loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 23
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:57


استادان و شاگردان
احمد از سن ۱۵[۲۷] و یا این که ۱۶ سالگی[۱۱] به حصول دانش پرداخت و برای شنیدن و گردآوری‌آوری احادیث، سفر‌های متعددی به شهرهای کوفه، بصره، مکه، مدینه، یمن، شام، جزیره،[۲۸] کشور ایران، مغرب و دیگر بخشها دوردست ایفا بخشید[۲۹] و گزینه احترام محدثان آن بخش ها قرار تشریفات ترحیم مشهد می‌گرفت.[۱۱]

احمد فرصت اندکی را متأثر از حکم کننده ابو یوسف دانش آموز دارای اسم و رسم ابوحنیفه[۳۰] طی کرد؛[۳۱] تا آن‌که با هشیم بن بشیر آشنا شد و به مراقبت حدیث سعی گمارد.[۳۲] او از شاگردان ویژه[۳۳] شافعی از فقهای چهارگانه اهل سنت بود[۳۴] و اورده شده که بیشترین تأثیر را از وی پذیرفته بود.[۳۵] شافعی نیز دانش و تقوای احمد را در بغداد بی‌مانند می‌دانست.[۳۶]

ابن حنبل از اساتید دیگری نیز استفاده نمود؛ تا آن‌جا که تعداد مشایخ حدیثی اورا صد نفر[۳۷] و گاه بی‌شمار تلقی نموده‌اند.[۳۸] سفیان بن عیینه، إبراهیم بن سعد، جریر بن عبدالحمید، یحیی القطّان، ولید بن مسلم، علی بن هاشم بن البرید، معتمر بن سلیمان، آدم بن المفضّل، زیاد البَکّائی]]، ابوبکر بن عیاش، عَبّاد بن العَوّام، قدمت بن عبید الطّنافسی، المطّلب بن زیاد، یحیی بن أبی زائدة، وکیع، ابن نمیر و عبدالرّزّاق مثلا استادان وی میباشند.[۳۹]

او بنابر نقلی از چهل سالگی کرسی درس خویش را سازه بنیان.[۲۷] راویان متعددی به عنوان مثال محمد بن اسماعیل بخاری و مسلم بن حجاج نویسندگان صحیحین،[۴۰] عبدالرّزّاق بن همّام، یحیی بن بشر، هشام بن عبدالملک طیالسی، محمد بن ادریس شافعی، اسود بن عامر شاذان و بوداود سجستانی از وی ماجرا نقل کرده‌اند.[۴۱]

مقام در دانش حدیث
احمد بن حنبل از محدثان بلندمرتبه[۴۲] و از رهروان اصحاب حدیث بود.[۴۳] او در عده‌آوری و محافظت احادیث همت فراوانی کرد؛[۴۴] او‌را درین فرمان بی‌مانند دانسته[۴۵] و گردآوری‌ای او‌را حافظ یک میلیون حدیث میدانند؛[۴۶] به همین جهت او‌را اِمام المُحَدِّثین(پیشوای محدثان) نیز خوانده‌اند.[۴۷]

او برای سنت فرستاده(ص) و اقوال صحابه و تابعین عنایت اکثری قائل بود و به ظواهر آیه ها و احادیث فعالیت می کرد و با هرگونه نحوه تأویلی برای نشانه‌ها و احادیث مخالف بود.[۴۸] بعضی معتقدند که وی به احادیث ضعیف و مُرسل نیز فعالیت میکرد.[۴۹]

احمد حنبل سعی می کرد تا با احادیث، مسائل اعتقادی را ثابت نماید و در این مورد اعتقادی به کاربرد عقل نداشت و این مورد سبب ساز پرورش فکر‌های تجسیمی و تشبیهی شد.[۵۰]

رده در فقه
فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب و مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل

احمد به رغم آن که از ائمه چهارگانه فقاهتی اهل‌سنت دانسته گردیده، و حتی بعضا معتقدند که اعلم از وی در فقه نیست؛[۵۱] البته بعضا معتقدند که او کتابی در فقه[۵۲] و یا این که اصول دینی ننوشته میباشد[۵۳] و جمع‌ای اورا فقید ندانسته و فقط یک محدّث معرفی کرده‌اند و عدم توسعه و گسترش تاسی از وی به سوا بغداد علی رغم دفاع دستگاه حکم دهنده را به همین موضوع مربوط دانسته‌اند.[۵۴] آورده شده وی از تألیف غیر حدیث اجتناب می‌نموده است؛[۴۳] همچنان‌که روایاتی به وی منسوب میباشد که او از دادن فتوا اجتناب کرده و به دیگر فقیهان ارجاع داده میباشد.[۵۵] طبری هم در اثری که به گردآوری‌آوری نظرها فقهای بعدازظهر خود پرداخته میباشد، یادی از احمد نکرده[۵۶] و همین قضیه منجر خشم حنابله گشته میباشد.[۵۷]

احمد به‌دنبال فقه حدیثی بود[۴۳] و از رأی و قیاس جلوگیری می‌نمود[۲۷] و آن را جز در مورد ها بایستگی و به شکلی محصور نمی‌عهده دار شد؛[۴۳] برای وی طرز‌های دیگری زیرا قرآن، سنت، فتوای صحابه، استصحاب، مصالح مرسله و بندّ ذرایع اورده شده؛[۵۸] چنان‌که اصولی برای خریداری کردن حکم دینی نیز از وی بیان کرده‌اند.[۵۹] در بعضا منابع آمده میباشد که وی طرز شرعی شافعی را دنبال میکرد.[۱۱]

فقه حنبلی بیش تر از سه مذهب حنفی، مالکی و شافعی، به ظواهر روایات و اقوال صحابه رغبت داشته و نماینده شاخص تامل تعبدگرا در فقه اهل‌سنت میباشد.[۴۳] رهروان مذهب اورا نسبت به دیگر مذهبها اهل‌سنت کمتر دانسته‌اند؛[۶۰] هرچند بعد ها به مذهبی موفق در حجاز، قطر، فلسطین و بحرین بدل شد.[۶۱]

نگرش نسبت به امام علی(ع)
احمد بن حنبل حدیث غدیر را نقل نموده است.[۱۸] در کتاب فضائل الصحابه یک‌سری دیگر از فضائل امام علی(ع) مانند حدیث جایگاه، عقد اخوت با نبی را آورده[۶۲] و حتی‌د‌ر پاره‌ای از موردها با استناد به احادیث گوناگون، فضیلت امام علی(ع) را ثابت نموده است.[۶۳] از او کتابی با تیتر فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) به فن تحریر در آمده[۶۴] که بخشی از کتاب فضائل الصحابه اوست که به طور جدا به چاپ رسیده میباشد.[۶۵] احمد امام علی(ع) را در فضیلت نسبت به دیگر صحابه بی‌مانند دانسته[۶۶] و به گفته خودش ۳۰ هزار حدیث در فضیلت ها امیرمؤمنان، به‌خیال داشته میباشد.[۶۷]

از مجال امویان، این اطمینان بین عموم مردم به تاسی از حاکمان استوار گردیده بود که علی (ع) خلیفه چهارم وجود ندارد به دلیل آن که در شکل تایید مشروعیت خلافت علی(ع)، خون طلحه و زبیر به هدر می‌رود.[۶۸] احمد بن حنبل را از اشخاصی دانسته‌اند که قائل به تربیع بوده میباشد و امیرمؤمنان(ع) را خلیفه پس از عثمان دانسته میباشد[۶۹] و موضع تندی با معارضان این عقیده گرفته میباشد.[۷۰] بعضا او‌را مهم‌ترین شخصیت در صورت‌دهی مذهب تسنن در مقابل مذهب عثمانی (مذهب عوام مردم در آن فرصت) دانسته‌اند.[۷۱] با این حالا آورده شده که وی اهل‌سنت حقیقی را کسی می‌دانست که نسبت به علی بن ابی‌طالب بُغضی در دل داشته باشد؛[۷۲] به همین جهت برخی احمد را از نسل خوارجی به اسم ذوالثدیه دانسته‌اند که در طی حضرت امیرمؤمنان(ع) مقابل وی ایستاد و نگاه وی به امام علی (ع)را ناشی از همین زمینه میدانند.[۷۳]

از وی بیان شده که نسبت به شیعه‌ها موضع تندی گرفته و آن ها را فارغ اسلام می‌دانست.[۷۴]

رهبر جریان رویارویی با محنت

بازدید : 27
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 11:14


حادثه غدیر از مهم ترین اتفاق ها تاریخ اسلام میباشد که در آن، رسول اکرم(ص) هنگام برگشت از حجة الوداع در ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم قمری در غدیر خم، امام علی(ع) را جانشین خویش معرفی کرد. حاضران در آن رخداد که بزرگان صحابه نیز میان‌شان بودند، با امام علی(ع) بیعت تشریفات ترحیم مشهد کردند.

این معرفی سازه به امر معبود در آیه تبلیغ بود. این آیه به فرستاده(ص) فرمان می‌بخشید آنچه آفریدگار بر وی نازل کرده، ابلاغ نماید و در حالتی‌که این فعالیت را نکند، رسالتش را اجرا نداده میباشد. بعداز رخداد غدیر آیه اکمال نازل شد که می‌خاطرنشان کرد: «امروز آئین شما‌را بدون نقص نمودم و نعمت خویش را بر شما کل کردم و آیین اسلام را برای شما پسندیدم.»

معصومان به حدیث غدیر استناد کرده‌اند و شاعران اکثری از زمانه امام علی(ع) درباره آن شعر سروده‌اند. از مهمترین اثرها درباره این حادثه، کتاب الغدیر از علامه امینی میباشد. فرستاده(ص) و دیگر معصومان این روز را عید خوانده‌اند و مسلمانها، به‌ویژه شیعه ها این روز را پای کوبی می گیرند.

ماجرای غدیر
شیعه

اصول آئین (عقاید)
عقائد اساسی توحید • نبوت • معاد • عدل الهی • امامت
بقیه عقائد طهارت • دانش غیب • ولایت • مهدویت • غایب بودن • انتظار • ظهور • رجعت • بداء
فروع آئین (احکام عملی)
احکام عبادی فرمان به پر اسم و رسم و نهی از منکر • تولی • تبری
احکام غیرعبادی فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر • تولی • تبری
منابع اجتهاد کتاب • سنت • عقل • اجماع
کردار
فضائل کظم غیظ • سخاوت • تکیه
رذائل كبر • ریاودورویی • صحبت‌چینی • حسد
منابع قرآن • نهج البلاغه • صحیفه سجادیه • بقیه کتاب‌ها
مسائل چالشی
جانشینی نبی • شفاعت • توسل • تقیه • سوگواری • متعه • عدل و داد صحابه
شخصیت‌ها
امامان شیعه امام علی(ع) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • امام سجاد(ع) • امام باقر(ع) • امام راست گو(ع) • امام کاظم(ع) • امام رضا(ع) • امام جواد(ع) • امام هادی(ع) • امام عسکری(ع) • امام مهدی(عج)
صحابه مردان
سلمان • مقداد • ابوذر • عمار
زنان
خدیجه • فاطمه(س) • زینب • ام کلثوم • اسماء • ام ایمن • ام‌سلمه
عالمان ادیبان • اصولیان • شاعران • رجالیان • فقیهان • فیلسوفان • مفسران
زیارتگاه‌ها
مسجد الحرام • مسجدالنبی • بقیع • مسجد الاقصی • مقبره امام علی • مسجد کوفه • بقاع امام حسین • بقعه کاظمین • بقعه عسکریین • بقعه امام رضا • بقاع فاطمه معصومه • بقاع حضرت زینب
اعیاد مذهبی
عید فطر • عید قربان • عید غدیر • عید مبعث
عزاداری‌ها
عزاداری محرم • دهه محرم • تاسوعا • عاشورا • دهه صفر • اربعین • روز ها فاطمیه
حادثه ها
مباهله • اتفاق غدیر • رخداد سقیفه • ماجرای فدک • نزاع جمل • پیکار صفین • نزاع نهروان • حادثه کربلا
کتاب‌ها
الاستبصار • الکافی • تهذیب الاحکام • اینجانب لایحضره الفقیه
فرق تشیع
امامیه • اسماعیلیه • زیدیه • کیسانیه
نبو
نوشته‌علمیٔ اساسی: حجة الوداع
رسول(ص) در ذی‌قعده سال ۱۰ قمری یار هزاران نفر برای اجرا مناسک حج از مدینه به طرف مکه تکان کرد.[۱] این مسافرت پیامبر پروردگار(ص)، حجةالوداع، حجةالاسلام و حجةالبلاغ نامیده می گردد. در آن ماه امام علی(ع) برای تبلیغ اسلام در یمن بود[۲] و زمانی که از تصمیم فرستاده(ص) برای مسافرت حج باخبر شد، هم پا توده‌ای به سمت مکه تکان نمود و قبل از استارت مناسک حج، به نبی‌ خداوند(ص) پیوست.[۳]

نزول آیه تبلیغ
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: آیه تبلیغ
مسلمان‌ها حج‌گزار ۱۸ ذی‌الحجه به غدیر خم رسیدند و قبل از طلاق اهل یک محل شام، مصر و عراق از جمعیت، جبرئیل آیه تبلیغ را بر فرستاده(ص) نازل کرد و از جانب خدا، به فرستاده خداوند(ص) فرمان نمود تا علی(ع) را تحت عنوان اما و وصی پس از خویش، به عموم معرفی نماید.[۴]

بعداز نزول این آیه، رسول(ص) امر توقف کاروان را صادر نمود و اذعان کرد آنانی که پیشاپیش جنبش می‌نمایند، به محل غدیر بازگردند و عده ای که عقب باقی مانده‌اند، به کاروان در غدیر خم، ملحق شوند.[۵]

نقص‌ خطبه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: خطبه غدیر
رسول(ص) بعد از ادای نماز ظهر، خطبه‌ای اختلال کرد که به خطبه غدیر معروف شد و ضمنا آن فرمود:

«ستایش و حمد منحصر به فرد معبود میباشد و از وی کمک می خواهیم و به وی ایمان داریم و از شر نفس‌هایمان و پلیدی‌های کردارمان، به وی هواخواهی می بریم... معبود لطیف و خبیر منرا خبر اعطا کرد که اینجانب به زودی (به سوی وی) فرا خوانده می شوم و (دعوت اورا) اجابت خواهم نمود... اینجانب قبل از شما در کنار آبگینه (آبگینه کوثر) حاضر می گردم و شما در کنار آن بر اینجانب وارد می گردید، پس بنگرید که بعد از اینجانب چه طور درباره ثقلین خوی می کنید؛ ثقل اکبر کتاب خداست... و ثقل دیگر، عترت اینجانب میباشد...»
آن گاه فرستاده پروردگار(ص)، دست علی(ع) را بلند نمود تا عموم اورا ببینند و فرمود:

«ای عموم، آیا اینجانب از خویش شما، به ولایت [سرپرستی] شما شایسته‌خیس نیستم؟ عموم جواب دادند: بله،‌ ای نبی معبود. حضرت فرمود: خدا البته اینجانب میباشد و اینجانب البته مؤمنین‌ام و اینجانب به خویش شما، به ولایت [سرپرستی] شما شایسته ترم. پس کسی که که اینجانب مولای اویم، علی مولای اوست.» پیامبر آفریدگار(ص) سه توشه این پاراگراف (مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ)را تکرار کرد و فرمود: «خداوندا، دوست بدار و سرپرستی کن هر کسی را که علی را دوست داراست و اورا مولای خویش بداند و معاند بدار هر کسی را که او‌را معاند میدارد و امداد نما هر کسی را که او‌را امداد می‌کند و به حالا خویش رها کن هر که را که او‌را وا میگذارد.»(اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) آن گاه خطاب به عموم فرمود: «حاضران این پیام را به غایبان برسانند.» [۶]
نزول آیه اکمال
نوشته ی علمیٔ اساسی: آیه اکمال
هنوز جمعیت دور از هم نشده بودند که مجدد جبرئیل نازل شد و از جانب خدا، آیه سوم سوره مائده نازل کرد که به آیه اکمال دارای شهرت میباشد. در بخشی از آیه آمده میباشد: «الْیوْمَ أَنادرَلْتُ لَمعدودْ آیینَمعدودْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَمعدودُ الْإِسْلامَ دیناً؛ امروز آیین شمارا بی نقص نمودم و نعمت خویش را بر شما کل کردم و آیین اسلام را برای شما پسندیدم.»

بازدید : 28
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:50


میرزا مُحمّدعَلی مُدرّس تَبریزی (۱۲۹۶-۱۳۷۳ق) پر اسم و رسم به معلم خیابانی از عالمان قرن چهاردهم قمری. او متولد تبریز بود و تحصیلات علم ها متعدد را نزد اساتید بنام آن عصر طی کرد و قریب الاجتهاد شد. او از بزرگان حوزه نجف، اذن اجتهاد و ماجرا اخذ کرد. معلم تبریزی دارنده تألیفات زیادی بوده که مشهورترین آن کتاب ریحانة الادب میباشد. قبر وی در آرامستان شیخان قم تشریفات ترحیم مشهد جای‌دارد.

به دنیاآمدن و وفات
محمد علی معلم در سال ۱۲۹۶ق در تبریز به‌جهان آمد. وی در ۱۶ فروددین ماه ۱۳۳۳ش (موازی با ۱ شعبان ۱۳۷۳ق) وفات یافت و بعداز تشییع در طوبائیه تبریز به ترسیم ودیعت به‌خاک ودیعت شد. بعد از آن به قم، منتقل و آیت‌الله مرعشی نجفی بر پیکرش نماز خواند و در گورستان شیخان به خاک ودیعه شد.[۱] [۲]

تحصیلات علمی
میرزا محمد علی استاد برای علم آموزی مقدمات علم ها عربی و علم آموزی کتاب ها فقاهتی، اصولی و ریاضی ها در مکتب طالبیه تبریز سکنی گزید و علم ها عقلی را نزد میرزا علی لنکرانی، بیرون فقه و اصول را در مدرسه میرزا ابوالحسن مجتهد (پر اسم و رسم به انگجی) یادگرفت. وی همینطور در حوزه درسی میرزا درستگو مجتهد تبریزی حاضر شد.[۳]

استاد تبریزی از مراجع آن فرصت نظیر سید محمد حجت کوه کمره‌ای، سید صدرالدین صدر، محمد علی سلطان آبادی ، محمد حسین کشف کننده الغطاء، میرزا عبدالحسین رشتی اذن اجتهاد اخذ کرد.[۴]

محمد علی استاد تبریزی از عالمانی زیرا سید هبةالدین شهرستانی، آقا گران قدر تهرانی و سید محسن حکیم، محمد حسین کشف کننده الغطاء و میرزا عبدالحسین رشتی اذن داستان گرفت.[۵]

وی در اواخر قدمت به دوران دوازده‌سال، در مکتب سپهسالار طهران به دعوا، تألیف و رسیدگی پرداخت. از شاگردان وی می‌قدرت به روضه خوان محمد خیابانی، سید محمدرضا علوی تهرانی، مهدی پژوهشگر و احمد مهدوی دامغانی اشاره نمود.[۶]

اثر ها

ریحانة الادب
رَیحانَةُ الاَدَب فی تَراجمِ المَعروفینَ بالکُنیةِ اَوِ اللّقَب یا این که كُنی و القا‌ب، كتابی به گویش فارسی در تفصیل اکنون و اثر ها پژوهشگران، عارفان، فیلسوفان، ادیبان و شاعران اسلامی میباشد که به کنیه و لقب آوازه دارا‌هستند. این کتاب مال نُه سال -از سال ۱۳۶۴ق تا هنگام وفات- کوشش مؤلف میباشد و تفصیل حالا ۴۶۲۴ بدن را دربردارد.[مستلزم منبع][۷]
اَلدُّرُّ الثَمین وی دیوان المعصومین: مشتمل بر اشعار و عبارات منظوم منسوب به چهارده معصوم.
فرهنگ وتمدن بهارستان: این کتاب با مشی «سِرُّ الادب ثَعالبی» به کتابت درآمده، مسئله آن مترادفات لهجه فارسی میباشد و در شعبان ۱۳۴۸ق در تبریز چاپ شد‌ه‌است.
فرهنگ و تمدن نوبهار: مسئله آن معانی لغت ها فارسی به فارسی میباشد و در سال ۱۳۴۸ق در تبریز در دو جلد چاپ شد. این کتاب دربرگیرنده بیش تر از نوزده هزار لغت میباشد.
کفایة المحصلین فی تبصرة احکام الدین: این کتاب تفصیل مَزْجی تبصره تاثیر علامه حلی به عربی و در دو جلد میباشد. جلد نخستین کتاب در تبریز و به طور سنگی چاپ و منتشر گردیده‌است.
نثر اللئالی در تفصیل نظم اللئالی: زمینه آن تجوید و در تفصیل نظم اللئالی پر اسم و رسم به میر ابوالقاسم (قاری پیمان پاد شاه عباس ثانی صفوی) میباشد. نوشتن این کتاب فارسی در سال ۱۲۶۳ق به آخر رسید و در ذی حجه ۱۳۷۸ق با خط میرزا طاهر خوشنویس در ۱۲۹ برگه چاپ شد.
التحفة المهدیة: این کتاب از کتاب الدرُّ الثمین دستیابی گردیده و اشعار ائمه از امام چهارم به بعد از آن را مشتمل بر می گردد.
اثرها چاپ‌نشده استاد تبریزی نیز از این قرار میباشد:

حیاض الزلائل فی ریاض المسائل: اولی نوشتن معلم تبریزی میباشد که در سن ۲۸ سالگی در رجب سال ۱۳۲۴ق نوشتن آن به لهجه عربی به آخر رسید. این کتاب تفصیل عصمت کتاب ریاض، (مشهور به تفصیل عظیم سید علی طباطبایی) میباشد.
غایةُ المُنیٰ فی مطالعه الکُنیٰ: نوشتن کتاب در شعبان ۱۳۳۱ق تمام شد این کتاب که به لهجه عربی کتابت یافته، به ذکر لقب‌های مستعمله در غیر بشر تخصیص یافته میباشد.
فرهنگ و تمدن نگارستان: نوشتن کتاب در ماه محرم ۱۳۵۹ق به آخر رسید. این تاثیر در عبارات مفرد و مرکب میباشد و در ۵ مجلد و (دست نوشته) کتابت یافته میباشد.
قاموس المعارف: نوشتن کتاب قاموس در ربیع الثانی ۱۳۴۵ق خاتمه یافته میباشد. این کتاب به گویش فارسی میباشد که خلال استیفای کلمات فارسی، اکثر کلمات عربی و پاره‌ای از کلمه ها بیگانه را هم که در لهجه فارسی رایج میباشد، مشمول می گردد. همینطور گستردن اجمالی عقاید و مذهبها مختلفه و اصطلاحات فقاهتی و فوت‌و‌فن نجومی، ریاضی، عروضی، تاریخی و غیر آنان را در بر دارااست.
رساله مستقلی در فرمان گویش فارسی در اولیه کتاب قاموس کتابت یافته میباشد که قادر است تحت عنوان کتابی جداگانه گزینه استعمال قرار گیرد.
امثال و حکم ترکی آذربایجانی.[۸] [۹]
بزرگداشت
انجمن اثر ها و مفاخر فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، با مراسم بزرگداشتی در ۲۸ بهمن ۱۳۸۰ش، استاد تبریزی را تحت عنوان یک کدام از مفاخر جمهوری اسلامی ایران معرفی کرد.[۱۰]

پانویس

بازدید : 22
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:29


سید مجتبی میرلوحی تهرانی (۱۳۰۳-۱۳۳۴ش) پر اسم و رسم به نواب صفوی شیخ شیعه، نهاد‌گذار و رهبر جمعیت فدائیان اسلام. نواب صفوی دروس حوزوی مانند فقه و اصول، تعبیر و تفسیر قرآن و اصول سیاسی و اعتقادی را در طهران و آن گاه در نجف فرا گرفت. از علامه امینی و سید حسین طباطبایی قمی تحت عنوان اساتید او در حوزه علمیه نجف حافظه تشریفات ترحیم مشهد شد‌ه‌است.
نواب از پیشتازان مبارزات مسلحانه علیه حکومت پهلوی بود. با ظهور احمد کسروی نواب صفوی جهت جنگ با تفکرات وی از نجف به کشور‌ایران آمد. قتل کسروی، عبدالحسین هژیر، علی رزم‌‎آرا و حسین علاء به عنوان مثال کار‎‌های سیاسی و مطابق عقاید مذهبی نواب صفوی و فدائیان اسلام به شمار می‎رود. بعضی از نویسندگان تاریخ ، همت‌های نواب صفوی و یارانش را در موفقیت تکان ملی شدن صنعت نفت جمهوری اسلامی ایران اثر گذار دانسته‌اند.
مخالفت با اقدامات دولت پزشک مصدق به جهت عدم کار به احکام اسلامی از سایر شغل‌‎های او بود که حبس را برای سید مجتبی در‌پی داشت. کتاب «جامعه و حکومت اسلامی» از اثر ها نواب صفوی میباشد. او در زمان عمل سیاسی خویش سفرهایی به اردن و مصر داشت که طی آن در کالج الازهر سخنرانی کرده و با ملک حسین سلطان اردن ملاقات داشته میباشد.
رهبر فدائیان اسلام و بعضا از یارانش در ۲۷ دی سال ۱۳۳۴ش به وسیله رژیم پهلوی اعدام شدند.

خانواده و کودکی

نواب صفوی در روزگار کودکی
سید مجتبی نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام (دارنده رغبت مذهبی انقلابی) بود که در صحنه سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های ۱۳۲۴ تا ۱۳۳۴ش تأثیر عمیقی گذاشت.[۱] سید مجتبی میرلوحی معروف به نواب صفوی فرزند سید جواد و مادری علویه در سال‌ ۱۳۰۳ش در‌ خانی‌آباد، محله‌ای جنوبی در طهران چشم به جهان گشود.[۲]
پدرش روضه خوان بود اما در زمان رضا پادشاه بنابر ضوابط و بعضا اجبارهای حکومت، جامه روحانیت را رها کرده به وکالت در عدلیه سرگرم شوید و اورده شده که در همین کسوت، روزی با علی اکبر داور وزیر وقت عدلیه مشغول و به‌دنبال آن به سه سال زندان محکوم می‌گردد. پس از سپری شد سه سال سید جواد فوت کرده و لاشه‌ وی از زندان به خانواده‌اش تحویل داده می‌‎خواهد شد.[۳] سرپرستی سید مجتبی که درین فرصت خیر‌ سال‌ داشت بر ذمه خالو‌ وی سید محمود نواب صفوی که وی‌ نیز‌ در‌ عدلیه فعالیت می کرد قرار می‌‎گیرد.[۴]
نواب صفوی تحصیلات ابتدایی را در‌ مکتب‌ حکیم‌ نظامی و زمان دبیرستان و علم ها تازه را در مکتب صنعتی آلمانی‌ها یادگرفت،[۵] و در کنار دروس‌ نو به علم آموزی‌ علم ها‌ حوزوی در مکتب علمیه مروی و مسجد قندی خانی‌آباد پرداخت.[۶]

تغییر تحول اسم خانوادگی
بعضا درباره تغییر‌و تحول اسم خانوادگی نواب صفوی از میرلوحی به اسم خانوادگی مادرش، نقل‌ کرده‌‎اند احتمالا این مبادرت برای در حمایت ماندن سید مجتبی از‌ تبعات‌ فرزندی‌ یک محکوم صورت گرفته میباشد؛ در عین هم اکنون یراوند‌ آبراهامیان در کتاب «کشور ایران‌ در میان دو انقلاب» این تغییر تحول را از جانب نواب حرکتی نمادین‌ برای «اعلام وحدت با بنیانگذاران‌ اولیه دولت شیعی در کشور ایران» دانسته میباشد؛ هر چندین این حیث به دور از ذهن به لحاظ می رسد، چون خیر صفویه اولیه دولت شیعی در کشور ایران بود و خیر‌ این تغییر‌و تحول در طول اعلام تشکیل تیم فدائیان اسلام انجام شده میباشد.[۷]

بازدید : 16
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 17:05


الناصر لدین الله (۵۵۳ق-۶۲۲ق) یا این که ناصر عباسی سی و چهارمی خلیفه عباسی و از خلفای معروف بنی‌عباس میباشد. به اعتقاد و باور بیشتر مورخان، ناصر به مذهب امامیه رغبت داشت و این نظریه در اخلاق و اشعار گفته شده از وی رفلکس داشته میباشد. وی ۴۷ سال حکومت کرد که زمان بر‌ترین عصر خلافت بین تشریفات ترحیم مشهد عباسیان بود.

دقت ناصر عباسی به شعائر شیعه و حمایتش از شیعه‌ها باعث توسعه و گسترش تشیع و حضور فعال آن ها در کشور‌های اسلامی شد. او مقبره کاظمین را ناحیه امن برای پناهندگان ذکر کرد و اقداماتی در آبادانی بقعه عسکریین و سرداب امام مجال در سامرا اجرا اعطا کرد. بیشتر وزیران ناصر از بین شیعه‌ها تعیین شدند. او توانست با اعتماد به وزیران شیعه، قدرت و ثبات از دست رفته عباسیان را احیا کرده و با استقلال بدون نقص به حکومت بپردازد.

در طول حکومت ناصر، سلجوقیان منقرض گردیده و خوارزمشاهیان به اقتدار رسیدند و ایوبیان نیز با قبول خلافت عباسیان در حوزه‌ مصر و شام حکومت می‌کرده و با صلیبیان سرگرم بودند. در منابع، از اختلاف و تضارب‌های نظامی ناصر با خوارزمشاهیان کلام به فی مابین آمده میباشد. نقل شده سیاست ناصر تولید تفرقه و پیکار فی مابین توان‌ها بود. بنابر گزارشی، وی مغولان را علیه خوارزمشاهیان تحریک کرد. همین داعیه سبب ساز گردیده تا برخی او‌را ادله ورود بیگانگان به مرزوبوم‌های اسلامی و هلاکت فرهنگ وتمدن اسلامی بدانند.

ناصر ضمن نقل حدیث به علم ها دیگری زیرا فقه و شعر نیز مسلط بود. وی دقت ویژه‌ای به مسائل اجتماعی و اقتصادی عموم داشت و شغل های عام‌المنفعه متعددی ایفا بخشید. بعد از وی فرزندش الظاهر بامر الله حکومت را به دست گرفت.

معرفی اجمالی
احمد بن مستضیء ملقب به الناصر لدین الله[۱] سی و چهار‌مین خلیفه عباسی میباشد.[۲] او از خلفای پر رنگ[۳] و دارای شهرت عباسیان به شمار رفته میباشد.[۴] لقب‌اش ابوالعباس بود.[۵] عصر حکومت ناصر از امن‌ترین زمانه در سلسله خلفای عباسی شناخته گردیده است.[۶]

ناصر عباسی در سال ۵۵۳ق در بغداد به دنیا آمد[۷] و در سال ۵۷۵ق بعد از مرگ پدرش و در سن ۲۳ سالگی به خلافت رسید.[۸] او سرنوشت به انگیزه بیماری در سال ۶۲۲ق[۹] یا این که ۶۲۳ق[۱۰] در ۷۰ سالگی[۱۱] از عالم رفت. خلافت ۴۷ ساله ناصر[۱۲] وقتگیر‌ترین عصر خلافت بین خلفای عباسی میباشد.[۱۳] بعداز وی با پسرش محمد ملقب به الظاهر بامر الله بیعت شد.[۱۴] ناصر آغاز فرزند بزرگش محمد را ولیعهد کرد؛ البته پس از مدتی فرزند خرد خویش علی را جایگزین وی نمود. بعد با فوت علی در سال ۶۱۲ق، مجدد محمد را به‌تیتر ولیعهد تعیین کرد.[۱۵]

ناصر لدین الله را شخصی بافضیلت، باذکاوت،[۱۶] سیاست‌مدار، کاردان و دلیر دانسته‌اند.[۱۷] آورده شده وی به مسائل اجتماعی و اقتصادی عموم دقت متعددی داشت[۱۸] و در توسعه شریعت کوشش کرد و انجام ناپسند و مغایر شرع را در بغداد از میان موفقیت.[۱۹] بازرسی فرد او به درحال حاضر عموم و طغیان‌های شبانه‌اش در منابع رفلکس داشته میباشد.[۲۰] ناصر در ایجاد کرد مساجد، مدرسه ها و رویکرد‌ها بسیار کوشید؛[۲۱] به سیرتکامل‌ای که شغل های عام‌المنفعه وی غیر قابل شمارش قلمداد شد‌ه‌است.[۲۲] شریف ابوجعفر یحیی بن محمد علوی حسینی نقیب طالبی‌ها در بصره از هم‌نشینان ناصر به شمار رفته میباشد.[۲۳]

رده علمی
ناصر عباسی شخصی بلیغ[۲۴] دانا، تالیف کننده، راوی حدیث، شعر سرا[۲۵] و ادیب دانسته گردیده‌است.[۲۶] داعیه گردیده وی فقید به علم ها متعدد بوده[۲۷] و تألیفات گوناگونی داشت.[۲۸] او در موضوع فقه نیز داده ها جامعی داشت و با فقها به گفتمان می‌پرداخت.[۲۹] مقام علمی ناصر سبب ساز شد تا توده‌ای او‌را از فاضل‌ترین خلفای عباسی قلمداد نمایند.[۳۰]

یک کدام از اثر ها ناصر، کتاب روح‌ العارفین میباشد[۳۱] که گزینه دقت رهروان مذهبها چهارگانه قرار گرفت.[۳۲] این کتاب در مسئله روایات مندرج[۳۳] و در بیش تر از ۱۰۰ جای در کشور‌های اسلامی درس دادن می‌گردیده است.[۳۴] وی همینطور کتابی درباره فضائل امام علی(ع) با همین تیتر تألیف کرد.[۳۵]

ناصر عباسی در کنار مکتب نظامیه بغداد، کتابخانه بزرگی تأسیس کرد که مشمول کتاب‌های ارزشمندی بود.[۳۶] وی عشق و علاقه متعددی به علما و مباحث علمی داشت و شهاب‌الدین ابوحَفَص قدمت سهروردی، صوفی پر اسم و رسم و مولف کتاب عوارف المعارف، را به‌تیتر نماینده سیاسی خویش برگزید.[۳۷] او مجوزهایی برای نقل قصه از بعضا علما اخذ کرده و بعضا دیگر نیز از وی اینگونه مجوزی گرفتند.[۳۸] ناصر اذن درس دادن کتابش را به یکی‌از عالمان شیعی با اسم ابوجعفر علوی بخشید.[۳۹]

بازدید : 16
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:56


گزینش جانشینی ابوبکر
گزارش‌های مرتبط با انتخاب و انتصاب قدمت برای جانشینی، همچون دیگر گزارش‌های آن بعدازظهر گوناگون میباشد. با آنکه در پیروز این خبر‌ها حرف از مشاوره ابوبکر با برخی از صحابه زیرا عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص و دیگر افراد و نیز زن و دخترش عایشه و پسرانش دربین میباشد، از تیم این احادیث آشکارا برمی‌آید که ابوبکر بر انتصاب قدمت به جانشینی خویش مصمم بوده میباشد؛ چون به کلیه اعتراضات مشاوران نسبت به قدمت پایدار جواب رد می دهد.[۱۵۳] قراین دیگری نیز در چنگ میباشد که نشانه میدهد ابوبکر از پیش اینگونه نیتی داشته میباشد، از آن گزاره میباشد: جریان سقیفه و سفارش وی برای خلافت قدمت؛ تفویض امامت نماز و دستور قضا به قدمت که از لحاظ او یکی دلایل عمده برتری و حق تقدم بر بقیه افراد و در سکو بعداز امامت بر جامعه میباشد؛ استخراج اذن از اسامه مبتنی بر ماندن قدمت در مدینه تحت عنوان همراه و مددکار تشریفات ترحیم مشهد خلیفه.

به نقل از طبری[۱۵۴] و ابن حبان[۱۵۵] ابوبکر عثمان را در خلوت فراخواند و اعلام‌کرد: «بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم. این عهد و پیمان ابوبکر بن ابی قحافه با مسلمان‌ها میباشد، البته بعد از آن...». ابوبکر در همین اکنون و در همین‌جا از هوش رفت و عثمان از پیش خویش نوشت: «البته بعد از آن، اینجانب قدمت بن خطاب را به جانشینی بر شما گماشتم و در نیک‌خواهی بر شما چیزی فرو نگذاشتم». آن‌گاه که ابوبکر به خویش آمد، ذکر کرد: برایم بخوان. عثمان آنچه را نوشته بود، خواند. ابوبکر زیرا اسم قدمت را شنید، تکبیر بر لهجه آورد و بیان کرد: آیا بیم داشتی که در شرایطی‌که در بیهوشی جان بدهم، عموم دستخوش اختلاف شوند؟ عثمان جواب اعطا کرد: بله. در احادیث یعقوبی[۱۵۶] و ابن قتیبه[۱۵۷]، سخنی از بیهوش شدن ابوبکر در بین وجود ندارد و متن عهد و پیمان‌طومار ابوبکر درین دو ماجرا هم با دیگر منابع مختلف میباشد و هم با یکدیگر اختلاف بسیار داراست. این متن در داستان ابن قتیبه کامل‌خیس و دربردارنده این نکته میباشد که اینجانب غیب نمی‌دانم، گمان و آرزو اینجانب آن میباشد که او مردی عادل باشد، در صورتی بر خلاف این خواهد شد (خداوند داند) که اینجانب نیت نه داشته‌ام.[۱۵۸] ابن حبان در قصه خود آورده میباشد که ابوبکر بعداز شنیدن متن عهد‌طومار از لهجه عثمان او‌را دعا کرد و آنگاه دو دست خود رو به اسمان موفقیت و اعلام‌کرد: خدایا، بی‌آنکه فرمانی از پیامبرت داشته باشم، او‌را ولایت دادم و در‌این عمل قصدی جز صلاح عموم و خودداری از بروز فتنه نداشتم... اجتهاد به رأی خود کردم و شایسته ترین، نیرومندترین آن‌ها‌را بر وی گماشتم و هیچ زمان قصد هواداری از قدمت را نداشتم.[۱۵۹] در قصه الامامه عبارتی دیگر در سخنان ابوبکر خطاب به عموم می باشد که او اذعان کرد: در‌حالتی که دوست دارید، گرد آیید و مشاوره فرمائید و هر کس را می خواهید، ولایت دهید و در‌حالتی که مایلید به رأی خود اجتهاد کنم... بعد از آن گریست و عموم نیز گریستند و گفتند:‌ ای جانشین فرستاده خداوند، تو از ما نیک‌خیس و داناتری... بعد قدمت را فرا خواند و طومار را بدو بخشید تا بر عموم بخواند. همانجا آمده میباشد که مردی در روش به قدمت اذعان کرد: ابوحفص، در طومار چیست؟ جواب اعطا کرد نمی‌دانم، ولی هرچه باشد، اینجانب اول شخصی هستم که می‌شنود و اطاعت می‌نماید. مرد اظهار کرد: البته به پروردگار قسم و سوگند، اینجانب میدانم در آن چیست، سال نخستین تو او‌را امیر کردی و همین سال وی تورا امیر کرد.«لكني والله أدري ما فيه : أمَّرتَه عام أول ، وأمَّرَك العام.»[۱۶۰]

بازدید : 14
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:50


کیسانیه فرقه‌ای مذهبی و از اولی انشعابات شیعی میباشد. این شاخه از شیعه به به عبارتی شتابی که پدید آمده بود، تجزیه شد.[۱] اعتقاد و باور به امامت محمد حنفیه و عهد به بداء از معتقدات این فرقه میباشد. برخی معتقدند، فرقه‌ای به اسم کیسانیه ساخته و پرداخته دستگاه‌های سیاسی امویان، زبیریان و عباسیان بوده میباشد که هرمورد در زمان هنگامی مرتبط با خویش به احداث یا این که ادامه این فرقه تشریفات ترحیم مشهد دامن زده‌اند.

انگیزه اسم‌گذاری
انگیزه نامگذاری آن ها به کیسانیه استنادشان به کیسان میباشد. (کَیِّس) در لغت به معنای باذکاوت و با کیاست میباشد.[۲] در تاریخ فرق اسلامی[۳] درباره این که کیسان کیست ایده ها مختلفی وجود دارااست.

کیسان، کنیه مختار میباشد که ادعاشده به وی وحی می‌گردیده و با غیب رابطه داشته میباشد.؛[۴] آیت‌الله خویی در انگیزه نامگذاری مختار به کیسان میگوید: بر فرض صحت این کنیه برای وی، منشأش به عبارتی قصه کَشّی از امام علی(ع) میباشد که دو توشه مختار را با کنیه «یا این که کَیِّس» خطاب قرار داده میباشد.[۵]
کیسان، فرد دیگری غیر از مختار میباشد؛[۶] و مختار عقاید خویش را از یکی‌از وابستگان علی(ع) که کیسان اسم داشت گرفته میباشد.[۷] برخی نیز کیسان را کنیه ابوعمره؛ مدیر پلیس مختار و برخی نیز کیسان را کنیه غلام حضرت علی(ع) دانسته‌اند.[۸]
باورهای کیسانیه
به انگیزه در دسترس نبودن عقاید بدون واسطه کیسانیان، اعتقادات آن ها مستند به نقل از‌هایی میباشد که مخالفانشان اعم از امامیه یا این که اهل تسنن به دست داده‌اند. به اطمینان محمد ابوزهره، اظهار نظر کیسانیان مشوب به آرای فلسفی میباشد. آن‌ها به بداء، تناسخ، این که هرچیزی دارنده ظواهر و باطنی میباشد، گردآوری شدن حکمت‌ها و اسرار دانا در بشر و دانش علی(ع) به‌این اسرار و حکم، و... معتقدند.[۹]

در کتاب تاریخ فرق اسلامی، اعتقادوباور به مهدویت محمد حنفیه، عهد و پیمان به بداء، دانش مستودع برای امام، حلول و تناسخ، دعوی نبوت و باطنی‌گرایی، از معتقدات کیسانیه مذکور میباشد.[۱۰] ولی درباره استناد سه یقین اخیر یعنی؛ تناسخ و حلول، دعوی نبوت و باطنی‌گرایی به آن‌ها اظهار شک وتردید گردیده و احتمال حاذق‌خیس را بر عدم اگاهی مختار از اینگونه اموری دانسته‌اند.[۱۱]

مهدویت محمد حنفیه
بعضا دانشمندان فرق و مذهبها اسلامی معتقدند محمد بن حنفیه او‌لین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد.[۱۲] معتقدین به مهدویت وی داعیه می‌‎کردند وی در کوه رَضْاوٰ سکونت کرده و از دو نهر از شیر و عسل ارتزاق می‌نماید تا‌وقتی‌که آفریدگار امرش را بگشاید.[۱۳] آیت الله خویی محمد بن حنفیه را مبرای از کیسانیه دانسته و اعتقاد دارد کیسانیه پس از وفات او به وجود آمدند.[۱۴]

عهد و پیمان به بداء
"هرچند از بینش شیعه عقیده بداء دیرینه بسیار دارااست، البته در قصه منابع فرقه‌شناختی این عقیده به مختار منسوب شده میباشد.[۱۵] بغدادی می‌نویسد: زمانی لشکریان مختار با باخت از مدائن برگشتند و به وی خرده گرفتند که چرا به ما وعده برد دادی، وی به آیه (یمْحُوا اَللّٰهُ مٰا یشٰاءُ وَ یثْبِتُ) استناد کرد و ذکر کرد بداء انجام یافته میباشد. و این فرمان منجر اطمینان کیسانیه به بداء شد.[۱۶]

دانش مستودع امام
شهرستانی از «دانش مُستَودَع» نزد امام از بینش کیسانیه حرف به در بین آورده میباشد.[۱۷] وی بعداز ستودن محمد بن حنفیه به اینکه دانشی سرشار و تامل‌ای پر‌نور و پیش‌بینی‌هایی صحیح از آتی داشت و امام علی(ع) اورا از وضع فتنه‌های آتی دوران آگاهانیده بود میافزاید: گفته‌اند: «وی دانش مستودع امامت را در دست داشت تا آنکه این ودیعت را به صاحبش رساند».[۱۸]

حلول و تناسخ
درباره حلول و تناسخ، به بعضی از شاخه‌های این فرقه نسبت داده‌اند که معتقدند: امامت درعلی(ع) و آنگاه حسن(ع) و آن گاه حسین(ع) و آن گاه در محمد حنفیه جریان یافته میباشد، معنا این حرف آن‌ها این میباشد که روح معبود در پیامبر(ص)، روح پیامبر در علی(ع)، روح علی(ع) در حسن(ع)، روح حسن(ع) در حسین(ع) و روح حسین(ع) در محمد حنفیه و روح محمد حنفیه در فرزندش هاشم و... حلول نموده است.[۱۹]

ادعای نبوت مختار
بغدادی می‌نویسد: برخی از غلات شیعه مختار را فریفتند و به وی گفتند تو حجت این مجال هستی و او را بر ادعای نبوت ترغیب کردند. و مختار هم نزد بعضی از خاصیت از یارانش اینگونه ادعایی کرد.[۲۰]این مقاله ازآنجا قوت گرفته که مختار عباراتی سجع‌سیرتکامل داشت،[۲۱]اما با دقت به استقرار او در کوفه و تشکیل حکومت و هواخواهی مسلمان‌ها و روایات اهل‌بیت این مقاله نمی‌تواند صحیح باشد. ادله آینده این اتهام طومار او به احنف بن قیس میباشد،[۲۲]از‌آنجا‌که احنف طرفدار زبیریان بود این طومار را دستمایه ادعای نبوت مختار قرار داده و حتی بعداز مرگ مختار نیز بر آن دامن می‌زد.[۲۳] اکراه محمد بن حنفیه از کذاب درک کردن مختار آن‌هم نزد عبدالله بن زبیر بعداز قتل مختار[۲۴] خویش دلیلی بر واهی بودن این بهتان نسبت به مختار میباشد.

تاویل و داخل گرایی
نوشته‌علمیٔ مهم: باطنی‌گری
درباره ی باطنی‌گرایی می‌قدرت به بعضا اقوال آنها مثل این که در تعبیر آیه «والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین» می‌گفتند: کلمه ها این آیه بیان‌کننده رموزی میباشد، برای مثال این که تین، علی میباشد، زیتون حسن، طورسینین حسین و بلدالامین محمد حنفیه،[۲۵] استناد کرد.

بازدید : 17
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:45


عبیدالله مهدی
عبیدالله المهدی اولیه خلیفه فاطمی میباشد. هم در اسم و هم نسبش اختلاف وجود دارااست. اسماعیلیه اسم او را «عبدالله» می‌دانسته‌اند؛ البته معارضان اسماعیلیه او را «عُبَیدالله» (تصغیر «عبدالله») می‌خوانده‌اند.[۳] هم‌اینگونه بعضی او را از نسل محمد بن اسماعیل بن جعفر می دانند و در مقابل بعضا نسبت او را به امام جعفر درستگو(ع) کذب تشریفات ترحیم مشهد می‌شمرند.

[۴] [یادداشت ۱] عبیدالله درپی ادعای امامت با مخالفت کارداران خلافت عباسی و بقیه تیم‌های اسماعیلی مثلا قرامطه مواجه شد و آیتم تعقیب آن‌ها قرار گرفت.[۶] زَکَرَوَیْه بن مِهْرَوَیْه یکی داعیان اسماعیلی در شام قیام کرد و مناطقی از شام را تصرف کرد و به‌دنبال دستگیری عبیدالله برآمد. براین اساس عبیدالله از شام بیرون شد و به فلسطین، مصر، طِرابْلُس و آن گاه مغرب هجرت کرد و در سِجِلْماسَه به دست بنی مِدرار (حکومتی دارنده مذهب خوارج؛ زمان حکومت: ۱۶۸-۳۶۶ق) بازداشت و دستگیر شد.[۷] ابوعبدالله شیعی به سال ۲۹۶ق به سجلماسه رسید و با باخت قاضی، عبیدالله مهدی را از حبس رهانیده و به خلافت گماشت و به این ترتیب، عُبَیدالله مهدی اولیه خلیفه فاطمیان شد.[۸]

در طول عبیدالله، شهر مهدیه، که امروزه در تونس واقع گردیده، تحت عنوان راءس حکومت فاطمیان ساخته شد. این شهر در شبه جزیره‌ای ساخته‌شد که فقط از یک سو به بی آبی‌ پیوسته بود و با دیواری مستحکم نگهداری می شد. عبیدالله مهدی، اندکی آن‌گاه ابوعبدالله شیعی و بعضا از سران فامیل کَتامه (کُتامه)را به قتل رساند و اقتدار را کاملا از آن خویش کرد.[۹]

قلمرو و نفوذ
مغرب
اشتباه در ساخت و ساز بندانگشتی:
دروازه شهر مهدیه بنا شده در تونس مدرن، اول شهری که فاطمیان ساختند
در زمانه خلافت سه خلیفه در آغاز فاطمی یعنی عبیدالله المهدی (۲۹۷-۳۲۲)، القائم بامر الله (۳۲۲-۳۳۴)، المنصور بالله (۳۳۴-۳۴۱) و نیمی از خلافت المعز لدین الله، بیشترین اعتنا خلفای فاطمی معطوف به ثبت توان و سرکوب معارضان داخلی و کودتا قبایل و نیز کشورگشایی در غرب آفریقا بود و قلمرو حکومت آنها محصور به افریقیه بود.
از مهم ترین کودتا‌هایی که حکومت نوپای فاطمی با آن مواجه شد، کودتا شخصی از خوارج اباضی به اسم ابویزید مخلد بن کیداد، ملقب به مالک‌الحمار بود. [یادداشت ۲]کودتا او در طول امارت دو‌مین خلیفه فاطمی، قائم بامر الله، استارت و تا مجال خلافت منصور بالله ادامه داشت.[۱۰]قیام این دسته تا حدی کلان شد که بر اکثری از شهرهای پایین سلطه فاطمیان دست یافتند و شهر مهدیه را در سال ۳۳۳ قمری محاصره کردند و به اسم عبدالرحمن اموی حکم دهنده اندلس خطبه خواندند؛ اما فاطمیان پس از سپری شد 1 سال توانستند بر آن‌ها غلبه نمایند.[۱۱]
در حین خلیفه چهارم فاطمی، المعز لِآئین‌الله (۳۴۱ق تا ۳۶۵ق/۹۳۱-۹۷۵م.) فاطمیان توانستند اقتدار خویش را در مغرب ثبت نمایند. فرمانده سپاه وی به اسم جوهر صِقِلّی (سیسیلی)، توانست بقایای خارجیان صفریه، بنی مدرار و ادریسیان را از شمال آفریقا خارج و پس از سلطه بی نقص بر مرز و بوم‌های غربی به سوی شرق و مصر جنبش نماید. قبل از آن نیز فاطمیان سعی‌هایی برای فتح مصر شکل دادند به عنوان مثال در حین عبیدالله مهدی، پس از غلبه بر بَرْقَه، مدتی اسکندریه را نیز تصرف کردند ولی پیروز به غلبه بر مصر نشدند.[۱۲]

بازدید : 18
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 11:29


حکومت بر طبرستان و تبلیغ اسلام
ناصر عظیم در زمان حکومت حسن بن زید حسنی (۲۵۰-۲۷۰ق) و محمد بن زید (۲۷۰-۲۸۷ق)، او‌لین و دو‌مین حاکمان علوی در طبرستان، آن‌ها را امداد می‌بخشید و بعداز کشته شدن محمد بن زید، چهارده سال در گیلان و دیلم، به تبلیغ اسلام پرداخت.[۲۱] ناصر، سومی حکومت علویان در طبرستان را در سال ۳۰۱ق ساخت و سو‌مین قاضی علوی شد.[۲۲] وی افزون بر طبرستان، بر دیلم و قسمت‌های شرقی گیلان نیز قاضی شد.[۲۳] راس حکومت وی، شهر آمل بود.[۲۴] ناصر پهناور تا سال ۳۰۴ق که در ۷۴ سالگی درگذشت، حکم دهنده بود.[۲۵] زمانه حکومت او را زمانه شکوفایی زیدیه در سدۀ چهارم هجری تشریفات ترحیم مشهد شمرده‌اند.[۲۶]

ابن اسفندیار در کتاب تاریخ طبرستان، از شکاف حکومت بوسیله ناصر کلان در اواخر قدمت خبر داده و گفته میباشد که بعداز شکاف حکومت، اکثری به سوی وی شتافتند تا در فقه و حدیث، از وی بیاموزند.[۲۷] همینطور ابن اثیر، سن ناصر بزرگ در هنگام درگذشت را ۷۹ سال بیان نموده است.[۲۸]

اقداماتی مثلا پناه از عالمان و محققان، دعوت از سادات برای معاش در طبرستان، فراگیری قرآن کریم ومهربان، تشویق شاعران، ایجاد کرد مساجد و همینطور درس دادن فقه، حدیث و تعبیروتفسیر قرآن، درباره ناصر عظیم گزارش گردیده‌است.[۲۹] برپایۀ منابع تاریخی، ناصر وسیع نقش مهمی در اسلام آوردن[۳۰] و شیعه شدن عموم در طبرستان داشته میباشد.[۳۱] بر این پایه، داعیه گردیده است در یک روز، ۱۴ هزار نفر به دست وی مسلمان گردیده‌اند.[۳۲]


کتاب البساط نوشتۀ ناصر اطروش از کتاب‌های اصلی نزد زیدیه
همینطور بیان شده میباشد که خویشاوندان آل‌بویه، ابتدا از سرویس در لشکر ناصر به رهبری رسیدند؛ هرچند بعداز آن‌که به اقتدار رسیده و حکومتشان را تشکیل دادند، سازه به مصلحت‌های سیاسی از عباسیان هواخواهی کرده و به صراحت از ناصریه امان نکردند.[۳۳]

مذهب؛ زیدی یا این که امامی
سید مرتضی، از تعالی‌ترین عالمان شیعه قرن چهارم هجری،[۳۴] و نوه دختری ناصر بزرگ، گرچه از دانش و زهد و تقوا و فقاهت جدّ خویش صحبت گفته و بسط اسلام در شمال جمهوری اسلامی ایران را ناشی از عملکرد‌های او دانسته، ولی سخنی از مذهب او نگفته میباشد.[۳۵] با این اکنون محمد واعظ‌زاده خراسانی، کتاب مسائل الناصریات، نوشته سید مرتضی را که لبه‌ای بر آرای فقاهتی ناصر پهناور میباشد، نشانه‌دهندۀ روح تفاهم در بین یک فقیه امامی و زیدی دانسته میباشد که بر این مبنا، ناصر گسترده، زیدی‌مذهب میباشد.[۳۶] نجاشی، رجال‌شناس شیعه قرن پنجم هجری، از اعتقادوباور وی به امامت کلام گفته و کتاب‌هایی درباره امامت، فدک، خمس و شهید شدن به وی نسبت داده میباشد.[۳۷] در شرایطی که نجاشی گفته، ناصر بزرگ همینطور کتابی درباره شجره‌طومار و فرزندان ائمه تا امام مجال(ع) داشته میباشد.[۳۸]

با این هم اکنون در کتاب ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، نوشته افندی اصفهانی، از عالمان عصر صفویه، به اعتقاد و باور او ناصر پهناور از بزرگان امامیه دانسته گردیده هر یک سری زیدیه اورا از امامان خودشان دانسته‌اند؛ ولی وی از عقاید مذهب زیدیه بی‌زار و تمیز میباشد.[۳۹][یادداشت ۱] با این حالا، افندی اصفهانی تصریح نموده است که ناصر وسیع، کتاب‌هایی مبنی بر مذهب شیعه امامیه، و همینطور کتاب‌های دیگری مطابق مذهب زیدی داراست.[۴۰] بعضا دانشمندان امامیه نیز در سال‌های اخیر، با قرینه‌های متعدد ثابت کرده‌اند که ناصر پهناور زیدی بوده و نمی‌تواند امامی باشد و فی مابین فرزندان وی نیز، فقط علی فرزند تبارک ناصر بوده که به امامیه گرویده و حتی مذهب زیدی پدرش را نیز شماتت نموده است.[۴۱]

بازدید : 13
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 11:03


یا این که لَثاراتِ الحسین به معنای ای خون‌خواستار حسین(ع)، شعار قیام‌هایی بود که بعد از شهید شدن امام حسین(ع) به خواسته خونخواهی از او صورت گرفتند. این شعار، آغاز در قیام توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی و آنگاه در قیام مختار به فعالیت رفت. گویندگان این شعار برای اعلام استارت قیام و تحریک علاقه مندان اهل بیت(ع) از این شعار استعمال می‌کردند. ابومسلم خراسانی نیز در باخت امویان از این شعار فایده جست. سازه بر روایاتی، شعار حضرت مهدی(عج) و یاران او، در انتها الزمان نیز همین شعار تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

معنی‌شناسی
ثار به معنای خونخواهی و طلب‌کردن خون کشته شده میباشد (معانی خون و آدم کش و معاند نیز برای این کلمه و واژه نام برده میباشد).[۱] لغت‌شناسان دو مضمون‌ برای ثار در تعبیر و تفسیر «یا این که ثارات فلان»، مطرح کرده‌اند:

ثار به معنای خون‌خواه به شغل رفته و اساسا، پاراگراف به‌این شکل بوده میباشد «ای افرادی که اهل خونخواهی میباشید»؛ براین اساس، معنای عبارت اینگونه میباشد: «ای خون‌خواستار حسین». استفاده کنندهِ این عبارت، خون‌خواستار امام حسین می‌باشند که برای خونخواهی فراخوانده میگردند.[۲]
ثار به معنای قتل کننده میباشد؛ براین اساس، معنای عبارت اینگونه میباشد: «ای قاتلان حسین». مشهورترین شاهد نمونه برای این تفسیر، «یا این که ثارات عثمان» میباشد که هم در حدیث و هم در شعر احساسّان بن اثبات آمده میباشد.[۳] منادا درین تعبیر و تفسیر قاتلان امام حسین‌ می باشند که به مراد ساخت وحشت در دل آن ها، گزینه خطاب قرار میگیرند.[۴]
کلام لام به معنی دوم «یا این که لثارات» را لام استغاثه‌ می‌نامند که در کلمات استغاثه (طلب امداد) گاهی بر رمز لغات می آید.[یادداشت ۱][۵] بیان شده که ممکن میباشد «یالَثاراتِ» تسهیل یا این که تصحیف گردیدهٔ «یا این که آل ثاراتِ» باشد.[۶]

شعار قیام‌های شیعی
«یا این که لثارات الحسین» شعار قیام‌هایی بوده که بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) و به مراد خونخواهی از او صورت گرفته بودند. این شعار همینطور در قیام‌های علیه خلفای اموی راز داده شد. رهروان بنی امیه معمولا در مقابل این شعار، شعار «یا این که لثارات العثمان» سرمی‌داده‌اند.[۷] شعار یالثارات، تأثیر فراوانی در تحریک هوا داران اهل بیت(ع) علیه حکومت اموی داشته و این شعار مبنی بر منابع تاریخی، بر دل شیعه‌ها و حتی هر مخالف حکومت اموی، تأثیر می‌گذارده میباشد؛[۸] بر همین پایه، مردان هنگامی این شعار را می‌شنیدند، از خانواده خویش مستقل گردیده، عازم میدان نبرد می‌شدند.[۹]

قیام توابین
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: قیام توابین
اولی قیامی که بعد از شهیدشدن امام حسین(ع) در کوفه وقوع افتاد، و شعار یالثارات الحسین در آن راز داده شد، قیام توابین بود،[۱۰] او‌لین اشخاصی که‌این گزاره را ذکر کردند حکیم بن منقذ کندی و ولید بن غضین کنانی بوده‌اند[۱۱] سلیمان بن صرد خزاعی رهبر این قیام، با یارانش به زیارت امام حسین(ع) رفته و شعار «یالثارات الحسین» راز دادند.[۱۲]

قیام مختار
نوشته ی علمیٔ مهم: قیام مختار
بنابر منابع تاریخی، این شعار در قیام مختار، فراوان به فعالیت می‌رفته میباشد. او‌لین تحرک یاران مختار علیه عبدالله بن فرمانبردار در کوفه با همین شعار استارت شد.[۱۳] مختار نیز هنگام پوشیدن جامه رزم، امر کرد عموم با شعارهای یا این که لثارات الحسین و یا این که منصور امت استارت قیام را اعلام نمایند.[۱۴]

سپاه خشبیه زمانی که برای نجات بنی‌هاشم و در مرکز آن ها محمد بن حنفیه وارد مکه شد، با شعار یالثارات الحسین بر علاقه مندان عبدالله بن زبیر تاختند.[۱۵] همینطور زمانی که قدمت بن سعد کشته شد، کوفیان ندای یالثارات الحسین رمز دادند.[۱۶]

یاران مختار خلال ذکر این عبارت به طور شعار، در اشعار حماسی خویش برای تحریک عموم نیز از آن سود بردند. در شعری از عبدالله بن همام سلولی آمده میباشد:

وی فی لیلة المختار ما یذهل الفتی
و یلهیه عن رود الشباب شموع
دعا: «یا این که لثارات الحسین،» فاقبلت
کتائب اینجانب همدان سپس هزیع[۱۷]
و در آن شب مختار، یعنی آن جوانمرد
سراسیمه بود و شمع‌ها واله آن جوان بودند.
به شعار (یا این که لثارات الحسین) دعوت کرد
و گردان‌هایی از همدان و هزیع پذیرفتند.[۱۸]
قیام‌های آتی
در قیام‌های شیعه ها بعداز مختار، شعار یا این که لثارات چشم نمی شود. به عنوان مثال در قیام زید و قیام یحیی علیه امویان و قیام محمد نفس زکیه، قیام ابراهیم بن عبدالله دارای شهرت به قتیل باخمرا و قیام شهید فخ علیه عباسیان، این شعار به عمل نرفته میباشد؛ ولی در مقابل، خراسانیان در قیام علیه امویان از این شعار سود کرده‌اند.[۱۹]

گاهی این شعار برای غیر از امام حسین(ع) نیز به عمل برده گردیده است. قرمطیان با شعار یا این که لثارات الحسین به خونخواهی از حسین بن زکرویه پرداختند.[۲۰] انگیزه به کار گیری قرمطیان از این شعار، سود‌گیری از تأثیر این شعار دانسته گردیده‌است.[۲۱]

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه