استادان و شاگردان
احمد از سن ۱۵[۲۷] و یا این که ۱۶ سالگی[۱۱] به حصول دانش پرداخت و برای شنیدن و گردآوریآوری احادیث، سفرهای متعددی به شهرهای کوفه، بصره، مکه، مدینه، یمن، شام، جزیره،[۲۸] کشور ایران، مغرب و دیگر بخشها دوردست ایفا بخشید[۲۹] و گزینه احترام محدثان آن بخش ها قرار تشریفات ترحیم مشهد میگرفت.[۱۱]
احمد فرصت اندکی را متأثر از حکم کننده ابو یوسف دانش آموز دارای اسم و رسم ابوحنیفه[۳۰] طی کرد؛[۳۱] تا آنکه با هشیم بن بشیر آشنا شد و به مراقبت حدیث سعی گمارد.[۳۲] او از شاگردان ویژه[۳۳] شافعی از فقهای چهارگانه اهل سنت بود[۳۴] و اورده شده که بیشترین تأثیر را از وی پذیرفته بود.[۳۵] شافعی نیز دانش و تقوای احمد را در بغداد بیمانند میدانست.[۳۶]
ابن حنبل از اساتید دیگری نیز استفاده نمود؛ تا آنجا که تعداد مشایخ حدیثی اورا صد نفر[۳۷] و گاه بیشمار تلقی نمودهاند.[۳۸] سفیان بن عیینه، إبراهیم بن سعد، جریر بن عبدالحمید، یحیی القطّان، ولید بن مسلم، علی بن هاشم بن البرید، معتمر بن سلیمان، آدم بن المفضّل، زیاد البَکّائی]]، ابوبکر بن عیاش، عَبّاد بن العَوّام، قدمت بن عبید الطّنافسی، المطّلب بن زیاد، یحیی بن أبی زائدة، وکیع، ابن نمیر و عبدالرّزّاق مثلا استادان وی میباشند.[۳۹]
او بنابر نقلی از چهل سالگی کرسی درس خویش را سازه بنیان.[۲۷] راویان متعددی به عنوان مثال محمد بن اسماعیل بخاری و مسلم بن حجاج نویسندگان صحیحین،[۴۰] عبدالرّزّاق بن همّام، یحیی بن بشر، هشام بن عبدالملک طیالسی، محمد بن ادریس شافعی، اسود بن عامر شاذان و بوداود سجستانی از وی ماجرا نقل کردهاند.[۴۱]
مقام در دانش حدیث
احمد بن حنبل از محدثان بلندمرتبه[۴۲] و از رهروان اصحاب حدیث بود.[۴۳] او در عدهآوری و محافظت احادیث همت فراوانی کرد؛[۴۴] اورا درین فرمان بیمانند دانسته[۴۵] و گردآوریای اورا حافظ یک میلیون حدیث میدانند؛[۴۶] به همین جهت اورا اِمام المُحَدِّثین(پیشوای محدثان) نیز خواندهاند.[۴۷]
او برای سنت فرستاده(ص) و اقوال صحابه و تابعین عنایت اکثری قائل بود و به ظواهر آیه ها و احادیث فعالیت می کرد و با هرگونه نحوه تأویلی برای نشانهها و احادیث مخالف بود.[۴۸] بعضی معتقدند که وی به احادیث ضعیف و مُرسل نیز فعالیت میکرد.[۴۹]
احمد حنبل سعی می کرد تا با احادیث، مسائل اعتقادی را ثابت نماید و در این مورد اعتقادی به کاربرد عقل نداشت و این مورد سبب ساز پرورش فکرهای تجسیمی و تشبیهی شد.[۵۰]
رده در فقه
فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب و مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
احمد به رغم آن که از ائمه چهارگانه فقاهتی اهلسنت دانسته گردیده، و حتی بعضا معتقدند که اعلم از وی در فقه نیست؛[۵۱] البته بعضا معتقدند که او کتابی در فقه[۵۲] و یا این که اصول دینی ننوشته میباشد[۵۳] و جمعای اورا فقید ندانسته و فقط یک محدّث معرفی کردهاند و عدم توسعه و گسترش تاسی از وی به سوا بغداد علی رغم دفاع دستگاه حکم دهنده را به همین موضوع مربوط دانستهاند.[۵۴] آورده شده وی از تألیف غیر حدیث اجتناب مینموده است؛[۴۳] همچنانکه روایاتی به وی منسوب میباشد که او از دادن فتوا اجتناب کرده و به دیگر فقیهان ارجاع داده میباشد.[۵۵] طبری هم در اثری که به گردآوریآوری نظرها فقهای بعدازظهر خود پرداخته میباشد، یادی از احمد نکرده[۵۶] و همین قضیه منجر خشم حنابله گشته میباشد.[۵۷]
احمد بهدنبال فقه حدیثی بود[۴۳] و از رأی و قیاس جلوگیری مینمود[۲۷] و آن را جز در مورد ها بایستگی و به شکلی محصور نمیعهده دار شد؛[۴۳] برای وی طرزهای دیگری زیرا قرآن، سنت، فتوای صحابه، استصحاب، مصالح مرسله و بندّ ذرایع اورده شده؛[۵۸] چنانکه اصولی برای خریداری کردن حکم دینی نیز از وی بیان کردهاند.[۵۹] در بعضا منابع آمده میباشد که وی طرز شرعی شافعی را دنبال میکرد.[۱۱]
فقه حنبلی بیش تر از سه مذهب حنفی، مالکی و شافعی، به ظواهر روایات و اقوال صحابه رغبت داشته و نماینده شاخص تامل تعبدگرا در فقه اهلسنت میباشد.[۴۳] رهروان مذهب اورا نسبت به دیگر مذهبها اهلسنت کمتر دانستهاند؛[۶۰] هرچند بعد ها به مذهبی موفق در حجاز، قطر، فلسطین و بحرین بدل شد.[۶۱]
نگرش نسبت به امام علی(ع)
احمد بن حنبل حدیث غدیر را نقل نموده است.[۱۸] در کتاب فضائل الصحابه یکسری دیگر از فضائل امام علی(ع) مانند حدیث جایگاه، عقد اخوت با نبی را آورده[۶۲] و حتیدر پارهای از موردها با استناد به احادیث گوناگون، فضیلت امام علی(ع) را ثابت نموده است.[۶۳] از او کتابی با تیتر فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) به فن تحریر در آمده[۶۴] که بخشی از کتاب فضائل الصحابه اوست که به طور جدا به چاپ رسیده میباشد.[۶۵] احمد امام علی(ع) را در فضیلت نسبت به دیگر صحابه بیمانند دانسته[۶۶] و به گفته خودش ۳۰ هزار حدیث در فضیلت ها امیرمؤمنان، بهخیال داشته میباشد.[۶۷]
از مجال امویان، این اطمینان بین عموم مردم به تاسی از حاکمان استوار گردیده بود که علی (ع) خلیفه چهارم وجود ندارد به دلیل آن که در شکل تایید مشروعیت خلافت علی(ع)، خون طلحه و زبیر به هدر میرود.[۶۸] احمد بن حنبل را از اشخاصی دانستهاند که قائل به تربیع بوده میباشد و امیرمؤمنان(ع) را خلیفه پس از عثمان دانسته میباشد[۶۹] و موضع تندی با معارضان این عقیده گرفته میباشد.[۷۰] بعضا اورا مهمترین شخصیت در صورتدهی مذهب تسنن در مقابل مذهب عثمانی (مذهب عوام مردم در آن فرصت) دانستهاند.[۷۱] با این حالا آورده شده که وی اهلسنت حقیقی را کسی میدانست که نسبت به علی بن ابیطالب بُغضی در دل داشته باشد؛[۷۲] به همین جهت برخی احمد را از نسل خوارجی به اسم ذوالثدیه دانستهاند که در طی حضرت امیرمؤمنان(ع) مقابل وی ایستاد و نگاه وی به امام علی (ع)را ناشی از همین زمینه میدانند.[۷۳]
از وی بیان شده که نسبت به شیعهها موضع تندی گرفته و آن ها را فارغ اسلام میدانست.[۷۴]
رهبر جریان رویارویی با محنت

تشریفات ترحیم مشهد برای مدیریت بهتر مراسم؛ از انتخاب خدمات تا کنترل هزینهها