درخصوص نقش ایمان و حس مذهبی و تقدیم زیبائیها به آستان معبود در بنای مساجد، بدین نقل اعتنا فرمایید: «...معمار مسلمان در روزگاران قبلی هر زیبائی را که تشریفات ترحیم مشهد در حوالی خود میرویت کرد، آنرا در خور عظمت و جلال خداوند مییافت. عملکرد می کرد تا به هنگام زمان، برای آن در مسجد، جائی گشوده نماید. در بنای بخش اعظمی از مساجد، هنرهای متعدد به هم در آمیخته میباشد. معماری، در توازن اجزاء کوشیده میباشد نگارگری به نقوش و الوان کاشیها دقت نموده است، و خوشنویسی، الواح و کتیبهها را جلوه بخشیده میباشد، شعر، ارشادها و ماده تاریخها را عرضه داشته میباشد و موسیقی هم برای آنکه از سایر هنرها گشوده نماند، در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ، فرصت جلوهگری یافته میباشد. حتی صنعتهای دستی هم برای کامل شدن و تزئین این موسسه الهی به میدان آمدهاند. فرشهای خوب، پردههای با ارزش، قندیلهای گسترده و براق، منبتکاریها و ملیلهدوزیها در کامل شدن زیبائی و عظمت مسجد، نقش خویش را ادا کرده. بهاین سیرتکامل مظاهر متفاوت فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی در طول قرنهای دراز، چنان در بنای مسجد، فرصت ظهور یافته میباشد که امروز، یک مورخ ظریف پرنوردر بین میتواند فقط از رسیدگی در مساجد، تصویر روشنی از فرهنگ وتمدن و تاریخ اقوام مسلمان فقید را پیش دیده خود مجسم نماید.
در حین نسلها و قرنها، در مسافت آفاق متعدد، هنر اسلامی ملجائی تمیزخیس و نمایشگاهی امنخیس از مسجد نداشته میباشد و اشتراک مساعی اقوام و امم متفاوت اسلامی در کامل شدن و تزئین مساجد، با وجود نگهداری خواصهای ملی و محلی، نوعی بیتعلقی را در معماری اسلامی سبب ساز شدهاست که اما با فرهنگ و فرهنگ وتمدن پرتسامح اسلامی مناسبت تک تک داراست و به هر هم اکنون، از مفاخر معنوی مسلمین بشمار میباشد. ولی غیر از مساجد، ابنیه و اثرها بسیار از فرهنگ و تمدن اسلامی باقیمانده میباشد...»
۶.۲ - توافق هنر و پرستش
با دقت به آنچه تا قبل از این نسبت به آسانی مساجد گفتیم و اینکه مساجد، موزه و نمایشگاه وجود ندارد، شاید این سؤال به ذهن بیاید که مرکزیت مسجد برای پرستش بیپیرایه پروردگار، به چه شکل با این هنر آفرینیها توافق داراست؟ بایستی اعلام کرد: عبادت، تجسم عملی نظریه میباشد، نماز هم همچنین. نماز که شعاری از شعائر آئین میباشد، نمودار فرنگی نظریه درونی به اسلام و بندگی معبود میباشد. بنابر این مساجد که معبد میباشد، از عمق بنیان آیین سرچشمه میگیرد و روال کلی آن بایستی با متن مدرسه، ناهمگون نباشد.
بی جهت وجود ندارد که مسجد، «منزل آفریدگار» بحساب آمده میباشد. و بی سبب ساز وجود ندارد که ساختن و آباد کردن «مساجد معبود»، شغل عده ای شمرده گردیده که به پروردگار و روز قیامت، اعتقاد و باور داشته و شغل باتقوا نمایند «انما یعمر مساجد الله...؛[۱۸] پس مسجد، به متن مذهب و نظریه مرتبط میباشد. در واقع، این اسلام خلا که دعوت به تزئین مساجد و ساختن بناهای مرتفع و معماریهای شگفت و پرشکوه بنام مسجد کرد. چراکه با اعتنا به فلسفه وجودی مسجد (منزل خداوند، منزل عبادت و...)، صورت مسجد اسلامی پرنور میباشد. بلکه این هنر بود که مسجد را بعنوان ظرفی مطلوب و قضیهای مستعد برای بروز و تجلی و نمود کشف کردن یافت. و این هنرمندان بودند که روح تفاهمآمیز مدرسه را، در ارتباط با هنر دارای مسئولیت شناختند و به استقبال آن رفتند.
۷ - معماری مسجد
[بازنویسی]
آنچه از مطالب قبلی بدست می آید، اینستکه مسجد در اسلام، بر مبنای آسانی و هجران از تجمل و تزئین پایدار میباشد و عظمت آن در آسانی میباشد. صحت دارد که مساجد، سنگ پایین بنای فرهنگ و تمدن مسلمین میباشد و با آیین نو اسلام، همپا و همجهت پدید آمده و صورت گرفته میباشد، لکن فرهنگ و تمدن مسلمین هم ویژگیهائی داشته و داراست که به بعضا از آنان در مشاجره «مدنیت و معنویت» اشاره شد. این مختصات، در چگونگی و مدل ساختن مساجد هم تاثیر گذارده میباشد.
۷.۱ - مستحبات بنای مسجد
بعنوان نمونه، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف میباشد. مسجد فرستاده نخست اینگونه بود و بعدا بخاطر رویا رویی با ریزش باران یا این که تابش خورشید، بر راز و روی نمازگزاران، سایهبانی از شاخ و برگ نخل زدند. برخی از فقهاء، در ذکر حکمت این استحباب گفتهاند: برای مثال لوازم قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعی دربین نمازگزار و اسمان میباشد. گر چه در بین خداوند و عبد، هیچ چیزی حائل وجود ندارد و معبود کلیه جا حضور داراست، اما طبیعی میباشد که عبادت و دعا در تحت اسمان، با دعای در ذیل سقف فرق داراست و در فضای گشوده و ذیل افق، آدم حس قرب و معنویت بیشتری میکند.
آنچه که در بالا معمول بوده، داشتن حداکثر سایهبان و داربست مانندی همانند یک کپر یا این که چادر بوده میباشد و در طی خلفای بنیامیه و بنیعباس، سقفهای تزیین گردیده پیدا شد، چیزی که گزینه کراهت ائمه (علیهمالسلام) بود و اشاره میکردند که: در صورتیکه قائم ما قیام نماید چنین مساجد را از در بین می برد و در برخی از روایات، بعنوان شماتت از شغل اشخاص عصر آخرالزمان و ذکر اوصاف آن بعد از ظهر، آمده میباشد که: «یبنون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد؛ منزلها میسازند و قصرهای سفت بر پای میداراهستند و مساجد را آرایش و پیرایش میدهند». آنچه که در چنین روایات، با تعبیر و تفسیر «زخرف» اورده شده، مراد، تزئین به طلا جواهرات و جواهرات میباشد، خیر هر تزیین دیگر.
برای مثال مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با دیوار و سقف مسجد میباشد. چراکه مناره برای آن بوده که مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگوید. بطور طبیعی بلند بودن مناره، با دقت به حال و روز منزلهای آن روز -و امروز هم- موجب احاطه داشتن بر منزلهای فضا و در سود، سلب امنیت و آسایش از همسایگان میگردد.
درخصوص نقش ایمان و حس مذهبی و تقدیم زیبائیها به آستان معبود در بنای مساجد، بدین نقل اعتنا فرمایید: «...معمار مسلمان در روزگاران قبلی هر زیبائی را که تشریفات ترحیم مشهد در حوالی خود میرویت کرد، آنرا در خور عظمت و جلال خداوند مییافت. عملکرد می کرد تا به هنگام زمان، برای آن در مسجد، جائی گشوده نماید. در بنای بخش اعظمی از مساجد، هنرهای متعدد به هم در آمیخته میباشد. معماری، در توازن اجزاء کوشیده میباشد نگارگری به نقوش و الوان کاشیها دقت نموده است، و خوشنویسی، الواح و کتیبهها را جلوه بخشیده میباشد، شعر، ارشادها و ماده تاریخها را عرضه داشته میباشد و موسیقی هم برای آنکه از سایر هنرها گشوده نماند، در صدای مؤذن و بانگ قاری و واعظ، فرصت جلوهگری یافته میباشد. حتی صنعتهای دستی هم برای کامل شدن و تزئین این موسسه الهی به میدان آمدهاند. فرشهای خوب، پردههای با ارزش، قندیلهای گسترده و براق، منبتکاریها و ملیلهدوزیها در کامل شدن زیبائی و عظمت مسجد، نقش خویش را ادا کرده. بهاین سیرتکامل مظاهر متفاوت فرهنگ و تمدن و هنر اسلامی در طول قرنهای دراز، چنان در بنای مسجد، فرصت ظهور یافته میباشد که امروز، یک مورخ ظریف پرنوردر بین میتواند فقط از رسیدگی در مساجد، تصویر روشنی از فرهنگ وتمدن و تاریخ اقوام مسلمان فقید را پیش دیده خود مجسم نماید.
در حین نسلها و قرنها، در مسافت آفاق متعدد، هنر اسلامی ملجائی تمیزخیس و نمایشگاهی امنخیس از مسجد نداشته میباشد و اشتراک مساعی اقوام و امم متفاوت اسلامی در کامل شدن و تزئین مساجد، با وجود نگهداری خواصهای ملی و محلی، نوعی بیتعلقی را در معماری اسلامی سبب ساز شدهاست که اما با فرهنگ و فرهنگ وتمدن پرتسامح اسلامی مناسبت تک تک داراست و به هر هم اکنون، از مفاخر معنوی مسلمین بشمار میباشد. ولی غیر از مساجد، ابنیه و اثرها بسیار از فرهنگ و تمدن اسلامی باقیمانده میباشد...»
۶.۲ - توافق هنر و پرستش
با دقت به آنچه تا قبل از این نسبت به آسانی مساجد گفتیم و اینکه مساجد، موزه و نمایشگاه وجود ندارد، شاید این سؤال به ذهن بیاید که مرکزیت مسجد برای پرستش بیپیرایه پروردگار، به چه شکل با این هنر آفرینیها توافق داراست؟ بایستی اعلام کرد: عبادت، تجسم عملی نظریه میباشد، نماز هم همچنین. نماز که شعاری از شعائر آئین میباشد، نمودار فرنگی نظریه درونی به اسلام و بندگی معبود میباشد. بنابر این مساجد که معبد میباشد، از عمق بنیان آیین سرچشمه میگیرد و روال کلی آن بایستی با متن مدرسه، ناهمگون نباشد.
بی جهت وجود ندارد که مسجد، «منزل آفریدگار» بحساب آمده میباشد. و بی سبب ساز وجود ندارد که ساختن و آباد کردن «مساجد معبود»، شغل عده ای شمرده گردیده که به پروردگار و روز قیامت، اعتقاد و باور داشته و شغل باتقوا نمایند «انما یعمر مساجد الله...؛[۱۸] پس مسجد، به متن مذهب و نظریه مرتبط میباشد. در واقع، این اسلام خلا که دعوت به تزئین مساجد و ساختن بناهای مرتفع و معماریهای شگفت و پرشکوه بنام مسجد کرد. چراکه با اعتنا به فلسفه وجودی مسجد (منزل خداوند، منزل عبادت و...)، صورت مسجد اسلامی پرنور میباشد. بلکه این هنر بود که مسجد را بعنوان ظرفی مطلوب و قضیهای مستعد برای بروز و تجلی و نمود کشف کردن یافت. و این هنرمندان بودند که روح تفاهمآمیز مدرسه را، در ارتباط با هنر دارای مسئولیت شناختند و به استقبال آن رفتند.
۷ - معماری مسجد
[بازنویسی]
آنچه از مطالب قبلی بدست می آید، اینستکه مسجد در اسلام، بر مبنای آسانی و هجران از تجمل و تزئین پایدار میباشد و عظمت آن در آسانی میباشد. صحت دارد که مساجد، سنگ پایین بنای فرهنگ و تمدن مسلمین میباشد و با آیین نو اسلام، همپا و همجهت پدید آمده و صورت گرفته میباشد، لکن فرهنگ و تمدن مسلمین هم ویژگیهائی داشته و داراست که به بعضا از آنان در مشاجره «مدنیت و معنویت» اشاره شد. این مختصات، در چگونگی و مدل ساختن مساجد هم تاثیر گذارده میباشد.
۷.۱ - مستحبات بنای مسجد
بعنوان نمونه، از مستحبات مسجد، روباز بودن و نداشتن سقف میباشد. مسجد فرستاده نخست اینگونه بود و بعدا بخاطر رویا رویی با ریزش باران یا این که تابش خورشید، بر راز و روی نمازگزاران، سایهبانی از شاخ و برگ نخل زدند. برخی از فقهاء، در ذکر حکمت این استحباب گفتهاند: برای مثال لوازم قبول نماز و استجابت دعا، نبودن حائل و مانعی دربین نمازگزار و اسمان میباشد. گر چه در بین خداوند و عبد، هیچ چیزی حائل وجود ندارد و معبود کلیه جا حضور داراست، اما طبیعی میباشد که عبادت و دعا در تحت اسمان، با دعای در ذیل سقف فرق داراست و در فضای گشوده و ذیل افق، آدم حس قرب و معنویت بیشتری میکند.
آنچه که در بالا معمول بوده، داشتن حداکثر سایهبان و داربست مانندی همانند یک کپر یا این که چادر بوده میباشد و در طی خلفای بنیامیه و بنیعباس، سقفهای تزیین گردیده پیدا شد، چیزی که گزینه کراهت ائمه (علیهمالسلام) بود و اشاره میکردند که: در صورتیکه قائم ما قیام نماید چنین مساجد را از در بین می برد و در برخی از روایات، بعنوان شماتت از شغل اشخاص عصر آخرالزمان و ذکر اوصاف آن بعد از ظهر، آمده میباشد که: «یبنون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد؛ منزلها میسازند و قصرهای سفت بر پای میداراهستند و مساجد را آرایش و پیرایش میدهند». آنچه که در چنین روایات، با تعبیر و تفسیر «زخرف» اورده شده، مراد، تزئین به طلا جواهرات و جواهرات میباشد، خیر هر تزیین دیگر.
برای مثال مستحبات مسجد، مسطح بودن مناره با دیوار و سقف مسجد میباشد. چراکه مناره برای آن بوده که مؤذن بر فراز آن رفته و اذان بگوید. بطور طبیعی بلند بودن مناره، با دقت به حال و روز منزلهای آن روز -و امروز هم- موجب احاطه داشتن بر منزلهای فضا و در سود، سلب امنیت و آسایش از همسایگان میگردد.

راهنمای کامل برنامهریزی مراسم ترحیم بدون استرس