loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 27
يکشنبه 13 مهر 1404 زمان : 21:33


اخذ سند فوت و خرید قبر تحت عنوان دو مثال از مهمترین آداب برگزاری مراسم ختم به شمار میروند. سند فوت سندی میباشد که رسما، خاتمه حیات یک شخص را اعلام نموده و تحت عنوان مجوزی جهت استارت بقیه فرآیند رسمی و تشریفاتیِ این مراسم تشریفات ترحیم مشهد شناخته می‌گردد. خرید قبر تحت عنوان مکانی برای متانت ابدی برای عزیز از دست رفته، خیر صرفا از لحاظ مالی بلکه از منظر روحی و احساساتی نیز دارای اهمیت میباشد؛ به دلیل آنکه با این شغل مکانی برای یادبود عزیز از دست رفته مهیا میشود تا در آتی، مأمنی برای التیام قلب های داغدیده جا ماندگان باشد.

۲٫آگهی با تنظیم و توزیع اعلامیه های ختم
تهیه و تنظیم و توزیع اعلامیه های ختم نقش بسزایی در آگهی به دوستان و آشنایان دارا‌هستند؛ این اعلامیه ها خیر صرفا از فرصت و جای برگزاری مراسم خبر میدهند، بلکه مجال قابل قبولی جهت ابزار همدردی با جا ماندگان نیز هستند. اعلامیه های ختم با تمرکز و آلرژی خاصی تنظیم می‌شوند و معمولا نیز دارنده پیاده سازی قشنگ و محتوایی متناسب با فضای مراسم ختم می‌باشند. در دنیای امروز با پیشرفت فناوری های نوین، آداب برگزاری مراسم ختم نیز دستخوش تغییراتی گشته و در برخی از مواقع، روند تهیه و تنظیم و توزیع اعلامیه های ختم به صورت الکترونیکی اجرا میگیرند. این طرز ضمن صرفه جویی در طی و هزینه، قابلیت آگهی سریع و پهناور خیس را آماده می سازد. خرید گونه های پک پذیرایی نیز یک کدام از دیگر از تغییرات دوست داستنی و آیتم اعتنا در روش برگزاری مراسم های ختم است.

۳٫نصب بنر های تسلیت گویی و قراردهی تاج گل ها
یکی از دیگر از آداب برگزاری مراسم ختم به نصب بنرهای تسلیت گویی و قراردهی تاج گل ها تخصیص داراست تا به واسطه آنها، پیام های همدردی و همبستگی نیز در قالبی قشنگ و هنری به خانواده متوفی منتقل شوند. این موادسازنده افزون بر آن که به فضای مراسم ختم زیبایی خاصی می‌بخشند، علامت ای از حضور و هواخواهی برجسته و دلگرم کننده دوستان و آشنایان نیز میباشند. براین اساس به واسطه آنها، همبستگی و همدلی اشخاص نسبت به یک دیگر در لحظات دشوار و اندوهبار معاش آشکار خواهد گشت.

۴٫برگزاری مراسم در محل مطلوب و متناسب با تعداد مهمانان
گزینش محل مطلوب تحت عنوان یکی مهمترین آداب برگزاری مراسم ختم شناخته میگردد. بدین ترتیب مکانی که مبادرت به گزینش آن میکنید ( مسجد، تالار اجتماعات، خانه فردی ) بایستی از حیث گنجایش و تناسب با تعداد مهمانان موقعیت قابل قبولی داشته باشد. تعیین اینگونه مکانی، اثر بسزایی در ادب و راحتی مهمانان داشته و از بروز اشتباهات احتمالی در طی مراسم پرهیز خواهد نمود. ضمن این مفاد، دسترسی آسوده به تجهیزات رفاهی مانند پارکینگ، خدمت های بهداشتی و تجهیزات پذیرایی نیز از سایر دست اندرکاران اصلی و گزینه اعتنا در گزینش جای مطلوب برای برگزاری مراسم ختم میباشند.

۵٫هماهنگ شدن با شیخ و مداح و تنظیم سیستم صوتی مطلوب
یکی مهمترین آداب برگزاری مراسم ختم، هماهنگ شدن با شیخ و مداح میباشد تا به واسطه آنها، فضایی معنوی و ادب قسمت برای خانواده متوفی و کمپانی کنندگان مراسم مهیا گردد. به این ترتیب گزینش روضه خوان و مداحی که بضاعت برقراری رابطه معنوی با حاضرین را داشته باشند، اثر عمیقی بر تجربیات کمپانی کنندگان بر مکان خواهد گذاشت. خلال این مورد ها، تنظیم سیستم صوتی مطلوب نیز از سایر اقدامات ضروری برای برگزاری مراسم است تا در غایت، صدای مداحی و سخنرانی، به نیکی و فارغ از هیچگونه نویز یا این که اختلالی در سراسر جای موردنظر مراسم پخش گردد. ایفا این اقدامات به ظواهر معمولی، در ساخت‌و‌ساز یک فضای آهسته و دل نشین برای خانواده متوفی و مهمانان بسیار اثر گذار میباشند.

۶٫تهیه و تنظیم فرصت بندی ظریف برای اجرای مراسم
تهیه و تنظیم مجال بندی ظریف نقش موثری در برگزاری مراسم ختم به طور منظم و فارغ از وقفه داراست؛ به این ترتیب به واسطه آن کلیه پروسه همانند سخنرانی ها، تلاوت قرآن و دعا و… با ترتیب مطلوب انجام خواهند گشت. تهیه و تنظیم درست فرصت بندی به خانواده صاحب خانه ( خانواده متوفی ) یاری می نماید تا در دست گرفتن بهتری بر جریان مراسم ختم داشته باشند. این هماهنگی و نظم، نماد دهنده دقت به آداب برگزاری مراسم، احترام به روح شخص در قبل و خانواده وی بوده و در غایت، خاطره ای دلنشین از مراسم را در ذهن همگان بر مکان خواهد گذاشت.

۷٫خواندن قرآن و دعا به حافظه متوفی و متانت روح وی
تلاوت قرآن و دعا به حافظه متوفی و وقار روح وی

خواندن قرآن و دعا به حافظه شخص درگذشته، تحت عنوان یکی‌از اصلی ترین آداب برگزاری مراسم ختم به شمار می‌روند. این ایفا با ساخت فضایی معنوی، روح متوفی را غرق متانت ساخته و در القای احساس متانت به باقیماندگان نیز به خیر و خوبی فعالیت می نمایند. تلاوت آیه‌ها قرآن و آوای آن، حضار را به اندیشه در ارتباط با معنای معاش و مرگ دعوت نموده و دعا نیز جا ماندگان را به یاد آوری بها های انسانی و معنوی ترغیب خواهد نمود. براین اساس این آداب و رسوم موجب لینک و پیوند قادر خیس اشخاص با آموزه های فقهی و معنوی گشته و از این طرز، به تسلی خیال جا ماندگان یاری خواهند نمود.

۸٫برگزاری مداحی و مرثیه سرایی
یکی آداب دیرینه و معنوی در برگزاری مراسم ختم، مداحی و مرثیه سرایی میباشد که تحت عنوان یک سنت مذهبی، فرصتی برای ابراز همدردی و یاد‌آوری خاطرات شخص متوفی مهیا می نماید. در مراسم ختم مداحان با صدای گرم و دلنشین خویش، فضایی معنوی و احساساتی به گردآوری میبخشند؛ با هر نوای مرثیه انگار که روایت ای از پیشین بازگو میشود و دل ها را به هم مجاورت خیس می سازد. به این ترتیب مداحان مراسم، خیر فقط جا ماندگان را به ادب دعوت می‌سازند؛ بلکه سبب ساز به تامل و تأمل در ارتباط با مسائلی همانند مرگ و معاش نیز میشوند.

۹٫خوشامدگویی، تهیه و تنظیم و توزیع پذیرایی مطلوب از میهمانان
خوشامدگویی و پذیرایی از میهمانان، بخشی پر رنگ از آداب برگزاری مراسم ختم به‌حساب می‌آید. در لحظات ناراحتی توشه مرگ یک عزیز، عده شدن دوستان و آشنایان در کنار خانواده داغدار، بازتابی از همدردی و حفاظت آن‌ها است. بدین ترتیب طرز استقبال و پذیرایی از میهمانان خیر صرفا علامت دهنده ی احترام به آن ها میباشد؛ بلکه سبب ساز به ساخت‌و‌ساز فضایی گرم و صمیمی نیز می‌شود. در همین راستا، تعیین آب میوه ها و خوراکی های مطلوب و همینطور شیوه ی توزیع آنها، مستلزم توجه و اعتنا ویژه ای میباشد.

۱۰٫قرائت دعا و نیایش در نقطه پايان مراسم ختم
قرائت دعا و نیایش در لحظات آخری مراسم ختم، راه‌حل مفیدی جهت التیام دل های داغدار و تحکیم پیوندهای اجتماعی میباشد. این ادعیه با درخواست متانت و عفو برای شخص متوفی و حوصله و صبر برای باقیماندگان یاروهمدم می‌باشند. به این ترتیب به واسطه آن‌ها، همه اشخاص در کنار یکدیگر به خاطر عزیز از دست رفته، در فضایی آکنده‌از همدلی و همبستگی، لحظاتی معنوی و مملو‌از ادب را تجارب خواهند نمود.

۱۱٫سپاس از حضور و همدردی مهمانان
سپاس از حضور و همدردی مهمانان

قدردانی از مهمانان خیر صرفا نماد دهنده متانت و احترام به حضور آنها میباشد؛ بلکه مجال قابل قبولی برای تشکر از ملازمت و همدلی شان در لحظات دشوار و اندوهبار نیز است. این قدردانی میتواند به طور شفاهی در نقطه نهایی مراسم یا این که به واسطه اهدای کارت قدردانی ابراز خواهد شد. در مجموع، رعایت آداب برگزاری مراسم ختم، شم پر ارزش بودن را به مهمانان القا نموده و علامت می‌دهد که همدردی و محبت آنها برای خانواده متوفی از التفات و بها بالایی برخوردار‌است.

نگاهی به تنوع دین ها و سلایق در برگزاری مراسم ختم
یکی آداب برگزاری مراسم ختم برای گروهی از خانواده ها، تهیه کردن دفتری جهت تایپ کردن یادبودها و خاطرات به وسیله مهمانان است؛ با این شغل فضایی برای اشتراک گذاری احساسات آنها و تذکر لحظات سپری گردیده با شخص متوفی تولید میشود. بخش اعظمی از خانواده ها به طریق دکورا سیون فضای مراسم ختم نیز دقت خاصی داشته و با به کار گیری از گل های طبیعی و شمع ها فضایی آهسته و دلنشین تولید می نمایند؛ غرض آنها از این شغل القای حس ادب به میهمانان است. بعضا دیگر نیز ترجیح میدهند در زمان مراسم ختم، قطعات موسیقی خاص و موردعلاقه عزیز از دست رفته شان پخش شوند.

فرایند کلیدی برای تدارکات مراسم ختم
برگزاری مراسم ختم مستلزم بعضا از تدارکات و اقدامات خاص میباشد که ضمن ساخت و ساز نظم و ادب، باعث به تسهیل و سازماندهی خوب این پروسه نیز می‌شوند. بعضا از این اقدامات قبل از برگزاری مراسم ختم اجرا گرفته و نقش موثری در تجربیات و رضایت صاحب خانه و مهمانان دارا هستند.

هماهنگ شدن با آمبولانس برای جابجایی پیکر متوفی
ارسال کردن پیکر به فریزر جهت حفظ موقت
صادر کردن متوفی برای غسل میت به غسالخانه
اعمال شغل های اداری دفن و اخذ مجوزهای ما یحتاج
خرید و ارائه کفن برای فراهم سازی پیکر و مراسم‌تدفین
اجاره امکانات رفاهی آرامگاه مانند صندلی و سایه بان

بازدید : 33
سه شنبه 1 مهر 1404 زمان : 11:42


وکالت امامان
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: سازمان وکالت
سازه بر آنچه در کتاب ها و منابع رجالی آمده، عثمان بن سعید، نماینده قانونی سه امام معصوم (امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام فرصت(عج)) بوده میباشد. با این اکنون بعضی از متن‌ها دیگر او‌را در ۱۱ سالگی خدمتگزارِ امام جواد هم دانسته‌اند که از اتکا امام منتفع بود و برخی مأموریت‌های اساسی به وی ودیعه میشد.[۱۶] ابن شهرآشوب نیز او‌را باب امام جواد دانسته میباشد.[۱۷] برخی از عالمان شیعه، قسم اخیر را نپذیرفته و با توکل بر سن عثمان، غیرقابل قبول دانسته‌اند که از اصحاب امام جواد بوده باشد و این حیث را نادرست تیتر تاج گل در مشهد کرده‌اند.[۱۸]

تاج گل مصنوعی در مشهد
تاج گل ترحیم در مشهد
تاج گل تبریک در مشهد
تاج گل خیریه در مشهد
تاج گل تسلیت مشهد
تاج گل ترحیم مشهد
تاج گل افتتاحیه مشهد
تاج گل طبیعی مشهد
تشریفات بزرگ مشهد

وکالت امام هادی
عثمان بن سعید در شمار اصحاب امام هادی بوده و به وکالت وی از سوی امام هم تصریح گردیده‌است.[۱۹] در روایتی که احمد بن اسحاق قمی از امام هادی نقل کرده، عثمان بن سعید مردی موثق و امین معرفی گردیده که آنچه به امام نسبت می دهد و به عموم می رساند، کلیه از جانب امام هادی(ع) میباشد.[۲۰]

وکالت امام عسکری
عثمان، ضمن امام هادی، از اتکا امام حسن عسکری(ع) هم منتفع بود.[۲۱] روحانی طوسی در کتاب الغیبه، روایتی نقل کرده که مبنی بر آن، عثمان بن سعید و پسرش، محمد بن عثمان، هر دو ثقه و گزینه پشت گرمی امام حسن عسکری(ع) بوده‌اند. بنابر این قصه، امام حسن عسکری(ع) تصریح نموده است: هر چه برسانند از طرف اینجانب می رسانند و هر چه گویند از اینجانب میباشد. به کلام آن‌ها گوش بده و از آنها تقلید کن که آن ها ثقه و امین اینجانب می‌باشند.[۲۲]

روضه خوان طوسی در رجال خویش، عثمان بن سعید را نماینده قانونی امام عسکری معرفی نموده است.[۲۳] در احادیث مختلفی اورده شده که امام عسکری عثمان را خطاب قرار داده و نماینده قانونی خویش دانسته، و در مکان دیگر، دور و بری ها را شاهد میگیرد که عثمان بن سعید نماینده قانونی اینجانب میباشد. امام او‌را تحت عنوان مدیریت وُکَلا معرفی کرد؛ به‌این مضمون‌ که آحاد وجوهاتی که شیعه ها، به وسیله وکلا می‌فرستادند، به عثمان میرسید و وی آنها‌را به امام می رساند.[۲۴]

بعداز شهید شدن امام عسکری(ع)، عثمان بن سعید، ذمه ‌دار مراسم کفن و دفن امام شد. به باور امامیه، این آیه‌ها بر نمایندگی وی از امام فرصت (عج) مدرک میدهد.[۲۵]

بازدید : 39
شنبه 29 شهريور 1404 زمان : 18:30


موظف نشدن محمدبن حنفیه از جانب امام حسین(ع) به‌ کمپانی‌ در قیام و ملازمت با آن حضرت.
مالک تنقیح المقال این نظر را دارد که زیرا امام حسین(ع) در‌ مدینه یا این که‌ مکه‌ شخصی‌ را ملزم به ملازمت نکرده، لذا محمد بن حنفیه در عدم ملازمت و همراهی با امام(ع) مرتکب عملی نشده میباشد که عدالتش را پایین سؤال غالب تشریفات ترحیم مشهد شود.

وی می‌نویسد: امام‌ حسین(ع) زمانی که از حجاز به طرف عراق تکان کرد، خویش می‌دانست که به نتیجه شهیدشدن خواهد رسید، اما به ظواهر، به قصد پیکار و جنگ مسلحانه جنبش نکرد، تا‌ بر‌ همۀ مکلّفین واجب نشود که تحت عنوان جهاد، با وی یاروهمدم شوند؛ بلکه براساس وظیفۀ خویش، یعنی به دست به دست آوردن رهبری ظاهری و پیشوایی عموم، که حضرتش را دعوت‌ کرده‌ بودند، تکان کرد. در این‌حالت بر سایر افراد واجب وجود ندارد که با وی هم‌هجرت شوند و در شرایطی که کسی هم ملازمت نکند، گناهی را مرتکب‌ نشده‌ میباشد. بلکه گناه کار شخصی میباشد‌ که‌ در قیام کربلا و محاصرۀ امام حسین(ع) در روز عاشورا حضور داشته و با آن‌که از امام سرپیچی کرده، به امداد حضرتش نشتافته میباشد.

ولی افرادی‌ که در حجاز بودند‌ و از به عبارتی نخستین با امام نیامدند، از آغاز ملزم به تکان و ملازمت با امام نبودند و عدم ملازمت و همراهی آن ها قانون شکنی و موجب فسق و گناه آنها وجود ندارد. مامقانی پس‌ از‌ ذکر این مقدمات میگوید:«بدین ترتیب، تنی چند از صالحان و خوبان بودند که در آن هنگام، شرف شهیدشدن برای آن ها نوشته نشده بود و در حجاز ماندند و شکی وجود ندارد که احدی‌ در‌ عدل و داد آن‌ها‌ تردیدی نداشته میباشد. پس نیامدن محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر به انگیزه قانون شکنی یا این که انحراف وی نبوده‌ میباشد.[۲۴]» در ثابت الهداة نیز حدیثی از امام درستگو(ع) آورده شده که: حمزة بن حمران می گوید: از خروج حسین(ع) و نرفتن ابن الحنفیه نزد امام(ع) خاطر کردیم، فرمود:‌ای حمزه، برایت حدیثی میگویم که بعداز این، دیگر از این مورد نپرسی؛ زیرا حسین(ع) از مدینه جداگانه شد ورق کاغذی طلبید و در آن نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم از حسین بن علی بن ابی طالب به بنی هاشم، البته آنگاه، هرمورد به اینجانب بپیوندید، شهید میشوید و هرکه این شغل را نکند، به موفقیت نمیرسد و السلام.»[۲۵]
علامه مجلسی در ذکر این گزاره امام حسین(ع) میفرماید: ظواهر این عبارت مذمت میباشد ولی این احتمال هم است که حضرت سایرافراد را فی مابین داخل شدن و نیامدن مخیر کرده بود، پس زیرا وارد شدن آن، فرمان واجبی خلا، بلکه از روی میل بود، سرپیچی از آن گناه محسوب نمیشود.[۲۶]

بعد از این که حسین بن علی(ع) را بدون چاره به بیعت با یزید کردند و وی از این فعالیت رمز گشوده زد، محمد حنفیه توصیه کرد که برادرش برای محافظت جان به مکه برود و چنانچه در آنجا هم ترساندن شد به یمَن برود و در حالتی که در یمن هم متانت نداشت به ریگستان‌ها و کوهستان‌ها پناهنده گردد. حسین رأی او‌را ستود و اظهار کرد: "اخوی جان، تو رخصت داری در مدینه بمانی و در اینجا دیده اینجانب باشی و کارها معاندان را به اینجانب برسانی"[۲۷]

بازدید : 27
پنجشنبه 27 شهريور 1404 زمان : 11:14


تحصیلات
ارباب قمی، آغاز برای علم آموزی ادبیات به طهران رفت. آنگاه به قم رجوع و مدتی درس خواند. چندی سپس به یار و همدم «ملا عبدالله قمی» و «ملا حسین قمی» عازم سامرا شد و سالیانی اندک در درس میرزای شیرازی کمپانی کرد.ارباب از این دانا شیعه، اذن نقل داستان داراست.[۱۱] [۱۲] محمد ارباب قمی پیرو علم آموزی خود با ملا عبدالله، رهسپار نجف شد و سال‌های اکثری در درس میرزا حبیب‌الله رشتی و محمدکاظم آخوند خراسانی حضور یافت و از مرحوم آخوند، اذن اجتهاد گرفت. وی درین فرصت، مرجع بزرگان بعد از ظهر خویش و گزینه تعریف‌و‌تمجید محققان بود[۱۳] و بعضی او‌را جامع سنجیده و منقول تشریفات ترحیم مشهد می‌دانستند.[۱۴]

میرزا حسین نوری دیگر معلم ارباب قمی بود که به وی اذن نقل ماجرا بخشید و شغل رویارویی و تصحیح بحار الانوار را به وی سپرد.[۱۵]

میرزا حسین خلیلی تهرانی نیز از اساتید و مشایخ اذن ارباب میباشد. وی واپسین حدیث کتاب خویش را از سلسله میرزا حسین خلیلی تهرانی، سید محمد هندی نجفی، روضه خوان الشریعه اصفهانی و میرزا حسین نوری نقل نموده است.[۱۶]

رجوع و برگشت به قم
ارباب قمی به قم رجوع و برگشت و در محل تولد خود، کرسی درس و گفت و گو حوزه را برپا داشت. اقتدار علمی‌اش به وی سر کردگی عام و آوازه داد و فقاهتش زبانزد شوید.[۱۷]

تألیف کتاب، اقامه نماز جماعت و حل‌وفصل دعاوی از سایر دل‌مشغولی‌های ارباب بود.[۱۸] [۱۹] [۲۰]

هنوز حوزه علمیه قم به‌دست عبدالکریم حائری یزدی تأسیس نشده بود که ارباب قمی در آن شهر، مرجعیت فقهی داشت و در کارها مادی و اخروی عموم نقش ویژه‌ای جاری ساختن میکرد.[۲۱] همگی بزرگان نامش را به احترام می‌بردند و مقبولیتی کلان داشت[۲۲] تاآنجا که گفته‌اند از هراس وی، کارگزاران دولتی جر‌أت نداشتند بها آرد گندم را ارتقاء دهند.[۲۳]

زمانی که روحانی عبدالکریم در سال ۱۳۴۰ق به قصد زیارت به قم آمد، ابوالقاسم وسیع قمی و محمد ارباب قمی به دیدن وی رفتند و دعوا دینی بینشان مطرح شد. در شیوه برگشت محمد ارباب به ابوالقاسم می گوید که روحانی عبدالکریم با ما فرق داراست و خوب میباشد از وی درخواست کنیم که در قم بماند و حوزه علمیه تشکیل دهد. پس مجدد به خانه حاج روحانی برمی‌گردند و این تقاضا را مطرح می‌نمایند.[۲۴] با اینکه ۱۵ سال از حاج روضه خوان بزرگتر بود اما در برابرش خیلی اظهار کوچکی می کرد[۲۵]، حتی روزی به شاگردانش اعلام‌کرد: برخیزید و رمز درس حاج روضه خوان بروید.[۲۶]

بازدید : 49
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 18:24


یحیی بن ابی القاسم اسدی (درگذشت ۱۵۰ق)، معروف به ابوبصیر از اصحاب اجماع و از اصحاب امام محمدباقر(ع) و امام جعفرصادق(ع) بود. او را در شمار اصحاب امام موسی کاظم(ع) تشریفات ترحیم مشهد نیز آورده‌اند.

لقب و نسب
کنیۀ وی ابومحمد بود و شاید از آن رو ابوبصیر(بینا و روشندل) خوانده میشد که از بصیرت محروم بود.[۱] ابوالقاسم کنیۀ بابا او بوده و اسم وی اسحاق تصویب شد‌ه‌است، [۲] اما در برخی از منابع ابوالقاسم به طور قاسم و تحت عنوان اسم بابا یحیی آمده میباشد.[۳]

نسبت اسدی به دلیل رابطۀ ولای فامیل وی با قبیلۀ عرب بنی‌اسد بود.[۴] روضه خوان طوسی در رجال[۵] اورا از اهل کوفه شمرده میباشد. همو و نجاشی[۶] به سال وفات او تصریح کرده‌اند.

صحابی ائمه
ابوبصیر اسدی مدتی را در مصاحبت امام باقر(ع) بود. وی از امام راست گو(ع) قصه نموده است؛ احادیث اعتقادی[یادداشت ۱] و فقاهتی متعددی در کتاب ها حدیث امامیه که از روش ابوبصیر از امام راستگو(ع) ماجرا گردیده‌است.[۷] روحانی طوسی او را در شمار اصحاب امام کاظم(ع) نیز آورده میباشد[۸] ابوبصیر حدود ۲ سال از امامت آن حضرت را فهم کرده و شمار احادیث جانور به نقل ابوبصیر (سوای قید) از امام کاظم(ع) بسیار اندک میباشد.

واکنش تربیتی
ابوبصیر می گوید: در کوفه به یکی‌از بانوان درس خواندن قرآن ‌می‌آموختم. روزی در یک موردی با وی جوک کردم! بازه زمانی‌ها سپری شد تا این‌که در مدینه به حضور امام باقر(ع) رسیدم. آن حضرت منرا آیتم نکوهش قرار اعطا کرد و فرمود: (مَن ارْتكبَ الذنبَ في الخلاء لم يَعبَاء اللهُ به) «هر که در حالا خلوت گناه نماید، معبود لحاظ لطفش را از وی برمی‌گرداند و اعتنایی به وی نمی‌نماید»، این چه سخنی بود که به آن زن گفتی؟ از شدت رودربایستی، صورتم را پوشاندم و توبه نمودم. امام باقر(ع) فرمود: - مراقب باش که تکرار نکنی. [۹] از این برخوردی که امام با ابوبصیر می‌قدرت به عنایت تربیت و والا معنوی ابوبصیر در لحاظ امام پی پیروزی.

وفاداری به امام کاظم(ع)
در منابع متفاوت مطالبی از روش علی بن ابی حمزه بطائنی قصه شد‌ه‌است که ذکر می دارد ابوبصیر (اسدی) اندکی بعد از وفات امام راستگو(ع) در حالی‌که عبدالله افطح هنوز زنده بود، برای گزاردن حج به حجاز رفته و خلال دیدار با امام کاظم(ع) وفاداری خویش را به آن حضرت اعلام نموده است.[۱۰]

بازدید : 25
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 22:39


منزلت
علی بن ابی‌طالب همواره از سوی شیعه‌ها، رده و مقام ویژه‌ای داشته و بعداز رسول(ص)، شایسته ترین، باتقواترین و فقیه‌ترینِ بشر‌ها و جانشین برحق حضرت محمد(ص) بوده میباشد. بر این محور بعضی از صحابه از به عبارتی فرصت حیات رسول اسلام(ص)، رهروان علی(ع) و هواداران او یعنی شیعه دانسته‌ می‌گردیده‌اند.[۱] شیعه ها افرادی میباشند که امام علی(ع) را جانشین بلافصل نبی(ص) از سوی پروردگار می دانند؛[۲] در قبال اهل‌ سنت، جانشینی فرستاده را نتیجه ها تعیین عموم تشریفات ترحیم مشهد می دانند.[۳]

هاینس هالم (Heinz Halm)، اسلام‌شناس آلمانی، زاده۱۹۴۲م. گفته میباشد: به اطمینان شیعه ها، به خلافت وصال امام علی(ع) در ۱۹ ذی‌الحجه سال ۳۵ هجری قمری، اجرای دیرهنگام قراری بود که طبق آن، نبی(ص) در یکسری وضعیت و به‌خصوص در غدیر خم، او‌را تحت عنوان جانشین خویش و امام امت اسلامی برگزیده بود. به باور شیعه، عبارت «مَن کُنتُ مَولاه فَعَلیٌ مَولاه»: کسی که اینجانب مولای وی هستم علی مولای اوست؛ که به وسیله نبی در روز غدیر گفته شد، انتخاب جانشینی رسول(ص) میباشد؛ به این دلیل که حاضران در غدیرخم به علی بن ابی‌طالب(ع) شادباش گفتند و او‌را با کنیه امیرالمومنین خطاب کردند.[۴] مبنی بر این نظریه، علی(ع) فقط خلیفه برحق میباشد و تیتر «امیرالمؤمنین» صرفا لایق اوست و حکومت کوتاه‌زمان او فقط حکومت مشروعی میباشد که امت اسلامی از فرصت رحلت نبی(ص) تجارب نموده است.[۵]

دودمان، القا‌ب، خصوصیت‌های ظاهری
علی بن ابی‌طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصی بن کلاب،[۶] معروف به هاشمی و قرشی بوده و بابا وی، ابوطالب، مردی سخاوتمند، عدل و داد‌مدار، آیتم احترام قبایل عرب، عمو و پشتیبان فرستاده(ص) و از شخصیت‌های گران قدر قریش گزارش شد‌ه‌است.[۷] مامان علی(ع)، فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد و بنده مناف[۸] و برادران او طالب، عقیل، جعفر، و خواهرانش هند یا این که ام هانی، جمانه، ریطه یا این که ام طالب و اسماء بوده‌اند.[۹] مورخان، وصلت ابوطالب و فاطمه بنت اسد را اولیه وصلت در بین یک مرد و زن هاشمی دانسته‌اند[۱۰] و بدین ترتیب، حضرت علی(ع) اول شخصی میباشد که هم از سوی بابا و هم از سوی مامان، هاشمی بوده میباشد.[۱۱]

بازدید : 46
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 0:23


داوود بن قاسم بن اسحاق (درگذشت ۲۶۱ق)، دارای شهرت به ابوهاشم جعفری و داوود بن قاسم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع)، بوده و از راویان آیتم پشت گرمی و نام دار تشریفات ترحیم مشهد امامیه به شمار می‌رود.

تولد و نسب
داوود بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب، اسم و نسب بدون نقص اوست. بابا او، قاسم بن اسحاق از اصحاب امام راستگو(ع) [۱] و از یاران محمد بن عبدالله، دارای اسم و رسم به نفس زکیه بوده میباشد. اورده شده که او از طرف نفس زکیه، امیر یمن شد؛ البته قبل از آنکه فعالیت خویش را آغاز نماید، نفس زکیه به قتل رسید.[۲]

مامان تبارک ابوهاشم (مامان قاسم بن اسحاق)، ام حکیم دختر قاسم بن محمد بن ابی‌دیده نشده میباشد. وی بابا ابوهاشم پسر خاله امام راست گو(ع) بوده میباشد.[۳]

مبنی بر منابع، او مستقر بغداد بوده میباشد.[۴] و احتمالا در اواخر سده دوم هجری متولد گردیده‌است چراکه او در هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو، در شهر ایذه (ایذج) به دیدار وی می‌رود.[۵]

وکالت
سازمان وکالت تحت عنوان وسیله‌ای برای رابطه در بین شیعه ها و امامان شیعه بود که با شدت تصاحب کردن در اختیار گرفتن خلفای عباسی و نیز برای فراهم‌سازی شیعه ها برای غایب بودن امام فرصت (عج) صورت گرفته بود. ابوهاشم جعفری نیز یکی‌از اشخاص گزینه پشت گرمی ائمه(ع) بود که در طول غایب بودن صغرای امام مجال(ع) نیز وکالت وی را برای مدتی در چنگ داشت.[۶]

داستان‌کنندگان از او
عده ای از راویان حدیث شیعه از او نقل حدیث کرده‌اند مثل علی بن ابراهیم قمی، یحیی بن هاشم، اسحاق بن محمد نخعی، سهل وآسان بن زیاد آدمی، محمد بن حسان، ابواحمد بن راشد، احمد بن محمد بن عیسی، محمد بن عیسی، محمد بن ولید، محمد بن احمد علوی، احمد بن اسحاق، محمد بن زیاد، احمد بن ابی عبدالله برقی، ادب بن شاذان نیشابوری، سعد بن عبدالله اشعری، عبدالله بن جعفر حمیری، و... [۷]

حیث بزرگان شیعه
ابوهاشم جعفری، از اصحاب چهار بدن از امامان شیعه، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بوده و از راویان آیتم متکی بودن و نام دار امامیه به شمار می‌رود.[۸] رجال‌شناسان و مورخان شیعه برای مثال ابی‌جعفر برقی (متوفی ۲۷۴ یا این که ۲۸۰ق) [۹]، کشی (متوفی ۳۳۰ق)،[۱۰] مسعودی (متوفی ۳۴۶ق)،[۱۱] نجاشی (متوفی ۴۵۰ق)،[۱۲] روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰ق) در الفهرست،[۱۳] و رجال،[۱۴] ابن داوود حلی (متوفی ۷۰۷ق)،[۱۵] علامه حلی (متوفی ۷۲۶ق) [۱۶] و غیره ابوهاشم را با توصیفاتی زیرا دانا، عبادت کنندهِ مومن، گسترده‌المنزلة، جلیل و شریف‌القدر نزد ائمه(ع)، ستوده‌اند.[۱۷]

بازدید : 40
يکشنبه 23 شهريور 1404 زمان : 23:35


سیاست مذهبی عادلشاهیان
سیاست مذهبی عادل شاهیان تصمیماتی استوار و یکنخواخت عدم وجود و در زمان‌ هر کدام از شاهان این سلسله تفاوت‌هایی داشت. با اینکه بیشتر عادل‌شاهان شیعه بودند و به تقویت شیعه‌ها پرداختند، بعضا از عادل‌شاهان در عصر حکومت خویش تسنن را مذهب قانونی حکومت خویش کرده و از مدد شیعه ها دست تشریفات ترحیم مشهد کشیدند.

یوسف عادلشاه، موسس سلسله عادل‌شاهیان، تشیع را مذهب قانونی قلمرو پایین سلطه خویش اظهار‌کرد و اذان به طرز شیعه‌ها، و خطبه تلاوت به اسم امامان شیعه مرسوم شد.[۶] او سیاست معتدلی داشت و دشنام دادن به خلفا و اصحاب فرستاده را ممنوع کرد. عادلشاه، به بزرگان اهل سنت زمین‌های منحصربه‌فرد اعطا کرد و اذن اعطا کرد تا در‌این بخش ها اذان مبتنی بر مذهب اهل سنت گفته خواهد شد و آداب و رسوم آن ها اعمال گردد.[۷] او عملکرد داشت با این عمل از نارضایتی اهل سنت بکاهد البته درین فرمان کاملا پیروز عدم وجود و سنیان دکن با پادشاهان فضا که بر علیه یوسف پادشاه شوریده بودند، متحد شدند. وقتی که عمل معارضان شدیدشد یوسف‌ فرمانروا مدتی به زور از تظاهر به تشیع دست کشید، البته پس از برد بر دشمنانش به اسم دوازده امام(ع) خطبه خواند و سید احمد هروی را با هدایایی نزد پادشاه اسماعیل صفوی، پادشاه شیعه جمهوری اسلامی ایران، ارسال کرد.[۸]

یوسف فرمان روا با علمای شیعه ارتباط ها قربت داشت؛ روضه خوان جلال الدین ملقب به روحانی چاندا از نوادگان امام زین العابدین(ع) مشاور یوسف فرمانروا بود و سید احمد هروی وزیر او بود. همینطور یوسف سلطان را ذیل اثر مولانا غیاث کمال که مورخ و فیلسوفی شیعه بود دانسته‌اند.[۹]

جانشین یوسف، پسرش عادلشاه‌ بود که در کودکی بر مکان بابا گرد‌همایی. در عصر وی کمال خان دکنی در آغاز وزیر یوسف سلطان که سنی مذهب بود و اینک زمام کارها دربار را در مشت داشت،‌ اجرای شعائر سنی را احیا کرد و به اسم خلفای راشدین خطبه خواند و قصد داشت با امان تیم دکنی‌ها توان را از آن خویش کرده و اسماعیل را عزل کرده و آفاقیها را تضعیف نماید. این طرح کمال‌ خان به فیض‌ای نرسید و دسته معارضان به رهبری دلشاد‌آغا اقتدار را به دست گرفته و کمال خان کشته شد. در غایت آفاقی‌ها به اقتدار بازگشتند و دکنی‌های را بیش تر از قبل از توان راندند و دین‌های تشیع توشه دیگر برقرار شد.[۱۰]

بازدید : 26
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 20:22


صَحرای مَحْشَر اصطلاحی میباشد که به جای قیامت اشاره داراست. حقیقت و خصوصیت‌های جای قیامت دقیقاً پر‌نور وجود ندارد ولی مطابق آیه ها قرآن، در آن مجال، این زمین و عرش‌ها به زمین و افق‌های دیگری تبدیل میشوند. به حیث علامه طباطبائی، در قیامت، واقعیت زمین و اسمان و آنچه درین دو تشریفات ترحیم مشهد میباشد،

همین حقیقت مدرن آن‌هاست البته نظام روان در آنها غیر از این اوصاف و نظام فعلی در دنیاست. به این ترتیب زنده شدن بشر‌ها و خارج وارد شدن آن ها از قبر و حضور در محکمه الاهی، در همین زمین فعلی البته با تغییراتی میباشد که در شروع قیامت چهره میدهد؛ مانند مسطح شدن و ارتقا گستردگی. در بعضی از احادیث به‌این کشیدگی زمین اشاره گردیده‌است. همینطور در بعضی مقاله ها و کتاب‌ها برای شرایط زمین در قیامت، ارزیابی‌های فیزیکی ارائه گردیده‌است.

معنی‌شناسی
یکی اسم‌های قیامت «یومُ الحَشر (روز محشر)» میباشد؛ زیرا در آن روز کلیه آدم‌ها مجدد زنده میشوند و از قبرهایشان خارج میایند و گردآوری و محشور میگردند.[۱] در آیه‌ها قرآن نیز بدین اسم اشاره گردیده‌است.[۲] با اعتنا به‌این خصوصیت قیامت، با اصطلاحاتی زیرا «صحرای محشر»،[۳] «صحنه محشر»،[۴] «عرصه محشر»[۵] و «زمین محشر»[۶] به جای قیامت اشاره میگردد. منظور از اصطلاح عرفانی «صَحرای عَرَصات» نیز صحرای محشر میباشد.[۷] دهخدا در مدخل «محشر» به ادغام‌های «صحرای محشر، صحرای قیامت، دشت محشر و عرضه محشر» اشاره می‌نماید، شاهد نمونه میاورد و در توضیح مخلوط صحرای محشر می‌نویسد: «آنجا که مردمان روز رستاخیز در آن گرد آیند».[۸] هرچند در قرآن و احادیث واژه و کلمه صحرا درباره محل محشور شدن آدم‌ها در قیامت به شغل نرفته میباشد ولی از آیه۱۴ سوره نازعات «فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ (و بناگاه آن‌ها در زمين هموار خواهند بود)» می‌قدرت تعبیر و تفسیر صحرا محشر را بهره مند شد.

سید رضی ساهره را زمینی (کویر) دانسته که هر که شب در آن میماند از خوف نمی‌خوابد و ساهره از ریشه سهر به معنای شب بیداری میباشد زیرا مخوف و ترسناک میباشد شب کسی در آن نمی‌خوابد و از هراس بیدار می ماند. [۹] طبرسی در مجمع البیان ساهره را به معنای پهنه زمین دانسته و براین اطمینان میباشد که عرب به کویر(فلات) ساهره می گوید.[یادداشت ۱] [۱۰]دهخدا فلات را کویر و دشت بی آب و گیاه مفهوم نموده است. [۱۱] تعبیر و تفسیر قمی نیز ساهره را به معنای زمینی دانسته که مردگان بعداز شنیدن صیحه از قبرهایشان خارج آمده وروی آن قرار می گیرند. [۱۲] مطهری مفسر و اسلام پژوه «ساهره» رابیابان خالی و صرفا و هدف از آن را دنیای قیامت و «صحرای محشر» را تعبیری عوامانه برشمرده میباشد.[۱۳] سعدی در بوستان درضمن حکایتی در با خبر شعرش در‌این بیت به صحرای محشر اشاره نموده است

كسى ديد صحراى‌ محشر به خواب
مس تفته‌ روى زمين ز آفتاب‌[۱۴]

بازدید : 24
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:43


فقط زن برگزیده در ماجرای مباهله
از دربین زنان مسلمان فقط فاطمه(س) برای حضور در مباهله فرستاده(ص) با مسیحیان نجران تعیین شد. این روایت در آیه مباهله مذکور میباشد. بنابر منابع تفسیری، روایی و تاریخی، آیه مباهله در برتری و فضیلت اهل‌بیت فرستاده نازل گردیده است.[۱۵۹] فاطمه، امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) ملازمان نبی درین حادثه تشریفات ترحیم مشهد بودند.[۱۶۰]

استمرار نسل رسول از روش فاطمه
تداوم نسل نبی از فاطمه و گزینش امامان شیعه از فرزندان فاطمه تحت عنوان یکی فضائل وی نام برده میباشد.[۱۶۱] برخی از مفسران استمرار نسل فرستاده از فاطمه را مصداق کوثر یعنی نه فراوان در سوره کوثر دانسته‌اند.[۱۶۲]

سخاوت
سخاوت فاطمه(س) تحت عنوان یک کدام از خصوصیت‌های رفتاری وی گزارش گردیده‌است. وی در معاش مشترک خویش با علی(ع) وقتی که در شرایط مناسب اقتصادی قرار داشت معمولی‌زیست بود و مدام انفاق میکرد.[۱۶۳] اهدای جامه تازه در شب عروسی خویش به شخص محتاج،[۱۶۴] بخشیدن گردن بند به بینوا[۱۶۵] و دادن همگی غذای خویش به مسکین، یتیم و اسیر به عنوان مثال این مورد ها میباشد.[۱۶۶] مبنی بر گزارش‌های روایی و تفسیری بعداز آنکه فاطمه(س)، علی(ع) و حسنین(ع) سه روز پی‌به دنبال هنگام افطار تمامی غذای خویش را به مستلزم دادند آیه اطعام در شأن آن‌ها نازل شد.[۱۶۷]

تقوا و معمولی‌زیستی
جهیزیه حضرت فاطمه شانزده یا این که نوزده مداد کالا بوده میباشد که شانزده عدد آن اثاثیه و وسیلهٔ مختصر برای یک معاش خرد بود وقتی که نبی پروردگار(ص) چشمش به آن به زمین خورد این‌سیرتکامل دعا کرد: «اللّهُمَّ توشهِک لِقَومٍ جُلُّ آنِیَتِهِمُ الخَزَفُ» خداوندا معاش را بر افرادی که بیشتر وسایلشان گلی و سفالین میباشد میمون گردان».[۱۶۸]

مُحَدَّثه بودن

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه