loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 14
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:37


مرجعیت
حاج آقا حسین قمی با ورود به مشهد، با برپایی نماز جماعت، رابطه خویش را با عموم برقرار کرد و با پاسخگویی به سؤالات عموم و مطالعه به موقعیت محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستی حوزه علمیه را عهده دار شد و ضمن تفحص به کارها محصل ها علم ها فقاهتی، علم فقه و اصول را برای طالبان دانش، در خانه خویش درس دادن می کرد. قمی از دادن رساله و قبول مسوولیت مرجعیت امتناع میکرد، اما با پافشاری و مراجعه فراوان گردآوری متعددی از متدینین، رساله احکام فارسی وی در سال ۱۳۵۱ق به چاپ رسید و مرجعیت او از آن تاریخ استارت تشریفات ترحیم مشهد شد.[۸]

حاج آقا حسین نسبت به اقدامات ضد مذهبی رضاخان مدام موضع مشقت می‌گرفت. سرنوشت بعداز رخداد مسجد گوهرشاد، رژیم پهلوی، مدتی اورا در طهران توقیف و در غایت، در سال ۱۳۵۴ق به عراق تبعید کرد. به همین انگیزه از همین سال به سپس مرجعیت وی به کربلا منتقل شد. با وجود حاج آقا حسین قمی، حال و روز همگانی حوزه تغییر تحول یافت و جلسات درس و دعوا رونق دیگری گرفت. وی در کنار اداره حوزه و زعامت فقهی عموم و اعمال کارها مرجعیت،‌ به درس دادن و تربیت شاگردان پرداخت و دروس بیرون فقه و اصول درس دادن می کرد. بعداز درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، قمی نیز کربلا را پس از یازده سال رخنه‌ کرد و به نجف اشرف منتقل شد و مجتهدان نجف اشرف دستور مرجعیت را بر ذمه وی گذاشتند.[۹][۱۰]

دوران مرجعیت عامه حاج آقا حسین قمی کوتاه بود و بعداز چندین ماه از جهان رفت. سید محمدهادی میلانی نقل می‌نماید: "به بقاع سیدالشهداء مشرف شدم، حاج آقا حسین قمی بالای رمز مطهر نشسته بودند، به اینجانب اشاره نموده، نزد وی رفتم و آقا اظهار داشتند: سر کردگی و مرجعیت فقاهتی بعداز آسید ابوالحسن به اینجانب روی آورده و اینجانب می ترسم به دینم لطمه بخورد! اینجانب دعا میکنم شما آمین بگویید : خدایا! در حالتی‌که این سر گروهی به آیین اینجانب مضر میباشد، جان من را بگیر! آن گاه آن قدر شیون کردند که زمین از آب چشمٔ وی خیس شد».[۱۱]

عمل‌های سیاسی
زمانه رضاخان و اقدامات وی اعتراض علما را برانگیخت. حاج آقا حسین قمی به مخالفت با دستگاه رضاخان برخاست. در یک کدام از گرد‌همایی‌هایی که با حضور عالمان مشهد در خانه او برگزار شد، او از وضع و اوضاع سرازیر مرزو بوم به شدت متأثر و گریان شد آن گاه اذعان کرد:

«امروز اسلام جان نثار می خواهد. بر عموم میباشد که قیام نمایند».

در غایت علما تصمیم میگیرند که قمی در اعتراض به اقدامات ضددینی رضاخان به طهران رفته و با وی حرف نماید. او در واپسین گرد‌همایی درس خویش میگوید:

«به نظریه اینجانب، در‌حالتی که دوری از بر خلاف مذهب، مشروط به کشته‌شدن ده‌هزار نفر که رأس آن ها حاج‌آقا حسین قمی میباشد باشد، بها دارااست»

پیش از جنبش، گروهی ازمردم مشهد از وی میپرسند:«که در ملاقات با پاد شاه چه میخواهید؟»

وی می گوید: «اولیه از وی درخواست می کنم که از اپ‌های غیراسلامی دست بردارد و در شرایطی‌که موافقت نکرد، خفه‌اش می کنم!»[۱۲]

بازدید : 38
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 11:19


سید عبدالحسین دستغیب شیرازی (۱۲۹۲-۱۳۶۰ش) مجتهد شیعه، شهید محراب، امام آدینه شیراز. آوازه وی بیشتر به منجر درس خلق و کتاب‌های فراوان اخلاقی وی میباشد. گناهان کبیره، قلب سلیم، روایت‌های شگفت برای مثال اثر ها سید عبدالحسین دستغیب میباشد. وی در مبارزات انقلاب اسلامی نقش فعالی داشت و بعداز انقلاب به امام آدینه شیراز منصوب شد. در آذر ۱۳۶۰ش، بعداز اقامه نماز آدینه در یک حمله تروریستی انتحاری به وسیله یکی اعضای سازمان مجاهدین رفتار معروف به منافقین به شهیدشدن رسید و سومی شهید محراب اسم تشریفات ترحیم مشهد گرفت.

به دنیاآمدن و نسب
سید عبدالحسین دستغیب در ۱۰ محرم ۱۳۳۲ق (۱۸ آذر ۱۲۹۲ش)[۱] در خانواده‌ای شیخ در شیراز متولد شد. خویشاوندان دستغیب از سادات حسینی می‌باشند که آن ها را سادات حسنی حسینی نیز گفته‌اند. پدرش محمدتقی و پدربزرگش سید هدایت الله از عالمان و مجتهدان استان عجم بودند.[۲]

تحصیلات
دستغیب تحصیلات مقدماتی را نزد بابا فراگرفت. وی بعداز درگذشت پدرش سرپرستی مامان، سه خواهر و دو اخوی خرد‌خیس را بر ذمه گرفت و در مکتب خان شیراز نزد افرادی زیرا ملا احمد دارابی و علی‌اکبر ارسنجانی به علم آموزی افزود.[۳]

دستغیب در بیست‌سالگی اقامه نماز جماعت مسجد باقرخان، در محله بازار مرغ شیراز را بر ذمه گرفت. در عصر حکومت رضاشاه (۱۳۰۴-۱۳۲۰ش) برای نگهداری جامه روحانیت به مجبور در آزمون طلاب علم ها دینیه –که اداره معارف برگزار کرده بود- کمپانی نمود و با قبولی در آزمون، لباسش را محافظت کرد. چندی آن گاه به عذر و بهانه سخنان تحریک‌آمیز و مخالفت‌هایش به زندان زمین‌خورد و فی مابین شکاف وطن یا این که کنار نهادن خرقه روحانیت مخیر شد. در فیض، در سال ۱۳۱۴ش به نجف رفت و در آن شهر نزد استادانی زیرا محمدکاظم شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به ادامه علم آموزی در مراتب بهتر پرداخت[۴] و بعداز سقوط حکومت رضاشاه به سفارش استادش محمدکاظم شیرازی، به شیراز رجوع و برگشت.[۵]

عمل‎‌های اجتماعی
دستغیب بعد از این در کنار برگزاری مجالس وعظ و سخنرانی، درس دادن و تألیف، به کارها عام‌المنفعه‌ای زیرا تأسیس و تجدید بنا مساجد و مدرسه ها به عنوان مثال مسجد جامع عتیق شیراز و مکتب علمیه حکیم پرداخت.[۶]

مبارزات قبل از انقلاب
دستغیب که خطیب مسجد جامع عتیق بود، طی یک سری دهه فعالیتش در قبل از انقلاب اسلامی، از اوضاع و احوال اجتماعی جمهوری اسلامی ایران و اشاعه مظاهر غیردینی در مرزو بوم عیب گیری می کرد. وی بعد از شروع اپ انقلاب سپید در اوایل دهه ۱۳۴۰ش، به تاسی از علما و مراجع تبعیت به ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعتراض کرد. اعتراض به حکومت پهلوی در به رسمیت شناختن اسرائیل نیز یک کدام از دیگر از مخالفت‌های وی بود.[۷]

موضع‌ها انقلابی دستغیب موجب شوید که چند دفعه بازداشت و زندانی خواهد شد.[۸] ساواک در ۱۳۵۲ش دستغیب را به باعث اختلال سخنرانی‌های تند ممنوع‌المنبر کرد[۹] مخالفت او با یاز‌دهمی و واپسین برگزاری مراسم جشن و پای کوبی هنر شیراز[یادداشت ۱] در سال ۱۳۵۶ش و عکس العمل تند وی به نوشته‌ی‌علمی توهین‌آمیز خبرنامه داده ها در ۱۹ دی ۱۳۵۶، مثال‌ای از موضع ها او میباشد.[۱۰]

بازدید : 115
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:42


امام هادی(ع) و امام جواد(ع)
طوسی، ابن شاذان را در شمار اصحاب امام هادی(ع) آورده میباشد.[۱۱] با اعتنا به حضور ابن شاذان در عراق در ربع نخستین قرن ۳ق، احتمال داستان بدون واسطه وی از امام جواد(ص) و امام هادی(ص) تشریفات ترحیم مشهد وجود دارااست.

امام حسن عسکری(ع)
ابن شاذان، در طول امام حسن عسکری(ع) از معتبرترین عالمان امامی خراسان به‌شمار میرفت. کشی از رابطه دورادور وی با آن حضرت خبر داده میباشد.[۱۲] در ارتباط ارتباط وی با امام حسن عسکری(ع) احادیث بر دو گروه میباشد؛ در یک‌تیم سخنانی از آن‌حضرت در عتاب و ملامت او وارداتی[۱۳] و در بعضی تَرَحُّم امام(ع) نسبت به او و مدح وی چشم میگردد.[۱۴]

مقام علمی
سخن
روحانی طوسی از او به‌تیتر متکلمی جلیل‌القدر حافظه نموده است.[۱۵]

فقه
ابن شاذان به‌تیتر عالم نیز شناخته می شد.[۱۶] متفحص حلی او‌را در زمره فقیهان رتبه اولیه امامیه شمرده میباشد؛[۱۷] ولی داده ها باقی مانده از فقه وی اندک میباشد. بخشی از فقه ابن شاذان که مخالفت بارزی با ایده هاِ دارای شهرت امامیه ندارد، در کتاب العلل وی قابل دسترسی میباشد.[مستلزم منبع] اما این کتاب فقط مباحث مرتبط با عبادات را مشمول می شود.[مستلزم منبع]

چنان‌که از تلویح ابن بابویه[۱۸] و تصریح سید مرتضی[۱۹] برمی‌آید، ابن شاذان به حجیت قیاس مُستَنبَطُ العلّه قائل بوده میباشد.[۲۰] واکنش انگیزه‌گرایانه وی با احکام دینی در سراسر العلل نیز مؤید این دستور میباشد.

حدیث
ابن شاذان در سلسله اوراق اکثری از روایات امامیه قرار گرفته میباشد؛ نجاشی به توثیق وی تصریح نموده است.[۲۱] کشّی در موضع ها اکثری به ایده ها و جرح و تعدیل‌های وی درباره محدّثان استناد جسته میباشد.[۲۲]

عقاید
برپایه داده ها اندکی که در مشت میباشد، پایه تعالیم کلامی ابن شاذان، بعداز شهادتین، اقرار به حجت آفریدگار و اقرار به ماجاء اینجانب عندالله میباشد.[۲۳] وی به محور رجعت قائل بود[۲۴] و در مسأله‌ای زیرا تزویج قدمت با ام کلثوم دختر امام علی(ع) معتقد بود که آن ام‌کلثوم دیگری بوده میباشد.[۲۵]

یقین به امامت
کلیات نظریه وی راجع‌به امامت با عقاید امامیه انطباق داراست؛ چون وی استحقاق امامت را به نص می داند و امام را واجب الاطاعه می‌شمرد[۲۶] و وجود بیش تر از یک امام را در حین واحد بر روی زمین، غیرممکن می‌دانست.[۲۷]

ولی آورده شده که وی در بعضا مسائل امامت ایده ها ویژه‌ای داشت. او با این نظریه که امامان به درون کارها آگاهند و دانش الهی لاینقطع به وی میرسد، موافق عدم وجود و معتقد بود فرستاده(ص) آیین را به‌طور بدون نقص آورده و امامان بعداز وی، دانش خویش را از سرچشمه فرستاده(ص) فراگرفته‌اند.[۲۸] آورده شده ابن شاذان وصی ابراهیم(ع) را رفیعتر از وصی ّ فرستاده(ص) می‌دانست و این به معنی تفضیل انبیا بر ائمه میباشد؛[۲۹] اما یکی هوا داران معاصرش این حرف را اتهامی به او دانسته میباشد.[۳۰]

ثابت امامت علی(ع)
ابن شاذان در کتاب العلل[۳۱] و در مناظراتی که از او بیان شده،[۳۲] استدلال خویش بر ثابت امامت حضرت علی(ع) و نفی امامت شیخین و بعضا دیگر از مسائل امامت را ذکر نموده است.

اقرار به "ما جاء اینجانب عندالله"
اقرار به «ماجاء اینجانب عندالله» در حرف ابن شاذان از اعتبار خاصی شامل است. به‌تیتر نمونه، براساس ماجرا کشی وی نشانه‌ها مرتبط با اِستوای بر افق را راجع به پروردگار به‌به عبارتی معنای ظاهری آن گرفته و نوعی تجسیم را پذیرفته میباشد؛ در عین درحال حاضر صفات آفریدگار را برخلاف مضمون‌ معمولی آن در باب بشر‌ها دانسته و بر اینکه هیچ‌یک از مخلوقات با خدا شباهتی ندارند، تأکید نموده است.[۳۳]

اما می‌قدرت در فهم ظریف راویان از جزئیات حرف ابن شاذان شک کرد، اما نمی‌اقتدار شالوده انتساب این‌سیرتکامل مطالب را به او مردود دانست، به‌خصوص اینکه ابن شاذان خویش را خلف هشام بن حکم، یونس بن عبدالرحمان و سکاکی خوانده میباشد[۳۴] بلکه می بایست در ادراک معنای تجسیم در نظریه وی و اَسلافش دقّت به خرج بخشید.[۳۵] به‌طور کلی نظریه ابن شاذان درباره‌ی صفات الهی، آن‌سیرتکامل که نقل شد‌ه‌است، قرابت متعددی به عقاید سلفیان اهل‌سنت داراست.[مستلزم منبع]

ارتباط با مذهبها دیگر امامیه
وی در عراق با مشایخ فطحی و واقفیه ارتباط قربت داشته میباشد و در مجالس مناظره ابن فضال، گرانقدر ِ فطحیان، کمپانی می‌جست و گزینه عشق وافر وی بود.[۳۶] میان مشایخ وی برخی دیگر از فطحیان زیرا علی بن اسباط چشم میشود.[۳۷] از مشایخ واقفی وی نیز سیف بن عمیره، عثمان بن عیسی، عبدالله بن قاسم حضرمی و عبدالله بن جبله را می‌اقتدار خاطر کرد.[۳۸]

اثر ها
اثرها اورا بالغ بر ۱۸۰ تیتر دانسته‌اند که برخی از آن ها را که در سخن و فقه میباشد، نجاشی در رجال[۱] و طوسی در الفهرست[۳۹] بعضی اثرها اورا آورده‌اند، مثلا:

ثابت الرجعه، که منتخبی از آن به عملکرد باسم موسوی در خبر نامه تراثنا[۴۰] به چاپ رسیده میباشد؛
الطلاق، که کلینی[۴۱] قطعاتی از آن را نقل کرده که ظاهراً برگرفته از همین کتاب اوست.
علل الشرایع، در علل مرتبط با عبادات میباشد که نجاشی و طوسی[۴۲] آن را بیان کرده‌اند؛
الفرائض الکبیر[۴۳]
الفرائض الاوسط[۴۴]
الفرائض الصغیر[۴۵]
مسائل البلدان، که نجاشی[۴۶] بدان اشاره کرده و طوسی در بعضا از آثارش قسمت‌هایی از آن را نقل نموده است؛[۴۷]
یوم و لیله، که اورده شده به حیث امام حسن عسکری(ع) رسیده و گزینه تأیید آن حضرت قرار گرفته میباشد؛[۴۸]
کتابی با تیتر الایضاح به تلاش محدث ارموی در طهران در ۱۳۵۱ش به اسم فضل و ادب بن شاذان (به‌تیتر مؤلف) منتشر گردیده و بعد در بیروت در ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م تجدید چاپ گردیده‌است. هیچ‌یک از متقدّمان این کتاب را به ابن شاذان نسبت نداده‌اند و این نسبت اولیه توشه در قرن ۱۱ق در اثرها سود کاشانی به‌دیده می خورد.[۴۹] مؤلف در الایضاح به نقضِ معارضانِ امامیه به‌طور اعم و معتزله، جهمیه، مرجئه، خوارج و اصحاب حدیث به‌طور اخص پرداخته میباشد. محدث ارموی در پیشگفتار الایضاح همت کرده با بیان شواهدی صدق انتساب آن را به ابن شاذان اثبات نماید.[مستلزم منبع][۵۰]

بازدید : 18
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:56


کیسانیه فرقه‌ای مذهبی و از او‌لین انشعابات شیعی میباشد. این شاخه از شیعه به به عبارتی شتابی که پدید آمده بود، تجزیه شد.[۱] اطمینان به امامت محمد حنفیه و عهد و پیمان به بداء از معتقدات این فرقه تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

برخی معتقدند، فرقه‌ای به اسم کیسانیه ساخته و پرداخته دستگاه‌های سیاسی امویان، زبیریان و عباسیان بوده میباشد که هر کدام در عصر هنگامی مرتبط با خویش به احداث یا این که ادامه این فرقه دامن زده‌اند.

انگیزه اسم‌گذاری
انگیزه نامگذاری آن‌ها به کیسانیه استنادشان به کیسان میباشد. (کَیِّس) در لغت به معنای باذکاوت و با کیاست میباشد.[۲] در تاریخ فرق اسلامی[۳] درباره این که کیسان که می باشد نظرها مختلفی وجود داراست.

کیسان، کنیه مختار میباشد که ادعاشده به وی وحی می‌گردیده و با غیب رابطه داشته میباشد.؛[۴] آیت‌الله خویی در انگیزه نامگذاری مختار به کیسان می گوید: بر فرض صدق این کنیه برای وی، منشأش به عبارتی قصه کَشّی از امام علی(ع) میباشد که دو توشه مختار را با کنیه «یا این که کَیِّس» خطاب قرار داده میباشد.[۵]
کیسان، فرد دیگری غیر از مختار میباشد؛[۶] و مختار عقاید خویش را از یکی‌از وابستگان علی(ع) که کیسان اسم داشت گرفته میباشد.[۷] بعضا نیز کیسان را کنیه ابوعمره؛ مدیریت پلیس مختار و بعضی نیز کیسان را کنیه غلام حضرت علی(ع) دانسته‌اند.[۸]
باورهای کیسانیه
به انگیزه در دسترس نبودن عقاید بی واسطه کیسانیان، اعتقادات آن‌ها مستند به نقل از‌هایی میباشد که مخالفانشان اعم از امامیه یا این که اهل تسنن به دست داده‌اند. به اعتقادوباور محمد ابوزهره، دیدگاه ها کیسانیان مشوب به آرای فلسفی میباشد. آن ها به بداء، تناسخ، این که هرچیزی دارنده ظواهر و باطنی میباشد، گردآوری شدن حکمت‌ها و اسرار فقید در بشر و دانش علی(ع) به‌این اسرار و حکم، و... معتقدند.[۹]

در کتاب تاریخ فرق اسلامی، اعتقادوباور به مهدویت محمد حنفیه، قسم به بداء، دانش مستودع برای امام، حلول و تناسخ، دعوی نبوت و باطنی‌گرایی، از معتقدات کیسانیه نام برده میباشد.[۱۰] ولی درباره استناد سه اعتقاد و باور اخیر یعنی؛ تناسخ و حلول، دعوی نبوت و باطنی‌گرایی به آن‌ها اظهار شک و تردید گردیده و احتمال قادر‌خیس را بر عدم استحضار مختار از اینگونه اموری دانسته‌اند.[۱۱]

مهدویت محمد حنفیه
بعضی دانشمندان فرق و مذهبها اسلامی معتقدند محمد بن حنفیه او‌لین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد.[۱۲] معتقدین به مهدویت وی داعیه می‌‎کردند وی در کوه رَضْاوٰ سکونت کرده و از دو نهر از شیر و عسل ارتزاق می‌نماید تازمانیکه معبود امرش را بگشاید.[۱۳] آیت الله خویی محمد بن حنفیه را مبرای از کیسانیه دانسته و این نظر را دارد کیسانیه بعداز وفات او به وجود آمدند.[۱۴]

عهد و پیمان به بداء
"هرچند از نگرش شیعه عقیده بداء دیرینه بسیار دارااست، البته در داستان منابع فرقه‌شناختی این عقیده به مختار منسوب شده میباشد.[۱۵] بغدادی می‌نویسد: زمانی لشکریان مختار با باخت از مدائن برگشتند و به وی خرده گرفتند که چرا به ما وعده موفقیت دادی، وی به آیه (یمْحُوا اَللّٰهُ مٰا یشٰاءُ وَ یثْبِتُ) استناد کرد و بیان کرد بداء انجام شده میباشد. و این فرمان سبب ساز اعتقاد و باور کیسانیه به بداء شد.[۱۶]

بازدید : 25
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 18:02


گرایش غازان خان به تشیع
غازان‌خان با وصال به اقتدار اعلام مسلمانی کرد و امرکرد کلیه مغولان نیز مسلمان شوند. با اینکه وی از اختلاف شیعه و سنی هجران میکرد، مطابق گزارش‌ها و شواهدی تصمیم به اهل بیت و درنگ شیعی داشت[۱۳] البته برای پرهیز از بروز اختلاف، از اظهار آن دوری میکرد. بنابر گزارش‌های تاریخی وی به بقاع امامان شیعه علیهم‌السلام پژوهش میکرد و به زیارت مشهد امام رضا(ع) تشریفات ترحیم مشهد می رفت.[

۱۴] او همینطور امر کرد نهری حفر نمایند که آب فرات را به کربلا برساند. این نهر سبب ساز آبادانی این حیطه که پیشتر بیابانی بود شد و زراعت در آن رونق گرفت.[۱۵] وی همینطور مدعا بود در خوابی رسول (ص)‌او‌را به رعایت احترام و دوستی اهل بیت(ع) توصیه نموده است.[۱۶] غازان همینطور در زمان حکومت خویش به حالت سادات پژوهش کرد و دستورداد دارالسیاده‌ها در شهرهای متعدد تولید گردد.[۱۷] دارالسیاده‌ها جای ‌هایی برای پذیرایی و اسکان سادات بودند و موقوفاتی داشتند که عواید آن را به سادات می‌دادند.

بر پایه ی بعضا گزارش‌ها وی امرکرد در خطبه‌ها صلوات بر آل محمد نبی خواهد شد و نیز در سکه‌ها اسم امامان درج گردد ولی خواجه رشیدالدین فضل و ادب الله، وزیر وی، از این عمل بازدارنده شد و با اعتنا به اینکه بیشتر عموم کشور ایران سنی مذهب بودند، این فعالیت را به صلاح ندانست.[۱۸]

تشیع اولجایتو
پسر غازان خان، محمد خربنده یا این که خدابنده ملقب به الجایتو، که پس از بابا جانشین وی شد، به طور رسمی شیعه شد و مدتی برای توسعه و گسترش تشیع در جمهوری اسلامی ایران عملکرد کرد. هر تعدادی عملکرد وی برای شیعه کردن عامل ها حکومت با باخت و مخالفت اهل سنت مواجه شد. اولجایتو نخست سلطنت خویش مذهب حنفی داشت. در طول وی بازار اختلافات مذهبی گرم بود و در دربار وی دسته‌های متفاوت مذهبی حنفی، شافعی و شیعه حضور داشتند. به عنوان مثال یکی‌از وزیران وی خواجه رشیدالدین شافعی بود و وزیر دیگرش سعدالدین ساوجی مذهب تشیع داشت. در‌این روزگار برخی از علمای شیعه مثلا تاج الدین آوجی به پاد شاه مجاورت شدند. خواجه اصیل الدین طوسی فرزند خواجه نصیر الدین و نیز یکی عامل ها شیعه دربار به اسم ترمتاز از عده ای بودند که در شیعه کردن فرمانروا نقش داشتند.[۱۹] پاد شاه در سال ۷۰۹ به بغداد و بعد به حله و کوفه رفت و مشهد امیر المؤمنین (ع) را زیارت کرد. او در حله با علامه حلی دیدار کرد و زیر اثر دیدار با وی به صورت قانونی شیعه شد.[۲۰]

اولجایتو بعداز تایید تشیع، دستور اعطا کرد اسم خلفا را از خطبه بیاندازند و اسم امامان را بر سکه ضرب نمایند و حی علی نه العمل را به اذان بیافزایند. به دنبال هواخواهی اولجایتو از تشیع، عمل علمای شیعه در جمهوری اسلامی ایران ارتقا یافت و شهر سلطانیه از مرکز ها تجمع علمای شیعه شد. فخر المحققین فرزند علامه حلی و شمس الدین محمد آملی مثلا علمایی بودند که به سلطانیه آمدند. اولجایتو دستور اعطا کرد مقامات حکومتی نیز مذهب تشیع را بپذیرند و بعد از آن امرکرد عموم مردم شیعه شوند.[۲۱]

تایید تشیع در شهرهای گوناگون با مخالفت‌هایی از سوی عموم روبرو شد و بعضی از علمای اهل سنت و قضات شهر نیز از دستور اولجایتو پرهیز کردند. معارضان سعد الدین ساوجی نیز به بدگویی از وی نزد فرمانروا پرداختند که دست پایان به کشته شدن وی انجامید. چندی بعد از آن تاج الدین آوجی نیز آیتم خشم فرمان روا قرار گرفت. بدینسان وقتی که فرمان روا با مخالفت اهل سنت روبرو شد از سختگیری برای ترویج تشیع دست برداشت و مجدد امرکرد اسم خلفا را در خطبه ببرند.[۲۲] با این حالا خویش وی شیعه باقی ماند ولی فرزندش ابو سعید به مذهب اهل سنت بود.

بازدید : 23
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:56


تاریخچه بنی‌امیه
قبل از اسلام
روایاتی که درباره بنی‌امیه در زمان قبل از اسلام در چنگ میباشد، عمدتاً حاکی از سوابق عداوت و خون ریزی بین امویان و هاشمیان میباشد.[۲۰] مبتنی بر روایتی، عبدشمس و هاشم( دوتن از فرزندان مخلوق مناف) همزاد بودند و به هنگام به دنیاآمدن، انگشت یک کدام از به پیشانی دیگری چسبیده بود؛ زیرا آن دو را غیر وابسته کردند، خون ریخت و عموم آن را به فال بد گرفتند.[۲۱] در داستان بسیار شایع دیگری بیان شده میباشد که امیه بر جایگاه عموی خویش حسد پیروزی و با آنکه گنج داشت، نتوانست مانند وی گشاده‌دستی نماید و نزد عموم خوار شد و حتی کارش با هاشم به اختلاف و داوری کشید و مجبور ده سال تبعیدگونه در شام اقامت کرد.[۲۲] این قصه از جهاتی گزینه انتقاد قرار گرفته میباشد.[۲۳] امیه همانند هاشم خانواده بزرگی داشت[۲۴] و فعالانه به فعالیت تجاری می‌پرداخت.[۲۵] بعداز امیه، حرب فرزند وی مقام ویژه‌ای داشته میباشد؛ تا جایی که به تفسیر ابن‌خلدون، شهرت بنی‌امیه قبل از اسلام از حرب بن امیه بود که سر گروهی آن‌ها در جنگ فجار را به ذمه تشریفات ترحیم مشهد داشت.[۲۶]

زمانه رسول اسلام
در بعد از ظهر ظهور اسلام، ابوسفیان پررنگ‌ترین شخصیت بنی‌امیه و یک کدام از چهار تنی به شمار میرفت که گفته‌اند قبل از اسلام حکمشان نافذ بود.[۲۷] وی بیشتر به فعالیت بیزنس می‌پرداخت[۲۸] و اگرچه از معارضان نبی اسلام بود و در بعضا شغل‌ها علیه اسلام و مسلمان‌ها کمپانی جست،[۲۹] البته در مقایسه با دیگر سران قریش، عداوت کمتری نشانه می‌بخشید.[۳۰] یکی‌از دلایل احتمالی تفاوت ذکر شده، اشتغال او به کسب و کار و رابطه با دنیا محیط و در فیض، دلبستگی کمتر به عقاید مشرکان حجاز دانسته شد‌ه‌است؛[۳۱] چنانکه از همین رو او‌را از زنادقه قریش خوانده‌اند.[۳۲]

بعد از سفر رسول به مدینه، ابوسفیان مجدد به کسب و کار پرداخت و با کاروان بزرگی به شام رفت. وی گرچه مایل به تضارب با مسلمان ها عدم وجود، با وقوع نزاع بدر که بخش اعظمی از مشرکان و حنظله فرزندش در آن کشته شدند و پسر دیگرش، عمرو، به اسارت درآمد[۳۳] در رأس مشرکان قرار گرفت و در بسیج مکیان برای مبارزه احد نقش مهم را ایفاء کرد؛ چنانکه بعضی از پژوهشگران گفته‌اند که مبارزه بدر به رقابت یا این که دشمنی بنی‌امیه با بنی‌هاشم، فیس‌ای خونین بخشید[۳۴] و خاطره تلخ و گزنده آن تا سال‌های بدور حتی‌د‌ر تفکر نسل‌های آینده باقی ماند و در پاره‌ای رویدادها سده اولیه هجری نقش داشت.[۳۵] بعداز فتح مکه تنی چند از سران بنی‌امیه مسلمان شدند[۳۶] و حتی از امتیازهایی نیز بهره مند شدند، البته به حیث بعضا آن‌ها اسلام را از روزنه رقابت‌های خاندان‌ای و در جهت استخراج امتیازهای پهناور دنیوی و اقتدار سیاسی مینگریستند.[۳۷]

زمان خلافت ابوبکر
در سقیفه نقشی از بنی‌امیه چشم نمیشود و حتی ابوسفیان از تعیین ابوبکر به خلافت، بدان منجر که از تیره مشهوری از قریش خلا، آشکارا عیب گیری کرد.[۳۸] البته این اختلاف‌ها دورازشوخی خلا.[۳۹] قوم ابوسفیان در مبارزه‌های فرصت ابوبکر و قدمت فعالانه کمپانی جستند و یزید و معاویه، فرزندان ابوسفیان، در فتح برخی بخشها شام امیر سپاه بودند و ابعاد در پیمان قدمت به امارت نقاط نام برده دست یافتند.[۴۰]

خلافت قدمت
زمانی قدمت بن خطاب به خلافت رسید، یزید بن ابی‌سفیان را استاندار شام کرد و بعداز مُردن وی در طاعون عمواس، برادرش معاویه را به مکان وی قرار اعطا کرد.[۴۱] سخنی منسوب به قدمت، علامت می دهد که وی از تفویض ولایت به طلقاء و فرزندانشان خشنود نبوده میباشد،[۴۲] با این تمامی ابوسفیان در عهد و پیمان خلیفه دوم آیتم احترام بود[۴۳] و فرزندش را از مخالفت با خلیفه بر حذر می‌داشت.[۴۴]

بازدید : 34
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 15:00


عَمرو بن حَمِق خُزاعی(درگذشت ۵۰ق) صحابی نبی(ص) و از یاران امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود. او در نبرد جمل، صفین و نهروان به مدد از امام علی(ع) کمپانی کرد. عمرو بن حمق به‌دست نیروهای معاویه به شهید شدن رسید و اول فردی بود که سَرش در اسلام شهر به شهر گردانده شد. اسم او در شمار راویان احادیثی از رسول(ص) ازجمله حدیث غدیر نیز تشریفات ترحیم مشهد وجود داراست.

قبل از اسلام
عمرو بن حمق بن کاهن بن حبیب خزاعی از خاندان خزاعه میباشد. درباره معاش وی قبل از اسلام اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد. اورده شده وی در هشتاد سالگی به شهید شدن رسید.[۱] از این رو با اعتنا به اینکه سال شهیدشدن اورا سال ۵۰ق دانسته‌اند، دست کم سی سال پیش از مسافرت به جهان آمده میباشد.

زمانه نبی (ص)
به گفته ابن اثیر عمرو بعداز صلح حدیبیه به نزد فرستاده(ص) رفت و اسلام آورد، ولی او پیمان دیگری نیز نقل کرده که بعد از حجة الوداع اسلام آورده ولی عهدوپیمان نخستین را درست‌خیس دانسته میباشد.[۲] او از اصحاب رسول(ص) بود و از وی احادیثی مراقبت کرد و جبیر بن نُفَیر، رفاعة بن شداد و دیگر افراد از او حدیث قصه کرده‌اند.[۳] او همینطور از راویان حدیث غدیر میباشد.[۴] همینطور نقل میباشد روزی عمرو، نبی معبود(ص) را سیراب کرد، آن حضرت در حق او اینگونه دعا کرد: «اَللّهُمَّ مَتِّعهُ بِشَبابِه» خدایا اورا از جوانی‌اش منفعت‌مند ساز. عمرو نیز به برکت این دعا، هشتاد سال بر وی سپری شد اما یک مو سر سپید در رشد چشم نشد.[۵]

در طول خلفای سه‌گانه
عمرو، بعد از رسول (ص) مدتی در شام[۶] و به نقلی در مصر[۷] سکونت داشت و بعد از آن به کوفه آمد و در آنجا اقامت گزید.[۸]

او از معارضان عثمان بود. به نقل از محمد بن جریر طبری، عمرو بن حمق خزاعی و توده‌ای دیگر که در کوفه مخالف عثمان بودند گردهمایی‌ای ترتیب دادند. سعید بن عاص مخالفت این توده را به عثمان گزارش کرد و عثمان امر می دهد که تمامی به شام تبعید شوند.[۹] به گفته ابوعمر در الاستیعاب، عمرو از عده ای بود که به طرف مدینه (برای اعتراض به شیوه و انحرافات عثمان بن عفان از سنت) تکان کرد و از چهار نفری بود که به منزل عثمان حمله کرد.[۱۰] بعضی او را تحت عنوان قتل کننده عثمان معرفی کرده‌اند که نُه ضربه بر او وارد نموده است.[۱۱]

همینطور ملاحظه کنید: ماجرای قتل عثمان
ملازمت با حکومت امام علی
بعداز به خلافت وصال امام علی(ع)، عمرو بن حمق از شیعه ها مجاورت وی شد. کَشّی او را از حواریون حضرت علی(ع) معرفی نموده است.[۱۲] بنابر نقلی عمرو بن حمق برای حضرت علی(ع) به منزله سلمان فارسی نسبت به رسول(ص) بود.[۱۳]

او در پیکار جمل، صفین و نهروان کمپانی کرد.[۱۴] امام به عمرو فرمود:‌ای کاش در سپاه اینجانب صد نفر مانند تو بودند و درباره وی اینگونه دعا کرد: «خدایا دلش را به زهد پر‌نور گردان و رویکرد راستت را به وی بنما».[۱۵]

در مبارزه صفین عمرو بن حمق هنگامی که سپاهیان معاویه، قرآن‌ها را بر نیزه‌ها زدند، به پشتیبانی از امام علی(ع) پرداخت و در مخالفت با این مجموعه خطاب به امام علی(ع) خاطرنشان کرد:

ای امیرمؤمنان! به پروردگار پیمان ما تورا به خیال تعصب بر فسخ اجابت و امداد نکردیم. اجابت نکردیم مگر خدا را و طلب نکردیم مگر حق را. و در صورتی‌که کسی غیر از تو به آنچه که تو ما‌را به آن دعوت می‌کردی، دعوت میکرد، تضارب و رای زنی در آن قوت می‌گرفت و حق نابود می شد.[۱۶]
عمرو از یاران امام(ع) بود که در ماجرای حکمیت در کنار کسانی مانند حسن بن علی(ع)، حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر و صاحب اشتر در گردهمایی امام علی(ع) با نماینده معاویه، بر قوانینی که امام علی(ع) برای حکمیت انتخاب کرد، مدرک دادند.[۱۷]

شهید شدن

بازدید : 25
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:49


خلفای راشدین، عنوانی میباشد که اهل سنت به اول حاکمان بعد از فرستاده اکرم(ص) داده‌اند. خلفای راشدین به ترتیب عبارتند از: ابوبکر، قدمت، عثمان و علی(ع). در بعضی منابع، حسن بن علی(ع) هم در شمار خلفای راشدین مذکور تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

اهل سنت تیتر راشدین را متمایزکننده خلفای صدر اسلام از خلفای بنی امیه میدانند و بر این باورند که در زمان خلافت آن ها فضیلت ها اسلامی شکوفا گردیده است.

کلمه و واژه
راشد به معنای هدایت‌شد‌ه‌است و خلفای راشدین از طریقه اهل سنت به ترتیب عبارتند از: ابوبکر، قدمت، عثمان و امام علی(ع).[۱] در بعضا منابع اهل سنت، حسن بن علی(ع) هم در شمار خلفای راشدین دانسته گردیده است.[۲]

مستند روایی
مستند تیتر «‌خلفای راشدین»، حدیثی منسوب به رسول(ص) میباشد که با اندکی تفاوت در مجامع حدیثی اهل سنت نقل گردیده است. در‌این ماجرا نبی اصحاب را به تقلید از سنت خویش و سنت خلفای «راشدین» (هدایت‌گردیده) بعداز خویش فرامی‌خواند.[۳] محدثان و نویسندگان اهل سنت این تیتر عام را بر خلفای در آغاز بعداز رسول اطلاق کرده‌اند که در مشاهده کرد آن‌ها، به سنت رسول(ص) اقتدا و آن را نگهداری نموده‌اند.[۴]

همینطور بیان شده که عثمانیه (یعنی هواخواهان عثمان و دودمان اموی)، تیتر خلفای راشدین را درباره اول جانشینان فرستاده(ص) به فعالیت می‌بردند.[۵]

برخی از بزرگان و پژوهشگران شیعه همانند علامه امینی، درباره این حدیث گفت و گو کرده و آن را ساختگی دانسته‌اند.[۶] در متن ها حدیثی شیعه، گاهی همین لفظ به طور صفت برای ائمه دوازده‌گانه شیعه به شغل رفته میباشد.[۷][یادداشت ۱]

اهل سنت تیتر راشدین را متمایزکننده خلفای صدر اسلام از خلفای بنی‌امیه دانسته‌[۸] و بر این باورند که آن ها سنت نبی را محافظت کرده‌ و در عصر آن‌ها ایمان و فضیلت ها اسلامی شکوفا گردیده است.[۹]

خلافت ابوبکر
نوشته ی علمی‌های اساسی: ابوبکر بن ابوقحافه و حادثه سقیفه بنی ساعده
بعداز وفات نبی(ص)، انصار و مهاجرین در سقیفه بنی ساعده در مدینه اجتماع کردند و پیرو منازعه‌ای که بر رمز جانشینی آن حضرت، در بین انصار با یکدیگر و دربین آنها و مهاجران در گرفت، جمع‌ای با ابوبکر تحت عنوان خلیفه بیعت کردند. [۱۰] این بیعت که در طولِ غایب بودنِ بیشتر اصحاب نبی(ص) شکل گرفت به بیعت سقیفه جهانی شد.[۱۱] بنابر اطمینان متکلمان اهل سنت، اجماع اهل حل و عقد، بنیاد مشروعیت خلافت ابوبکر تلقی شد.[۱۲]

هرچند امام علی(ع) و بنی هاشم و دوستداران حضرت علی(ع)، به عنوان مثال گروهی از مهاجران و انصار، که به اول شیعه‌ها دارای شهرت شدند، با استناد به نص رسول اکرم(ص) بر جانشینی علی (ع) و قرابت وی با فرستاده(ص) و سبقت وی در اسلام، از بیعت دوری کردند.[۱۳]

خلافت قدمت
ابوبکر بعداز دو سال و یک‌سری ماه خلافت (۱۱- ۱۳)، در هنگام مرگ با تایپ کردن وصیت طومار‌ای قدمت را به جانشینی خویش معرفی کرد و با این عمل طریق سقیفه را سر مشق قرار نداد و طریق انتخاب خلافت به وسیله خلیفه قبل را بهره مند شد.[۱۴] گزینش قدمت اگرچه با نقد و نگرانی برخی از صحابه مواجه شوید،[۱۵] ولی به صورت کلی آهسته و بی‌شلوغی پذیرفته شد.

اقدامات قدمت
قلمرو دولت اسلامی در عصر ده ساله خلافت قدمت (خلافت: ۱۳-۲۳ق) توسعه چشمگیری یافت. وی اصل و حق تقدم در پرداخت مستمری به مسلمانها را بر سوابق اسلام آوردن آنها، کمپانی در غزوه بدر و نیز خویشی با فرستاده اکرم(ص) و اصل و نسب بستگان‌ای قرار بخشید[۱۶] که مغایر روش اسلامی بود.

وی اول خلیفه مسلمان بود که به قتل رسید. او قبل از مرگ، دستور جانشینی را به شورایی شش نفره از مهاجران اول برای مثال علی(ع) و عثمان سپرد و رأی پایانی را در شکل عدم توافق شورا، در دست عبدالرحمن بن عوف قرار اعطا کرد که به منزله کاهش مسئله گزینش علی بن ابی طالب بود. سه بدن از اعضای دیگر شورا، از یکدیگر مدد کرده و به علی(ع) رأی ندادند و عثمان با شرط تاسی از کتاب آفریدگار و سنت رسول اکرم(ص) و طریق شَیخَین (ابوبکر و قدمت) به خلافت رسید.[۱۷]

بازدید : 30
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:47


همپا مجاورت رسول(ص)
بِلال بعد از آزادی به گردآوری مسلمان‌ها پیوست و اول مؤذّن اسلام گشت و در مسافرت و حضر رسول(ص) را ملازمت نمود.[۱۶] از وی در زمره «نجبا» و رفقای فرستاده اکرم(ص) خاطر گردیده‌است.[۱۷] بِلال بانک‌دار مال عموم نبی(ص) هم بود[۱۸] و در همه پیکار‌ها نبی خداوند را ملازمت و همراهی کرد.[۱۹] در نزاع بدر، به اشاره بلال، اُمَیة بن خلف و فرزندش به دست مسلمانها کشته شدند[۲۰] و به نقل بعضی، اُمَیه را خویش بلال به قتل تشریفات ترحیم مشهد رسانید.[۲۱]

نبی اکرم(ص) در مدینه، دربین بلال و عبدالله بن عبدالرحمان خَثعَمی عقد اخوت بست.[۲۲] و به گفته ابن هشام (درگذشت ۲۱۸ق.) تا فرصت او دیوان حبشه و خَثعَم یکی‌از بوده میباشد.[۲۳] بعضا نیز عهد و پیمان برادری او‌را با عُبَیدة بن حارث[۲۴] و یا این که با ابوعُبَیدَة بن جَرّاح[۲۵] بیان کرده‌اند که شاید مرتبط با عهد و پیمان اخوت پیش از سفر به مدینه باشد.

جایگاه بلال
بلال از اول افرادی بود که اسلام را عهده دار شد[۲۶] و در این شیوه شکنجه‌های فراوانی از کفار مکه، به ویژه اُمَیه بن خَلَف که صاحب و مالک وی بود رویت کرد، اما از آیین خویش دست برنداشت.[۲۷]

حضرت علی(ع) نیز بلال را از سابقان در اسلام دانسته[۲۸] و اخلاص و تهذیب نفس اورا ستوده میباشد.[۲۹] امام سجاد(ع) نیز در مدح بلال و نقل احتجاج وی با معارضان درباره فضائل امام علی(ع) مطالبی ذکر داشته میباشد.[۳۰] امام راست گو(ع) بلال را «بنده پارسا»[۳۱] و دوست‌دار اهل بیت(ع) نامیده میباشد.[۳۲]

وی یک کدام از راویان روایات فرستاده(ص) بود[۳۳] و جماعتی از صحابه و تابعان از وی حدیث نقل کرده‌اند.[۳۴] همینطور روایات فراوانی از نبی(ص) در جلالت قدر وی وارداتی میباشد؛ برای مثال اینکه بِلال از سابقان و پیشی‌گیرندگان در اسلام بود؛[۳۵] وی سید مؤذّنان میباشد؛[۳۶] فردوس مشتاق سه بدن میباشد: علی، عمّار و بِلال؛[۳۷] سه بدن از سیاهان سادات فردوس‌اند: لقمان حکیم، نجاشی و بلال[۳۸] و نیز دعای فرستاده(ص) در حق وی به دلیل کمک دادن به حضرت فاطمه(س) در فعالیت خانه.[۳۹]

به نقل مفسران، در‌ شأن بلال و یاران وی تعدادی آیه نازل گردیده است: نساء، آیه ۶۹؛[۴۰] انعام، آیه ۵۲؛[۴۱] نحل، آیه ۱۱۰؛[۴۲] کهف، آیه ۲۸؛[۴۳] و حجرات، آیه۱۱ و ۱۲.[۴۴]

اذان‌گویی
در حین فرستاده(ص)

تصویری از اذان اعلام کردن بلال در مکه در کتاب سیرةالنبی که در قرن یازدهم هجری به فرمان فرمان روا منظور سوم حکم کننده عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم گردیده‌است.
بلال اول مؤذن اسلام بود. نقل شد‌ه‌است که «شین» را «سین» می‌اظهار کرد، و در داستان آمده میباشد که سین بلال نزد حقّ تبارک شین میباشد.[۴۵] در روز فتح مکه نیز بلال به امر فرستاده(ص) بر فراز کعبه رفت و اذان اعلام کرد که بسیار باشکوه بود، کفار مکه از این اتفاق بسیار اندوهگین شدند.[۴۶]

بعد از رسول(ص)
بلال بعد از رحلت نبی(ص)، جز در تعدادی آیتم، برای احدی اذان نگفت.[۴۷] یک کدام از این مفاد، به درخواست حضرت فاطمه(س) بود، البته زیرا آن حضرت به خاطر سختی‌های بعد از فوت بابا به‌زمین‌خورد و از شدت حزن تاب نیاورد، بلال به بدون چاره اذان را نیمه‌تمام رها کرد.[۴۸]

دیگر توشه، هنگامی بود که برای زیارت قبر رسول اکرم(ص) به مدینه آمد و حسنین(ع) از وی درخواست کردند که اذان بگوید و وی نیز به عهده گرفت؛ این رخداد مدینه را زیر تأثیر قرار بخشید.[۴۹]

واپسین توشه هنگامی بود که خلیفه دوم از مدینه به شام رفت (سازه به گفته طبری در سال ۱۷ هجری) و در ناحیه جابِیه به درخواست مسلمانها، از بلال خواست که اذان بگوید؛ وی نیز عهده دار شد و همگان به خاطر روزگار نبی خداوند، گریستند.[۵۰]

مسافرت به شام
این هجرت در حین حکومت ابوبکر[۵۱] و طبق بعضا نقل‌ها در حین حکومت قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵۲] بیشتر منابع انگیزه هجرت او به شام را فهم و شعور فضیلت جهاد و پیوستن به مجاهدان نقل کرده‌اند. در حالی‌که از حضور بلال در نبرد‌ها و فتوحات، مطلبی بیان نشده میباشد.[۵۳]

عدم بیعت با خلیفه اولیه
بعضا منابع نقل کرده‌اند که بلال بعداز رحلت نبی اسلام(ص) حاضر نشد که با خلیفه نخستین بیعت نماید و به همین استدلال به امر قدمت بن خطاب مدینه را سوراخ کرد و به شام رفت.[۵۴]

وفات
بیشتر منابع تاریخ درگذشت او‌را سال ۲۰ قمری در دمشق بیان کرده‌اند[۵۵] البته سال‌های ۱۷، ۱۸ و ۲۱ نیز نام برده میباشد[۵۶] و در پاره‌ای منابع تصریح شد‌ه‌است که به بیماری طاعون از عالم رفته میباشد.[۵۷]

سازه بر معروف در خصوص الصغیر دمشق مدفون میباشد.[۵۸] بعضا نیز مدفن اورا درباره‌ی کیسان داریا و باب الاربعین حَلَب دانسته‌اند[۵۹] اما مِزِّی [یادداشت ۱]احتمال می دهد هر که در شهر حَلَب مدفون میباشد خالد، اخوی بِلال باشد.[۶۰]

سن او‌را به هنگام وفات بیش تر از ۶۰ بیان کرده‌اند که در پاره‌ای منابع ۶۳، ۶۴ و ۷۰ نیز مذکور میباشد.[۶۱]

بازدید : 34
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:50


سید محمدرضا مدرسی یزدی (متولد ۱۳۳۴ش) مجتهد شیعه، عضو مجلس خبرگان رهبری، از فقهای شورای دربان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

مدرسی یزدی در فقه و اصول فقه از اساتیدی همانند حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی، محمدتقی بهجت، میرزا هاشم آملی استفاده کرد. او همینطور در نجوم و عرفان،‌ دانش آموز حسن حسن‌زاده آملی و در فلسفه از شاگردان مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی میباشد. وی از سال ۱۳۷۲ش به درس دادن درس بیرون فقه و اصول سرگرم میباشد و در مرکز ها حوزوی و دانشگاهی نیز درس دادن می‌نماید.

مدرسی یزدی به بعضا فتواهای کم همانند تساوی دیه زن و مرد و همینطور ادعای روا بودن انتقاد معصوم عکس العمل نماد داده و آن ها را مخالف قرآن و احادیث شمرده میباشد.

او دارنده اثرها زیادی میباشد به عنوان مثال: پیشگفتار‌ای بر آشنایی امامان در پرتو احادیث، فلسفه اخلاق و رفتار، تشیع در تسنن و زکات و خمس در اسلام.

معاش‌طومار علمی
سید محمدرضا مدرسی در سال ۱۳۳۴ش در شهر یزد چشم به جهان گشود. بابا وی سید جواد مدرسی از عالمان و استادان خوی شهر یزد بود.[۱]

سید محمدرضا بعداز گذراندن دورس مقدمات در شهر یزد، در سال ۱۳۵۱ش به قم آمد و دروس سطح ها بهتر را در قم خاطر نشان نمود. وی افزون بر دروس حوزوی، به آموزش دروس هیئت و نجوم، فلسفه و صحبت، اقتصاد و تعبیروتفسیر و حدیث نیز پرداخت.[۲] غلامرضا صلواتی، محمدتقی ستوده، جعفر سبحانی از اساتید عصر میانی مدرسی یزدی بودند. حسین وحید خراسانی و میرزا جواد تبریزی، مرتضی حائری یزدی، میرزا کاظم تبریزی، محمدتقی بهجت، میرزا هاشم آملی نیز از اساتید درس بیرون وی بودند. او دروس هیئت و عرفان را نزد حسن حسن‌زاده آملی و فلسفه را نزد مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی یادگرفت.[۳]

او در کنار علم آموزی، همواره به درس دادن نیز درگیر بوده میباشد. وی از سال ۱۳۷۲ش به درس دادن درس بیرون فقه و اصول اشتغال داراست و افزون بر دروس قانونی حوزوی، دروس فلسفه تطبیقی، فلسفه خوی، اقتصاد، فلسفه اسلامی را نیز در مرکزها و مؤسسات حوزوی و دانشگاهی درس دادن نموده است.[۴]

کار‌های سیاسی
مدرسی یزدی در کنار عمل‌های علمی به شغل‌های سیاسی نیز اشغال داراست. او از تیر سال ۱۳۸۶ش و در زمان‌های پنجم، ششم و هفتم جزو فقهای شورای دربان بوده[۵] و همینطور عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم میباشد.[۶] او از سال ۱۳۹۲ش، جزو هیئت امنای بنیاد ملی نخبگان میباشد.[۷] مدرسی عضو مجلس خبرگان رهبری از خراسان رضوی میباشد.[۸]

اثر ها
برای مثال اثرها سید محمدرضا مدرسی می‌قدرت به مورد ها تحت اشاره نمود:

پیشگفتار‌ای بر آشنایی امامان در پرتو احادیث.
فلسفه قیمت‌ها.
پیشگفتار‌ای بر نظام مالیاتی و دارایی در اسلام.
زکات و خمس در اسلام.
مباحث ایجاد، توزیع و مصرف.
فلسفه خلق و خوی: استیناف در نهاد‌های زبانی، فطری، تجربی، نظری و فقهی اخلاق و رفتار (ترجمه به گویش اردو).
تشیع در تسنن (ترجمه گردیده به گویش‌های عربی، انگلیسی، اردو، اندونزیایی و سواحلی).
گفت و گو حول القیمی و المثلی.
مقاله ها دینی (در خیر مجلد).
ولایت دانا: جلوه‌ای از حضور در بعد از ظهر غایب بودن.
رساله‌ای در حکم مفسد فی الارض (ترجمه گردیده به گویش عربی).
دو دستور بلندتر الهی‌(در زمینه ی فریضه فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر) و....[۹]
مؤسسه علمی، پژوهشی و فرهنگی پرتو ثقلین، دروس، اثرها و خبر ها مرتبط با مدرسی یزدی را به طور بدون نقص توده و منتشر می‌نماید.[۱۰]

برخورد به فتواهای خاص
مدرسی یزدی در عکس العمل به فتواهای بعضی از مراجع همانند تساوی دیه زن و مرد، محرمیت و ارث بردن فرزندخوانده و عدم حرمت مطلق ربا، آن‌ها را بدعت، مخالف قرآن، احادیث و فتاوای علمای شیعه و اهل سنت خواند و اظهار داشت که می بایست در مقابل اینگونه بدعت‌هایی اعتراض کرد و عده ای را که در اینگونه مواقعی بی سر و صدا می‌نمایند، مصداق قصه نبی(ص) می باشند که فرمود: «هنگامی که در امت اینجانب بدعت‌ها ظواهر شدند، دانا می بایست علمش را ظواهر نماید و هر کس اینگونه نکند لعنت آفریدگار بر وی باد».[۱۱] بعضی از خبرگزاری‌ها این نقد ها را خطاب به یوسف صانعی، دانسته‌اند؛ هرچند مدرسی یزدی نامی از وی نبرده میباشد.[۱۲]

مدرسی یزدی در عکس العمل به گفتگوها عده ای که عیب گیری معصوم نبی(ص) و ائمه(ع) را روا می دانند، اینگونه نظریه‌ای را مخالف قرآن و احادیث دانست. او در جواب به اینگونه اظهاراتی، مواقعی از عکس العمل تند ائمه(ع) با منتقدین ذکر کرد و با وجود دلایل گوناگون قرآنی و روایی، از اظهار اینگونه ادعایی ابراز شگفتی کرد![۱۳] به گفته خبرگزاری‌ها، این سخنان در برخورد به بیانات حسن روضه خوان، مدیریت جمهور وقت کشور ایران، بوده میباشد.[۱۴]

پانویس
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه