loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 14
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 18:05


از این موردها اینگونه پر‌نور می شود که درچه‌ای در نظریه توحیدی بسیار ملاحظه می‌کرده و حاضر نبوده میباشد واژه‌ای به لهجه آورد یا این که از گویش کسی بشنود که توهم الوهیت نسبت به ائمه یا این که فرزندان آنها داشته باشد.

آیت الله اردکانی هم که از شاگردان درچه‌ای بود در این مورد خلال ذکر اردات وی به ائمه اطهار (ع) می‌اذعان کرد: زمانی کسی در منزلت دعا به وی می‌اعلام کرد: حضرت عباس (ع) به شما قدمت بدهد یا این که امام حسین (ع) ایرادات شما‌را بر طرف نماید، او می‌اظهار‌کرد: این کلام‌ها را نزنید. خداست که قدمت می دهد اوست که می‌آمرزد، شفا میدهد و ایرادات را حل می‌نماید. او معتقد بود: حضرت عباس و امام حسین تشریفات ترحیم مشهد را بایستی پیش خداوند شفیع کرد.

اشرفی اصفهانی هم با خبرپراکنی تلاوت این نسبت‌ها می‌بیان کرد: بلی با لفظ ها و عباراتی که بوی شرک و بی دینی می‌اعطا کرد در حالتی‌که چه در لفظ، مخالفت میکرد. آیت الله خراسانی از شاگردان او که در اواخر قدمت و صحیح سال‌های قبل از انقلاب مدیریت حوزه علمیه اصفهان بود، نقل کرد که یکبار سائلی نزد وی آمد. هنگامی آقا دست در جیب کرد تا مبلغی به وی بدهد اذعان کرد: علی درد‌هایت را دوا نماید، علی حاجتت را جایز نماید. آقا با شنیدن این جملا‌ت دستش را از جیبش خارج کشید و سوای توجه به سائل به رویکرد خویش خاطر نشان نمود.[۲۰]

به جز مباحث مرتبط با توحید و کفر که درچه‌ای روی آن آلرژی داشت در باره وعظ واعظان و مطالبی هم که در مدیحه‌ها می‌خواندند آلرژی آرم می‌اعطا کرد. این در حالی بود که خودش طرفدار سوگواری بود و مجالس عزاداری برگزار میکرد. البته منبری‌ها جرأت زدن هر حرفی را موازی وی نداشتند. در این زمینه هم مثال‌هایی نقل گردیده‌است: یکبار هم واعظی روی منبر حرف می‌اظهار کرد در حالی که درچه‌ای هم در حجره خویش صدای اورا می‌شنید. این واعظ داستانی وقتگیر اعلام‌کرد و در سود گیری از عهد پادشاهی که در داستان بود خاطرنشان کرد: فرمان روا ذکر کرد: زیرا عرب تمامی چیزش را به خیال و خاطر اینجانب بخشید اینجانب هم می بایست کلیه مایَملکم(بودجه‌ام) را بدهم. امام حسین (ع) هم روز عاشورا تمامی هستی خویش را برای آفریدگار اعطا کرد... بدین ترتیب خدا نیز روز قیامت هستی و فنا‌اش را در دست امام حسین خواهد گذاشت و خواهد اذعان کرد: بخواه هرچه می خواهی و هرچه می خواهی بکن و خدایی اینجانب در اختیار توست. تو همگی چیزت را برای اینجانب دادی. اینجانب نیز همگی چیز را به تو می ‌دهم. علامه درچه‌ای با شنیدن این کلام ناگاه سرش را از حجره عزل کرد و با صدای رسا و بلند فریاد زد: بیا زیر! بیا ذیل! نگو این سخن‌های مغایر را! چه غلطی بود که کردی! کی پروردگار اینگونه خواهد کرد؟[۲۱]

شغل سیاسی اجتماعی
درچه‌ای در تلاش سیاسی بسیار محتاط بود، در ماجرای نهضت مشروطه همفکری وی با روحانی ادب الله نوری در برهه‌ای گزارش گردیده‌است.[۲۲] وی در جواب به استفتائی در ربیع الثانی ۱۳۲۶ق دربارۀ مجلس شورای ملی، مفاسد این مجلس را در دو سال قبل از حد و حصر خارج دانست و مدد کردن به تشکیل آن را حرام خواند.[۲۳]

بازدید : 17
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:45


عبدالله بن بدیل
عبدالله بن بُدَیل خُزاعی از صحابه فرستاده(ص) و از یاران امام علی(ع) و از شهیدشدن‌دهندگان حدیث غدیر میباشد. او در طی فتح مکه به همپا پدرش مسلمان شد و در غزوه‌های تبوک و حُنین کمپانی کرد و به‌تیتر نماینده رسول(ص) به یمن پیامبر شد. از وی روایاتی با واسطه از رسول(ص) تشریفات ترحیم مشهد نام برده میباشد.

عبدالله بن بدیل در فتوحات فرصت خلفا حضور داشت و فتح اصفهان، کرمان و همدان بوسیله او شکل گرفت. او در جریان محاصره و قتل خلیفه سوم عثمان بن عفان حضور داشت. وی از اولیه اشخاصی میباشد که با امام علی(ع) بیعت کرد و در پیکار‌های جمل و صفین حضور داشت و در پیکار صفین به شهیدشدن رسید. عبدالله بن بدیل در مبارزه جمل گفتگویی با عایشه در ثابت حقانیت امام علی(ع) داشته میباشد. او در مبارزه صفین از فرماندهان لشکر امام علی(ع) بود.

شخصیت‌شناسی
عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی از اصحاب رسول(ص)[۱] و در زمره مهاجران بود؛[۲] اما محمد بن قدمت کشی اورا از تابعان دانسته میباشد.[۳] او از بزرگان[۴] و فیس‌های شاخص فی مابین یاران امام علی(ع) نیز بود.[۵]

عبدالله بن بدیل را از دُهات(نوابغ) پنج‌گانه[۶] و یا این که شش‌گانه[۷] و از سخنوران پررنگ عرب[۸] و صاحب و مالک رده[۹] شرافت و جلال[۱۰] دانسته‌‌اند.

نسب عبدالله را تا عدی بن عمرو بن ربیعه نقل کرده‌اند.[۱۱] از سال به دنیا آمدن او داده ها دقیقی در مشت وجود ندارد.[یادداشت ۱] وی در سال ۳۷ق، در پیکار صفین به شهید شدن رسید.[۱۲]

از نسل عبدالله، اشخاص شاخصی زیرا عبدالرحمن نیشابوری،[۱۳] دعبل خزاعی[۱۴] و ابوالفتوح رازی[۱۵] مذکور گردیده است؛ تا آن‌جا که بُدَیلی تیتر افرادی میباشد که نسلشان به بدیل بن ورقاء، بابا عبدالله میرسد.[۱۶]

عبدالله به درخواست امیرمؤمنان علی(ع) به یاروهمدم خزیمة بن اثبات، قیس بن سعد بن عباده و دیگرافراد بر حدیث غدیر شهیدشدن اعطا کرد[۱۷] که‌این مسئله به یوم الرکبان آوازه داراست.[۱۸]

در طی نبی(ص)
عبدالله بن بدیل از بزرگان خویشاوندان خزاعه بود[۱۹] وی به یار پدرش بدیل بن ورقاء، در فتح مکه[۲۰] و یا این که پیش از آن به حضور فرستاده اسلام(ص) رسید و مسلمان شد.[۲۱] و منزل پدرش در فتح مکه پناهگاه مکیان شد.[۲۲] وی همینطور وصی پدرش در حفظ از طومار فرستاده معبود(ص) بود[۲۳] که در آن از خویشان خزاعه حمد گردیده بود.[۲۴]

بعضی مدعا‌اند که عبدالله در بیعت رضوان حضور داشته میباشد.[۲۵] او در کنار رسول اسلام(ص)، در نبرد‌های طائف، تبوک و حُنین کمپانی کرد.[۲۶] عبدالله به هم پا برادرش محمد[۲۷] یا این که عبدالرحمن[۲۸] و یا این که هر سه نفر[۲۹] به‌تیتر نماینده فرستاده خداوند(ص) به یمن نیز نبی شد. او با واسطه به نقل قصه از حضرت محمد(ص) پرداخته میباشد.[۳۰]

بازدید : 97
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 16:30


آب نخوردن به احترام امام حسین(ع)
به گفته فخرالدین طریحی فقیه قرن ۱۱ق در کتاب المنتخب عباس زمانی وارد شریعه فرات شد، دستانش را آکنده‌از آب کرد تا بنوشد، ولی زمانی آن را به طور مجاورت کرد به خاطر تشنگی حسین به زمین خورد و آب را رها کرد و با لب تشنه به همپا مشکی مملو از آب از فرات خارج آمد.[۹۵] علامه مجلسی نیز در بحار الانوار همین مقاله را فارغ از بیان اسم منبع مهم آورده میباشد.[۹۶] حبیب‌الله چایچیان شعر سرا و مرثیه‌سرای اهل‌بیت(ع) دراین باره اینگونه سروده تشریفات ترحیم مشهد میباشد:

کربلا کعبهٔ علاقه میباشد و اینجانب اندر احرام
شد درین قبلهٔ عشاق دو تا تقصیرم
دست اینجانب خورد به آبی‌رنگ که بخش تو نشد
دیده اینجانب اعطا کرد از آن آبِ جاری تصویرم
می بایست این چشم و این دست دهم قربانی
تا که کامل شدن گردد حجّ اینجانب و تقدیرم[۹۷]
اردوبادی با محاسبه تعدادی شعر و بخشی از متن زیارت حیطه مقدسه سعی نموده است اثبات نماید که‌این رخداد پیش آمده میباشد.[۹۸] جویا عالم‌نصیب، تراث‌پژوه، در یادداشتی با تصریح به‌این که‌این رخداد در متن‌ها قدیمی نیامده میباشد، احتمال میدهد این روایت ریشه در سوگ‌سروده‌ای سابق در مقاتل الطالبیین داشته باشد که در آن بیان شده که «ابوالفضل با همگی تشنگی آب را تقدیم حسین کرد».[یادداشت ۱][۹۹]

فضائل و خصوصیت‌ها
بعضی یک کدام از مهمترین فضائل و خصوصیت‌های عباس(ع) را ملازمت و همراهی و معاش کردن با امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) میدانند.[۱۰۰] عبدالرزاق مقرم در کتاب العباس، گزاره‌ای را از کتاب اسرار الشهادة تحت عنوان حدیث از معصومان نقل نموده است که عباس سود‌ای از دانش داشته میباشد.[۱۰۱]جعفر نقدی دربارهٔ وی می‌نویسد «وی از دید علم، پارسایی، نیایش و عبادت از بزرگان اهل‌بیت میباشد.»[۱۰۲] برخی معتقدند اگرچه عباس(ع) در سکو معصومان وجود ندارد، ولی مجاورت‌ترین شخص به آن ها میباشد.[۱۰۳]حضرت عباس(ع) پنج امام معصوم را چشم میباشد. امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) که در رخداد کربلا حضور داشته میباشد.[۱۰۴] سید محمدعلی ریاضی شعر سرا آیینی قرن چهارده خورشیدی در شعری دارای شهرت به‌این فضیلت شاره نموده است.

عَمِّ امام و اَخ و ابن امام
حضرت عباس علیه‌السلام
چار امامی که ترا چشم‌اند
دست دانش‌گیر تو بوسیده‌اند[۱۰۵]
نویسندگان متأخر نوشته‌اند که عباس(ع) خویش را همسان دو اخوی تعالی‌ترش یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نمی‌دانست و مدام آنها‌را امام خویش می‌دانست و در مقابل آن‌ها فرمانبردار و مطیع بود[۱۰۶] و همواره آن دو را با خطاب «یا این که بن فرستاده‌الله»، «یا این که سیدی» و مشابه اینها خطاب میکرد.[۱۰۷]

کلباسی در کتاب خصائص العباسیه اعتقاد دارد که حضرت عباس(ع) شکل خوش و مقبولی داشت و از همین رو بود که اورا قمر بنی‌هاشم می‌خواندند.[۱۰۸] از قتل کننده حضرت عباس(ع) اورده شده که گفته در کربلا مردی خوش‌اندام و زیباروی را کشتم که میان دو چشمش آرم سجده بود.[۱۰۹] مطابق بعضی گزارش‌ها، وی از رخ‌های خاص بنی‌هاشم به‌شمار می رفت که بدنی کار کشته و قدی بلند داشت، تا حدی که هنگامی روی اسب می‌گردهمایی پاهایش روی زمین کشیده میشد.[۱۱۰]

یکی فضائل عباس(ع) که به ادعای کلباسی دوست و معاند آن را ستوده‌اند و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را انکار نماید، شجاعت وی میباشد.[۱۱۱] بعضی کرم و عفووبخشش عباس(ع) را از سایر فضائل وی تیتر کرده‌اند، به گونه ای که بین عموم این کردار وی ضرب‌المثل بوده میباشد.[۱۱۲]

بازدید : 22
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:44


مَرقُس
انجیل مرقس کوتاه‌ترین و سابق‌ترین انجیل دانسته گردیده‌است.[۵۹] تالیف کننده این انجیل، مرقس، از حواریون عدم وجود؛ بلکه از رهروان و شاگردان پِطْرُس پیامبر،[یادداشت ۳] بود[۶۰] که در اطراف سال ۶۰،[۶۱] ۶۱[۶۲] یا این که ۷۰ میلادی[۶۳] در ایتالیا یا این که روم[۶۴] انجیل خویش را تألیف کرد. درین انجیل، بر جنبه‌های بشری و آدم بودن عیسی(ع) و مشقت‌های وی تأکید گردیده‌است.[۶۵] انجیل مرقس به دو نصیب تقسیم می گردد: در قسمت در آغاز به کیستی عیسی(ع) و پادشاهی وی و در نصیب دوم به مرگ وی پرداخته گردیده است.[۶۶] مرقس بیشتر به شغل های عیسی(ع) پرداخته و رویارویی وی با دیوها و بیرون کردن آن‌ها از بیماران کم عقل، بخشیدن گناهکاران و معجزات اورا گزارش نموده است.[۶۷] این انجیل عیسی(ع) را از فرصت غسل تعمید وی به دست یحیی(ع) و شروع رسالتش معرفی کرده و شجره‌طومار و به دنیاآمدن او‌را مطرح نکرده میباشد.[۶۸] اولیه گزاره انجیل مرقس اینگونه میباشد: «استارت بشارت عیسی مسیح، پسر تشریفات ترحیم مشهد پروردگار».[۶۹]

لوقا
انجیل یوحنّا:
عیسی او‌را اظهار‌کرد: اینجانب رستاخیزم. آن‌کس که بر اینجانب ایمان دارااست، حتی در صورتی‌که بمیرد، زنده خواهد بود و هرآن‌که می‌زیَد و بر اینجانب ایمان داراست، هیچ وقت نخواهد مرد. آیا بر این ایمان داری؟ اورا اظهار‌کرد: بله ای پروردگار، ایمان دارم که تو مسیح پسر خدایی؛ همو که به دنیا میاید.

انجیل یوحنّا، باب ۱۱، آیه ۲۵-۲۷.

انجیل لوقا که زمان بر‌ترین انجیل شمرده گردیده،[۷۰] در سال‌های در میان ۷۰ تا ۹۰ میلادی خطاب به مشرکان[۷۱] در روم[۷۲] درج شده میباشد. گستردن میلاد و زمان کودکی عیسی(ع) را از خصوصیت‌های خاص این انجیل برشمرده‌اند.[۷۳] به دنیا آمدن یحیی(ع)، معجزات گوناگون عیسی(ع)، اعطای توان خارق‌العاده به حواریون، تعیین هفتاد بدن (غیر از حواریون) جهت تبلیغ، به صلیب کشیده شدن و بلند شدن از قبر از سایر مطالب این انجیل میباشد.[۷۴] درین انجیل، حواریون، عیسی(ع) را معبود خطاب کرده‌اند.[۷۵] همینطور گفته‌اند درین انجیل، عیسی(ع) تحت عنوان آدم بدون نقص مطرح شد‌ه‌است.[۷۶]

لوقا از شاگردان و یاران غیریهودی‌الاصل پولُس نبی بود. ازاین‌رو از حواریون عیسی(ع) به شمار نمی‌رود.[۷۷] لوقا را صرفا مولف عهد و پیمان تازه دانسته‌اند که یهودی نبوده میباشد.[۷۸]

یوحنّا
انجیل یوحنا، متأخرترین کتاب سیره و سخنان عیسی(ع) دانسته گردیده که بر فوق‌انسان بودن عیسی(ع) تأکید دارااست.[۷۹] یوحنّا از حواریون دوازده‌گانه عیسی(ع) به شمار می‌رود.[۸۰] درباره سال کتابت این انجیل اختلاف وجود داراست[۸۱] که در دو بینش گروه‌بندی شد‌ه‌است: نگرش سنتی که طبق آن سال کتابت به اواخر قرن اولیه میلادی، از سال ۸۵م به بعد از آن بازمی‌شود و نگرش دوم که تاریخ کتابت را دربین دهه ۵۰ و ۷۰ میلادی میداند.[۸۲] برخی سال ۶۵م را ترجیح داده‌اند.[۸۳] در‌این انجیل به سخنان عیسی(ع) بیشتر اعتنا گردیده‌است تا تفصیل زندگانی وی، و سخنان عیسی(ع) به طور خطبه‌های بلند و شامل فکر‌های بغرنج و مرموز عرضه شد‌ه‌است.[۸۴] مولف در‌این انجیل مقصود از کتابت آن را اینگونه ذکر نموده است: «اینها به کتابت درآمد تا ایمان آرید که عیسی، مسیح و پسر معبود میباشد و با ایمان آوردن، در اسم وی حیات یابید».[۸۵]

در انجیل یوحنّا، عیسی(ع) پسر پروردگار،[۸۶] کلمه و واژه[۸۷] و هر که از ازل بوده، معرفی گردیده‌است.[۸۸] در بعضا موردها[۸۹] نیز کنیه معبود به وی داده شد‌ه‌است.[۹۰] همینطور اورده شده که صرفا در‌این انجیل از فاراقْلیط موعود (به معنای تسلّی‌دهنده) حرف اورده شده و آمده میباشد که وی بعد از عیسی(ع) می آید و همگی‌چیز را یاد دادن خواهد اعطا کرد و عالم را داوری خواهد کرد.[۹۱]

در پیشگفتار انجیل یوحنّا در کتاب قول تازه، ترجمه برنده سیار آمده میباشد که درباره مولف این انجیل به جهت وجود تناقضات و ابهامات در آن، شک وتردید وجود دارااست. احتمال داده‌اند که برخی از محتوای آن، به وسیله شاگردان یوحنّا و بعد از مرگ او افزوده گردیده باشد. همینطور محتمل دانسته‌اند این انجیل در پروسه پی در پی صورت یافته و کتابت گردیده باشد. به گفته تالیف کننده پیشگفتار، اسم هر کس تحریر و کتابت پایانی این انجیل به دست وی انجام شده، ناشناخته میباشد.[۹۲]

انجیل‌های ‌هم‌ترانه
سه انجیل مَتّی، مَرقُس و لوقا به انگیزه همانندی و هماهنگی در بین آن ها در لهجه کتابت و محتوا، انجیل‌های ‌هم‌آهنگ، هم‌لحاظ یا این که نظیر نامیده میشوند.[۹۳] مشخصه‌هایی که موجب تفاوت انجیل یوحنا از انجیل‌های دیگر گردیده، بدین شکل آورده شده میباشد: مشمول معجزاتی میباشد که در بقیه انجیل‌ها نیامده میباشد؛ مانند اعجاز تبدیل شدن آب به شراب در قانا یا این که زنده شدن شخصی به اسم لَعازَر؛ وجود خطابه‌های وقت گیر در آن؛ مسیح‌شناسی خاص این انجیل که در آن بر الوهیت عیسی(ع) تأکید شد‌ه‌است.[۹۴] انجیل‌های همنوا را متأثر از ادبیات یهودی و انجیل یوحنّا را متأثر از فلسفه یونان دانسته‌اند.[۹۵

بازدید : 13
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 16:14


حوزه نفوذ
گفته می گردد که از اولِ تأسیس حزب بعث عراق تمرکز آن بر جذب دانشجو یان، علم‌آموزان، روشنفکران و متخصصین شهری از قشر معدود‌درآمد و عرب سنی‌مذهب بود.[۱۴] از لحاظ جغرافیایی آغاز بغداد و استان الناصریه مرکز ها جذب نیرو بود، [۱۵] ولی بعداز روی فعالیت وارد شدن احمد حسن البکر و صدام حسین حوزه جذب کادرهای اساسی بعث به تکریت متمرکز تشریفات ترحیم مشهد شوید.[۱۶]

اقدامات سیاسی قبل از حصول توان
اولی مبادرت سیاسی حزب بعث عراق به ۱۹۵۵م/۱۳۳۴ش برمی‌خواهد شد، بعث در آن سال و در مخالفت با عهدوپیمان بغداد؛ پیمانی در امتداد ناتو (NATO) و سینتو (SENTO)، اعتصابی را سازماندهی کرد.[۱۷] 1 سال آن‌گاه، حزب بعث عراق یاروهمدم با دیگر جریان‌های ملی‌گرا، همسویی دولت عراق با بریتانیا در چالش شبکه سوئز (۱۹۵۶م/۱۳۳۵ش) را محکوم و با آن مخالفت کردند.[۱۸] در پی حزب بعث و دیگر احزاب مخالف دولت وقت عراق «جناح متحد ملی» را ساخت‌و‌ساز کردند که انقلاب ۱۴ژوئیه ۱۹۵۸م را به برد رساندند.[۱۹] الرکابی رهبر وقت حزب بعث، در کابینه افسران آزاد به‌رهبری عبدالکریم قاسم به وزارت گسترش رسید.[۲۰]

الرکابی و هفت عضو دیگر کابینه قاسم در فوریه ۱۹۵۹م/۱۳۳۸ش در عکس العمل به‌مخالفت عبدالکریم قاسم با طرح پیوستن عراق به جمهوری متحده عربی (۱۹۵۸-۱۹۶۱م)، استعفا کردند.[۲۱] گزارش گردیده است که قاسم رغبت ملی‌گرایانه داشت و مخالف پان عربیسم بود. دکمجیان میل نهفته شیعی قاسم را از دلایل مخالفت وی با پان عربیسم دانسته و اعتقاد دارد که حزب الدعوة الاسلامیة، به‌تیتر تجلی سیاسی شیعه ها بعداز آن ظهور کرد که قاسم اذن اعطا کرد احزاب سیاسی تشکیل شوند.[۲۲] حزب بعث در اکتبر ۱۹۵۹م/۱۳۳۸ش عملیات نافرجام ترور قاسم را انجام کرد[۲۳] و در نوامبر به عبارتی سال منحل و رهبران آن متواری گردیدند.[۲۴]

استخراج توان

احمدحسن البکر چهارمی رییس حزب بعث عراق (۱۹۶۵-۱۹۷۹م) و رییس جمهور عراق (۱۹۶۸-۱۹۷۹م)
حزب بعث و متحدینش در ۸ فوریه ۱۹۶۳م/۱۳۴۱ش با سرنگونی حکومت عبدالکریم قاسم، اقتدار را استخراج کردند.[۲۵] احمدحسن البکر رهبر وقت حزب بعث عراق، به‌ در آغاز‌وزیری رسید.[۲۶] حزب بعث در‌این دوران مبتلا اختلافات داخلی بود.[۲۷] عدم هماهنگی بعثی‌ها منجر شوید که عارف، رییس جمهور وقت، در کاسه خیر ماه کلیه اعضای بعث را از دولت اخراج نماید.[۲۸] حزب بعث با تامین تنی چند از افسران ناراضی غیر بعثی، در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸م/۱۳۴۷ش با اجرای کودتای دیگر حکومت عبدالرحمن عارف (اخوی عبدالسلام عارف که بعداز وی رییس جمهور گردیده بود) را سرنگون و مجدد به اقتدار برگشت.[۲۹] افسران غیر بعثی (عبدالرزاق النایف، ابراهیم عبدالرحمن داوود و سعدون غیدان) که در شورش نقش کلیدی بازی کرده بودند، طی کودتای دیگر در سی‌ام به عبارتی ماه عزل و یا این که وادار به تایید عضویت بعث شدند.[۳۰][۳۱]

تحکیم توان
حزب بعث درین مدت مسایل داخلی را به‌مکان پان عربیسم در حق تقدم قرار اعطا کرد.[۳۲] حسن البکر (۱۹۶۸-۱۹۷۹م)، بعد از حذف افسران غیر بعثی، کارایی کرد خویش را از شر هر نوع رقابت احتمالی داخل حزبی نیز خلاص نماید.[۳۳] درین راستا او مکانیسمی را پیاده سازی کرد که صرفا به اشخاص متعهد به وی اذن تصدی مناصب اساسی دولتی و نظامی را می‌اعطا کرد.[۳۴] با این وجود سعی‌های مختلف برای سرنگونی البکر جاری ساختن شد که مهم‌ترین آن کودتای ناکام «ناظم الکزار» فرمانده خدمت امنیت داخلی عراق برای ترور البکر و صدام در ژوئن ۱۹۷۳م/۱۳۵۲ش بود.[۳۵] تِب مار متفحص تاریخ عراق، کزار را شیعه مذهب و اهل عماره معرفی نموده است که درپی ترور نافرجام حسن البکر، یاور ۱۹ مامور امنیتی و ارتش در هفتم ژوئیه به عبارتی سال اعدام شوید.[۳۶]


صدام حسین رهبر حزب بعث و رییس جمهور عراق (۱۹۷۹-۲۰۰۳م)
ظهور صدام حسین
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: صدام حسین
صدام حسین از حدود بیست سالگی در رینگ دوستداران حزب بعث قرار گرفت.[۳۷] وی در عملیات ناموفق ترور عبدالکریم قاسم در هفتم اکتبر ۱۹۵۹م کمپانی داشت و به‌دنبال آن به سوریه و آنگاه مصر فرارو گریز کرد.[۳۸] او در ۱۹۶۳م به عراق رجوع و برگشت و به شاخه زیر رهبری احمدحسن البکر که لینک خویشاوندی با هم داشتند، پیوست.[۳۹] صدام که به‌دنبال روی عمل وارد شدن حزب بعث در ۱۹۶۸م/۱۳۴۷ش، سمت معاونت رییس جمهور را به ذمه داشت، در در طی دهه ۱۹۷۰م با مهارت و عدم تحریک آلرژی حسن البکر، برای تحکیم وضعیت اتومات کرد.[۴۰] او در ۱۹۷۰م به‌دبیر کلی دفتر کار نظامی حزب بعث رسید، در ۱۹۷۴م/۱۳۵۳ش سیاست‌گذاری کارها نفت را به دست گرفت، بعداز آن پروژه‌های صنعتی تعالی و آنگاه کارها امنیتی و اطلاعاتی را در مشت گرفت. براین اساس همگی چیز در قبضه اقتدار وی در آمد.[۴۱] صدام عاقبت در ۱۶ ژوئیه ۱۹۷۹م/۱۳۵۸ش حسن البکر را وادار به استعفا کرد و به طور رسمی رییس جمهور شد و بعداز آن فرماندهی شورای انقلابی عراق و سر کردگی حزب بعث عراق را نیز پذیرفت و تا ۹ آوریل ۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش در اقتدار باقی ماند.[۴۲]

بازدید : 19
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:18


سید علی داماد
سید علی تبریزی (۱۲۷۵-۱۳۳۶ق) پر اسم و رسم به سید علی داماد از فقهای امامیه قرن سیزدهم و چهاردهم. او با شاگردی نزد سید حسین کوه کمری، میرزا حبیب الله رشتی، محمد هادی تهرانی و محمد حسن مامقانی به درجۀ اجتهاد رسید. برخی از عموم تبریز از وی پیروی تشریفات ترحیم مشهد می‌کردند.

وی در عرصهٔ سیاست با صدور فتوایی از نهضت مشروطه در کشور‌ایران تامین کرد. وقتی که انگلیس دست به اشغال جمهوری اسلامی ایران و عراق زد، سید علی با روش‌های گوناگونی مانند ارسال پیام، صدور «فتوای وجوب جهاد دفاعی» به طور شخصی و گروهی و حتی با حضور در صحنهٔ پیکار، نقش‌آفرینی کرد.

سیدعلی داماد سرنوشت در نجف درگذشت و در مقبره امام علی(ع) به خاک امانت شد. از او اثراتی در مورد فقه، اصول فقه، رجال و درایه به مکان باقی مانده میباشد که می‌قدرت به کتاب شرعی مصباح الظلام فی گستردن شرایع الاسلام وی اشاره نمود.

میلاد، نسب، آوازه
سید علی داماد، فرزند سید محمد، در سال ۱۲۷۵ق در تبریز دیده به جهان گشود.[۱] سید علی به تبریزی دارای شهرت بود و خودش نیز با همین اسم امضا می کرد. در زادگاه و تحصیلش، کنیه رضوی تبریزی نجفی را برای وی بیان کرده‌اند. او از هنگامی که دختر معلم خویش محمد حسن مامقانی را به همسری برگزید، به داماد هم جهانی شد.[۲]

عمل علمی
سید علی در مکتب طالبیه تبریز به علم آموزی پرداخت و دروس مقدماتی و بخشی از درس‌های دورۀ سطح حوزه را نزد استادان آنجا فرا گرفت. وی در ۱۹سالگی به نجف رفت و بعد از کامل شدن دورۀ سطح، در دروس بیرون فقه و اصول کمپانی کرد.

اجتهاد
داماد بعد از طی مدارج علمی از بعضی استادانش اذن اجتهاد گرفت. درس وی در حوزه علمیه نجف پر اسم و رسم بود.[۳]

برخی از عموم تبریز، از وی تاسی می‌کردند.[۴]

استادان
سید حسین کوه کمری
میرزا حبیب الله رشتی
روحانی محمد هادی تهرانی
محمدحسن مامقانی
شاگردان
سید مهدی بن علی غُرَیفی بحرانی
عبدالرضا آل راضی مالکی نجفی
سید محمدعلی غریفی بحرانی[۵]
اثرها
مصباح الظلام فی گستردن شرایع الاسلام در فقه در ۶مجلد[۶]
الانوار الالهیة در درایه و رجال[۷]
رسالهٔ عملیه که در ۱۳۲۱ در تبریز به چاپ رسید.[۸]
اصول فقه در ۳مجلد.[۹] این تاثیر با تیتر تقریرات الاصول نیز معرفی شد‌ه‌است[۱۰] که احتمالا تقریرات درس محمدحسن مامقانی بوده میباشد.[۱۱]
عمل سیاسی
نگهبانی از نهضت مشروطه
با استارت نهضت مشروطه در کشور‌ایران، سید علی داماد همانند دیگر عالمان اهل ایرانِ مقیم عتبات، با صدور فتوا از این نهضت امان کرد.[۱۲]

ایستادگی در قبال تجاوز اشغالگران فرنگی
بعد از تجاوز ارتش روسیه به شمال کشور ایران و اشغال نصیب‌هایی از آن و بعد تجاوز نیروهای انگلیسی به استان های جنوبی، سید علی داماد در شمار عالمانی بود که می‌خواستند برای حفاظت از سرزمین، هم پا با مجاهدان به رهبری آخوند ملامحمدکاظم خراسانی از عتبات عازم جمهوری اسلامی ایران شوند.[۱۳]

داماد بعد از درگذشت آخوند خراسانی، در اجتماع عالمان مقیم عتبات در کاظمین در اوایل ۱۳۳۰ق برای سفر به کشور ایران و ایستادگی در قبال اشغالگران فرنگی، حضوری فعال داشت.[۱۴]

وی به یاروهمدم شماری از عالمان برجستۀ مقیم عتبات، با ارسال پیام به مقامات و افراد صاحب و مالک نفوذ و عامه مردم جمهوری اسلامی ایران، اتحاد ملی ایرانیان و ایستادگی در قبال متجاوزان فرنگی را خواهان شد.[۱۵]

بازدید : 18
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 12:03


تشدید دیه
دیه قتل در‌این ماه‌ها، به واحد سنجش یک سوم دیه بی نقص، از قتل در ماه‌های دیگر بیشتر میباشد.[۱۴]

نسیء
نوشته ی علمیٔ مهم: نسیء
مفسران، نسیء در آیه ۳۷ سوره توبه را به معنای تغییر تحول ماه‌های حرام به ماه‌های دیگر مضمون‌ کرده‌اند.[۱۵]در کیفیت تغییر و تحول ما‌ه‌های حرام از منابع متقدم نقل گردیده است: مجال نا‌آگاهی در موسم حج، مردی از خویشاوندان کِنانه می‌ایستاد و می‌اذعان کرد: اینجانب خون گردآوری‌ای از بستگان طَیی و خَثعم را در ماه حرام، مباح کرده‌ام و حرمت آن ماه را به تانی انداخته‌ام و به مکان آن، ماه صفر را ماه حرام قرار داده‌ام. زیرا سال آجل فرا می سید؛ می‌اعلام‌کرد: ماه صفر را حلال کردم و حرمتش را به تعویق انداختم و بجای آن، ماه محرم را ماه حرام قرار دادم. آیه ۳۷ سوره توبه نازل شد و از این فعالیت نهی کرد.[۱۶] بیشتر مفسران انگیزه انتقال حرمت ماه‌ها را نبرد تشریفات ترحیم مشهد دانستند. [۱۷]

فلسفه حرمت ماه‌های حرام
به گفته ناصر مکارم شیرازی، حرمت نزاع در ماه‌های حرام، یکی رویکرد‌‌های نقطه پايان دادن به مبارزه‌‌های وقت گیر زمان بود تا وسیله‌ای برای دعوت به صلح و متانت باشد. زمانی که چهار ماه از سال، اسلحه را کنار بگذارند، مجالی برای اندیشه و تفکر به وجود می‌‌آید و احتمال نقطه پایان دادن پیکار، بسیار زیاد میباشد.[۱۸] سید محمدحسین طباطبایی این نظر را دارد: با دست کشیدن از پیکار، امنیت همگانی در کلیه جا حکمفرما میشود تا عموم با مهیا آوردن وسائل آسایش به معاش خویش برسند و با طاعات الهی به قرب آفریدگار خویش منش یابند.[۱۹]

جستارهای متعلق
ماه‌های حج
پانویس
طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۱۴.
قمی، تعبیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۶۷؛ جصاص، احکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۴، ص۳۰۸.
طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۲، ص۱۴۹؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۰، ص۵۶.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۵۵۱.
کاشانی، منهج الصادقین، طهران، ج۴، ص۲۶۷؛ طباطبایی، تعبیر المیزان، ۱۴۲۱ق، ج۹، ص۲۷۱؛ ابن عربی، احکام القرآن، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۹۴۳؛ سیوطی، الدر المنثور، دارالفکر، ج٤، ص۱۸۸.
طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۸،‌ ص۲۱۸.
طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۱۴.
بیهقی، شعب الایمان،۱۴۲۳ق، ج۵، ص۳۳۸.
طباطبایی، تعبیر و تفسیر المیزان، ۱۴۲۱ق، ج۹، ص۲۶۶.
کاشانی، منهج الصادقین، طهران، ج۴، ص۲۶۵؛ طوسی، التبیان، دار إحیاء التراث العربی، ج۵، ص۲۱۴؛ سیوطی، الدر‌ المنثور، دارالفکر، ج۴، ص۱۸۳.
طوسی، تهذيب الأحكام، ۱۴۰۷ق، ج‏۴، ص۱۶۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۵۵، ص۳۳۹.
ر.ک: سوره بقره: آیه ۱۹۴و ۲۱۷؛ سوره مائده: آیه ۲و ۹۷؛ سوره توبه: آیه۵، ۳۶، ۳۷.
امام خمینی، استفتائات، ج١، ص ۵۱۵.
امام خمینی، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۵۳۰.
طوسی، التبیان فی تفسر القرآن، بیروت، ج۵، ص۲۱۶؛ طباطبایی، تعبیر المیزان، ۱۴۲۱ق، ج۹، ص۲۷۱؛ سیوطی، الدر المنثور، دارالفکر، ج٤، ص۱۸۸.
قمی، تعبیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۹۰؛ حویزی، تعبیر نور و روشنایی الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۱۷؛ جرجانی، درج الدرر فی تعبیر و تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۳۰ق

بازدید : 44
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:59


اسم‌گذاری
برای قرائت واقعیت محمدیه، به جز تعین اولیه، اسم‌های دیگری از سوی عارفان مسلمان به‌عمل گرفته شد‌ه‌است؛ مثلا تجلی نخستین،[۲۹] حقیقةُ الحَقائِق[۳۰] و واقعیت احمدی.[۳۱] این منزلتْ واقعیت خَتْمی[۳۲] و واقعیت انسانی[۳۳] هم خوانده گردیده است: واقعیت ختمی به‌نظر اینکه غایت نقط ی اوج‌گیری بشر در سلوک الی الله میباشد[۳۴] و واقعیت انسانی[۳۵] به‌جهت اینکه جایگاه بشر بی نقص هرچند از رده ذات الهی فروتر میباشد،‌ بالاتر از دیگر تعینات میباشد.[۳۶] اورده شده زیرا عارفان رده تعین اولیه را منزلت مخصوص فرستاده(ص) و غایت سلوک وی می‌دانسته‌اند، آن را واقعیت محمدیه خوانده‌اند.[۳۷] بعضی صوفیان، از استدلال این اسم‌گذاری خاطر کرده‌اند؛ برای مثال از حیث فَنّاری (درگذشت: ۸۳۴ق)، از شارحان ابن‌عربی، زیرا این جایگاه مقام فروغ پیامبر آفریدگار(ص) و ظاهرکننده درجه اوست، بدین اسم خوانده شد‌ه‌است.[۳۸] وی شاهد حرف خویش را روایتی از نبی(ص) دانسته[۳۹] که ذکر کرد: اولیه چیزی که آفریدگار آفرید فروغ تشریفات ترحیم مشهد اینجانب بود.[۴۰]

واقعیت علویه: امتداد واقعیت محمدیه در عرفان شیعی
شارحان ابن‌عربی، مثلا شارحان شیعه وی، معنا واقعیت محمدیه را دارنده امتداد ملکی و ملکوتی در وجود آدم‌های بدون نقص بعد از رسول(ص) دانسته‌اند.[۴۱] نقل شده که آنها عامل این مورد را گستره وجودی واقعیت محمدیه و مقام آن در آفرینش قلمداد کرده‌اند.[۴۲] این امتداد در نگاه آن ها[۴۳] در رده خلیفة اللهی و در بستر مضمون‌ ولایت ایفا پذیرفته میباشد؛ امتدادی که بعداز استقرار در وجود ملکوتی امام علی(ع) و بقیه ائمه شیعه(ع) در معنا خاتم اولیاء به ولایت محمدیه، که از سوی بعضی[۴۴] مصداق آن امام فرصت(ع) دانسته گردیده، نقطه نهایی مییابد.[۴۵] این امتدادِ واقعیت محمدیهْ از سوی برخی واقعیت علویه خوانده شد‌ه‌است.[۴۶]

محسن جهانگیری (درگذشت: ۱۳۹۸ش)، ابن‌عربی‌شناس، آدرس از معنا واقعیت علویه در صحبت ابن‌عربی داده میباشد؛[۴۷] آنجا که وی بعد از یادکردن از واقعیت محمدیه، مجاورت‌ترین فرد به مصداق واقعیت محمدیه (فرستاده) را امام علی(ع) بر می‌شمرد.[۴۸] جهانگیری احتمال داده که هدف ابن‌عربی از امام علی(ع) حقيقت ولايت علویه باشد، خیر فرد وی؛ به عبارتی‏‌طور كه مراد ابن‌عربی از حضرت محمد(ص) حقيقت محمدیه میباشد، خیر فرد وی.[۴۹] از حیث جهانگیری، لازمه این آنالیز این میباشد که امام علی(ع) بی نقص‌ترین مظهر واقعیت علویه باشد، به عبارتی‌‏طور كه نبی(ص) بی نقص‌ترین مظهر واقعیت محمدیه میباشد.[۵۰]

پانویس
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸؛ دانش‌الهدی، «واقعیت محمدیه»، ص۷۱۲.
جامی، عیب گیری النصوص، ۱۳۷۰ش، ص۳۴-۳۵.
جامی، عیب گیری النصوص، ۱۳۷۰ش، ص۳۴-۳۵.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸-۲۴۹.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸؛ امامی، «واقعیت»، ص۱۶۷.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸.
جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۴۹۳.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۹.
ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۹۴.
امامی، «واقعیت»، ص۱۶۷.
امینی‌نژاد، شناخت با تیم عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۴۰۰.
امینی‌نژاد، شناخت با گروه عرفان اسلامی، ۱۳۹۰ش، ص۴۰۰.
دانش‌الهدی، «واقعیت محمدیه»، ص۷۱۳.
ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۲۴۳؛ ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۶۳-۶۴.
سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۳۹۱-۳۹۲.
قمشه‌ای، تیم اثر ها حكیم صهبا، ۱۳۷۸ش، ص۷۸-۸۸.
خمینی، مصباح الهدایه، ۱۳۷۲ش، ص۵۶-۵۷.
سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۴۰۷؛ خمینی، مصباح الهدایه، ۱۳۷۲ش، ص۶۳.
برای مثال نگاه فرمائید: ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۱۹-۱۲۰.
برای مثال نگاه فرمایید: قیصری، گستردن فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۱۲۷-۱۲۹.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۹.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۹.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۹.
ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۴۸.
دانش‌الهدی، «واقعیت محمدیه»، ص۷۱۳.
دانش‌الهدی، «واقعیت محمدیه»، ص۷۱۳.
ابن‌ترکه اصفهانی، حزم القواعد، ۱۳۶۰ش، ص۱۳۱.
جامی، انتقاد النصوص، ۱۳۷۰ش، ص۳۶.
فناری، مصباح الانس، ۲۰۱۰م، ص۳۳۳.
آشتیانی، گستردن پیشگفتار قیصری بر فصوص الحکم، ۱۳۷۰ش، ص۴۶۴.
قیصری، گستردن فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۱۲۰؛ قمشه‌ای، دسته اثر ها حكیم صهبا، ۱۳۷۸ش، ص۸۶.
یزدان‌جانبداری، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۴۰۵.
قیصری، تفصیل فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، ص۱۲۰؛

بازدید : 28
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 15:32


مؤمن واقعی:
علامه طهرانی هنگام تشرف به قم بعداز زیارت حضرت معصومه مقید به زیارت قبر وی بوده و موقع حضور در کنار قبر آیت‌الله بروجردی دست بر قبر وی نهاده و گفته میباشد: «أشهد أنّک مؤمن تشریفات ترحیم مشهد حقّاً»[۳۵]

خاطر قادر:
آیت‌الله بروجردی حتّی بر ادبیّات عرب اشراف داشت و أشعار ألفیّه ابن‌صاحب و کلمه ها مغنی‌اللبیب و مطوّل را از محافظت میخواند. بعضی اوقات آقا روضه خوان قاسم نحوی در مجلس درس وی گونه های می کرد و وی در جواب یک خط از مغنی را از مراقبت می‌خواندند.[۳۶]

اقدامات مذهبی و اجتماعی

مسجد اعظم قم در جوار مقبره حضرت معصومه(س) به خلاقیت و پیگیری آیت‌الله بروجردی ساخته شد
هواخواهی از نیازمندان: در سالهای پایان حضور وی در بروجرد به انگیزه نزاع دوم جهانی، بها آذوقه و مواد غذایی، ارتقاء پیدا کرده بود و عموم در تنگنا قرار گرفته بودند، از این رو تمامی بزرگان شهر را به منزل خویش دعوت و تشویق کرد به بیچارگان یاری نمایند و بیشترین امداد به وسیله فرد وی و از بودجه‌های پدری تأمین شوید. [۳۷]

تأسیس سوله برق: در طی حضور وی، شهر بروجرد از نعمت برق محروم بود. با تدبیر و رئیس وی و نیز پیگیری و نگهبانی بعضا از خیرین متدین، این شهر، دارنده سوله برق شد. [۳۸]

توسعه کیفی و پاره ای حوزه علمیه قم: با رئیس وی تحولاتی از حیث سیاسی، اجتماعی در موضوع تألیف، تصنیف و ترجمه، چاپ کتاب ها شرعی و… و همین‌طور در اداره منطقههای علمیه و سازماندهی آن به وجود آمد.

انتشار مجلات و کتاب ها با محتوای فقاهتی اسلامی: اولیه نشریات علمی حوزوی برای مثال نشریه مدرسه اسلام که به وسیله عده ای از فضلای خوش پندار و پر‌نور اندیش منتشر می‌شد، با هواخواهی وی بود. [۳۹]

تجدید حیات حوزه علمیه بروجرد

ساخت و ساز ابنیه تعالی مذهبی و علمی: برای مثال: مسجد اعظم قم، مکتب نجف، مکتب کربلا، مسجد بغداد، مریض خانه نجف، حسینیه و گرمابه سامرا، مکتب کرمانشاه، مسجد تعالی طرابلس لبنان، چهار مسجد بلندمرتبه در آفریقا، آرامستان وادی السلام قم، مکتب آیت‌الله بروجردی در قم، درمان‌گاه نکویی قم، مسجد و راءس اسلامی هامبورگ آلمان، کتابخانه مکتب نجف، کتابخانه مکتب کرمانشاه و… [۴۰]

اعزام نماینده به بیرون مملکت
اسم نماینده محل استقرار فرصت شغل
محمد محققی لاهیجانی آلمان - راءس اسلامی هامبورگ ۱۳۳۴ش. تا فوت آیت‌الله بروجردی
مهدی حائری یزدی ایالات متحده - واشینگتن از حدود ۱۳۳۸ش.
عبدالحسین فقیهی رشتی - سید محمدتقی طالقانی ایالات متحده عربی
محمدتقی قمی مصر - دارالتقریب فی مابین المذاهب الاسلامیة
سید صدرالدین بلاغی انگلستان
محمد شریعت اصفهانی پاکستان - کراچی ۱۳۳۱ش. تا نقطه پایان قدمت
پیش از آیت‌الله بروجردی، برخی از مراجع مانند: سید ابوالحسن اصفهانی نمایندگان و مبلغانی را به مناطقی مانند: هندوستان، زنگبار و مسقط می‌فرستادند؛ ولی این اعزام‌ها محصور و موقت و در مناسبت‌های خاصی اجرا می شد. البته آیت‌الله بروجردی نمایندگانی را به کشورهای متفاوت ارسال کرد تا در آنجا اقامت گزینند و به عمل فقهی درگیر شوند و در این شیوه به سرمایه‌گذاری بزرگ التفات داشت.

بازدید : 13
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 15:18


ظهور و افول اخباری‌گری
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: اخباریان
از دهه چهارم قرن یازدهم حوزه علمیه نجف همچون دیگر حیطههای شیعه سرگرم مسئله اخباری گری شد. مطرح ترین تأثیر را در‌این میان محمدامین استرآبادی داشت. وی در کتاب الفوائد المدنیة نحوه اصولی و شرعی مجتهدان شیعه را، که به وسیله روضه خوان طوسی در حوزه علمیه نجف ترویج یافته بود، آیتم انتقاد و اعتراض قرار اعطا کرد. وی فقهای اصولی به عنوان مثال علامه حلی را به انحراف از طریقت ائمه(ع) جنایتکار کرد و توکل آن‌ها به دانش سخن و اصول فقه، استعمال از ذهن ها عقلی و یقین به قیاس را بدعت تشریفات ترحیم مشهد شمرد.[۲۸]

حرکت اخباری‌ها از اعتبار و رونق علم اصول فقه و علمای اصولی و نیز حوزه علمیه نجف کاست.[۲۹] مجمع البحرین تاثیر روضه خوان فخرالدین بن محمدعلی طُرَیحی نجفی از اثر ها حوزه نجف در‌این عصر میباشد.[۳۰] بعضی از علما و فقیهان نیز از نجف به شهرها و حتی کشورهای هم محلی مسافرت کردند. فاضل شِدیوانه (متوفی ۱۰۹۸ یا این که ۱۰۹۹ق) از نویسندگان کثیرالتألیف این زمان و از علم آموختگان نجف بود که به اصفهان سفر کرد و خلال تایپ کردن کتاب‌هایی زیرا تفصیل الشرایع و کناره بر گستردن تجرید قوشچی شاگردان بزرگی همانند میرزاعبداللّه افندی مؤلف ریاض العلماء، روضه خوان حسن بلاغی مالک تنقیح المقال و مولی محمد اکمل اصفهانی بابا وحید بهبهانی[۳۱] پرورد.

زد خورد‌های پیوسته صفویان و عثمانیان بر رمز احاطه بر عراق، خوف عموم از هجرت به عراق، فشار بر علمای مذهبی شیعه بعد از سلطه عثمانی‌ها و رویدادهای طبیعی زیرا وبا در ارتقا رکود علمی در‌این عصر بی‌تأثیر نبودند.[۳۲] همین دست اندرکاران منجر شد تا نقطه پایان قرن یازدهم از آمد و شد طلاب و علم پژوهان به نجف کاسته گردد و حوزه علمیه کربلا رونق گیرد.[۳۳]

نقش وحید بهبهانی در پیکار با اخباری‌گری

محمدباقر بن محمد اکمل دارای اسم و رسم به وحید بهبهانی (متوفی ۱۲۰۵ق) نقش مهمی در از در بین بردن صولت و اقتدار اخباریان داشت. به عهدوپیمان ابوعلی حائری (متوفی ۱۲۱۶ق)، دانش آموز بهبهانی، عراق، خصوصا کربلا و نجف، قبل از وارد شدن بهبهانی مملو از اخباریان بود تا آنجا که در حالتی که کسی می‌خواست کتابی از آنِ فقهای اجتهادی را حمل نماید، برای جلوگیری از نجس شدن، آن را با دستمال به دست می‌گرفت.[۳۴] جنبشی که وحید بهبهانی در کربلا شروع کرد، در نجف ثمر اعطا کرد و با داخل شدن محمدمهدی بن مرتضی دارای شهرت به بحرالعلوم (متوفی ۱۲۱۲ق)، از شاگردان وحید بهبهانی، حوزه نجف با پشت راز گذاشتن ناملایمات زمان اخباریگری، به عصر جدیدی قدم بنیان.[۳۵] این حقیقت را نیز نباید از حیث بدور داشت که دسته انتقادهای محققان اخباری و نیز به جا مانده علمی آن ها، به ویژه همت‌های واپسین فقید نام دار این جریان، روحانی یوسف بحرانی و کتاب اساسی فقاهتی وی، الحدائق الناضرة، در بالندگی و شکوفایی این زمان تازه، تأثیر در خورتوجهی داشته میباشد.

بعد از ظهر درخشش و کمال
عصر آتی را که از قرن سیزدهم استارت می شود و تا مجال اکنون ادامه می یابد، می‌قدرت بعدازظهر کمال و نقط ی اوج درخشش و زعامت علمی حوزه نجف دانست. با استارت کار علامه بحرالعلوم در نجف و عالمان و فقیهان اکثری که به کوشش وحید بهبهانی تربیت گردیده بودند، حوزه نجف عظمت و شکوه خویش را بازیافت و از تازه به راس علمی دنیا تشیع تبدیل شد. عملکرد‌های شاگردان بی واسطه و غیرمستقیم وحید بهبهانی معطوف پیکار با اخباری گری و پاسخگویی به شبهه ها آن‌ها و ثابت نیاز به قواعد اصولی در استنباط شد.[۳۶] این سعی‌ها ثمربخش بود؛ دانش اصول را به کمال رساند و در مورد فقه به صورت محسوسی باب دعوا، عیب گیری و بررسی موضوعات و جستجو در آرای پیشینیان و ادلّه آنها باز شد[۳۷] و آخر و عاقبت آنکه جریان اخباری هر یک‌سری از بین نرفت، به شدت محصور شد.

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه