loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 15
شنبه 25 اسفند 1403 زمان : 18:05


از این موردها اینگونه پر‌نور می شود که درچه‌ای در نظریه توحیدی بسیار ملاحظه می‌کرده و حاضر نبوده میباشد واژه‌ای به لهجه آورد یا این که از گویش کسی بشنود که توهم الوهیت نسبت به ائمه یا این که فرزندان آنها داشته باشد.

آیت الله اردکانی هم که از شاگردان درچه‌ای بود در این مورد خلال ذکر اردات وی به ائمه اطهار (ع) می‌اذعان کرد: زمانی کسی در منزلت دعا به وی می‌اعلام کرد: حضرت عباس (ع) به شما قدمت بدهد یا این که امام حسین (ع) ایرادات شما‌را بر طرف نماید، او می‌اظهار‌کرد: این کلام‌ها را نزنید. خداست که قدمت می دهد اوست که می‌آمرزد، شفا میدهد و ایرادات را حل می‌نماید. او معتقد بود: حضرت عباس و امام حسین تشریفات ترحیم مشهد را بایستی پیش خداوند شفیع کرد.

اشرفی اصفهانی هم با خبرپراکنی تلاوت این نسبت‌ها می‌بیان کرد: بلی با لفظ ها و عباراتی که بوی شرک و بی دینی می‌اعطا کرد در حالتی‌که چه در لفظ، مخالفت میکرد. آیت الله خراسانی از شاگردان او که در اواخر قدمت و صحیح سال‌های قبل از انقلاب مدیریت حوزه علمیه اصفهان بود، نقل کرد که یکبار سائلی نزد وی آمد. هنگامی آقا دست در جیب کرد تا مبلغی به وی بدهد اذعان کرد: علی درد‌هایت را دوا نماید، علی حاجتت را جایز نماید. آقا با شنیدن این جملا‌ت دستش را از جیبش خارج کشید و سوای توجه به سائل به رویکرد خویش خاطر نشان نمود.[۲۰]

به جز مباحث مرتبط با توحید و کفر که درچه‌ای روی آن آلرژی داشت در باره وعظ واعظان و مطالبی هم که در مدیحه‌ها می‌خواندند آلرژی آرم می‌اعطا کرد. این در حالی بود که خودش طرفدار سوگواری بود و مجالس عزاداری برگزار میکرد. البته منبری‌ها جرأت زدن هر حرفی را موازی وی نداشتند. در این زمینه هم مثال‌هایی نقل گردیده‌است: یکبار هم واعظی روی منبر حرف می‌اظهار کرد در حالی که درچه‌ای هم در حجره خویش صدای اورا می‌شنید. این واعظ داستانی وقتگیر اعلام‌کرد و در سود گیری از عهد پادشاهی که در داستان بود خاطرنشان کرد: فرمان روا ذکر کرد: زیرا عرب تمامی چیزش را به خیال و خاطر اینجانب بخشید اینجانب هم می بایست کلیه مایَملکم(بودجه‌ام) را بدهم. امام حسین (ع) هم روز عاشورا تمامی هستی خویش را برای آفریدگار اعطا کرد... بدین ترتیب خدا نیز روز قیامت هستی و فنا‌اش را در دست امام حسین خواهد گذاشت و خواهد اذعان کرد: بخواه هرچه می خواهی و هرچه می خواهی بکن و خدایی اینجانب در اختیار توست. تو همگی چیزت را برای اینجانب دادی. اینجانب نیز همگی چیز را به تو می ‌دهم. علامه درچه‌ای با شنیدن این کلام ناگاه سرش را از حجره عزل کرد و با صدای رسا و بلند فریاد زد: بیا زیر! بیا ذیل! نگو این سخن‌های مغایر را! چه غلطی بود که کردی! کی پروردگار اینگونه خواهد کرد؟[۲۱]

شغل سیاسی اجتماعی
درچه‌ای در تلاش سیاسی بسیار محتاط بود، در ماجرای نهضت مشروطه همفکری وی با روحانی ادب الله نوری در برهه‌ای گزارش گردیده‌است.[۲۲] وی در جواب به استفتائی در ربیع الثانی ۱۳۲۶ق دربارۀ مجلس شورای ملی، مفاسد این مجلس را در دو سال قبل از حد و حصر خارج دانست و مدد کردن به تشکیل آن را حرام خواند.[۲۳]


از این موردها اینگونه پر‌نور می شود که درچه‌ای در نظریه توحیدی بسیار ملاحظه می‌کرده و حاضر نبوده میباشد واژه‌ای به لهجه آورد یا این که از گویش کسی بشنود که توهم الوهیت نسبت به ائمه یا این که فرزندان آنها داشته باشد.

آیت الله اردکانی هم که از شاگردان درچه‌ای بود در این مورد خلال ذکر اردات وی به ائمه اطهار (ع) می‌اذعان کرد: زمانی کسی در منزلت دعا به وی می‌اعلام کرد: حضرت عباس (ع) به شما قدمت بدهد یا این که امام حسین (ع) ایرادات شما‌را بر طرف نماید، او می‌اظهار‌کرد: این کلام‌ها را نزنید. خداست که قدمت می دهد اوست که می‌آمرزد، شفا میدهد و ایرادات را حل می‌نماید. او معتقد بود: حضرت عباس و امام حسین تشریفات ترحیم مشهد را بایستی پیش خداوند شفیع کرد.

اشرفی اصفهانی هم با خبرپراکنی تلاوت این نسبت‌ها می‌بیان کرد: بلی با لفظ ها و عباراتی که بوی شرک و بی دینی می‌اعطا کرد در حالتی‌که چه در لفظ، مخالفت میکرد. آیت الله خراسانی از شاگردان او که در اواخر قدمت و صحیح سال‌های قبل از انقلاب مدیریت حوزه علمیه اصفهان بود، نقل کرد که یکبار سائلی نزد وی آمد. هنگامی آقا دست در جیب کرد تا مبلغی به وی بدهد اذعان کرد: علی درد‌هایت را دوا نماید، علی حاجتت را جایز نماید. آقا با شنیدن این جملا‌ت دستش را از جیبش خارج کشید و سوای توجه به سائل به رویکرد خویش خاطر نشان نمود.[۲۰]

به جز مباحث مرتبط با توحید و کفر که درچه‌ای روی آن آلرژی داشت در باره وعظ واعظان و مطالبی هم که در مدیحه‌ها می‌خواندند آلرژی آرم می‌اعطا کرد. این در حالی بود که خودش طرفدار سوگواری بود و مجالس عزاداری برگزار میکرد. البته منبری‌ها جرأت زدن هر حرفی را موازی وی نداشتند. در این زمینه هم مثال‌هایی نقل گردیده‌است: یکبار هم واعظی روی منبر حرف می‌اظهار کرد در حالی که درچه‌ای هم در حجره خویش صدای اورا می‌شنید. این واعظ داستانی وقتگیر اعلام‌کرد و در سود گیری از عهد پادشاهی که در داستان بود خاطرنشان کرد: فرمان روا ذکر کرد: زیرا عرب تمامی چیزش را به خیال و خاطر اینجانب بخشید اینجانب هم می بایست کلیه مایَملکم(بودجه‌ام) را بدهم. امام حسین (ع) هم روز عاشورا تمامی هستی خویش را برای آفریدگار اعطا کرد... بدین ترتیب خدا نیز روز قیامت هستی و فنا‌اش را در دست امام حسین خواهد گذاشت و خواهد اذعان کرد: بخواه هرچه می خواهی و هرچه می خواهی بکن و خدایی اینجانب در اختیار توست. تو همگی چیزت را برای اینجانب دادی. اینجانب نیز همگی چیز را به تو می ‌دهم. علامه درچه‌ای با شنیدن این کلام ناگاه سرش را از حجره عزل کرد و با صدای رسا و بلند فریاد زد: بیا زیر! بیا ذیل! نگو این سخن‌های مغایر را! چه غلطی بود که کردی! کی پروردگار اینگونه خواهد کرد؟[۲۱]

شغل سیاسی اجتماعی
درچه‌ای در تلاش سیاسی بسیار محتاط بود، در ماجرای نهضت مشروطه همفکری وی با روحانی ادب الله نوری در برهه‌ای گزارش گردیده‌است.[۲۲] وی در جواب به استفتائی در ربیع الثانی ۱۳۲۶ق دربارۀ مجلس شورای ملی، مفاسد این مجلس را در دو سال قبل از حد و حصر خارج دانست و مدد کردن به تشکیل آن را حرام خواند.[۲۳]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 493
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه