آیه شریفه در باره گروهی از یهودیان به اسم بنی نضیر نازل گردیده است كه در حومه مدینه به رمز می بردند و با مسلمانها عهد و پیمان معاش مسالمت آمیز داشتند، اما به قول خویش مکر كردند، از این رو معبود سبحان امر جهاد علیه آنها را برای مسلمانها صادر نمود. آنها به خیال داشتن دژهای مستحكم، خویش را ایمن از تعدی دیگر افراد می پنداشتند و برای هیچ كس قدرت نفوذ در آن دژها كه زیرا حصاری دورشان را فراگرفته بود، نمی دیدند. ولی آفریدگار سبحان از راهی كه گمان نمی كردند به سراغشان آمده میباشد: «فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا». به تعبیر و تفسیر مرحوم علامه طباطبایی عزم خدای والا، خیر از راهی كه آنها گمان می كردند كه به عبارتی دژها و درهاست، بلكه از روش باطنشان تشریفات ترحیم مشهد كه به عبارتی رویه های قلبی شان میباشد، میان آنها نفوذ كرد و دلشان را از واهمه مالامال كرد۴۶ و با پرتاب کردن واهمه در دلشان، قضیه شكست آنهارا آماده ایجاد کرد.
مثال دیگر، جریان مبارزه بنی قریظه میباشد. آنها یهودیانی بودند كه در قلعه هایی در كنار مدینه معاش می كردند و با مسلمان ها عهدوپیمان عدم تجاوز و توطئه داشتند، اما در نبرد احزاب این عهدوپیمان را شكستند و وقتی كه شهر مدینه در محاصره سپاه كفر قرار داشت قصد چاقو زدن از پشت داشته و با مکر گری بر ضد مسلمانها، به كمك كفار شتافتند، چنان كه قرآن كریم از کارشکنی آنها پرده برداشته میباشد:
وَأَنزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَیَاصِیهِمْ;۴۷ و خدا گروهی از اهل كتاب (یهود) را كه از آنها (مشركان عرب) پناه كردند، از قلعه هایشان زیر كشید.
پس از نقطه نهایی یافتن مبارزه احزاب و شكست كفار، نبی اكرم(صلی الله علیه وآله) از روش وحی مأمور شد كه به فتنه گری منافقان یهود، خاتمه دهد، از این رو با بسیج نیروی اسلام، قلعه های بنی قریظه را محاصره نمود كه ۲۵ روز طولانی شد.۴۸ به رغم آن كه یهودیان بنی قریظه نیروی شایان توجه و دژهای مستحكمی داشتند، خویش را تسلیم سپاه اسلام نمودند و بعد از واگذاری مورد به حكمیت و صدور حكم در امر آنان، به امر پیامبر پروردگار(صلی الله علیه وآله) مردان آنها كشته و زنانشان اسیر شدند. قرآن كریم در تبیین این برد، از رعب و وحشتی كه در دل كفار به زمین خورد خبر میدهد:
وَقَذَفَ فِی قُلُاینترنتِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا; و در دل هایشان رعب افكند، (و كارشان به جایی رسید كه) گروهی را به قتل می رساندید و گروهی را اسیر می كردید.
در واقع، همین رعب و وحشت كفار موجب تسلیم شدن آن ها شد، به گونه ای كه نیروهای اسلام، فارغ از تحمل شهید و زخمی و حتی جنگیدن، بنیاد آنهارا نابود ساختند و میزان دارایی های آنها به تملك سپاه اسلام درآمد:
وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا;۴۹ و اراضی و منزل ها و اموالشان را در مشت شما گذاشت و (هم اینگونه) زمینی كه هیچوقت در آن قدم ننهاده بودید.
تعبیروتفسیر به ارث (اورثكم) دراین غنایم; بدین عامل میباشد كه مسلمان ها زحمت چندانی برای آن نكشیدند و به سادگی، آن کلیه غنیمت كه فیض سالیان متمادی ظلم و بیدادگری یهود و استثمار آنان در مدینه بود به دست مسلمان ها به زمین خورد.۵۰
ساختوساز خوف در دل كفار و معارضان سپاه اسلام به نحوی میباشد كه اقتدار حقیقی و واقعی معاند را از آنها سلب می كند و در حالی كه در مقابل سایرافراد قدرت مقاومت و غلبه داشتند، هنگام رویا رویی با سپاه حق، ضعیف گردیده و به شكست بدن میدهند:
لَا یُقَاتِلُونَكُمْ جَمِیعًا إِلَّا فِی قُری مُّحَصَّنَهٔ أَوْ مِن وَرَاء جُدُر بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ...; آنها هیچ وقت با شما به طور گروهی نمی جنگند، جز در دژهای محكم یا این که از پشت دیوارها، پیكارشان در بین خودشان شدید میباشد.
آیه شریفه واهمه منافقان و یهودیان بنی نضیر را از مسلمان ها ذکر می كند كه این دو طایفه از جنگیدن با شما در فضای گشوده، دوری می كنند و جز در قلعه های محكم یا این که از پس و پشت دیوارها با شما كارزار نمی كنند. اما این به جهت ضعف و ناتوانی شان وجود ندارد، چون شجاعت و دلاوریشان در میان خودشان شدید بود و هرگاه با هم مشغول می شدند پیكارشان شدید بود (بأسهم بینهم شدید)، البته همین كه با مسلمانها روبه رو می شدند، خدای بلندمرتبه رعبی از آنها به دل هایشان می افكند و درنتیجه، از مسلمانها طاقت فرسا می ترسیدند.۵۱
آین آیهها گرچه در امر اتفاق خاص تاریخی نازل شدهاست، البته تخصیص به به عبارتی آیتم ندارد; به عبارت دیگر، جریان های ذكر گردیده، رویدادها غیر قابل تكرار و منحصربهفرد به زمان صدر اسلام وجود ندارد. به تفسیر شهید صدر هنگامی قرآن میخواهد شكست را در پیکار احد در ادامه موفقیت دیده گیری كه آنها در نبرد بدر به دست آوردند تفصیل دهد و توضیح دهد كه چرا بعداز موفقیت، شكست خوردند، چرا نزاع احد به ضرر و زیان آنان به انتها رسید؟قرآن میگوید: «تلك الأیّام نداولها میان الناس; ما این شكست و موفقیت را به دفعه میان عموم قرار میدهیم». در این مکان قرآن با عموم تحت عنوان خویش عموم صحبت میگوید و یادآور میشود كه این ماجرا به سنن و مقررات تاریخی مربوط میباشد. مسلمان ها كه در مبارزه بدر برنده گردیده بودند خویش، حالت برد را مهیا ساخته و این وضعیت طبق سنن تاریخ، ایجاب می كرد كه آنها موفق شوند و برنده هم شدند، چنان كه در نبرد احد نیز قوانینی پدید آوردند كه ایجاب می كرد شكست بخورند، و شكست هم خوردند. خدا در عالم تكوین برای موفقیت، قواعد و سننی قرار داده كه وضعیت برد می بایست با به عبارتی مقررات و سنن طبیعی هم خوانی باشد، البته در مبارزه احد زیرا مسلمانها نتوانستند خویش را با آن موقعیت موفقیت هماهنگ كنند، شكست خوردند.
مرحوم علامه طباطبایی در توضیح نصرت الهی نسبت به مؤمنان میفرماید: اما این حكم، یعنی نصرت و غلبه، حكمی اجتماعی میباشد و مشروط به تحقق تیتر میباشد ولا غیر; یعنی این نصرت و غلبه، فقط قسمت انبیا و مؤمنان حقیقی میباشد كه لشكر آفریدگار میباشند و به دستور وی شغل كرده و در خط مش وی جهاد می كنند. و هر جامعه ای كه این عنوان ها بر آن راستگو باشد; یعنی ایمان به آفریدگار داشته و به دستورها خداوند شغل كند و در منش وی جهاد کند، منصور و پیروز میباشد، خیر جامعه ای كه این اسامی و عنوان ها را دارااست و حقیقت آنهارا ندارد. پس جامعه ای كه از ایمان، جز نام در آن نمانده و از انتسابش به خداوند جز سخنی در آن نمانده باشد نباید آرزو نصرت و غلبه را داشته باشد.۵۲
قرآن كریم، علاوه بر آرزو دادن به مؤمنان، به فلسفه شكست آنها اشاره می كند:وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ;۵۳ و سست نشوید و اندوهگین نگردید و شما بر تریید در شرایطی که ایمان داشته باشید.
پیام این آیه به مسلمانها این میباشد كه شكست شما مسلمان ها برای حیف کردن روح ایمان و اثرها آن بود و در شرایطی که بر مسیر ایمان اثبات بمانید برد پایانی از آن شماست.۵۴ واز این كه آیه شریفه، علو (برتری) مسلمانها را به ایمان منوط كرده ـ با این كه خطاب آیه به مسلمانها با ایمان میباشد ـ برای این میباشد كه اشاره كند بدین كه هرچند مخاطبان، مسلمان و مؤمن بودند، البته به مقتضای ایمانشان کار نكردند و صفاتی زیرا حوصله و زهد را كه داشتن آن مقتضای ایمان میباشد نداشتند، و گرنه ایمان تاثیر خویش را میبخشید و درین نبرد ضربه نمی خوردند و آن بلاها را نمی دیدند.۵۵
۳. سنت نزول بركات بر مؤمنان
یكی از سنت های اساسی الهی كه به جامعه اسلامی و عموم مؤمن تخصیص داراست، منفعت مندی آن ها از بركات و نعمت های فراوان دنیوی در عرصه معاش میباشد. در آیه های متعدی از قرآن كریم بهاین قضیه تصریح شدهاست. اصولاً دخالت دادن معنویت در سرانجام ملت ها از اختصاصات قرآن كریم میباشد; به تعبیر و تفسیر شهید مطهری قرآن در ذکر تقلید كردن تاریخ از سنن، یك تفاوت منطقی با دیگرافراد داراست و آن این میباشد كه دیگر افراد بهاین نكته كه خرابی خلق و خوی در عاقبت و به روزی ملت ها مؤثر میباشد یا این که اعتنا ندارند و یا این که كمتر اعتنا داراهستند. قرآن زمانی كه فلسفه تاریخ آدم را ذكر می كند میفرماید كه روشن بختی اقوام و ملت ها بستگی داراست به دانش و رفتار و معنویت آنها. قرآن درباره ی این كه معنویت یك قبیله در سرانجام آنان تأثیر فراوان داراست پافشاری خیره کننده دارااست. آن چیزی كه بیشتر، از خصوصیات قرآن میباشد، قبل از این كه آن فلسفه كلی را قبول می كند و بلكه برای نخسین بار در جهان ذکر می كند، این جهت میباشد:
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ;۵۶ در صورتیکه عموم قریه ها ایمان آورده و پرهیزكاری كرده بودند بركت هایی از اسمان و زمین به رویشان می گشودیم.۵۷
خواسته از بركات، هر چیز كثیری از قبیل امنیت، آسایش، سالمی، کالا و اولاد است۵۸ و بعضا آن را به معنای نزول باران و روییدن گیاهان میدانند.۵۹
آیه شریفه، بركات را به مجرایی تشبیه كرده كه نعمت های الهی از آن مجرا بر آدمیان جریان مییابد. باران و برف هر كدام در موقع مطلوب و به مقدار نافع می بارد، هوا در موقعش گرم و در موقعش سرد گردیده و در فیض، غلات و میوه ها فراوان میگردد و این در موقعی میباشد كه عموم، به خدای خویش ایمان آورده و زهد پیشه كنند.
نكته شایان توجه این كه باز شدن بركت های افق و زمین، ناشی از ایمان و تقوای جامعه میباشد، خیر ایمان یك نفر و دو نفر.۶۰ و به تعبیروتفسیر دیگر، خواسته آیه شریفه این میباشد كه در صورتیکه از اشخاص هر جامعه ای آن قدر ایمان آورده و زهد پیشه كنند كه گزاره «اهل این جامعه، ایمان و زهدوتقوا داراهستند» راجعبه آن ها درستگو باشد، خدا نعمت های دنیوی و معنویش را دربرگیرنده اکنون تمامی وی، حتی اشخاص كافر و بی زهد و تقوا می کند و کلیه از رفاه دنیوی، ادب، امنیت و... بهره مند میشوند. درین آیه، هم در جهت قضیه سازی جریان سنت و هم در بُعد پیامدهای آن، معاش اجتماعی و خلق گروهی تحت عنوان دو شالوده اساسی سنت های اجتماعی معبود در حیث گرفته گردیده است.۶۱
خدای سبحان در آیه شریفه یك واقعیت خالی از هر شائبه ای را خیال و خاطر نماد ساخته و آن عبارت میباشد از چیزی كه میزان و مدار شالوده نزول نعمت و نقمت بر آدمیان میباشد.
توضیح این كه: به صورت كلی تمامی اجزای فقید، مانند اعضای تن، به یكدیگر متصل و مربوط میباشد، به گونه ای كه درستی و سقم و استقامت و انحراف یك عضو، در صدور افعال از دیگر جوارح تأثیر داشته و این تفاعل در خاصیت و اثرها در تمامی اجزا و فضا آن جریان دارااست و این اجزا ـ به گونه ای كه قرآن شریف ذکر كرده ـ کلیه به سوی خدای سبحان و آن هدفی كه معبود برای آنها مقدّر نموده در حركت اند و انحراف و خلل حركت یك جزء از اجزای آن، مخصوصاً در حالتی که از اجزای پررنگ باشد در بقیه اجزا به صورت نمایان تاثیر سوء باقی میگذارد. این خویش یكی از سنت هایی میباشد كه خدای بزرگ در جمیع اجزای فقید كه آدم یكی از آن هاست سرازیر ساخته میباشد، و این سنت خیر قانون شکنی بردار میباشد و خیر بشر، از آن مستثنا میباشد و وی نیز مانند بقیه اشکال موجودات، وجودش مربوط و بسته به بقیه اجزای دانا میباشد و اعمالی كه از وی راز میزند و حركاتی كه در مسیر معاش اش و در سیر به سوی سرمنزل بهروزی از خویش آرم میدهد با بقیه اجزای دانا كه اطراف به اوست رابطه كامل داراست، به گونه ای كه در حالتیکه حركاتش پارسا و سازگار با آن اجزا و موجودات باشد آن موجودات نیز با وی سازگار خواهند بود و بركات عرش به سویش جاری گردد و چنانچه امتی از امت ها، از شیوه فطرت، گمراه خواهد شد و درنتیجه، از شیوه بهروزی انسانی كه خدا برایش مقرر كرده گشوده بماند، اسباب و اثاث طبیعی هم كه دور و اطراف به آن و مرتبط با اوست خلل یافته و اثرها سوء این مشکل به خویش آن امت برمی شود. و معین میباشد كه در برگشت آن اثر ها چه مشکل ها و چه محنت هایی متوجه اجتماعش میگردد. خرابی خلق و قساوت قلب و از میان رفتن عاطفه ها رقیقه، ارتباط ها همگانی را از در میان برده و هجوم بلیات آسمانی (مثل باریدن باران غیر فصلی، سیل، گردباد و صاعقه) و ترساندن به انقراضش می كند.۶۲
بعضی آیهها مرتبط با سنت حافظه گردیده، به خصوصیت خاصی اشاره كرده و بركات خاص الهی را از اثر ها آن خصوصیت شمرده میباشد، مثل استقامت و نعمت خاص الهی.تحت عنوان مثال، قرآن كریم در آیه ها مختلف، جامعه اسلامی را به شکیبایی و استقامت دعوت می كند یا این که استقامت كنندگان را تعریفوتمجید و تحسین كرده و به محرک هایی نوید میدهد; نظیر آیه شریفه:
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ و اینجانب تَابَ مَعَكَ;۶۳ پس همان طور كه دستور یافته ای استقامت كن، و هم اینگونه كسانی كه با تو به سوی معبود آمده اند ]می بایست استقامت كنند[.
كلمه استقامت در مورد طریقی به كار می رفته كه به خط بدون واسطه كشیده گردیده باشد. و استقامت آدم بدین معناست كه همواره همراه نگرش بدون واسطه باشد.۶۴ و خواسته از «فاستقم كما امرت» این میباشد كه بر آئین حق اثبات باش و حق آن را طبق دستوری كه گرفته ای جاری ساختن كن. و نیز در آیه ۳۰ سوره فصلت خواسته از استقامت این میباشد كه بر آن چه در جمیع شئون معاش خویش می گفتند پایدار بماندند، و در عقاید و خوی و اعمالشان به چیزی جز آن چه موافق توحید و سازش با آن میباشد ركون نكنند، بلكه همواره آن را رعایت و در جمیع وضع و اوضاع و با هر چیز كه در ظواهر یا این که باطنشان روبه رو میشوند مراقبت می كنند.۶۵
خدا سبحان به مؤمنانی كه استقامت در مسیر حق كنند، به برخی منافع مادی بشارت میدهد.
وَأَنلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِٔ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا;۶۶ كسانی كه بر نگرش اسلام استقامت داشته باشند; یعنی ملازمت و همراهی و ثبات بر جاری ساختن و اخلاقی كه ایمان به آفریدگار و به نشانهها وی اقتضای آن را دارااست، داشته باشند از آب بسیار برخوردار خواهند شد.
بعید وجود ندارد از روال، استعمال شود كه پاراگراف، «لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا» مثلی باشد كه بخواهد بسط را در رزق برساند۶۷ و به تعبیروتفسیر بعضا مفسران، سال هایی لبریز باران و پربركت بخش آنها میگردد.۶۸
دراین آیه ها، کلام از ارتباط خاصی در بین استقامت در تطبیق احكام خداوند و به كار بستن آن از یك طرف و دربین فراوانی معیشت و كثرت ساختوساز از طرف دیگر; و به لهجه امروز در بین عدل و داد در توزیع و فراوانی در ساختوساز، ارتباط برقرار گردیدهاست. قرآن تأكید می كند كه هر جامعه ای در توزیع اش به عدل و داد حكومت كند، در تنگنای كمبود ساخت قرار نمی گیرد، مبتلا فقر نمیشود، ثروتش افزوده گردیده و خیرات و بركات فراوانی نصیبش میشود. ضابطه و سنت تاریخ نشانه میدهد هرگاه احكام دستورها آسمانی در رابطه ها توزیع رعایت گردد این دستور سبب ایجاد بیشتر و گنج ملی زیادتر میگردد و عاقبت بركات عرش و زمین روی این عموم باز میشود.۶۹
آیه شریفه در باره گروهی از یهودیان به اسم بنی نضیر نازل گردیده است كه در حومه مدینه به رمز می بردند و با مسلمانها عهد و پیمان معاش مسالمت آمیز داشتند، اما به قول خویش مکر كردند، از این رو معبود سبحان امر جهاد علیه آنها را برای مسلمانها صادر نمود. آنها به خیال داشتن دژهای مستحكم، خویش را ایمن از تعدی دیگر افراد می پنداشتند و برای هیچ كس قدرت نفوذ در آن دژها كه زیرا حصاری دورشان را فراگرفته بود، نمی دیدند. ولی آفریدگار سبحان از راهی كه گمان نمی كردند به سراغشان آمده میباشد: «فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا». به تعبیر و تفسیر مرحوم علامه طباطبایی عزم خدای والا، خیر از راهی كه آنها گمان می كردند كه به عبارتی دژها و درهاست، بلكه از روش باطنشان تشریفات ترحیم مشهد كه به عبارتی رویه های قلبی شان میباشد، میان آنها نفوذ كرد و دلشان را از واهمه مالامال كرد۴۶ و با پرتاب کردن واهمه در دلشان، قضیه شكست آنهارا آماده ایجاد کرد.
مثال دیگر، جریان مبارزه بنی قریظه میباشد. آنها یهودیانی بودند كه در قلعه هایی در كنار مدینه معاش می كردند و با مسلمان ها عهدوپیمان عدم تجاوز و توطئه داشتند، اما در نبرد احزاب این عهدوپیمان را شكستند و وقتی كه شهر مدینه در محاصره سپاه كفر قرار داشت قصد چاقو زدن از پشت داشته و با مکر گری بر ضد مسلمانها، به كمك كفار شتافتند، چنان كه قرآن كریم از کارشکنی آنها پرده برداشته میباشد:
وَأَنزَلَ الَّذِینَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَیَاصِیهِمْ;۴۷ و خدا گروهی از اهل كتاب (یهود) را كه از آنها (مشركان عرب) پناه كردند، از قلعه هایشان زیر كشید.
پس از نقطه نهایی یافتن مبارزه احزاب و شكست كفار، نبی اكرم(صلی الله علیه وآله) از روش وحی مأمور شد كه به فتنه گری منافقان یهود، خاتمه دهد، از این رو با بسیج نیروی اسلام، قلعه های بنی قریظه را محاصره نمود كه ۲۵ روز طولانی شد.۴۸ به رغم آن كه یهودیان بنی قریظه نیروی شایان توجه و دژهای مستحكمی داشتند، خویش را تسلیم سپاه اسلام نمودند و بعد از واگذاری مورد به حكمیت و صدور حكم در امر آنان، به امر پیامبر پروردگار(صلی الله علیه وآله) مردان آنها كشته و زنانشان اسیر شدند. قرآن كریم در تبیین این برد، از رعب و وحشتی كه در دل كفار به زمین خورد خبر میدهد:
وَقَذَفَ فِی قُلُاینترنتِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِیقًا; و در دل هایشان رعب افكند، (و كارشان به جایی رسید كه) گروهی را به قتل می رساندید و گروهی را اسیر می كردید.
در واقع، همین رعب و وحشت كفار موجب تسلیم شدن آن ها شد، به گونه ای كه نیروهای اسلام، فارغ از تحمل شهید و زخمی و حتی جنگیدن، بنیاد آنهارا نابود ساختند و میزان دارایی های آنها به تملك سپاه اسلام درآمد:
وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا;۴۹ و اراضی و منزل ها و اموالشان را در مشت شما گذاشت و (هم اینگونه) زمینی كه هیچوقت در آن قدم ننهاده بودید.
تعبیروتفسیر به ارث (اورثكم) دراین غنایم; بدین عامل میباشد كه مسلمان ها زحمت چندانی برای آن نكشیدند و به سادگی، آن کلیه غنیمت كه فیض سالیان متمادی ظلم و بیدادگری یهود و استثمار آنان در مدینه بود به دست مسلمان ها به زمین خورد.۵۰
ساختوساز خوف در دل كفار و معارضان سپاه اسلام به نحوی میباشد كه اقتدار حقیقی و واقعی معاند را از آنها سلب می كند و در حالی كه در مقابل سایرافراد قدرت مقاومت و غلبه داشتند، هنگام رویا رویی با سپاه حق، ضعیف گردیده و به شكست بدن میدهند:
لَا یُقَاتِلُونَكُمْ جَمِیعًا إِلَّا فِی قُری مُّحَصَّنَهٔ أَوْ مِن وَرَاء جُدُر بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ...; آنها هیچ وقت با شما به طور گروهی نمی جنگند، جز در دژهای محكم یا این که از پشت دیوارها، پیكارشان در بین خودشان شدید میباشد.
آیه شریفه واهمه منافقان و یهودیان بنی نضیر را از مسلمان ها ذکر می كند كه این دو طایفه از جنگیدن با شما در فضای گشوده، دوری می كنند و جز در قلعه های محكم یا این که از پس و پشت دیوارها با شما كارزار نمی كنند. اما این به جهت ضعف و ناتوانی شان وجود ندارد، چون شجاعت و دلاوریشان در میان خودشان شدید بود و هرگاه با هم مشغول می شدند پیكارشان شدید بود (بأسهم بینهم شدید)، البته همین كه با مسلمانها روبه رو می شدند، خدای بلندمرتبه رعبی از آنها به دل هایشان می افكند و درنتیجه، از مسلمانها طاقت فرسا می ترسیدند.۵۱
آین آیهها گرچه در امر اتفاق خاص تاریخی نازل شدهاست، البته تخصیص به به عبارتی آیتم ندارد; به عبارت دیگر، جریان های ذكر گردیده، رویدادها غیر قابل تكرار و منحصربهفرد به زمان صدر اسلام وجود ندارد. به تفسیر شهید صدر هنگامی قرآن میخواهد شكست را در پیکار احد در ادامه موفقیت دیده گیری كه آنها در نبرد بدر به دست آوردند تفصیل دهد و توضیح دهد كه چرا بعداز موفقیت، شكست خوردند، چرا نزاع احد به ضرر و زیان آنان به انتها رسید؟قرآن میگوید: «تلك الأیّام نداولها میان الناس; ما این شكست و موفقیت را به دفعه میان عموم قرار میدهیم». در این مکان قرآن با عموم تحت عنوان خویش عموم صحبت میگوید و یادآور میشود كه این ماجرا به سنن و مقررات تاریخی مربوط میباشد. مسلمان ها كه در مبارزه بدر برنده گردیده بودند خویش، حالت برد را مهیا ساخته و این وضعیت طبق سنن تاریخ، ایجاب می كرد كه آنها موفق شوند و برنده هم شدند، چنان كه در نبرد احد نیز قوانینی پدید آوردند كه ایجاب می كرد شكست بخورند، و شكست هم خوردند. خدا در عالم تكوین برای موفقیت، قواعد و سننی قرار داده كه وضعیت برد می بایست با به عبارتی مقررات و سنن طبیعی هم خوانی باشد، البته در مبارزه احد زیرا مسلمانها نتوانستند خویش را با آن موقعیت موفقیت هماهنگ كنند، شكست خوردند.
مرحوم علامه طباطبایی در توضیح نصرت الهی نسبت به مؤمنان میفرماید: اما این حكم، یعنی نصرت و غلبه، حكمی اجتماعی میباشد و مشروط به تحقق تیتر میباشد ولا غیر; یعنی این نصرت و غلبه، فقط قسمت انبیا و مؤمنان حقیقی میباشد كه لشكر آفریدگار میباشند و به دستور وی شغل كرده و در خط مش وی جهاد می كنند. و هر جامعه ای كه این عنوان ها بر آن راستگو باشد; یعنی ایمان به آفریدگار داشته و به دستورها خداوند شغل كند و در منش وی جهاد کند، منصور و پیروز میباشد، خیر جامعه ای كه این اسامی و عنوان ها را دارااست و حقیقت آنهارا ندارد. پس جامعه ای كه از ایمان، جز نام در آن نمانده و از انتسابش به خداوند جز سخنی در آن نمانده باشد نباید آرزو نصرت و غلبه را داشته باشد.۵۲
قرآن كریم، علاوه بر آرزو دادن به مؤمنان، به فلسفه شكست آنها اشاره می كند:وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ;۵۳ و سست نشوید و اندوهگین نگردید و شما بر تریید در شرایطی که ایمان داشته باشید.
پیام این آیه به مسلمانها این میباشد كه شكست شما مسلمان ها برای حیف کردن روح ایمان و اثرها آن بود و در شرایطی که بر مسیر ایمان اثبات بمانید برد پایانی از آن شماست.۵۴ واز این كه آیه شریفه، علو (برتری) مسلمانها را به ایمان منوط كرده ـ با این كه خطاب آیه به مسلمانها با ایمان میباشد ـ برای این میباشد كه اشاره كند بدین كه هرچند مخاطبان، مسلمان و مؤمن بودند، البته به مقتضای ایمانشان کار نكردند و صفاتی زیرا حوصله و زهد را كه داشتن آن مقتضای ایمان میباشد نداشتند، و گرنه ایمان تاثیر خویش را میبخشید و درین نبرد ضربه نمی خوردند و آن بلاها را نمی دیدند.۵۵
۳. سنت نزول بركات بر مؤمنان
یكی از سنت های اساسی الهی كه به جامعه اسلامی و عموم مؤمن تخصیص داراست، منفعت مندی آن ها از بركات و نعمت های فراوان دنیوی در عرصه معاش میباشد. در آیه های متعدی از قرآن كریم بهاین قضیه تصریح شدهاست. اصولاً دخالت دادن معنویت در سرانجام ملت ها از اختصاصات قرآن كریم میباشد; به تعبیر و تفسیر شهید مطهری قرآن در ذکر تقلید كردن تاریخ از سنن، یك تفاوت منطقی با دیگرافراد داراست و آن این میباشد كه دیگر افراد بهاین نكته كه خرابی خلق و خوی در عاقبت و به روزی ملت ها مؤثر میباشد یا این که اعتنا ندارند و یا این که كمتر اعتنا داراهستند. قرآن زمانی كه فلسفه تاریخ آدم را ذكر می كند میفرماید كه روشن بختی اقوام و ملت ها بستگی داراست به دانش و رفتار و معنویت آنها. قرآن درباره ی این كه معنویت یك قبیله در سرانجام آنان تأثیر فراوان داراست پافشاری خیره کننده دارااست. آن چیزی كه بیشتر، از خصوصیات قرآن میباشد، قبل از این كه آن فلسفه كلی را قبول می كند و بلكه برای نخسین بار در جهان ذکر می كند، این جهت میباشد:
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ;۵۶ در صورتیکه عموم قریه ها ایمان آورده و پرهیزكاری كرده بودند بركت هایی از اسمان و زمین به رویشان می گشودیم.۵۷
خواسته از بركات، هر چیز كثیری از قبیل امنیت، آسایش، سالمی، کالا و اولاد است۵۸ و بعضا آن را به معنای نزول باران و روییدن گیاهان میدانند.۵۹
آیه شریفه، بركات را به مجرایی تشبیه كرده كه نعمت های الهی از آن مجرا بر آدمیان جریان مییابد. باران و برف هر كدام در موقع مطلوب و به مقدار نافع می بارد، هوا در موقعش گرم و در موقعش سرد گردیده و در فیض، غلات و میوه ها فراوان میگردد و این در موقعی میباشد كه عموم، به خدای خویش ایمان آورده و زهد پیشه كنند.
نكته شایان توجه این كه باز شدن بركت های افق و زمین، ناشی از ایمان و تقوای جامعه میباشد، خیر ایمان یك نفر و دو نفر.۶۰ و به تعبیروتفسیر دیگر، خواسته آیه شریفه این میباشد كه در صورتیکه از اشخاص هر جامعه ای آن قدر ایمان آورده و زهد پیشه كنند كه گزاره «اهل این جامعه، ایمان و زهدوتقوا داراهستند» راجعبه آن ها درستگو باشد، خدا نعمت های دنیوی و معنویش را دربرگیرنده اکنون تمامی وی، حتی اشخاص كافر و بی زهد و تقوا می کند و کلیه از رفاه دنیوی، ادب، امنیت و... بهره مند میشوند. درین آیه، هم در جهت قضیه سازی جریان سنت و هم در بُعد پیامدهای آن، معاش اجتماعی و خلق گروهی تحت عنوان دو شالوده اساسی سنت های اجتماعی معبود در حیث گرفته گردیده است.۶۱
خدای سبحان در آیه شریفه یك واقعیت خالی از هر شائبه ای را خیال و خاطر نماد ساخته و آن عبارت میباشد از چیزی كه میزان و مدار شالوده نزول نعمت و نقمت بر آدمیان میباشد.
توضیح این كه: به صورت كلی تمامی اجزای فقید، مانند اعضای تن، به یكدیگر متصل و مربوط میباشد، به گونه ای كه درستی و سقم و استقامت و انحراف یك عضو، در صدور افعال از دیگر جوارح تأثیر داشته و این تفاعل در خاصیت و اثرها در تمامی اجزا و فضا آن جریان دارااست و این اجزا ـ به گونه ای كه قرآن شریف ذکر كرده ـ کلیه به سوی خدای سبحان و آن هدفی كه معبود برای آنها مقدّر نموده در حركت اند و انحراف و خلل حركت یك جزء از اجزای آن، مخصوصاً در حالتی که از اجزای پررنگ باشد در بقیه اجزا به صورت نمایان تاثیر سوء باقی میگذارد. این خویش یكی از سنت هایی میباشد كه خدای بزرگ در جمیع اجزای فقید كه آدم یكی از آن هاست سرازیر ساخته میباشد، و این سنت خیر قانون شکنی بردار میباشد و خیر بشر، از آن مستثنا میباشد و وی نیز مانند بقیه اشکال موجودات، وجودش مربوط و بسته به بقیه اجزای دانا میباشد و اعمالی كه از وی راز میزند و حركاتی كه در مسیر معاش اش و در سیر به سوی سرمنزل بهروزی از خویش آرم میدهد با بقیه اجزای دانا كه اطراف به اوست رابطه كامل داراست، به گونه ای كه در حالتیکه حركاتش پارسا و سازگار با آن اجزا و موجودات باشد آن موجودات نیز با وی سازگار خواهند بود و بركات عرش به سویش جاری گردد و چنانچه امتی از امت ها، از شیوه فطرت، گمراه خواهد شد و درنتیجه، از شیوه بهروزی انسانی كه خدا برایش مقرر كرده گشوده بماند، اسباب و اثاث طبیعی هم كه دور و اطراف به آن و مرتبط با اوست خلل یافته و اثرها سوء این مشکل به خویش آن امت برمی شود. و معین میباشد كه در برگشت آن اثر ها چه مشکل ها و چه محنت هایی متوجه اجتماعش میگردد. خرابی خلق و قساوت قلب و از میان رفتن عاطفه ها رقیقه، ارتباط ها همگانی را از در میان برده و هجوم بلیات آسمانی (مثل باریدن باران غیر فصلی، سیل، گردباد و صاعقه) و ترساندن به انقراضش می كند.۶۲
بعضی آیهها مرتبط با سنت حافظه گردیده، به خصوصیت خاصی اشاره كرده و بركات خاص الهی را از اثر ها آن خصوصیت شمرده میباشد، مثل استقامت و نعمت خاص الهی.تحت عنوان مثال، قرآن كریم در آیه ها مختلف، جامعه اسلامی را به شکیبایی و استقامت دعوت می كند یا این که استقامت كنندگان را تعریفوتمجید و تحسین كرده و به محرک هایی نوید میدهد; نظیر آیه شریفه:
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ و اینجانب تَابَ مَعَكَ;۶۳ پس همان طور كه دستور یافته ای استقامت كن، و هم اینگونه كسانی كه با تو به سوی معبود آمده اند ]می بایست استقامت كنند[.
كلمه استقامت در مورد طریقی به كار می رفته كه به خط بدون واسطه كشیده گردیده باشد. و استقامت آدم بدین معناست كه همواره همراه نگرش بدون واسطه باشد.۶۴ و خواسته از «فاستقم كما امرت» این میباشد كه بر آئین حق اثبات باش و حق آن را طبق دستوری كه گرفته ای جاری ساختن كن. و نیز در آیه ۳۰ سوره فصلت خواسته از استقامت این میباشد كه بر آن چه در جمیع شئون معاش خویش می گفتند پایدار بماندند، و در عقاید و خوی و اعمالشان به چیزی جز آن چه موافق توحید و سازش با آن میباشد ركون نكنند، بلكه همواره آن را رعایت و در جمیع وضع و اوضاع و با هر چیز كه در ظواهر یا این که باطنشان روبه رو میشوند مراقبت می كنند.۶۵
خدا سبحان به مؤمنانی كه استقامت در مسیر حق كنند، به برخی منافع مادی بشارت میدهد.
وَأَنلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَهِٔ لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا;۶۶ كسانی كه بر نگرش اسلام استقامت داشته باشند; یعنی ملازمت و همراهی و ثبات بر جاری ساختن و اخلاقی كه ایمان به آفریدگار و به نشانهها وی اقتضای آن را دارااست، داشته باشند از آب بسیار برخوردار خواهند شد.
بعید وجود ندارد از روال، استعمال شود كه پاراگراف، «لَأَسْقَیْنَاهُم مَّاء غَدَقًا» مثلی باشد كه بخواهد بسط را در رزق برساند۶۷ و به تعبیروتفسیر بعضا مفسران، سال هایی لبریز باران و پربركت بخش آنها میگردد.۶۸
دراین آیه ها، کلام از ارتباط خاصی در بین استقامت در تطبیق احكام خداوند و به كار بستن آن از یك طرف و دربین فراوانی معیشت و كثرت ساختوساز از طرف دیگر; و به لهجه امروز در بین عدل و داد در توزیع و فراوانی در ساختوساز، ارتباط برقرار گردیدهاست. قرآن تأكید می كند كه هر جامعه ای در توزیع اش به عدل و داد حكومت كند، در تنگنای كمبود ساخت قرار نمی گیرد، مبتلا فقر نمیشود، ثروتش افزوده گردیده و خیرات و بركات فراوانی نصیبش میشود. ضابطه و سنت تاریخ نشانه میدهد هرگاه احكام دستورها آسمانی در رابطه ها توزیع رعایت گردد این دستور سبب ایجاد بیشتر و گنج ملی زیادتر میگردد و عاقبت بركات عرش و زمین روی این عموم باز میشود.۶۹

راهنمای کامل برنامهریزی مراسم ترحیم بدون استرس