loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 78
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 11:13


متن ها عرفانی
در متن‌ها عرفانی، جبرئیل مبدأ حیات، مظهر دانش حق بلندمرتبه، شکل متمثلۀ عقل، موکَّل بر علم آموزی علم ها و دوراندیشی زندگی و معلم رسل خوانده گردیده‌است.[۱۰۵] وی یکی چهار فرشته‌ای میباشد که پیش از قیامت، و نیز یک کدام از هشت حاملی میباشد که در هنگام قیامت، اسمان الهی را حمل تشریفات ترحیم مشهد می‌نمایند.[۱۰۶]

به گفته فناری،[۱۰۷] مُقام جبرئیل در سدرة المنتهی میباشد و آن جایگاه، برزخی بین فقید طبیعتِ عنصری و فقیه طبیعتِ کلی اثبات میباشد که مختص میباشد به فقید نمونه و آسمان و کرسی و آنچه دربرگیرنده آنهاست؛ از این رو، شکل جبرئیل که در آن جایگاه ظواهر گردیده مشمول خاصیت چیزهایی میباشد که فوق سدره و مادون آن میباشد. جبرئیل ناقل کلمۀ الهی میباشد:[۱۰۸]

فعلی: جابجایی واژه الهی به حضرت مریم(س) و به دنیاآمدن عیسی(ع) از نوع اولیه میباشد و به همین اعتبار به وی روح القدس گفته می گردد.
قولی: روح الامین، کنیه وی به اعتبار دوم (قولی) میباشد.
سید حیدر آملی[۱۰۹] به اعتباری جبرئیل را به عبارتی عقل نخستین دانسته میباشد ولی به اعتقادوباور جیلی[۱۱۰] آفریدگار جبرئیل را از عقل نخستین که به عبارتی روحانیت حضرت محمد(ص) میباشد، در ازل خوی کرد و به‌این باعث، پیامبر اکرم(ص) بابا جبرئیل و اصلِ همۀ فقید میباشد. به همین عامل در شب معراج، جبرئیل که فروتر از نبی اکرم میباشد، از ادامه عروج به مراتب فراتر عقب ماند.

وی اعتقاد دارد که «واقعیت محمدیه» یا این که «روح»، اشرف ملائکه و برگزیدگانِ موجودات میباشد و بخش اعظمی از ملائک و مثلا جبرئیل، صورتی از او و عبد و بنده اویند.[۱۱۱] روح القدس و روح الامین نیز نزد جیلی، کنیه ویژه جبرئیل وجود ندارد و به حیث وی اینکه جبرئیل را روح الامین نامیده‌اند از باب تسمیه فرع (جبرئیل) به اعتبار اصلش (یعنی عقل نخستین) میباشد.[۱۱۲] در اصطلاح اهل تصوف، به جبرئیل، روح القاء (واسطه القای دانش غیب بر قلوب) نیز آورده شده میباشد.[۱۱۳]

در ادبیات عرفانی
تطبیق سیمرغ
در ادبیات عرفانی، قابلیت و امکان تطبیق مختصات سیمرغ بر جبرئیل مطرح گردیده است. سیمرغ، پرنده‌ای افسانه‌ای، مقدّس و ماوراء طبیعی میباشد و همانند جبرئیل با بال گران قدر و جثه گسترده وصف گردیده‌است.[۱۱۴] امان سیمرغ از زال و واسطه بودن وی برای جابجایی نیروهای غیبی به زال، بی‌تشابه به رابطه جبرئیل با فرستاده(ص) وجود ندارد.[۱۱۵]

درخت یا این که کوهی که سیمرغ بر آن لانه داراست نیز دارنده مختصات غیرمادّی میباشد:

آن درخت که طوبی اسم داراست، از در بین کوه‌ها خارج آمده و مامانِ تمامی گیاهان و روییدنی‌هاست. هر صبح زود که سیمرغ از آشیان خویش خارج می پرد و بر زمین بال و پر می‌گسترد، هر میوه که بر درخت و هر نباتی که بر زمین می روید از تاثیر مالامالِ اوست.[۱۱۶]
متناظر با آن، جای جبرئیل را در سدرة المنتهی دانسته‌اند که درختی با عظمت میباشد و دانش و شغل خلایق و مقامات انبیا و فرشتگان به آنجا ختم می گردد.[۱۱۷]
سیمرغ، فرمانروا مرغان میباشد[۱۱۸] و آنچه در رساله الطیر ابن سینا[۱۱۹] و قصه مرغان احمد غزالی[۱۲۰] در بارۀ مسافرت طیوران به سوی وی و طی پروسه و مدارج آمده، شبیه فرآیند تکامل نفس و وصال آن به مرحله عقل مستفاد و اتصال به عقل فعال (جبرئیل) میباشد.[۱۲۱]
کمک سیمرغ به عرفا
ملاصدرا[۱۲۲] نیز از اهل عرفان نقل کرده که وصال تمامی مخلوقات به گونه های کمالاتی که میتوانند به آن ها نایل شوند و همینطور وصول سالکان به خواست‌ها و مقاصدشان، به کمک این پرنده قدسی میباشد.

مختصات عرفانی جبرئیل
سهروردی در رسالۀ آواز مالامال جبرئیل،[۱۲۳] متأثر از آنچه در قرآن[۱۲۴] در وصف پر و بال ملائک و در احادیث درباره بال و پر‌های جبرئیل آمده میباشد، جبرئیل را به منجر داشتن دو بال و پر، بلندتر از ملائکی میداند که سه یا این که چهار بال و پر دارا هستند، چون دو از دیگر اعداد به یک مجاورت‌خیس میباشد. وی همینطور به پر‌نور بودن بال و پر راست و ظلمات بال و پر چپ جبرئیل اشاره نموده است. فروغ و روشنایی از طریقه سهروردی آرم وجود و ظلمات نشانۀ عدم میباشد و غیر از نورالانوار که فروغ محض و واجب الوجود بالذات میباشد، هر مو جود دیگری ممکن الوجود میباشد و به باعث همین قابلیت، پر و بال چپِ جبرئیل بدون نور میباشد. از بال و پر راست جبرئیل که نورانی میباشد، نفوس و از پر و بال چپ وی، فقیه مادّی پدید می آید. القای حقایق به انبیا و اولیا به پر و بال راست و قهر و صیحه و حادثه ها به بال و پر چپ وی منتسب میباشد.[۱۲۵]

همینطور سازه بر گزارش صدرالدین شیرازی[۱۲۶] به لحاظ اهل عرفان این پرندۀ قدسی که در کوه قاف جای‌دارد، صفیرش موجب بیداری خفتگانِ در ظلمات و سبب ساز هوشیاری غافلانِ از بیان آیه‌ها الهی میگردد البته شمار عده ای که به آوای وی گوش دهند و آوازش را بشناسند اندک میباشد. هرکس گویش او‌را بفهمد گویش تمامی مرغان را می فهمد.

در ادبیات منظوم، شهپر یا این که لبریز جبرئیل نیز اصطلاحی پر کاربرد میباشد[۱۲۷] و خصوصیت‌هایی همانند حفظ در قبال معاندان، خودداری از صدمۀ حریق و آب، و ترمیم زخم برای آن آورده شده میباشد[۱۲۸] جبرئیل را «طاووس الملائکه»، «اَبِ ما» (بابا ما) و عقل مجموع نیز خوانده‌اند.[۱۲۹]


متن ها عرفانی
در متن‌ها عرفانی، جبرئیل مبدأ حیات، مظهر دانش حق بلندمرتبه، شکل متمثلۀ عقل، موکَّل بر علم آموزی علم ها و دوراندیشی زندگی و معلم رسل خوانده گردیده‌است.[۱۰۵] وی یکی چهار فرشته‌ای میباشد که پیش از قیامت، و نیز یک کدام از هشت حاملی میباشد که در هنگام قیامت، اسمان الهی را حمل تشریفات ترحیم مشهد می‌نمایند.[۱۰۶]

به گفته فناری،[۱۰۷] مُقام جبرئیل در سدرة المنتهی میباشد و آن جایگاه، برزخی بین فقید طبیعتِ عنصری و فقیه طبیعتِ کلی اثبات میباشد که مختص میباشد به فقید نمونه و آسمان و کرسی و آنچه دربرگیرنده آنهاست؛ از این رو، شکل جبرئیل که در آن جایگاه ظواهر گردیده مشمول خاصیت چیزهایی میباشد که فوق سدره و مادون آن میباشد. جبرئیل ناقل کلمۀ الهی میباشد:[۱۰۸]

فعلی: جابجایی واژه الهی به حضرت مریم(س) و به دنیاآمدن عیسی(ع) از نوع اولیه میباشد و به همین اعتبار به وی روح القدس گفته می گردد.
قولی: روح الامین، کنیه وی به اعتبار دوم (قولی) میباشد.
سید حیدر آملی[۱۰۹] به اعتباری جبرئیل را به عبارتی عقل نخستین دانسته میباشد ولی به اعتقادوباور جیلی[۱۱۰] آفریدگار جبرئیل را از عقل نخستین که به عبارتی روحانیت حضرت محمد(ص) میباشد، در ازل خوی کرد و به‌این باعث، پیامبر اکرم(ص) بابا جبرئیل و اصلِ همۀ فقید میباشد. به همین عامل در شب معراج، جبرئیل که فروتر از نبی اکرم میباشد، از ادامه عروج به مراتب فراتر عقب ماند.

وی اعتقاد دارد که «واقعیت محمدیه» یا این که «روح»، اشرف ملائکه و برگزیدگانِ موجودات میباشد و بخش اعظمی از ملائک و مثلا جبرئیل، صورتی از او و عبد و بنده اویند.[۱۱۱] روح القدس و روح الامین نیز نزد جیلی، کنیه ویژه جبرئیل وجود ندارد و به حیث وی اینکه جبرئیل را روح الامین نامیده‌اند از باب تسمیه فرع (جبرئیل) به اعتبار اصلش (یعنی عقل نخستین) میباشد.[۱۱۲] در اصطلاح اهل تصوف، به جبرئیل، روح القاء (واسطه القای دانش غیب بر قلوب) نیز آورده شده میباشد.[۱۱۳]

در ادبیات عرفانی
تطبیق سیمرغ
در ادبیات عرفانی، قابلیت و امکان تطبیق مختصات سیمرغ بر جبرئیل مطرح گردیده است. سیمرغ، پرنده‌ای افسانه‌ای، مقدّس و ماوراء طبیعی میباشد و همانند جبرئیل با بال گران قدر و جثه گسترده وصف گردیده‌است.[۱۱۴] امان سیمرغ از زال و واسطه بودن وی برای جابجایی نیروهای غیبی به زال، بی‌تشابه به رابطه جبرئیل با فرستاده(ص) وجود ندارد.[۱۱۵]

درخت یا این که کوهی که سیمرغ بر آن لانه داراست نیز دارنده مختصات غیرمادّی میباشد:

آن درخت که طوبی اسم داراست، از در بین کوه‌ها خارج آمده و مامانِ تمامی گیاهان و روییدنی‌هاست. هر صبح زود که سیمرغ از آشیان خویش خارج می پرد و بر زمین بال و پر می‌گسترد، هر میوه که بر درخت و هر نباتی که بر زمین می روید از تاثیر مالامالِ اوست.[۱۱۶]
متناظر با آن، جای جبرئیل را در سدرة المنتهی دانسته‌اند که درختی با عظمت میباشد و دانش و شغل خلایق و مقامات انبیا و فرشتگان به آنجا ختم می گردد.[۱۱۷]
سیمرغ، فرمانروا مرغان میباشد[۱۱۸] و آنچه در رساله الطیر ابن سینا[۱۱۹] و قصه مرغان احمد غزالی[۱۲۰] در بارۀ مسافرت طیوران به سوی وی و طی پروسه و مدارج آمده، شبیه فرآیند تکامل نفس و وصال آن به مرحله عقل مستفاد و اتصال به عقل فعال (جبرئیل) میباشد.[۱۲۱]
کمک سیمرغ به عرفا
ملاصدرا[۱۲۲] نیز از اهل عرفان نقل کرده که وصال تمامی مخلوقات به گونه های کمالاتی که میتوانند به آن ها نایل شوند و همینطور وصول سالکان به خواست‌ها و مقاصدشان، به کمک این پرنده قدسی میباشد.

مختصات عرفانی جبرئیل
سهروردی در رسالۀ آواز مالامال جبرئیل،[۱۲۳] متأثر از آنچه در قرآن[۱۲۴] در وصف پر و بال ملائک و در احادیث درباره بال و پر‌های جبرئیل آمده میباشد، جبرئیل را به منجر داشتن دو بال و پر، بلندتر از ملائکی میداند که سه یا این که چهار بال و پر دارا هستند، چون دو از دیگر اعداد به یک مجاورت‌خیس میباشد. وی همینطور به پر‌نور بودن بال و پر راست و ظلمات بال و پر چپ جبرئیل اشاره نموده است. فروغ و روشنایی از طریقه سهروردی آرم وجود و ظلمات نشانۀ عدم میباشد و غیر از نورالانوار که فروغ محض و واجب الوجود بالذات میباشد، هر مو جود دیگری ممکن الوجود میباشد و به باعث همین قابلیت، پر و بال چپِ جبرئیل بدون نور میباشد. از بال و پر راست جبرئیل که نورانی میباشد، نفوس و از پر و بال چپ وی، فقیه مادّی پدید می آید. القای حقایق به انبیا و اولیا به پر و بال راست و قهر و صیحه و حادثه ها به بال و پر چپ وی منتسب میباشد.[۱۲۵]

همینطور سازه بر گزارش صدرالدین شیرازی[۱۲۶] به لحاظ اهل عرفان این پرندۀ قدسی که در کوه قاف جای‌دارد، صفیرش موجب بیداری خفتگانِ در ظلمات و سبب ساز هوشیاری غافلانِ از بیان آیه‌ها الهی میگردد البته شمار عده ای که به آوای وی گوش دهند و آوازش را بشناسند اندک میباشد. هرکس گویش او‌را بفهمد گویش تمامی مرغان را می فهمد.

در ادبیات منظوم، شهپر یا این که لبریز جبرئیل نیز اصطلاحی پر کاربرد میباشد[۱۲۷] و خصوصیت‌هایی همانند حفظ در قبال معاندان، خودداری از صدمۀ حریق و آب، و ترمیم زخم برای آن آورده شده میباشد[۱۲۸] جبرئیل را «طاووس الملائکه»، «اَبِ ما» (بابا ما) و عقل مجموع نیز خوانده‌اند.[۱۲۹]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه