loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 57
شنبه 26 آبان 1403 زمان : 10:56


حَج عبادتی واجب و از فروع آئین اسلام میباشد. حج گروه‌‌ای از انجام میباشد که در ماه ذی‌الحجه، در شهر مکه و دور و بر آن ایفا می‌گردد. مراسم حج مطرح ترین گرد هم آیی مسلمان‌ها میباشد که مجموعه‌هایی از مجموع فرقه‌های اسلامی در آن کمپانی می‌نمایند.

حج اقسامی داراست که رایج‌ترین آن، حج تمتع و برای مسلمانانی میباشد که در غیر مکه و محیط آن معاش می‌نمایند. مسافرت حج، با وجود حالت، صرفا یک توشه بر هر مسلمان واجب می گردد. حج با اِحرام‌بستن استارت می شود و با این شغل، اعمال‌ مناسک حج بر حاجی واجب و برخی امور بر او حرام می‌شود.

در قرآن آیه ها اکثری درباره حج آمده و سوره‌ای به اسم سوره حج وجود داراست. همینطور بیشتراز خیر هزار ماجرا درباره حج و احکام و اجرا آن نقل گردیده است که بنابر بعضا از آن ها، حج بعد از نماز، بلندتر از مجموع عبادت‌ها میباشد. اندیشمندان مسلمان عملکرد کرده‌اند خلال جاری ساختن ظاهری،‌ فلسفه حج را تبیین نمایند که وصال به واقعیت توحید و یکتاپرستی از مهمترین آن ها میباشد. اما حج، افزون بر بُعد عبادی، ابعادی دیگر نیز دارااست.

قبل از اسلام منصب‌هایی در حج مانند پذیرایی از حاجیان حاجتمند، کلیدداری کعبه و آب‌رسانی به حاجیان، وجود داشت که اسلام بر بعضی از آن ها تأکید نموده است. امروزه مطابق نیازهای مجال، مسئولیت‌های جدیدی در حج وجود دارااست.

حج تمتع به دلیل محدودیت‌های مکانی و وقتی، ظرفیت تعداد محدودی از حاجیان را داراست؛ به همین ادله مبتنی بر جمعیت مسلمان‌ها هر مرزوبوم، به آن ها سهمیه‌هایی داده شد‌ه‌است. معیار پول در گردش حج برای کشورها، متعدد میباشد. در گزارشی آمده میباشد در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیش تر از هشت میلیون زائر به زیارت منزل پروردگار مهاجرت کردند و درآمد بی واسطه حکومت ایالات متحده عربی از حج آن سال، حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده میباشد. حج قضیه اکثری از کتاب‌ها در کشور‌ایران و دیگر کشورهای اسلامی بوده و میباشد.

چیستی و منزلت
حج عبادت مخصوصى میباشد که به خواسته اطاعت و تقرّب به معبود،[۱] در شهر مکه و در ماه ذی‌الحجه جاری ساختن می گردد.[۲] بر هر مسلمانی واجب میباشد - در شکل وجود وضعیت - به حج رود.[۳]
حج در اسلام دارنده مقام والایی بوده و جزو فروع آئین میباشد.[۴] قرآن سوره‌ای با اسم سوره تشریفات ترحیم مشهد حج دارااست و در آیه ها اکثری به مسائل حج پرداخته میباشد.[۵] قرآن حج را از شعائر الهی معرفی نموده[۶] و ماه‌های برگزاری حج را معلوم نموده است.[۷] بر پایه ی آیه ۲۷ سوره حج، حضرت ابراهیم(ع) مأمور شد حکم حج را به عموم ابلاغ نماید.
احادیث بخش اعظمی از امامان شیعه به حج پرداخته‌اند. دو کتاب وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل بیشتراز ۹۱۵۰ حدیث درباره منزلت و احکام حج نقل کرده‌اند که نماد‌دهنده عنایت آن در آیین اسلام و فراوانی احکام آن میباشد. [۸] امام درستگو(ع) در روایتی، حج را رفیعتر از روزه و جهاد، بلکه هر عبادتی به جز نماز برشمرده میباشد.[۹]

قبل از اسلام
حجْ سنت ابداعی اسلام وجود ندارد؛ بلکه بنابر احادیث، بعضا از پیامبران قبل از اسلام، طوافِ کعبه جاری ساختن داده‌اند.[۱۰] حتی مشرکان مکه نیز قبل از اسلام به حج و طواف کعبه می‌پرداختند و سنت‌های خاص خویش را داشتند که اسلام برخی از آن‌ها را تأیید نکرد؛ همانند طواف برهنه[۱۱] و تغییر‌و تحول روزهای حج.[۱۲] بعضی ادیان الهی و غیر الهی نیز مناسکی همانند حج مسلمانها داشته‌اند. یهودیان تا فرصت بقای محل عبادت سلیمان ملزم به حضور در آنجا در سه عید معیّن بودند.[۱۳]

حکم، اقسام و مناسک
نوشته‌ی‌علمی‌های مهم: مناسک حج، حج تمتع، و عمره تمتع

طواف کعبه در حج
رفتن به مسافرت حج -با مهیا شدن موقعیت و یارا آن- یک توشه بر هر مسلمان، واجب میباشد.[۱۴]

سَبک شمردن حج و عنایت ندادن به آن (سوراخ عمدی آن یا این که به تأخير پرت کردن آن به‌جهت اشتغال به شغل های عالم یا این که تنبلی کردن) از گناهان کبیره‌ دانسته شد‌ه‌است.[۱۵]

حج را به سه قِسم تقسیم کرده‌اند: حج تَمتُّع، حج قِران و حج اِفراد.[۱۶] حج تمتّع خلاف حج قِران و حج اِفراد وظیفه اشخاصی میباشد که در مسافت شانزده فرسخی (حدود ۸۸ کیلومتری) مکه یا این که دورتر سکونت دارا هستند.[۱۷]
مناسک یا این که به عبارتی اجرا حج تمتع دو قسمت داراست: عُمره‌ تمتع که دارنده پنج کار و حج تمتع (در مضمون‌ خاص آن) که دارنده سیزده فعالیت میباشد.[۱۸]

فلسفه حج
برای حج ظواهر و باطنی معرفی شد‌ه‌است. ظواهر حج را تیم‌ای از جاری ساختن دانسته‌اند که «مناسک حج» نامیده می گردد؛ ولی در ورای این ظواهر، باطنی نیز تبیین گردیده که اسرار اکثری در آن مخفی و برخی معتقدند واقعیت حج را بایستی با دقت به اسرارش بررسی و نظارت کرد.[۱۹]

امام علی (ع):
وَفَرَضَ عَلَيْكُمْ حَجَّ بَيْتِهِ الْحَرَامِ، الَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلاَْنَامِ، يَرِدُونَهُ وُرُودَ الاَْنْعَامِ، وَ يَأْلَهُونَ إلَيْهِ وُلُوهَ الْحَمَامِ، وَجَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ، وَإذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ، وَاخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إلَيْهِ دَعْوَتَهُ
«معبود، حج منزل متشخص خویش را بر شما واجب كرد، به عبارتی منزل‌ای كه آن را قبله‌ گاه آدم‌ها قرار داده‌اند كه چونان تشنگان به سوی آن روی می آورند و همچون كبوتران به آن جانبداری میبرند. خدای سبحان كعبه را مظهر تواضع بندگان در قبال عظمت خويش و علامت اعتراف آن‌ها به بزرگی و توان خویش قرار بخشید و در ميان آدم‌ها، شنوندگانی را برگزيد كه دعوت اورا برای حج، اجابت كنند و حرف اورا تصديق كنند.
منبع : نهج البلاغه، خطبه نخستین

از مهم ترین فلسفه‌های حج که بسیار بر آن تأکید گردیده، وصال به واقعیت توحید و یکتاپرستی میباشد. ائمه معصوم فرمان داده‌اند قبل از شروع حج، می بایست دل را از هر آنچه غیر معبود میباشد، خالی کرد و مجموع کارها خویش را به آفریدگار سپرد.[۲۰] امام باقر(ع) حج را مصداق آیه «فَفِرُّوا إِلَى اللَّه‏؛ پس به سوى خداوند بگریزید»[۲۱] دانسته‌[۲۲] که بنابر آن، حج، خالی‌شدن و فرارکردن از غیر خدا به سوی آفریدگار میباشد.[۲۳] امام رضا(ع) نیز ترسیدن از خداوند، از خاطر نبردن وی، و به غیر وی آرزو نداشتن را از فلسفه حج برشمرده میباشد.[۲۴] محمدحسین غروی اصفهانی (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق) از فقیهان شیعه، در این زمینه اینگونه سروده میباشد:

گهی به کعبه جانان مهاجرت توانی کرد
که در منای وفا سوراخ رمز توانی کرد[۲۵]

بعضا منابع حدیثی گفتگویی در بین امام سجاد(ع) و فردی با اسم شِبْلی[یادداشت ۱] را نقل کرده‌اند که در آن امام سجاد(ع) واقعیت و معنای باطنی جاری ساختن حج را ذکر می‌نماید. در بخشی از این گفتمان، هنگامی امام سجاد(ع) از اِحرام‌بستن شبلی استحضار مییابد، این شغل را ظاهری میداند و دقت شبلی را به درون اِحرام می‌کشاند: «آیا در آن موقع تصمیم گرفتی جامه گناه را از بدن خویش خارج کنی و جامه طاعت بپوشی؟ ... آیا به هنگام عریان‌شدن از جامه دوخته‌ات، اعتنا داشتی که از ریا و دورویی و نفاق و اعمال کارها شبهه‌ناک غربت کنی؟ شبلی: نه. ... امام سجاد(ع): بدین ترتیب خیر در میقات رفته‌ای و خیر از جامه دوخته، خلاص گردیده‌ای». امام سجاد(ع) همینطور درپی این گفت‌و‌گو به ذکر جنبه‌های درونی اجرا حج پرداخته میباشد.[۲۶]

اما در دعوا فلسفه حج، خلال توحید، به بعدها دیگر حج همانند وحدت مسلمان‌ها، اثرها اجتماعی، اثر ها سیاسی دقت گردیده است.[۲۷]

ارتباط حج و ولایت
براساس احادیث زیادی از امامان معصوم شیعه بین حج و ولایت ارتباط‌ای شک ناپذیر وجود دارااست امام باقر(ع) در روایتی می فرماید: «عموم مأمور گردیده‌اند به سوی این منزل که از سنگ‌ها درست شده، بشتابند و بر آن طواف نمایند بعد نزد ما آمده و ولایت و محبت خویش و استعداد شان را برای امداد ما عرضه نمایند.[یادداشت ۲] [۲۸] ونیز در ماجرا دیگر فرمود: «کلیهّت و کمال حج دیدار با امام میباشد.» [یادداشت ۳] و از امام درستگو(ع) اورده شده که فرمود: «هر گاه یکی‌از شما به حج می‌رود می بایست حج خویش را به زیارت ما ختم نماید؛ چون این یکی دست اندرکاران تمامیت حج میباشد»؛ «إذا حجّ أحدکم فلیختم حجّه بزیارتنا لأنّ ذلک اینجانب تک تک الحجّ».[۲۹]

منصب‌ها در حج
قبل از اسلام منصب‌هایی برای اداره کارها کعبه و حاجیان وجود داشت؛ مثلا:

رفادت: تهیه و تنظیم آذوقه برای حاجیان مستلزم، که قریش مسئولیت تفحص و تأمین آن را بر ذمه داشت.[۳۰]
سِدانت: سدانت کعبه را به معنای سرویس به کعبه[۳۱] و تولیت کارها آن، مثلا کلیدداری و گشوده و بسته کردن در کعبه دانسته‌اند.[۳۲] که به بنی‌عبدالدار امانت گردیده بود.[۳۳]
سقایت: آب‌رسانی به حاجیان،[۳۴] که عباس عموی نبی ذمه ‌دار آن بود.[۳۵]
بعداز فتح مکه، فرستاده(ص) دو مسئولیت سدانت و سقایت را باقی گذاشت[۳۶] و مسئولیت رفادت و اعتنا به نیازمندان را به عنوان نو «امیر الحاج» به «عَتّاب بن اَسید بن اَبی‌الْعِیص» سپرد،[۳۷] که اما از بیت‌المال تأمین می شد.[۳۸] بعد از رسول نیز خُلفا و حکومت‌ها اشخاص مختلفی را به امارت حج گماردند.[۳۹]
امروزه با اعتنا به جمعیت حاجیان و نیازمندی‌های نو، در ایالات متحده عربی مسئولیت‌های مختلفی برای جاری ساختن فریضه حج، پایین تیم‌ای با تیتر وزارة الحج و العمره قرار داده گردیده است.[۴۰]

تعداد زائران
تعداد حاجیان در حج تَمتُّع و عمره مفرده گوناگون میباشد. از آن‌جا که حج تمتع سالی یک توشه و در روزهای محصور و خاصی اجرا می شود و به دلیل ازدحام در آن، دولت ایالات متحده عربی محدودیت‌ها و سهمیه‌هایی را برای کشورها قرار داده میباشد. اما عمره مفرده فرصت خاصی ندارد؛ براین اساس تعداد نفرات بیشتری را دربرگیرنده می شود.

بازدید : 16
چهارشنبه 23 آبان 1403 زمان : 13:10


خلافت جانشینی فرستاده اسلام(ص) در سیاست، حکومت و دیانت میباشد. خلافت در آموزه‌های شیعه، به عبارتی ولایت، امامت یا این که جانشینی نبی(ص) در کلیه کارها مادی و اخروی میباشد. خلفای پیامبر الله(ص) در مذهب تشیع، دوازده امام معصوم(ع) از اهل بیت اویند و صرفا تفاوتی که با وی دارا‌هستند، این میباشد که وحی بر آنان نازل نمی شود. بعد از رحلت رسول(ص)، به جز عصر‌ کوتاه حکومت امام علی(ع) و امام حسن مجتبی (ع) خلافت قانونی، عملاً به غیرمعصومان رسید و نزدیک به سیزده قرن افراد و فامیل‌های زیادی در گستره دنیا اسلام خویش را مصداق خلیفه تشریفات ترحیم مشهد فرستاده(ص) معرفی کردند.
خلافت در تاریخ اسلامی، تیتر ساختار حکومتی میباشد که اداره کارها جامعه اسلامی بعداز وفات نبی(ص) را به دست گرفت و متصدیان آن، یعنی خلفاء، خویش را جانشین فرستاده فقط در باب حکومت معرفی می‌کردند.

معنا‌شناسی
خلافت، به معنای جانشین شدن و جانشین ساختن، و کلمه و واژه خلیفه به معنای جانشین، نماینده قانونی و قائم‌جایگاه میباشد.[۱] واژه و کلمه‌های خلیفه،[۲] خلفاء[۳] و خلائف[۴] در قرآن به همین معنای لغوی به عمل رفته میباشد.

بیشترین کاربرد دو واژه و کلمه خلافت و خلیفه، کاربرد اصطلاحی آنهاست که در تحولات سیاسی جامعه اسلامی بعد از وفات فرستاده(ص) به فعالیت دریافت شد؛ اولین به معنای جانشینی در زمینه‌ی حکومت و مطلقِ امارت و حکومت بعد از رسول و دومین، به معنی فرد جانشین نبی در خصوصِ حکومت میباشد. کاربرد فراوان اصطلاحات نام برده، این دو کلمه را به کلیدی‌ترین مفاهیم فرهنگ و تمدن سیاسی مسلمانها بدل تشکیل داد و حتی بعد ها، دسته‌هایی از مسلمان‌ها در تبیین مشروعیت نظام خلافت، به کاربرد کلمه و واژه خلیفه در قرآن استناد کردند.[۵] در همین معنی، دو واژه و کلمه امامت و امام بارها در اثرها مؤلفان مسلمان اول به فعالیت رفته که با معنی امامت از نگرش شیعی تفاوت بسیار داراست.

خلافت در تاریخ اسلامی، تیتر ساختار حکومتی میباشد که اداره کارها جامعه اسلامی بعد از وفات فرستاده در پوسته آن صورت گرفت و متصدی آن یعنی خلیفه، جانشین نبی اکرم در ارتباط حکومت اسلامی محسوب می شد.

تاریخچه

حدیثی از امام علی(ع) در تعریف فرستاده(ص)، به خط حافظ عثمان، خوشنویس سده یازدهم هجری، که در چهار طرف آن اسم خلفای راشدین آمده میباشد (۱۱۰۳ق).
استارت صورت‌گیری خلافت، به اتفاق افتاد سقیفه بنی ساعده بازمی‌خواهد شد. عده ای از صحابه، فورا بعداز رحلت نبی(ص) مبادرت به انتخاب جانشین برای او کردند.

خلفای اول
ابوبکر بن ابی‌قحافه
نظام خلافت با تعیین ابوبکر بن ابی قحافه به جانشینی نبی عینیت یافت؛ این فرمان مخالفت‌های زیادی را به‌ ویژه میان عده ای از صحابه، بنی هاشم و به‌ویژه اهل بیت رسول برانگیخت، البته سرنوشت با به‌کارگیری نحوه‌های متفاوت،با همیاری دورازشوخی خلیفه دوم مهمترین مخالفانش را خموشی ایجاد کرد[۶] و آنگاه خلیفه نبی‌الله خوانده شد.[۷] ابوبکر اولی خلیفه از خلفای راشدین میباشد که روش تعیین وی بعد ها مبنای عقیده اهل حلّ و عقد در فقه سیاسی اهل سنت شد.[۸]

قدمت بن خطاب
ابوبکر اندکی قبل از وفاتش (سال ۱۳ قمری)، قدمت بن خطاب را به جانشینی خویش منصوب و مسلمانها را به بیعت با او موظف تشکیل داد.[۹] نقل شده میباشد که او انگیزه مبادرت خویش را پرهیز از بروز فتنه تیتر کرد.[۱۰] قدمت بن خطاب را به تقلید از تیتر خلیفگی ابوبکر، خلیفه خلیفه پیامبر‌الله نامیدند ولی وی ترجیح بخشید که به مکان این عبارت زمانبر، امیرالمؤمنین خطابش نمایند.[۱۱] این کنیه ابعاد تا نقطه پایان بعدازظهر خلافت، رایج‌ترین و مهم ترین کنیه خلفا بود. قدمت در جایگاه خلیفه، حدود اختیاراتش را همسان با اختیارات رسول(ص) می‌دانست.[۱۲] بعضا سیاست‌های حکومتی او در مجاورت‌ساختن ساختار خلافت به ساختار حکومتی با خصوصیات زمامداری‌های رایج آن مجال، تأثیراتی جدّی به جاگذاشت؛ مثلا اشاعه برتری عرب بر دیگر اقوام (اصطلاحاً فارس) که در تعارض آشکار با سیاست ضدنژادی فرستاده اسلام بود، امتیازبندی مسلمان ها در تقسیم بیت‌المال که آن را محصول‌الله می‌نامید و کنسل روش تقسیم غنایم به طور هم اندازه.[۱۳]

عثمان بن عفان
قدمت، انتخاب جانشین خویش را به شورایی شش نفره از صحابه رسول(ص) واگذار کرد. عثمان بن عفان در سال ۲۳ق تحت عنوان سو‌مین خلیفه بر مسند توان جلسه. شرط اصلی بیعت شورای شش نفره با وی، خلال کار به کتاب پروردگار و سنّت رسول، پیروی از دو خلیفه در آغاز (سیره شیخین) بود؛ امری که علی بن ابی طالب از تایید آن امتناع کرد[۱۴]. ولی بنابر منابع تاریخی، عثمان چندان به شروط نام برده پایبند نماند؛ مثلا گماشتن بعضا از رانده‌شدگان از سوی رسول(ص) به سِمَت‌های بهتر حکومتی، مسلط ساختن بنی امیه بر کارها حکومتی و رحمت‌های فارغ از قانون از بیت‌المال به بعضی اشخاص و نیز اقوام اموی‌اش.[۱۵]

امام علی علیه‌السلام
بیعت با امام علی(ع) در مسجد با حضور عموم و با شرط کار به کتاب پروردگار و سنّت نبی اجرا شد.[۱۶] وی دریافت بیعت اجباری را جایز ندانست و بر آن بود که بیعت بر مبنای سپردن میباشد و خویش را ملزم به دعوت می‌دانست، خیر تحمیل[۱۷] وی یاددادن آیین را یکی‌از وظایف اساسی حکم کننده قلمداد می کرد.[۱۸] و بر آن بود که درفش ایمان را بین عموم پایدار نماید و آن‌ها‌را بر حدود حلال و حرام باخبر سازد.[۱۹]

امام حسن مجتبی علیه‌السلام
شهیدشدن امام علی(ع) در سال ۴۰ قمری، وضع و اوضاع بحرانی خلافت را غامض‌خیس کرد. با وجود اقبال عموم به خلافت حسن بن علی بعداز پدرش، ولی امام علی عموم را در گزینش فرزندش مخیر کرده بود. امام حسن(ع) در یکی‌از خطبه‌هایش، خلال تفکیک آشکار خلافت از مُلوکیت(پادشاهی)، بر بایستگی انطباقِ فعالیت خلیفه با مبنای حافظه گردیده یاروهمدم با غربت از ستم تأکید کرد.[۲۰]

دستگاه فرمانروایی معاویة بن ابی سفیان در شام با دستگاه خلافت پهلو می‌زد. این هم‌عرضی تا فرصت خلافت امام علی(ع) با هیچ‌سیرتکامل مخالفتی روبه‌رو نشده بود، البته امام علی از به عبارتی شروع او را بر کنار کرد.[۲۱] امام حسن دست به رویارویی با معاویه زد، البته عاقبت راهی جز صلح با معاویه نیافت. به این ترتیب بعد از شش ماه خلافت، گوشه‌گیری و با معاویه صلح کرد. بنابه داستان بلاذری،[۲۲] یکی‌از شروط امام حسن در صلحنامه، دوری معاویه از انتخاب جانشین و واگذاری گزینش خلیفه بعداز خویش به مسلمانها بوده میباشد. نقل شده میباشد که امام با سفارش معاویه بر طبق احراز جایگاه خلافت بعد از معاویه مخالفت کرد.[۲۳]

امام حسن(ع) واپسین خلیفه از او‌لین عصر خلافت اسلامی و از سلسله خلفایی بود که ابعاد با تیتر راشدین، هویتی کاریزماتیک (فَرَهْمَند) یافتند. این بینش که تصاویری پر‌نور از آن را در اثرها مؤلفان سنّی‌مذهب قرنها گوناگون به‌وفور می‌اقتدار یافت،[۲۴] نتایجِ برخورداری از خصوصیت‌هایی زیرا وابستگی به رینگ صحابه ممتاز رسول(ص)، خویشاوندی نَسَبی یا این که سببی با نبی، ادب حق تقدم در اسلام و کمک نبی و آرمان الهی‌اش، و بالاخره سیره عملی (دراین باره، خلیفه سوم را بایستی مستثنا کرد) بود که خیر‌صرفا تفاوت معناداری در بین آن ها و خلفای آتی پدید آورد، بلکه به شاخصی برای بررسی کارایی صاحبان اقتدار در جامعه اسلامی بدل شد.

نظریاتی زیرا آرای اهل حل و عقد و اهل استخلاف، اصل شورا،[۲۵] قریشی بودن خلیفه، نقش بیعت تحت عنوان وسیله‌ای برای ثابت خلافت یا این که اظهار وفاداری و موافقت[۲۶]، بایستگی اطاعت از حکم دهنده با غرض نگهداری جماعت امت و نهی از خروج،[۲۷]، قابلیت یا این که عدم قابلیت و امکان خلع خلیفه،[۲۸]، جهاد با بُغات (گردآوری باغی) و نظایر آن، کلیه برگرفته از طرز انتصاب خلفای راشدین و عملکردشان بود که تحت عنوان الگوی حکومتی مناسب به آن ها استناد می شد.

بازدید : 18
يکشنبه 20 آبان 1403 زمان : 9:12


عید فطر او‌لین روز ماه شوال و از مهم‌ترین اعیاد مسلمان‌ها. بنابر روایاتی که از امامان شیعه بیان شده، عید فطر عید عده ای میباشد که روزه و عبادات آن ها پذیرفته گردیده و از آن رو عید قرار داده گردیده که مسلمان‌ها گرد هم آیند و خدا را ثنا نمایند. روزه دریافت کردن در عید فطر حرام و پرداخت زکات فطره بر مسلمانها واجب میباشد. تشریفات ترحیم مشهد

آداب و احکامی برای شب و روز عید فطر آورده شده میباشد؛ برای مثال شب‌زنده‌داری، تلاوت نماز و دعا، خواندن قرآن، غسل و اعلام کردن تکبیرهای خاص. کشورهای اسلامی به‌مناسبت عید فطر، دو روز یا این که بیشتر از آن را تعطیل اعلام می‌نمایند. مسلمان‌ها نماز عید فطر را به جماعت برگزار می‌نمایند و طبق آداب و رسوم خویش جشن و پای کوبی می گیرند. شاعران فارسی‌زبانی برای مثال سعدی شیرازی، عبدالرحمن جامی و قیصر امین‌پور، درباره عید فطر اشعاری سروده‌اند.

منزلت و مداقه
عید فطر اولی روز ماه شوال میباشد و در احادیث اسلامی، روزه پاداش‌های خداوند،[۱] روز جایزه نیکوکاران[۲] و روز آمرزش گناهان[۳] معرفی گردیده است. بنابر روایتی که از امام علی(ع) آورده شده، عید فطر عید کسی میباشد که معبود روزه او‌را پذیرفته و عبادتش را قبول نموده است.[۴] در داستان دیگری منقول از امام رضا(ع)، اورده شده که روز فطر عید قرار داده گردیده تا مسلمان ها در آن روز گرد هم آیند و پروردگار را برای نعمت‌هایی که به آن‌ها داده حمد نمایند، و از همین رو تکبیر در نماز آن بیش تر از روزهای دیگر قرار داده گردیده‌است.[۵]

نامگذاری
کلمه و واژه «فِطر» از ریشه فَطر، به‌معنای شکافتن، آغاز و ابتکار، گرفته گردیده است.[۶] آورده شده که «عید فطر» نیز از همین ریشه میباشد، چون روزه‌دار دهانش را در روز عید فطر بر خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها گشوده می‌نماید.[۷]

احکام

نماز عید فطر در مصلای طهران به امامت آیت‌الله خامنه‌ای (سال ۱۴۳۷ق) [۸]
زکات فطره: بنابر قسم دارای شهرت فقها، فرصت وجوب زکات فطره، استارت شب عید فطر میباشد، البته سید ابوالقاسم خویی، فرصت آن را هنگام طلوع فجر روز عید دانسته میباشد.[۹] همینطور به‌فتوای مراجع پیروی، وقت پرداخت زکات فطره در روز عید فطر تا ظهر میباشد؛[۱۰] ولی از این در میان، سید موسی شبیری زنجانی آحاد روز را فرصت پرداخت زکات فطریه دانسته میباشد.[۱۱] با این درحال حاضر بیان شده که در صورتی‌که کسی نماز عید فطر میخواند، می بایست زکاتش را قبل از نماز پرداخت نماید یا این که به‌فتوای بعضی، آن را از اموالش غیروابسته نماید.[۱۲]
نماز عید: تلاوت نماز عید در طول غایب بودن امام مهدی(عج) مستحب، و در بعدازظهر حضور و حاکمیت امام(ع) واجب میباشد.[۱۳]
روزه دریافت کردن در روز عید فطر حرام میباشد.[۱۴]
انجام و آداب
شب عید
در کتاب‌های دعاها، ایفا و آدابی برای شب عید فطر سفارش شد‌ه‌است؛ برای مثال:

قرائت دعا، نماز و خواندن قرآن.[۱۵]
تلاوت دعای استهلال به‌هنگام رؤیت هلال شوال.[۱۶]
زیارت امام حسین(ع).[۱۷]
غسل کردن: وقت غسل شب عید فطر، از نخستین مغرب تا اذان صبح میباشد.[۱۸]
تلاوت این دعا بعد از نماز مغرب و نافله آن: «یَا ذَا الْمَنِّ وَالطَّوْلِ، یَا ذَا الْجُودِ، یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ ناصِرَهُ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتابٍ مُبِینٍ؛ ای صاحب و مالک نعمت و کرم، ای دارنده جود، ای برگزیننده محمّد و ای همراه وی، بر محمّد و بستگان محمّد سلام فرست و بر اینجانب بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‌اش و آن پیش تو در کتابی آشکار میباشد.» بعداز آن می بایست سجده نماید و صد توشه در سجده بگوید: «أَتُاینترنتُ إِلَی اللّٰهِ». بعد از آن هر حاجتی که دارااست از معبود بخواهد.[۱۹]
تکبیرهای منحصربه‌فرد: مستحب میباشد پس از نماز مغرب و عشای شب عید فطر این تکبیرها گفته خواهد شد: «الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، ولله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا، وله الشکر علی ما اولانا.[۲۰][یادداشت ۱]
شب‌زنده‌داری: در روایتی که امام کاظم(ع) از امام علی(ع) نقل کرده، آمده میباشد: من را ذوق زده می‌سازد هر هر کس در طی سالْ خودش را در چهار شب (برای عبادت) سوا سازد: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نصفه شعبان و شب اولیه ماه رجب.[۲۱] همینطور از امام باقر(ع) اورده شده که علی بن حسین(ع) شب عید فطر را در مسجد میماند و تا صبح نماز میخواند و شب‌زنده‌داری میکرد و می‌فرمود:‌ «این شب کمتر از شب قدر وجود ندارد».[۲۲]
روز عید
غسل: از مستحبات روز عید فطر غسل میباشد. استارت فرصت غسل از طلوع فجر میباشد، اما در اینکه نقطه پایان وقت غسل، قبل از خارج رفتن برای نماز عید میباشد یا این که زوال خورشید (وقت نماز ظهر) و یا این که غروب آفتاب، ایده ها مختلفی وجود داراست.[۲۳]
افطار: مستحب میباشد پیش از نماز عید، خوراکی‌ای به‌ویژه رطب خورده گردد.[۲۴]
بیان کردن تکبیرات خاص،«الله اکبر، الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر، ولله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا، وله الشکر علی ما اولانا.» بعداز نماز صبح، نماز عید[۲۵] و همینطور بعد از نماز ظهر و بعد از ظهر[۲۶] روز عید مستحب میباشد.
قرائت نماز عید فطر.
قرائت دعای ندبه.[۲۷]
آداب و رسوم
عید فطر از عیدهای اصلی مسلمان‌ها میباشد که با آداب و رسوم خاصی برگزار میشود و به همین مناسبت چندین روز تعطیل اعلام می گردد.[۲۸] مسلمانها در عید فطر نماز عید فطر میخوانند، شیرینی‌های محلی می‌پزند، پایکوبی میگیرند و به دیدوبازدید خاندان میروند

بازدید : 25
شنبه 19 آبان 1403 زمان : 9:09


ایمان در اسلام یک کدام از موضوعات پرمناقشه دربین مذهب ها اسلامی از سده ابتدا هجری بوده میباشد. خوارج دایره آن را بسیار کلان و هم اندازه اسلام می‌گرفته‌اند و خروج از ایمان را به منزله شرک تلقی می‌کرده‌اند.[۱][۲] شیعه ایمان را در مجموعه تایید ولایت علی بن ابی طالب می‌دانسته میباشد و اهل حدیث آن را مبتنی بر آیه ها قرآن دربرگیرنده باور به پروردگار، پیامبران، قرآن، فرشتگان و معاد می‌دانسته‌اند. تشریفات ترحیم مشهد

ایمان در قرآن[بازنویسی]
ایمان در اسلام آن اعتقاد و باور درونی میباشد که بشر با آن به وحدت میرسد و دیگر طلاق در بین بشر و ایمان نیست. از حیث قرآن محل ایمان قلب میباشد، درونی‌ترین نصیب فهم بشر، در حالی که محل «اسلام» عقل میباشد.

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلٰکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُاینترنتِکُمْ ۖ … (سوره حجرات، آیه ۱۴)/ ترجمه: بادیه نشینان گفتند: ما ایمان آورده‌ایم. بگو: ایمان نیاورده‌اید، بلکه بگویید اسلام آورده‌ایم؛ چون هنوز ایمان در دل‌هایتان وارد نشده میباشد... .

ممکن میباشد کسی اسلام آورده (آئین اسلام را پذیرفته باشد) البته در دوگانگی‌ها، نتواند بر مبنای آن شغل نماید، ولی شخص مؤمن همواره بر طبق یقین درونی اش می‌اندیشد و کردار می‌نماید.

فارغ از ایمان، معجزات، پذیرفتن آموزه‌های مذهبی، آیه ها کتاب مقدس و اصول کلی دیگر غیر ممکن میباشد.

ایمان در قرآن: ایمان به خداوند، ملائکه، پیامبران، کتاب ها آسمانی، روز آخرت و رجوع به سوی وی. یَا أَیّهَا الّذِینَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الّذِی نَزّلَ عَلَی رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الّذِیَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن یَکْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلّ ضَلاَلاً بَعِیدًا (سوره النسا آیه ۱۳۶)

ایمان آورید به معبود و ملائکه و کتاب ها آسمانی و پیامبران و روز آخرت و قضا و قدر عالی و بد

بازدید : 31
پنجشنبه 17 آبان 1403 زمان : 10:53


درخصوص نقش ایمان و حس مذهبی و تقدیم زیبائی‌ها به آستان معبود در بنای مساجد، بدین نقل اعتنا فرمایید: «...معمار مسلمان در روزگاران قبلی هر زیبائی را که تشریفات ترحیم مشهد در حوالی خود می‌رویت کرد، آنرا در خور عظمت و جلال خداوند می‌یافت. عملکرد می کرد تا به هنگام زمان، برای آن در مسجد، جائی گشوده نماید. در بنای بخش اعظمی از مساجد، هنرهای متعدد به هم در آمیخته میباشد. معماری، در توازن اجزاء کوشیده میباشد نگارگری به نقوش و الوان کاشیها دقت نموده است، و خوش‌نویسی، الواح و کتیبه‌ها را جلوه بخشیده میباشد، شعر، ارشاد‌ها و ماده تاریخ‌ها را عرضه داشته میباشد و موسیقی هم برای آنکه از سایر هنرها گشوده نماند، در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ، فرصت جلوه‌گری یافته میباشد. حتی صنعت‌های دستی هم برای کامل شدن و تزئین این موسسه الهی به میدان آمده‌اند. فرش‌های خوب، پرده‌های با ارزش، قندیل‌های گسترده و براق، منبت‌کاری‌ها و ملیله‌دوزی‌ها در کامل شدن زیبائی و عظمت مسجد، نقش خویش را ادا کرده. به‌این سیرتکامل مظاهر متفاوت فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی در طول قرن‌های دراز، چنان در بنای مسجد، فرصت ظهور یافته میباشد که امروز، یک مورخ ظریف پر‌نور‌در بین میتواند فقط از رسیدگی در مساجد، تصویر روشنی از فرهنگ وتمدن و تاریخ اقوام مسلمان فقید را پیش دیده خود مجسم نماید.
در حین نسلها و قرنها، در مسافت آفاق متعدد، هنر اسلامی ملجائی تمیز‌خیس و نمایشگاهی امن‌خیس از مسجد نداشته میباشد و اشتراک مساعی اقوام و امم متفاوت اسلامی در کامل شدن و تزئین مساجد، با وجود نگهداری خواص‌های ملی و محلی، نوعی بی‌تعلقی را در معماری اسلامی سبب ساز شد‌ه‌است که اما با فرهنگ و فرهنگ وتمدن پرتسامح اسلامی مناسبت تک تک داراست و به هر هم اکنون، از مفاخر معنوی مسلمین بشمار میباشد. ولی غیر از مساجد، ابنیه و اثرها بسیار از فرهنگ و تمدن اسلامی باقیمانده میباشد...»

۶.۲ - توافق هنر و پرستش
با دقت به آنچه تا قبل از این نسبت ‌به آسانی مساجد گفتیم و اینکه مساجد، موزه و نمایشگاه وجود ندارد، شاید این سؤال به ذهن بیاید که مرکزیت مسجد برای پرستش بی‌پیرایه پروردگار، به چه شکل با این هنر آفرینی‌ها توافق داراست؟ بایستی اعلام کرد: عبادت، تجسم عملی نظریه میباشد، نماز هم همچنین. نماز که شعاری از شعائر آئین میباشد، نمودار فرنگی نظریه درونی به اسلام و بندگی معبود میباشد. بنابر این مساجد که معبد میباشد، از عمق بنیان آیین سرچشمه میگیرد و روال کلی آن بایستی با متن مدرسه، ناهمگون نباشد.
بی جهت وجود ندارد که مسجد، «منزل آفریدگار» بحساب آمده میباشد. و بی سبب ساز وجود ندارد که ساختن و آباد کردن‌ «مساجد معبود»، شغل عده ای شمرده گردیده که به پروردگار و روز قیامت، اعتقاد و باور داشته و شغل باتقوا نمایند «انما یعمر مساجد الله...؛[۱۸] پس مسجد، به متن مذهب و نظریه مرتبط میباشد. در واقع، این اسلام خلا که دعوت به تزئین مساجد و ساختن بناهای مرتفع و معماری‌های شگفت و پرشکوه بنام مسجد کرد. چرا‌که با اعتنا به فلسفه وجودی مسجد (منزل خداوند، منزل عبادت و...)، صورت مسجد اسلامی پر‌نور میباشد. بلکه این هنر بود که مسجد را بعنوان ظرفی مطلوب و قضیه‌ای مستعد برای بروز و تجلی و نمود کشف کردن یافت. و این هنرمندان بودند که روح تفاهم‌آمیز مدرسه را، در ارتباط با هنر دارای مسئولیت شناختند و به استقبال آن رفتند.

۷ - معماری مسجد
[بازنویسی]
آنچه از مطالب قبلی بدست می آید، اینستکه مسجد در اسلام، بر مبنای آسانی و هجران از تجمل و تزئین پایدار میباشد و عظمت آن در آسانی میباشد. صحت دارد که مساجد، سنگ پایین بنای فرهنگ و تمدن مسلمین میباشد و با آیین نو اسلام، همپا و هم‌جهت پدید آمده و صورت گرفته میباشد، لکن فرهنگ و تمدن مسلمین هم ویژگیهائی داشته و داراست که به بعضا از آنان در مشاجره‌ «مدنیت و معنویت‌» اشاره شد. این مختصات، در چگونگی و مدل ساختن مساجد هم تاثیر گذارده میباشد.

۷.۱ - مستحبات بنای مسجد
بعنوان نمونه، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف میباشد. مسجد فرستاده نخست اینگونه بود و بعدا بخاطر رویا رویی با ریزش باران یا این که تابش خورشید، بر راز و روی نمازگزاران، سایه‌بانی از شاخ و برگ نخل زدند. برخی از فقهاء، در ذکر حکمت این استحباب گفته‌اند: برای مثال لوازم قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعی دربین نمازگزار و اسمان میباشد. گر چه در بین خداوند و عبد، هیچ چیزی حائل وجود ندارد و معبود کلیه جا حضور داراست، اما طبیعی میباشد که عبادت و دعا در تحت اسمان، با دعای در ذیل سقف فرق داراست و در فضای گشوده و ذیل افق، آدم حس قرب و معنویت ‌بیشتری میکند.
آنچه که در بالا معمول بوده، داشتن حداکثر سایه‌بان و داربست مانندی همانند یک کپر یا این که چادر بوده میباشد و در طی خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس، سقفهای تزیین گردیده پیدا شد، چیزی که گزینه کراهت ائمه (علیهم‌السلام) بود و اشاره می‌کردند که: در صورتی‌که قائم ما قیام نماید چنین مساجد را از در بین می برد و در برخی از روایات، بعنوان شماتت از شغل اشخاص عصر آخرالزمان و ذکر اوصاف آن بعد از ظهر، آمده میباشد که: «یبنون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد؛ منزل‌ها میسازند و قصرهای سفت بر پای می‌دارا‌هستند و مساجد را آرایش و پیرایش میدهند». آنچه که در چنین روایات، با تعبیر و تفسیر «زخرف‌» اورده شده، مراد، تزئین به طلا جواهرات و جواهرات میباشد، خیر هر تزیین دیگر.
برای مثال مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با دیوار و سقف مسجد میباشد. چرا‌که مناره برای آن بوده که مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگوید. بطور طبیعی بلند بودن مناره، با دقت به حال و روز منزل‌های آن روز -و امروز هم- موجب احاطه داشتن بر منزل‌های فضا و در سود، سلب امنیت و آسایش از همسایگان میگردد.

بازدید : 60
يکشنبه 13 آبان 1403 زمان : 11:53


«امام که می باشد؟و چه اثری در زندگی معنوی و مادی ما تواند داشته باشد؟» من به واقع نتوانم شناخت ولی توانم بیان آنکس را که به صدق و معرفت،تالی پیمبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بود و اشرف نوع بنی بشر، و وصی بلا فصل مسلم، امیر مؤمنان علی علیه السلام بود و رهبر عارفان کشش بخش دل و جان، و ادب آموز تشریفات ترحیم مشهد انس و جان، خیال آرم و نقل به مضمون کنم،باشد که روانها را آشنایی دهد و برای روئت کرد اهل بصیرت، نمایی روشن پیش آورد. امیر مؤمنان علیه السلام به طارق بن شهاب‏ «که روش آسمان امامت می‏جست و پیش شهاب (۱) می‏گرفت تا مگرش موسی‏وار «بقبس من النار» رساند و از آن نار،ره به کوی فروغ و روشنایی الانوار یابد،فرمود:

«امام، واژه خدائی است، عامل الاهی است، جهت خدا هست (۲) و نماینده خواست پروردگار (۳).

امام،نور و روشنایی یزدان می باشد،و واسطه معرفی درست‏ایده پرداز دانا (۴).

امام،آیت کردگار می‌باشد و نشانه خاص خدا.

او‌را خدای بر می‏گزیند و از همگان برتر و بهتر می‏داند،و آن علم و توفیق و کمال که شایسته رده امامت می‌باشد،در او می‏نهد و آن گاه‏«طاعت و ولایت وی‏»را بر همه آفریدگانش واجب میکند (زیرا خیرشان در اطاعت اوست و کمالشان وابسته قبول ولایت او.)

از آن پس،نماینده حق و البته مطلق،در آسمانها و زمین‏«امام‏»می‌باشد.

تک تک بندگان خدای در عالم تکوین و تشریع،پیمان‏دار آنند که از این‏«وجود عزیز»منفعت گیرند و از رهبری و هدایت او،به جان،استقبال کنند.

هر که بر او پیشی گیرد و بی‏فرمان وی،کاری اجرا دهد،نافرمانی خدای کرده و از مرز ایمان،به در رفته هست.

امام،هر چه را خدا خواهد،کند و همان که ایزد متعال خواهد،دلخواه او همانست.

بر بازویش به خط اقتدار نوشته :«و تمت کلمة ربک صدقا و عدلا» (۵)

آری،وجود امام،صدق محض هست و عدل تام و تک تک (خواستار واقعیت و درستی باید یکسر به او دیده دوزد) و از اجرا و رفتارش دقیقا تقلید کند،و طالب بخشید و سلامت نفس،بایست در پی او رود و پای، جای پای او نهد تا بدان واحد سنجش، خود را سنجد و میانروی بخشد،و اقامه قسط و عدل تواند.) (۶)

برای امام،ستونی روشن و نورانی نصب شده که خصوصی به اسمان دارااست و پائی بر زمین، و به این روشنی و نور و روشنایی،امام تواند باطنها را بیند و نهانیها را آگهی یابد و آنچه در فقیه می باشد‏شناسد و تمامی موجودات ملکوتی و بلندتر از آنرا نیز مشاهده کند، و اصلی‏تر از تمامی، جاری ساختن بندگان معبود را واقف گردد (و نظارتی که منزلت امامت را شاید، بر عالم و جهانیان داشته باشد، و به موقع و به جا،هدایت و دلالت‏خیر نماید.)

امام، صحبت پرندگان هم داند،و سخن غیر آدمی نیز شناسد،و بدین سبب‏«ولایت‏بر آنان‏»هم مسلم اوست.

امام، وجودی می باشد که خداوند،لایق وحی خویش دانسته،و شایسته استحضار از مسائل غیب شناخته، و به کلمه و واژه خویش مؤیدش ساخته،و حکمت‏خاصه‏اش بدو تلقین فرموده،و دل اورا منزلت ظهور صفحه‏خویش نموده، و او‌را سلطنت و چیرگی به دانا بخشیده، و امارت و فرمانروائی جهان داده، و همه را محکوم طاعت او گردانیده.

امامت، میراث انبیاست و رتبه اصفیا،خلافت‏خدائی می‌باشد و جانشینی به کل معنای رسولان الاهی.

و همین جایگاه هست که‏ «ولایت و سلطنت‏» از آن خیزد و «هدایت و عصمت و طهارت‏» از آن تراود، و چنین رتبه‏ای، حقیقت‏نمای بی نقص دین می‌باشد و از هر ترازو و مکتبی،عالی و خوب‏تر تواند رهبری جانهای کمال جوی کند.

امام، استدلال راهروان طریق حق هست، و نور و روشنایی بخش هدایت طلبان.

امام، راه و روش سالکان کوی خداست و خورشید نور و روشنایی افشان دلهای آشنا.

ولایت او مایه نجات است و طاعت او لازمه واقع حیات،و مددکار عالم بعد از ممات.

همین‏«ولایت‏»،مؤمنان را عزت دهد و گنهکاران را باعث شفاعت خواهد شد،محبان را رهائی از بلا و عذاب بخشد و تابعان را به رستگاری و کامیابی رساند.

آری ‏«ولایت‏» شاخص‏ترین نشانه اسلام می باشد، و برترین نماد استسلام،کمال ایمان بدان وابسته،و شناخت‏حدود و احکام، بدان مربوط، سنتها را هم او روشن کند و حرام از حلال، او به درست‏باز نماید.

و چنین سکو‏ای را (به نحو مطمئن و متکی بودن نصیب) جز هر کس خدایش برگزیده و سزاوار شناخته، حائز نگردد، و غیر آنکه پروردگارش مقدم داشته و امامت و حکمت‏بخشیده واجد نشود.

پس خواسته از «ولایت‏»، حفظ مرزهای ‏«خلق و آئین و انسانیت‏» هست و راه‌حل‏سازی نیکو برای امور «دنیوی و اخروی‏» و زمان را چنان گذراندن که شایسته‏ «آدمیت و کمال‏» باشد.

امام، برای تشنگان، آب گواراست، و برای هدایت‏خواهان، دلیل و راهنما.

نمودار عالی این مرتبت را وجود علی بن ابی طالب و یازده فرزند گرامیش علیهم السلام صورت بود اعطا کرد،از آنجا که به حق واقع،راءس دایره ایمان بودند،و قطب حقیقی وجود، و افق جود، و شرف مو جود، آنها، اصل عز و مجد بودند، و مبدا و منشا بزرگی و جلال، و مضمون‌ و مبنای گران قدر و کمال.

وه!که امام، چراغ مالامال نور هدایت هست و شیوه روشن بهروزی.

امام، آب حیات بخشی است که پیاپی فرا رسد (۷) و دریائی است که دمادم، فزونی گیرد و سر وصدا کند (۸).

امام، ماه تابان می‌باشد و ابر پر باران.

سپس که مهالک،دیده‏ها را کور سازد،او راه نماید و دست گیرد،و زمانی که تارهای حیات،نومیدی فراهم سازد،او شمع به دربین توده آورد و همه را امید بخشد.

بحر وجود او‌را کرانه نیست، و شرافت ذاتش را تمجید ممکن نی،و دست و دیده‏ها را وصول به دامن و جانش میسر نه (۹).

او چشمه جوشان می باشد و بوستان وسیع و بی‏کران (۱۰)، و فزاینده نشاط جان (۱۱).

وجود امام،سرا پا فعالیت با تقوا می‌باشد، و کالای رابح و راجح.

نحوه بدون واسطه، او نماید، و داروی درست،او دهد،و پدری، به کل، او کند، و در پیش آمدهای دشوار، او پناه رساند.

حکم کننده،اوست و آمر به حق، او، و ناهی از خلاف هم،او،بر آفریدگان، از جانب خدا، او پشتیبانی کند و امین خداوند بر حقایق، هموست.

رهنمائی بندگان را به امر پروردگار، او عهده ‏دار می باشد، و تا هر جا که مرز حکومت‏خدائی وسعت‏یافته، مسند دار قضا و داوری (۱۲) ، اوست.

ظاهر وجودش را قدرتی (جز پروردگار) حاکم نگردد،و باطن او‌را هیچ درک و درکی، به درست نشناسد، مثل و مانندش، بعد از ظهر او بخود نبیند، و کس، سکو و مرتبت وی، هیچ زمان نیابد.

او پرتو جلال کبریاست و شرف ارض و سماء.

عقل را درنگ در مقامش، حیرت دهد، و مغز را دقت به کمالش، مبهوت کند.

(زیرا که فهم و شعور را محور، شم می‌باشد و قیاس،و امام، هم از این حد برتر است و هم از آن میزان،فراتر)» (۱۳)

بویژه،امام زمان علیه السلام که خلاصه صفات و کمالات کلیه انبیا و اوصیای حق هست و مکتب وی، جامع جمیع درسهای تبارک و پرورش.

آحاد پیمبران،مقدمه ظهور رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بودند،و راه و روش ادراک کتاب دانشگاهی اورا،هموار می‏کردند، و جانها را آماده فهم و شعور آن می‏ساختند تا فراز آید و«آئین بدون نقص‏»را به عالم و جهانیان اعلام دارد.

البته هم اکنون پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و یازده امام و وصی او علیهم السلام چشم به راه آنند که‏ «حجت‏بالغه منتظر» آید، و آن درسها که داده‏اند و آن تعلیمات که به هر فرصت، اظهار نموده‏اند، صورت واقع و جامع دهد، و آن هدف خوب و جامع که خدا،از نظام هدایت داشت، نمایان سازد.

آری، او، تحقق بخش هدف انبیا و اوصیا هست،و مقصود الاهی و منظور خاص اوست، او برای اصلاح بدون نقص دانا انسانی قیام خواهد کرد، و بساط اهریمنی و شر،به هم خواهد زد، و این همگی همهمه جان و اینک، به سر خواهد آورد.

ما نیز در پی تمامی پیمبران و اوصیای او، با دلی شوریده،ایستاده و نگران راهیم تا کی آن ‏«دولت عدل و صلاح‏» شروع خواهد شد، و آن بعدازظهر‏ «کمال و فلاح‏» فرا رسد، طالبان را جانی دیگر بخشد، و مشتاقان را توانی بیشتر دهد.

به پروردگار که در‌حالتی که می‏دانستیم عدم حضور امام، چه دردها به وجودمان داده؟
و چه زیانها به ادراک و شعورمان رسانده؟

و چه اختلاف در میانمان افکنده؟

و چه بی‏سامانی،در اجتماعمان مهیا آورده؟و چقدر آشنایی شیوه حق را مشقت بار کرده؟

و چه شبهه‏ها ساخت‌و‌ساز نموده؟

و چه اضطرابها و انحرافهائی را موجب گردیده؟

و چه طور مؤمنان، خوار گشته‏اند و فاسقان، عزت یافته‏اند؟

اهل آیین را پریشانی و دوری، سراپا گرفته، و خواستاران هدایت را همگی بال شکسته، به معبود که درصورتی که این کلیه عقب ماندگی از صلاح و پرورش را در می‏یافتیم، و آن تمامی نقص و عیب را فهم و شعور می‏کردیم، و تاثیر امام را در اجتماع مسلمین می‏شناختیم، و راه‌حل همگی بیچارگی‏ها را در حضور وی می‏دانستیم،از فراق او، فریاد می‏کشیدیم، و شب و روز به گریه از خدای، طلب ظهورش می‏کردیم، و لب به خنده نمی‏گشادیم و در غایب بودن وی به هیچ امری، خوشحال نبودیم.

اینک هم از خدای منان، استدعا می‏کنیم و به جان می‏خوا هیم که امام ما‌را اذن ظهور بخشد و به یمن مقدم وی، ارواح مارا صفا و عصمت و طهارت دهد و به عزت و تاثیر وجودی او، معاش مارا با عدل و ایمان و شغل با تقوا یاور نماید و به اقتدار یاد دادن وی،این در رویکرد ماندگان را به دانش و فهم و شعور و کمال رساند.

بازدید : 15
شنبه 12 آبان 1403 زمان : 10:51


کمپانی کنندگان (user) اتفاق افتاد
در عالم هیچ رویدادی وجود ندارد که فارغ از کمپانی کننده صورت تشریفات ترحیم مشهد بپذیرد، پس کمپانی‌کننده رکن اساسی و اساسی هر اتفاق افتاد میباشد. به صورت نمونه، تئاتر سوای تماشاچی نیست، چون کمپانی کننده به تئاتر نام و نشان میبخشد. نمونه دیگری که میتوانیم به کارگیری کنیم، رویدادهای مذهبی و یا این که اجتماعی می باشند که تمامی آنان با حضور کمپانی‌کننده نرم افزار‌ریزی میگردند.

مزایای به کار گیری از کمپانی‌های برگزار کننده روی داد
وقتی که برگزاری اتفاق افتاد را به کمپانی‌های برگزارکننده و رئیس اتفاق افتاد می‌سپارید خیالتان ریلکس میگردد و به سیرتکامل‌ای از استرسی که داشتید کاسته می‌گردد. بعد از آن که متوجه شدید اتفاق افتاد چیست و چه اتفاقاتی را اتفاق افتاد تلقی می‌نمایند، مجال آن رسیده که مزایای آن را هم بدانید.

مثلا مزایای کمپانی‌های برگزار کننده روی داد می‌اقتدار به مورد ها تحت اشاره کرد:

ستون مزایای کمپانی‌های برگزار کننده اتفاق افتاد
1 یاری در جهت یافتن ایده‌های ایده پرداز
2 صرفه‌جویی در طی و پول
3 رئیس دارایی و اپلیکیشن‌ریزی
4 کاهش خطرها احتمالی و رئیس کردن آنها
5 آسودگی در برگزاری اتفاق افتاد
رئیس روی داد چیست؟
حالا می‌خواهیم به معنا مدیر اتفاق افتاد چیست بپردازیم. تا اینجای نوشته‌ی علمی به پرسش اتفاق افتاد چیست جواب دادیم و دانستیم که به چه معناست و در چه موردی گزینه استعمال قرار می گیرد. البته رئیس اتفاق افتاد به چه شکل هست؟

از چه طریقی میتوانیم رئیس روی داد را اجرا دهیم؟ حال میخواهیم به طور جامع و بی نقص جواب دهیم که رئیس اتفاق افتاد چیست و شما‌را با معنی آن آشنا کنیم.

رئیس اتفاق افتاد دربرگیرنده مواقعی همانند تجسم، نرم‌افزار‌ریزی، سازمان‌دهی و اپ‌ریزی حادثه ها میباشد. به ذکر دیگر رئیس اتفاق افتاد مهارتی برای ایده‌پردازی و اجرای رویدادهای اجتماعی و رویدادهای مرتبط به اشکال استخراج‌وکارها می باشد.

نکته قابل توجه
مهارت خلاقانه، تمرکز بر موضوعی خاص و معین گردیده، اپ‌ریزی و دارایی‌بندی اتفاق افتاد و … مخلوط توانمند مدیر اتفاق افتاد می باشد.
لازمات مدیر روی داد
مدیر اتفاق افتاد، صنعتی است که امروزه تخت گاز در حالا رویش و توسعه و گسترش میباشد. قضیه روی داد و اپلیکیشن‌ریزی آن، براساس مقصود و قضیه برای هر رئیس رویدادی بسیار اساسی میباشد و در ناحیه کاری نقش پررنگی داراست. فرقی نمی‌نماید، نرم‌افزار‌ریزی بخاطر اتفاق افتاد عروسی و یا این که رویدادهای میان المللی باشد.

بعضا مفاد می‌باشند که تحقیق آن ها، در مدیر روی داد الزامی میباشد، درحال حاضر که معنی روی داد چیست را متوجه شدید میخواهیم شما‌را با این مفاد نیز برای رئیس اتفاق افتاد آشنا کنیم. این موردها در تصویر ذیل آمده اند:

هفت گزینه از لازمات رئیس اتفاق افتاد
هفت آیتم از ملزومات در جهت مدیر اتفاق افتاد

همگی مفاد در تصویر بالا، از مواقعی میباشند که می بایست هر رئیس اتفاق افتاد جهت رئیس یک اتفاق افتاد در هر اتفاقی، بر آن ها تمرکز کرده و اپ‌ریزی‌ها را طبق آن ایفا دهد. چون در توضیح اتفاق افتاد چیست گفتیم که نمی‌توانیم هر اتفاقی را روی داد تلقی کنیم مگر آن که نکات مذکور را داشته باشد.

مهارت‌های ما یحتاج برای یک رئیس روی داد
درحال حاضر که مفهوم روی داد چیست را متوجه شدید می خواهیم شمارا با مهارت هایی که جهت رئیس اتفاق افتاد، رئیس اتفاق افتاد می بایست دارا باشد آشنا کنیم. برگزاری گونه های روی داد، وقتی به خیر و خوبی ایفا میشود که مدیر اتفاق افتاد و اجرای آن به وسیله مدیری کارآمد و مسلط باشد.

چون اتفاق افتاد طیف قابل توجهی از مهارت‌ها می باشد که در شکل عدم برخورداری از آن، کمپانی در گیر ضرر جبران ناپذیر میشود. مهارت‌هایی که مورد نیاز میباشد مدیریت اتفاق افتاد داشته باشد دربرگیرنده:

کاربلد بودن
در دست گرفتن دارایی و رئیس مالی (با به کار گیری از یک اپلیکیشن حسابداری شرکتی به آسانی قابل در اختیار گرفتن و رئیس میباشد)
اعتنا به جزئیات
مهارت در سازمان‌دهی
ابتکار عمل
رابطه ها همگانی فوق العاده
کار کشته به جاری ساختن هم زمان یکسری شغل
مهارت اجرا گفت‌و‌گو، بازاریابی عالی و…
با اعتنا به اینکه مدیران فرصت متعددی را صرف مصاحبه می‌نمایند، یادگرفتن مهارت گفت‌و‌گو و زنخدان زنی مشتری مثلا یادگرفتن های ضروری برای آنها محسوب میشود. جهت فراگیری جامع این مهارت برای مدیر روی داد، می توانید به نوشته‌ی علمی زنخدان زنی مشتری مراجعه‌نمایید.

بازدید : 24
پنجشنبه 10 آبان 1403 زمان : 12:38


قران اساسا مصدر میباشد در معنای قرائت . چنانکه در برخی ار ایات معنای مصدری خواسته میباشد مثل « ان علینا آدینه و قرانه فاذا قراناء فا تبع قرانه » آنگاه قران دانش میباشد ( نام خاص ) برای کتاب حاضر که بر حخرت فرستاده ( ص ) نازل گردیده است به اعتبار انکه خواندنی میباشد . قران کتابی میباشد خواندنی تشریفات ترحیم مشهد می بایست انرا خواند و در معانیش توجه و تدبر نمود . برخی ها قران را در اص به معنب عده گرفته اند که اصل ( قرء ) در معنای عده میباشد دز این شکل میتوانید بگویید قران یعنی جامع حقایق و فرموده های الهی . و نیز گفته انداز آن جهت قران نامیده می گردد که سوره ها را توده نموده آنها‌را به یکدیگر می پیوندد .

وَإنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَِلیمٍ.

(ششمی آیه، از سوره نمل: بیست و هفتمی سوره، از قرآن کریم و مهربان.)

(و حقّاً و واقعاً بر تو نشانه‌ها قرآن، از جانب آفریدگار حکیم و علیم، إلقآء میشود!)

به معنی‌ قرآن‌ و فرقان‌

حضرت آیه الله علّامه طباطبائی قدس الله نفسه در تعبیر و تفسیر فرموده‌اند:قُرْأنْ نام میباشد برای کتاب الهی به اعتبار آنکه خوانده می گردد، و قرآئت می گردد.ومعنای تَلْقِیَه مصدر تَلَقِّی با معنای تلقین مجاورت میباشد. و نکره آوردن حکیم و علیم برای تعظیم‌ میباشد. و تصریح به‌ آنکه ‌این قرآن، از نزد آفریدگار متعال میباشد؛ برای آنستکه: حجّت برای رسالت باشد؛ و نیز برای تأیید معارفی که سپری شد؛ و برای صحّت داستانهای أنبیاء علیهم السلام که بعداً ذکر میکند.

و تخصیص دادن نزول را از حوزه‌ این دو نام گرامی (حکیم وعلیم) برای آنست که بفهماند: قرآن از منبع و سرچشمه حکمت فرود آمده میباشد. و به این ترتیب هیچ اقتدار علمی و آسیب پذیر‌ای نمیتواند آنرا نقض نماید و بشکند؛ و هیچ توانی نمیتواند آنرا سُست بنماید. قرآن منبع دانش میباشد. خیر أخباری که می دهد، تکذیب می شود؛ و خیر حکم و قضائی را که ‌میآورد، آیتم مشکل و تخطئه قرار می‌گیرد.)[1]

قرآن ازماده‌ قَرَءَ یَقْرَءُ قَرَاءَهً و قُرْأنَاً، یعنی روی هم گذاشتن و ضمّ نمودن بعض از چیزی میباشد با بعضا دیگر. و زیرا در وقت تلاوت، بشر حروفات مختلفه را عده میکند و با ضمّ برخی به برخی دیگر، واژه و کلمه پیدا میگردد. و آن‌گاه‌ حرف و عبارت پدید می آید، لهذا به ‌حرف بیان کردن و تلاوت، قرآئت گویند.

قرآن مصدر از این باب میباشد؛ و عَلَم گذاشته‌اند برای کتاب آسمانی مسلمانها که برپیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلم‌ نازل گردیده است. و بدینجهت قرآن نامیده گردیده است که: عقآئده حقّه حقیقی و واقعیّه و احکام ‌و مواعظ و قصص در آن توده شد‌ه‌است.

برخی از علمآء رضوان الله علیهم گفته‌اند: علّت تسمیه قرآن به قرآن، آنستکه: میان ‌جمیع ‌کتاب ها آسمانی، قرآن ‌میباشد‌ که‌ در آن‌ ثمره ‌مجموع ‌آن کتاب ها، بلکه ثمره ‌جمیع ‌علم ها حقّه در آن گردآوری میباشد؛ و گستردن هر چیزی را میتوان در آن مشاهده نمود؛ همچنانکه می‌فرماید:

لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرِه ً لِاُالبته الْألْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَی وَلَکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَهُدیً وَرَحْمَه ً لِقَوْمٍ یُؤمِنُونَ.[2]

(هرآینه تحقیقاً دربیان قصّه‌ها و داستانهای پیامبران و امّت‌هایشان (همانند یعقوب و یوسف و برادرانش که ‌این سوره از آن مشاجره داراست) عبرتی میباشد برای اندیشمندان و متفکران. این آیه‌ها قرآن، گفتاری ساختگی وجود ندارد که اینجانب درآوردی باشد؛ و از روی افترآء به آفریدگار نسبت داده خواهد شد. بلکه قرآن تصدیق

میکند آنچه راکه درپیش روی آنست (ازکتب سماویّه: تورات و انجیل و غیرهما) و در آن شرح و تفصیل هر چیزی میباشد؛ و هدایت و عفو و بخشش میباشد برای گروهی که ایمان میآورند.)

و همینطور قرآن را تبیان و آشکارا نمایند و بدیهی و واضح تولیدکننده هر چیز شمرده میباشد:

وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبیَاناً لِکُلِّ شَیْیءٍ وَهُدیً وَرَحْمَه ً وَیُشْرَی لِلْمُسلِمیْنَ.[3]

(و ای فرستاده! ما بر تو فرو فرستادیم کتاب آسمانی قرآن را که،مبیّن و پر‌نور کننده هر چیزی میباشد؛ و هدایت و عفو و بخشش و بشارت میباشد برای مسلمان‌ها!)[4]

شاهد بر گفتار ما آیاتی میباشد در قرآن که ‌بر این مضمون‌ دلالت دارااست، از قبیل:

لَاتُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ- إنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ- فَإذَاَ قرَأنَاهُ فَاتَّبعْ قُرْآنَهُ- ثُمَّ إنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ.[5]

(ای پیغمبر! زبانت را برای قرائت نشانه‌ها قرآن، به‌ جنبش در میآور؛ تا برای رساندن آن‌ها را به‌ عموم شتاب ‌کنی، و عجله‌زده باشی! ما برعهده خویش گرفته‌ایم که: قرآن را گردآوری کنیم، و به‌ شکل مجمومه‌ای قابل قرآئت در آوریم پس هنگامیکه آن را گرد آوردیم، و بر تو قرآئت نمودیم؛ در آنوقت از آنچه قرآئت گردیده است، تاسی کن، و در پی نشانه‌ها قرآئت گردیده باش- و بعد از آن ما برعهده خویش گرفته‌ایم که: آنرا بدیهی و مبیّن ساخته، و سوای إبهام و گرفتگی در آوریم.)[6]

و از قبیل:

وَقُرأنًا فرَفْنَاهُ لِتَقْتَرأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلَی مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِیلاً.[7]

(و این قرآن را ما جزءجزء، و تکه‌تکه جدای از هم نموده، و به سوی تو فرستادیم، تا آنرا برای عموم به‌تدریج بخوانی(و با طاقت و شکیبایی و تفکر آنرا تعلیمشان بنمآئی) و ما به ‌تدریج از منزلت بهتر و شامخی آنرا نزول دادیم[8])

فُرْقَان نیز از اسامی قرآن میباشد ازماده فَرَقَ یَفْرُقُ فَرْقاً وفُرْقَاناً یعنی در میان أجزآء آن جدائی انداخت؛ و لهذا در آیه أخیر: وَ قُرْأنَّا فَرَفْنَاهُ دانستیم که: معنایش آنستکه: قرآن را جزءجزء تفضیل داده، و آنرا سفت و متقن ساختیم.[9]

و به این ترتیب فُرْقَان که مصدر آنست، به معنای فارق و جداکننده فی مابین حقّ و فسخ میباشد؛ و زیرا این کتاب مبین آسمانی کتاب فَصْل میباشد، خیر هَزْل. و کتاب حقّ میباشد، خیر فسخ. به این ترتیب جداکننده و پاک دهنده میان حقّ و فسخ میباشد.

شَهْرُ رَمَضانْ الَّذِی اُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْأنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَیَ وَالفرقانِ.[10]

(روزه واجب در شهر رمضان میباشد؛ آن ماهی که در آن قرآن نازل گردیده‌است. قرآن کتاب هدایت و راهنمآئی میباشد برای عموم. و دارنده أدلّه واضحه و حُجَج و براهین ساطعه، و دلآءل متقنه‌ای میباشد، از رهبری و هدایت؛ و کتاب پارتیشن دربین حقّ و فسخ، و منزه دهنده در بین واقعیت و أوهام میباشد.)

فُرْقَان در قرآن مجید در هفت موضع آمده میباشد. و در همگی جا به معنای قوّه تشخیص حقّ از فسخ، و فروغ و روشنایی بصیرتی میباشد که‌ برای مؤمنین در أثر تقوی نتیجه ها میگردد. و قرآن که‌دربرگیرنده جمیع معارف میباشد أعمِّ از آنچه بر أنبیای سالفه وحی می‌گردیده، و برای فرستاده ما گفته شده میباشد؛ و أعمِّ از آنچه برخود پیامبر الله وحی

بازدید : 67
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 15:39


عامل‌های ثابت خداوند ادله‌هایی برای ثابت وجود آفریدگار با نحوه تشریفات ترحیم مشهد عقلی می‌باشند. اعتقادوباور به وجود آفریدگار، مهم‌ترین نظریه فقاهتی نزد رهروان ادیان الهی به شمار میاید. به همین عامل، در عصر‌های متفاوت، اندیشمندان در عملکرد بوده‌اند تا شکل‌بندی مناسبی برای برهان‌های ثابت پروردگار ارائه نمایند. سود این همت‌ها، پدید وارد شدن دلیل‌های متفاوت برای ثابت وجود پروردگار در سنت‌های متفاوت فکری میباشد. برخی از این دلیل‌ها که در سنت کلامی و فلسفی اسلام آیتم دقت قرار گرفته‌اند، به این قرار میباشد: دلیل حدوث، استدلال تکان، عامل قابلیت و وجوب، عامل صدیقین و دلیل نظم، استدلال علیت، استدلال اعجاز، ادله باطل عزائم، ادله وجودی و ادله اخلاقی.

خصوصیت مشترک عامل‌های ثابت خداوند، کاربرد شیوه عقلی در آنهاست. بیشتر این تحلیل‌ها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل می باشند.

اقسام ادله‌های ثابت معبود
متفکران برای ثابت وجود خداوند استدلال‌های متنوعی اقامه کرده‌اند و تقسیم‌بندی‌های متفاوتی نیز از آن‌ها ارائه شد‌ه‌است. محمدتقی مصباح یزدی، براهین ثابت پروردگار را در یک تقسیم‌بندی کلی به سه نوع تقسیم نموده است:

ادله‌هایی که از خط مش مشاهده اثرها و آیه ها الهی در دنیا اقامه می گردد همانند عامل نظم که در آن از رویه هماهنگی و تناسب پدیده‌ها و وجود طرح و مقصود و دانایی حکیمانه، ناظم حکیم و مدبر علیم برای عالم ثابت میگردد.
دلایلی که از منش نیازمندی عالم، وجود خدای بی‌نیاز را ثابت می‌نمایند مانند ادله حدوث و استدلال جنبش که از خط مش مسبوق بودن پدیده‌ها به فنا یا این که نیازمندی جنبش به مُحرِّک، نیازمندی ذاتی آنها‌را ثابت و خدای بی‌نیاز و مُحَرِّک بی تکان را ثابت می‌نمایند. این دلایل برای ثابت خداوند مستلزم مقدمات حسی و تجربی میباشند.
ادله‌هایی که فلسفی خالص می باشند و از مقدمات عقلی محض درست شده‌اند مانند ادله قابلیت و امکان و وجوب و استدلال صدیقین. این براهین نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند.[۱]
به گفته او مجموعه نخستین از این براهین، با وجود اینکه پر‌نور و خشنودکننده‌اند، البته پاسخگوی کلیه تردید ها نیستند و بیشتر نقش بیدار کنندگی و تنبیهی دارا‌هستند؛ در مقابل مجموعه سوم نسبت به بقیه ادله‌ها از اعتبار منطقی بیشتری برخوردارند و شبهاتی که پیرامون دیگر استدلال‌ها مطرح می‌گردد به‌این دلایل خط مش نمی‌یابند.[۲]

در غرب براهین ثابت آفریدگار به هشت مجموعه تقسیم می شوند که عبارتند از: براهین وجودی، براهین دنیا‌شناختی، عامل‌های نهایت‌شناختی، براهین درجات کمال، براهین اجماع عام، براهین اخلاقی، دلیل‌های تجربیات فقاهتی و استدلال‌های عرف پسند.[۳]

استدلال‌های عالم‌شناختی، پیشینه بسیار متعددی دارا‌هستند و از به عبارتی آغاز در سنت حرف اسلامی و فلسفه وجود داشته و دوستداران متعددی نیز دارااست.[مستلزم منبع]

خصوصیت ادله‌های ثابت پروردگار
خصوصیت مشترک عامل‌های ثابت خداوند، کاربرد طریق عقلی برای ثابت خداست؛ روشی که به نظریه بعضی، یک کدام از شایسته ترین طرز‌ها برای ثابت مباحث بنیادی و مهم فقهی میباشد. کلیه این تحلیل‌ها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن بدور و تسلسل می‌باشند. به‌این خواسته، برای فهم و شعور عالی این عامل‌ها، توضیح مختصری از این سه داده می شود.

اصل علیت
مطابق اصل علیت، هر پدیده‌ای که به وجود می آید، نیاز به موجودی داراست که آن را به وجود بیاورد. درین ارتباط، جان دار اولیه را علیل و جان دار دوم را که سبب ساز به وجود وارد شدن جانور دیگری می‌گردد، انگیزه و ارتباط دربین این دو را علّیت می‌نامند.[۴] قضیه این اصل، جان دار عقب افتاده جسمی میباشد خیر مو جود به صورت مطلق.[۵]

مضمون‌ بدور
تصویر به دور بدین شکل میباشد که از جمله به وجود وارد شدن جان دار الف، متوقف میباشد بر بودن مو جود ب. اکنون در صورتی‌که بوجود داخل شدن این مو جود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اولیه مو جود الف بوجود بیاید و به عبارتی سبب ساز بوجود داخل شدن جان دار ب بشود، در این‌حالت، بدور پیش آمده میباشد. ولی این شرایط فقط یک تصویر فرضی میباشد و در دانا بیرون نمی‌تواند متفحص خواهد شد.[۶] تهانوی در تمجید به دور آن را عبارت دانسته از توقف و احتیاج چیزی به دیگری، در چیزی که آن دیگری نیز در به عبارتی چیز متوقف و محتاج به آن میباشد. [۷]

مضمون‌ تسلسل
تسلسل در سلسله علتها چنانچه روی می دهد که در یک زنجیره موجودهایی که با هم ارتباط انگیزه و علیل دارا‌هستند، هر مورد از موجودها را در حیث بگیریم خودش علیل یک علتی باشد که پیش از آن جانور بوده میباشد و این ارتباط تا بی‌غایت نیز به همین شکل میباشد. یعنی هرچه به سمت عقب برویم و هر موجودی را در لحاظ بگیریم، خودش علیل جان دار پیش از خویش و انگیزه جانور بعداز خویش میباشد. در دانا بیرون این وضعیت نمی‌تواند وجود داشته باشد و بالاخره در بین این موجودها، می بایست به موجودی برسیم که خودش دیگر عقب افتاده جسمی نباشد. [۸]

استدلال فطرت
دلیل فطرت درصدد ثابت آفریدگار، از روش وجود فطرت خداجویی در بنیان بشر میباشد.[۹] آورده شده خصوصیت این استدلال، این میباشد که کل بشر‌ها آن را به سیرتکامل‌ای بی آلایش و سوای دشواری شعور می‌نمایند.[۱۰]

تقریرهای گوناگونی از دلیل فطرت اورده شده میباشد. از بینش ملاصدرا، وجود واجب گران قدر امری فطری میباشد؛ چون بشر هنگام مواجهه با حالت هولناک به طبیعت فطری خویش به پروردگار تکیه کرده و از روی غریزه به مسبب الاسباب و آنکه دشواری‌ها را آسوده می‌نماید، روی میاورد؛ هرچند ممکن میباشد بدین رغبت فطری خویش بی‌دقت باشد. این بر وجود معبود حکایت داراست.[۱۱] علامه طباطبایی گفته میباشد آدم هنگام ناامیدی از کارها دنیوی، به خداوند دفاع می برد. این پدیده حتی‌د‌ر اشخاص بی‌اعتقادوباور نیز روی میدهد؛ اما در حالتی که فطرتشان سرکوب نشده باشد. امیدواری و مفاهیمی مانند آن(نظیر محبت، دشمنی و عزم)، در شرایطی که طرف دومین نداشته باشد؛ طلب آرزو و مفاهیمی مانند آن حادثه نمی‌افتد؛ به این ترتیب فطرت آدم علتی رفیعتر از انگیزه‌های دنیوی می‌بیند که رویدادهای دنیوی در آن تاثیری ندارد و آن به عبارتی کمال مطلق و معبود میباشد.[۱۲]

نقل شده در دنیا غرب، یکی‌از براهین ثابت پروردگار، ادله اجماع عام میباشد که محتوای آن شبیه استدلال فطرت میباشد.[۱۳]

بازدید : 66
چهارشنبه 9 آبان 1403 زمان : 15:39


عامل‌های ثابت خداوند ادله‌هایی برای ثابت وجود آفریدگار با نحوه تشریفات ترحیم مشهد عقلی می‌باشند. اعتقادوباور به وجود آفریدگار، مهم‌ترین نظریه فقاهتی نزد رهروان ادیان الهی به شمار میاید. به همین عامل، در عصر‌های متفاوت، اندیشمندان در عملکرد بوده‌اند تا شکل‌بندی مناسبی برای برهان‌های ثابت پروردگار ارائه نمایند. سود این همت‌ها، پدید وارد شدن دلیل‌های متفاوت برای ثابت وجود پروردگار در سنت‌های متفاوت فکری میباشد. برخی از این دلیل‌ها که در سنت کلامی و فلسفی اسلام آیتم دقت قرار گرفته‌اند، به این قرار میباشد: دلیل حدوث، استدلال تکان، عامل قابلیت و وجوب، عامل صدیقین و دلیل نظم، استدلال علیت، استدلال اعجاز، ادله باطل عزائم، ادله وجودی و ادله اخلاقی.

خصوصیت مشترک عامل‌های ثابت خداوند، کاربرد شیوه عقلی در آنهاست. بیشتر این تحلیل‌ها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل می باشند.

اقسام ادله‌های ثابت معبود
متفکران برای ثابت وجود خداوند استدلال‌های متنوعی اقامه کرده‌اند و تقسیم‌بندی‌های متفاوتی نیز از آن‌ها ارائه شد‌ه‌است. محمدتقی مصباح یزدی، براهین ثابت پروردگار را در یک تقسیم‌بندی کلی به سه نوع تقسیم نموده است:

ادله‌هایی که از خط مش مشاهده اثرها و آیه ها الهی در دنیا اقامه می گردد همانند عامل نظم که در آن از رویه هماهنگی و تناسب پدیده‌ها و وجود طرح و مقصود و دانایی حکیمانه، ناظم حکیم و مدبر علیم برای عالم ثابت میگردد.
دلایلی که از منش نیازمندی عالم، وجود خدای بی‌نیاز را ثابت می‌نمایند مانند ادله حدوث و استدلال جنبش که از خط مش مسبوق بودن پدیده‌ها به فنا یا این که نیازمندی جنبش به مُحرِّک، نیازمندی ذاتی آنها‌را ثابت و خدای بی‌نیاز و مُحَرِّک بی تکان را ثابت می‌نمایند. این دلایل برای ثابت خداوند مستلزم مقدمات حسی و تجربی میباشند.
ادله‌هایی که فلسفی خالص می باشند و از مقدمات عقلی محض درست شده‌اند مانند ادله قابلیت و امکان و وجوب و استدلال صدیقین. این براهین نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند.[۱]
به گفته او مجموعه نخستین از این براهین، با وجود اینکه پر‌نور و خشنودکننده‌اند، البته پاسخگوی کلیه تردید ها نیستند و بیشتر نقش بیدار کنندگی و تنبیهی دارا‌هستند؛ در مقابل مجموعه سوم نسبت به بقیه ادله‌ها از اعتبار منطقی بیشتری برخوردارند و شبهاتی که پیرامون دیگر استدلال‌ها مطرح می‌گردد به‌این دلایل خط مش نمی‌یابند.[۲]

در غرب براهین ثابت آفریدگار به هشت مجموعه تقسیم می شوند که عبارتند از: براهین وجودی، براهین دنیا‌شناختی، عامل‌های نهایت‌شناختی، براهین درجات کمال، براهین اجماع عام، براهین اخلاقی، دلیل‌های تجربیات فقاهتی و استدلال‌های عرف پسند.[۳]

استدلال‌های عالم‌شناختی، پیشینه بسیار متعددی دارا‌هستند و از به عبارتی آغاز در سنت حرف اسلامی و فلسفه وجود داشته و دوستداران متعددی نیز دارااست.[مستلزم منبع]

خصوصیت ادله‌های ثابت پروردگار
خصوصیت مشترک عامل‌های ثابت خداوند، کاربرد طریق عقلی برای ثابت خداست؛ روشی که به نظریه بعضی، یک کدام از شایسته ترین طرز‌ها برای ثابت مباحث بنیادی و مهم فقهی میباشد. کلیه این تحلیل‌ها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن بدور و تسلسل می‌باشند. به‌این خواسته، برای فهم و شعور عالی این عامل‌ها، توضیح مختصری از این سه داده می شود.

اصل علیت
مطابق اصل علیت، هر پدیده‌ای که به وجود می آید، نیاز به موجودی داراست که آن را به وجود بیاورد. درین ارتباط، جان دار اولیه را علیل و جان دار دوم را که سبب ساز به وجود وارد شدن جانور دیگری می‌گردد، انگیزه و ارتباط دربین این دو را علّیت می‌نامند.[۴] قضیه این اصل، جان دار عقب افتاده جسمی میباشد خیر مو جود به صورت مطلق.[۵]

مضمون‌ بدور
تصویر به دور بدین شکل میباشد که از جمله به وجود وارد شدن جان دار الف، متوقف میباشد بر بودن مو جود ب. اکنون در صورتی‌که بوجود داخل شدن این مو جود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اولیه مو جود الف بوجود بیاید و به عبارتی سبب ساز بوجود داخل شدن جان دار ب بشود، در این‌حالت، بدور پیش آمده میباشد. ولی این شرایط فقط یک تصویر فرضی میباشد و در دانا بیرون نمی‌تواند متفحص خواهد شد.[۶] تهانوی در تمجید به دور آن را عبارت دانسته از توقف و احتیاج چیزی به دیگری، در چیزی که آن دیگری نیز در به عبارتی چیز متوقف و محتاج به آن میباشد. [۷]

مضمون‌ تسلسل
تسلسل در سلسله علتها چنانچه روی می دهد که در یک زنجیره موجودهایی که با هم ارتباط انگیزه و علیل دارا‌هستند، هر مورد از موجودها را در حیث بگیریم خودش علیل یک علتی باشد که پیش از آن جانور بوده میباشد و این ارتباط تا بی‌غایت نیز به همین شکل میباشد. یعنی هرچه به سمت عقب برویم و هر موجودی را در لحاظ بگیریم، خودش علیل جان دار پیش از خویش و انگیزه جانور بعداز خویش میباشد. در دانا بیرون این وضعیت نمی‌تواند وجود داشته باشد و بالاخره در بین این موجودها، می بایست به موجودی برسیم که خودش دیگر عقب افتاده جسمی نباشد. [۸]

استدلال فطرت
دلیل فطرت درصدد ثابت آفریدگار، از روش وجود فطرت خداجویی در بنیان بشر میباشد.[۹] آورده شده خصوصیت این استدلال، این میباشد که کل بشر‌ها آن را به سیرتکامل‌ای بی آلایش و سوای دشواری شعور می‌نمایند.[۱۰]

تقریرهای گوناگونی از دلیل فطرت اورده شده میباشد. از بینش ملاصدرا، وجود واجب گران قدر امری فطری میباشد؛ چون بشر هنگام مواجهه با حالت هولناک به طبیعت فطری خویش به پروردگار تکیه کرده و از روی غریزه به مسبب الاسباب و آنکه دشواری‌ها را آسوده می‌نماید، روی میاورد؛ هرچند ممکن میباشد بدین رغبت فطری خویش بی‌دقت باشد. این بر وجود معبود حکایت داراست.[۱۱] علامه طباطبایی گفته میباشد آدم هنگام ناامیدی از کارها دنیوی، به خداوند دفاع می برد. این پدیده حتی‌د‌ر اشخاص بی‌اعتقادوباور نیز روی میدهد؛ اما در حالتی که فطرتشان سرکوب نشده باشد. امیدواری و مفاهیمی مانند آن(نظیر محبت، دشمنی و عزم)، در شرایطی که طرف دومین نداشته باشد؛ طلب آرزو و مفاهیمی مانند آن حادثه نمی‌افتد؛ به این ترتیب فطرت آدم علتی رفیعتر از انگیزه‌های دنیوی می‌بیند که رویدادهای دنیوی در آن تاثیری ندارد و آن به عبارتی کمال مطلق و معبود میباشد.[۱۲]

نقل شده در دنیا غرب، یکی‌از براهین ثابت پروردگار، ادله اجماع عام میباشد که محتوای آن شبیه استدلال فطرت میباشد.[۱۳]

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه