روز عاشورا
صبح روز عاشورا، شمر فرماندهی بخش چپ جناح سپاه قدمت سعد را برعهده گرفت[۱۷] و زمانی که با خندق و هیزم مشتعل در نزدیکی چادرهای امام علیهالسلام و یارانش روبه رو شد، با امام گستاخانه صحبت اظهارکرد[۱۸] بعداز آنکه امام علیهالسلام برای یاداوری به سپاه کوفه خطبهای در سابقۀ براق خاندانش و بیاناتی از فرستاده اکرم (ص) در ارتباط دوستی اهل بیت استارت نمود، شمر صحبت امام را انقطاع کرد البته حبیب بن مظاهر به وی جواب دندانشکنی تشریفات ترحیم مشهد بخشید.[۱۹]
یک توشه دیگر وقتی که زُهَیر بن قَین، از یاران امام، به موعظه و موعظه کوفیان پرداخت و آنها را به امداد امام حسین(ع) دعوت کرد، شمر به سوی وی تیری پرتاب نمود و به وی اهانت کرد.[۲۰]
زمانی عبدالله بن عُمَیر کلبی به شهیدشدن رسید، شمر به غلام خویش (رستم) دستورداد تا با نیزهای همسر عبدالله را که بر بالینش نشسته بود نیز به شهیدشدن رساند.[۲۱] شمر، نافع بن هِلال جَمَلی، همراه دلاور امام حسین(ع)، را بعداز جنگی طاقت فرسا، در حالی که دو بازوی نافع شکسته بود، اسیر کرد و به شهید شدن رساند.[۲۲]
روز عاشورا زمانی که امام یاوری برایش نمانده بود به تنهایی میجنگید و پیوسته پیکار کرد تا ۱۹۵۰ نفر از آنهارا کشت ...عمرسعد به سپاهش بیان کرد وای برشما آیا میدانید با که کارزار میکنید این پسر(علی) مرگ آور عرب میباشد از هرسو براو بتازید و۴۰۰۰ هزار کماندار بر وی تیر باریدند و دربین وی و سراپرده اش حائل شدند، درین هنگام امام بانگ زد که وای بر شما ای رهروان آل ابی سفیان در حالتیکه آیین ندارید و از معاد نمی ترسید پس در عالم آزاده مرد باشید در حالتیکه از عرب میباشید به گوهر خویش گشوده شوید.شمر فریاد زد که ای پسر فاطمه چه میگویی؟ امام اعلام کرد اینجانب و شما با هم کارزار میکنیم و زنان تقصیری ندارند تا اینجانب زندهام سرکشان سپاهت را از مقبره اینجانب بازدارید. شمر خاطرنشان کرد حق داری و صحیح گفتی و فریاد زد از مقبره این مرد بدور گردید و ترانه خویش وی فرمائید که به جانم قسم و سوگند حریفی جوانمرد وبزرگوار میباشد.[۲۳]
بعداز شهیدشدن اکثری از اصحاب امام حسین، معاندان به سوی چادرها حمله بردند. شمر نیزه خویش را در چادر امام حسین(ع) فروبرد و فریاد زد که حریق بیاورید تا این چادر را با اهلش بسوزانم. امام اورا نفرین کرد و حتی دوستش، شَبَث بن رِبعی، نیز اورا نکوهش نمود.[۲۴] یک توشه دیگر در بعدازظهر عاشورا و پیش از شهید شدن امام حسین(ع)، شمر قصد داشت به چادر امام، که خاندانش نیز در آن بود، حمله نماید و آن را به حراج پیروزی؛ البته امام اورا از این فعالیت برحذر داشت و شمر برگشت.[۲۵]
به شهید شدن رساندن امام حسین(ع)
شمر به تیراندازان امر کرد تا تن امام را مقصود قرار دهند[۲۶] آنگاه با امر وی، همگی به سوی امام حمله بردند و افرادی به عنوان مثال سِنان بن اَنَس و زُرْعَة بن سهیم ضربههای آخری را بر امام وارد کردند.[۲۷]
درباره هر که رمز امام حسین(ع) را از بدن غیر وابسته کرد، احادیث گوناگونی وجود داراست که در برخی از آن ها از شمر مذکور گردیده است. به گفته واقدی، شمر امام حسین(ع) را کشت و با اسب خویش تن آن حضرت را لگدکوب کرد.[۲۸]در برخی احادیث بیان شده میباشد که او بر سینۀ امام گرد هم آیی و راز اورا از قفا غیروابسته کرد.[۲۹] در زیارت منطقه مقدسه نیز شمر آدم کش امام حسین(ع) معرفی گردیده است.[۳۰]
بعداز شهید شدن امام حسین(ع) و غارت و حریق زدن چادرها، شمر قصد داشت امام سجاد(ع) را که در بستر بیماری بود به قتل رساند، ولی تودهای بازدارنده وی شدند.[۳۱]
شمر مثلا بشرهای ماجراجویی بود که در رویدادها بهره فردی خویش را دنبال میکرد و برای نیل به آن از هیچ عملی روگردان عدم وجود. او را مردی ابرص و زشت روی تعریف کردهاند.[۳۲] امام حسین علیهالسلام در روز عاشورا به شمر خاطرنشان کرد: «نبی پروردگار راست خاطرنشان کرد که بیان کننده سگ سیاه و سفیدی را می بینم که خون اهل بیتم را میآشامد». در زیارت عاشورا از شمر با لعن و نفرین حافظه گردیده است.[۳۳]
حادثه ها بعد از عاشورا
در یازدهم محرّم ۶۱، ابن سعد دستورداد راز ۷۲ بدن شهدای کربلا را از بدن مستقل نمایند و به هم پا شمر و تعدادی از فرماندهان سپاه به کوفه، نزد ابن زیاد ببرند.[۳۴] فامیلهایی که در نزاع کربلا کمپانی کرده بودند، برای منزلتیافتن نزد ابن زیاد، سرهای شهدا را فی مابین خویش تقسیم کردند. قبیلۀ هوازن، به رهبری شمر، بیست راز[۳۵] و سازه به نقل ابن طاووس[۳۶] دوازده راز را نزد ابن زیاد بردند. نقل شده میباشد که شمر پیشاپیش قدمت بن سعد سرهای شهدا را جنبش میاعطا کرد.[۳۷]
عبیدالله بن زیاد، به دستور یزید بن معاویه، اسرای کربلا و سرهای شهدا را با شمر و همراهانش به سوی یزید در شام ارسال کرد.[۳۸] شمر نزد یزید سخنان توهینآمیزی دربارۀ امام و دیگر شهدای کربلا ذکر نمود. [۳۹]
بعد از برگشت اهل بیت به مدینه، شمر نیز با نقطه پايان یافتن مأموریتش به کوفه رجوع. نقل شده میباشد که وی نماز می خواند و از آفریدگار طلب عفووبخشش میکرد و در توجیه کمپانی در قتل امام حسین(ع) میاعلام کرد که از امرای خویش امربرداری نموده است.[۴۰]
آخر و عاقبت شمر
در ادامه قیام مختار ثقفی در سال ۶۶ قمری، شمر در نزاع علیه وی کمپانی کرد البته مختار او و دیگر امرای اموی را در پیکار جَبّانة السَبیع (از محلههای کوفه) باخت اعطا کرد[۴۱] و شمر از کوفه گریخت. مختار جمعی را به همدم غلام خویش (زِربی) بهدنبال وی ارسال کرد. شمر غلام مختار را کشت[۴۲] و به قریهای به اسم ساتیدَما گریخت و از آنجا به قریهای به اسم کلتانیه (دربین شوش و روستای صَیمره) رفت [۴۳] و طومارای برای مُصعَب بن زبیر ارسال کرد که فراهم نزاع با مختار بود، البته برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، اورا کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را پیش سگان انداختند[۴۴] مختار نیز راز شمر را برای محمد بن حنفیه ارسال کرد. [۴۵]
رده شمر نزد اهل سنت
شمر از پدرش داستان کرده و ابواسحاق سبیعی نیز از شمر ماجرا کرده است، در حالی که، در منابع اهل سنّت از شمر با سرزنش خاطر گردیده و گفتهاند که وی از قاتلان امام حسین(ع) بوده و آمادگی برای قصه حدیث ندارد.[۴۶]

تشریفات ترحیم مشهد برای مدیریت بهتر مراسم؛ از انتخاب خدمات تا کنترل هزینهها