نقش گناهان در پدیدآمدن شرور طبیعی
برخی از متکلمان مسلمان، با اعتنا به گروهای از آیهها[۲۴] و احادیث،[۲۵] انجام و عادات غلط و ناروای آدم را در پدیدآمدن شرور طبیعی مؤثر دانستهاند.[۲۶] از حیث علامه طباطبایی، طبق آیه «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر؛ و هر سیرتکامل مصیبتی به شما رسد به سبب ساز دستاورد خویش شماست و خداوند از بخش اعظمی درمیگذرد»[۲۷] و آیه ۴۱ سوره روم و آیه ۱۱ سوره رعد، مصیبتها و ناملایماتی که بر جامعه وارد میگردد، به دلیل گناهانی میباشد که آدمها مرتکب میگردند؛ هرچند خدا اکثری از آنانرا می بخشد. او رابطه و تأثیر انجام بشر در ساخت و ساز شرور را یکی سنتهای معبود تشریفات ترحیم مشهد شمرده میباشد.[۲۸]
در روایتی از فرستاده اسلام(ص) نیز نقل گردیدهاست که بین هیچ قومی زنا آشکار نشد مگر آنکه آنها به طاعون و دردهای بیسوابق گرفتار شدند؛ معدودفروشی نکردند جز آنکه به قحطی و تنگدستی و ستم حاکمان در گیر شدند؛ از پرداخت زکات پرهیز نکردند مگر اینکه از نزول باران محروم شدند.[۲۹] گفتهاند براساس احادیث، شغل های نیک و نه اشخاص پارسا در دفع عذاب و شرور نیز مؤثر میباشد.[۳۰] به اعتقاد و باور محمدتقی مصباح یزدی، در صورتیکه ذکر قرآن و احادیث عدم وجود، تأثیر ایفا آدم در آسیب ها و شرور هیچگاه برای ما قابل آشنایی عدم وجود؛ هرچند هنوز هم واقعیت آن را نمیتوانیم صحیح شعور کنیم.[۳۱]
جواب اجمالی: اعتقاد و باور به حکمت و مصلحت خدا
به گفته مرتضی مطهری، اهل ایمان معمولاً با یک جواب فقهی و اجمالی به شرور، وجدان خویش را قانع می سازند. به یقین آنها، دلایل سفت و مسلم، وجود معبود علیم و حکیم و کار کشته و عالِم را ثابت نموده است. خدایی با این صفات، به دلیل اینکه با کسی دشمنی ندارد و مستلزم کسی یا این که چیزی وجود ندارد، به کسی ظلم نمینماید. اینگونه خدایی، به نظام احسن و ساختوساز آن نیز عالِم و میتواند. بدین ترتیب در حالتی که شرور برخلاف نظام احسن بود، مطمئناً آفریدگار آن ها را نمیآفرید. از طریقه این تیم، چنانچه احیاناً شروری در دنیا وجود داراست، به دلیل حکمت و مصلحتی میباشد که برای ما مشخص و معلوم وجود ندارد.[۳۲]
راهکارهای کلامی و فلسفی
فیلسوفان و متکلمان مسلمان جوابهای زیادی برای شرور طبیعی ارائه دادند که بعضی از مهمترین آنان عبارتند از:
عقیده عوض و جبران شرور
نوشتهی علمیٔ اساسی: اعواض
متکلمان مسلمان همانند سید مرتضی و علامه حلی معتقدند که بر پروردگار واجب میباشد که شرور و درد و مشقتهایی که خویش بشر در آنها دخالتی ندارد، جبران نماید و در قبال آن ها عوض دهد، در غیر این شکل آن شرور ظلم محسوب می گردند.[۳۳] به لحاظ آن ها این عوض یا این که محرک بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به نحوی که هر فرد عاقلی به تحمل درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت دهد؛ در غیر این شکل، عوض سودای ندارد و بیهوه شمرده میگردد.[۳۴] به یقین متکلمان، فرد دچار به شر، شایسته عوض میباشد و جبران شرور لطف و تفضّل پروردگار وجود ندارد.[۳۵] جبران شرور ممکن میباشد در جهان باشد یا این که در آخرت.[۳۶]
عدم وجود شر مطلق و شر کثیر در عالم
جمعای از فیلسوفان مسلمان به تبعیت از ارسطو[۳۷] موجودات را به نظر نه یا این که شر بودنشان، به پنج شکل قابل فرض دانستهاند:
نه محض (چیزی که هیچ شری در آن نیست) مانند دانا مجردات و بعضا از آدمهای بی نقص. وجود این قول در عالم را ضروری شمردهاند.
موجودی که خیرش بیشتر از شرش میباشد؛ این عهد نیز بایستی در دنیا جان دار باشد؛ چون نبود آن، موجب حیف کردن نه متعددی میباشد که خودش شر تلقی میشود. موجودات طبیعی همانند حریق و آب از این قولاند. آب و حریق با اینکه منافع متعددی داراهستند؛ اما ممکن میباشد موجب حریقسوزی یا این که سیل و از در بین رفتن متاع و جان برخی از آدمها شوند.
چیزی که شرش بیشتر از خیرش میباشد؛
نه و شرش متساوی میباشد
شر مطلق (چیزی که هیچ خیری در آن نباشد). سه پیمان اخیر وجود ندارند.[۳۸]
به حیث خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوفان در کیفیت صدور شرور از آفریدگار معتقدند از خداوندی که نه محض میباشد، شری صادر یا این که اخلاق و رفتار نمی شود؛ چون صدورِ (آفرینش) موجوداتی که شرشان اندک و خیرشان موفق میباشد، شر شمرده نمی شود؛ بلکه عین نه میباشد.[۳۹]
نقش گناهان در پدیدآمدن شرور طبیعی
برخی از متکلمان مسلمان، با اعتنا به گروهای از آیهها[۲۴] و احادیث،[۲۵] انجام و عادات غلط و ناروای آدم را در پدیدآمدن شرور طبیعی مؤثر دانستهاند.[۲۶] از حیث علامه طباطبایی، طبق آیه «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر؛ و هر سیرتکامل مصیبتی به شما رسد به سبب ساز دستاورد خویش شماست و خداوند از بخش اعظمی درمیگذرد»[۲۷] و آیه ۴۱ سوره روم و آیه ۱۱ سوره رعد، مصیبتها و ناملایماتی که بر جامعه وارد میگردد، به دلیل گناهانی میباشد که آدمها مرتکب میگردند؛ هرچند خدا اکثری از آنانرا می بخشد. او رابطه و تأثیر انجام بشر در ساخت و ساز شرور را یکی سنتهای معبود تشریفات ترحیم مشهد شمرده میباشد.[۲۸]
در روایتی از فرستاده اسلام(ص) نیز نقل گردیدهاست که بین هیچ قومی زنا آشکار نشد مگر آنکه آنها به طاعون و دردهای بیسوابق گرفتار شدند؛ معدودفروشی نکردند جز آنکه به قحطی و تنگدستی و ستم حاکمان در گیر شدند؛ از پرداخت زکات پرهیز نکردند مگر اینکه از نزول باران محروم شدند.[۲۹] گفتهاند براساس احادیث، شغل های نیک و نه اشخاص پارسا در دفع عذاب و شرور نیز مؤثر میباشد.[۳۰] به اعتقاد و باور محمدتقی مصباح یزدی، در صورتیکه ذکر قرآن و احادیث عدم وجود، تأثیر ایفا آدم در آسیب ها و شرور هیچگاه برای ما قابل آشنایی عدم وجود؛ هرچند هنوز هم واقعیت آن را نمیتوانیم صحیح شعور کنیم.[۳۱]
جواب اجمالی: اعتقاد و باور به حکمت و مصلحت خدا
به گفته مرتضی مطهری، اهل ایمان معمولاً با یک جواب فقهی و اجمالی به شرور، وجدان خویش را قانع می سازند. به یقین آنها، دلایل سفت و مسلم، وجود معبود علیم و حکیم و کار کشته و عالِم را ثابت نموده است. خدایی با این صفات، به دلیل اینکه با کسی دشمنی ندارد و مستلزم کسی یا این که چیزی وجود ندارد، به کسی ظلم نمینماید. اینگونه خدایی، به نظام احسن و ساختوساز آن نیز عالِم و میتواند. بدین ترتیب در حالتی که شرور برخلاف نظام احسن بود، مطمئناً آفریدگار آن ها را نمیآفرید. از طریقه این تیم، چنانچه احیاناً شروری در دنیا وجود داراست، به دلیل حکمت و مصلحتی میباشد که برای ما مشخص و معلوم وجود ندارد.[۳۲]
راهکارهای کلامی و فلسفی
فیلسوفان و متکلمان مسلمان جوابهای زیادی برای شرور طبیعی ارائه دادند که بعضی از مهمترین آنان عبارتند از:
عقیده عوض و جبران شرور
نوشتهی علمیٔ اساسی: اعواض
متکلمان مسلمان همانند سید مرتضی و علامه حلی معتقدند که بر پروردگار واجب میباشد که شرور و درد و مشقتهایی که خویش بشر در آنها دخالتی ندارد، جبران نماید و در قبال آن ها عوض دهد، در غیر این شکل آن شرور ظلم محسوب می گردند.[۳۳] به لحاظ آن ها این عوض یا این که محرک بایستی بیشتر از شرور و درد و مشقت باشد به نحوی که هر فرد عاقلی به تحمل درد و سختی در ازاء آن محرک رضایت دهد؛ در غیر این شکل، عوض سودای ندارد و بیهوه شمرده میگردد.[۳۴] به یقین متکلمان، فرد دچار به شر، شایسته عوض میباشد و جبران شرور لطف و تفضّل پروردگار وجود ندارد.[۳۵] جبران شرور ممکن میباشد در جهان باشد یا این که در آخرت.[۳۶]
عدم وجود شر مطلق و شر کثیر در عالم
جمعای از فیلسوفان مسلمان به تبعیت از ارسطو[۳۷] موجودات را به نظر نه یا این که شر بودنشان، به پنج شکل قابل فرض دانستهاند:
نه محض (چیزی که هیچ شری در آن نیست) مانند دانا مجردات و بعضا از آدمهای بی نقص. وجود این قول در عالم را ضروری شمردهاند.
موجودی که خیرش بیشتر از شرش میباشد؛ این عهد نیز بایستی در دنیا جان دار باشد؛ چون نبود آن، موجب حیف کردن نه متعددی میباشد که خودش شر تلقی میشود. موجودات طبیعی همانند حریق و آب از این قولاند. آب و حریق با اینکه منافع متعددی داراهستند؛ اما ممکن میباشد موجب حریقسوزی یا این که سیل و از در بین رفتن متاع و جان برخی از آدمها شوند.
چیزی که شرش بیشتر از خیرش میباشد؛
نه و شرش متساوی میباشد
شر مطلق (چیزی که هیچ خیری در آن نباشد). سه پیمان اخیر وجود ندارند.[۳۸]
به حیث خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوفان در کیفیت صدور شرور از آفریدگار معتقدند از خداوندی که نه محض میباشد، شری صادر یا این که اخلاق و رفتار نمی شود؛ چون صدورِ (آفرینش) موجوداتی که شرشان اندک و خیرشان موفق میباشد، شر شمرده نمی شود؛ بلکه عین نه میباشد.[۳۹]

راهنمای کامل برنامهریزی مراسم ترحیم بدون استرس