loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 25
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:37


روز عاشورا
صبح روز عاشورا، شمر فرماندهی بخش چپ جناح سپاه قدمت سعد را برعهده گرفت[۱۷] و زمانی که با خندق و هیزم مشتعل در نزدیکی چادر‌های امام علیه‌السلام و یارانش روبه رو شد، با امام گستاخانه صحبت اظهار‌کرد[۱۸] بعداز آنکه امام علیه‌السلام برای یاداوری به سپاه کوفه خطبه‌ای در سابقۀ براق خاندانش و بیاناتی از فرستاده اکرم (ص) در ارتباط دوستی اهل بیت استارت نمود، شمر صحبت امام را انقطاع کرد البته حبیب بن مظاهر به وی جواب دندان‌شکنی تشریفات ترحیم مشهد بخشید.[۱۹]

یک توشه دیگر وقتی که زُهَیر بن قَین، از یاران امام، به موعظه و موعظه کوفیان پرداخت و آنها را به امداد امام حسین(ع) دعوت کرد، شمر به سوی وی تیری پرتاب نمود و به وی اهانت کرد.[۲۰]

زمانی عبدالله بن عُمَیر کلبی به شهیدشدن رسید، شمر به غلام خویش (رستم) دستورداد تا با نیزه‌ای همسر عبدالله را که بر بالینش نشسته بود نیز به شهیدشدن رساند.[۲۱] شمر، نافع بن هِلال جَمَلی، همراه دلاور امام حسین(ع)، را بعداز جنگی طاقت فرسا، در حالی که دو بازوی نافع شکسته بود، اسیر کرد و به شهید شدن رساند.[۲۲]

روز عاشورا زمانی که امام یاوری برایش نمانده بود به تنهایی می‌جنگید و پیوسته پیکار کرد تا ۱۹۵۰ نفر از آنها‌را کشت ...عمرسعد به سپاهش بیان کرد وای برشما آیا می‌دانید با که کارزار میکنید این پسر(علی) مرگ آور عرب میباشد از هرسو براو بتازید و۴۰۰۰ هزار کماندار بر وی تیر باریدند و دربین وی و سراپرده اش حائل شدند، درین هنگام امام بانگ زد که وای بر شما ای رهروان آل ابی سفیان در حالتی‌که آیین ندارید و از معاد نمی ترسید پس در عالم آزاده مرد باشید در حالتی‌که از عرب می‌باشید به گوهر خویش گشوده شوید.شمر فریاد زد که ای پسر فاطمه چه میگویی؟ امام اعلام کرد اینجانب و شما با هم کارزار میکنیم و زنان تقصیری ندارند تا اینجانب زنده‌ام سرکشان سپاهت را از مقبره اینجانب بازدارید. شمر خاطرنشان کرد حق داری و صحیح گفتی و فریاد زد از مقبره این مرد بدور گردید و ترانه خویش وی فرمائید که به جانم قسم و سوگند حریفی جوانمرد وبزرگوار میباشد.[۲۳]

بعداز شهیدشدن اکثری از اصحاب امام حسین، معاندان به سوی چادر‌ها حمله بردند. شمر نیزه خویش را در چادر امام حسین(ع) فروبرد و فریاد زد که حریق بیاورید تا این چادر را با اهلش بسوزانم. امام او‌را نفرین کرد و حتی دوستش، شَبَث بن رِبعی، نیز او‌را نکوهش نمود.[۲۴] یک توشه دیگر در بعدازظهر عاشورا و پیش از شهید شدن امام حسین(ع)، شمر قصد داشت به چادر امام، که خاندانش نیز در آن بود، حمله نماید و آن را به حراج پیروزی؛ البته امام اورا از این فعالیت برحذر داشت و شمر برگشت.[۲۵]

به شهید شدن رساندن امام حسین(ع)
شمر به تیراندازان امر کرد تا تن امام را مقصود قرار دهند[۲۶] آنگاه با امر وی، همگی به سوی امام حمله بردند و افرادی به عنوان مثال سِنان بن اَنَس و زُرْعَة بن سهیم ضربه‌های آخری را بر امام وارد کردند.[۲۷]

درباره هر که رمز امام حسین(ع) را از بدن غیر وابسته کرد، احادیث گوناگونی وجود داراست که در برخی از آن ها از شمر مذکور گردیده است. به گفته واقدی، شمر امام حسین(ع) را کشت و با اسب خویش تن آن حضرت را لگدکوب کرد.[۲۸]در برخی احادیث بیان شده میباشد که او بر سینۀ امام گرد هم آیی و راز او‌را از قفا غیروابسته کرد.[۲۹] در زیارت منطقه مقدسه نیز شمر آدم کش امام حسین(ع) معرفی گردیده است.[۳۰]

بعداز شهید شدن امام حسین(ع) و غارت و حریق زدن چادر‌ها، شمر قصد داشت امام سجاد(ع) را که در بستر بیماری بود به قتل رساند، ولی توده‌ای بازدارنده وی شدند.[۳۱]

شمر مثلا بشر‌های ماجراجویی بود که در رویدادها بهره فردی خویش را دنبال میکرد و برای نیل به آن از هیچ عملی روگردان عدم وجود. او را مردی ابرص و زشت روی تعریف کرده‌اند.[۳۲] امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا به شمر خاطرنشان کرد: «نبی پروردگار راست خاطرنشان کرد که بیان کننده سگ سیاه و سفیدی را می بینم که خون اهل بیتم را می‌آشامد». در زیارت عاشورا از شمر با لعن و نفرین حافظه گردیده است.[۳۳]

حادثه ها بعد از عاشورا
در یازدهم محرّم ۶۱، ابن سعد دستورداد راز ۷۲ بدن شهدای کربلا را از بدن مستقل نمایند و به هم پا شمر و تعدادی از فرماندهان سپاه به کوفه، نزد ابن زیاد ببرند.[۳۴] فامیل‌هایی که در نزاع کربلا کمپانی کرده بودند، برای منزلت‌یافتن نزد ابن زیاد، سرهای شهدا را فی مابین خویش تقسیم کردند. قبیلۀ هوازن، به رهبری شمر، بیست راز[۳۵] و سازه به نقل ابن طاووس[۳۶] دوازده راز را نزد ابن زیاد بردند. نقل شده میباشد که شمر پیشاپیش قدمت بن سعد سرهای شهدا را جنبش می‌اعطا کرد.[۳۷]

عبیدالله بن زیاد، به دستور یزید بن معاویه، اسرای کربلا و سرهای شهدا را با شمر و همراهانش به سوی یزید در شام ارسال کرد.[۳۸] شمر نزد یزید سخنان توهین‌آمیزی دربارۀ امام و دیگر شهدای کربلا ذکر نمود. [۳۹]

بعد از برگشت اهل بیت به مدینه، شمر نیز با نقطه پايان یافتن مأموریتش به کوفه رجوع. نقل شده میباشد که وی نماز می خواند و از آفریدگار طلب عفووبخشش میکرد و در توجیه کمپانی در قتل امام حسین(ع) می‌اعلام کرد که از امرای خویش امر‌برداری نموده است.[۴۰]

آخر و عاقبت شمر
در ادامه قیام مختار ثقفی در سال ۶۶ قمری، شمر در نزاع علیه وی کمپانی کرد البته مختار او و دیگر امرای اموی را در پیکار جَبّانة السَبیع (از محله‌های کوفه) باخت اعطا کرد[۴۱] و شمر از کوفه گریخت. مختار جمعی را به همدم غلام خویش (زِربی) به‌دنبال وی ارسال کرد. شمر غلام مختار را کشت[۴۲] و به قریه‌ای به اسم ساتیدَما گریخت و از آنجا به قریه‌ای به اسم کلتانیه (دربین شوش و روستای صَیمره) رفت [۴۳] و طومار‌ای برای مُصعَب بن زبیر ارسال کرد که فراهم نزاع با مختار بود، البته برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، اورا کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را پیش سگان انداختند[۴۴] مختار نیز راز شمر را برای محمد بن حنفیه ارسال کرد. [۴۵]

رده شمر نزد اهل سنت
شمر از پدرش داستان کرده و ابواسحاق سبیعی نیز از شمر ماجرا کرده است، در حالی که، در منابع اهل سنّت از شمر با سرزنش خاطر گردیده و گفته‌اند که وی از قاتلان امام حسین(ع) بوده و آمادگی برای قصه حدیث ندارد.[۴۶]

بازدید : 12
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 11:25


درس دادن در حوزه علمیه
سید جلال آشتیانی از ۱۳۶۳ش تا ۱۳۷۶ش دروس عرفان و فلسفه را برای طلاب درس دادن کرد. درس‌ها ابتدا در مسجد کوچکی و آنگاه در مکتب امام درست گو برگزار شد. در امسال‌ها وی اشعة اللمعات جامی، تفصیل منظومه، پیشگفتار قیصری بر فصوص، مصباح الهدایة و گستردن دعای سحر امام خمینی، اسفار ملاصدرا، گستردن فصوص قیصری، مصباح الانس و الشواهد الربوبیة را درس دادن تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۲۳]

درگذشت
آشتیانی در ۳ فروددین ماه سال ۱۳۸۴ش بعد از یک عصر بیماری در مشهد درگذشت. بعداز سه روز سید عزالدین زنجانی بر وی نماز گزارد و در مقبره امام رضا(ع) در رواق دارالزهد دفن شد. آیت الله خامنه‌ای او‌را یک کدام از‌ از رویش‌‌یافتگان‌ حوزه‌ درسی‌ امام‌ خمینی‌ و علامه‌ طباطبایی‌ و در شمار پر رنگ‌ترین‌ اساتید فلسفه‌ و عرفان‌ برشمرده میباشد.[۲۴]

اساتید
در فلسفه و عرفان:

علامه طباطبایی
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی
مهدی مازندرانی امیرکلاهی
در فقه و اصول:

سید حسین بروجردی
امام خمینی
علامه طباطبایی
سید محسن حکیم
سید محمد تقی خوانساری
سید عبدالهادی شیرازی
سید حسن بجنوردی
محمد صدوقی
اثرها
آشتیانی مجاورت ۵۰ سال از قدمت خویش را به تألیف و کتابت در حوزه فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی صرف کرد. با همیاری هانری کربن، گزیده‌ای از اثر ها حکمای کشور‌ایران را توده کردند.
اثرها تألیفی

گستردن بر زاد المسافر صدر المتالهین در باره معاد جسمانی
تفصیل فصوص الحکم فارابی
گستردن پیشگفتار قیصری بر فصوص الحکم
هستی از حیث عرفان و فلسفه
عیب گیری تهافت غزالی

پیشگفتار بر اثر ها سایر افراد

پیشگفتار بر عیب گیری النصوص فی تفصیل نقش النصوص، تألیف عبدالرحمن بن احمد جامی، تصحیح ویلیام چیتیک، انجمن فلسفه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۵۶
پیشگفتار بر شکوه شمس، سیری در اثرها و اذهان مولانا، نوشته آن ماری شیمل، ترجمه حسن لاهوتی، طهران، کمپانی انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶
پیشگفتار بر تفصیل مثنوی معنوی مولوی، نوشته نیکسون، ترجمه حسن لاهوتی، طهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۴

تصحیح و تعلیق و پیشگفتار

تعبیر و تفسیر فاتحة الکتاب، تفسیری عرفانی از مؤلفی ناشناخته تصحیح و پیشگفتار و تعلیقه آشتیانی،
مرآت العارفین، تعبیروتفسیر سوره ثنا، تصحیح و تعلیق آشتیانی
اثولوجیا، تألیف فلوطین، با تعلیقات حاکم سعید قمی، تصحیح و پیشگفتار
اصول المعارف، تألیف نتیجه کاشانی، تصحیح و تعلیق آشتیانی
انوار جلیه، ملاعبدالله زنوزی، تصحیح و پیشگفتار آشتیانی
تحفه در مباحث دانش، ملانظرعلی گیلانی، تصحیح و پیشگفتار آشتیانی
تحفة المراد، تفصیل قصیده میرفندرسکی، تألیف شریف دارابی
حزم القواعد، ابن ترکه، تصحیح و پیشگفتار آشتیانی
گستردن رساله مشاعر، ملامحمدجعفر لاهیجی، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
رسالة النصوص، صدرالدین قونوی، تصحیح و تعلیق
رساله نوریه در فقیه نمونه، حکیم بهایی لاهیجی،تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
رسائل فلسفی، تألیف ملاصدرا، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
رسائل فلسفی، ملانظرعلی گیلانی
تیم اثرها عصار، سید محمد کاظم عصار، تصحیح و پیشگفتار
رسائل قیصری، داوود بن محمودقیصری، تصحیح و پیشگفتار
تفصیل فصوص الحکم، مؤیدالدین جندی، تصحیح و پیشگفتار
گستردن فصوص الحکم، محمدداوود قیصری رومی، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
تفصیل دعاء العرفه، ملا محمدعلی فاضل خراسانی، تصحیح و پیشگفتار
الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیه، ملاصدرا، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
قرة العیون، ملااحمد نراقی، تصحیح و پیشگفتار
لمعات الهیه، ملاعبدالله زنوزی، تصحیح و پیشگفتار
المبدأ و المعاد، تألیف ملاصدرا، تصحیح و پیشگفتار
رسائل حکیم سبزواری، ملاهادی سبزواری، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
مشارق الدراری، گستردن تائیه ابن فارض، سعید الدین بن سعید فرغانی، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
مصباح الهدایه، امام خمینی ، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
المظاهر الالهیة فی اسرار العلوم الکمالیه، ملاصدرا، تصحیح و پیشگفتار
مکاتبات عرفانی فی مابین سید احمد کربلایی و محمدحسین غروی اصفهانی، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار
اللمعة الالهیه و الکلمات الوجیزه، ملامحمدمهدی نراقی
، تصحیح و تعلیق و پیشگفتار

منتخابی از اثرها حکمای الهی جمهوری اسلامی ایران در چهار جلد.[۲۵]
رویارویی با مدرسه تفکیک
بعداز مسافرت میرزا مهدی اصفهانی به مشهد، حوزه علمیه مشهد به ناهم خوانی با فلسفه و عرفان روی آورد. آشتیانی منتقد میرزای اصفهانی و مدرسه تفکیک بود. این مخالفت‌ها به بازنشستگی اجباری وی انجامید.[۲۶] انتقاد آشتیانی بر تهافت الفلاسفه غزالی، تعریضی بر مدرسه مشهد بود.[۲۷] آشتیانی بر این اعتقاد بود که میرزا مهدی اصفهانی امکان آموزش فلسفه را نداشت و ریاضتهای فارغ اندازه اورا مبتلا یأس و ناامیدی کرده بود. آشتیانی به گزارش سید محمدهادی میلانی می‌اذعان کرد: «اصفهانی از عرفان سُرخورد، به جان فلسفه به‌زمین‌خورد».[۲۸]

تقدیرها
در اسفند ۱۳۷۶ فرهنگستان علم ها ایران سید جلال آشتیانی را تحت عنوان دانشمند پررنگ مرز و بوم تعیین و معرفی کرد.
یکسال بعد از آن کتاب گستردن قیصری بر فصوص الحکم تحت عنوان کتاب سال ایران تعیین شد.
همینطور در ۱۳۸۱ش. دو‌مین همایش رخ‌های به یاد ماندنی تحت عنوان رخ به یاد ماندنی علمی مرزو بوم برگزیده شدند و آرم جايگاه یک علم ایران از سوی رییس جمهور به وی اهدا شد.
یادنامه‎‌ها
ثروت مخفی فلسفه و عرفان: معاش معمولی و علمی مدرس سید جلال الدین آشتیانی، نوشته حسن جمشیدی، دانشکده فردوسی مشهد
جلال حکمت و عرفان: یادنامه معلم علامه سید جلال الدین آشتیانی، محمدجواد صاحبی، بوستان کتاب قم
صدرای فرصت: یادنامه حکیم متاله سید جلال الدین آشتیانی، دفتر کار تبلیغات اسلامی مشهد، ۱۳۸۴، این یادنامه دربردارنده گفتگوهایی با اندیشمندان پیرامون حیات علمی سید جلال آشتیانی میباشد.
نکوداشت معلم سید جلال الدین آشتیانی، تیم نویسندگان، کالج فردوسی مشهد، ۱۳۷۷

بازدید : 26
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 12:28


شغل‌های سیاسی و نظامی
ابومهدی المهندس در اوایل دهه هفتاد میلادی به حزب الدعوة الاسلامیة پیوست و بعداز آنکه از سوی حکومت وقت عراق پایین پیگرد قرار گرفت، در سال ۱۳۵۹ش/۱۹۸۰م ناگزیر به خروج از عراق شد و به کویت و بعد کشور ایران رفت. وی در سال ۱۳۶۴ش/۱۹۸۵م به عضویت مجلس اعلای اسلامی عراق تشریفات ترحیم مشهد درآمد.[۱۰]


ابومهدی المهندس در کنار سید محمدباقر حکیم مؤسس سپاه بدر
ابومهدی در سال ۱۳۶۲ش/۱۹۸۳م به عضویت سپاه بدر درآمد[۱۱] و در سال ۱۳۸۱ش تحت عنوان فرمانده آن منصوب شد.[۱۲] وی مسئولیت ترور نافرجام طارق عزیز وزیر کارها خارجه عراق در زمان صدام را بر ذمه داشت.[۱۳]

ابومهدی از مبنا‌گذاران کتائب حزب‌الله عراق (۲۰۰۷م) بود.[۱۴] وی با ظهور داعش در حیطه به جانشینی فرماندهی حشد الشعبی (دسته نزاع مردمی بسیج علیه داعش)، تعیین شد.[۱۵] اما به نظر می‌دانی و به نظریه کارشناسان، فرمانده مهم حشد به‌شمار می‌آمد.[۱۶] مهندس به مخالفت با ایالات متحده دارای اسم و رسم بود و به گفته خودش یک کدام از هدف ها اصلی وی اخراج نظامیان آمریکایی از خاک عراق بوده میباشد،[۱۷] که اورده شده وی جزو افرادی بود که در سال ۱۳۹۸ش/۲۰۱۹م به سفارت ایالات متحده در بغداد حمله کردند.[۱۸] به گفته فرزندش، وی درین جریان خواهان مجازات ایالات متحده و نقطه پايان حضور آن در سرزمین بود.[۱۹] ایالات متحده از سال ۱۳۸۸ش/۲۰۰۹م او‌را در فهرست تروریست‌ها قرار داده بود.[۲۰]

مستند سلفی با ابومهدی
«سلفی با ابومهدی» تیتر فیلمی میباشد که کیفیت حضور ابومهدی المهندس تحت عنوان فرمانده حشدالشعبی در جناح مقاومت را قصه می‌نماید. درین مستند چهل دقیقه‌ای که سید هاشم موسوی آن را کارگردانی کرده و سال ۱۳۹۵ش. ساخت و ساز گردیده، چندین و زیرا عملیات صلاح‌الدین و بازپس‌گیری جرف الصخر ذکر می‌گردد.[۲۱]

وصیت‌طومار
مطابق وصیتنامه‌ای که از او در فایلی تصویری منتشر گردیده است، ثبات گام در جهاد و نزاع با معاندان اسلام را از خانواده و رزمندگان و مجاهدین جوان عراقی درخواست نموده، و آن ها را به شناختن معارف شرعی درباره ی جهاد و احکام آن مانند طرزٔ اخلاق با اسیران جنگی، طریق مواجهه با اموال و ناموس عموم از منظر آیین پیشنهاد کرده است. وی غرض خویش و همرزمانش را از جهاد و نبرد، استحصال رضایت و خشنودی الهی در سرویس نمودن به عموم فارغ از پیش گویی میل‌های شرعی و مذهبی و نقطه پايان دادن به حضور معاند و تروریسم در‌این حوزه‌ دانسته میباشد. وی در بخشی دیگر رساندن عراق به امنیت و متانت و ساخت‌و‌ساز ثبات در ناحیه را، از سایر هدف ها نبرد برشمرده میباشد.[۲۲]

بازدید : 19
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 11:41


مقام علمی
روحانی طوسی میگوید: «محمد بن علی بن حسین، حافظ روایات، باخبر به فقه و رجال، و حدیث شناس بود که در محافظت و کثرت دانش، مانند وی بین قمی‌ها چشم نشد.»[۱۴]

نجاشی در وصفش می گوید:

روضه خوان ما و فقید ما... که وارد بغداد شد و با اینکه معدود سن و سال بود شیوخ طائفه از وی حدیث می‌شنیدند.[۱۵]
روحانی صدوق را به دلیل فراوانی اثرها، به ویژه، در زمینه حرف[یادداشت ۲] و تکامل پندار‌های وی نسبت به شخصیت‌های متقدم، نماینده مهم مدرسه کلامی قم دانسته‌اند.[۱۶] نقل شده اولیه‌ کسی‌ که‌ ابن‌بابویه‌ را صدوق‌ نامیده‌ ابن‌ادریس حلی در سرائر میباشد‌.[۱۷][یادداشت ۳] بعضا دانشمندان درباره وجه تسمیه روحانی صدوق بر این باورند که زیرا او در نقل حدیث از ائمه علیهم السلام خصوصا امام باقر و امام درست گو علیهماالسلام از راه و روش صواب بیرون نشده و در ادراک آنها به نادرست نرفته میباشد؛ صدوق تشریفات ترحیم مشهد نامیده گردیده‌است.[۱۸]

مشایخ و اساتید وی
او در شهرهای متفاوت نزد مشایخ و حفاظ اکثری از ائمه حدیث و غیر آنان، به آموزش دانش پرداخته که شمارشان به ۲۶۰ نفر میرسد.[۱۹] بعضا از مشایخ او از این قرارند:

احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی[۲۰]
احمد بن محمد بن عیسی[۲۱]
پدرش علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی[۲۲]
محمد بن حسن بن احمد بن ولید قمی[۲۳]
محمد بن موسی بن متوکل[۲۴]
شاگردان و راویان از وی
با دقت به اینکه روحانی صدوق از جوانی در فعالیت انتشار خبرها بوده، راویان از او می بایست بسیار بوده باشند اما به حیث از دربین رفتن بعضی از کتاب ها مثل تاریخ ری تاثیر روحانی منتجب الدین، رجال الشیعه تاثیر ابن‌بطریق و شیوخ الشیعة تاثیر علی بن حکم، اسامی راویان از او به نحو بی نقص در اختیار وجود ندارد. آنچه امروزه از آن آگاهیم ۲۷ نفرند:[۲۵]

احمد بن علی بن محمد بن عباس بن نوح
احمد بن محمد بن تربک الرهاوی
ابومحمد احمد بن محمد معمری
جعفر بن احمد بن علی ابومحمد قمی بومی ری که در مشایخ او نیز نامش آمده میباشد.
جعفر بن احمد مریسی
جعفر بن حسن بن حسکه قمی
حسن بن احمد بن محمد بن هیثم عجلی رازی
حسن بن حسین علی بن بابویه
حسن بن عنبس بن مسعود بن سلامت
حسن بن محمد بن حسن شیبانی قمی، تالیف کننده تاریخ قم.
حسین بن عبیدالله بن ابراهیم غضائری
حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، اخوی او.
عبدالصمد بن محمد تمیمی
علی بن احمد بن عباس نجاشی، فرزند نجاشی رجالی تعالی.
سید ابوالبرکات علی بن حسین جوزی حلی حسینی
سید مرتضی دانش الهدی
علی بن حسین بن موسی
علی بن محمد خزاز
ابوالقاسم علی بن محمد مقری
محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستی
محمد بن احمد بن علی
محمد بن احمد بن علی بن حسن بن شاذان قمی، پسر خواهر جعفر بن محمد بن قولویه، مولف کتاب ایضاح دفائن النواصب.
محمد بن جعفر بن محمد قصار رازی
محمد بن حسن بن اسحاق بن حسن بن حسین بن اسحاق بن موسی بن جعفر(ع)
محمد بن سلیمان الحمرانی
محمد بن طلحه بن محمد نعالی بغدادی، که از شیوخ خطیب بغدادی میباشد.
محمد بن محمد بن نعمان، روحانی موءثر
هارون بن موسی تلعکبری
بینش‌ها
نگرش‌های کلامی
روحانی صدوق در صحبت به مدرسه کلامی حدیث‌گرای قم وابستگی داشت.[۲۶] او برآن بود آدم مدام و در همگی حالا به الهام الهی یا این که حجت الهی احتیاج داراست تا خداوند را بشناسد و عقل سوای کمک وحی اقتدار آشنایی معبود و کشف معارف فقهی را ندارد.[۲۷] اورده شده او در هیچ یک از اثر ها خویش به طور غیر وابسته به مشاجره عقل نپرداخته میباشد.[۲۸] روحانی صدوق با استناد به احادیث،[۲۹] گفت و گو و جدل راجع‌به ذات آفریدگار را روا نمی‌داند و با الهام از احادیث ضدتشبیهی، هیچ نوع شباهتی دربین معبود و مخلوقات قایل وجود ندارد و آحاد صفات بنده را از معبود نفی نموده است.[۳۰][یادداشت ۴] از بینش صدوق، نبی(ص) و امامان(ع) برگزیدگان و دوستداشتنی‌ترین مخلوقات پروردگار می‌باشند و خدا، عالم را به خیال آن‌ها آفریده میباشد.[۳۲] او امامان را همچون پیامبران(ع)، معصوم می‌دانست؛[۳۳] البته قائل به سهو النبی(ص) بود و انکار آن را بزرگ نمایی می‌دانست.[۳۴] بعضا، روضه خوان صدوق را محدثی عقل‌گرا دانسته‌اند که به مکان دلیل، از احادیث فایده می برد؛ البته لابلای مطالب خویش به دلیل عقلی نیز دقت داشت.[۳۵]

اثرها
نوشته‌علمیٔ اساسی: اثرها روضه خوان صدوق
گروه تألیفات روحانی صدوق به ۳۰۰ تاثیر می رسد که روحانی طوسی در کتاب الفهرست، ۴۰ عدد از آنها‌را کتاب می‌شمرد که یکی آن ها اینجانب لایحضره الفقیه[۳۶] از کتاب ها اربعه شیعه میباشد؛ و نجاشی (متوفای ۴۵۰ق) در فهرست خود حدود ۲۰۰ تاثیر او را می آورد و بخش اعظمی از اثر ها وی به دست ما نرسیده میباشد:[۳۷]

التوحید
کتاب النبوة
کمال الدین
إثبات الوصیة لعلی(ع)
ثابت النص علی الائمة(ع)
عیون خبرها الرضا(ع)
علل الشرائع
اجر الأعمال و عقاب الأعمال
معانی الاخبار
الخصال
الامالی
الاعتقادات
صفات الشیعه
دلائل الأئمة و معجزاتهم علیهم السلام‏
المقنع فی الفقه
المعرفة فی ادب النبی و أمیر المؤمنین و الحسن و الحسین علیهم السلام
کتاب الفرق
کتاب رفتار الإنسان
کتاب الغیبة
الرسالة فی أرکان الإسلام.[۳۸]
کتاب مدینة العلم، جامع‌ترین و بدون نقص ترین تاثیر صدوق که در تهاجم ها مخالفین به کتابخانه‌های شیعه از میان رفته میباشد.[۳۹] این کتاب به نقل از روحانی طوسی از اینجانب لا یحضر بزرگتر بوده میباشد.[۴۰] ابن‌شهرآشوب نقل می‌نماید اینجانب لا یحضر چهار جزء دارااست و مدینة العلم دارنده ده جزء میباشد.[۴۱]

بازدید : 23
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:51


شبهه ها عقیدتی
شبهه‏‌های اعتقادی که‌گاه در تاثیر القاء تامل‏‌های تازه پدید و‌گاه به منجر برداشت‏‌های خطا از برخی مبانی و مصادر عقیدتی پدید می‌آمدند در صورت‏ گیری و قضیه‏ سازی جنبش واقفیه مؤثر بودند. از اصلی‏ترین این شبهه ها می‌اقتدار به مفاد پایین تشریفات ترحیم مشهد اشاره نمود:

موضوع سن امام‏
مسأله سن امام به ویژه بعد از امام رضا(ع) موجب پیدایش شبهاتی در میان شیعه‌ها شوید، چون درین زمانه به خصوص، امامان در سنین نادر و‌گاه در سن خردسالی به امامت می‌‏رسیدند و این دستور موجب شک وتردید و تردیدهائی درباره امامت وی میشد. این دستور به ویژه بعد از درگذشت امام رضا(ع) بسیار زمینه ‏ساز شوید و یک کدام از کارداران منش گروهی از شیعه‌ها به‌پندار واقفیه شوید. آن چه موجب تشدید بیشتر این نقص‌ می شود این بود که گردآوری متعددی از اصحاب امام رضا(ع) بزرگان و ریش‏ سفیدانی بودند که فرصت امام هفتم و‌گاه زمان امام درستگو(ع) را هم فهم کرده بودند و اکنون تایید امامت فرزند امام رضا(ع) را که در سن هفت سالگی بود برایشان طاقت فرسا می‌نمود. بعضا از اصحاب گرانقدر امام هشتم(ع) در مسأله امامت حضرت جواد(ع) به تردید گرفتار شدند.[۴۸] به هر اکنون این مسأله موجب راه و روش توده‏‌ای از شیعه‌ها، بعداز وفات امام هشتم(ع) به واقفیه شوید. آن‌ها با اشاره به سن معدود حضرت جواد(ع) امامت او را رد کردند و آنگاه امامت حضرت رضا(ع) را با استناد به‌این که جانشین و فرزند بالغی نداشته، انکار نمودند و به باور واقفیه بازگشته و بر امامت موسی بن جعفر(ع) توقف کردند. آن‌ها این طور دلیل می‌کردند که روا وجود ندارد کودکی نابالغ امام باشد و اظهار می‌داشتند درصورتی که روا باشد که معبود به اطاعت از امام نابالغ دستور دهد پس روا میباشد که نوباوه نابالغ هم موظف باشد و همان گونه که عاقلانه وجود ندارد طفل نابالغ ملزم باشد روا وجود ندارد که طفل نابالغ امام شود و امام بایستی شخصی بالغ باشد.[۴۹]
براین اساس گروهی از شیعه ها سال‏‌ها بعداز درگذشت امام موسی بن جعفر(ع) بر امامت آن حضرت توقف کردند. ولی شبهه سن امام قبل از درگذشت امام رضا(ع) نیز فی مابین اصحاب وی مطرح بود و امام به سؤالات وی درین باب جواب می‌اذعان کرد.[۵۰] با این حالا، این دستور بازدارنده از رغبت عده ای به واقفیه نگردید.

مسأله غسل امام‏
یک کدام از دلایل قطعی در نزد بعضی از واقفیان، روایاتی بود که اظهار می‌‏داشتند امام معصوم را بعد از وفاتش تنها امام معصوم دیگر غسل می‌‏دهد. از این رو، زیرا موسی بن جعفر(ع) سال‏‌ها در زندان بود و به هنگام وفاتش حضرت رضا(ع) حضور نداشت تا لاشه او را غسل دهد پس علی بن موسی‏(ع) نمی‌تواند امام معصوم و جانشین موسی بن جعفر(ع) باشد. روایاتی به‌این مضمون «‌انّ الامام لا یغسله الّا الامام‌» به صورت زیادی در منابع روایی مذکور‌اند.[۵۱] روحانی صدوق برخی از این خبرها را در کتاب عیون خبرها الرضا به گزارش امام هشتم آورده و آنگاه درباره بطلان نظریه و برهان واقفیه میگوید:

«‌این خبرها را در‌این کتاب به خواسته ردّ نظریه واقفیه موسی بن جعفر(ع) آوردم که فکر میکنند وی زنده میباشد و امام رضا(ع) و امامان بعداز او‌را انکار می‌‏نمایند. صحّت وفات موسی بن جعفر برای ابطال نظریه وی کافی میباشد. آنان درباره این احادیث سخنانی دارا هستند و می‌‏گویند امام راستگو(ع) فرموده امام را جز امام غسل نمی‌‏دهد، و در شرایطی‌که علی بن موسی الرضا(ع) امام بود بایستی وی تن موسی بن جعفر را غسل می‌‏بخشید. ولی درین که کس دیگری تن موسی بن جعفر را غسل بخشید ادله و حجتی برای آنان نیست، چون امام درستگو‏(ع) نهی نموده است که تن امام را کسی جز امام آینده غسل ندهد و درصورتی که فرد دیگری در غسل امام متوفی دخالت کرد امامت امام آینده فسخ نمیشود و آن حضرت نفرموده: امام وجود ندارد مگر هر که لاشه امام قبل را غسل داده باشد، پس ادله آن‌ها به‌این خبرها فسخ میباشد. خلال این، در بعضا خبر‌ها گفته شده که علی بن موسی تن پدرش موسی بن جعفر را به سیرتکامل‌‏ای که بر حاضران پوشیده ماند، غسل بخشید ».[۵۲]
روضه خوان صدوق احتمال دیگری را مطرح می‌نماید بر طبق این که احادیث ذکر شده درین باب که از امام راستگو‏(ع) بیان شده ‏اند فقطً در زمینه‌ی وفات اسماعیل پسر آن حضرت و برای علامت دادن این که وی در سکو امامت نبوده، از وی صادر شد‌ه‌است.[۵۳]

روحانی موثر هم در این زمینه گفتاری دارااست که در آن اشاره می‌نماید احادیث وارده درین خصوص ناظر به حالت معمولی و طبیعی میباشد، خیر در وضعیت ضروری و اضطرار؛ مانند وضعیت طاقت فرسا و دشواری که عباسیان بر امام هفتم‏(ع) زور کرده بودند و قابلیت حضور حضرت رضا(ع) بر بالین پدرش و غسل تن او وجود نداشت.[۵۴] در سال‌های اخیر، استیناف‌هایی دربارهٔ معنای احادیث غسل امام صورت گرفته و به گستردن، شبههٔ واقفیه و برداشت آن ها از این روایات رد شد‌ه‌است.[۵۵]

بازدید : 21
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:39


کارداران پیدایش و توسعه
عامل ها مختلفی برای پیدایش علم حرف و بسط آن در بین مسلمان ها نقل شده میباشد؛ ازجمله:

۱. آموزه‌های قرآنی و روایی و نیاز عموم: اول دلیل پیدایش دانش سخن، آموزه‌های قرآنی و روایی و نیاز عموم برای ادراک این آموزه‌ها آورده شده میباشد.[۳۴] قرآن به آموزه‌های اعتقادی اعتنا ویژه نشانه داده و ایمان به آن ها را مورد نیاز خوانده میباشد.[۳۵] براین اساس محققان اسلامی برای درک این آموزه‌ها دانش سخن را محور‌ریزی تشریفات ترحیم مشهد کردند.[۳۶] [یادداشت ۳]

۲. اختلافات و منازعات سیاسی: پاره‌ای از کشمکش‌های سیاسی و اجتماعی موجب شد گفت و گو‌های کلامی رونق بگیرند و معدود‌نادر دانش حرف صورت بگیرد؛ مثل گفت و گو درباره «خلافت و امامت» بعداز رحلت نبی(ص)، مورد «ایمان و ارتکاب گناه کبیره» و «حَکَمیَت» که خوارج مطرح کردند، یا این که قضیه «جبر و تفویض» که امویان برای توجیه توان خود پیش کشیدند.[۳۷]

۳. درآمیختن مسلمان ها با غیرمسلمانان: وقتی که مسلمانها با غیرمسلمانان مثل ایرانیان و رومیان و مصریان رابطه پیدا کردند، اختلاف عقاید اسلامی با عقاید دیگر ملت‌ها پدیدار شد و تعارض بین آن ها استارت شوید. مسلمان ها برای جانبداری از آموزه‌های اصلی اسلام، مشاجره‌های کلامی را پیش کشیدند و به آن ها رونق دادند؛ به این ترتیب علم سخن توسعه یافت.[۳۸]

۴. درآمیختن با دیگر مذهبها: بعداز آنکه مرزوبوم‌های اسلامی پیشرفت یافت، عموم از سایر ادیان و مذهبها به اسلام روی آوردند. آن‌ها اصولی را که اسلام با آن ها مخالف بود، رها کردند؛ ولی درباره برخی از باورهایشان ـ که لحاظ اسلام درباره آن ها در بالا چنان بدیهی خلا ـ تفسیری اسلامی و قرآنی ارائه کردند؛ [یادداشت ۴] به این ترتیب پژوهشگران اسلامی کارایی کردند به‌یاری مشاجره‌های کلامی، هم لحاظ اسلام را پر‌نور نمایند و هم از درهم‌آمیختن اینگونه عقایدی خودداری نمایند.[۳۹]

۵. نهضت ترجمه: مطرح‌شدن، تخصصی‌شدن و تر و تمیز‌شدن بعضی از مسائل حرف اسلامی، در بعدازظهر نهضت ترجمه فیس اعطا کرد. این نهضت از نصفه دوم قرن دوم هجری (۱۵۰ق) استارت شد و تا یک سری قرن ادامه داشت.[۴۰]

روند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش صحبت اسلامی روند مختلفی گفته‌اند. محمدتقی سبحانی از دانشمندان تاریخ دانش صحبت، فرآیند تحول این دانش را چهار مرحله ذکر می‌نماید و می‌نویسد درین مرحله‌بندی همگانی، در بین مذهب‌ها اسلامی تفاوت‌هایی نیز وجود دارااست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله مخلوط و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیم‌بندی با دقت به خرید و فروش دانش سخن با علم‌های بیرونی، به‌ویژه فلسفه انجام یافته میباشد.[۴۲]

به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله در آغازْ پنج سده صدر اسلام را در بر می گیرد و خویش مشتمل بر سه مرحله می شود: الف) پیدایش و صورت‌گیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتاب‌های جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشاده‌دستی به جذب مفاهیم و طریق‌های فلسفی روی آوردند و به تجدید بنا سخن بر پایه ی این مفاهیم تازه دست زدند و از سوی دیگر دشوار‌گیرانه به هواخواهی از عقاید کلامی در قبال درنگ‌های فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان برد.[۴۴]

در مرحله سوم (مرحله مخلوط و استحاله)، حرف اهل‌سنت به‌شدت افول کرد و در شیعه به طور کاملً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و تجدید بنا) از سده دوازدهم شروع شد. در‌این مرحله، بعضی از بایستگی تأسیس «صحبت نو» صحبت راندند و کارایی‌هایی برای پیشرفت علم سخن و جواب‌گویی به سوال‌های تازه شد. برای معرفی این همت‌ها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفی‌گری» مصرف شده میباشد. در دانا تشیع، در کنار احیای تفکر‌های صدرایی در دانش حرف که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» حافظه می شود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی دربین فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن خاطر میشود.[۴۶]

قلمرو سخن و مهم ترین مباحث آن
مسائل دانش صحبت مخصوص در اصول آیین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه داراست هرگونه اشکالی را که درباره گروه تعالیم و احکام فقهی مطرح میگردد، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش حرف وظیفه دارااست هم از اصول آئین و هم از فروع آیین نگهبانی نماید.[۴۷] به عنوان مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل شد‌ه‌است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که شیوایی آن مطرح می گردد، برعهده حرف میباشد؛ اگرچه گزینش حکم عفاف برعهده دانش فقه و گزینش مراد و معانی نشانه‌ها برعهده دانش تعبیروتفسیر میباشد. [۴۸]

آورده شده اولیه موضوع کلامی دربین مسلمان‌ها، مورد جبر و سپردن بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اصلی در دانش حرف این مورد ها میباشد: مشاجره درباره صفات خدا مخصوصاً توحید و عدل الهی، قضیه حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، گفت و گو نبوت، معاد، تکلیف و اعجاز.[۵۰]

صحبت امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود معبود، طهارت رسول و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم مشاجره می‌نماید.[۵۱]

بازدید : 25
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:45


ذوق و سلیقه ادبی و شعر
از خصوصیت‌های شاخص حکیم سبزواری سود‌مندی از ذوق و سلیقه ادبی و طبعی جاری میباشد که مثال‌ای از آن در کتاب منظومه‌اش به چشم می‌خورد که مطالب اساسی و علمی منطق و فلسفه و مباحث طبیعیات را در پوسته اشعار سروده و تفصیل نموده است. تالیف کننده ریحانة الادب درباره‌اش میگوید: وى در عهد و پیمان ناصرالدین سلطان قاجار چنان بود كه ملا صدرا در طول فرمانروا عباس كبير. در فنوى شعرى نيز بسيار حرفه ای بود، خویش را متخلّص باسرار مينمود. [۲۳] علامه طهرانی سبزواری را حكيم‌، اديب‌ و فيلسوف‌ کم الوجودی دانسته که اشعار عرفانی وی اختصاصی در پوسته‌ غزل‌ نبوده‌ و ترجيع‌ سد و مثنویّات‌ و مُقطَّعات‌ و رباعيّات‌ و ساقی‌طومار‌ای دارااست كه‌ هرمورد مشحون‌ از اسرار و لطائف‌ تشریفات ترحیم مشهد میباشد. [۲۴]

مثال‌ای از ابیات ساقی طومار دارای اسم و رسم سبزواری این میباشد:

سبزواری
[از ساقی طومار]
دگر بارم افتاده شوری به رمز
به جانم گردیده آتشی بر افروخته
که دستار تقوی ز سرافکنم
ز منزهُندهٔ اسم را بشکنم
ملولم از این جامه و طیلسان
که بت‌ها میباشد در آستینم نهان
تو بنمای آن فیسٔ آتشین
که حریق فتد در بت و آستین
چه حریق که از خویش ستاند من‌را
خیر از غیر صرفا رهاند من را
ز وحدت دلا تا کی اندر شکی
یکی از گو یک کدام از دان یک کدام از فی مابین یکی‌از...
بکوشید کاندر دم احتضار
همین بر زبانم بود اسم یاور
خیر شمعم جز آن مه به بالین نهید
خیر حرفم جز از علاقه تلقین دهید
زمرد و زن اندر شب وحشتم
نیاید کسی بر راز تربتم
بجز مطرب آید زند چنگ را
مُغنّی کشد سرخوش آهنگرا
به خونم نگارید لوح مزار
که میباشد این شهید ره علاقه یاروهمدم
چهل بدن ز رندان پیمانه‌زن
شهید شدن نمایند به این شکل بر کفن
که‌این را به خاک درش نسبت میباشد
ز دُردی کشان می وحدتست
که می‌ساختی روضه خوانِ سجاده‌کش
به یک دَم‌زدن شیفته باده کش...
الهی به خاصان درگاه تو
به سرها که شد خاک در شیوه تو
به افتادگان رمز کوی تو
به حسرت کشان بلا جویبار تو
به درد دل دردمندان تو
به سوز دل مستمندان تو
به حق سبوکش به می‌خوارگان
که میباشند از خود آوارگان
به پیر مُغان و می و میکده
به رندان مست صبوحی زده
که امر دهی زیرا قضا را که هان
ز «اسرار» انتقاد روانش ستان
اول ز آلایشش تمیز کن
پس آن گاه منزلگهش خاک کن[۲۵]


همایش ها
تندیس حکیم سبزواری در میدان گلشن ملی سبزوار، و برگزاری دو همایش در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۸۶ خورشیدی به عنوان مثال اقدامات سبزواریان در بزرگداشت ملاهادی سبزواری میباشد.

بازدید : 42
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:24


لَیلیٰ بنت اَبی‌مُرَّة بن عُروَة بن مسعود ثَقَفی همسر امام حسین(ع) و مامان حضرت علی اکبر(ع). لیلیٰ از طرف بابا به قوم ثقیف و از طرف مامان به بنی امیه میرسد. بعضی از نگاه شأن و جایگاه اورا مشهورترین بانوی مجال خویش دانسته‌اند.[۱] اسم لیلا (لیلیٰ) در تمدن عامه شیعه مشهور میباشد و این معروفیت از آنجاست که او مامان علی اکبر(ع) بوده‌میباشد. در امر حضور او در کربلا اختلاف تشریفات ترحیم مشهد حیث میباشد.

اسم
اسم او در اکثر منابع لیلیٰ مذکور میباشد؛ ولی ابن‌سعد در طبقات کبری اسم او را آمنه بیان نموده است.[۲]و برخی از معاصران اسم او را‌ اُمِّ لیلیٰ گفته‌اند.[۳] به همین استدلال گاهی در مجالس مدیحه از او با اسم‌ ام لیلیٰ خاطر می گردد.

نسب
بابا لیلیٰ، ابی مُرَّه بن عُروَة بن مسعود بن مُعَتِّب و از قوم و قبیله ثقیف بود.[۴]ابی مُرَّه در طول فرستاده(ص) چشم به جهان گشود. ابی مره و پدرش، عروة بن مسعود، هر دو از صحابه نبی(ع) بودند. ابومره با برادرش سرویس رسول(ص) رسید و اسلام آورد.[۵] عروة بن مسعود یک کدام از سادات اربعه در اسلام(عروة بن مسعود،آدم بن هلال ،عدی بن حاتم،سراقة بن صاحب و مالک) و از رهبران و بزرگان قبایل خویش بوده اند. اورا در مَثَل صاحب و مالک یس و مشابه‌ترین عموم به عیسی بن مریم گفته‌اند.[۶] مامان لیلیٰ میمونه دختر ابوسفیان از بنی امیه و دارای اسم و رسم به‌ام شیبه بود.[۷]

تزویج و فرزند
امام حسین(ع) با لیلیٰ تزویج کرد و علی اکبر(ع) ثمره این وصلت میباشد.[۸] معروفیت او بیشتر به جهت ذکر نامش در نوحه‌ها و مجالس مرتبط با علی اکبر(ع) میباشد.

حضور در اتفاق کربلا
در منابع نخستین و کهن اثری از حضور لیلیٰ در حادثه کربلا یافت نمی شود البته بعضی از منابع متأخر به حضور او در کربلا اشاره کرده‌اند. طبق این منابع، لیلیٰ هنگام شهیدشدن فرزندش علی اکبر(ع)، در چادر برای وی دعا می‌کرده و پاره‌پاره شدن پیکر او‌را با دیده خویش نظاره‌گر بوده میباشد.[۹] مرتضی مطهری[۱۰] از عده ای میباشد که بر این اطمینان میباشد که درباره شخصیت لیلا مامان علی اکبر(ع) تحریفات فراوانی انجام یافته وگاه در برخی اشعار لیلا(معشوقه مجنون عامری) با لیلا مامان علی اکبر(ع) نادرست گردیده‌است. روضه خوان عباس قمی وشیخ ذبیح الله محلاتی و بعضی دیگر براین باورند که حضور لیلا مامان علی اکبر(ع) در کربلا و زنده بودنش در‌این اتفاق گزینه شک و تردید میباشد. [۱۱] [یادداشت ۱]

لیلای دیگر
حضرت علی(ع) نیز همسری به اسم لیلی بنت مسعود داشت که مامان ابوبکر بن علی(ع) یکی‌از شهدای کربلا میباشد.[۱۲] این لیلیٰ گاه با لیلیٰ مامان علی اکبر(ع) خطا گرفته میگردد.[۱۳][یادداشت ۲]

پانویس
محلاتی، ریاحین الشریعه، دارالکتب اسلامیه، ج۵، ص۲۹۵.
ابن سعد، الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة)، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۶۹.
محلاتی، ریاحین الشریعه، دارالکتب اسلامیه، ج۵، ص۲۹۵.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‌۳، ص۱۰۶۶.
ابن حجر العسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج‌۷، ص۳۰۶.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج‌۳، ص۱۰۶۷.
ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبيين، ۱۴۰۸ق، ص۸۶.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج‌۶، ص۲۶۹.
سماوی، إبصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۴.
حماسه حسینی، ج۱، ص۶۵
الميلاني‌، السيد هاشم، تعريب منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل، ج۱،ص۸۲۰. المحلاتي، الشيخ ذبيح الله، فرسان الهیجاء، نشر دهنده المكتبة الحيدريّة، ج۱، ص۴۰۳
روحانی اثرگذار، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۸۲.
أبوحاتم التمیمی، السیرة النبویة و أخبار الخلفاء، ۱۴۱۷ق، ج‌۲، ص۵۵۹.
یادداشت
أمّا حضور ليلى في كربلاء أو كونها ما تزال على قيد الحياة عند وقوع المأساة ولو في المدينة فإنّه لم يعرض لي وما رووه اینجانب أمر الحسين إيّاها بالدعاء لولدها في كربلاء فقد أنكره النوري وقال : لا أصل له ، وهذه نسبة كاذبة ، فإنّ كثيراً اینجانب المؤرّخين نصّوا على وفاتها پیشین واقعة كربلاء ، ولم يعرف مقدار عمرها ، والله العالم. فرسان الهیجاء، ص۴۰۳
مولف الغارات بر این اطمینان میباشد که امام علی (ع) با لیلی دختر مسعود نهشلی تزویج کرد و از وی فرزندی به اسم عبیدالله داراست که در قیام مختار با مصعب بیعت نموده است. ثقفی کوفی، الغارات، ج۱، ص۹۳. این وصلت در بصره ظاهراً در ماجرای جمل در سال ۳۵ هجری قمری و به خواسته تحکیم رابطه ها با قوم وی بوده میباشد.ابن حمدون، التذكرة الحمدونية، ۱۹۸۲م، ج۳، ص۹۶.
منابع
ابن‌سعد، الطبقات الكبرى - متمم الصحابة - الطبقة الخامسة، رسیدگی محمد بن صامل السلمی، الطائف، مکتبة الصدیق، چاپ اولیه، ۱۴۱۴ق.
ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإضابة فی تمییز الصحابة، پژوهش عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ نخستین، ۱۴۱۵ق.
ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تفحص علی محمد البجاوی، بیروت،‌ دار الجیل، چاپ نخستین، ۱۴۱۲ق.
ابوحاتم تمیمی، السیرة النبویة و أخبار الخلفاء، بیروت، الکتب الثقافیه، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، پژوهش سید احمد صقر، بیروت،‌ دار المعرفة، بی‌تا و مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
سماوی، محمد بن طاهر، إبصار العین فی أنصار الحسین علیه‌السلام، قم، دانش کده شهید محلاتی، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
روضه خوان اثرگذار، محمد بن محمد، الإختصاص، قم، کنگره روحانی اثر گذار، چاپ اولیه، ۱۴۱۳ق.
محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، طهران، دارالکتب اسلامیه، بی‌تا.
مقریزی، تقی الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی اینجانب الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ نخستین، ۱۴۲۰ق.
نبو
مادرها، همسران و دختران معصومان
زنان
فرستاده
خدیجه • سوده • عایشه • حفصه • زینب دختر خزیمه • ام‌حبیبه • ام‌سلمه • زینب دختر جحش • ماریه قبطیه • جویریه • صفیه • میمونه
امام علی
حضرت فاطمه • خوله حنفیه • ام‌حبیب • ام‌البنین • لیلی دختر مسعود • اسماء • ام‌سعید • امامه
امام حسن
ام بشیر • خوله • ام‌اسحاق • حفصه • هند • جعده
امام حسین
رباب • لیلا • ام‌اسحاق • شهربانو
بقیه ائمه
فاطمه • ام‌فروه • ام‌حکیم • فاطمه • حمیده • نجمه • سبیکه • ام‌حبیب • سمانه مغربیه • ام فضل و ادب دختر مأمون • حُدَیث • نرجس
ما‌درها
آمنه بنت وهب • فاطمه بنت اسد • حضرت خدیجه کبری درود الله علیها • حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها • شهربانو مامان امام سجاد • فاطمه مامان امام باقر • ام‌فروه مامان امام راست گو(ع) • حمیده مامان امام کاظم • نجمه مامان امام رضا(ع) • سبیکه مامان امام جواد • سمانه مامان امام هادی • حدیث (مامان امام حسن عسکری) • نرجس مامان امام فرصت
دختران
دختران فرستاده
زینب • رقیه • ام کلثوم • فاطمه(س)
امام علی
زینب کبری • ام کلثوم • رقیه • ام‌الحسن • رمله • نفیسه • ام هانی • فاطمه
امام مجتبی
ام الحسن • ام‌الحسین • طلحه • فاطمه • ام‌سلمه • رقیه
امام حسین
سکینه • فاطمه •

بازدید : 19
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:58


ابوالفتح محمد بن علی بن عثمان کَراجَکی (م ۴۴۹ق) از علمای شیعه در قرن چهارم و پنجم و از شاگردان روحانی موثر و روضه خوان طوسی میباشد که بعضا از علمای شیعه و سنی رده علمی و شخصیت او را ستوده‌اند. او از اندیشمندان متأخر مدرسه بغداد به شمار تشریفات ترحیم مشهد می‌رود.

معاش‌طومار
درباره تاریخ و جای به دنیاآمدن ابوالفتح کراجکی در منابع مطلبی بیان نشده[۱] و تنها به‌این نکته اشاره گردیده است که او «نزیل رمله» یعنی مستقر شهر رمله (نصیب اشغال گردیده فعلی فلسطین) بوده میباشد. برخی پژوهشگران می‌نویسند: «عبارت «نزیل رمله» به‌این نکته اشاره دارااست که او اصالتاً متولد آن‌جا نبوده و صرفا در آن‌جا سکونت داشته میباشد.»[۲] آنگاه می‌نویسد: بعضی قائل‌اند، او اهل «کراجَک» از روستاهای مجاورت واسط بوده میباشد.[۳] او به مملکت‌های گوناگونی برای مثال: مصر، مکه، صور، طرابلس و صیدا (از شهرهای شام) هجرت داشته میباشد.[۴] ابوالفتح کراجکی در ۴ ربیع‌الثانی سال ۴۴۹ق در شهر صور (لبنان) وفات یافت.[۵]

اساتید و شاگردان
از اساتید و مشایخ او می‌اقتدار روحانی اثرگذار[۶] روحانی طوسی، نجاشی، سلار دیلمی، ابن واسطی، ابن براج طرابلسی،[۷] مسلمی حرانی، ابن شاذان قمی، صیرفی بغدادی و احمد بن نوح بن محمد حنبلی را اسم موفقیت.[۸] مثلا شاگردان او می‌اقتدار اسم عبدالرحمن خزایی نیشابوری، ابومحمد حبشی و حسین بن هبة الله طرابلسی را آورد.[۹]


کنز الفوائد مشهورترین تاثیر کراجکی
از حیث بقیه افراد
مامقانی در تنقیح المقال بعداز اینکه او را عالم و ثقه معرفی کرده، گفته که کسی که کتاب‌های او را مراعات نماید، غایت ادب و استیناف و اعتنا و کمال اگاهی او از دیگر مذهب ها را به خیر و خوبی قادر است فهم و شعور نماید.[۱۰]
منتجب الدین بن بابویه نیز کراجکی را تعالی، دانا، ثقه، عالم امامیه مالک تألیفات دانسته میباشد.[۱۱]
حر عاملی، کراجکی را فقید، فاضل، متکلم، دانا، محدث، ثقه جلیل القدر معرفی می‌نماید.[۱۲]
علامه مجلسی کراجکی را یک کدام از عالمان و متکلمان گرانقدر دانسته که جمیع صاحبان اجازات به وی مستند میگردند. او کتاب کنز الوائدِ کراجکی را از کتاب‌های مشهوری شمرده که کلیه افرادی که پس از وی آمده‌اند، از آن سود کرده‌اند و سایر کتاب‌هایش نیز در غایت ادب دانسته میباشد. او همینطور کراجکی را از رؤسای عالمان شیعه معرفی نموده است.[۱۳]
شهید اولیه در اکثری از کتاب‌هایش از کراجکی به «علامه» تعبیروتفسیر می‌نماید؛ با این که از علامه حلی به «فاضل» تفسیر می‌کند.[۱۴]
ذهبی از علمای اهل سنت او را «روضه خوان شیعه، از بزرگان شیعه، حرفه‌ای در فقه و اصول شیعی، نحوی، لغوی، منجم و طبیب» معرفی نموده است.[۱۵]
صفدی (درگذشتهٔ ۷۶۴ق، از عالمان و تاریخ‌نگاران اهل سنت) نیز، او را روضه خوان شیعه و از بزرگان فقه شیعه که محضر سید مرتضی را ادراک کرده، دانسته میباشد.[۱۶]
یافعی (درگذشتهٔ ۷۶۸ق) دیگر دانا سنی نیز کراجکی را سرور شیعه و مالک تألیف‌های گوناگون، دانشمند نحوی، لغوی، ستاره‌شناس، پزشک معالج و متکلم دانسته میباشد.[۱۷]
اثرها

معدن الجواهر و ریاضة الخواطر
تألیفات وی تا ۷۰ آیتم دانسته گردیده است.[۱۸]

کنز الفوائد: تاثیر پر اسم و رسم کراجکی میباشد. محمد باقر خوانساری می‌نویسد: «کنزالفوائد از شایسته ترین تألیفات این دانا تعالی میباشد که تا مجال ما ما‌نده میباشد.[۱۹]
الرسالة العلویة فی فضل و ادب امیرالمؤمنین؛[۲۰]
معدن الجواهر و ریاضة الخواطر
الاستنصار فی النص علی ائمه الاطهار
رسالة فی تفضیل امیرالمؤمنین(ع)
الکرّ و الفرّ فی الامامه
رسالة فی حق الوالدین[۲۱]
خبر‌ها الآحاد
التعجب فی الامامة
مسألة فی المسح
منهاج فی معرفة مناسک الحجاج
دليل النص بخبر الغدير علی امامة أميرالمؤمنين عليه‌السلام
گستردن الاستبصار[۲۲]
یکی شاگردان کراجکی فهرستی از اثر ها او را برشمرده میباشد که‌این فهرست در ورژن‌ای خطی برجای باقی مانده و به استیناف سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی منتشر گردیده است.[۲۳][یادداشت ۱]

بازدید : 28
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 15:06


بهائیت فرقه‌ای مذهبی منشعب از آئین بابیه میباشد که در قرن سیزدهم قمری به وسیله میرزا حسینعلی نوری دارای اسم و رسم به بهاءالله به وجود آمد. میرزا حسینعلی از رهروان سید علی‌محمد باب بود که بعداز درگذشت باب، فرقه بهائیت را شالوده‌گذاری کرد. بعداز بهاءالله،‌ پسرش عباس افندی دارای اسم و رسم به عبدالبهاء و آنگاه شوقی افندی، نوه دختری عبدالبهاء رهبریِ بهائیت را به‌ذمه گرفتند. بعداز شوقی، در جانشینی وی اختلاف شد و بهائیان به دسته‌های مختلفی همانند بهائیان بیت‌العدلی و بهائیان ارتدوکسی‌ تقسیم شدند. امروزه رهبری بهائیان در اختیار بیت‌العدل اعظم تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

بهائیان، بهاءالله را نبی و بهائیت را آیین جدیدی میدانند که آیین اسلام را نَسخ نموده است. بهاءالله بر این یقین میباشد که قیامت مسلمان‌ها با داخل شدن باب برپا گردیده و با مرگ وی نقطه نهایی یافته میباشد. همینطور قیامت با بیان با ظهور بهاءالله برپا و با مرگش به نقطه پايان می رسد. بهائیان مناسکی مانند نماز، روزه، حج و حدود را با کیفیتی مختلف از مسلمان ها به جا می آورند.

بیت‌العدل مهم ترین راس بهائیان و مرجع کلیه کارها آن ها میباشد. این راءس در کوه کَحافظه موقتِل در حیفا واقع گردیده و اعضای آن را محافل ملی، گزینش می‌نمایند که رابط جامعه بهائی هر مرزوبوم با بیت‌العدل‌اند. منزل علی‌محمد باب در شیراز، منزل بهاءالله در بغداد، گلشن رضوان (محل ادعای مظهریت بهاءالله)، رده اعلیٰ (بقعه باب در کوه کرمل) و نوحه مبارکه (بقعه حسینعلی نوری در عکّا) از اماکن مقدس بهائیان به شمار میروند. همینطور عید باستانی و سالروز درگذشت و به دنیاآمدن باب و بهاءالله از اعیاد بهائیان میباشد.

اثر ها بهاءالله مانند کتاب‌های اَقدس، ایقان، عبارات مکنونه و الواح، اثر ها عبدالبهاء و شوقی افندی و کتاب‌های الفرائد و گنجینه حدود و احکام از کتاب‌های مقدس بهائیت‌اند.

به اطمینان مسلمان‌ها، بهائیت فرقه‌ای ضاله و فارغ اسلام میباشد. مراجع تاسی شیعه، اعتقاد و باور به بهائیت را بی دینی و بهائیان را نجس و کافر مُحارِب می‌شمارند. بیشتراز ۴۰۰ کتاب و نوشته‌علمی در عیب گیری بهائیت مندرج میباشد. بعضا از این کتاب‌ها را بهائیان برگشته از آئین بهائی، همانند عبدالحسین آیتی بافقی یزدی، نوشته‌اند.

ادعای الوهیت،‌ نبوت و موعودیت بهاءالله مخالف باورهای اسلامی میباشد و نوعی بت‌پرستی و خودپرستی شمرده گردیده است. تناقض باورهای بهائی،‌ اختلاف فراوان فی مابین آن‌ها، و تکفیر بزرگان فرقه همدیگر از نقد ها بر بهائیت میباشد. از بینش منتقدان، بهائیت حزب و فرقه‌ای سیاسی میباشد که دولت‌های روسیه، انگلیس، اسرائیل و ایالات متحده از آن پشتیبانی می‌نمایند.

تاریخچه
بهائیت فرقه‌ای مذهبی و برآمده از بابیه میباشد[۱] که در قرن سیزدهم قمری (نوزدهم میلادی) به‌دست میرزا حسینعلی نوری دارای شهرت به بهاءالله به وجود آمد.[۲] در رساله‌ای که به مناسبت صدمین سالگرد فوت میرزا حسینعلی به پیشنهاد بیت‌العدل منتشر گردیده، آمده میباشد که رسالت بهاءالله از آگوست ۱۸۵۲م (مرداد ۱۲۳۱ش/شوال ۱۲۶۸ق) در زندان شروع شد.[۳]

بیان شده کلمه و واژه «بهائی» از حدود سال‌های ۱۲۸۲-۱۲۸۴ق درباره بهائیت به‌فعالیت رفته میباشد.[۴] با این اکنون بهائیان اسم‌های «آئین بهائی»،‌ «دیانت بهائی» و «فرمان بهائی» (The Bahá’í Faith) را برای اشاره به خویش ترجیح میدهند.[۵]

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه