loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 30
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:47


همپا مجاورت رسول(ص)
بِلال بعد از آزادی به گردآوری مسلمان‌ها پیوست و اول مؤذّن اسلام گشت و در مسافرت و حضر رسول(ص) را ملازمت نمود.[۱۶] از وی در زمره «نجبا» و رفقای فرستاده اکرم(ص) خاطر گردیده‌است.[۱۷] بِلال بانک‌دار مال عموم نبی(ص) هم بود[۱۸] و در همه پیکار‌ها نبی خداوند را ملازمت و همراهی کرد.[۱۹] در نزاع بدر، به اشاره بلال، اُمَیة بن خلف و فرزندش به دست مسلمانها کشته شدند[۲۰] و به نقل بعضی، اُمَیه را خویش بلال به قتل تشریفات ترحیم مشهد رسانید.[۲۱]

نبی اکرم(ص) در مدینه، دربین بلال و عبدالله بن عبدالرحمان خَثعَمی عقد اخوت بست.[۲۲] و به گفته ابن هشام (درگذشت ۲۱۸ق.) تا فرصت او دیوان حبشه و خَثعَم یکی‌از بوده میباشد.[۲۳] بعضا نیز عهد و پیمان برادری او‌را با عُبَیدة بن حارث[۲۴] و یا این که با ابوعُبَیدَة بن جَرّاح[۲۵] بیان کرده‌اند که شاید مرتبط با عهد و پیمان اخوت پیش از سفر به مدینه باشد.

جایگاه بلال
بلال از اول افرادی بود که اسلام را عهده دار شد[۲۶] و در این شیوه شکنجه‌های فراوانی از کفار مکه، به ویژه اُمَیه بن خَلَف که صاحب و مالک وی بود رویت کرد، اما از آیین خویش دست برنداشت.[۲۷]

حضرت علی(ع) نیز بلال را از سابقان در اسلام دانسته[۲۸] و اخلاص و تهذیب نفس اورا ستوده میباشد.[۲۹] امام سجاد(ع) نیز در مدح بلال و نقل احتجاج وی با معارضان درباره فضائل امام علی(ع) مطالبی ذکر داشته میباشد.[۳۰] امام راست گو(ع) بلال را «بنده پارسا»[۳۱] و دوست‌دار اهل بیت(ع) نامیده میباشد.[۳۲]

وی یک کدام از راویان روایات فرستاده(ص) بود[۳۳] و جماعتی از صحابه و تابعان از وی حدیث نقل کرده‌اند.[۳۴] همینطور روایات فراوانی از نبی(ص) در جلالت قدر وی وارداتی میباشد؛ برای مثال اینکه بِلال از سابقان و پیشی‌گیرندگان در اسلام بود؛[۳۵] وی سید مؤذّنان میباشد؛[۳۶] فردوس مشتاق سه بدن میباشد: علی، عمّار و بِلال؛[۳۷] سه بدن از سیاهان سادات فردوس‌اند: لقمان حکیم، نجاشی و بلال[۳۸] و نیز دعای فرستاده(ص) در حق وی به دلیل کمک دادن به حضرت فاطمه(س) در فعالیت خانه.[۳۹]

به نقل مفسران، در‌ شأن بلال و یاران وی تعدادی آیه نازل گردیده است: نساء، آیه ۶۹؛[۴۰] انعام، آیه ۵۲؛[۴۱] نحل، آیه ۱۱۰؛[۴۲] کهف، آیه ۲۸؛[۴۳] و حجرات، آیه۱۱ و ۱۲.[۴۴]

اذان‌گویی
در حین فرستاده(ص)

تصویری از اذان اعلام کردن بلال در مکه در کتاب سیرةالنبی که در قرن یازدهم هجری به فرمان فرمان روا منظور سوم حکم کننده عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم گردیده‌است.
بلال اول مؤذن اسلام بود. نقل شد‌ه‌است که «شین» را «سین» می‌اظهار کرد، و در داستان آمده میباشد که سین بلال نزد حقّ تبارک شین میباشد.[۴۵] در روز فتح مکه نیز بلال به امر فرستاده(ص) بر فراز کعبه رفت و اذان اعلام کرد که بسیار باشکوه بود، کفار مکه از این اتفاق بسیار اندوهگین شدند.[۴۶]

بعد از رسول(ص)
بلال بعد از رحلت نبی(ص)، جز در تعدادی آیتم، برای احدی اذان نگفت.[۴۷] یک کدام از این مفاد، به درخواست حضرت فاطمه(س) بود، البته زیرا آن حضرت به خاطر سختی‌های بعد از فوت بابا به‌زمین‌خورد و از شدت حزن تاب نیاورد، بلال به بدون چاره اذان را نیمه‌تمام رها کرد.[۴۸]

دیگر توشه، هنگامی بود که برای زیارت قبر رسول اکرم(ص) به مدینه آمد و حسنین(ع) از وی درخواست کردند که اذان بگوید و وی نیز به عهده گرفت؛ این رخداد مدینه را زیر تأثیر قرار بخشید.[۴۹]

واپسین توشه هنگامی بود که خلیفه دوم از مدینه به شام رفت (سازه به گفته طبری در سال ۱۷ هجری) و در ناحیه جابِیه به درخواست مسلمانها، از بلال خواست که اذان بگوید؛ وی نیز عهده دار شد و همگان به خاطر روزگار نبی خداوند، گریستند.[۵۰]

مسافرت به شام
این هجرت در حین حکومت ابوبکر[۵۱] و طبق بعضا نقل‌ها در حین حکومت قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵۲] بیشتر منابع انگیزه هجرت او به شام را فهم و شعور فضیلت جهاد و پیوستن به مجاهدان نقل کرده‌اند. در حالی‌که از حضور بلال در نبرد‌ها و فتوحات، مطلبی بیان نشده میباشد.[۵۳]

عدم بیعت با خلیفه اولیه
بعضا منابع نقل کرده‌اند که بلال بعداز رحلت نبی اسلام(ص) حاضر نشد که با خلیفه نخستین بیعت نماید و به همین استدلال به امر قدمت بن خطاب مدینه را سوراخ کرد و به شام رفت.[۵۴]

وفات
بیشتر منابع تاریخ درگذشت او‌را سال ۲۰ قمری در دمشق بیان کرده‌اند[۵۵] البته سال‌های ۱۷، ۱۸ و ۲۱ نیز نام برده میباشد[۵۶] و در پاره‌ای منابع تصریح شد‌ه‌است که به بیماری طاعون از عالم رفته میباشد.[۵۷]

سازه بر معروف در خصوص الصغیر دمشق مدفون میباشد.[۵۸] بعضا نیز مدفن اورا درباره‌ی کیسان داریا و باب الاربعین حَلَب دانسته‌اند[۵۹] اما مِزِّی [یادداشت ۱]احتمال می دهد هر که در شهر حَلَب مدفون میباشد خالد، اخوی بِلال باشد.[۶۰]

سن او‌را به هنگام وفات بیش تر از ۶۰ بیان کرده‌اند که در پاره‌ای منابع ۶۳، ۶۴ و ۷۰ نیز مذکور میباشد.[۶۱]

بازدید : 36
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:50


سید محمدرضا مدرسی یزدی (متولد ۱۳۳۴ش) مجتهد شیعه، عضو مجلس خبرگان رهبری، از فقهای شورای دربان و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

مدرسی یزدی در فقه و اصول فقه از اساتیدی همانند حسین وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی، محمدتقی بهجت، میرزا هاشم آملی استفاده کرد. او همینطور در نجوم و عرفان،‌ دانش آموز حسن حسن‌زاده آملی و در فلسفه از شاگردان مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی میباشد. وی از سال ۱۳۷۲ش به درس دادن درس بیرون فقه و اصول سرگرم میباشد و در مرکز ها حوزوی و دانشگاهی نیز درس دادن می‌نماید.

مدرسی یزدی به بعضا فتواهای کم همانند تساوی دیه زن و مرد و همینطور ادعای روا بودن انتقاد معصوم عکس العمل نماد داده و آن ها را مخالف قرآن و احادیث شمرده میباشد.

او دارنده اثرها زیادی میباشد به عنوان مثال: پیشگفتار‌ای بر آشنایی امامان در پرتو احادیث، فلسفه اخلاق و رفتار، تشیع در تسنن و زکات و خمس در اسلام.

معاش‌طومار علمی
سید محمدرضا مدرسی در سال ۱۳۳۴ش در شهر یزد چشم به جهان گشود. بابا وی سید جواد مدرسی از عالمان و استادان خوی شهر یزد بود.[۱]

سید محمدرضا بعداز گذراندن دورس مقدمات در شهر یزد، در سال ۱۳۵۱ش به قم آمد و دروس سطح ها بهتر را در قم خاطر نشان نمود. وی افزون بر دروس حوزوی، به آموزش دروس هیئت و نجوم، فلسفه و صحبت، اقتصاد و تعبیروتفسیر و حدیث نیز پرداخت.[۲] غلامرضا صلواتی، محمدتقی ستوده، جعفر سبحانی از اساتید عصر میانی مدرسی یزدی بودند. حسین وحید خراسانی و میرزا جواد تبریزی، مرتضی حائری یزدی، میرزا کاظم تبریزی، محمدتقی بهجت، میرزا هاشم آملی نیز از اساتید درس بیرون وی بودند. او دروس هیئت و عرفان را نزد حسن حسن‌زاده آملی و فلسفه را نزد مرتضی مطهری و عبدالله جوادی آملی یادگرفت.[۳]

او در کنار علم آموزی، همواره به درس دادن نیز درگیر بوده میباشد. وی از سال ۱۳۷۲ش به درس دادن درس بیرون فقه و اصول اشتغال داراست و افزون بر دروس قانونی حوزوی، دروس فلسفه تطبیقی، فلسفه خوی، اقتصاد، فلسفه اسلامی را نیز در مرکزها و مؤسسات حوزوی و دانشگاهی درس دادن نموده است.[۴]

کار‌های سیاسی
مدرسی یزدی در کنار عمل‌های علمی به شغل‌های سیاسی نیز اشغال داراست. او از تیر سال ۱۳۸۶ش و در زمان‌های پنجم، ششم و هفتم جزو فقهای شورای دربان بوده[۵] و همینطور عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم میباشد.[۶] او از سال ۱۳۹۲ش، جزو هیئت امنای بنیاد ملی نخبگان میباشد.[۷] مدرسی عضو مجلس خبرگان رهبری از خراسان رضوی میباشد.[۸]

اثر ها
برای مثال اثرها سید محمدرضا مدرسی می‌قدرت به مورد ها تحت اشاره نمود:

پیشگفتار‌ای بر آشنایی امامان در پرتو احادیث.
فلسفه قیمت‌ها.
پیشگفتار‌ای بر نظام مالیاتی و دارایی در اسلام.
زکات و خمس در اسلام.
مباحث ایجاد، توزیع و مصرف.
فلسفه خلق و خوی: استیناف در نهاد‌های زبانی، فطری، تجربی، نظری و فقهی اخلاق و رفتار (ترجمه به گویش اردو).
تشیع در تسنن (ترجمه گردیده به گویش‌های عربی، انگلیسی، اردو، اندونزیایی و سواحلی).
گفت و گو حول القیمی و المثلی.
مقاله ها دینی (در خیر مجلد).
ولایت دانا: جلوه‌ای از حضور در بعد از ظهر غایب بودن.
رساله‌ای در حکم مفسد فی الارض (ترجمه گردیده به گویش عربی).
دو دستور بلندتر الهی‌(در زمینه ی فریضه فرمان به دارای شهرت و نهی از منکر) و....[۹]
مؤسسه علمی، پژوهشی و فرهنگی پرتو ثقلین، دروس، اثرها و خبر ها مرتبط با مدرسی یزدی را به طور بدون نقص توده و منتشر می‌نماید.[۱۰]

برخورد به فتواهای خاص
مدرسی یزدی در عکس العمل به فتواهای بعضی از مراجع همانند تساوی دیه زن و مرد، محرمیت و ارث بردن فرزندخوانده و عدم حرمت مطلق ربا، آن‌ها را بدعت، مخالف قرآن، احادیث و فتاوای علمای شیعه و اهل سنت خواند و اظهار داشت که می بایست در مقابل اینگونه بدعت‌هایی اعتراض کرد و عده ای را که در اینگونه مواقعی بی سر و صدا می‌نمایند، مصداق قصه نبی(ص) می باشند که فرمود: «هنگامی که در امت اینجانب بدعت‌ها ظواهر شدند، دانا می بایست علمش را ظواهر نماید و هر کس اینگونه نکند لعنت آفریدگار بر وی باد».[۱۱] بعضی از خبرگزاری‌ها این نقد ها را خطاب به یوسف صانعی، دانسته‌اند؛ هرچند مدرسی یزدی نامی از وی نبرده میباشد.[۱۲]

مدرسی یزدی در عکس العمل به گفتگوها عده ای که عیب گیری معصوم نبی(ص) و ائمه(ع) را روا می دانند، اینگونه نظریه‌ای را مخالف قرآن و احادیث دانست. او در جواب به اینگونه اظهاراتی، مواقعی از عکس العمل تند ائمه(ع) با منتقدین ذکر کرد و با وجود دلایل گوناگون قرآنی و روایی، از اظهار اینگونه ادعایی ابراز شگفتی کرد![۱۳] به گفته خبرگزاری‌ها، این سخنان در برخورد به بیانات حسن روضه خوان، مدیریت جمهور وقت کشور ایران، بوده میباشد.[۱۴]

پانویس
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی»، وبگاه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
«معاش‌طومار حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی

بازدید : 33
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:46


دیگر خصوصیت‌ها و امتیازات حضرت علی(ع)
برخی از حادثه ها و امتیازاتی که تحت عنوان فضائل امام علی(ع) شمرده گردیده‌اند، عبارتند از:

وصلت با حضرت زهرا: از فضیلت ها منحصربه‌فرد امام علی(ع) را ازدواجش با دختر فرستاده دانسته‌اند که به‌فرمان خداوند اجرا شد.[۹۵] گفته‌اند در شرایطی‌که علی(ع) خلا، برای فاطمه(س) همتایی وجود نداشت.[۹۶]
مولود کعبه: مولود کعبه به‌معنای زاده‌گردیده در کعبه، به ماجرای میلاد امام علی(ع) در کعبه اشاره دارااست که از فضیلت ها مخصوص وی به‌شما ر تشریفات ترحیم مشهد می‌رود.[۹۷]
کنیه امیرالمؤمنین: به‌معنای امیر، فرمانده و رهبر مسلمان ها، لقبی میباشد که به‌اعتقاد و باور شیعه ها به حضرت علی(ع) تخصیص دارااست. به‌اعتقاد شیعه ها، این کنیه اول توشه در طی نبی اکرم برای علی بن ابی‌طالب به‌عمل رفته میباشد[۹۸] سید ابن طاووس، محدث شیعه در قرن هفتم، در کتاب الیقین باختصاص مولانا علی بإمرة المؤمنین، با اعتماد به ۲۲۰ حدیث از منابع اهل‌سنت، کنیه امیرالمؤمنین را مختص امام علی(ع) دانسته میباشد.[۹۹]
بندّالاَبواب: به‌معنای مسدودکردن درها، به رخداد‌ای اشاره داراست که طی آن، فرستاده اسلام به‌دستور آفریدگار امر کرد جز درِ منزل امام علی(ع)، درِ همگی منزل‌هایی که به مسجدالنبی گشوده می‌شدند، مسدود گردد.[۱۰۰]
برادری با رسول(ص): رسول(ص) قبل از مهاجرت به مدینه، دربین مهاجران، عقد اخوت برقرار کرد. همینطور در مدینه در میان مهاجران و انصار عقد اخوت بست و هر دو توشه در میان خودش و امام علی(ع) عقد اخوت برقرار کرد و علی را اخوی خویش خواند.[۱۰۱]
اولی مسلمان: براساس اعتقاد و باور شیعه و بعضی از پژوهشگران اهل‌سنت، امام علی(ع)، اولی مردی میباشد که به رسول(ص) ایمان آورد.[۱۰۲]
ابلاغ نشانه‌ها برائت: به‌گزارش تعبیروتفسیر مثال نسبتاًً تک تک مفسران و مورخان رخداد‌حیث دارا هستند وقتی که نشانه‌ها اول سوره توبه نازل شد و عهد‌هایی را که مشرکان با فرستاده اسلام(ص) داشتند، کنسل کرد، فرستاده(ص) ابتدا ابلاغ این امر را برعهده ابوبکر گذاشت تا هنگام حج در مکه برای عامه مردم بخواند؛ البته آن‌گاه آن را از وی گرفت و به علی(ع) اعطا کرد و حضرت علی(ع) در مراسم حج به عموم ابلاغ کرد.[۱۰۳] این رخداد در منابع اهل سنت نقل گردیده‌است.[۱۰۴]
خاتم‌بخشی: مراد از خاتم‌بخشی، ماجرایی میباشد که در آن امام علی(ع) در رکوع نماز، انگشتر خویش را به حاجتمند اعطا کرد. این رخداد در کتاب ها روایی شیعه و سنی نقل گردیده است.[۱۰۵]
ردّ الشمس: در‌این اتفاق، به‌دعای نبی اکرم(ص)، خورشید که در اکنون غروب بود، به عقب رجوع و برگشت تا حضرت علی(ع) نماز عصرش را بخواند.[۱۰۶] همینطور سازه به نقل روحانی اثرگذار، در طی حضرت علی(ع)، در یکی‌از پیکار‌ها تنی چند از لشکریان نماز عصرشان را نخوانده بودند که با دعای حضرت علی(ع) خورشید بازگشت.[۱۰۷]
پرهیز از انتشار فضیلت ها علی(ع)
بنابر گزارش‌های تاریخی، در عصر بنی‌امیه به‌فرمان معاویه از نقل و انتشار فضیلت ها امام علی(ع) ممانعت شد: به‌گفته على بن محمد مدائنى مورخ قرن سوم، معاويه به كارگزارانش نوشته بود که هركس چيزى در فضیلت امام علی(ع) و خاندانش نقل نماید، حرمتى براى جان و مالش نيست.[۱۰۸] همینطور ماجرا‌کردن از او، یادکردن از وی به خیر و خوبی و اسم‌گذاری فرزندان به‌اسم علی ممنوع گردیده بود.[۱۰۹] معاویه امام علی را سَبّ (ناسزاگویی) می کرد و می‌اظهار‌کرد: دست از این فعالیت برنمی‌دارم تا کسی فضيلتى را از وی ياد نكند.[۱۱۰] به‌امر وی سَبّ علی بر منابر شروع شد[۱۱۱] و تا عصر قدمت بن عبدالعزیز حدود ۶۰ سال ادامه داشت.[۱۱۲] به گفته علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶ق) در کتاب کشف الیقین دوستان امام علی(ع) از خوف و معاندان وی از روی حسادت فضیلت ها آن حضرت را انتشار نمی‌دادند با این حالا شرق و غرب از فضائل وی مالامال گردیده بود.[۱۱۳] به‌گفته محمدجواد مَغنیه، امويان كسانى را كه فضيلت يا حديثى از امام على(ع) نقل می‌كردند، شكنجه می‌دادند. آن ها شاگردان و خاصیت امام علی(ع) همانند میثم تمار، عَمرو بن حَمِق خُزاعی، رشید هجری، حُجر بن عُدَى و كمیل بن زیاد را كشتند تا كسى به‌وسيله آنان به خبرها و اثرها حضرت على(ع) با خبر نشود.[۱۱۴] همینطور به‌گزارش شيخ محمد ابوزهره، فقیه اهل سنت ، حكومت اموى تأثيرى جدى در مخفی‌ماندن بسيارى از اثر ها على(ع) داشته میباشد و به همین انگیزه روایات اندکی از او در منابع اهل‌سنت نقل گردیده است.[۱۱۵]

سید علی شهرستانی در کتاب «ممانعتُ تدوینِ الحدیث»، نوشته میباشد: بیشتر نویسندگان شیعه معتقدند یک کدام از عامل ها ممانعت حدیث پرهیز از انتشار فضیلت ها امام علی(ع) بوده میباشد؛[۱۱۶] چراکه در روایات رسول درباره اهل‌بیت، برتری اهل‌بیت(ع) و آمادگی آنها برای خلافت اورده شده بود و این با منافع حکومت بنی‌امیه در تضاد و مغایرت بود.[۱۱۷]

بازدید : 22
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:30


پروسه آموزشی
در حوزه علمیه قم اپلیکیشن درسی، کتاب‌های درسی، امتحانات و درجه‌بندی طلاب ذیل لحاظ راءس مدیر میباشد. طلاب می بایست در آغاز درس‌های مقدماتی که بیشتر مشمول ادبیات، منطق و اعتقادات میباشد را بگذارنند، و بعد از آن سه سطح از درس‌های فقه و اصول و برخی درس‌های جانبی را می خوانند و بعد وارد درس بیرون تشریفات ترحیم مشهد میگردند.

درس‌های حوزه علمیه قم در قسمت مقدمات و سطح یک در مدارسی با نرم‌افزار متمرکز برگزار می‌گردد. اما از سطح دو به بالا طلاب میتوانند با تعیین خویش در درس اساتیدی که آن درس را ارائه می‌نمایند حاضر شوند. هر یک سری در‌این سطح نیز یکسری موسسه و راءس آموزشی‌ وجود دارااست که‌این درس‌ها را زیر اپ‌ای خاص ارائه می‌نمایند و معمولا پایین حیث یک کدام از مراجع تاسی یا این که اساتید مشهور و شناخته‌گردیده حوزه میباشند. این نظام درسی برای تمامی طلاب به طور الزامی پیاده سازی شد‌ه‌است و از حیث راءس مدیر حوزه علمیه قم کسی محصل به حساب می‌آید که تابع این نرم‌افزار باشد.

علم‌های رایج در حوزه علمیه قم
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: نظام درسی حوزه علمیه
نظام درسی حوزه علمیه قم هم‌زیرا دیگر منطقههای علمیه بر اساس علم فقه و تربیت مجتهدان در فقه صورت گرفته میباشد.[۱۰۴] برهمین اساس ساختار علم آموزی در حوزه علمیه قم به‌سیرتکامل‌ای بوده میباشد که طلاب علم‌های مقدماتی، بایسته و متعلق به اجتهاد دینی را بیاموزند.

در کنار درس‌های مقدماتی مثل ادبیات عرب و منطق و درس‌های فقه، اصول فقه، سخن اسلامی و فلسفه اسلامی و تعبیروتفسیر قرآن، درس دادن خوی، دانش رجال و بعضی دیگر از علم ها کاربردی مانند ریاضی ها و نجوم نیز با دامنه‌ای محدودتر در حوزه قم معمول بوده میباشد.[۱۰۵] جلسات تفسیری طباطبائی و مدل ویژه طباطبایی در تعبیر و تفسیر قرآن را که به رویش چند مفسر و نیز احیای مباحث قرآنی در حوزه قم انجامید و سایرافراد مثل علی مشکینی، مکارم شیرازی و نیز تنی چند از شاگردان طباطبایی مثل جوادی آملی، مصباح یزدی و سبحانی به درس دادن یا این که کتابت تعبیر و تفسیر قرآن روی آوردند.[۱۰۶]

فلسفه در حوزه علمیه قم
تا قبل از عمل علامه طباطبائی در قم، درس فلسفه درین شهر مهجور بود،[۱۰۷] درس فلسفه طباطبائی به احیای علم ها عقلی در حوزه قم انجامید. به نحوی که‌این حوزه پیشگام این سیرتکامل مباحثات شوید و حتی حوزه علمیه نجف از آن بهره برد.[۱۰۸] فلسفه در حوزه علمیه قم بیشتر به وسیله شاگردان طباطبایی درس دادن شد‌ه‌است که همه وابسته به مدرسه فلسفی ملاصدرا می‌باشند [۱۰۹] و با اسم فیلسوفان نوصدرایی شناخته می گردند.[۱۱۰] به علاوه، با این مبادرت طباطبائی، مسئله برای ورود مباحث نو فلسفه غرب به حوزه قم آماده آمد.[۱۱۱]

فقه و مدرسه دینی قم
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مدرسه شرعی قم
مدرسه دینی قم را ثمره صورت‌گیری حوزه قم در قرن چهاردهم دانسته‌اند. این مدرسه با پندار‌های عبدالکریم حائری و سید حسین بروجردی شروع گردیده و بوسیله شاگردان این دو فقید توسعه و گسترش یافته میباشد.[۱۱۲] اعتنا به فضای صدور، روش‌ی صدور و ذهنیت راویان حدیث، نسبت‌شناسی در بین احادیث ائمه(ع) و فتاوای متفقهان اهل سنت، نسبت‌شناسی بین احادیث شیعه و احادیث اهل سنت، اعتنا بزرگ‌خیس به قرآن، مراجعه اندک به اصول عملیه، و توکل بر تراکم ظنون را از خصوصیت‌های مدرسه دینی قم دانسته‌اند که در نقطه مقابل مدرسه دینی نجف تعریف و تمجید می گردد.[۱۱۳]

جریان‌های فکری در حوزه علمیه قم

بازدید : 22
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 14:46


کیفیت اخذ قرآن
قرآن نزول وحی بر پیامبران را در سه منش مخصوص دانسته میباشد: الهام، از پس پرده و از روش ملائکه.[۶] برخی با استناد به آیاتی زیرا «قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَىٰ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّـهِ»[۷](بگو: «‌هر که معاند جبرئیل میباشد [در واقع معاند خداست‏] به دلیل آنکه وی، به امر خداوند، قرآن را بر قلبت نازل نموده است)، گفته‌اند: نزول این کتاب، صرفا از روش جبرئیل انجام شده میباشد؛[۸] ولی بینش دارای شهرت این میباشد که قرآن به نحوه‌های دیگر و مثلا به طور بی واسطه و مستقیم هم بر فرستاده نازل گردیده تشریفات ترحیم مشهد است.[۹]

نزول دفعی و تدریجی
مبنی بر بعضا از آیه‌ها قرآن، این کتاب در ماه رمضان و شب قدر نازل شد‌ه‌است.[۱۰] [یادداشت ۱] بر این شالوده دربین مسلمان ها در قضیه این‌که قرآن یک‌جا نازل گردیده‌است یا این که به طور تدریجی، اختلاف لحاظ وجود دارااست.[۱۱] بعضی گفته‌اند: قرآن هم به طور دفعی نازل شد‌ه‌است و هم به طور تدریجی؛[۱۲] گروهی بر این باورند که آنچه قرار بوده میباشد در یکسال بر نبی(ص) نازل گردد، در شب قدر هم یک‌جا بر وی نازل می‌گردیده است؛[۱۳] اعتقاد عده ای نیز این میباشد که قرآن فقط به طور تدریجی نازل گردیده و شروع نزول آن در ماه رمضان و شب قدر بوده میباشد.[۱۴]

اسم‌های دارای اسم و رسم
اسم‌های فراوانی برای قرآن بیان کرده‌اند. قرآن، فرقان، الکتاب و مُصحَف مشهورترینِ آن ها میباشد.[۱۵] اسم مصحف را ابوبکر بر آن گذاشته میباشد؛ ولی دیگر اسم‌ها در خویش قرآن نام برده میباشد.[۱۶]

قرآن مشهورترین اسم این کتاب میباشد. این کلمه و واژه در لغت به معنای خواندنی میباشد و همدم با الف و لام، پنجاه توشه در قرآن به شغل رفته میباشد که در کلیهٔ آن کاربردها خواسته کتاب قرآن میباشد؛ همینطور سوای الف و لام، بیست توشه در قرآن آمده میباشد که در سیزده گزینه، کتاب قرآن مفهوم می دهد.[۱۷]قرآن با لقب‌ها زیادی که ریشه‌ی قرآنی دارا‌هستند معرفی گردیده‌است مانند: مجید، کریم و مهربان، حکیم، مبین. تالیف کننده کتاب قرآن و قرآن‌پژوهی براین یقین میباشد که در فـرهـنـگ اسلام و تشيع، قرآن را همواره اهل سنت با صفت كريم به طور «قرآن كريم» و اهل تشیع با صفت مجيد، به طور «قرآن مجيد» مى‌نامند و اين دو صفت منشا قرآنى دارااست. [۱۸]صدر المتالهین فصل پانزدهم از موقف هفتم کتاب اسفار را با تیتر «الفصل (۱۵) فی لقب ها القرآن و نعوته» تخصیص به اسم‌ها و ا‌لقاب قرآن داده میباشد و بیشتراز بیست اسم و کنیه (با استناد به آیه‌ها قرآن) را برای قرآن بیان و به تشریح آنان پرداخته میباشد. [۱۹][یادداشت ۲]

منزلت
قرآن مهم ترین منبع تفکر مسلمانها و میزان دیگر منابع فکر اسلامی زیرا حدیث و سنت میباشد؛ بدین مضمون‌ که آموزه‌هایی که از روش دیگر منابع اسلامی رسیده میباشد، در شکل مخالفت با آموزه‌های قرآن، اعتبار ندارد.[۲۰] برپایه احادیث رسول اسلام و امامان شیعه، روایات را بایستی بر قرآن عرضه کرد و در‌حالتی که بر آن همخوانی خلا، می بایست آنان‌را نامعتبر و جعلی دانست.[۲۱]

برای مثال از نبی اکرم، گزارش کرده‌اند: هر سخنی که از اینجانب برای شما نقل می گردد، در شرایطی‌که با قرآن سازگار باشد، اینجانب آن را گفته‌ام و در‌حالتی که با آن منافات داشته باشد، اینجانب آن را نگفته‌ام.[۲۲] [یادداشت ۳] در روایتی از امام راستگو(ع) نیز آمده میباشد که هر حدیثی که با قرآن منافات داشته باشد، لاف میباشد.[۲۳]

تاریخ قرآن
نگارش و تدوین

قرآن منسوب به امام حسن(ع)، به خط کوفی در ۲۰ ورق از پوست آهو با لبه آهار مهره و بعدها ۱۵* ۲۰/۸ سانتی متر. این قرآن در موزه ملک جای‌دارد.
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: نگارش قرآن
رسول اسلام(ص) بر مراقبت و تلاوت صحیح و نگارش نشانه‌ها قرآن تأکید بسیار داشته میباشد. به دلیل یه خرده اشخاص باسواد و کمبود تجهیزات نوشتاری در سال‌های آغازین بعثت، از واهمه اینکه مبادا کلمه و واژه‌ای از حافظه رود یا این که نادرست ضبط خواهد شد، همت داشت تا آیه ها به طور صحیح، مراقبت و خواندن شوند.[۲۴] وی وقتی که آیه‌ای نازل می شد، کاتبان وحی را فرا می خواند تا آن را بنویسند.[۲۵] آیه‌ها قرآن، به طور متفرق، بر پاره‌هایی از پوست حیوان ها، چوب درخت رطب، پارچه و صفحه نوشته میشد.[۲۶]

رسول خویش بر عمل نگارش وحی رسیدگی میکرد. وی بعد از خواندن نشانه‌ها برای کاتبان وحی، از آن‌ها می‌خواست که آنچه را نوشته‌اند، بخوانند تا ایرادات احتمالی در تایپ کردن، رفع گردد.[۲۷] سیوطی نوشته میباشد: در طی رسول کلیهٔ قرآن درج شده بود، ولی به طور یک‌جا خلا و دکورا سیون سوره‌ها معلوم نشده بود.[۲۸]

تدوین قرآن به صورت کنونی، در طی نبی(ص) روی نداده میباشد. به نوشته کتاب التمهید فی علم ها القرآن، در زمان فرستاده، آیه ها و اسم‌های سوره‌ها، با حیث وی، معلوم گردیده بود؛ البته تدوین آخری قرآن به طور یک کتاب و دکوراسیون سوره‌ها، بعداز وفات رسول و به صلاحدید صحابه، انجام یافته میباشد. [۲۹] بر اساس این کتاب، اولیه هر کس قرآن را تدوین کرد، امام علی(ع) بود. وی سوره‌های قرآن را بر اساس تاریخ نزول آن ها، توده‌آوری کرد. [۳۰]

بازدید : 35
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:27


احادیث اهل بیت(ع)
از دسته آنچه از فرستاده اکرم(ص)و خاندانش اورده شده برمی‌آید که ابوطالب، مؤمن بوده و بر شریعت اسلام درگذشته میباشد. در حدیث قدسی آمده که جبرئیل بر فرستاده(ص) فرود آمد و فرمود:‌ ای محمد! پروردگارت بر تو درود رساند و فرمود: اینجانب حریق را بر صُلبی که تورا به عالم آورد و شکمی که تو‌را حمل کرد و آغوشی که تو‌را در بر گرفت حرام کردم. فرستاده فرمود: جبرئیل! برایم آن را توضیح بده. عرضه داشت: منظور از صُلب، صُلب پدرت عبدالله بن عبدالمطلب میباشد. مراد از بَطن، آمنه بنت وهب میباشد و خواسته از آغوش، کفالت ابوطالب تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۲۲]

در ذکر نبی اکرم(ص)
از این‌جهت که محمد(ص) در زمانه مشقت بار صدر اسلام، امان ابوطالب را داشت، هر‌گاه صحبت از او می شد او‌را با خوبی و بزرگی حافظه میکرد. در روایتی آمده که فرستاده معبود(ص) به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: «در مسافرت معراج چهار نور و روشنایی را دیدم. از جانب معبود خطاب شد: این عبدالمطلب، این عمویت ابوطالب، این پدرت عبدالله و این مادرت آمنه میباشد.»[۲۳] و در روایتی دیگر آمده میباشد: «ابوطالب در روز قیامت در زمره پادشاهان و به سیمای پیامبران محشور می گردد.»[۲۴] همینطور در بیانی دیگر بیان شده: «پروردگار در روز قیامت به اینجانب وعده شفاعت چهار نفر را داده که یکی آنها ابوطالب میباشد.»[۲۵]

در ذکر امام علی(ع)
روایاتی از خویش امام علی(ع)آورده شده که می‌قدرت آنان را قرینه‌ای بر ایمان ابوطالب دانست به عنوان مثال: «نوروروشنایی ابوطالب، روز قیامت بر کلیه انوار جز پنج فروغ برنده می شود. فروغ و روشنایی ابوطالب از روشنایی ماست و معبود آن را ۲۰۰۰ سال قبل از خلقت بشر آفریده میباشد.»[۲۶] او در روایتی دیگر می فرماید: «زیرا پدرم به احتضار به‌زمین‌خورد، رسول بر بالین او حاضر شد و درباره وی بشارتی به اینجانب اعطا کرد که از همگی عالم و آن چه در آن میباشد دوست داستنی‌خیس میباشد.»[۲۷]

در ذکر ائمه معصومین(ع)
بنابر بعضا منابع، روزی از امام سجاد(ع) درباره ایمان ابوطالب سؤال کردند. پاسخ بخشید: «خدای متعال پیامبرش را نهی کرد از این که زن مسلمانی در نکاح شخص کافری بماند در حالی که فاطمه بنت اسد از سبقت‌جویان در اسلام میباشد و تا نقطه نهایی قدمت خود در نکاح با ابوطالب ماند.»[۲۸]

امام باقر(ع) بر ایمان ابوطالب تصریح کرده که درصورتی که ایمان ابوطالب را در کفه ترازویی قرار دهند و ایمان این عموم را در کفه دیگر؛ ایمان ابوطالب هنگفت ‌خیس میباشد.[۲۹]

امام درست گو(ع) نیز در روایتی ابوطالب را بسان اصحاب کهف شمرده که ایمان خویش را پنهان داشتند و اظهار بی دینی کردند و خداوند به آن‌ها دو محرک بخشید.[۳۰] و در روایتی دیگر منکران ایمان ابوطالب را دروغگو شمرده و او‌را از هم‌نشینان انبیا، صدیقان و شهیدان و صالحان خوانده میباشد.[۳۱]

در حدیثی دیگر آمده میباشد که شخصی برای امام رضا(ع) طومار‌ای نوشت و اعلام کرد که اینجانب در ایمان ابوطالب شک کردم. امام(ع) در پاسخ او به آیه ۱۱۵ سوره نساء اشاره نمود و به وی هشدار اعطا کرد که کافر درک کردن ابوطالب به حیث عقوبت اخروی، سرنوشت بدی داراست.[۳۲]

در روایتی از امام عسکری(ع) آمده میباشد: «معبود به پیامبرش وحی کرد که اینجانب تورا با دو دسته از پیروانت امداد نمودم؛ گروهی که تو‌را در نهان کمک داده و گروهی که آشکارا امداد‌ات رساندند. از فی مابین تیم ویّل، سید و افضل آن‌ها عمویت، ابوطالب میباشد و از در بین تیم دوّم فرزند وی، علی(ع) میباشد. بعد از آن فرمود: ابوطالب همانند مؤمن آل فرعون بود که ایمانش را کتمان می کرد.»[۳۳]

در سخن بزرگان و عالمان آیین

کتاب الحجة علی الذاهب

کتاب ایمان ابی طالب تاثیر روحانی اثر گذار
روضه خوان طوسی در‌این که ابوطالب مسلمان بود، ادعای اجماع امامیه می‌نماید (سوای هیچ اختلافی) و اعتقاد دارد که آنها دلایل اعتقاد و باور‌آور دارا‌هستند که موجب دانش به ایمان ابوطالب میباشد.[۳۴]

روضه خوان طبرسی تصریح به اجماع اهل بیت(ع) بر ایمان ابوطالب می‌نماید و اجماع آن ها را بدین برهان حجّت میداند که اهلبیت(ع) یکی دو ثقلی می‌باشند که رسول(ص) امر داده که به آن‌ها تمسک گردد.[یادداشت ۳][۳۵]

فتّال نیشابوری در روضة الواعظین، این‌سیرتکامل می‌نویسد که طایفه بر حقّ شیعه، اجماع کرده‌اند بر اینکه ابوطالب، عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه دختر وهب، کلیه مؤمن بودند و اجماع آن ها حجّت میباشد.[۳۶]

ابن معد قائل میباشد که در ایمان ابوطالب، اجماع اهل بیت نبی خداوند(ص) و واقعه عالمان شیعه برای ما کافی میباشد و می‌قدرت بر آن متکی بودن نمود.[۳۷]

سید بن طاووس میگوید علمای عترت نبی(ص) کلیه بر ایمان ابوطالب واقعه نموده‌اند. وی همینطور می‌نویسد که شکی وجود ندارد در‌این که عترت، به درون ابوطالب، باخبر‌خیس از بیگانگان‌اند و نیز شیعه اهل بیت(ع) بر این دستور اجماع دارا هستند و کتاب‌هایی هم دراین باره تصنیف کرده‌اند.[۳۸]

علامه مجلسی هم بر اجماع شیعه بر اسلام ابوطالب اعتقاد دارد و این که وی در اولِ رسالت فرستاده(ص) به وی ایمان آورد و هیچوقت بتی را نپرستید، بلکه او از اوصیای ابراهیم(ع) بود و این فرمان به حدّی نزد شیعه معروف میباشد که حتّی معارضان آن ها، این زمینه را به شیعه نسبت می دهند. به گفته مجلسی، خبرها پی درپی از شیوه های خاصه و عامه، بر ایمان وی رسیده میباشد و بخش اعظمی از علما و محدثان شیعه درباره این قضیه، کتاب غیر وابسته تألیف کرده‌اند تا بر کسی پنهان نماند.[۳۹]

بازدید : 26
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:58


اتفاقٔ فَخ یا این که قیام صاحب و مالک فَخ از قیام‌های علویان علیه عباسیان در سال ۱۶۹ق که در روایتی از امام جواد(ع)، بعداز حادثه کربلا، طاقت فرسا‌ترین ابتلای اهل‌بیت(ع) بوده میباشد. این اتفاق به رهبری حسین بن علی بن حسن پر اسم و رسم به صاحب و مالک فخ از نوادگان امام حسن(ع) در بعد از ظهر امام کاظم(ع) و در مدینه صورت گرفت و به کشته شدن وی و بیشتر یارانش انجامید. از‌آنجا که این اتفاق در حوزه‌ فخ در چهار کیلومتری مسجدالحرام صورت بخشید به قیام فخ یا این که قیام صاحب و مالک فخ معروف گردیده‌ تشریفات ترحیم مشهد میباشد.

براساس برخی قصه‌ها، امام کاظم(ع) از بیعت با حسین فخی خویش‌داری کرد و از پیروز نشدن قیام وی خبر می‌اعطا کرد. اما در گزارش‌هایی، از مشاوره‌خواهی مالک فخ از امام و در یک‌سری دیگر، از فرمان امام به قیام، کلام به دربین آمده میباشد؛ البته در مقابل، حدیث دیگری وجود دارااست که می گوید امام به مشورت کردن‌خواهی قیام‌کنندگان جواب مثبت نداده میباشد. با این هم اکنون گردآوری‌ای از محققان بر این باورند که در احادیث، موضع‌گیری صریحی از امام کاظم(ع) در تأیید یا این که رد این قیام چشم نمی شود. تنی چند از دانشمندان نیز با استناد به احادیثی در تأیید شخصیت مالک فخ، این قیام را گزینه تأیید امام دانسته‌‌اند؛ البته برخی دیگر این عامل را ناکافی شمرده‌اند.

به گفته تاریخ‌نگاران قیام مالک فخ، در پی طاقت فرسا‌گیری‌های حکومت عباسی علیه علویان صورت گرفت. حسین فخی، ماه‌ها قبل از حادثه، اشخاص بخش اعظمی را از شهرهای گوناگون، برای قیام در موسم حج دعوت کرد و از آن‌ها بیعت گرفت. آزار رسانی‌های بیش تر از حد والی مدینه، حسین را وادار کرد قیام خویش را یک ماه زودتر (ذی‌القعده) در مدینه آشکار نماید. قیام‌کنندگان در زمان کوتاهی بر مدینه مسلط شدند و به سوی مکه تکان کردند.

توده‌ای از دست اندرکاران حکومت که در مهاجرت حج بودند، با فرمان هادی عباسی، در قبال قیام‌کنندگان جنگیدند. در‌این نبرد که در ۸ ذی‌الحجه اعمال شد، صاحب و مالک فخ و اکثری از افرادش کشته شدند و چند نیز اسیر شدند یا این که گریختند. به دنبال این مبارزه، والی مدینه منزل و اموال عده ای از قیام‌کنندگان را به حریق کشید و بعضا دیگر را مصادره کرد. سرهای شهدا، هم پا اسیران، نزد خلیفه رسول شد.

به حیث پژوهشگران، قیام قبل از موعد و ملازمت نکردن بعضی از بزرگان علوی و همینطور عموم مکه و مدینه از مهمترین انگیزه‌های ناکامی قیام فخ بوده میباشد. در مسئله اتفاق فخ، کتاب‌های مختلفی درج شده که اَخبارُ فَخ» به خودکار احمد بن آسان رازی (درگذشته قرن چهارم) از کهن‌ترینِ آنهاست.

رخداد فخ، رویدادی تلخ برای شیعه ها
بخشی از تائیه که در آن به رخداد فخ اشاره گردیده‌است:
أفاطم قومی یا این که بنت الخیر فاندبی
نجوم سماوات بأرض فلات
قبور بکوفان وأخری بطیبة
وأخری بفخ نالها صلوات
ای فاطمه، ای دختر شایسته ترین کردار خداوند، بلند شو و بر ستاره‌های آسمانی که بر زمین افتاده‌اند، فغان کن.
قبرهایی در کوفه و مدینه و قبری در فخ که سلام و درود اینجانب بر وی باد.

واقعهٔ فخ از تلخ‌ترین حادثه ها تاریخ تشیع معرفی گردیده و قصه‌هایی از رسول(ص) و امامان شیعه[۱] گواه بر این داعیه دانسته شد‌ه‌است.[۲] طبق روایتی از امام جواد(ع)، بعد از حادثه کربلا، این اتفاق بلندمرتبه‌ترین ابتلای اهل‌بیت(ع) بوده میباشد.[۳] مطابق روایتی که اَبوالفَرَجِ اِصفَهانی تاریخ‌نگار قرن چهارم قمری نقل نموده است، نبی(ص) و امام درستگو(ع) از کشته شدن حسین بن علی (مالک فخ) در فخ پیشگویی کرده و از بهشتی بودن وی خبر داده‌اند.[۴] همینطور ماجرا گردیده‌است امام کاظم(ع) با شیون بر شهدای فخ، از خدا برای قاتلان آنان مرگ و عذاب شدید درخواست می کرد.[۵] امام کاظم کفالت ایتام و بیوگانِ علویانی را که در فخ به شهید شدن رسیدند، برعهده گرفت.[۶] حادثه فخ در اشعار شاعران زیادی منعکس شدن یافته میباشد که از آن گزاره می‌قدرت به شعر تائیه، سرودهٔ دِعبِل خُزاعی اشاره نمود.[۷]

بازدید : 31
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:32


مَدارِکُ الأحْکام فی شَرْح شَرایع الإسلام کتابی دینی به لهجه عربی، تألیف سید محمد موسوی عاملی(۹۴۶-۱۰۰۹ق) میباشد. این کتاب در بردارنده نصیب عبادات فقه از کتاب شرایع الاسلام میباشد که از کتاب پاکی استارت گردیده و به کتاب حج نقطه پايان مییابد. مدارک الاحکام از شایسته ترین کتاب ها فقه استدلالی میباشد که از آغاز گزینه دقت عالمان شیعه بوده و تفصیل‌های فراوانی بر آن نگاشته تشریفات ترحیم مشهد گردیده‌است.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: سید محمد موسوی عاملی
سید شمس الدین محمد بن علی موسوی عاملی پر اسم و رسم به صاحب و مالک مدارک از عالمان شیعی در قرن ۱۰ق میباشد. وی در سال ۹۴۶ قمری در جبل استدلال چشم به جهان گشود. سیدمحمد تحصیلاتش را در محل تولد خویش استارت و در محضر اساتیدی تبارک دانش فراگرفت. مشهورترین تاثیر وی مدارک الاحکام میباشد و لبه بر ألفیة الشهید، گستردن المختصر النافع، لبه بر استبصار و لبه بر تهذیب از سایر تألیفات اوست.[۱]

درباره شرایع الاسلام
نوشته ی علمیٔ مهم: شرایع الاسلام
شَرائعُ الإسلام فی مسائل الحَلال و الحَرام دارای شهرت به شرایع، از اثرها فقاهتی امامیه تألیف ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن حسن حلی، دارای شهرت به متفحص حلی یا این که پژوهشگر اولیه (متوفای ۶۷۶ق.). این کتاب از مجال تألیف همواره در کانون دقت فقها و از قدیم جزو متن‌ها درسی ناحیههای علمیه بوده میباشد. بازرسی‌های فراوانی پیرامون شرایع انجام شده میباشد.

تاریخ تألیف
تالیف کننده مدارک الاحکام در پیشگفتار کتاب مقصود از کتابت کتاب را تشریح مطالب مجمل در شرایع پژوهشگر دانسته و این که یکی برادران فقهی‌اش از وی اینگونه درخواستی کرده و وی نیز بعداز استخاره به‌این شغل مبادرت نموده است.[۲]بنابر آنچه در الذریعة آمده میباشد تاریخ به نقطه پايان وصال کتاب مدارک الأحکام سال ۹۹۸ق هست.[۳]سید محمد در نقطه پايان کتاب حج تاریخ ختم کتاب را این سیرتکامل نوشته میباشد: (وكان الفراغ منه يوم الخميس الخامس والعشرين اینجانب شهر ذي الحجة اینجانب شهور سنة ثمان وتسعين وتسعمائة اینجانب الهجرة النبوية.) روز۲۵ ذی‌حجه سال۹۹۸ هجری نبوی از کتابت این کتاب سوا شدم. [۴]

محتوا و مجلدات کتاب
او‌لین دورۀ کتاب مدارک الأحکام در سه مجلد در مباحث عبادات نگاشته شد‌ه‌است.[۵] این کتاب از سوژه پاکی تا پایان سوژه حج را در بردارد.

جلد ویّل مباحث تعریف‌و‌تمجید پاکی، اقسام عصمت، گونه های آب‌ها، مبطلات وضو، احکام تخلی، وضو، غسل، احکام جنابت، حیض و احکام آن و غسل حیض مطرح گردیده است.
جلد دوم مباحث استحاضه، نفاس، احکام مرده ها، غسل میت، کفن پوشاندن، دفن کردن، غسل‌های مستحبی، تیمم، نجاسات و غسل مس میت گفته شده میباشد.
جلد سوم مباحث نمازهای واجب و مستحب، تعداد رکعات آن ها، وقت نماز، قبله، جامه و جای نمازگزار، اذان و اقامه، افعال نماز و مبطلات نماز مطرح گردیده‌است.
جلد چهارم مشمول مباحث نماز آدینه، نمازهای عید فطر و عید غدیر، نماز خورشید گرفتگی، نماز مرده ها، احکام مشکل در نماز، نماز قضا، نماز جماعت، احکام مساجد و نماز مسافر می باشد.
جلد پنجم مباحث تعریف‌و‌تمجید زکات، واجبات زکات،(زکات حیوان ها، طلا و جواهرات و نقره، غلات، محصول التجارة)، کتاب خمس و انفال مطرح گردیده است.
جلد ششم مشمول مباحث صوم، مبطلات روزه، مکروهات روزه، مجال روزه، روزه‌های درست، علائم ماه رمضان، حالت روزۀ ماه رمضان، روزۀ قضا، روزۀ کفارات، اعتکاف، موقعیت اعتکاف، اقسام اعتکاف، احکام اعتکاف و مبطلات اعتکاف می باشد.
جلد هفتم دربرگیرنده مباحث تعریف‌و‌تمجید حج، حالت وجوب حَجّة الاسلام، حج نذری، نیابت، حج تمتع، حج اشخاص، حج قران، اقسام مواقیت، احکام مواقیت، مقدمات احرام، واجبات و احکام احرام، مستحبات و محرمات و مکروهات احرام، وقوف به عرفات، واجبات و احکام و مستحبات وقوف در عرفه، وقوف به مشعر (واجبات و احکام) هست.
جلد هشتم مباحث نزول به منیٰ و مناسک آن، صفات هدی، هدی قران، اضحیه، حلق، تقصیر، طواف (مقدمات، واجبات، احکام، مستحبات)، کوشش، احکام منیٰ بعداز برگشتن، احکام مدینه و مکه، احصار و صَدّ، احکام صید، موجبات ضمان، صید مقبره، محظورات احرام، احکام رایحه زدن، پوشیدن خرقه دوخته‌گردیده، حلق، شعر، جدال، کندن درختان بقعه و در انتها، کتاب عمره نقل شده میباشد.
حاشیه ها و شروح
کتاب مدارک الأحکام از مجال کتابت آیتم دقت فقهای شیعه واقع گردیده و حاشیه ها و شروح متعددی بر آن نگاشته شد‌ه‌است که به مهمترین آن ها اشاره می شود.

کناره بر مدارک، تألیف سید علی بن محمد طباطبایی مالک ریاض المسائل(م ۱۲۳۱ ق).
کناره بر قسمتی از عصمت کتاب مدارک الأحکام، تألیف سید جواد عاملی مالک مفتاح الکرامة(م ۱۲۲۶ ق).
لبه وحید بهبهانی، وحید بهبهانی(م ۱۲۰۶ ق)، لبه بر کتاب عصمت و طهارت و صلاة و قسمتی از زکات.
تدارک المدارک، تألیف محدث بحرانی، روحانی یوسف صاحب و مالک حدائق(م ۱۱۸۶ ق).
صفوة المرام اینجانب مدارک الأحکام، تألیف شبر بن محمد حویزی(م ۱۱۹۰ ق).
نهج الأنام إلی مدارک الأحکام فی گستردن شرایع الإسلام، تألیف روحانی قاسم بن محمد حارثی همدانی(م ۱۲۳۷ ق).
کناره بر مدارک، تألیف سید ابراهیم بن شاه العلماء مرعشی آملی(م ۱۰۹۸ ق).
حاشیۀ ملا عبداللّه بن محمد تونی، صاحب و مالک وافیه(م ۱۰۷۱ ق).
کناره بر مدارک، تألیف آقا محمد علی بن آقا باقر بهبهانی(م ۱۲۱۶ ق).
کناره بر مدارک، تألیف ملا عزیز الله بن محمد تقی مجلسی، اصلی ترین فرزند محمد تقی مجلسی(م ۱۰۷۴ ق).
کناره بر مدارک، تألیف امیر ابراهیم بن امیر معصوم حسینی قزوینی(م ۱۱۴۹ ق).
لبه بر مدارک، تألیف سید علی بن عزیز الله جزائری خرم‌آبادی(م ۱۱۴۹ ق).
کناره بر مدارک، تألیف محمد امین استرآبادی(م ۱۰۳۶ ق).
لبه بر مدارک، تألیف روحانی محمد بن حسن بن زین الدین دارای اسم و رسم به روحانی محمد سبط(م ۱۰۳۰ ق). دربارۀ وی بیان شده که در خواب صاحب و مالک مدارک را چشم و وی رضایت بدون نقص خویش را از این کناره اعلام نموده است.
لبه بر مدارک، تألیف ملا محمد تقی طبسی محصل آقا جمال خوانساری.[۶]
ورژن‌ها و چاپ
در تکثیر کتاب از چهار نسخۀ خطی مصرف شده میباشد که عبارتند از:

نسخۀ اولیه در کتابخانه آستان قدس رضوی به خط محمد حسین بن سعد الدین غفاری و در سال ۱۰۰۰ هجری قمری نگاشته گردیده و از اولیه کتاب تا کتاب حج می باشد و مؤلف با خط خویش آن را اذن داده میباشد.
نسخۀ دوم در کتابخانه آستان قدس رضوی سال ۱۰۰۶ق و از گفت و گو نماز کسوف تا انتها کتاب میباشد.
نسخۀ سوم در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به خط سید حسین بن علی زین الدین عاملی و در سال ۱۰۰۸ق و از اولیه کتاب تا انتها نماز عید میباشد.
نسخۀ چهارم کتابخانه مجلس شورای اسلامی به خط حسین بن علی خوئی و در سال ۱۲۴۱ق میباشد.
نسخۀ اولیه را مؤلف خوانده و برخی بخش‌ها را حذف و بخش‌هایی را نیز اضافه کرده است. نسخۀ دوم نیز بر پایه ی نسخۀ نخستین میباشد. امّا نسخۀ سوم و چهارم با آن دو ورژن اختلاف دارا هستند.[۷]

این تاثیر بوسیله مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث در سال ۱۴۱۱ق در بیروت چاپ گردیده‌است.

بازدید : 24
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:48

ترجمه کننده قرآن به گویش فرانسوی و از اعضای مجمع همگانی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) از مرز و بوم فرانسه.یحیی کریستین بونو در سال ۱۹۵۷م در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک در فرایبورگ آلمان متولد شد. وی اصالتا فرانسوی بود، ولی به جهت عمل پدرش تا ۱۰ سالگی در آلمان و الجزایر معاش کرد و بعد از آن به استراسبورگ فرانسه تشریفات ترحیم مشهد رفت.[۱]

بونو میل داشت با ادیان شرقی آشنا خواهد شد، از‌این‌رو به تحقیق اثر ها مو جود در این باره پرداخت و به کشورهای اسپانیا، مراکش، ایتالیا، بلژیک، هلند و آلمان هجرت کرد.[۲] وی در سال ۱۹۹۱م به کشور‌ایران سفر کرد و مقیم شهر مشهد شد و تا نقطه نهایی قدمت در جمهوری اسلامی ایران ماند.

وفات
بونو در محرم سال ۱۳۹۸ش برای جاری ساختن نرم افزار تبلیغی به مرزوبوم کنار دریا عاج مهاجرت کرد. وی در روز ۴ شهریور به عبارتی سال، در سانحه دریایی در حاشیه دریا‌عاج غرق گردیده و از عالم رفت. لاشه وی در شهر آبیجان در حاشیه دریا عاج و در کنار مزار احمد حمپاته به خاک ودیعت شد.[۳]

رغبت به اسلام و مذهب تشیع
یحیی بونو در ۲۲ سالگی با اثر ها رنه گنون آشنا شد. وی ذیل تأثیر رسیدگی اثر ها این فیلسوف فرانسوی در سال ۱۹۷۹م به اسلام گروید.

وی در سال ۱۹۸۱م با احمد حمپاته، عارف آفریقایی و از رؤسای سلسله تیجانیه، ملاقات کرد و زیر تأثیر پند‌های وی مذهب تشیع را برگزید و اسم یحیی علوی را برای خویش تعیین کرد. وی همینطور بازرسی کتاب‌های امام خمینی و اثر ها هانری کربن در تمایل خویش به تشیع را تأثیرگذار میداند. بونو اعتقاد دارد ادیان متعدد اصالت ندارند. فقط یک آئین میباشد که اصالت داراست، آن هم اسلام شیعی میباشد و آن سرچشمه دیگر ادیان میباشد.

تحصیلات
یحیی بونو بعد از گرویدن به اسلام، به علم آموزی در حرفه گویش و ادبیات عرب و اسلام‌شناسی در دانش کده پرداخت. یحیی علوی در سال ۱۹۸۲م عصر فوق‌دیپلم خویش در انستیتو ملی لهجه‌ها و فرهنگ و تمدن‌های شرقی را به نقطه پایان موفقیت. وی در سال ۱۹۸۴م از کالج سوربن فوق لیسانس اخذ کرد. نقطه نهایی‌طومار بونو پیرامون کتاب جواهر المعانی روحانی احمد تیجانی بود.

بونو در سال ۱۹۸۷م، درس دادن لهجه عربی را استارت کرد. وی در سال ۱۹۹۵م در بازه زمانی دکتری از دانش گاه سوربن خارج از‌التحصیل شد. رساله دکتری وی با تیتر «الهیات در اثر ها فلسفی و عرفانی امام خمینی» در سال ۱۹۹۹م به‌تیتر استیناف سال کشور ایران برگزیده شد.

بونو برای تدوین رساله خویش در سال ۱۹۹۱م به جمهوری اسلامی ایران آمد و مقطع هفت سال از جلسات سید جلال‌الدین آشتیانی در مشهد، در قضیه فلسفه و عرفان اسلامی به کار گیری موفقیت. وی همینطور عصر فوق دکترای خویش را نیز در دانش کده سوربن در قضیه «حکمت متعالیه ملاصدرا، پاسخی به انتظارات صدرالدین قونوی» تمام کرد.[۴]

بازدید : 18
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 12:45

از شهدای کربلا. روحانی طوسی در رجال خویش او را از اصحاب امام حسین(ع) ذکر شده میباشد.[۱]محمد سَماوی در اِبصارُ العَین، قاسم را از شیعه‌ها جنگاور کوفه معرفی نموده است.[۲] به نقل سماوی، وی با عُمر بن سعد به سمت کربلا بیرون شد؛ ولی وقتی که به کربلا رسید به امام حسین(ع) ملحق شد و همواره با وی بود تا اینکه در روز عاشورا در حمله ابتدا به شهید شدن رسید.[۳] فرصت ملحق‌شدن قاسم به امام حسین(ع) را پنجم یا این که ششم محرم دانسته‌اند.[۴] سن او هنگام شهیدشدن، چهل سال نام برده تشریفات ترحیم مشهد میباشد.[۵]

در زیارت الشهداء[۶] و زیارت رجبیه امام حسین(ع)[۷] با عبارت «السَّلَامُ عَلَى قَاسِمِ‏ بْنِ‏ حَبِیبٍ‏ الْأَزْدِی» به وی درود داده شد‌ه‌است.

قاسم از فامیل اَزْد بود.[۸] در زیارت رجبیه[۹] از شخصی به نام قاسم بن حارث کاهلی مذکور گردیده که احتمال داده گردیده به عبارتی قاسم بن حبیب باشد.[۱۰] همینطور در تَسْمیة مَن قُتِلَ مع الحسین، (مندرج در قرن ۲ق) از شخصی به اسم قاسم بن آدم، تحت عنوان یک کدام از شهدای کربلا مذکور گردیده‌است[۱۱] که اورده شده منظور به عبارتی قاسم بن حبیب میباشد.[۱۲] اسم او قاسم بن بشیر نیز نام برده میباشد.[۱۳]

پانویس
طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۰۴.
سماوی، اِبصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۶۱.
سماوی، اِبصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۶۱.
سنگری، آینه‌داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۸.
سنگری، آینه‌داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۸.
ابن‌مشهدی، المزار الکبیر، ۱۴۱۹ق، ص۴۹۴؛ سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۷۹.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۴۶.
سماوی، اِبصار العین، ۱۳۸۴ش، ص۱۶۱.
سید بن طاووس، الاقبال، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۳۴۵.
شمس‌الدین، انصار الحسین(ع)، ‌۱۴۲۹ق، ص۱۲۱؛ سنگری، آینه‌داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۸.
ابن‌زبیر کوفی، تسمیة اینجانب قتل مع الحسین(ع)، ۱۴۰۶ق، ص۱۵۶.
عده ای از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، ۱۳۸۵ش، ص۳۱۰ و ۳۱۱.
سنگری، آینه‌داران آفتاب، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۴۱۸.

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه