loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 32
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:54


محمدقائم صفا فومیو ساوادا، معروف به محمد ساوادا (۱۹۲۴-۲۰۱۲م) از شیعه ها دیرین ژاپن و ترجمه کننده قرآن کریم و مهربان به گویش ژاپنی تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

ساوادا در ژانویه سال ۱۹۲۴ میلادی در شهر گیفو بنا شده در نصیب مرکزی ژاپن چشم به جهان گشود. بعد از نقطه پايان تحصیلات متوسطه و کالج به بازرسی و بازرسی در آئین شینتو و شاخه‌های آن پرداخت و اثرها گوناگونی دراین باره پدید آورد. در پنجاه سالگی، بعد از بازرسی و بازرسی درباره تعالیم اسلامی، به آیین اسلام تشرف یافت و بعداز هفت سال مذهب شیعه اثنی عشری را برگزید و از آن به آن‌گاه به کارایی برای انتشار معارف شیعه سرگرم شد. وی در ۲۰ دی ۱۳۹۰ش درگذشت.[۱]

از مهم ترین اقدامات او ترجمه قرآن کریم ومهربان به گویش ژاپنی در سه وهله و نیز انتشار و تبلیغ حدیث ثقلین و روایات اهل‌بیت(ع) بوده‌میباشد. ساوادا یک کدام از اعضای مجمع همگانی مجمع جهانی اهل‌بیت بود. او از سال ۱۹۸۰م با مجمع جهانی اهل‌بیت‌ رابطه داشت و یک سری توشه‌ در‌ اجلاس‌های این‌ مجمع‌ در‌ طهران و قم کمپانی‌ کرد و هشت توشه به کشور ایران مسافرت نمود.

برخی از اثرها وی عبارتند از: پنج کوه بنا شده در نیکّو نشانهِ پنج بدن(ع)؛ نارا بیان کنده عظمت‌ و بزرگی نبی اسلام(ص)؛ ایناری نشانگر درخشش اسلام.[۲]

ابراهیم تاتسو ایچی ساوادا فرزند وی، در حوزه علمیه قم علم آموزی کرده و رئیس مجمع اهل بیت(ع) توکیو را بر ذمه داراست.[۳][۴]

پانویس
درگذشت ترجمه کننده قرآن مهربان به گویش ژاپنی خبرگزاری ابنا.
گفتمان با ساوادا صفا، ۱۳۸۰ش، ص۱۵۵-۱۵۷.
راس مطالعات ژاپن درگذشت رهبر شیعه ها ژاپن را تسلیت می گوید، راءس مطالعات ژاپن.
«پیام تسلیت به‌مناسبت درگذشت عضو ژاپنی مجمع جهانی اهل‌بیت»، شیعه‌نیوز.
منابع
گفتمان با ساوادا صفا، محمد القائم؛ راءس ترجمه قرآن؛ روزنامه ترجمان وحی، شهریور ۱۳۸۰، شماره ۹.
پیام تسلیت دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت به مناسبت درگذشت محمد ساوادا، خبرگزاری ابنا.
راءس مطالعات ژاپن درگذشت رهبر شیعه‌ها ژاپن را تسلیت می گوید، راس مطالعات ژاپن، تاریخ نشر خبر: در ۲۰۱۲/۰۱/۱۳.
پیام تسلیت به‌مناسبت درگذشت عضو ژاپنی مجمع جهانی اهل‌بیت، شیعه‌نیوز، تاریخ تکثیر خبر: ۲۲ دی ۱۳۹۰ش.
نبو
مترجمان قرآن
فارسی
ابوالحسن شعرانی • طاهره صفارزاده • عبدالمحمد آیتی • نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی • ابوالقاسم امامی • حسین استادولی • محمد صادقی تهرانی • سود‌الاسلام • مهدی الهی قمشه‌ای • ناصر مکارم شیرازی • علی‌اکبر نتیجه مشکینی • حسین انصاریان •‌ عبدالحسین آیتی بافقی یزدی • محمد یزدی • غلامعلی حداد عادل • کریم و مهربان هنگامی • عباس مصباح‌زاده • صفی‌علی سلطان (منظوم) • آرزو مجد (منظوم) • محمدعلی سختکوش • زین‌العابدین رهنما • ابوالقاسم پاینده • بهاءالدین خرمشاهی • محمدمهدی فولادوند • سید علی موسوی گرمارودی • کاظم پورجوادی
غیرفارسی
سیدعلی‌قلی قرایی (انگلیسی) • سید ذیشان حیدر جوادی (اردو، هند) • محسن‌علی نجفی (اردو، پاکستان) • سید صفدرحسین نجفی (اردو، پاکستان) • عبدالله یوسف علی (انگلیسی) • رائول گونزالز بورنز (اسپانیایی) • حمزه پیکاردو (ایتالیایی) • محمدرحیم درانی (پشتو) • پیامبر اسماعیل‌زاده (ترکی آذری) • محمد ساوادا (ژاپنی) • ایزوتسو (ژاپنی) • طاهره صفارزاده (انگلیسی) • ناظم زینال‌اف (روسی) • حاجی ناجی (گجراتی) • عرفان زمردی (کُردی) • رامین ایکیداف (گُرجی) • اکبرعلی حنیف (مالاگاشی) (ماداگاسکار) • یحیی بونو (فرانسوی)

بازدید : 23
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:49


میرزا جواد آقا مَلکی تبریزی عالم، عارف و مدرس خلق و خوی در حوزه علمیه نجف و قم. او در حدیث، فقه، اصول و سیر و سلوک نزد استادانی زیرا میرزا حسین نوری، آقا رضا همدانی، آخوند خراسانی و ملا حسینقلی همدانی شاگردی نمود. ملاعلی معصومی همدانی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و محمدعلی اراکی از شاگردان او به‌شمار میروند. کتاب‌های المراقبات و رساله لقاءالله از مشهورترین اثر ها او در زمینه دعا و تهذیب نفس هست. او در ۱۳۰۴ش درگذشت و در گورستان شیخان قم دفن تشریفات ترحیم مشهد شد.

معاش‌طومار
میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، فرزند میرزا شفیع در تبریز به دنیا آمد. [۱] تاریخ ظریف به دنیاآمدن او مشخص و معلوم وجود ندارد، ولی اورده شده اواخر قرن ۱۳ یا این که اوایل قرن ۱۴ قمری بوده‌میباشد. استدلال نامگذاری وی به ملکی، نسبت فامیلی با قوم و قبیله ملک‌التجار تبریزی میباشد. [۲]

ملکی تبریزی برای علم آموزی به نجف رفت و در سال ۱۳۲۱ قمری، به تبریز رجوع و به اشاعه اسلام پرداخت. در سال ۱۲۹۰ش و در اولِ جریانات مشروطه و زد خورد‌های تبریز ناچار به عزیمت به قم شد و تا نقطه پایان قدمت نیز در به عبارتی‌عقب ماند.[۳]

میرزا جواد آقا در ۱۱ ذی‌الحجه سال ۱۳۴۳ق بر طبق با ۱۲ تیر ۱۳۰۴ش درگذشت.[۴] پیکر وی بعد از تشییع در آرامستان شیخان در قم به خاک امانت شد.[۵]

علم آموزی
علم ها صرف، نحو، معانی و ذکر و سطح حوزه را در تبریز فرا گرفت[۶] و بعد از مدتی در نجف از اساتید تحت استحصال دانش نمود:

میرزا حسین نوری؛
آقا رضا همدانی؛
آخوند خراسانی؛
ملا حسینقلی همدانی؛ ملکی تبریزی ارادت ویژه‌ای به او داشت و مقطع ۱۴ سال ملازمش بود.[۷] مراتب سیر و سلوک را نزد او درنوردید[۸] و از وی اذن ماجرا گرفته بود.[۹]
سید مرتضی کشمیری؛[۱۰]
بعضا گفته اند او از روحانی مرتضی انصاری نیز اذن قصه داشته میباشد.[۱۱]

درس دادن
در اولِ ورود به قم و قبل از ملاقات با عبدالکریم حائری یزدی و تأسیس حوزه علمیه قم، ملکی کتاب مفاتیح الشرایع فی الفقه نوشتن ملا محسن سود کاشانی را درس دادن میکرد. دو مجلس اخلاق و رفتار داشت، یکی از در خانه برای خاصیت و دیگری در مکتب فیضیه [۱۲] برای مردم که عده ای از بازاریان قم نیز در آن درس کمپانی داشتند. نماز جماعت را در مسجد بالای راز بقعه حضرت معصومه (س) اقامه می کرد.[۱۳]

شاگردان
اسماعیل بن حسین تائب
سید محمود مدرسی
حسین فاطمی قمی
سید محمود یزدی
ملاعلی معصومی همدانی
محمود مجتهدی
علی پهلوانی تهرانی
روضه خوان عباس تهرانی
عبدالله شالچی [۱۴] [۱۵]
امام خمینی [۱۶]
روضه خوان حسن لنکرانی تالیف کننده المُلهَماتُ الغَرَويّة فی أحكام الحج‏؛[۱۷]
میرزا جواد فرمان روا القرایی تبریزی؛ [۱۸]
سید شهاب الدین مرعشی نجفی؛ ملکی به وی اذن ماجرا داده بود.[۱۹]
سيّد احمد لواسانى تهرانی؛
سيّد احمد مشرف حسينى قمى‏؛
محمدعلی اراکی؛
سید جعفر حسینی شاهرودی؛
سید حسین فاطمی قمی؛
سيّد مهدى كشفى بروجردى؛
سید محمدکاظم شریعتمداری؛[۲۰]
دارای شهرت میباشد که امام خمینی نیز از شاگردان میرزا جواد ملکی تبریزی بوده‌میباشد ولی آیت‌الله خامنه‌ای از عهد و پیمان امام خمینی نقل می‌نماید که صرفا دو نشست در درس میرزا جواد ملکی تبریزی کمپانی کرده و از این که نتوانسته بیش تر از این در درس او کمپانی نماید، افسوس خورده‌ میباشد.[۲۱]

اثرها علمی

رساله لقاءالله
اسرار الصلاة: کتابی که دربردارنده هزار نکته از اسرار نماز میباشد و بعضی از اسرار عصمت و درنگ را گوشزد می‌نماید و به معانی وسوسه و الهام می پردازد. با دعوا از گناهان کبیره اشاره‌ای به توبه نموده و حضور قلب و حالات ملکوتی آدمی را توضیح می دهد.
المراقبات یا این که ایفا السَّنَه: در‌این تاثیر مقدّمه‌ای کوتاه دربارهٔ دعا و سر و نیاز آمده‌میباشد و ایفا ماه‌های متفاوت، اثرها و برکات روحی و معنوی آنان توضیح داده شده است. علامه طباطبایی صاحب و مالک تعبیر و تفسیر المیزان، تقریظی بر این کتاب نوشته‌میباشد.
رساله لقاءالله: کتابی میباشد که در راستای شیوه تهذیب مندرج و معنای «لقاء الله» و نشانه‌ها مرتبط با آن را توضیح داده و منش توفیق الهی را برای سالکین ذکر می‌کند.علامه طهرانی این کتاب را از با ارزش‌ترین کتاب ها تدوین گردیده در عرفان و سلوک برشمرده میباشد.[۲۲]
کتابی در فقه
رساله در حج؛ گفته می گردد این کتاب را به طریق اخباريين نگاشته میباشد‏. [۲۳]
لبه فارسی بر غایة القصوی نوشتن روضه خوان عباس قمی.[۲۴]

بازدید : 15
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:37


مرجعیت
حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و مطالعه به موقعیت محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را عهده دار شد و ضمن تفحص به کارها محصل ها علم ها فقاهتی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع میکرد، اما با پافشاری و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ استارت تشریفات ترحیم مشهد شد.[۸]

حاج آقا حسین نسبت به اقدامات ضد مذهبی رضاخان مدام موضع مشقت می‌گرفت. سرنوشت بعداز رخداد مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی، مدتی اورا در طهران توقیف و در غایت، در سال ۱۳۵۴ق به عراق تبعید کرد. به همین انگیزه از همین سال به سپس مرجعیت وی به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، حال و روز همگانی حوزه تغییر تحول یافت و جلسات درس و دعوا رونق دیگری گرفت. وی در کنار اداره حوزه و زعامت فقهی عموم و اعمال کارها مرجعیت،‌ به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت و دروس بیرون فقه و اصول درس دادن می کرد. بعداز درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، قمی نیز کربلا را پس از یازده سال رخنه‌ کرد و به نجف اشرف منتقل شد و مجتهدان نجف اشرف دستور مرجعیت را بر ذمه وی گذاشتند.[۹][۱۰]

دوران مرجعیت عامه حاج آقا حسین قمی کوتاه بود و بعداز چندین ماه از جهان رفت. سید محمدهادی میلانی نقل می‌نماید: "به بقاع سیدالشهداء مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای رمز مطهر نشسته بودند، به اینجانب اشاره نموده، نزد وی رفتم و آقا اظهار داشتند: سر کردگی و مرجعیت فقاهتی بعداز آسید ابوالحسن به اینجانب روی آورده و اینجانب می ترسم به دینم لطمه بخورد! اینجانب دعا میکنم شما آمین بگویید : خدایا! در حالتی‌که این سر گروهی به آیین اینجانب مضر میباشد، جان من را بگیر! آن گاه آن قدر شیون کردند که زمین از آب چشمٔ وی خیس شد».[۱۱]

عمل‌های سیاسی
زمانه رضاخان و اقدامات وی اعتراض علما را برانگیخت. حاج آقا حسین قمی به مخالفت با دستگاه رضاخان برخاست. در یک کدام از گرد‌همایی‌هایی که با حضور عالمان مشهد در خانه او برگزار شد، او از وضع و اوضاع سرازیر مرزو بوم به شدت متأثر و گریان شد آن گاه اذعان کرد:

«امروز اسلام جان نثار می خواهد. بر عموم میباشد که قیام نمایند».

در غایت علما تصمیم میگیرند که قمی در اعتراض به اقدامات ضددینی رضاخان به طهران رفته و با وی حرف نماید. او در واپسین گرد‌همایی درس خویش میگوید:

«به نظریه اینجانب، در‌حالتی که دوری از بر خلاف مذهب، مشروط به کشته‌شدن ده‌هزار نفر که رأس آن ها حاج‌آقا حسین قمی میباشد باشد، بها دارااست»

پیش از جنبش، گروهی ازمردم مشهد از وی میپرسند:«که در ملاقات با پاد شاه چه میخواهید؟»

وی می گوید: «اولیه از وی درخواست می کنم که از اپ‌های غیراسلامی دست بردارد و در شرایطی‌که موافقت نکرد، خفه‌اش می کنم!»[۱۲]

بازدید : 42
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 11:19


سید عبدالحسین دستغیب شیرازی (۱۲۹۲-۱۳۶۰ش) مجتهد شیعه، شهید محراب، امام آدینه شیراز. آوازه وی بیشتر به منجر درس خلق و کتاب‌های فراوان اخلاقی وی میباشد. گناهان کبیره، قلب سلیم، روایت‌های شگفت برای مثال اثر ها سید عبدالحسین دستغیب میباشد. وی در مبارزات انقلاب اسلامی نقش فعالی داشت و بعداز انقلاب به امام آدینه شیراز منصوب شد. در آذر ۱۳۶۰ش، بعداز اقامه نماز آدینه در یک حمله تروریستی انتحاری به وسیله یکی اعضای سازمان مجاهدین رفتار معروف به منافقین به شهیدشدن رسید و سومی شهید محراب اسم تشریفات ترحیم مشهد گرفت.

به دنیاآمدن و نسب
سید عبدالحسین دستغیب در ۱۰ محرم ۱۳۳۲ق (۱۸ آذر ۱۲۹۲ش)[۱] در خانواده‌ای شیخ در شیراز متولد شد. خویشاوندان دستغیب از سادات حسینی می‌باشند که آن ها را سادات حسنی حسینی نیز گفته‌اند. پدرش محمدتقی و پدربزرگش سید هدایت الله از عالمان و مجتهدان استان عجم بودند.[۲]

تحصیلات
دستغیب تحصیلات مقدماتی را نزد بابا فراگرفت. وی بعداز درگذشت پدرش سرپرستی مامان، سه خواهر و دو اخوی خرد‌خیس را بر ذمه گرفت و در مکتب خان شیراز نزد افرادی زیرا ملا احمد دارابی و علی‌اکبر ارسنجانی به علم آموزی افزود.[۳]

دستغیب در بیست‌سالگی اقامه نماز جماعت مسجد باقرخان، در محله بازار مرغ شیراز را بر ذمه گرفت. در عصر حکومت رضاشاه (۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) برای نگهداری جامه روحانیت به مجبور در آزمون طلاب علم ها دینیه –که اداره معارف برگزار کرده بود- کمپانی نمود و با قبولی در آزمون، لباسش را محافظت کرد. چندی آن گاه به عذر و بهانه سخنان تحریک‌آمیز و مخالفت‌هایش به زندان زمین‌خورد و فی مابین شکاف وطن یا این که کنار نهادن خرقه روحانیت مخیر شد. در فیض، در سال ۱۳۱۴ش به نجف رفت و در آن شهر نزد استادانی زیرا محمدکاظم شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به ادامه علم آموزی در مراتب بهتر پرداخت[۴] و بعداز سقوط حکومت رضاشاه به سفارش استادش محمدکاظم شیرازی، به شیراز رجوع و برگشت.[۵]

عمل‎‌های اجتماعی
دستغیب بعد از این در کنار برگزاری مجالس وعظ و سخنرانی، درس دادن و تألیف، به کارها عام‌المنفعه‌ای زیرا تأسیس و تجدید بنا مساجد و مدرسه ها به عنوان مثال مسجد جامع عتیق شیراز و مکتب علمیه حکیم پرداخت.[۶]

مبارزات قبل از انقلاب
دستغیب که خطیب مسجد جامع عتیق بود، طی یک سری دهه فعالیتش در قبل از انقلاب اسلامی، از اوضاع و احوال اجتماعی جمهوری اسلامی ایران و اشاعه مظاهر غیردینی در مرزو بوم عیب گیری می کرد. وی بعد از شروع اپ انقلاب سپید در اوایل دهه ۱۳۴۰ش، به تاسی از علما و مراجع تبعیت به ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد. اعتراض به حکومت پهلوی در به رسمیت شناختن اسرائیل نیز یک کدام از دیگر از مخالفت‌های وی بود.[۷]

موضع‌ها انقلابی دستغیب موجب شوید که چند دفعه بازداشت و زندانی خواهد شد.[۸] ساواک در ۱۳۵۲ش دستغیب را به باعث اختلال سخنرانی‌های تند ممنوع‌المنبر کرد[۹] مخالفت او با یاز‌دهمی و واپسین برگزاری مراسم جشن و پای کوبی هنر شیراز[یادداشت ۱] در سال ۱۳۵۶ش و عکس العمل تند وی به نوشته‌ی‌علمی توهین‌آمیز خبرنامه داده ها در ۱۹ دی ۱۳۵۶، مثال‌ای از موضع ها او میباشد.[۱۰]

بازدید : 121
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:42


امام هادی(ع) و امام جواد(ع)
طوسی، ابن شاذان را در شمار اصحاب امام هادی(ع) آورده میباشد.[۱۱] با اعتنا به حضور ابن شاذان در عراق در ربع نخستین قرن ۳ق، احتمال داستان بدون واسطه وی از امام جواد(ص) و امام هادی(ص) تشریفات ترحیم مشهد وجود دارااست.

امام حسن عسکری(ع)
ابن شاذان، در طول امام حسن عسکری(ع) از معتبرترین عالمان امامی خراسان به‌شمار میرفت. کشی از رابطه دورادور وی با آن حضرت خبر داده میباشد.[۱۲] در ارتباط ارتباط وی با امام حسن عسکری(ع) احادیث بر دو گروه میباشد؛ در یک‌تیم سخنانی از آن‌حضرت در عتاب و ملامت او وارداتی[۱۳] و در بعضی تَرَحُّم امام(ع) نسبت به او و مدح وی چشم میگردد.[۱۴]

مقام علمی
سخن
روحانی طوسی از او به‌تیتر متکلمی جلیل‌القدر حافظه نموده است.[۱۵]

فقه
ابن شاذان به‌تیتر عالم نیز شناخته می شد.[۱۶] متفحص حلی او‌را در زمره فقیهان رتبه اولیه امامیه شمرده میباشد؛[۱۷] ولی داده ها باقی مانده از فقه وی اندک میباشد. بخشی از فقه ابن شاذان که مخالفت بارزی با ایده هاِ دارای شهرت امامیه ندارد، در کتاب العلل وی قابل دسترسی میباشد.[مستلزم منبع] اما این کتاب فقط مباحث مرتبط با عبادات را مشمول می شود.[مستلزم منبع]

چنان‌که از تلویح ابن بابویه[۱۸] و تصریح سید مرتضی[۱۹] برمی‌آید، ابن شاذان به حجیت قیاس مُستَنبَطُ العلّه قائل بوده میباشد.[۲۰] واکنش انگیزه‌گرایانه وی با احکام دینی در سراسر العلل نیز مؤید این دستور میباشد.

حدیث
ابن شاذان در سلسله اوراق اکثری از روایات امامیه قرار گرفته میباشد؛ نجاشی به توثیق وی تصریح نموده است.[۲۱] کشّی در موضع ها اکثری به ایده ها و جرح و تعدیل‌های وی درباره محدّثان استناد جسته میباشد.[۲۲]

عقاید
برپایه داده ها اندکی که در مشت میباشد، پایه تعالیم کلامی ابن شاذان، بعداز شهادتین، اقرار به حجت آفریدگار و اقرار به ماجاء اینجانب عندالله میباشد.[۲۳] وی به محور رجعت قائل بود[۲۴] و در مسأله‌ای زیرا تزویج قدمت با ام کلثوم دختر امام علی(ع) معتقد بود که آن ام‌کلثوم دیگری بوده میباشد.[۲۵]

یقین به امامت
کلیات نظریه وی راجع‌به امامت با عقاید امامیه انطباق داراست؛ چون وی استحقاق امامت را به نص می داند و امام را واجب الاطاعه می‌شمرد[۲۶] و وجود بیش تر از یک امام را در حین واحد بر روی زمین، غیرممکن می‌دانست.[۲۷]

ولی آورده شده که وی در بعضا مسائل امامت ایده ها ویژه‌ای داشت. او با این نظریه که امامان به درون کارها آگاهند و دانش الهی لاینقطع به وی میرسد، موافق عدم وجود و معتقد بود فرستاده(ص) آیین را به‌طور بدون نقص آورده و امامان بعداز وی، دانش خویش را از سرچشمه فرستاده(ص) فراگرفته‌اند.[۲۸] آورده شده ابن شاذان وصی ابراهیم(ع) را رفیعتر از وصی ّ فرستاده(ص) می‌دانست و این به معنی تفضیل انبیا بر ائمه میباشد؛[۲۹] اما یکی هوا داران معاصرش این حرف را اتهامی به او دانسته میباشد.[۳۰]

ثابت امامت علی(ع)
ابن شاذان در کتاب العلل[۳۱] و در مناظراتی که از او بیان شده،[۳۲] استدلال خویش بر ثابت امامت حضرت علی(ع) و نفی امامت شیخین و بعضا دیگر از مسائل امامت را ذکر نموده است.

اقرار به "ما جاء اینجانب عندالله"
اقرار به «ماجاء اینجانب عندالله» در حرف ابن شاذان از اعتبار خاصی شامل است. به‌تیتر نمونه، براساس ماجرا کشی وی نشانه‌ها مرتبط با اِستوای بر افق را راجع به پروردگار به‌به عبارتی معنای ظاهری آن گرفته و نوعی تجسیم را پذیرفته میباشد؛ در عین درحال حاضر صفات آفریدگار را برخلاف مضمون‌ معمولی آن در باب بشر‌ها دانسته و بر اینکه هیچ‌یک از مخلوقات با خدا شباهتی ندارند، تأکید نموده است.[۳۳]

اما می‌قدرت در فهم ظریف راویان از جزئیات حرف ابن شاذان شک کرد، اما نمی‌اقتدار شالوده انتساب این‌سیرتکامل مطالب را به او مردود دانست، به‌خصوص اینکه ابن شاذان خویش را خلف هشام بن حکم، یونس بن عبدالرحمان و سکاکی خوانده میباشد[۳۴] بلکه می بایست در ادراک معنای تجسیم در نظریه وی و اَسلافش دقّت به خرج بخشید.[۳۵] به‌طور کلی نظریه ابن شاذان درباره‌ی صفات الهی، آن‌سیرتکامل که نقل شد‌ه‌است، قرابت متعددی به عقاید سلفیان اهل‌سنت داراست.[مستلزم منبع]

ارتباط با مذهبها دیگر امامیه
وی در عراق با مشایخ فطحی و واقفیه ارتباط قربت داشته میباشد و در مجالس مناظره ابن فضال، گرانقدر ِ فطحیان، کمپانی می‌جست و گزینه عشق وافر وی بود.[۳۶] میان مشایخ وی برخی دیگر از فطحیان زیرا علی بن اسباط چشم میشود.[۳۷] از مشایخ واقفی وی نیز سیف بن عمیره، عثمان بن عیسی، عبدالله بن قاسم حضرمی و عبدالله بن جبله را می‌اقتدار خاطر کرد.[۳۸]

اثر ها
اثرها اورا بالغ بر ۱۸۰ تیتر دانسته‌اند که برخی از آن ها را که در سخن و فقه میباشد، نجاشی در رجال[۱] و طوسی در الفهرست[۳۹] بعضی اثرها اورا آورده‌اند، مثلا:

ثابت الرجعه، که منتخبی از آن به عملکرد باسم موسوی در خبر نامه تراثنا[۴۰] به چاپ رسیده میباشد؛
الطلاق، که کلینی[۴۱] قطعاتی از آن را نقل کرده که ظاهراً برگرفته از همین کتاب اوست.
علل الشرایع، در علل مرتبط با عبادات میباشد که نجاشی و طوسی[۴۲] آن را بیان کرده‌اند؛
الفرائض الکبیر[۴۳]
الفرائض الاوسط[۴۴]
الفرائض الصغیر[۴۵]
مسائل البلدان، که نجاشی[۴۶] بدان اشاره کرده و طوسی در بعضا از آثارش قسمت‌هایی از آن را نقل نموده است؛[۴۷]
یوم و لیله، که اورده شده به حیث امام حسن عسکری(ع) رسیده و گزینه تأیید آن حضرت قرار گرفته میباشد؛[۴۸]
کتابی با تیتر الایضاح به تلاش محدث ارموی در طهران در ۱۳۵۱ش به اسم فضل و ادب بن شاذان (به‌تیتر مؤلف) منتشر گردیده و بعد در بیروت در ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م تجدید چاپ گردیده‌است. هیچ‌یک از متقدّمان این کتاب را به ابن شاذان نسبت نداده‌اند و این نسبت اولیه توشه در قرن ۱۱ق در اثرها سود کاشانی به‌دیده می خورد.[۴۹] مؤلف در الایضاح به نقضِ معارضانِ امامیه به‌طور اعم و معتزله، جهمیه، مرجئه، خوارج و اصحاب حدیث به‌طور اخص پرداخته میباشد. محدث ارموی در پیشگفتار الایضاح همت کرده با بیان شواهدی صدق انتساب آن را به ابن شاذان اثبات نماید.[مستلزم منبع][۵۰]

بازدید : 20
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:56


کیسانیه فرقه‌ای مذهبی و از او‌لین انشعابات شیعی میباشد. این شاخه از شیعه به به عبارتی شتابی که پدید آمده بود، تجزیه شد.[۱] اطمینان به امامت محمد حنفیه و عهد و پیمان به بداء از معتقدات این فرقه تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

برخی معتقدند، فرقه‌ای به اسم کیسانیه ساخته و پرداخته دستگاه‌های سیاسی امویان، زبیریان و عباسیان بوده میباشد که هر کدام در عصر هنگامی مرتبط با خویش به احداث یا این که ادامه این فرقه دامن زده‌اند.

انگیزه اسم‌گذاری
انگیزه نامگذاری آن‌ها به کیسانیه استنادشان به کیسان میباشد. (کَیِّس) در لغت به معنای باذکاوت و با کیاست میباشد.[۲] در تاریخ فرق اسلامی[۳] درباره این که کیسان که می باشد نظرها مختلفی وجود داراست.

کیسان، کنیه مختار میباشد که ادعاشده به وی وحی می‌گردیده و با غیب رابطه داشته میباشد.؛[۴] آیت‌الله خویی در انگیزه نامگذاری مختار به کیسان می گوید: بر فرض صدق این کنیه برای وی، منشأش به عبارتی قصه کَشّی از امام علی(ع) میباشد که دو توشه مختار را با کنیه «یا این که کَیِّس» خطاب قرار داده میباشد.[۵]
کیسان، فرد دیگری غیر از مختار میباشد؛[۶] و مختار عقاید خویش را از یکی‌از وابستگان علی(ع) که کیسان اسم داشت گرفته میباشد.[۷] بعضا نیز کیسان را کنیه ابوعمره؛ مدیریت پلیس مختار و بعضی نیز کیسان را کنیه غلام حضرت علی(ع) دانسته‌اند.[۸]
باورهای کیسانیه
به انگیزه در دسترس نبودن عقاید بی واسطه کیسانیان، اعتقادات آن‌ها مستند به نقل از‌هایی میباشد که مخالفانشان اعم از امامیه یا این که اهل تسنن به دست داده‌اند. به اعتقادوباور محمد ابوزهره، دیدگاه ها کیسانیان مشوب به آرای فلسفی میباشد. آن ها به بداء، تناسخ، این که هرچیزی دارنده ظواهر و باطنی میباشد، گردآوری شدن حکمت‌ها و اسرار فقید در بشر و دانش علی(ع) به‌این اسرار و حکم، و... معتقدند.[۹]

در کتاب تاریخ فرق اسلامی، اعتقادوباور به مهدویت محمد حنفیه، قسم به بداء، دانش مستودع برای امام، حلول و تناسخ، دعوی نبوت و باطنی‌گرایی، از معتقدات کیسانیه نام برده میباشد.[۱۰] ولی درباره استناد سه اعتقاد و باور اخیر یعنی؛ تناسخ و حلول، دعوی نبوت و باطنی‌گرایی به آن‌ها اظهار شک و تردید گردیده و احتمال قادر‌خیس را بر عدم استحضار مختار از اینگونه اموری دانسته‌اند.[۱۱]

مهدویت محمد حنفیه
بعضی دانشمندان فرق و مذهبها اسلامی معتقدند محمد بن حنفیه او‌لین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد.[۱۲] معتقدین به مهدویت وی داعیه می‌‎کردند وی در کوه رَضْاوٰ سکونت کرده و از دو نهر از شیر و عسل ارتزاق می‌نماید تازمانیکه معبود امرش را بگشاید.[۱۳] آیت الله خویی محمد بن حنفیه را مبرای از کیسانیه دانسته و این نظر را دارد کیسانیه بعداز وفات او به وجود آمدند.[۱۴]

عهد و پیمان به بداء
"هرچند از نگرش شیعه عقیده بداء دیرینه بسیار دارااست، البته در داستان منابع فرقه‌شناختی این عقیده به مختار منسوب شده میباشد.[۱۵] بغدادی می‌نویسد: زمانی لشکریان مختار با باخت از مدائن برگشتند و به وی خرده گرفتند که چرا به ما وعده موفقیت دادی، وی به آیه (یمْحُوا اَللّٰهُ مٰا یشٰاءُ وَ یثْبِتُ) استناد کرد و بیان کرد بداء انجام شده میباشد. و این فرمان سبب ساز اعتقاد و باور کیسانیه به بداء شد.[۱۶]

بازدید : 25
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 18:02


گرایش غازان خان به تشیع
غازان‌خان با وصال به اقتدار اعلام مسلمانی کرد و امرکرد کلیه مغولان نیز مسلمان شوند. با اینکه وی از اختلاف شیعه و سنی هجران میکرد، مطابق گزارش‌ها و شواهدی تصمیم به اهل بیت و درنگ شیعی داشت[۱۳] البته برای پرهیز از بروز اختلاف، از اظهار آن دوری میکرد. بنابر گزارش‌های تاریخی وی به بقاع امامان شیعه علیهم‌السلام پژوهش میکرد و به زیارت مشهد امام رضا(ع) تشریفات ترحیم مشهد می رفت.[

۱۴] او همینطور امر کرد نهری حفر نمایند که آب فرات را به کربلا برساند. این نهر سبب ساز آبادانی این حیطه که پیشتر بیابانی بود شد و زراعت در آن رونق گرفت.[۱۵] وی همینطور مدعا بود در خوابی رسول (ص)‌او‌را به رعایت احترام و دوستی اهل بیت(ع) توصیه نموده است.[۱۶] غازان همینطور در زمان حکومت خویش به حالت سادات پژوهش کرد و دستورداد دارالسیاده‌ها در شهرهای متعدد تولید گردد.[۱۷] دارالسیاده‌ها جای ‌هایی برای پذیرایی و اسکان سادات بودند و موقوفاتی داشتند که عواید آن را به سادات می‌دادند.

بر پایه ی بعضا گزارش‌ها وی امرکرد در خطبه‌ها صلوات بر آل محمد نبی خواهد شد و نیز در سکه‌ها اسم امامان درج گردد ولی خواجه رشیدالدین فضل و ادب الله، وزیر وی، از این عمل بازدارنده شد و با اعتنا به اینکه بیشتر عموم کشور ایران سنی مذهب بودند، این فعالیت را به صلاح ندانست.[۱۸]

تشیع اولجایتو
پسر غازان خان، محمد خربنده یا این که خدابنده ملقب به الجایتو، که پس از بابا جانشین وی شد، به طور رسمی شیعه شد و مدتی برای توسعه و گسترش تشیع در جمهوری اسلامی ایران عملکرد کرد. هر تعدادی عملکرد وی برای شیعه کردن عامل ها حکومت با باخت و مخالفت اهل سنت مواجه شد. اولجایتو نخست سلطنت خویش مذهب حنفی داشت. در طول وی بازار اختلافات مذهبی گرم بود و در دربار وی دسته‌های متفاوت مذهبی حنفی، شافعی و شیعه حضور داشتند. به عنوان مثال یکی‌از وزیران وی خواجه رشیدالدین شافعی بود و وزیر دیگرش سعدالدین ساوجی مذهب تشیع داشت. در‌این روزگار برخی از علمای شیعه مثلا تاج الدین آوجی به پاد شاه مجاورت شدند. خواجه اصیل الدین طوسی فرزند خواجه نصیر الدین و نیز یکی عامل ها شیعه دربار به اسم ترمتاز از عده ای بودند که در شیعه کردن فرمانروا نقش داشتند.[۱۹] پاد شاه در سال ۷۰۹ به بغداد و بعد به حله و کوفه رفت و مشهد امیر المؤمنین (ع) را زیارت کرد. او در حله با علامه حلی دیدار کرد و زیر اثر دیدار با وی به صورت قانونی شیعه شد.[۲۰]

اولجایتو بعداز تایید تشیع، دستور اعطا کرد اسم خلفا را از خطبه بیاندازند و اسم امامان را بر سکه ضرب نمایند و حی علی نه العمل را به اذان بیافزایند. به دنبال هواخواهی اولجایتو از تشیع، عمل علمای شیعه در جمهوری اسلامی ایران ارتقا یافت و شهر سلطانیه از مرکز ها تجمع علمای شیعه شد. فخر المحققین فرزند علامه حلی و شمس الدین محمد آملی مثلا علمایی بودند که به سلطانیه آمدند. اولجایتو دستور اعطا کرد مقامات حکومتی نیز مذهب تشیع را بپذیرند و بعد از آن امرکرد عموم مردم شیعه شوند.[۲۱]

تایید تشیع در شهرهای گوناگون با مخالفت‌هایی از سوی عموم روبرو شد و بعضی از علمای اهل سنت و قضات شهر نیز از دستور اولجایتو پرهیز کردند. معارضان سعد الدین ساوجی نیز به بدگویی از وی نزد فرمانروا پرداختند که دست پایان به کشته شدن وی انجامید. چندی بعد از آن تاج الدین آوجی نیز آیتم خشم فرمان روا قرار گرفت. بدینسان وقتی که فرمان روا با مخالفت اهل سنت روبرو شد از سختگیری برای ترویج تشیع دست برداشت و مجدد امرکرد اسم خلفا را در خطبه ببرند.[۲۲] با این حالا خویش وی شیعه باقی ماند ولی فرزندش ابو سعید به مذهب اهل سنت بود.

بازدید : 23
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:56


تاریخچه بنی‌امیه
قبل از اسلام
روایاتی که درباره بنی‌امیه در زمان قبل از اسلام در چنگ میباشد، عمدتاً حاکی از سوابق عداوت و خون ریزی بین امویان و هاشمیان میباشد.[۲۰] مبتنی بر روایتی، عبدشمس و هاشم( دوتن از فرزندان مخلوق مناف) همزاد بودند و به هنگام به دنیاآمدن، انگشت یک کدام از به پیشانی دیگری چسبیده بود؛ زیرا آن دو را غیر وابسته کردند، خون ریخت و عموم آن را به فال بد گرفتند.[۲۱] در داستان بسیار شایع دیگری بیان شده میباشد که امیه بر جایگاه عموی خویش حسد پیروزی و با آنکه گنج داشت، نتوانست مانند وی گشاده‌دستی نماید و نزد عموم خوار شد و حتی کارش با هاشم به اختلاف و داوری کشید و مجبور ده سال تبعیدگونه در شام اقامت کرد.[۲۲] این قصه از جهاتی گزینه انتقاد قرار گرفته میباشد.[۲۳] امیه همانند هاشم خانواده بزرگی داشت[۲۴] و فعالانه به فعالیت تجاری می‌پرداخت.[۲۵] بعداز امیه، حرب فرزند وی مقام ویژه‌ای داشته میباشد؛ تا جایی که به تفسیر ابن‌خلدون، شهرت بنی‌امیه قبل از اسلام از حرب بن امیه بود که سر گروهی آن‌ها در جنگ فجار را به ذمه تشریفات ترحیم مشهد داشت.[۲۶]

زمانه رسول اسلام
در بعد از ظهر ظهور اسلام، ابوسفیان پررنگ‌ترین شخصیت بنی‌امیه و یک کدام از چهار تنی به شمار میرفت که گفته‌اند قبل از اسلام حکمشان نافذ بود.[۲۷] وی بیشتر به فعالیت بیزنس می‌پرداخت[۲۸] و اگرچه از معارضان نبی اسلام بود و در بعضا شغل‌ها علیه اسلام و مسلمان‌ها کمپانی جست،[۲۹] البته در مقایسه با دیگر سران قریش، عداوت کمتری نشانه می‌بخشید.[۳۰] یکی‌از دلایل احتمالی تفاوت ذکر شده، اشتغال او به کسب و کار و رابطه با دنیا محیط و در فیض، دلبستگی کمتر به عقاید مشرکان حجاز دانسته شد‌ه‌است؛[۳۱] چنانکه از همین رو او‌را از زنادقه قریش خوانده‌اند.[۳۲]

بعد از سفر رسول به مدینه، ابوسفیان مجدد به کسب و کار پرداخت و با کاروان بزرگی به شام رفت. وی گرچه مایل به تضارب با مسلمان ها عدم وجود، با وقوع نزاع بدر که بخش اعظمی از مشرکان و حنظله فرزندش در آن کشته شدند و پسر دیگرش، عمرو، به اسارت درآمد[۳۳] در رأس مشرکان قرار گرفت و در بسیج مکیان برای مبارزه احد نقش مهم را ایفاء کرد؛ چنانکه بعضی از پژوهشگران گفته‌اند که مبارزه بدر به رقابت یا این که دشمنی بنی‌امیه با بنی‌هاشم، فیس‌ای خونین بخشید[۳۴] و خاطره تلخ و گزنده آن تا سال‌های بدور حتی‌د‌ر تفکر نسل‌های آینده باقی ماند و در پاره‌ای رویدادها سده اولیه هجری نقش داشت.[۳۵] بعداز فتح مکه تنی چند از سران بنی‌امیه مسلمان شدند[۳۶] و حتی از امتیازهایی نیز بهره مند شدند، البته به حیث بعضا آن‌ها اسلام را از روزنه رقابت‌های خاندان‌ای و در جهت استخراج امتیازهای پهناور دنیوی و اقتدار سیاسی مینگریستند.[۳۷]

زمان خلافت ابوبکر
در سقیفه نقشی از بنی‌امیه چشم نمیشود و حتی ابوسفیان از تعیین ابوبکر به خلافت، بدان منجر که از تیره مشهوری از قریش خلا، آشکارا عیب گیری کرد.[۳۸] البته این اختلاف‌ها دورازشوخی خلا.[۳۹] قوم ابوسفیان در مبارزه‌های فرصت ابوبکر و قدمت فعالانه کمپانی جستند و یزید و معاویه، فرزندان ابوسفیان، در فتح برخی بخشها شام امیر سپاه بودند و ابعاد در پیمان قدمت به امارت نقاط نام برده دست یافتند.[۴۰]

خلافت قدمت
زمانی قدمت بن خطاب به خلافت رسید، یزید بن ابی‌سفیان را استاندار شام کرد و بعداز مُردن وی در طاعون عمواس، برادرش معاویه را به مکان وی قرار اعطا کرد.[۴۱] سخنی منسوب به قدمت، علامت می دهد که وی از تفویض ولایت به طلقاء و فرزندانشان خشنود نبوده میباشد،[۴۲] با این تمامی ابوسفیان در عهد و پیمان خلیفه دوم آیتم احترام بود[۴۳] و فرزندش را از مخالفت با خلیفه بر حذر می‌داشت.[۴۴]

بازدید : 37
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 15:00


عَمرو بن حَمِق خُزاعی(درگذشت ۵۰ق) صحابی نبی(ص) و از یاران امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود. او در نبرد جمل، صفین و نهروان به مدد از امام علی(ع) کمپانی کرد. عمرو بن حمق به‌دست نیروهای معاویه به شهید شدن رسید و اول فردی بود که سَرش در اسلام شهر به شهر گردانده شد. اسم او در شمار راویان احادیثی از رسول(ص) ازجمله حدیث غدیر نیز تشریفات ترحیم مشهد وجود داراست.

قبل از اسلام
عمرو بن حمق بن کاهن بن حبیب خزاعی از خاندان خزاعه میباشد. درباره معاش وی قبل از اسلام اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد. اورده شده وی در هشتاد سالگی به شهید شدن رسید.[۱] از این رو با اعتنا به اینکه سال شهیدشدن اورا سال ۵۰ق دانسته‌اند، دست کم سی سال پیش از مسافرت به جهان آمده میباشد.

زمانه نبی (ص)
به گفته ابن اثیر عمرو بعداز صلح حدیبیه به نزد فرستاده(ص) رفت و اسلام آورد، ولی او پیمان دیگری نیز نقل کرده که بعد از حجة الوداع اسلام آورده ولی عهدوپیمان نخستین را درست‌خیس دانسته میباشد.[۲] او از اصحاب رسول(ص) بود و از وی احادیثی مراقبت کرد و جبیر بن نُفَیر، رفاعة بن شداد و دیگر افراد از او حدیث قصه کرده‌اند.[۳] او همینطور از راویان حدیث غدیر میباشد.[۴] همینطور نقل میباشد روزی عمرو، نبی معبود(ص) را سیراب کرد، آن حضرت در حق او اینگونه دعا کرد: «اَللّهُمَّ مَتِّعهُ بِشَبابِه» خدایا اورا از جوانی‌اش منفعت‌مند ساز. عمرو نیز به برکت این دعا، هشتاد سال بر وی سپری شد اما یک مو سر سپید در رشد چشم نشد.[۵]

در طول خلفای سه‌گانه
عمرو، بعد از رسول (ص) مدتی در شام[۶] و به نقلی در مصر[۷] سکونت داشت و بعد از آن به کوفه آمد و در آنجا اقامت گزید.[۸]

او از معارضان عثمان بود. به نقل از محمد بن جریر طبری، عمرو بن حمق خزاعی و توده‌ای دیگر که در کوفه مخالف عثمان بودند گردهمایی‌ای ترتیب دادند. سعید بن عاص مخالفت این توده را به عثمان گزارش کرد و عثمان امر می دهد که تمامی به شام تبعید شوند.[۹] به گفته ابوعمر در الاستیعاب، عمرو از عده ای بود که به طرف مدینه (برای اعتراض به شیوه و انحرافات عثمان بن عفان از سنت) تکان کرد و از چهار نفری بود که به منزل عثمان حمله کرد.[۱۰] بعضی او را تحت عنوان قتل کننده عثمان معرفی کرده‌اند که نُه ضربه بر او وارد نموده است.[۱۱]

همینطور ملاحظه کنید: ماجرای قتل عثمان
ملازمت با حکومت امام علی
بعداز به خلافت وصال امام علی(ع)، عمرو بن حمق از شیعه ها مجاورت وی شد. کَشّی او را از حواریون حضرت علی(ع) معرفی نموده است.[۱۲] بنابر نقلی عمرو بن حمق برای حضرت علی(ع) به منزله سلمان فارسی نسبت به رسول(ص) بود.[۱۳]

او در پیکار جمل، صفین و نهروان کمپانی کرد.[۱۴] امام به عمرو فرمود:‌ای کاش در سپاه اینجانب صد نفر مانند تو بودند و درباره وی اینگونه دعا کرد: «خدایا دلش را به زهد پر‌نور گردان و رویکرد راستت را به وی بنما».[۱۵]

در مبارزه صفین عمرو بن حمق هنگامی که سپاهیان معاویه، قرآن‌ها را بر نیزه‌ها زدند، به پشتیبانی از امام علی(ع) پرداخت و در مخالفت با این مجموعه خطاب به امام علی(ع) خاطرنشان کرد:

ای امیرمؤمنان! به پروردگار پیمان ما تورا به خیال تعصب بر فسخ اجابت و امداد نکردیم. اجابت نکردیم مگر خدا را و طلب نکردیم مگر حق را. و در صورتی‌که کسی غیر از تو به آنچه که تو ما‌را به آن دعوت می‌کردی، دعوت میکرد، تضارب و رای زنی در آن قوت می‌گرفت و حق نابود می شد.[۱۶]
عمرو از یاران امام(ع) بود که در ماجرای حکمیت در کنار کسانی مانند حسن بن علی(ع)، حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر و صاحب اشتر در گردهمایی امام علی(ع) با نماینده معاویه، بر قوانینی که امام علی(ع) برای حکمیت انتخاب کرد، مدرک دادند.[۱۷]

شهید شدن

بازدید : 28
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:49


خلفای راشدین، عنوانی میباشد که اهل سنت به اول حاکمان بعد از فرستاده اکرم(ص) داده‌اند. خلفای راشدین به ترتیب عبارتند از: ابوبکر، قدمت، عثمان و علی(ع). در بعضی منابع، حسن بن علی(ع) هم در شمار خلفای راشدین مذکور تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

اهل سنت تیتر راشدین را متمایزکننده خلفای صدر اسلام از خلفای بنی امیه میدانند و بر این باورند که در زمان خلافت آن ها فضیلت ها اسلامی شکوفا گردیده است.

کلمه و واژه
راشد به معنای هدایت‌شد‌ه‌است و خلفای راشدین از طریقه اهل سنت به ترتیب عبارتند از: ابوبکر، قدمت، عثمان و امام علی(ع).[۱] در بعضا منابع اهل سنت، حسن بن علی(ع) هم در شمار خلفای راشدین دانسته گردیده است.[۲]

مستند روایی
مستند تیتر «‌خلفای راشدین»، حدیثی منسوب به رسول(ص) میباشد که با اندکی تفاوت در مجامع حدیثی اهل سنت نقل گردیده است. در‌این ماجرا نبی اصحاب را به تقلید از سنت خویش و سنت خلفای «راشدین» (هدایت‌گردیده) بعداز خویش فرامی‌خواند.[۳] محدثان و نویسندگان اهل سنت این تیتر عام را بر خلفای در آغاز بعداز رسول اطلاق کرده‌اند که در مشاهده کرد آن‌ها، به سنت رسول(ص) اقتدا و آن را نگهداری نموده‌اند.[۴]

همینطور بیان شده که عثمانیه (یعنی هواخواهان عثمان و دودمان اموی)، تیتر خلفای راشدین را درباره اول جانشینان فرستاده(ص) به فعالیت می‌بردند.[۵]

برخی از بزرگان و پژوهشگران شیعه همانند علامه امینی، درباره این حدیث گفت و گو کرده و آن را ساختگی دانسته‌اند.[۶] در متن ها حدیثی شیعه، گاهی همین لفظ به طور صفت برای ائمه دوازده‌گانه شیعه به شغل رفته میباشد.[۷][یادداشت ۱]

اهل سنت تیتر راشدین را متمایزکننده خلفای صدر اسلام از خلفای بنی‌امیه دانسته‌[۸] و بر این باورند که آن ها سنت نبی را محافظت کرده‌ و در عصر آن‌ها ایمان و فضیلت ها اسلامی شکوفا گردیده است.[۹]

خلافت ابوبکر
نوشته ی علمی‌های اساسی: ابوبکر بن ابوقحافه و حادثه سقیفه بنی ساعده
بعداز وفات نبی(ص)، انصار و مهاجرین در سقیفه بنی ساعده در مدینه اجتماع کردند و پیرو منازعه‌ای که بر رمز جانشینی آن حضرت، در بین انصار با یکدیگر و دربین آنها و مهاجران در گرفت، جمع‌ای با ابوبکر تحت عنوان خلیفه بیعت کردند. [۱۰] این بیعت که در طولِ غایب بودنِ بیشتر اصحاب نبی(ص) شکل گرفت به بیعت سقیفه جهانی شد.[۱۱] بنابر اطمینان متکلمان اهل سنت، اجماع اهل حل و عقد، بنیاد مشروعیت خلافت ابوبکر تلقی شد.[۱۲]

هرچند امام علی(ع) و بنی هاشم و دوستداران حضرت علی(ع)، به عنوان مثال گروهی از مهاجران و انصار، که به اول شیعه‌ها دارای شهرت شدند، با استناد به نص رسول اکرم(ص) بر جانشینی علی (ع) و قرابت وی با فرستاده(ص) و سبقت وی در اسلام، از بیعت دوری کردند.[۱۳]

خلافت قدمت
ابوبکر بعداز دو سال و یک‌سری ماه خلافت (۱۱- ۱۳)، در هنگام مرگ با تایپ کردن وصیت طومار‌ای قدمت را به جانشینی خویش معرفی کرد و با این عمل طریق سقیفه را سر مشق قرار نداد و طریق انتخاب خلافت به وسیله خلیفه قبل را بهره مند شد.[۱۴] گزینش قدمت اگرچه با نقد و نگرانی برخی از صحابه مواجه شوید،[۱۵] ولی به صورت کلی آهسته و بی‌شلوغی پذیرفته شد.

اقدامات قدمت
قلمرو دولت اسلامی در عصر ده ساله خلافت قدمت (خلافت: ۱۳-۲۳ق) توسعه چشمگیری یافت. وی اصل و حق تقدم در پرداخت مستمری به مسلمانها را بر سوابق اسلام آوردن آنها، کمپانی در غزوه بدر و نیز خویشی با فرستاده اکرم(ص) و اصل و نسب بستگان‌ای قرار بخشید[۱۶] که مغایر روش اسلامی بود.

وی اول خلیفه مسلمان بود که به قتل رسید. او قبل از مرگ، دستور جانشینی را به شورایی شش نفره از مهاجران اول برای مثال علی(ع) و عثمان سپرد و رأی پایانی را در شکل عدم توافق شورا، در دست عبدالرحمن بن عوف قرار اعطا کرد که به منزله کاهش مسئله گزینش علی بن ابی طالب بود. سه بدن از اعضای دیگر شورا، از یکدیگر مدد کرده و به علی(ع) رأی ندادند و عثمان با شرط تاسی از کتاب آفریدگار و سنت رسول اکرم(ص) و طریق شَیخَین (ابوبکر و قدمت) به خلافت رسید.[۱۷]

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه