چیزی که آدم آن را به قصد نزدیکی[۱] از مالش بیرون مینماید مانند زکات که بشر از متاع خویش در رویکرد معبود میدهد را صدقه گویند؛ اما در واقع، صدقه هم مشتمل بر واجب میگردد و تشریفات ترحیم مشهد هم مستحب. [۲] لیکن در محاورات عوام مردم معمولاً به معنای مستحب آن بکار میرود.
۲ - معرفی اجمالی
[بازنویسی]
علامه بزرگوار ابن فهد برای صدقه پنج پیمان ذکر نموده است: صدقه در فرآورده، در جاه، در عقل، در گویش، در دانش. [۳]
صدقه در جنس، معین میباشد و ولی در جاه: تصورش بدین میباشد که برای دیگری در رویه خداوند شفاعت نماید، و در عقل: در مشورت کردن یاری کند، و در گویش: در بین عموم به اصطلاح برخیزد، و در دانش: پرنورگر اذهان عموم گردد. و می بایست متوجه بود که صدقه در محصول، صرفا پنج ریال یا این که یک تومان دادن به حاجتمند و مسکین وجود ندارد، بلکه جامعه از این فرآورده یا این که به نحو وجوب و یا این که بطور استحباب، حقی داراست؛ بدین ترتیب از این اموال، فرد مسلمان می بایست جامعه را منفعتمند سازد، کتابهای فقهی چاپ کرده، در دسترس قرار دهد، کتابخانه، بیمار ستان، زایشگاه، پل، جاده، و گرمابه بسازد و صدها دستور دیگر که در سرویس بندگان خداوند قرار میگیرد، ایفا دهد.
۳ - معنای بینوا و مسکین
[بازنویسی]
بینوا: کسی میباشد که محتاج میباشد، البته سؤال (درخواست) نمینماید، البته مسکین؛ کسی میباشد که سؤال میکند و بر این مفهوم از امام باقر (علیهالسّلام) روایتی نقل شدهاست. «الفَقیرُ الّذی لایساَلُ النّاسُ وَ المسکینُ الّذی یَساَلُ.» [۴]
و آیه مبارکه: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ اُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ اِلْحافاً؛ [۵] برای فقراء: آن اشخاصی که در شیوه پروردگار دستگیر گردیدهاند، توان سیر در زمین را ندارند، ابله آنان را از جهت عفیف بودنشان، ثروتمند میپندارند، تو آنها را به سیما میشناسی، از عموم در وضعیت الحاح سؤال نمی کنند.» پرنورگر این مدعاست.» در صدقه مستحبی حاجتمند بودن گیرنده آن شرط وجود ندارد؛ [۶] و حاجتمند فقاهتی کسی میباشد که هزینه های سال خویش و افرادی که ذمه دار خرج آنها میباشد را بهنحویکه لایق آنان میباشد، خیر موقتیً و خیر تدریجاً ندارد، و مسکین کسی میباشد که موقعیت وی بدتر از حاجتمند میباشد. [۷]
۴ - اقسام صدقه
[دستکاری]
همانطوری که سپری شد، صدقه دارنده مفهوم عامی میباشد که هم دربرگیرنده واجبات مانند زکات گردد و هم صدقات مستحبی را میگیرد، براین اساس بیتناسب وجود ندارد که بطور اختصار درباره عهد و پیمان نخستین هم بطور خلاصه بحثی خواهد شد.
۴.۱ - صدقه واجب
زکات یک کدام از فروع آئین و از ضروریات اسلام میباشد و منکر آن کافر و نجس میباشد و در اکثر آیه ها قرآن هر کجا نامی از نماز برده گردیده، از زکات هم نامی برده گردیده و فقهای اسلام، در کتاب ها شرعیّه خویش، یک فصل منحصربهفرد زکات و بعضا یک جلد درباره آن نوشتهاند. [۸]
۴.۱.۱ - روایت ثعلبه انصاری
فردی بنام ثعلبه انصاری سرویس نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شرفیاب شد، عرضه داشت: از معبود بخواه بمن گنج متعددی مرحمت نماید! حضرت فرمود: صلاح وجود ندارد، گمراه خواهی شد، قسم و سوگند به آنکه جانم در قبضه توان اوست، درحالتی که عزم نمایم که تک تک کوههای جهان طلا و جواهرات و نقره خواهد شد، گردد.
ثعلبه رفت و توشه دیگر آمد، عهدوپیمان خورد و ذکر کرد: در صورتیکه آفریدگار روزیم نماید، کل حقوق و دستمزد الهی و حقوق و دستمزد همسایگان و مستمندان را میپردازم، حضرت دعا کرده و آنقدر گوسفندان وی زیاد شوید که در شهر نتوانست مراقبت نماید. هنگامی که تهیدست بود، پیوسته در جماعتها حاضر بود، البته زمانی گنج وی رو به ارتقا یافت، معدودمعدود حضور وی در جماعتها معدود شد، تا بجایی رسید که بطور کلی جدا کرد. سرویس حضرت تفصیل حالا اورا گفتند، فرمود: وای بحال ثعلبه! طولی نکشید که آیه زکات آمد، سرور کائنات برای تصاحب کردن مالیات اسلامی (زکات) به سوی وی افسر ارسال کرد، در جواب افسر ذکر کرد: این یا این که جزیه میباشد یا این که مشابه به آن، از سایرافراد بگیرید تا دفعه اینجانب گردد.
پس از آنکه از سایرافراد مالیات گرفتند، نزد وی آمدند. سخن خویش را تکرار کرد، بعد اعلامکرد: بروید تا اینجانب درباره آن فکری کنم مامورین حضور رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) رسیدند و جریان را بعرض آن حضرت رسانیدند، فرمود: وای بحال ثعلبه! چیزی نگذشت که آیه نازل شد که: برخی از عموم باایمان عهد و پیمان کردند که چنانچه آفریدگار از ادب خویش ثروتی به ما اهمیت نماید، زکاتش را میدهیم و از نیکوکاران خوا هیم بود و زیرا معبود از فضلش به آنان عطا کرد، به آن بخل ورزیده و پشت نمودند و درحال حاضر آنکه آن ها روگردانند؛ [۹] وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ.» زیرا ثعلبه از قضیه با خبر شوید، نزد حضرت رفت، اورا نپذیرفت. بعداز رحلت آن سرور نزد خلفاء ثلاثه رفت، آنان هم راهش نداند و در حالا شرک و نفاق از جهان رفت. [۱۰][۱۱]
بله، رخنه واجب گاهی از شرک و ارتداد راز در میاورد، بایستی کوشید اوامر الهی را موبمو فعالیت کرد و هیچ تنبلی و سستی علامت نداده و محبت متاع را بایستی از دل بر کنار کرد، نکند بگونهای باشد که نماز بخواند، حج برود، یا این که احیاناً روزه بگیرد، ولی به زکات که می رسد، شکاف نماید که قابلیت و امکان داراست به سرانجام ثعلبهها مبتلا خواهد شد و در شدت و رنج آن، همین بس که فرستاده اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آن را شرک به آفریدگار به اکانت آورده میباشد. [۱۲]
۴.۱.۲ - زکات پل اسلام
و از علی بن ابیطالب (علیهالسّلام)، قصه گردیده که فرمود: بر شما باد به زکات؛ چون از فرستاده شما شنیدم که میفرمود: زکات پل اسلام میباشد پس کسی که آن را بپردازد، از پل قبل و کسی که نپردازد، در تحت آن محبوس گردد. زکات خشم آفریدگار را خموشی میکند. «علَیکم بالزّکوةِ فَانّی سمعتُ پیامبرّمعدود یقول: الزکوةُ قَنْطَرَةُ الاسلامِ فَمَن اَداها جازَ القَنطرةَ وَ مَنْ مَنَعَها احتُبِسَ دونَها وَ هی تُطفی غضَبَ الرَّبَّ.» [۱۳]
زکات چنانکه در رسالههای عملیّه مذکور، بر خیر چیز واجب میگردد: گندم، جو، کشمش، رطب، طلا و جواهرات، نقره، شتر، گاو و گوسفند.
۴.۲ - صدقه مستحبی
برای مداقه و عظمت صدقات مستحبی خوبست در آغاز به حالات انبیاء و ائمه (علیهمالسّلام) بلکه به حالات بقیه مؤمنین و اشخاص خیّر و محسن، حیث افکند که چهگونه از جنس خویش، در رویکرد آفریدگار منفعتمند گردیده؟ و توسط آن چه سرویسهایی به دنیا اسلام و مسلمین نمودهاند.
۴.۲.۱ - صدقه در احادیث
احادیث در فضیلت صدقه بسیارند و در تشویق بر آن مخصوصاً در وقتهای خاصی مانند آدینه و عرفه و ماه رمضان و بر طوایف مخصوصی مانند اهل یک محلها و ارحام وارداتی میباشد، حتیدر حدیث وارداتی میباشد: «صدقه به بقیه افراد جایز وجود ندارد درحالیکه خویشاوند محتاج باشد.»[۱۴] که برای مثال به برخی از آنها میپردازیم: از حضرت فرستاده (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و سلم میباشد که: «بهصحت خدایی که غیر از وی خدایی وجود ندارد، هرآینه با صدقه، بیماری و ورم و حریقسوزی و غرق شدن و ویرانی و دیوانگی- و هفتاد باب از بدی را شمرد- دفع مینماید.» و وارداتی میباشد که: «استارت در روز با صدقه، نحوست روز، و استارت شب با آن، نحوست شب را دفع مینماید.» و «صدقه در شب غضب ربّ را خموشی مینماید و گناه گران قدر را نابود میکند و اکانت را سهل مینماید. و صدقه در روز، جنس و قدمت را زیاد مینماید». و «بر شیطان چیزی هنگفت خیس از صدقه بر مؤمن وجود ندارد و صدقه پیش از آنکه به دست عبد و بنده رسد، به دست خدای متعال میرسد.» [۱۵] علی (علیهالسّلام) فرمود: هر کس به عوض و بدل اطمینان نماید، بهتر رحمت کند. «مَن ایقَنَ بِالخَلفِ جادَ بالعطیّة.» [۱۶]
و نیز فرموده: خوشا به درحال حاضر هر که متعددی مالش را انفاق نماید و از متعددی گفتارش دوری کند. «طوبی لمَن انْفَقَ الفَضلَ مِن جنسِهِ و اَمسَکَ الفَضلَ مِن حرفِهِ.» [۱۷]
امام باقر از علی بن ابیطالب (علیهماالسّلام) نقل میفرماید که: آن حضرت فرمود: روزی یک دینار انفاق کردم، پیامبر پروردگار (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به اینجانب فرمود: آیا نمیدانی که صدقه مؤمن از دستش خارج نمیرود، تا آنکه از دهن هفتاد شیطان آزاد شود (همگی گویند: نده!) و در مشت سائل قرار نگیرد، تا در آغاز در مشت خدای تعالی قرار گیرد، آیا پروردگار اینگونه آیهای نفرموده: آیا ندانستهاند که آفریدگار اوست که توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را می گیرد. «اَما علمت اَنَّ صَدَقةَ المُؤمن لاتخرج اینجانب یدهِ حَتی یٌفَکَّ ارزش عَنْ لُحِی سَبْعینَ شیطاناً و ما یَقَعُ فی یَدِ السّائلِ حَتی یقَعَ فی یَدِ الرَّبَّ بزرگَ و بلندمرتبه اَلم یقل هذه الآیةَ: المْ یَعلَمُوا اّنَّ الله هو یَپیشینُ عنَ عبادهِ و یاخُذًُ الصّدقاتِ؛ [۱۸][۱۹]
وقتی که امام باقر (علیهالسّلام) بابا بزرگوارش را غسل میاعطا کرد، اشخاص متوجه پینههای دست و پا و پیشانی امام زینالعابدین (علیهالسّلام) بودند که در تاثیر سجده بسیار پینه بسته بود، البته در پشت کتف نیز تاثیر پینهای دیدند، از امام باقر (علیهالسّلام) پرسیدند: این تاثیر چیست؟ حضرت فرمود: در صورتیکه پس از حیات پدرم خلا، نمیگفتم. روزی بر وی نمیسپری شد مگر آنکه یک کدام از یا این که بیشتر از بینوایان را سیر می کرد شب که میشد، انبان خویش را مالامال میکرد و هنگامی چشمها بخواب می رفت، به در منزل تنگدستان آبرومند رفته، فی مابین آن ها تقسیم میفرمود، و آن ها نمیدانستند که آورنده خوراک که می باشد؟ [۲۰] صدقات پیمبر و آل وی (علیهمالسّلام) آن قدر زیاد میباشد که خویش مستلزم به کتاب مستقلی میباشد و علامه بزرگوار، مجلسی (رضواناللهعلیه) در بحار، یک باب منحصر به فرد برای آن گشوده کرده است.
چیزی که آدم آن را به قصد نزدیکی[۱] از مالش بیرون مینماید مانند زکات که بشر از متاع خویش در رویکرد معبود میدهد را صدقه گویند؛ اما در واقع، صدقه هم مشتمل بر واجب میگردد و تشریفات ترحیم مشهد هم مستحب. [۲] لیکن در محاورات عوام مردم معمولاً به معنای مستحب آن بکار میرود.
۲ - معرفی اجمالی
[بازنویسی]
علامه بزرگوار ابن فهد برای صدقه پنج پیمان ذکر نموده است: صدقه در فرآورده، در جاه، در عقل، در گویش، در دانش. [۳]
صدقه در جنس، معین میباشد و ولی در جاه: تصورش بدین میباشد که برای دیگری در رویه خداوند شفاعت نماید، و در عقل: در مشورت کردن یاری کند، و در گویش: در بین عموم به اصطلاح برخیزد، و در دانش: پرنورگر اذهان عموم گردد. و می بایست متوجه بود که صدقه در محصول، صرفا پنج ریال یا این که یک تومان دادن به حاجتمند و مسکین وجود ندارد، بلکه جامعه از این فرآورده یا این که به نحو وجوب و یا این که بطور استحباب، حقی داراست؛ بدین ترتیب از این اموال، فرد مسلمان می بایست جامعه را منفعتمند سازد، کتابهای فقهی چاپ کرده، در دسترس قرار دهد، کتابخانه، بیمار ستان، زایشگاه، پل، جاده، و گرمابه بسازد و صدها دستور دیگر که در سرویس بندگان خداوند قرار میگیرد، ایفا دهد.
۳ - معنای بینوا و مسکین
[بازنویسی]
بینوا: کسی میباشد که محتاج میباشد، البته سؤال (درخواست) نمینماید، البته مسکین؛ کسی میباشد که سؤال میکند و بر این مفهوم از امام باقر (علیهالسّلام) روایتی نقل شدهاست. «الفَقیرُ الّذی لایساَلُ النّاسُ وَ المسکینُ الّذی یَساَلُ.» [۴]
و آیه مبارکه: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ اُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ اِلْحافاً؛ [۵] برای فقراء: آن اشخاصی که در شیوه پروردگار دستگیر گردیدهاند، توان سیر در زمین را ندارند، ابله آنان را از جهت عفیف بودنشان، ثروتمند میپندارند، تو آنها را به سیما میشناسی، از عموم در وضعیت الحاح سؤال نمی کنند.» پرنورگر این مدعاست.» در صدقه مستحبی حاجتمند بودن گیرنده آن شرط وجود ندارد؛ [۶] و حاجتمند فقاهتی کسی میباشد که هزینه های سال خویش و افرادی که ذمه دار خرج آنها میباشد را بهنحویکه لایق آنان میباشد، خیر موقتیً و خیر تدریجاً ندارد، و مسکین کسی میباشد که موقعیت وی بدتر از حاجتمند میباشد. [۷]
۴ - اقسام صدقه
[دستکاری]
همانطوری که سپری شد، صدقه دارنده مفهوم عامی میباشد که هم دربرگیرنده واجبات مانند زکات گردد و هم صدقات مستحبی را میگیرد، براین اساس بیتناسب وجود ندارد که بطور اختصار درباره عهد و پیمان نخستین هم بطور خلاصه بحثی خواهد شد.
۴.۱ - صدقه واجب
زکات یک کدام از فروع آئین و از ضروریات اسلام میباشد و منکر آن کافر و نجس میباشد و در اکثر آیه ها قرآن هر کجا نامی از نماز برده گردیده، از زکات هم نامی برده گردیده و فقهای اسلام، در کتاب ها شرعیّه خویش، یک فصل منحصربهفرد زکات و بعضا یک جلد درباره آن نوشتهاند. [۸]
۴.۱.۱ - روایت ثعلبه انصاری
فردی بنام ثعلبه انصاری سرویس نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شرفیاب شد، عرضه داشت: از معبود بخواه بمن گنج متعددی مرحمت نماید! حضرت فرمود: صلاح وجود ندارد، گمراه خواهی شد، قسم و سوگند به آنکه جانم در قبضه توان اوست، درحالتی که عزم نمایم که تک تک کوههای جهان طلا و جواهرات و نقره خواهد شد، گردد.
ثعلبه رفت و توشه دیگر آمد، عهدوپیمان خورد و ذکر کرد: در صورتیکه آفریدگار روزیم نماید، کل حقوق و دستمزد الهی و حقوق و دستمزد همسایگان و مستمندان را میپردازم، حضرت دعا کرده و آنقدر گوسفندان وی زیاد شوید که در شهر نتوانست مراقبت نماید. هنگامی که تهیدست بود، پیوسته در جماعتها حاضر بود، البته زمانی گنج وی رو به ارتقا یافت، معدودمعدود حضور وی در جماعتها معدود شد، تا بجایی رسید که بطور کلی جدا کرد. سرویس حضرت تفصیل حالا اورا گفتند، فرمود: وای بحال ثعلبه! طولی نکشید که آیه زکات آمد، سرور کائنات برای تصاحب کردن مالیات اسلامی (زکات) به سوی وی افسر ارسال کرد، در جواب افسر ذکر کرد: این یا این که جزیه میباشد یا این که مشابه به آن، از سایرافراد بگیرید تا دفعه اینجانب گردد.
پس از آنکه از سایرافراد مالیات گرفتند، نزد وی آمدند. سخن خویش را تکرار کرد، بعد اعلامکرد: بروید تا اینجانب درباره آن فکری کنم مامورین حضور رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) رسیدند و جریان را بعرض آن حضرت رسانیدند، فرمود: وای بحال ثعلبه! چیزی نگذشت که آیه نازل شد که: برخی از عموم باایمان عهد و پیمان کردند که چنانچه آفریدگار از ادب خویش ثروتی به ما اهمیت نماید، زکاتش را میدهیم و از نیکوکاران خوا هیم بود و زیرا معبود از فضلش به آنان عطا کرد، به آن بخل ورزیده و پشت نمودند و درحال حاضر آنکه آن ها روگردانند؛ [۹] وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ.» زیرا ثعلبه از قضیه با خبر شوید، نزد حضرت رفت، اورا نپذیرفت. بعداز رحلت آن سرور نزد خلفاء ثلاثه رفت، آنان هم راهش نداند و در حالا شرک و نفاق از جهان رفت. [۱۰][۱۱]
بله، رخنه واجب گاهی از شرک و ارتداد راز در میاورد، بایستی کوشید اوامر الهی را موبمو فعالیت کرد و هیچ تنبلی و سستی علامت نداده و محبت متاع را بایستی از دل بر کنار کرد، نکند بگونهای باشد که نماز بخواند، حج برود، یا این که احیاناً روزه بگیرد، ولی به زکات که می رسد، شکاف نماید که قابلیت و امکان داراست به سرانجام ثعلبهها مبتلا خواهد شد و در شدت و رنج آن، همین بس که فرستاده اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آن را شرک به آفریدگار به اکانت آورده میباشد. [۱۲]
۴.۱.۲ - زکات پل اسلام
و از علی بن ابیطالب (علیهالسّلام)، قصه گردیده که فرمود: بر شما باد به زکات؛ چون از فرستاده شما شنیدم که میفرمود: زکات پل اسلام میباشد پس کسی که آن را بپردازد، از پل قبل و کسی که نپردازد، در تحت آن محبوس گردد. زکات خشم آفریدگار را خموشی میکند. «علَیکم بالزّکوةِ فَانّی سمعتُ پیامبرّمعدود یقول: الزکوةُ قَنْطَرَةُ الاسلامِ فَمَن اَداها جازَ القَنطرةَ وَ مَنْ مَنَعَها احتُبِسَ دونَها وَ هی تُطفی غضَبَ الرَّبَّ.» [۱۳]
زکات چنانکه در رسالههای عملیّه مذکور، بر خیر چیز واجب میگردد: گندم، جو، کشمش، رطب، طلا و جواهرات، نقره، شتر، گاو و گوسفند.
۴.۲ - صدقه مستحبی
برای مداقه و عظمت صدقات مستحبی خوبست در آغاز به حالات انبیاء و ائمه (علیهمالسّلام) بلکه به حالات بقیه مؤمنین و اشخاص خیّر و محسن، حیث افکند که چهگونه از جنس خویش، در رویکرد آفریدگار منفعتمند گردیده؟ و توسط آن چه سرویسهایی به دنیا اسلام و مسلمین نمودهاند.
۴.۲.۱ - صدقه در احادیث
احادیث در فضیلت صدقه بسیارند و در تشویق بر آن مخصوصاً در وقتهای خاصی مانند آدینه و عرفه و ماه رمضان و بر طوایف مخصوصی مانند اهل یک محلها و ارحام وارداتی میباشد، حتیدر حدیث وارداتی میباشد: «صدقه به بقیه افراد جایز وجود ندارد درحالیکه خویشاوند محتاج باشد.»[۱۴] که برای مثال به برخی از آنها میپردازیم: از حضرت فرستاده (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و سلم میباشد که: «بهصحت خدایی که غیر از وی خدایی وجود ندارد، هرآینه با صدقه، بیماری و ورم و حریقسوزی و غرق شدن و ویرانی و دیوانگی- و هفتاد باب از بدی را شمرد- دفع مینماید.» و وارداتی میباشد که: «استارت در روز با صدقه، نحوست روز، و استارت شب با آن، نحوست شب را دفع مینماید.» و «صدقه در شب غضب ربّ را خموشی مینماید و گناه گران قدر را نابود میکند و اکانت را سهل مینماید. و صدقه در روز، جنس و قدمت را زیاد مینماید». و «بر شیطان چیزی هنگفت خیس از صدقه بر مؤمن وجود ندارد و صدقه پیش از آنکه به دست عبد و بنده رسد، به دست خدای متعال میرسد.» [۱۵] علی (علیهالسّلام) فرمود: هر کس به عوض و بدل اطمینان نماید، بهتر رحمت کند. «مَن ایقَنَ بِالخَلفِ جادَ بالعطیّة.» [۱۶]
و نیز فرموده: خوشا به درحال حاضر هر که متعددی مالش را انفاق نماید و از متعددی گفتارش دوری کند. «طوبی لمَن انْفَقَ الفَضلَ مِن جنسِهِ و اَمسَکَ الفَضلَ مِن حرفِهِ.» [۱۷]
امام باقر از علی بن ابیطالب (علیهماالسّلام) نقل میفرماید که: آن حضرت فرمود: روزی یک دینار انفاق کردم، پیامبر پروردگار (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به اینجانب فرمود: آیا نمیدانی که صدقه مؤمن از دستش خارج نمیرود، تا آنکه از دهن هفتاد شیطان آزاد شود (همگی گویند: نده!) و در مشت سائل قرار نگیرد، تا در آغاز در مشت خدای تعالی قرار گیرد، آیا پروردگار اینگونه آیهای نفرموده: آیا ندانستهاند که آفریدگار اوست که توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را می گیرد. «اَما علمت اَنَّ صَدَقةَ المُؤمن لاتخرج اینجانب یدهِ حَتی یٌفَکَّ ارزش عَنْ لُحِی سَبْعینَ شیطاناً و ما یَقَعُ فی یَدِ السّائلِ حَتی یقَعَ فی یَدِ الرَّبَّ بزرگَ و بلندمرتبه اَلم یقل هذه الآیةَ: المْ یَعلَمُوا اّنَّ الله هو یَپیشینُ عنَ عبادهِ و یاخُذًُ الصّدقاتِ؛ [۱۸][۱۹]
وقتی که امام باقر (علیهالسّلام) بابا بزرگوارش را غسل میاعطا کرد، اشخاص متوجه پینههای دست و پا و پیشانی امام زینالعابدین (علیهالسّلام) بودند که در تاثیر سجده بسیار پینه بسته بود، البته در پشت کتف نیز تاثیر پینهای دیدند، از امام باقر (علیهالسّلام) پرسیدند: این تاثیر چیست؟ حضرت فرمود: در صورتیکه پس از حیات پدرم خلا، نمیگفتم. روزی بر وی نمیسپری شد مگر آنکه یک کدام از یا این که بیشتر از بینوایان را سیر می کرد شب که میشد، انبان خویش را مالامال میکرد و هنگامی چشمها بخواب می رفت، به در منزل تنگدستان آبرومند رفته، فی مابین آن ها تقسیم میفرمود، و آن ها نمیدانستند که آورنده خوراک که می باشد؟ [۲۰] صدقات پیمبر و آل وی (علیهمالسّلام) آن قدر زیاد میباشد که خویش مستلزم به کتاب مستقلی میباشد و علامه بزرگوار، مجلسی (رضواناللهعلیه) در بحار، یک باب منحصر به فرد برای آن گشوده کرده است.

تشریفات ترحیم مشهد برای مدیریت بهتر مراسم؛ از انتخاب خدمات تا کنترل هزینهها