loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 25
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 13:13


(۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق) مشهور به‌ علامه مجلسی یا این که مجلسی دوم، از محدثان و فقیهان دارای شهرت شیعه در قرن یازدهم هجری قمری بود. علامه مجلسی از در بین شاخه‌های علم ها اسلامی بیشتراز تمامی به حدیث‌نگاری عشق و علاقه داشت و به اخباریان مجاورت بود. مشهورترین کتاب وی، گروه پرحجم حدیثی به اسم بحارالانوار میباشد که نقش بارزی در احیای رده حدیث در منظومه معرفت شرعی تشریفات ترحیم مشهد داشت.

وی با تربیت شاگردان و اثر ها پرتعداد خویش که بخش اعظمی از آنان را به گویش فارسی و برای به کارگیری عامه مردم نگاشت، بر فرهنگ وتمدن شیعی و شیوه‌های علمی علمای بعد از خویش تأثیر گذاشت. او به جهت همیاری با حکومت صفویان و نقش بارز سیاسی و اجتماعی‌اش در آن زمانه از آوازه زیاد شامل است. او منتقد صوفیه بود و با تصوف خانقاهی مخالفت می‌ورزید. مجلسی در روزگار سلطنت پادشاه سلیمان صفوی به رده «روحانی‌الاسلام» رسید و در روزگار فرمانروا پاد شاه حسین صفوی مالک نفوذ بود.

معرفی و مقام
محمدباقر مجلسی در علم ها اسلامی مانند تعبیر و تفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه تخصص داشت. وی تالیف کننده‌ای پرکار بود و به کتابت اثراتی دراین مورد‌ها پرداخت.[۱] روضه خوان حرّ عاملی(۱۰۳۳ - ۱۱۰۴ق)، نسبت به وی اینگونه گفته میباشد که آحاد تلاش خویش را مصروف یاد دادن علم حدیث و فقه و بلکه تمامی شاخه‌های معارف نموده است و کل نیروی عمیق فکری و فکر وقّادش را در تهیه نمودن کلیه کمالات به عمل گرفته میباشد.[۲]نتیجه کاشانی(۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) نیز در اذن‌طومار به علامه آورده میباشد که وی جامع علم ها عقلی و نقلی میباشد.[۳] بیش تر از هر چیز به کتابت دسته‌های حدیثی اهتمام داشت و از دربین کتاب‌های وی بحارالانوار که گروه بزرگی از روایات امامان شیعه میباشد، بیش تر از تمامی آوازه داراست. کارایی علامه مجلسی در تألیف تیم‌های حدیث شیعه همانند عملی در تقویت مذهب تشیع آنالیز گردیده و از وی همانند احیا نمایند مذهب تشیع حافظه شد‌ه‌است.[۴] محمد باقر مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس زیادی داشته میباشد. بعضا منابع، شاگردان وی در مجالس درسش را بالغ بر هزار بدن بیان کرده‌اند.[۵]

معاش‌طومار
مجلسی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در اصفهان چشم به جهان گشود.[۶] پدرش محمدتقی مجلسی(۱۰۰۳-۱۰۷۰ق) پر اسم و رسم به مجلسی نخستین از و مجتهدان سرشناس بعدازظهر خود و از شاگردان روضه خوان بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، ملا عبدالله شوشتری(درگذشت: ۱۰۲۱ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) بود. مادرش، دختر صدرالدین محمد عاشوری قمی میباشد که از خویشاوندان دانش و فضیلت به شمار میروند.[۷] وی دارنده ۳ همسر بود که از آن‌ها مالک ۴ پسر و ۵ دختر شوید.[۸]

محمدباقر مجلسی در شب ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ق و در ۷۳ سالگی در اصفهان از عالم رفت[۹] و برخی تاریخ درگذشت اورا ۱۱۱۱ ضبط کرده اند.[۱۰] آقا جمال خوانساری بر او نماز گذارد.[۱۱] او سازه بر وصیتش در کنار مسجد جامع اصفهان و در مجاورت پدرش به خاک ودیعت شد. به مناسبت تاریخ وفات آن علّامه این شعر سروده شد‌ه‌است:[۱۲]

ماه رمضان چه بیست و هفتش معدود شد
تاریخ وفات باقر اعلم شد
در روز‌نگار قانونی کشور ایران، ۳۰ مرداد تحت عنوان روز بزرگداشت علامه مجلسی رقم خورده میباشد

بازدید : 20
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 17:04


اتکه دختر زید بن عَمرو بن نُفَیل (درگذشت ۴۱ق) همسر عبدالله بن ابی‌دیده نشده بود که بعداز کشته شدن وی با قدمت بن خطاب و بعد با زبیر بن عوام تزویج تشریفات ترحیم مشهد کرد.

نسب و قبیله
بابا عاتکه، زید بن عمرو بن نفیل و برادرش سعید بن زید (از عشره مبشره طبق بینش اهل سنت) و مادرش ام کریز دختر عبدالله بن عمار بن صاحب حضرمی بود.[۱] وی دختر پسر عموی قدمت بن خطاب[۲] و از خویشاوندان قریش بود.

صحابی
تفصیل حالا وی در منابع صحابه‌نگاری آمده میباشد.[۳] ابن اثیر گفته میباشد وی از زنانی بوده که به مدینه مسافرت نموده است.[۴] از تاریخ ولادت وی اطلاعی در مشت وجود ندارد ولی تزویج وی با خلیفه دوم در سال ۱۲ هجری گفته‌اند.[۵] در بعضی منابع تاریخی درگذشت وی در سال ۴۱ قمری مذکور میباشد.[۶]

تزویج
عاتکه همسر عبدالله بن ابی‌دیده نشده بود. عبدالله بسیار دلداده عاتکه بود و این شیفتگی سبب ساز می شد تا عبدالله در مبارزه‌ها حاضر نشود، از این رو ابوبکر از وی خواست تا عاتکه را جدایی دهد. وی خلاف رغبت باطنی خویش عاتکه را جدایی اعطا کرد ولی بعد از مدتی با امر پدرش به وی برگشت کرد. عبدالله در نزاع یمامه کشته شد.[۷] وی اموالی به عاتکه داده بود و از وی مراد بود که درصورتی که وی مرد، عاتکه شوهر نکند. نقل شده میباشد قدمت بن خطاب از عاتکه خواست تا اموال را به اهلش برگرداند و با وی وصلت کرد. عاتکه بعداز درگذشت قدمت به وصلت زبیر بن عوام درآمد.[۸] ابن حبیب بغدادی اسم او‌را در شمار زنانی که بیشتراز سه توشه وصلت کرده‌اند آورده میباشد و از ادواج وی با عبیده بن حارث بن عبدالمطلب، عبدالله بن ابی‌دیده نشده، قدمت بن خطاب، زبیر بن عوام، محمد بن ابی‌دیده نشده و عمرو بن عاص کلام گفته میباشد.[۹] همینطور در بعضی از منابع از تزویج وی با زید بن خطاب، قبل از وصلت با خلیفه دوم کلام به دربین آمده میباشد.[۱۰]

وصلت اجباری با خلیفه دوم
بر محور روایتی که در طبقات ابن سعد آمده میباشد عاتکه به زور به وصلت قدمت بن خطاب در آمد، عاتکه همسر عبدالله بن ابی‌دیده نشده بود، عبدالله با وی شرط کرده بود که چنانچه وی مرد، عاتکه شوهر نکند. بعداز مرگ عبدالله هر که که به خواستگاری عاتکه می‌آمد، پاسخ رد می‌شنید. خلیفه دوم از عاتکه خواستگاری کرد. عاتکه گشوده هم نپذیرفت قدمت از سرپرست وی خواست تا عاتکه را به همسری وی در آورد، بعداز مراسم تزویج قدمت بر عاتکه وارد شد و با تحمیل با وی همبستر شد.[۱۱]

تزویج با حسنین
بعضی از منابع از امام حسن(ع) تحت عنوان واپسین شوهر وی حافظه کرده‌اند.[۱۲]در الأغانی[۱۳] و معجم البلدان[۱۴] از وی تحت عنوان همسر امام حسین(ع) نیز خاطر شد‌ه‌است. یاقوت حموی شعری از وی در رثای امام حسین(ع) نقل کرده که در منابع دیگر این شعر به رباب بنت امرؤ القیس، همسر دیگر حسین بن علی منسوب میباشد.[۱۵]

واحسیناً! فلا نسیت حسینا
أقصدته أسنّة الاعداء
غادروه بکربلاء صریعاً
لا سَقى الغیثُ بعده کربلاء[۱۶]
ترجمه: هیچوقت حسین را از خاطر نخواهم موفقیت که نیزه‌های معاندان، تن اورا چاک چاک کردند. در کربلا به نیرنگ، اورا بر زمین زدند، معبود بعد از وی کربلا را سیراب نکند.[۱۷]

خصوصیت
نقل شده میباشد عاتکه اهل عبادت بود و برای نماز جماعت در مسجد حاضر میشد. وقتی که خلیفه دوم از وی خواستگاری کرد با وی شرط کرد که اورا از رفتن به مسجد گشوده ندارد و اورا نزند. قدمت مغایر گرایش خویش شرط اورا به عهده گرفت. وی با زبیر نیز همین شرط را کرد و وقتی که برای نماز عشا از خانه بیرون میشد، هر یکسری برای زبیر مشقت بار بود، ولی بازدارنده وی نمی شد. ولی آورده شده میباشد زبیر ابعاد صبرش آحاد گردیده بود و به صورت غیر بی واسطه بازدارنده از حضور او در مسجد می شد.[۱۸]

بازدید : 26
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:32

بر طبق منابع تاریخ خویشاوندان لوط بعد از سوراخ نکردن گناهان کبیره مثلا لواط عاقبت به وسیله ملائکه عذاب شدند.[۷] لوط خویشاوندان خویش را به پرستش آفریدگار و سوراخ کردن گناهان کبیره برای مثال لواط دعوت میکرد. وی بعداز سماجت عموم بر گناه به آن‌ها در شکل توبه نکردن وعده عذاب بخشید. بعداز آنکه هشدارهای لوط سبب ساز به شکاف رفتارهای ناپسند قومش نشد از پروردگار درخواست عذاب برای خویشان خویش تشریفات ترحیم مشهد کرد.[۸]

میهمانی ملائکه در خانه لوط
به امر پروردگار جبرئیل و دو فرشته دیگر یعنی میکائیل و اسرافیل مأمور عذاب آن ها شدند. ملائکه به طور رخ مردان جوان وارد کشور محل سکونت لوط شدند و به لوط گفتند ما امشب میهمان تو هستیم.[۹]

لوط آنها‌را به منزل خویش پیروزی. وی که نگران گزند مردان قوم و قبیله به میهمانان جوانش بود به میهمانان خویش ذکر کرد: مگر شما نمی‌دانید عموم این حیطه چه عادت پلیدی دارا‌هستند؟ آنان بدکارترین عموم روی زمین‌ میباشند.[۱۰] در آیه ۷۷ سوره هُود به نگرانی لوط اشاره گردیده است.[۱۱] هنوز زمان متعددی نگذشته بود که زن لوط میهمانان را روءیت کرد و خبر حضور میهمانانی خوشگل را به مردان بستگان رساند.[۱۲]

قصد اسیب خویشان لوط به میهمانان
مردان خاندان لوط با استحضار از خبر حضور میهمانان در خانه لوط(ع)، به ترسیم دائمی لواط با میهمانان، به خانه لوط رفتند.[۱۳] او با دیدن قومش متوجه قصد آن‌ها برای تجاوز به میهمانان شد. لوط از آنها خواست تا با رفتارهای خویش، او را شرمنده میهمانانش نکنند. وی بستگان خویش را از قصد لواط با میهمانانش برحذر داشت و از آنها خواست به مکان اسیب به میهمانان با دخترانش وصلت نمایند.[۱۴] مردان قبیله لوط در قبل به او گفته بودند هر میهمان مردی که وارد این میهن میگردد برای آن ها میباشد و نباید به منزل خویش پیروزشود. از این رو لوط را از تایید میهمانان مرد شماتت کردند و توصیه لوط برای تزویج با دخترانش در عوض گزند نکردن به میهمانانش را رد کردند.[۱۵]

لوط امید میکرد نگهبانی داشت تا بازدارنده خلق ناپسند خویشاوندان خویش خواهد شد. وی از معبود خواست خویش و خانواده‌اش را از این بستگان نجات دهد. در سوره شُعرا به دعای لوط و قبول درخواست اشاره گردیده است.[۱۶] ملائکه که تا این مرحله هویتشان را آشکار نکرده بودند، علاوه بر اعلام اینکه وی جانبداری قدرتمند دارااست خویش را فرستادگان معبود معرفی کردند.[۱۷] بعد از ورود سوای اذن مردان به خانه لوط، به فرمان آفریدگار چشمان آنها نابینا شد.[۱۸] در روایتی از کُلَینی، به محض هجوم بستگان لوط به خانه او، جبرئیل با انگشت خویش اشاره‌اى به آنها كرد و کلیه آن‌ها كور شدند.[۱۹] ملائکه خبر وقوع عذاب در صبح روز سپس را به لوط دادند. آن ها از لوط خواستند شبانه با دختران خویش از شهر بیرون خواهد شد.[۲۰] ماجرای حضور ملائکه عذاب در منزل لوط و اتفاق ها بعد از آن در سوره هُود و حِجر آمده میباشد.[۲۱]

تحقق عذاب الهی
بعد از خروج شبانه لوط(ع) و فرزندانش از شهر، عذاب پروردگار بر قبیله لوط نازل شد. سنگ‌هایی از افق بر آن‌ها بارید و شهرهای آنها‌را پایین و رو کرد.[۲۲] ماجرای نزول عذاب بر بستگان لوط در چندین سوره از قرآن آمده میباشد.[۲۳] در تورات نیز ماجرای حضور ملائکه در شهر سدوم محل معاش لوط، عذاب خاندان لوط و نجات او به همپا دو دخترش از عذاب نام برده میباشد.[۲۴]

گفتگوی ابراهیم با ملائکه برای عذاب قبیله لوط
ملائکه قبل از آنکه به مملکت مؤتفکات بروند برای بشارت به فرزنددار شدن ابراهیم(ع) و ساره به منزل ابراهیم رفتند. آنان مأموریت دوم خویش که عذاب کردن فامیل لوط بود را به ابراهیم گفتند. ابراهیم که آرزو به اصلاح قوم و قبیله لوط داشت، درباره وقوع عذاب با وجود مؤمنان دربین خاندان لوط از ملائکه سؤال کرد. ملائکه خلال نفی عذاب یک قوم و قبیله در شکل حضور تعدادی مؤمن بین آن‌ها، به وی گفتند که جز لوط و فرزندانش مؤمن دیگری نیست.[۲۵] ملائکه به ابراهیم باور دادند لوط و فرزندانش از عذاب نجات خواهند یافت.[۲۶] گفتگوی ابراهیم با ملائکه در سوره هود و عنکبوت نام برده میباشد.[۲۷]

بازدید : 20
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:46

اِعتراف به گناه یا این که خودافشایی بازگو کردن گناه خویش نزد دیگرافراد میباشد. در آیین اسلام اعتراف به گناه نزد بقیه افراد به جهت رواج بی عفتی و ریخته شدن آبرو، روا وجود ندارد. اعتراف به گناه صرفا در پیشگاه پروردگار و هنگام توبه روا بوده و در احادیث برای این شغل اثرها معنوی مانند آمرزش گناهان برشمرده‌اند. اعتراف و اقرار به جرم یکی‌از مفاد اعتراف به گناه نزد بقیه افراد میباشد که سازه به اطمینان فقهای شیعه، در صورتیکه موجب احیاء حقی از دستمزد بشر‌های دیگری خواهد شد، واجب میباشد. از سایر مفاد اعتراف به گناه نزد دیگر افراد، ذکر احساسات و رفتارهای بر خلاف موازین دینی و اخلاقی در پروسه تداعی آزاد، نزد سرازیر‌درمانگر، برای آشکارکردن خاطرات سرکوب گردیده، جهت معالجه خطاها و نقص‌‌های دیوانه میباشد. بعضی این کار را با آموزه شرعی «حرمت بازگویی گناه نزد سایر افراد» ناسازگار می دانند. بعضی نیز بر این باورند که‌این کار به این دلیل‌که موجب ترویج بی عفتی و خوار شدن بازگو کننده وجود ندارد، پس حکم «حرمت بازگو کردن گناه نزد سایرافراد» مشتمل بر آن نمی تشریفات ترحیم مشهد شود.

مضمون‌‌شناسی و منزلت
اعتراف به گناه به معنای بازگو کردن گناه خویش نزد سایرافراد میباشد.[۱] آیاتی از قرآن و یک‌سری حدیث از امامان درباره اعتراف به گناه رسیده میباشد و عالمان شیعه در دانش خلق و دانش فقه درباره آن گفت و گو کرده‌اند.

اعتراف به گناه گاه در پیشگاه خداوند و با مقصود توبه اعمال میگردد و گاه ممکن میباشد شخصی گناهان خویش را نزد بشر‌های دیگر فاش نماید.[۲]

اعتراف به گناه در آیه ۱۱ سوره ملک و در آیه ۱۱ سوره غافر مرتبط با گروهی از کفار دانسته گردیده که در آخرت برای نجات از عذاب، به گناه خودشان اعتراف می‌نمایند و این اعتراف سودی به درحال حاضر آنان ندارد.[۳] و در آیه ۱۰۲ سوره توبه آمده و مراد جماعتی میباشد که در جهان از عفو وبخشش پروردگار مأیوس نشده و در پیشگاه وی به گناه خویش اعتراف کرده و آفریدگار گناه آن‌ها را آمرزیده میباشد.[۴]

اعتراف با مقصود توبه
در تیم‌های حدیثی شیعه، احادیثی از پیشوایان فقهی آمده میباشد که مضمون آنها دعوت به اعتراف به گناه و توبه در پیشگاه آفریدگار میباشد. کلینی در اصول کافی یک باب را با تیتر(بَابُ الِاعْتِرَافِ بِالذُّنُاینترنتِ وَ النَّدَمِ عَلَيْهَا:باب اعتراف به گناهان و پشیمانی نسبت به آن‌ها) به همین زمینه تخصیص داده میباشد. وی درین قسمت احادیثی را توده‌آوری نموده است که اعتراف و افشا کردن گناهان را صرفا در پیشگاه معبود روا شمرده‌ و برای آن اثرها معنوی مانند آمرزیده شدن کلیه گناهان، بیان کرده‌اند.[۵] هم‌اینگونه از امام سجاد(ع) دعای دوازدهم و دعای سی و دوم صحیفه سجادیه نقل شد‌ه‌است که درباره اعتراف به گناه و توبه میباشد.تیتر دعا در صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) این میباشد:وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي الاِعْتِرَافِ وَ طَلَبِ التَّوْبَةِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى‏

ابن فهد حلی در کتاب عدة الداعی برای اعتراف به گناه در پیشگاه معبود پنج بهره و تاثیر بیان نموده است که عبارتند از:

بازدید : 28
شنبه 21 تير 1404 زمان : 13:47

محمدعلی رجایی (۱۳۱۲-۱۳۶۰ش) سیاستمدار شیعه و دومی مدیر‌جمهور جمهوری اسلامی ایران بود. وی در دولت مهدی تاجر وزیر نظام آموزشی، در آغاز‌وزیر دولت سید ابوالحسن بنی‌صدر و نماینده طهران در او‌لین زمان مجلس شورای اسلامی نیز بود. بعداز برکنار بنی‌صدر از جایگاه سر کردگی‌جمهوری، رجایی با تهیه کردن ۸۸ درصد آرای عموم مدیریت‌جمهور تشریفات ترحیم مشهد شد.

رجایی ۲۸ روز بعد از آغاز سر کردگی‌جمهوری‌اش، بر تاثیر انفجار در دفتر کار در آغاز‌وزیری به یار در آغاز‌وزیرش محمدجواد باهنر به شهیدشدن رسید. نقل شده استدلال انفجار مسعود کشمیری، دبیر وقت شورای امنیت ملی و از اعضای سازمان مجاهدین کردار کشور ایران بود که در دستگاه‌های اجرایی کشور‌ایران نفوذ کرده بود.

رجایی پیش از انقلاب با مجموعه‌های ضد حکومت پهلوی با رغبت‌های متفاوت، مانند جمعیت فدائیان اسلام، نهضت آزادی کشور ایران و مؤتلفه اسلامی همیاری داشت. وی با بنیانگذارانِ سازمان مجاهدین اخلاق کشور ایران نیز تا پیش از تغییر‌و تحول ایدئولوژیک آنان از اسلام به مارکسیسم، همیاری میکرد. رجایی در سال ۱۳۵۳ش به وسیله ساواک بازداشت و ۱۴ ماه شکنجه شد.

رجایی ولایت‌فقید را جوهره انقلاب اسلامی می‌دانست و برای برقراری عدل و داد اسلامی، معتقد به پیاده کردن اقتصاد اسلامی بود. امام خمینی رجایی را شخصی دانسته که از مجال دست‌فروشی تا سر کردگی‌جمهوری تغییری در وی ساخت و ساز نشده میباشد. بیشتراز بیست کتاب درباره رجایی درج شده میباشد.

معاش‌طومار

منزل رجایی در خیابان مجاهدان اسلامِ در طهران، که تبدیل به موزه گردیده‌است.
محمدعلی رجایی در ۲۵ خرداد ماه ۱۳۱۲ش[۱] در قزوین دیده به جهان گشود. پدرش عبدالصمد در بازار دکان خرازی داشت و از اعضای انجمن منتظرین امام مجال(عج)[یادداشت ۱] در قزوین بود.[۲] رجایی در چهار سالگی پدرش را از دست اعطا کرد و اداره معاش وی به ذمه مامان، خالو و برادرش بود.[۳]

شغل، علم آموزی، تزویج
رجایی تحصیلات خویش را در قزوین تا ششم ابتدایی خاطر نشان کرد و بعداز آن در فروشگاه خرازی خان دایی خویش، شاگردی کرد. او نزدیک به چهارده سالگی[۴] در سال ۱۳۲۶ش برای یافتن عمل به طهران مسافرت کرد و مجاورت دو سال به دست‌فروشی و شاگردی در بازار پرداخت.[۵] وی در هجده سالگی،[۶] در سال ۱۳۲۸ش وارد نیروی هوایی شد و هم‌زمان دیپلم ریاضی گرفت.[۷]

رجایی بعد از چهار سال از نیروی هوایی ارتش استعفا اعطا کرد[۸] و در سال ۱۳۳۳ش وارد فعالیت معلمی شد. او در سال ۱۳۳۸ش از دانشسرای خوب (نهادی همگانی و دولتی برای تربیت دبیران متوسطه)[۹] در فن ریاضی لیسانس گرفت.[۱۰] وی در حرفه داده های عددی نیز فوق لیسانس اخذ کرد.[۱۱]

رجایی در سال ۱۳۴۱ش با عاتقه صدیقی (پوران رجایی) تزویج کرد.[۱۲] به گفته رجایی، وی همسرش را از سال ۱۳۴۹ش وارد عمل‌های ضد حکومت پهلوی کرد.[۱۳] عاتقه صدیقی بعداز انقلاب نماینده بدور دوم[۱۴] و سوم عموم طهران[۱۵] در مجلس شورای اسلامی بود.

شهید شدن

سید علی خامنه‌ای در زمان سر گروهی‌جمهوری، رمز مزار رجایی و محمدجواد باهنر.
رجایی در ۸ شهریور ۱۳۶۰ش، در طی سر کردگی‌جمهوری خویش، با انفجار بمب در ساختمان ابتدا‌وزیری به یار محمدجواد باهنر (در آغاز‌وزیر وقت)، به شهید شدن رسید.[۱۶]

به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیر مجلس وقت، دلیل انفجار مسعود کشمیری[۱۷] دبیر وقت شورای امنیت ملی بود.[۱۸] کشمیری از اعضای سازمان مجاهدین خلق و خوی کشور‌ایران بود که در دستگاه‌های اجرایی جمهوری اسلامی ایران نفوذ کرد و گزینه متکی بودن محمدعلی رجایی نیز قرار گرفت؛[۱۹] اما سازمان مجاهدین هیچ‌گاه مسئولیت این انفجار را به ذمه نگرفت.[۲۰]

رجایی بعد از تشییع،[۲۱] در قطعه ۲۴ پردیس زهرای طهران، دفن شد. بر روی قبر او و شهیدان اتفاق هفتم تیر، آرامگاهی تاسیس شده است.[۲۲]

قبل از انقلاب

رجایی نزدیک به هجده سالگی، در جامه نیروی هوایی
رجایی زمانی که در مکتب احمدیه طهران، از مدرسه های متعلق به جامعه تعلیمات اسلامی [یادداشت ۲] درس می خواند، در گروهی به اسم شیعه‌ها عضو شد. دسته شیعه ها به وسیله بعضا از علم‌آموزان مکتب احمدیه تأسیس گردیده بود و به کار‌های فرهنگی و آموزشی می‌پرداخت.[۲۳]

بازدید : 37
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:40


اَسْماء بِنت عُمَیس (درگذشت بعد از ۳۸ق) صحابه رسول اکرم(ص) که در غسل دادن لاشه فاطمه(س) به امام علی(ع) امداد کرد. اسماء همسر جعفر بن ابی‌طالب بود که بعد از شهید شدن جعفر، به وصلت ابوبکر بن ابی‌قُحافه درآمد و بعد از درگذشت ابوبکر با امام علی(ع) تزویج کرد. اسما مامان عبدالله بن جعفر (شوهر حضرت زینب(س)) و محمد بن ابی‌دیده نشده، کارگزار امام علی(ع) در تشریفات ترحیم مشهد مصر بود.

اسماء سازه بر وصیت حضرت فاطمه(س) به همدم امام علی(ع)، تن اورا غسل بخشید. همینطور وی اولیه تابوت در اسلام را برای فاطمه(س) تشکیل داد تا تن وی نمایان نباشد و سازه بر روایتی در لحظات پایان قدمت فاطمه، در کنار وی بود و لحظات پایان قدمت وی و نیز مواجهه حسنین(ع) و حضرت علی(ع) با لاشه فاطمه(س) را گزارش نموده است.

اسما از اول مسلمانها بود وی به هم پا همسرش جعفر به حبشه و مدینه سفر کرد. وی احادیثی از نبی(ص) نقل نموده است.

معاش‌طومار
اسما دختر عُمَیس بن مَعَد بود. پدرش از قوم بنی‌خثعم و مادرش هند دختر عون بود.[۱] خواهران او عبارت‌اند از:

سلمی بنت عمیس، همسر حمزة بن عبدالمطلب
میمونه همسر رسول(ص) (خواهر مادری)[۲]
اسماء با جعفر بن ابی‌طالب اخوی امام علی(ع) تزویج کرد. وی جزو اول مسلمان ها بود و پیش از ورود فرستاده(ص) به منزل اَرقم اسلام آورد.[۳] اسماء در سال پنجم بعثت[۴] یار و همدم همسرش جعفر به حبشه مسافرت کرد[۵] و در سال هفتم قمری، به مدینه مسافرت کرد.[۶] بعداز آنکه در سال ۸ قمری جعفر در مبارزه موته شهید شد،[۷] اسماء به همسری ابوبکر درآمد و بعد از درگذشت ابوبکر، همسر امام علی(ع) شد.[۸]

در روایتی از امام راست گو(ع)، اسماء از زنان بهشتی شمرده شد‌ه‌است.[۹]

ارتباط اسماء با حضرت فاطمه(س)
اسماء سازه بر وصیت فاطمه(س) به امداد علی بن ابی‌طالب(ع)، لاشه حضرت فاطمه(س) را غسل اعطا کرد.[۱۰] برپایه حدیثی که در منابع روایی شیعه اورده شده اسماء اول تابوت را در اسلام برای حضرت فاطمه(س) تشکیل داد. زمانی که فاطمه در بستر بیماری بود از اسماء خواست وقتی که از جهان رفت لاشه او‌را روی تابوتی که بدنش نمایان باشد قرار ندهد، ازاین‌رو اسما تابوتی را که در حبشه چشم بود برای وی تشکیل داد و فاطمه با دیدن آن ذوق زده شد.[۱۱] [یادداشت ۱] همینطور سازه بر روایتی وی در ساعتها آخری قدمت حضرت فاطمه در کنار بستر او بوده میباشد و آن لحظات و نیز کیفیت مواجهه حسنین(ع) و حضرت علی(ع) با لاشه فاطمه را گزارش نموده است.[۱۲] در مراسم‌های سوگواری که به‌مناسبت شهیدشدن حضرت فاطمه(س) برگزار میشود از اسماء و این گزارش وی حرف به بین می آید.[۱۳]

بر مبنا بعضا احادیث اسماء در مراسم تزویج امام علی(ع) با حضرت فاطمه(س) نیز حاضر بود.[۱۴] همینطور سازه بر روایتی هنگام وضع حمل حضرت فاطمه به فرمان فرستاده(ص) تحت عنوان قابله در کنار وی حاضر بوده میباشد.[۱۵] به گفته علی بن عیسی اِرْبِلی متکلم شیعه قرن هفتم قمری، در تصویب این احادیث دربین اسماء بنت یزید انصاری و اسماء بنت عمیس خطا گردیده‌است؛ به این دلیل‌که تزویج فاطمه در سال ۲ یا این که ۳ قمری بوده و اسماء بنت عمیس تا فرصت فتح خیبر (سال ۷ قمری) در حبشه بوده میباشد.[۱۶] اِرْبِلی همینطور احتمال داده که دربین اسماء و سلمی بنت عمیس همسر حمزه غلط چهره داده باشد؛ چون اسماء مشهورتر از سلمی بوده به همین جهت از وی ماجرا کرده‌اند و یا یک راوی در نقل عهد و پیمان نادرست کرده و دیگر افراد هم از وی تاسی کرده‌اند.[۱۷] [یادداشت ۲]

هم‌اینگونه اسماء به هنگام بیماری که باعث به رحلت نبی(ص) شد بر بالین وی حاضر بود.[۱۸]

بازدید : 35
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 22:16


ستیز با استبداد
محمدحسن آشتیانی در جایگاه رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در باطن و بیرون به یک کمپانی انگلیسی بوسیله ناصرالدین پاد شاه قاجار در هجرت سوم خویش به اروپا، در سال ۱۳۰۶ق،[۱۱] کوشید خلال گوشزد نمودن ضرر‌های اقتصادی این تفاهم نامه، اثرها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور گردد. این شغل باعث به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای تشریفات ترحیم مشهد شیرازی شد.

این رخداد به‌این شکل بود که زمانی در رجب ۱۳۰۷ق/فوریه ۱۸۹۰م ناصرالدین فرمان روا قاجار (۱۲۴۷-۱۳۱۳ق/۱۸۳۱-۱۸۹۵م) امتیاز انحصار خریدوفروش توتون و تنباکو را به یک کمپانی انگلیسی بخشید، میرزاحسن به یاروهمدم علمای دارای اعتبار دیگر به مخالفت برخاست. او با سلطان و صدراعظم اعلام کرد‌وگو کرد و خسارت‌های ناشی از اعطای امتیاز را برشمرد، امّا آنها برای شنیدن اینگونه سخنانی گوش شنوا نداشتند.

پس مخالفت ادامه یافت و شغل به صدور حکم تحریم به کار گیری توتون و تنباکو از طرف میرزای شیرازی کشید (ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ق/نوامبر ۱۸۹۱م). آشتیانی حکم میرزا را در بین عموم منتشر ایجاد کرد و در تشویق آنها به مخالفت با دخالت کافران در شغل های مسلمان ها، سعی فراوان به فعالیت پیروزی.

زیرا عمل پایداری بالازد، پادشاه‌ طومار‌ای به آشتیانی نوشت و به خشونت از وی خواست که برای کنسل حکم تحریم میرزای شیرازی مبادرت نماید. آشتیانی در پاسخی که برای پاد شاه ارسال کرد، به زیرکی به وی فهماند که‌این شغل از وی ساخته وجود ندارد و حکم میرزای شیرازی، تاوقتی‌که امتیاز به کلی کنسل نشود، به قوت خویش باقی خواهد ماند؛ و نیز پادشاه را متوجه کرد که عموم از دخالت بیگانگان در کارها سرزمین، منزجر گردیده‌اند.

ناصرالدین پاد شاه قاجار ابتدا از درِ ملایمت درآمد، البته مقداری آنگاه به خشونت گرایید و از آشتیانی خواست که فی مابین خروج از طهران و کشیدن علنی قلیان، یک کدام از را برگزیند و وی خروج از طهران را برگزید. همگی علمای بلندمرتبه طهران خویش را مهیا ساختند تا همپا آشتیانی پایتخت را رخنه‌ نمایند. عموم باخبر شدند و شوریدند و به کاخ سلطنتی حمله بردند که درنتیجه ۳۰ بدن از آنها کشته و زخمی شدند؛ ولی توانستند از خروج آشتیانی از شهر دوری نمایند. عاقبت ناصرالدین‌پادشاه تسلیم شد و امتیاز کنسل شوید.

بعداز کنسل امتیاز داخلی و فرنگی، امین السلطان از میرزای آشتیانی حکم تایید صلاحیت را میخواهد که وی در پاسخ میگوید: « اوضاع و احوالِ این حکم از اینجانب وجود ندارد، تا رفعِ آن از اینجانب و به دست اینجانب باشد. بازداشتن این حکم از حضرت حجت‌الاسلام (میرزای شیرازی) بوده، رفع این نهی کردن نیز موکول به جناب وی میباشد ».[۱۲]

فرزندان
محمدحسن آشتیانی چهار پسر و یک دختر داشت:

مرتضی آشتیانی (متوفی ۱۳۶۵ق) که در بعدازظهر خویش از فقها و مدرسان گران قدر ناحیههای علمیه بود و در موضوع خزانه روس و حوادثی که منتهی به کنسل امتیاز آن شد، نقش بسزایی داشت و در حرکت مشروطیت نیز کمپانی داشت. او مثلا علمایی بود که در بقاع عبدالعظیم حسنی متحصن شد.
مصطفی آشتیانی ملقب به «افتخارالعلماء» (مقتـول ۱۳۲۷ق/۱۹۰۹م) مُتَخلِّص به صَهْبا که در حرکت مخالفت با موسیو نوز بلژیکی نقش به‌سزایی داشت و در قیام مشروطیت در صف عموم قرار داشت و در تاریخ ۱۳۲۷ق در سن ۴۲ سالگی در منزلش بنا شده در جوار مقبره عبدالعظیم حسنی ترور شد.
میرزاهاشم آشتیانی (درگذشت: ۱۳۲۸ش.) که در زمان‌های سوم تا هشتم مجلس شورای ملی به نمایندگی تعیین شوید و نزدیک به سال ۱۳۷۸ق. در سن ۷۸ سالگی از جهان رفت.
میرزا احمد آشتیانی (۱۳۰۰ـ۱۳۵۹ق) متخلص به «واله» از حکماء و فقهای متبحر طهران بود که در فوت‌و‌فن گوناگون مجموعا ۶۲ نوشتن از وی مانده‌میباشد. او هنگام وفات، متصدی مکتب علمیه مروی بود.
آقا زاده خانم که نامش فاطمه بود و به همسری عموزاده خویش میرزا جعفر، پر اسم و رسم به میرزا خرد آشتیانی درآمد و میرزا مهدی آشتیانی فرزند اوست.

بازدید : 35
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 15:23


حسین وحید خراسانی (متولد ۱۳۰۰ش) از مراجع تبعیت شیعه بومی قم میباشد. وی از شاگردان سیدابوالقاسم خویی و از استادان فقه و اصول حوزه علمیه قم میباشد. وحید خراسانی تحصیلات حوزوی‌اش را در نیشابور، مشهد و نجف سپری کرد. مجلس درس بیرون او، از پررونق‌ترین دروس حوزه علمیه قم تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

وی از معارضان علم آموزی فلسفه بوسیله طلاب میباشد و قرآن و احادیث را حاوی همگی معارف لازم آدم میداند. گستردن بر شرایع الاسلام، لبه بر کفایه و کناره بر مَکاسِب مُحَرَّمه از تألیفات وی میباشد.

تحصیلات و استادان
حسین وحید خراسانی، ۱ فروددین ماه ۱۳۰۰ش (۱۱ رجب ۱۳۳۹ق) در نیشابور به‌جهان آمد.[۱] بعد از علم آموزی زمان ادبیات، دروس زمان سطح را از محمد نهاوندی یادگرفت. آنگاه در درس بیرون فقه میرزامهدی اصفهانی و میرزا مهدی آشتیانی کمپانی کرد.[۲]

وحید خراسانی فلسفه را از میرزا ابوالقاسم الهی و میرزا مهدی آشتیانی یادگرفت.[۳] وی در سال ۱۳۲۷ش، بعداز گفتگویی علمی با سید محمد حجت کوه‌کمری در شهر ری، از او اذن اجتهاد گرفت.[۴] او در ۲۷ سالگی به نجف رفت و در دروس سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم و به‌ویژه سید ابوالقاسم خویی کمپانی کرد.[۵]

سکونت و درس دادن در قم
حسین وحید خراسانی در سال ۱۳۹۰ق، به جمهوری اسلامی ایران رجوع. آغاز با پافشاری طلاب و علماء مشهد 1 سال در آنجا درس دادن کرد و بعد از آن برای درس دادن علم ها حوزوی به قم رفت.[۶]

در سال‌های نهایی دهه ۱۳۹۰شمسی کلاس‌های درس بیرون فقه و اصول وحید خراسانی را پرازدحام‌ترین کلاس درس حوزه علمیه قم محاسبه کرده‌اند.[۷]

شاگردان
در حینّ سالهای زیاد درس دادن آیت‌الله حسین وحید خراسانی، اکثری از دروس وی سود کرده‌اند؛ برای مثال:

محمدمهدی شب‌زنده‌دار[۸]
سید علی میلانی
سید محمدرضا مدرسی یزدی[۹]
سید محمدجواد علوی بروجردی
میر سید محمد یثربی
محسن وحید خراسانی، فرزندش
راست گو آملی لاریجانی، دامادش
مرجعیت
در سال ۱۳۷۳ش، بعداز درگذشت محمدعلی اراکی، مرجع پیروی وقت، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هفت بدن را تحت عنوان افرادی که تاسی از آن ها روا میباشد، معرفی کرد که وحید خراسانی مثلا آنها بود.[۱۰]


درس بیرون آیت‌الله وحید خراسانی در مسجد اعظم قم
تألیفات
بعضا از کتاب‌های وحید خراسانی به گزارش وبگاه او عبارت‌اند از: توضیح المسائل، احکام مهاجران، رینگ وصل رسالت و امامت، شناخت با اصول آئین، مناسک حج، به خاطر نخستین مظلوم زمان، ریحانه نبی‌الله، به خاطر آن که مذهب حق یادگار اوست، به خاطر بضعه خاتم الانبیاء در طوس حضرت شمس الشموس و به خاطر واپسین خلیفه و حجت معبود.[۱۱]

گستردن بر شرایع الاسلام، لبه‌ای بر کفایه، لبه‌ای بر مکاسب محرمه و کناره بر عروة الوثقی از سایر اثر ها او می باشند.[۱۲]

اقامه شعائر فاطمیه

عزای فاطمیه، آیت‌الله تبریزی و آیت‌الله وحید
پیرو تکثیر صوتی منسوب به سید محمدحسین ادب‌الله، که در آن گواهی بعضا از روایات شهید شدن حضرت زهرا (س) را دارنده انواع میداند، میرزا جواد تبریزی با صدور بیانیه‌ای خواهان راهپیمایی در سالگرد شهیدشدن حضرت زهرا (س) شد. حسین وحید خراسانی، لطف‌الله صافی گلپایگانی و محمد فاضل لنکرانی نیز درین راهپیمایی کمپانی کردند. از آن پس این دین تمامی ساله برگزار میشود.[۱۳]

طریقه‌ها و درنگ‌ها
طبق گفته علوی بروجردی از شاگردان آیت‌الله وحید خراسانی برخی از فکر‌های وی عبارت میباشد از:

استقلال حیطهها و عدم تعلق به هیچ فرد و شخصیت
بایستگی تعامل منطقی شیعه ها و اهل سنت
وجوب جانبداری شیعه‌ها از اهل سنت در قبال حمله کفار
حرمتِ فعالیت‌کردن در جهت تقابل با نظام و تضعیف نظام[۱۴]
مخالفت با فلسفه
طبق گفته علوی بروجردی با این که وی بر فلسفه و عرفان اشراف داراست،[۱۵] البته فلسفه را دانشی ناسودمند می داند و مخالف علم آموزی آن میباشد.[۱۶] به گفته او قرآن و احادیث اهل‌بیت(ع) همگی معارف موردنیاز بشر را در چنگ وی قرار داده‌اند.[۱۷] وی به طلاب علم ها فقهی سفارش می‌نماید به مکان درگیر‌شدن به فلسفه، به قرآن و احادیث بپردازند.[۱۸]

درخواست تعطیلی روز شهید شدن حضرت فاطمه
حسین وحید خراسانی در سال ۱۳۷۹ خورشیدی، در دیدار با سید محمد خاتمی مدیریت‌جمهور وقتِ کشور ایران، از او خواست تا سالروز شهید شدن حضرت فاطمه(س) را تعطیل قانونی اعلام نماید.[۱۹]

بازدید : 15
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 12:50

مِخْنَف بْن سُلَیْم غامدی اَزْدی (درگذشت ۶۴ق یا این که ۸۰ق) صحابی رسول(ص) و از فرماندهان سپاه امام علی(ع) در نزاع‌های جمل و صفین و کارگزار آن حضرت در اصفهان و همدان بود. او مدتی مسؤلیت توده‌آوری زکات را از سوی امام علی(ع) بر ذمه داشت. بومخنف تالیف کننده مقتل‌الحسین، از نوادگان تشریفات ترحیم مشهد اوست.

طومار امام علی(ع) به مخنف
درود بر تو، اینجانب پروردگار را نزد تو تشکر گویم که خدایی جز وی وجود ندارد. ولی سپس، همانا جهاد با هر کس از حق سرتافته و از آفریدگار برگشته، و غنودن در خواب کوردلی و گمراهی را تفویض کرده، بر باخبر‌دلان واجب میباشد.

به حقیقت، خداوند از هر که خرسندی اورا بجوید ذوق زده میشود و بر آن که راهی بر خلاف این پوید و از دستور وی رمز بتابد خشم آورد. ما اکنون عملکرد بر آن گماشته‌ایم که بر راز آن تیم بتازیم که فی مابین بندگان خداوند خلاف آنچه پروردگار وحی فرموده اخلاق کردند، عواید همگانی را به انحصار خویش درآوردند و حدود الاهی را تعطیل کردند، حق را کشتند و خرابی را در زمین آشکار کردند و گستردند، تبهکاران را به مکان مؤمنان به فعالیت گماشتند و در حالتی‌که آفریدگار دوستی خطر گران قدر کارهایشان را گوشزد آن ها کرد دشمنش داشتند و تبعیدش کردند و محرومش نمودند، و در صورتی‌که ستمگری در ستمکاری یاریشان کرد دوستش گرفتند و به خویش نزدیکش ساختند و بدو خیر نمودند.

در ستمگری پای فشردند و بر اخلاق بر خلاف همدست و همداستان شدند. دیری میباشد که از حق روی تافته و بر گناه همیاری کرده و ستم جایز داشته‌اند. زیرا این طومار اینجانب به تو برسد، موثق‌ترین یارانت را به حیث خویش به مکان خود بگمار و خویش نزد ما بیا تا این معاند را در مکان مطلوب دریابی و فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر کنی و به اردوی حق پیوندی و از فسخ غربت گزینی، چون ما و تو‌را از جایزه جهاد بی‌نیازی نباشد، و آفریدگار مارا بس که پسندیده کارگزاریست، و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلی العظیم.

وقعة الصفین، ص۱۰۵-۱۰۶

نسب و قبیله
مخنف بن سلیم بن حارث بن عوف بن ثعلبة بن عامر بن ذهل بن مازن بن ذبیان بن ثعلبة، بن الدّؤل بن سعد مناة بن غامد[۱]

سید ابوالقاسم خویی او‌را پسر خاله عایشه معرفی نموده است.[۲] صقعب و عبدالله برادران وی بودند که در مبارزه جمل به شهید شدن رسیدند.[۳]

فرزندان مخنف، حبیب، عبدالرحمن و سعید بودند. عبدالرحمن از معارضان قیام مختار در کوفه بود.[۴] سعید، پدربزرگ ابومخنف تالیف کننده مقتل‌الحسین میباشد.[۵]

صحابی نبی
مخنف، در طول رسول(ص)، اسلام آورد.[۶] او‌را در شمار صحابه بیان کرده‌اند.[۷] در زمان خلافت قدمت بن خطاب، در فتوحات (فتح عراق) حضور داشت.[۸]

مخنف دو حدیث از فرستاده(ص) نقل نموده است.[۹] به گفتۀ ابن حجر عسقلانی این روایات در سنن اربعه آمده‌اند.[۱۰] ابورمله(ابورمیله) و فرزندش حبیب از وی داستان کرده‌اند.[۱۱]

حکومت امام علی
روضه خوان طوسی و برقی مخنف را در شمار اصحاب حضرت علی(ع) بیان کرده‌اند.[۱۲] آن حضرت در پیکار جمل او‌را فرمانده خاندان‌های ازد، بجیله، خثعم و خزاعه قرار اعطا کرد.[۱۳] وی درین نزاع آسیب دیده شد بعد از آن، برادرانش صقعب و عبدالله درفش را به دست گرفتند، که هر دو به شهید شدن رسیدند.[۱۴] رجزی از او در پیکار جمل در نکوهش نفس نقل گردیده است.[۱۵][یادداشت ۱]

وقتی که حضرت علی(ع) از بصره به کوفه رفت، بعضی اشخاص را به دلیل کوتاهی در کمک دادن خویش ملامت کرد ولی از مخنف و قومش به خیر خاطر کرد.[۱۶]

وی بعداز نزاع جمل کارگزار آن حضرت در اصفهان[۱۷] و همدان شد.[۱۸] در شروع پیکار صفین حضرت علی(ع) طومار‌ای به وی نوشت و از وی خواست تا به سوی آن حضرت جنبش نماید.[۱۹] مخنف بعد از اخذ نامۀ امام، حارث بن ابی حارث بن ربیع را بر اصفهان و سعید بن وهب را بر همدان گماشت و به سوی کوفه تکان کرد.[۲۰] وی در نبرد صفین درفش بستگان ازد را در مشت داشت[۲۱] و بنابر بعضی منابع فرماندهی قوم‌های ازد، بجلیه، خثعم و انصار و خزاعه را بر ذمه داشت.[۲۲]

مخنف بعد از نزاع صفین، مأمور گردآوری‌آوری زکات از سوی حضرت علی(ع) در خویشان دیده نشده بن وائل در حوزه‌ فرات بود.[۲۳] که نعمان بن بشیر به سوی صاحب و مالک بن کعب ارحبی کارگزار حضرت علی(ع) در عین التمر حمله پیروزی، به درخواست صاحب، مخنف گروهی را به همپا فرزندش عبدالرحمان به امداد وی ارسال کرد.[۲۴]

سفارش‌هایی از حضرت علی(ع) به وی نقل گردیده است.[۲۵] بعضا مترجمان نهج البلاغه طومار ۲۶ نهج البلاغه را که به برخی مأموران مالیات درج شده، خطاب به وی دانسته‌اند.[۲۶]

درگذشت
درباره مجال درگذشت مخنف اختلاف‌لحاظ وجود دارااست: بعضا منابع از شهید شدن وی در نبرد جمل حرف گفته‌اند.[۲۷] هرچند که گزارش‌هایی از حضور او در مبارزه صفین[۲۸] و بعد از آن[۲۹] وجود داراست.

محمد بن جریر طبری، تاریخ‌نگار اهل سنت، اسم مخنف را در شمار درگذشتگان سال ۸۰ قمری بیان نموده است.[۳۰]و به داستان ابن حجر عسقلانی، دانا رجالی اهل سنت، در سال ۶۴ قمری در قیام توابین کشته شد.[۳۱]

بازدید : 27
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:34


سید احمد شبیری زنجانی (۱۲۷۰ – ۱۳۵۲ش) عالم شیعی و از اساتید حوزه علمیه قم. او از دوستان مجاورت امام خمینی و از نزدیکان آیت‌الله حجت کوه کمره‌ای و عضو ارشد شورای استفتائات وی بود. زنجانی سرپرستی مکتب حجتیه قم را برعهده داشت. وی مدتی امام جماعت مکتب فیضیه و مقبره حضرت معصومه(س) بود. کتاب الکلام یجر الکلام از اثر ها دارای اسم و رسم اوست. آیت‌الله سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تبعیت شیعه فرزند تشریفات ترحیم مشهد اوست.

معاش‌طومار
سیداحمد حسینی (شبیری) در سال ۱۳۰۸ق در شهر زنجان به‌جهان آمد.[۱] زنجانی نسب خویش را اینگونه برای آقابزرگ تهرانی نوشته میباشد: احمد بن اهمیت اللّه بن محمد علی بن امام قلی بن اوجاق قلی الحسینی الزنجانی الدوسروانی.[۲] سید احمد زنجانی را قمی نیز شناسانده‌اند.[۳]

پدرش سید التفات‌الله فرزند مهر علی دوسرانی از شاگردان ملا قربانعلی زنجانی بود. تحصیلات عصر مقدماتی و سطح را در زادگاهش خواند، پس از مدتی درس دادن در مکتب سید، برای ادامه علم آموزی و به کارگیری از آیت‌اللّه روحانی عبدالکریم حائری در سال ۱۳۴۶ق به قم هجرت کرد و تا نقطه پایان معاش، مستقر قم بود.[۴]

فرزندان
سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تاسی شیعه
سید جعفر شبیری، از مبارزان پیش از انقلاب و هم‌گفت و گو آیت‌الله خامنه‌ای[۵]
سید ابراهیم شبیری، واپسین فرزند سید احمد زنجانی[۶]
درگذشت
سید احمد زنجانی در ۲۹ رمضان ۱۳۹۳ق مبتنی بر با ۵ آبان سال ۱۳۵۲ش[۷] در قم درگذشت و در بقعه حضرت معصومه دفن شد.

تحصیلات
سید احمد زنجانی علم آموزی را در محل تولد خویش شروع کرد و همانجا به درس دادن گرد هم آیی. وی در رئیس حوزه علمیه نقش مهمی اجرا می‌نمود.[۸]

وی از سال ۱۳۳۹ق به زمان هفت سال در مشهد به علم آموزی خویش خاطر نشان کرد و بعد از آن به قم هجرت کرد.[۹] وی در قم طبق ترسیم آموزشی حوزه٬ دروس حوزوی را با امام خمینی و سید محمد پژوهشگر داماد به مباحثه می‌گردهمایی.[۱۰]

اساتید
استادان شبیری زنجانی در سه حوزه زنجان، قم و نجف، این اشخاص می باشند:

حوزه علمیه زنجان
روحانی زین‌العابدین زنجانی
میرزا عبدالرحیم شرعی
میرزا ابراهیم فَلَکی حَکَمی زنجانی
عبدالکریم خوئینی زنجانی
میرزا احمد زنجانی
سید حسن زنجانی
حوزه علمیه مشهد
محمد کفایی خراسانی: دارای اسم و رسم به آقازاده فرزند آخوند خراسانی.
محمدصادق خاتون‌آبادی.[۱۱]
حوزه علمیه قم
روضه خوان عبدالکریم حائری یزدی
محمدرضا نجفی اصفهانی.
سید احمد زنجانی از سید عبدالحسین شرف‌الدین اذن ماجرا داراست.[۱۲]
اثر ها
اثر ها خطی و چاپی شبیری زنجانی به‌این گستردن میباشد:

خطی
اجازة للسیدحسن فریدمحسنی؛ زنجانی در‌این اذن طومار کامل شیوه های روایی خویش را بیان نموده است.
اجوبة المسائل
اربعین
روز‌نگار الزکاة
نه الامور[۱۳]
افواه الرجال.
ایضاح الأحوال فی احکام الحالات الطاریه علی الأموال
ایمان و رجعت
در میان السیدین(مورد ها اختلاف بین نظرها و فتاوی دو بدن از مشهورترین فقهاء قرن چهاردهم قمری، سید محمد کاظم یزدی در عروة الوثقی و سید ابوالحسن اصفهانی در کناره آن، بیان شده و بعداز بیان ادله طرفین، حق در مورد بنظر مؤلف ذکر گردیده‌است.)[۱۴]
تعلیقة علی کتاب الفقه علی المذاهب الأربعه
الرد علی القصیمی.(عبد و بنده الله بن علی قصیمی از نویسندگان وهابی ۱۹۰۷-۱۹۹۶م.)
غیث الربیع فی وجه البدیع
فروق الُّلغه
رساله قبله
مستنبطات الاعلام.
نصاب سه زبانه
الهدی الی الفرق فی مابین الرجال و النساء[۱۵]
گفتنی میباشد اثر ها مخطوط زنجانی بیش تر از اینهاست.
مطبوع

اسامی مُزَیَّخیر؛ دانشمندانی که نام آنان با یک کدام از اسامی علی و حسین مرکب گردیده‌است آنچه در کتاب‌ها چشم و از زبانها شنیده گرد آورده میباشد.[۱۶]
فرق دربین مرد و زن در احکام[۱۷]
بیشه مولی[۱۸]
رسالة فی المحرّمات الأبدیة
الکلام یجر الکلام
مناسک حجّ[۱۹]
شرائط الأحکام[۲۰]
فروق الأحکام و مستثنیات الاحکام[۲۱]
وصیت طومار
وفیات علماء
ملحقات روزنگار الصلاة نوشتن سید محمد طاهر بن رضی الدین حسینی
فهرس جامع الشتات( جامع الشتات کتابی میباشد در فقه از میرزای قمی)
فهرس المسائل المکررة لکتاب الخلاف نوشتن روضه خوان الطوسی[۲۲]
رسالة فی عدم تنجیس المُتَنَجِّس
کار‌ها
زنجان
سید احمد به هنگام اقامت در زنجان، در کار‌های شرعی مرتبط با اهل دانش و گاه مرتبط با مسائل اساسی شهر، شرکت کردن داشت. در مواقع ضروری با همیاری او بازار تعطیل میشد.
در سال ۱۳۴۴ق که ابن سعود، قبور ائمه بقیع را در مدینه وخیم کرد، به همپا حاج میرزا مهدی میرزائی زنجانی -که در رأس روحانیت زنجان قرار داشت- به شهرستان‌های متفاوت طومار نوشتند که ۸ شوال تحت عنوان ابراز انزجار از این جنایت، تعطیل همگانی خواهد شد. این ترسیم امروزه در نقاط گوناگون عالم برپا می گردد.
او هم‌اینگونه در اداره مکتب علمیه سید زنجان نقش ویژه‌ای داشت و بر تربیت و یادگرفتن طلاب تحقیق می کرد.[۲۳]
برانداختن رسوم نادرست:وی به کارگیری از رادیو را که تا آن فرصت در میان طلاب قبیح شمرده میشد٬ ما یحتاج دانست و اعلام کرد: مضمون‌ ندارد که‌این وسیله اخباری حرام باشد چون اسلام یک آئین جهانی میباشد و می بایست احکام آن به مجموع عموم دانا ابلاغ گردد، حرمت اینگونه وسیله خبررسانی با جهانی بودن اسلام سازگار وجود ندارد.

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه