loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 20
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 11:06


نعمت‌های خدا به بنی‌اسرائیل
بنی‌اسرائیل از اقوامی می باشند که‌ قرآن‌ در موردها متفاوت به نعمت‌هایی که از آن منتفع گردیده‌اند‌ اشاره‌ کرده است.[۲۱] این نعمت‌ها عبارت‌اند از:

اعطای حکم (تشخیص نه و شر)، نبوت و کتاب.[۲۲]
منفعت‌مندی‌ از روزی‌ پاکیزه.[۲۳]
سایه‌پرت کردن ابر برای نگهداری بنی‌اسرائیل از گرمای کویر.[۲۴]
برتری بر عالمیان.[۲۵]
نجات از معاندان.[۲۶]
ساخت‌و‌ساز شایسته ترین جای برای معاش.[۲۷]
نماد دادن معجزات الهی.[۲۸]
نزول اینجانبّ و سلوی.[۲۹] (سَلْاو =پرنده پرگوشت شبيه کبوتر)[۳۰] تعبیر و تفسیر مثال احتمال داده که «مَنّ» نوعی عسل طبيعى بوده كه در دل كوه‌هاى همسایه وجود داشته و يا شيره‌هاى اختصاصی گیاهی بوده كه در درختانى كه در کناره و كنار بيابان محل اقامت بنی‌اسرائیل مى‌روئيده و ظواهر مى‌گردیده‌است، و «سَلْوى‌» هم نوعی پرنده حلال گوشت شبيه به كبوتر تشریفات ترحیم مشهد بوده میباشد. [۳۱]
دستورهای معبود به بنی‌اسرائیل
پروردگار در قرآن در قبال نعمت‌هایی که به بنی‌‌اسرائیل‌ داده میباشد، دستور‌هایی هم به آن ها داده میباشد؛ برای مثال:

وفای به قسم.[۳۲]
هراس‌ از معبود.[۳۳]
ایمان به وحی.[۳۴]
عدم خلط حق و فسخ و کتمان حق‌.[۳۵]
اقامه نماز و ادای زکات.[۳۶]
عبادت خداوند، احسان به پدر و مادر و دستگیری‌ از یتیمان و بینوایان.[۳۷]
گفتار پسندیده.[۳۸]
خودداری از زیاده‌روی.[۳۹]
مذمّت بنی‌‌اسرائیل‌
بنی‌اسرائیل در نشانه‌ها زیادی مذمت گردیده‌اند و درین آیه ها به عذاب‌هایی مانند لعن، کوردلی و رسوایی در جهان و آخرت اشاره و استدلال این عذاب، گناهان این قبیله دانسته گردیده است؛[۴۰] به عنوان مثال:

گمراهی با وجود آیه ها و آرم‌های فراوان‌.[۴۱]
نافرمانی پیامبران.[۴۲]
انکار نبوّت رسول اسلام(ص).[۴۳]
شغل‌نکردن به کتاب آسمانی.[۴۴]
اسراف.[۴۵]
بی دینی.[۴۶]
جراحت‌رسانی به پیامبران و انکار آن ها.[۴۷]
تفرقه و اختلاف با وجود نعمت‌های الهی.[۴۸]
خرابی در زمین.[۴۹]
دستور دیگر افراد به خیر و رخنه‌ آن.[۵۰]
گوساله‌پرستی.[۵۱]
درخواست رؤیت معبود.[۵۲]
عذر‌گیری.[۵۳] [یادداشت ۱]
پول‌دوستی و فخر‌فروشی.[۵۴]
خون ریزی.[۵۵]
استکبار در قبال پیامبران الهی.[۵۶]

بازدید : 60
چهارشنبه 24 بهمن 1403 زمان : 15:03


نقش گناهان در پدیدآمدن شرور طبیعی
برخی از متکلمان مسلمان، با اعتنا به گروه‌ای از آیه‌ها[۲۴] و احادیث،[۲۵] انجام و عادات غلط و ناروای آدم را در پدیدآمدن شرور طبیعی مؤثر دانسته‌اند.[۲۶] از حیث علامه طباطبایی، طبق آیه «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر؛ و هر سیرتکامل مصیبتی به شما رسد به سبب ساز دستاورد خویش شماست و خداوند از بخش اعظمی درمی‌گذرد»[۲۷] و آیه ۴۱ سوره روم و آیه ۱۱ سوره رعد، مصیبت‌ها و ناملایماتی که بر جامعه وارد می‌گردد، به دلیل گناهانی میباشد که آدم‌ها مرتکب میگردند؛ هرچند خدا اکثری از آنان‌را می بخشد. او رابطه و تأثیر انجام بشر در ساخت و ساز شرور را یکی سنت‌های معبود تشریفات ترحیم مشهد شمرده میباشد.[۲۸]

در روایتی از فرستاده اسلام(ص) نیز نقل گردیده‌است که بین هیچ قومی زنا آشکار نشد مگر آنکه آنها به طاعون و دردهای بی‌سوابق گرفتار شدند؛ معدود‌فروشی نکردند جز آنکه به قحطی و تنگدستی و ستم حاکمان در گیر شدند؛ از پرداخت زکات پرهیز نکردند مگر اینکه از نزول باران محروم شدند.[۲۹] گفته‌اند براساس احادیث، شغل های نیک و نه اشخاص پارسا در دفع عذاب و شرور نیز مؤثر میباشد.[۳۰] به اعتقاد و باور محمدتقی مصباح یزدی، در صورتی‌که ذکر قرآن و احادیث عدم وجود، تأثیر ایفا آدم در آسیب ها و شرور هیچ‌گاه برای ما قابل آشنایی عدم وجود؛ هرچند هنوز هم واقعیت آن را نمی‌توانیم صحیح شعور کنیم.[۳۱]

جواب اجمالی: اعتقاد و باور به حکمت و مصلحت خدا
به گفته مرتضی مطهری، اهل ایمان معمولاً با یک جواب فقهی و اجمالی به شرور،‌ وجدان خویش را قانع می سازند. به یقین آن‌ها، دلایل سفت و مسلم،‌ وجود معبود علیم و حکیم و کار کشته و عالِم را ثابت نموده است. خدایی با این صفات،‌ به دلیل اینکه با کسی دشمنی ندارد و مستلزم کسی یا این که چیزی وجود ندارد، به کسی ظلم نمی‌نماید. اینگونه خدایی، به نظام احسن و ساخت‌و‌ساز آن نیز عالِم و می‌تواند. بدین ترتیب در حالتی که شرور برخلاف نظام احسن بود،‌ مطمئناً آفریدگار آن ها را نمی‌آفرید. از طریقه این تیم، چنانچه احیاناً شروری در دنیا وجود داراست، به دلیل حکمت و مصلحتی میباشد که برای ما مشخص و معلوم وجود ندارد.[۳۲]

راهکار‌های کلامی و فلسفی
فیلسوفان و متکلمان مسلمان جواب‌های زیادی برای شرور طبیعی ارائه دادند که بعضی از مهمترین آنان عبارتند از:

عقیده عوض و جبران شرور
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: اعواض
متکلمان مسلمان همانند سید مرتضی و علامه حلی معتقدند که بر پروردگار واجب میباشد که شرور و درد و مشقت‌هایی که خویش بشر در آن‌ها دخالتی ندارد، جبران نماید و در قبال آن ها عوض دهد، در غیر این شکل آن شرور ظلم محسوب می گردند.[۳۳] به لحاظ آن ها این عوض یا این که محرک بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به نحوی که هر فرد عاقلی به تحمل درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت دهد؛ در غیر این شکل، عوض سود‌ای ندارد و بیهوه شمرده میگردد.[۳۴] به یقین متکلمان، فرد دچار به شر، شایسته عوض میباشد و جبران شرور لطف و تفضّل پروردگار وجود ندارد.[۳۵] جبران شرور ممکن میباشد در جهان باشد یا این که در آخرت.[۳۶]

عدم وجود شر مطلق و شر کثیر در عالم
جمع‌ای از فیلسوفان مسلمان به تبعیت از ارسطو[۳۷] موجودات را به نظر نه یا این که شر بودنشان، به پنج شکل قابل فرض دانسته‌اند:

نه محض (چیزی که هیچ شری در آن نیست) مانند دانا مجردات و بعضا از آدم‌های بی نقص. وجود این قول در عالم را ضروری شمرده‌اند.
موجودی که خیرش بیشتر از شرش میباشد؛ این عهد نیز بایستی در دنیا جان دار باشد؛ چون نبود آن، موجب حیف کردن نه متعددی میباشد که خودش شر تلقی میشود. موجودات طبیعی همانند حریق و آب از این قول‌اند. آب و حریق با اینکه منافع متعددی دارا‌هستند؛ اما ممکن میباشد موجب حریق‌سوزی یا این که سیل و از در بین رفتن متاع و جان برخی از آدم‌ها شوند.
چیزی که شرش بیشتر از خیرش میباشد؛
نه و شرش متساوی میباشد
شر مطلق (چیزی که هیچ خیری در آن نباشد). سه پیمان اخیر وجود ندارند.[۳۸]
به حیث خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوفان در کیفیت صدور شرور از آفریدگار معتقدند از خداوندی که نه محض میباشد، شری صادر یا این که اخلاق و رفتار نمی شود؛ چون صدورِ (آفرینش) موجوداتی که شرشان اندک و خیرشان موفق میباشد، شر شمرده نمی شود؛ بلکه عین نه میباشد.[۳۹]

بازدید : 13
سه شنبه 23 بهمن 1403 زمان : 10:50


برتری امامان بر ملائکه
علامه مجلسی در بحار الانوار بابی با تیتر «برتری فرستاده(ص) و اهل بیت بر ملائکه» آورده و یک کدام از دلایل این برتری را ماجرا فطرس دانسته میباشد.[۷] برخی نافرمانی فطرس را عدم قبول ولایت حضرت علی(ع) دانسته‌اند.[۸]

عیب گیری و تحقیق
قصه فطرس با ابهاماتی روبروست، برای مثال عقیده طهارت ملائکه با این جریان ناسازگاری دارااست، آیت الله جوادی آملی این قصه را نپذیرفته و اعتقاد دارد: جریان فطرس به ثابت نیاز دارااست؛ چون فطرس کلمه و واژه‌­ای یونانی میباشد و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده میباشد. بلکه به‌این شکل آمده "و عاذَ فُطرُسُ بِمَهدِهِ"؛ یعنی فطرس به گهوارۀ امام حسین(ع) دفاع پیروزی. از سوی دیگر گواهی این دعا هم می بایست رسیدگی خواهد شد و معیار اعتبارش تشریفات ترحیم مشهد به دست آید...[۹]

طهارت ملائکه
با اعتنا به آیه ۶ سوره تحریم بعضا قائل به طهارت ملائکه می باشند: یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَنادرْ وَأَهْلِیکمْ نَارً‌ا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَ‌ةُ عَلَیهَا مَلَائِکةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یعْصُونَ الله مَا أَمَرَ‌هُمْ وَیفْعَلُونَ مَا یؤْمَرُ‌ونَ ﴿۶﴾ (ترجمه:ای عده ای که ایمان آورده‌اید، خودتان و کسانتان را از آتشی که سوخت آن، عموم و سنگ‌هاست نگهداری فرمایید، بر آن [حریق‌] فرشتگانی خشن [و] سختگیر [گمارده گردیده‌]‌اند. از آنچه پروردگار به آن ها امر داده قانون شکنی نمی کنند و آنچه را که مأمورند جاری ساختن میدهند.)[تحریم–۶]

برخی این عقیده را نپذیرفته و معتقدند ظواهر آیه، «یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ» علامت می دهد که ملائکه اقتدار بر گناه دارا‌هستند، البته گناه نمی کنند.[۱۰]

علامه طباطبایی تکلیف ملائکه را تکوینی می داند خیر تشریعی. سازه بر گفتۀ او، درین قبیل تکالیف تمرد معنی ندارد.[۱۱] مرتضی مطهری دربین ملائکه تفکیک قائل گردیده و برخی از آنها‌را زمینی می‌دانسته که تکلیف پذیرند.[۱۲] آیت الله جوادی آملی نیز با پذیرفتن این عقیده، احتمال می دهد فطرس از نوع زمینی ملائکه باشد که با ملائکه آسمانی یا این که اخروی تفاوت دارا هستند.[۱۳]

رخنه‌ او‌لین
بعضا نیز نافرمانی فطرس را یا این که ناصحیح و مردود و یا این که شکاف اولین دانسته‌اند، به این معنی که آن ها در اجرای اوامر الهی عملی را که دارنده حق تقدم بود رها کرده و به سوی فعالیت نادر حق تقدم رفته‌اند، یا این که ایفا عملی را در زمانی و قوانینی که حق تقدم بیشتری داشته، رها کرده و در حالت و وقت دیگری به مکان آورده‌اند. به این جهت مجازات و تنبیه گردیده‌اند.[۱۴]

به گفته مطهری ماجرا فطرس رمزی میباشد از برکت وجود سیدالشهدا که بال و پر شکسته‌ها با تماس به وی مالک پر و بال میگردند. اشخاص و ملت‌ها در حالتی‌که به حقیقت خویش را به گهواره حسینی بمالند از جزیره‌ها به دور افتاده رهایی مییابند و آزاد می گردند.[۱۵] بعضی از دانشمندان احتمال داده اند که دردائیل در واقع یک فرشته نبوده بلکه مانند ابلیس از موجوداتی بود که به جهت عبادت فراوان به جایگاه ملائکه رسیده، ولی به مانند شیطان از جایگاهش ترد شده بود، با این تفاوت که شیطان در قانون شکنی خویش پافشاری کرده و از اصحاب دوزخ و جهنم شد، البته دردائیل منصرف گردیده و به رده سابقش رجوع.[مستلزم منبع]

بازدید : 15
يکشنبه 21 بهمن 1403 زمان : 11:28


حدیث مقطوع
حدیث مقطوع حدیثی که برخی از راویان آن ناشناخته باشد یا این که نسبت آن به معصوم مشخص و معلوم نباشد. از دید اهل سنت، حدیث مقطوع حدیثی میباشد که بیان کنده گفتار یا این که خلق و خوی تابعین باشد.

مضمون‌‌شناسی
حدیث مقطوع حدیثی میباشد که بعضا از راویان آن ناشناخته باشند یا این که نسبت حدیث به معصوم معین نباشد.[۱] در اصطلاح اهل سنت، حدیث مقطوع به هر حدیثی که بیان کنده گفتار یا این که رفتار تابعین باشد، گفته می شود.[۲] [منبع بهتری نیاز تشریفات ترحیم مشهد میباشد]

حجیت حدیث مقطوع
حدیث مقطوع نزد شیعه و پیروز اهل سنت به جهت متصل نبودن گواهی آن به معصوم ضعیف شمرده گردیده است؛[۳] چون از جهت ضعیف بودن گواهی و پیمان تابعین به تنهایی حجیتی ندارد و در صورتیکه حجیت پیدا می‌نماید که آن هر که جزء تابعین میباشد، معصوم باشد [۴] از ابوحنیفه گفته شده که درباره حدیث مقطوع گفته میباشد که:

«آنچه از فرستاده(ص) به ما رسیده میباشد، بر دیده و رمز می‌نهیم و آنچه از صحابه به ما رسیده میباشد، در فعالیت به آن مختاریم؛ ولی آنچه از تابعین نقل گردیده است؛ بایستی اذعان کرد آنها مردان بی آلایش می‌باشند و ماهم مانند آنهاییم.»[۵]
درباره حجیت حدیث مقطوع گفته‌اند که حدیث مقطوع از جهت مدرک دارای اعتبار وجود ندارد البته از جهت صدور میتواند دارای اعتبار باشد.[۶] گاهی به ماجرا مقطوعه، جدا از هم یعنی روایتی که در مدرک حدیث معصوم حذف گردیده و راوی از غیر معصوم نقل نمی‌نماید[۷] و به داستان مضمره یعنی روایتی که به مکان معصوم از ضمیر به کارگیری نماید؛ نیز مقطوعه گفته میگردد.[۸]
حدیث موثق
حدیث مُوَثّق روایتی که راویان آن تا امام معصوم در مدرک نام برده میباشد؛[۱] اگرچه بعضا از روات آن، با وجود اعتقادوباور به آن‌ها در نقل ماجرا، نظریه‌ای غیر از عقائد شیعه دوازده امامی دارا هستند. از جمله از اهل سنت میباشند یا این که از فرقه‌های شیعی مانند فطحیه و واقفیه باشند.[۲]

اقسام حدیث موثق
حدیث موثق همانند حدیث درست و حدیث حسن به سه پیمان اعلی، اوسط، ادنی تقسیم می‎گردد.[۳] علامه مامقانی تقسیمات جزیی دیگری نیز برای آن بیان نموده است.[۴]موثق اعلی حدیثی میباشد که که اتصاف راویان آن به وثاقت به دانش یا این که شهید شدن عدلین اثبات خواهد شد.یا وثاقت بعضا از راویان با دانش و بعضی دیگر با شهید شدن عدلین اثبات خواهد شد. موثق اوسط حدیثی میباشد که وثاقت راویانش به منجر شهیدشدن یک عادل بر وثاقتشان باشد یا وثاقت برخی با دانش و یا این که شهیدشدن عدلین اثبات گردد و وثاقت باقی راویان با شهیدشدن یک نفر که ظنِّ قابل متکی بودن میاورد اثبات گردد. موثقِ اَدْنی روایتی میباشد که وثاقت آحاد راویانش با یکی‌از امارات (ظن اجتهادی) اثبات خواهد شد و یا بعضی از این‌راه و بعضی از روش ظن قابل متکی بودن و یا این که شهید شدن عدلین اثبات شود.[۵] شهید ثانی اسم دیگر حدیث موثق را حدیث حاذق می‎داند[۶] ولی مامقانی این تیتر را بر خلاف اصطلاح دانسته و می گوید حدیث کارکشته مختصات حدیث درست و حسن و موثق را ندارد اما از گروه احادیث ضعیف هم وجود ندارد.[۷]

در حسن یا این که موثق بودن روایاتی که راویان آن‌ها ترکیبی از معیارهای قصه حسن و حدیث موثق را دارا هستند، اختلاف میباشد؛ بدین معنی که تنی چند از راویان آنان از اشخاصی می‌باشند که اعتقاد و باور به امامت امامان دوازده‌گانه دارااست ولی درباره وثاقتشان چیزی نقل نشده میباشد و توده‎ای دیگر از اشخاصی میباشند که گزینه اعتقاد و باور در نقل قصه‌اند ولی یا این که معتقد به امامت دوازده امام نبوده و یا این که سنی می‌باشند. بعضی این احادیث را حسن و بعضی دیگر موثق می‎دانند.[۸]

حجیت حدیث موثق
درباره حجیت مطلق حدیث موثق و اینکه آیا فعالیت دارای شهرت فقها به محتوای آن سبب حجیت مطلق آن می‎خواهد شد اختلاف حیث وجود دارااست.[۹]

بازدید : 20
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 12:20


نقش در تأسیس حزب جمهوری اسلامی
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: حزب جمهوری اسلامی
آیت‌الله خامنه‌ای در روز ها منتهی به انقلاب اسلامی و بعد از آن،[۹۱] به یاور سید محمد بهشتی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر برای ساخت‌و‌ساز تشکلی انقلابی عمل میکرد.[۹۲] این تشکل با اسم حزب جمهوری اسلامی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ش به طور رسمی اعلام موجودیت تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۹۳]

سید علی خامنه‌ای از تهیه و تنظیم‌کنندگان مرام‌طومار حزب جمهوری اسلامی بوده و در تقسیم وظایف اعضاوجوارح نیز وظیفه تبلیغات حزب را بر ذمه گرفت.[۹۴] وی عضو مؤسس و عضو شورای مرکزی حزب بود و مجموعاَ در عصر تأسیس حزب بیشتر نقش تبیینی اعمال کرد و موضع‌ها حزب را به طور گفتارها و جزوه‌هایی ارائه نمود. وی در تأسیس شعبه حزب در مشهد نقش داشت.

بعد از بهشتی و باهنر، آیت‌الله خامنه‌ای در شهریور ۱۳۶۰ از سوی شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی تحت عنوان سو‌مین دبیرکل آن تعیین شد.[۹۵] در اولیه کنگره حزب در اردیبهشت ماه ۱۳۶۲ش، برای دومی توشه به دبیرکلی حزب و عضویت شورای مرکزی[۹۶] و شورای داوری حزب[۹۷] گزینش شد. او در روزگار سر گروهی‌جمهوری نیز در نشست‌های حزب جمهوری اسلامی کمپانی می کرد.[۹۸]

امامت آدینه طهران
حکم انتصاب آیت‌الله خامنه‌ای به امامت آدینه طهران
«بسم الله الرحمن الرحیم ‏
‏سرویس جناب مستطاب سیدالاعلام و حجت‌الاسلام آقای حاج سید علی خامنه‌ای‎ ‏ـ دامت افاضاته زیرا حضور جناب مستطاب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته در حوزه مقدسه قم مورد نیاز بود و وی انصراف خودشان را از امامت آدینه طهران اعلام نمودند، جنابعالی که بحمدالله به حُسن سوابق موصوف و در دانش و کار سزاوار می باشید به امامت آدینه طهران منصوب میباشید. از آفریدگار متعال موفقیت جنابعالی را در موعظه و هدایت عموم خواستارم.»

تاریخ آرشیو، امام خمینی، صحیفه امام، مؤسسه تهیه و تنظیم و تکثیر اثر ها امام خمینی، ج۱۲، ص۱۱۶.

امام خمینی در ۲۴ دی ۱۳۵۸ش آیت‌الله خامنه‌ای را، به امامت آدینه طهران منصوب کرد.[۹۹] توصیه برگزاری سمینارهای ائمه آدینه به مراد انسجام کانال امامان آدینه در درون میهن و عالم اسلام از اقدامات وی درین عصر بود.[۱۰۰] اختلال خطبه‌های عربی پس از خطبه دوم فارسی از خصوصیت‌های خطبه‌های وی بوده میباشد.[مستلزم منبع]

نمایندگی مجلس شورای اسلامی
آیت‌الله خامنه‌ای در انتخابات اولیه عصر قانونگذاری مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸ش، با دفاع جامعه روحانیت اهل جنگ طهران، حزب جمهوری اسلامی و یک‌سری سازمان و تیم اسلامی دیگر[۱۰۱] از حوزه انتخابیه طهران وارد مجلس شوید.

ترور نافرجام آیت‌الله خامنه‌ای
نوشته ی علمیٔ اساسی: ترور آیت‌الله خامنه‌ای
آیت‌الله خامنه‌ای در ۶ تیر ۱۳۶۰ش در زمان سخنرانی در مسجد ابوذر طهران مقصود ترور قرار گرفت.[۱۰۲] این سوءقصد در تاثیر انفجار بمبی که در ضبط صوت عمل نهاده گردیده بود صورت اعطا کرد. آیت‌الله خامنه‌ای درین ترور از منطقه شانه، سینه و دست راست به شدت مصدوم شد و دست راست وی همت خویش را از دست اعطا کرد.[۱۰۳] آغاز این ترور به دسته فرقان منتسب شد[۱۰۴] ولی بعضا معتقدند ترور فعالیت سازمان مجاهدین اخلاق جمهوری اسلامی ایران بوده میباشد و سازمان مجاهدین با انتساب آن به تیم فرقان، کوشید از پیامدهای آن در مدد بماند.[۱۰۵]

بازدید : 79
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 11:13


متن ها عرفانی
در متن‌ها عرفانی، جبرئیل مبدأ حیات، مظهر دانش حق بلندمرتبه، شکل متمثلۀ عقل، موکَّل بر علم آموزی علم ها و دوراندیشی زندگی و معلم رسل خوانده گردیده‌است.[۱۰۵] وی یکی چهار فرشته‌ای میباشد که پیش از قیامت، و نیز یک کدام از هشت حاملی میباشد که در هنگام قیامت، اسمان الهی را حمل تشریفات ترحیم مشهد می‌نمایند.[۱۰۶]

به گفته فناری،[۱۰۷] مُقام جبرئیل در سدرة المنتهی میباشد و آن جایگاه، برزخی بین فقید طبیعتِ عنصری و فقیه طبیعتِ کلی اثبات میباشد که مختص میباشد به فقید نمونه و آسمان و کرسی و آنچه دربرگیرنده آنهاست؛ از این رو، شکل جبرئیل که در آن جایگاه ظواهر گردیده مشمول خاصیت چیزهایی میباشد که فوق سدره و مادون آن میباشد. جبرئیل ناقل کلمۀ الهی میباشد:[۱۰۸]

فعلی: جابجایی واژه الهی به حضرت مریم(س) و به دنیاآمدن عیسی(ع) از نوع اولیه میباشد و به همین اعتبار به وی روح القدس گفته می گردد.
قولی: روح الامین، کنیه وی به اعتبار دوم (قولی) میباشد.
سید حیدر آملی[۱۰۹] به اعتباری جبرئیل را به عبارتی عقل نخستین دانسته میباشد ولی به اعتقادوباور جیلی[۱۱۰] آفریدگار جبرئیل را از عقل نخستین که به عبارتی روحانیت حضرت محمد(ص) میباشد، در ازل خوی کرد و به‌این باعث، پیامبر اکرم(ص) بابا جبرئیل و اصلِ همۀ فقید میباشد. به همین عامل در شب معراج، جبرئیل که فروتر از نبی اکرم میباشد، از ادامه عروج به مراتب فراتر عقب ماند.

وی اعتقاد دارد که «واقعیت محمدیه» یا این که «روح»، اشرف ملائکه و برگزیدگانِ موجودات میباشد و بخش اعظمی از ملائک و مثلا جبرئیل، صورتی از او و عبد و بنده اویند.[۱۱۱] روح القدس و روح الامین نیز نزد جیلی، کنیه ویژه جبرئیل وجود ندارد و به حیث وی اینکه جبرئیل را روح الامین نامیده‌اند از باب تسمیه فرع (جبرئیل) به اعتبار اصلش (یعنی عقل نخستین) میباشد.[۱۱۲] در اصطلاح اهل تصوف، به جبرئیل، روح القاء (واسطه القای دانش غیب بر قلوب) نیز آورده شده میباشد.[۱۱۳]

در ادبیات عرفانی
تطبیق سیمرغ
در ادبیات عرفانی، قابلیت و امکان تطبیق مختصات سیمرغ بر جبرئیل مطرح گردیده است. سیمرغ، پرنده‌ای افسانه‌ای، مقدّس و ماوراء طبیعی میباشد و همانند جبرئیل با بال گران قدر و جثه گسترده وصف گردیده‌است.[۱۱۴] امان سیمرغ از زال و واسطه بودن وی برای جابجایی نیروهای غیبی به زال، بی‌تشابه به رابطه جبرئیل با فرستاده(ص) وجود ندارد.[۱۱۵]

درخت یا این که کوهی که سیمرغ بر آن لانه داراست نیز دارنده مختصات غیرمادّی میباشد:

آن درخت که طوبی اسم داراست، از در بین کوه‌ها خارج آمده و مامانِ تمامی گیاهان و روییدنی‌هاست. هر صبح زود که سیمرغ از آشیان خویش خارج می پرد و بر زمین بال و پر می‌گسترد، هر میوه که بر درخت و هر نباتی که بر زمین می روید از تاثیر مالامالِ اوست.[۱۱۶]
متناظر با آن، جای جبرئیل را در سدرة المنتهی دانسته‌اند که درختی با عظمت میباشد و دانش و شغل خلایق و مقامات انبیا و فرشتگان به آنجا ختم می گردد.[۱۱۷]
سیمرغ، فرمانروا مرغان میباشد[۱۱۸] و آنچه در رساله الطیر ابن سینا[۱۱۹] و قصه مرغان احمد غزالی[۱۲۰] در بارۀ مسافرت طیوران به سوی وی و طی پروسه و مدارج آمده، شبیه فرآیند تکامل نفس و وصال آن به مرحله عقل مستفاد و اتصال به عقل فعال (جبرئیل) میباشد.[۱۲۱]
کمک سیمرغ به عرفا
ملاصدرا[۱۲۲] نیز از اهل عرفان نقل کرده که وصال تمامی مخلوقات به گونه های کمالاتی که میتوانند به آن ها نایل شوند و همینطور وصول سالکان به خواست‌ها و مقاصدشان، به کمک این پرنده قدسی میباشد.

مختصات عرفانی جبرئیل
سهروردی در رسالۀ آواز مالامال جبرئیل،[۱۲۳] متأثر از آنچه در قرآن[۱۲۴] در وصف پر و بال ملائک و در احادیث درباره بال و پر‌های جبرئیل آمده میباشد، جبرئیل را به منجر داشتن دو بال و پر، بلندتر از ملائکی میداند که سه یا این که چهار بال و پر دارا هستند، چون دو از دیگر اعداد به یک مجاورت‌خیس میباشد. وی همینطور به پر‌نور بودن بال و پر راست و ظلمات بال و پر چپ جبرئیل اشاره نموده است. فروغ و روشنایی از طریقه سهروردی آرم وجود و ظلمات نشانۀ عدم میباشد و غیر از نورالانوار که فروغ محض و واجب الوجود بالذات میباشد، هر مو جود دیگری ممکن الوجود میباشد و به باعث همین قابلیت، پر و بال چپِ جبرئیل بدون نور میباشد. از بال و پر راست جبرئیل که نورانی میباشد، نفوس و از پر و بال چپ وی، فقیه مادّی پدید می آید. القای حقایق به انبیا و اولیا به پر و بال راست و قهر و صیحه و حادثه ها به بال و پر چپ وی منتسب میباشد.[۱۲۵]

همینطور سازه بر گزارش صدرالدین شیرازی[۱۲۶] به لحاظ اهل عرفان این پرندۀ قدسی که در کوه قاف جای‌دارد، صفیرش موجب بیداری خفتگانِ در ظلمات و سبب ساز هوشیاری غافلانِ از بیان آیه‌ها الهی میگردد البته شمار عده ای که به آوای وی گوش دهند و آوازش را بشناسند اندک میباشد. هرکس گویش او‌را بفهمد گویش تمامی مرغان را می فهمد.

در ادبیات منظوم، شهپر یا این که لبریز جبرئیل نیز اصطلاحی پر کاربرد میباشد[۱۲۷] و خصوصیت‌هایی همانند حفظ در قبال معاندان، خودداری از صدمۀ حریق و آب، و ترمیم زخم برای آن آورده شده میباشد[۱۲۸] جبرئیل را «طاووس الملائکه»، «اَبِ ما» (بابا ما) و عقل مجموع نیز خوانده‌اند.[۱۲۹]

بازدید : 122
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 11:02


سنج و دمام (آئین)
سِنْج و دَمام از آئین‌های سنتی سوگواری در بخش ها جنوبی جمهوری اسلامی ایران به خصوص شهر بوشهر میباشد. درین مراسم اشخاص با به کار گیری از دمام، سنج و بوق مراسم را برگزار می‌نمایند. طبق نقل‌های تاریخی، سنج و دمام از مرزوبوم هند یا این که تانزانیا (زنگبار) به بوشهر وارداتی تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

تاریخچه
به حیث میرسد دمام اساسا دمبام بوده و در قدیم گروهی در صبح زود با نواختن آن برای بیدارباش به کارگیری می‌کردند. نقل گردیده‌است که دمام به وسیله بعضا از عموم زنگبار یا این که هند به بوشهر وارداتی میباشد و از آن در مراسم گوناگون شعف و ناراحتی به کار گیری می‌کردند و به گذر زمان وارد مراسم سوگواری شد.[۱] بعضا ملازمت و همراهی سنج با دمام را به اعتقادات مستقر عموم بوشهر نسبت می دهند که عموم این شهر یقین داشتند فلز شیطان و اجنه را فراری میدهد و در حوالی دمام که ساز مقدسی میباشد، سنج آن نواخته می‌گردد تا شیاطین به وی مجاورت نشوند.[۲]

صورت
سنج دو کاغذ دایره‌ای از کالا برنج به قطر ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر و ضخامت به طور تقریب ۵ میلیمتر میباشد که هر مورد از آنان یک دستگیره چوبی در میانه آن داراست.[۳] بوق نیز از شاخِ پیچ در پیچ بزرگی صحیح می گردد.[۴]

دمام، سازی میباشد به صورت استوانه به ارتفاع ۴۵ تا ۵۵ سانتیمتر و قطر ۳۵ تا ۴۰ سانتیمتر که دو سوی آن را پوست کشیده‌اند. بدنه آن از کالا چوب یا این که ورق فلزی میباشد و پوست روی آن را پوست بز و آهو می گذارند.[۵] دمام‌زن بر یک سمت آن با دست و بر سمت دیگر با چوب ضرباتی را می‌نوازدو نوا خود را صورت می دهد.[۶]

مراسم
در هر مراسم سنج و دمام حدود هفت دمام و هشت سنج حضور دارا هستند که فردی در اواسط آنان حضور داراست و آنان را مدیر می‌نماید.

در تیم دمام‌زنان یک نفر به اسم إشْکون‌زن در اولِ تیم قرار می گیرد و تک‌نواز میباشد که ضرباهنگ یکنواخت آن، ضرباهنگی گوناگون با سایر دمام‌ها ساخت می‌نماید. سایر دمام‌زن‌ها در دو ستون می‌ایستند و در اولِ هر ستون یک نفر به اسم غِمْبِر حضور دارا هستند که سایر دمام‌زن‌ها از وی تبعیت می‌نمایند.[۷]

سنج‌زنان نیز معمولا به دو دسته تقسیم میشوند که چهار سنج بالای دمام‌ها و چهار سنج دیگر در کنار دمام‌های پایینی می‌ایستند و می‌نوازند.[۸]

همینطور بوق نیز از اجزای این مراسم میباشد که اما حضور آن ضروری وجود ندارد. بوق هماهنگ‌سازی در میان دمام‌زن‌ها را به ذمه داراست و همینطور استارت دمام‌نوازی و خاتمه آن را نیز اعلام می‌نماید.[۹]

مناسبت‌ها

سنج و دمام خلال مراسم معمولی شعف و عزا، در مراسم مذهبی نیز ایفا می‌گردد که معمولا این مراسم مذهبی عبارتند از:

اعلام وقت سحر ماه رمضان
وفات رسول(ص)
شب‌های ضربت‌میل کردن حضرت علی(ع)
سوگواری محرم که از شب ۷ محرم استارت به نواختن می‌نمایند و در شب عاشورا نقطع ی عطف میگیرد.
شهید شدن امام سجاد(ع)
شهید شدن امام رضا(ع)[۱۰]

بازدید : 53
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 13:53


اختلاف حیث درباره جلسات شریعتی وحسینیه ارشادوراهنمایی
جلسات درس شریعتی، با تیتر تاریخ ادیان و اسلام‌شناسی، و سخنرانی‌های وی در مناسبت‌های مذهبی گزینه دقت اکثری از جوان ها به ویژه دانشجو یان قرار گرفت، ولی محتوای مباحث و نیز کثرت مخاطبان آن، آلرژی‌ها و مخالفت‌های فراوانی برانگیخت. از لحاظ شماری از معارضان و مخالفان حکومت، حسینیه پند نقش «سوپاپ اعتقادوباور» برای حکومت داشت که در حیطه‌ای از شمال شهر طهران برای بورژواها [یادداشت ۱]تشکیل شده بود[۱۷] مبارزان چپ‌گرا حتی سخنرانان حسینیه را به همیاری با ساواک تبهکار می‌کردند[۱۸] این در حالی بود که تفسیرهای انقلابی شریعتی از تشیع، در حیث بعضا تحلیلگران، الهام‌قسمت مجموعه‌های معارض بود[۱۹] میان روحانیان کسانی مانند روضه خوان قاسم اسلامی و روحانی احمد کافی از معارضان اپلیکیشن‌های شریعتی در حسینیه راهنمایی بودند و آشکارا در مناسبت‌های متعدد موضع ها خودشان را ذکر می‌کردند. روحانی حسین لنکرانی از مخالفانی بود که از حسینیه ارشادوراهنمایی با تیتر یزیدیه اضلال تفسیر تشریفات ترحیم مشهد میکرد.[۲۰]

حسینیه موعظه و عکس العمل حکومت
بررسی بر عمل‌های حسینیه
حسینیه ارشادوراهنمایی از چندین جهت آیتم دقت حکومت پهلوی قرار گرفت:

حضور افراد معارض و سیاسی در‌این راس
سخنرانی‌های ستیزه‌جویانه شریعتی که به‌تدریج رنگ و بوی انقلابی می‌یافت و نیز تأثیر ذکر و خودکار وی در جذب جوان ها به سوی شغل‌های سیاسی و نبرد[۲۱]
مخالفت علما و روحانیان با حسینیه راهنمایی بعداز توسعه و گسترش کار‌های شریعتی[۲۲] و عکس العمل‌های تند شریعتی در عیب گیری گروه روحانیت[۲۳]
حکومت پهلوی از تقابل روحانیت با جریان فکری حسینیه موعظه ذوق زده بود و از آن افتتاح کرد[۲۴]. ضمن گروه روحانیت، مصدقی‌ها و روشنفکران غیرمذهبی هم از منتقدان حسینیه ارشادوراهنمایی و فرد شریعتی بودند[۲۵]

تعطیلی حسینیه
در ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ش، هم زمان با نقط ی اوج دریافت کردن مبارزات سیاسی در جامعه و نقش فعال حسینیه موعظه در جذب جوان ها دانشگاهی و تمایل فعالان سیاسی به حسینیه راهنمایی و مقر شدن آن محل برای مبارزان با حکومت، دستگاه امنیتی حکومت ادامه شغل حسینیه موعظه را در پوسته جلسات سخنرانی صلاح ندانست[۲۶]

دلایل تعطیلی
درباره تعطیلی حسینیه راهنمایی در آبان ۱۳۵۱ که به فرمان بدون واسطه محمدرضا پهلوی شکل گرفت، یک سری حیث ابراز گردیده:

فشار محافل مذهبی و روحانیان بر فرمانروا و حکومت برای تعطیل کردن حسینیه ارشادوراهنمایی[۲۷]
باخت ساواک در افتتاح از حسینیه موعظه تحت عنوان مرکزی در قبال حرکت مسلحانه[۲۸]
رفع نیاز حکومت به سخنرانی‎‌های حسینیه تحت عنوان جریان مخالف با روحانیت[۲۹]
بعد از تعطیلی حسینیه راهنمایی و رفلکس آن در مجامع و محافل سیاسی و مذهبی و دانشجویی، مقامات امنیتی مرزوبوم به بازگشایی و ازسرگیری شغل‌های آن لحاظ دادند و مدیر سازمان امنیت و داده ها سرزمین به مدیر سازمان اوقاف نوشت که زیرا به تعویق افتادن نرم‌افزار‌های مذهبی در حسینیه موعظه از لحاظ ذهن ها همگانی به صلاح وجود ندارد، سازمان اوقاف رأسا متولی اداره این مؤسسه شود. البته پیگیری‌ها به سود نرسید و محمدرضا پهلوی با بازگشایی دوباره حسینیه مخالفت کرد[۳۰]

با وجود تعطیلی اپلیکیشن‌های قانونی حسینیه، پیشرفت و کامل شدن بنای آن ادامه یافت و با استعمال از تجهیزات و فضای آن، اقدامات محدودی شکل گرفت، برای مثال تنظیم سرودهای انقلابی بوسیله حمید شاهنگیان [یادداشت ۲] و حسین صبحدل، [یادداشت ۳] و چاپ و انتشار مخفیانه جزوات و کتاب‌های علی شریعتی[۳۱]

بازدید : 21
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 15:32


اسلام و زنان
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: زن در اسلام

عکسی از دو زن مالزیایی با عفاف اسلامی
بر طبق گزارش منابعی زیرا ماوردی در الحاوی الکبیر، زنان در بعدازظهر نا آگاهی ایالات متحده عربی، از او‌لین دستمزد انسانی محروم بودند.[۱۹۶] دربین اعراب جاهلی، زن در کنار منزل و مرکب از نحس‌ها تعریف می شد. در‌این بعد از ظهر، زنان فاقد عقل و رای به‌شمار می‌رفتند.[۱۹۷] رده زنان در جامعه جاهلی آن موقع، داشتن فرزند پسر یا این که نسب فامیلی بود.[۱۹۸] قرآن با عیب گیری به اعراب جاهلی، گزارش می‌نماید که با استحضار از مالک فرزند دختر شدن، از شدت اندوه رخ آن‌ها سیاه میشد.[۱۹۹] منابع اسلامی، حقوق و دستمزد زن را بعد از ظهور اسلام، امری ضمانت گردیده دانسته‌اند. تایید این داعیه از جانب غربی‌ها و به ویژه فمینیست‌ها سخت تعریف شده است. اندیشمندان مسلمان، با مقایسه در میان زنان پیش از اسلام و زنان پس از اسلام، از توسعه دستمزد زنان نسبت به پیشین گزارش‌هایی را داده‌اند و تأکید می‌نمایند که همچنان زنان اکثری از این دستمزد ضمانت‌گردیده از جانب اسلام، محرومند.[۲۰۰] قرآن در ۱۹۶ آیه مستقیماً دربارهٔ زنان صحبت گفته‌میباشد. این آیه‌ها در موضوعات احکام دینی، آفرینش زنان، زنان بهشتی، زنان اهل کتاب، ارتباط زن و مرد، همسرداری، زنان مستضعف، زنان محمد و بقیه زنان پیامبران گزارش گردیده‌اند.[۲۰۱] در متن قرآن، خلقت او‌لین زن، همانند و هم‌زمان خلقت اولی مرد تعریف شده است.[۲۰۲] در بیشتر قرآن زنان و مردان با هم موازی تلقی گردیده‌اند و دارنده وظایف فقاهتی مشترکی میباشند. قرآن زن و شوهر را خرقه، هم پا و جفت یکدیگر کنیه داده‌میباشد. همینطور از زنان تحت عنوان اخلاق و رفتار گردیده برای شوهرانشان خاطر تشریفات ترحیم مشهد شده است.[۲۰۳]

احکام مرتبط با دستمزد زنان، در ابواب متعدد کتاب ها دینی عالمان مسلمان قرار گرفته‌میباشد. گروه‌ای از این احکام که ناظر بر دستمزد زن در خانواده است، در ابوابی زیرا حضانت، مهریه و نفقه مطرح شده است و آن مجموعه از حقوق و دستمزد که ناظر بر معاش شخصی زن میباشد، در ابوابی زیرا ارث و مالکیت مطرح شده است. میان این احکام، برخی احکام اسلامی در میان زنان و مردان گوناگون احوال گردیده‌اند. متفکران اسلامی، استدلال همگانی این تفاوت‌ها در حقوق و دستمزد را به باعث تفاوت‌های غریزی و طبیعی اعم از مسائل خل وچل و جسمی فی مابین زن و مرد میدانند.[۲۰۴] بر پایه ی ضوابط ارث در شریعت اسلام زنان دربرگیرنده بردن ارث قرار گرفته‌اند البته معمولاً با جايگاه خویشاوندی موازی با مردان، نیمی از سهم یک مرد را ارث می برند.[۲۰۵] زنان مسلمان به رعایت عفاف الزام گردیده‌اند و استثناءهایی همانند زنان سالخورده برای این حکم در لحاظ گرفته شده است.[۲۰۶] از در میان احکام دینی، زنان برخلاف مردان، از بعضی احکام فقاهتی معاف گردیده‌اند.[۲۰۷] محمد در زمان معاش خویش کوشید تا با رعایت دستمزد زنان در معاش فردی، وضعیت زنان در خانواده و جامعه را بهبود بخشد. خوی عادلانه وی با همسرانش، تکریم عملی زنان، مذمت رفتارهای عرب جاهلی و پیشنهاد مردان به رعایت حقوق و دستمزد زنان، از اقدامات وی برای تحقق این مقصود بود.[۲۰۸] مبتنی بر قرآن، زن و مرد هر دو از وضعیت اقتصادی جدا برخوردارند و صاحب آحاد درآمد خویش می‌باشند.[۲۰۹][۲۱۰]

بازدید : 18
يکشنبه 14 بهمن 1403 زمان : 11:35


روزه
روزه (به عربی: صوم) دوری از تناول کردن و آشامیدن و برخی شغل های دیگر از اذان صبح تا اذان مغرب به علت تاسی از امر معبود میباشد. روزه جزو فروع آئین اسلام، برگزیدگانِ عبادات و از عنصرها پنج‌گانه اسلام بوده و در ادیان قبل از اسلام نیز وجود داشته تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

در منابع شرعی برای روزه اثرها اخلاقی و معنوی زیادی اورده شده میباشد؛ به عنوان مثال: حصول زهد و تقوا، سپر حریق دوزخ و جهنم، کفاره گناهان، زکات تن، غربت از شیطان. همینطور گفته میشود روزه‌داری اثرها جسمی و کم عقل همانند کاهش اضطراب و افسردگی، ارتقا عزت نفس و پیشگیری از بیماری‌های قلبی و عروقی داراست.

روزه از لحاظ دینی بر چهار عهد واجب، مستحب، مکروه و حرام بوده و روزه ماه رمضان از روزه‌های واجب به شمار می‌رود. میل کردن و آشامیدن، آمیزش جنسی، لاف بستن بر آفریدگار، رسول(ص) و امامان(ع)، رساندن غبار غلیظ به حلق، باقی‌ماندن بر جنابت، حیض و نفاس، خودارضایی، فروبردن کل رمز در آب و استفراغ کردن، مبطلات روزه میباشند. هر کس روزه بر وی واجب میباشد، چنانچه آگاهانه یک کدام از مبطلات آن را ایفا دهد، قضای روزه و کفاره بر ذمه وی میباشد.

رده و اثرها روزه‌داری
روزه به دوری کردن از اعمال شغل های خاص مانند تناول کردن و آشامیدن از طلوع فجر (اذان صبح) تا مغرب با قصد قُربت گفته می‌گردد.[۱] ولی برخی از فقیهان آن را به فراهم‌ساختن نفس برای اجتناب از مبطلات روزه تمجید کرده‌اند.[۲] به نظریه سید محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، اسلام در روزه، فقط دوری از میل کردن و آشامیدن را کافی نمی‌داند، بلکه فرمان میدهد که روزه‌دار از هرچه که موجب آلودگی و ارتکاب گناه میباشد و یا این که اورا به هوس‌ها و وسوسه‌های نفسانی سوق می دهد، غربت نماید.[۳]سید محمدکاظم یزدی در عروة الوثقی وجوب روزه در ماه رمضان را از ضروریات آئین برشمرده و منکر واجب بودن روزه در ماه رمضان را مرتد دانسته که قتلش واجب میباشد. [۴]

روزه، از بافضیلت‌ترین عبادات،[۵] از ردیف‌های پنج‌گانه اسلام،[۶] سیرتکامل‌ای از جهاد[۷] و شکاف آن ادله خروج از ایمان[۸] دانسته گردیده‌است.

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه