آن از پیش از اسلام، وقف بین ملت‌های غیرمسلمان، موقوفات رسول(ص) و امامان(ع)، احکام شرعی فقه از منظر مذهب ها اسلامی، اصطلاحات وقف، کیفیت مصرف درآمد وقف، نقش وقف در تحقق هدف ها اقتصاد اسلامی صحبت آمده میباشد.
احكام الوقف فى الشريعة الاسلاميه، نوشته محمد عبيد الكبيسى. این کتاب با اسم احکام وقف در شریعت اسلام، به ترجمه احمد صادقی گلدر منتشر شد‌ه‌است. کتاب توشه ابتدا در سال ۱۳۹۷ق/۱۹۷۷م در عراق چاپ شد.[۴۳] در آن، نگرش‌های فقیهان مذهبها گوناگون اسلامی (جعفرى، حنبلى، حنفى، شافعى، زيدى، ظاهرى و مالكى) رسیدگی و طریقه مولف در هر قضیه آورده شده میباشد.[۴۴]
فرهنگ و تمدن اصطلاحات وقف. این کتاب ترجمه المصطلحات الوقفیه، نوشته عبیدالله عتیقی، عزالدین تونی و خالد شعیب میباشد که بوسیله عباس اسماعیلی‌زاده ترجمه گردیده است. در آن، در ۱۰۶ مدخل، مباحث وقف از بینش مذهب‌ها چهارگانه اهل‌سنت، توضیح داده گردیده‌است.[۴۵]
احکام الوقف فی الشریعة الاسلامیة الغراء، نوشته جعفر سبحانی. به‌‌گفته تالیف کننده، در آن، عملکرد گردیده‌است بعضی از مسائل وقف که موجب عسر و حرج متولیان وقف میگردد، حل گردد.[۴۶]

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه