loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 22
شنبه 10 آذر 1403 زمان : 11:32


هیپوگلیسمی یا این که به عبارتی افت قند خون یک کدام از دلایل شایع سردرد در ماه رمضان میباشد.
سردرد در ماه رمضان را شاید بتوان شایع‌ترین مشکلی دانست که روزه‌داران در‌این عصر آن را تجارب می‌نمایند. تحمل این وضعیت برای اشخاص روزه‌دار بسیار مشقت بار میباشد، زیرا روزه می‌باشند تشریفات ترحیم مشهد و هیچ چیزی، خیر دارو و خیر ماده‌ی غذایی‌ای نمی‌توانند برای رفع سردرد‌های خویش بخورند.

این خلل دلایل مختلفی داراست، البته خوشبختانه فارغ از آنکه نیازی به شکستن روزه باشد میتوانید آن را حل نمائید. در‌این مقاله میخواهیم ببینیم انگیزه سردرد در ماه رمضان چیست و چطور می‌قدرت آن را رفع کرد.

انگیزه سردرد در ماه رمضان
به نقل از روزیاتو، هیپوگلیسمی یا این که به عبارتی افت قند خون یکی‌از دلایل شایع سردرد در ماه رمضان میباشد. به علاوه چنانچه پیش از آغاز روزه در هنگام سحر چیزی بخورید که قند متعددی داشته باشد، این مسأله ممکن میباشد سبب ساز ارتقاء سریع قند خون شما گردد. ولی این موقعیت استوار نمی‌ماند و سطح قند خون خیلی زود افت می‌نماید و همین مسأله ممکن میباشد منجر سردرد گردد.

کاهش یا این که ارتقاء فشار خون هم ممکن میباشد سبب ساز سردرد خواهد شد.

بی آبی تن یکی‌از دلایل اساسی حس سردرد در ماه رمضان به حساب میآید. بیشتر مغز بشر از آب ساخته شده و این اندام به معیار آب جانور در خویش بسیار حساس میباشد. زمانی مغز متوجه کمبود شدید آب می‌گردد، آغاز به ساخت و ساز هیستامین می‌نماید.


این بدان مضمون‌ میباشد که تن به جیره بندی و محافظت آب در خویش روی می آورد تا در شکل ادامه‌ی کمبود آب به مقطع زمان بر، از مغز مراقبت نماید. هیستامین‌ها مستقیماً سبب شم درد و خستگی می گردند، مسأله‌ای که به صورت سردرد و کم شدن انرژی بروز پیدا می‌نماید.

محرومیت از کافئین در طی روزه در عده ای که عادت به نوشیدن هر روزه و زیاد قهوه دارا هستند سبب سردرد میشود.

کمبود خواب هم یک کدام از از سایر از علل سردرد در ماه رمضان به جهت تغییر‌و تحول اپ‌ی خواب میباشد.

رفع سردرد در ماه رمضان
با کاهش مصرف کافئین از یک‌سری هفته پیش از آغاز ماه رمضان اکثر زمان ها می توانید از سردرد‌های ناشی از محرومیت از کافئین در زمان روزه داری پیشگیری نمایید.

در غیر اینصورت، نوشیدن هر روزه‌ی یک فنجان قهوه‌ی غلیظ صحیح پیش از استارت روزه در هنگام سحری میتواند از چنین سردرد‌ها پرهیز نماید، گرچه مصرف آبمیوه‌های کافئین دار به ویژه قهوه در ماه رمضان سفارش نمی شود، زیرا این نوع آب میوه‌ها ادرارآور میباشند و خویش منجر خشک شدن میگردند. پس پیشگیری پیش از استارت ماه رمضان آیتم‌ی بهتری میباشد.

پیش از استارت روزه در هنگام سحر مواد غذایی‌ای که قند پاره ای دارا‌هستند مصرف فرمائید تا به جهت افت ناگهانی قند در طی روز در گیر سردرد نشوید. شاخص گلوکز کربوهیدرات‌ها هم روی سطح قند خون ما تأثیر میگذارد. کربوهیدرات‌هایی که شاخص گلوکز پایینی دارا‌هستند تغییر تحول متعددی در سطح قند خون و انسولین تولید نمیکنند. هر چه شاخص گلوکز ذیل‌خیس باشد، نوسان کمتری را تجارب خواهید کرد.

در مسافت‌ی افطار تا سحر به قدر کافی آب بنوشید تا تن در گیر بی آبی شدید نشود.

خیر میل کردن سحری را از خودکار بیندازید و خیر هنگام افطار پرخوری نمایید. هر دو سبب سردرد خواهند شد.

داشتن خواب و استراحت کافی می تواند از بروز سردرد دوری نماید.

بازدید : 17
پنجشنبه 8 آذر 1403 زمان : 11:40


به رغم سپری شد در حدود 45 سال از احداث فن حمایت کاری اجتماعی در کشور‌ایران و ورود هزاران مددکار سوا التحصیل از دانش گاه های میهن به بازار فعالیت, هنوز مسوولان سیاست گزاری رفاه تشریفات ترحیم مشهد اجتماعی و اپ ریزان سرویس ها اجتماعی, آشنایی ظریف و صدق از این فن ندارند. به همین استدلال, نوعی گسست دربین عمل های مددکاری و سیاست ها و نرم‌افزار های اجتماعی وجود داراست. در‌این نوشته ی علمی, بعداز معرفی فن مددکاری اجتماعی و نقش آن در سرویس ها اجتماعی, فرآیند حل اشتباهات به دست مددکاران توضیح داده گردیده و بعد از آن اصول جامع مددکاری و نقش ابزارها در ارایه سرویس ها مددکاری مطرح گردیده‌است. تالیف کننده در نقطه پايان با ارایه پیشنهاداتی در باره روشهای تعامل دربین مددکاری اجتماعی و سیاست های اجتماعی مشاجره را به نقطه نهایی رسانده میباشد.

بازدید : 24
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 10:07


هجرت تحصیلی و کاری خارج از التحصیلان رغبت آیین و رسانه
سفر تحصیلی و کاری خارج از التحصیلان میل آیین و رسانه، موضوعی غامض با موقعیت و بحران‌های خاص خویش میباشد.

مسافرت تحصیلی:

گزینش مرز و بوم: گزینش میهن مطلوب برای ادامه علم آموزی، اولی گام در تشریفات ترحیم مشهد پروسه سفر تحصیلی میباشد. خارج از التحصیلان میل آئین و رسانه می بایست به‌دنبال کشورهایی باشند که درین حوزه دارنده دانش گاه‌ها و مرکز ها آموزشی دارای اعتبار، اساتید پررنگ و مجال‌های پژوهشی مطلوب باشند.
موقعیت تایید: هر مرز و بوم قانون ها و ضوابط خاص خویش را برای تایید دانشجو ها دربین‌المللی داراست. خارج از التحصیلان رغبت آئین و رسانه می بایست از حالت تایید کالج‌های متبوع خویش، مانند میانگین، سند لهجه، علت طومار و رزومه تحصیلی، اگاهی استحصال نمایند و مدارک مورد نیاز را به موقع و کاملا ارائه دهند.
بورسیه تحصیلی: بورسیه‌های تحصیلی میتوانند به صورت قابل توجهی هزینه‌های علم آموزی در آن سوی مرز را کاهش دهند. سوا التحصیلان رغبت آئین و رسانه بایستی از بورسیه‌های تحصیلی که بوسیله دانش گاه‌ها، دولت‌ها یا این که سازمان‌های غیردولتی ارائه میشود، اگاهی استحصال نمایند و برای اخذ آنان درخواست دهند.
معادلسازی گواهی: بعد از خارج از التحصیلی از دانشکده فرنگی، خارج از التحصیلان رغبت آئین و رسانه می بایست گواهی خویش را در مرزوبوم خویش متساوی سازی نمایند. فرایند معادلسازی سند به وسیله وزارت علم ها، پژوهش ها و فناوری ایفا میگردد.

سفر کاری:

تعیین فعالیت: سوا التحصیلان تمایل آئین و رسانه می بایست با اعتنا به مهارت‌ها، تجارب و علایق خویش، عمل مطلوب در سرزمین مقصد را تعیین نمایند.
نیاز بازار شغل: پیش از هجرت، بایستی از نیاز بازار شغل مرزو بوم مقصد به خارج از التحصیلان رغبت آیین و رسانه استحضار استحصال کرد.

تایید صلاحیت فعالیت: برای عمل در سرزمین مقصد، سوا التحصیلان میل آیین و رسانه بایستی تایید صلاحیت شغل اخذ نمایند. نوع تایید صلاحیت فعالیت بسته به حالت و نوع فعالیت متعدد خواهد بود.
یادگیری لهجه: اشراف به لهجه مرزوبوم مقصد، برای مثال مهم ترین حالت برای جستن عمل مطلوب و توفیق در این مملکت میباشد.

چاپ نوشته‌ی علمی در رغبت آئین و رسانه
چاپ نوشته‌علمی در مجلات علمی دارای اعتبار، به عنوان مثال مهم ترین دستاوردهای پژوهشی در رغبت آئین و رسانه به شمار می‌رود. این دستور خیر صرفا به ارتقای اعتبار علمی شما یاری می‌نماید، بلکه قضیه را برای تبادل حیث و ایده با بقیه متخصصان این حوزه آماده می‌سازد.

درین راهنمای مرحله به مرحله، به پروسه مهم چاپ نوشته ی علمی در رغبت آئین و رسانه می پردازیم:

1. تعیین زمینه:

گزینش زمینه مطلوب برای نوشته‌ی علمی، او‌لین گام در فرایند کتابت آن میباشد. قضیه شما می بایست نو، دیدنی و مرتبط با تمایل آئین و رسانه باشد. همینطور می بایست داده ها و منابع کافی برای مطالعه و تایپ کردن در گزینه آن وجود داشته باشد.

2. پژوهش منابع:

بعد از گزینش قضیه، می بایست به صورت بزرگ در زمینه ی آن تحقیق و رسیدگی نمائید. منابع مختلفی مانند کتاب ها، مقاله‌ها علمی، مقر‌های اطلاعاتی و وبسایت‌های دارای اعتبار میتوانند به شما در گردآوری داده ها ما یحتاج امداد نمایند.

3. کتابت نوشته‌ی علمی:

وقتی که داده ها کافی گردآوری کردید، می بایست نوشته‌ی علمی خویش را به طور منظم و ساختارمند بنویسید. نوشته‌ی علمی شما می بایست دربرگیرنده نصیب‌های متفاوت مانند پیشگفتار، مرور ادبیات، نحوه شناسی، یافته‌ها، گفت و گو و فیض‌گیری باشد.

4. فرمت بندی نوشته‌علمی:

هر روزنامه علمی، مدل و متد فرمت‌بندی خاص خویش را داراست. به این ترتیب، بایستی قبلی از ارسال نوشته‌علمی، آیین نامه‌های نویسندگان خبرنامه گزینه لحاظ را به طور ظریف استیناف و نوشته‌ی‌علمی خویش را مبنی بر با آن فرمت‌بندی نمایید.

5. تعیین خبرنامه:

بعد از فرمت‌بندی نوشته‌ی‌علمی، بایستی خبرنامه علمی مطلوب برای ارسال آن را تعیین نمایید. خبر نامه انتخابی شما بایستی در حوزه آیین و رسانه دارای اعتبار باشد و مخاطبان غرض آن با مورد نوشته‌ی‌علمی شما مرتبط باشند.

6. ارسال نوشته ی علمی:

اکثر مجلات علمی، روند ارسال نوشته‌علمی را به شکل آنلاین جاری ساختن میدهند. براین اساس، می بایست نوشته‌علمی خویش را به یار و همدم مدارک موردنیاز مانند کاغذ تیتر، چکیده و لغت ها کلیدی از طرز سایت خبرنامه ارسال فرمائید.

7. نظارت نوشته‌ی علمی:

بعداز ارسال نوشته‌علمی، آن به وسیله داوران خبرنامه رسیدگی میگردد. داوران به نظارت چگونگی علمی نوشته ی علمی، اصالت و قیمت محتوا، طرز شناسی پژوهش و وضوح نوشته می پردازند.

8. جواب به نظرها داوران:

در صورتی که نوشته‌ی علمی شما نیاز به اصلاح داشته باشد، داوران خبرنامه نظرها و پیشنهادات خویش را برای شما ارسال خواهند کرد. شما می بایست در مهلت معین به این نظرها جواب دهید و اصلاحات موردنیاز را در نوشته‌علمی خویش ایفا دهید.

9. تایید یا این که رد نوشته‌ی علمی:

بعداز تحقیق آخری، روزنامه به شما استحضار خواهد اعطا کرد که نوشته‌علمی شما پذیرفته گردیده میباشد یا این که نه. در شکل تایید، نوشته‌علمی شما در یکی از از شماره‌های آجل خبر نامه منتشر خواهد شد.

بازدید : 66
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 14:28


حالا با اعتنا به اصل سهل گیری در فراگیری های اسلامی، رعایت این اصل در فراگیری مفاهیم فقاهتی به کودک ها از مداقه بیش تری برخوردار‌است؛ چون بنابر آنچه در پژوهش خصوصیت های تشریفات ترحیم مشهد خردسالان ذکر شد، مفاهیم فقهی اموری می‌باشند که با فطرت نوپا سازگارند و نیازی به زور و طاقت فرسا گیری ندارند، مشقت بار گیری وقتی میباشد که آموزه هایی مغایر خواست فطری نوباوه به طوری برای وی رسم و تکرار خواهد شد که آن را فارغ از تامل و تامل بپذیرد. خلال این، مفاهیم و آموزه های فقهی سهل، مسئله های درونی و انگیزشی مایحتاج را برای طفل آماده نموده، او‌را به یادگیری مفاهیم و حقایق شرعی عشق و علاقه مند می سازد. چنان که خشونت و دشوار گیری در مورد فراگیری مفاهیم فقاهتی، نوپا را نسبت به اصل آیین و تعالیم حیات قسمت آن بدبین نموده، اثر ها و پی آمدهای ناگواری در روحیه لطیف وی باقی خواهد گذاشت. براین اساس، رعایت این اصل در یادگرفتن مفاهیم فقهی نوباوه چنان اصلی میباشد که ائمه معصومین علیهم السلام در سخنان نورانی خود پدر و مادر را بدان توصیه نموده اند. بنابر مضمون روایتی از امام راست گو علیه السلام به گزارش پیامبر حیلهّم اسلام صلی الله علیه و آله ، «پدر و مادر کاری را که اعمال آن برای بچه سهل وآسان و معمولی میباشد بپذیرند و آنچه را که انجامش بر او هنگفت و غیر قابل تحمّل میباشد از وی انتظار نداشته باشند.»(23)

اصل تدریج
اصل تدریج و رعایت اقتدار و آمادگی فراگیر از سایر اصول آموختن و تربیت میباشد. آدم از فرصت ولادت تا سنین بزرگسالی بضاعت های جسمی، فرضی و عاطفی یکسانی ندارد و در هر عصر از پرورش با مختصات ویژه آن عصر ظواهر می گردد.

قرآن کریم ومهربان در طی 23 سال به ندرت بر رسول نازل شوید که پروردگار در کریمه 106 از سوره «اسراء» به‌این نکته اشاره می‌فرماید: «وَ قُرآنا فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلَی مُکْث وَ نَزَّلناهَّ تَنزیلاً»؛ و قرآنی که آیاتش را از هم غیروابسته کردیم، تا آن را با اندیشه بر عموم بخوانی؛ و آن را به‌تدریج نازل کردیم.

مفسّران در ذکر علل نزول تدریجی آیه ها قرآن مطالب فراوانی نوشته اند که تحقیق همگی آنها از صبر این نوشته‌ی‌علمی خارج میباشد و در این مکان فقط به بینش علامه طباطبائی اشاره می‌کنیم. به نظریه وی، نزول نشانه‌ها قرآن به‌تدریج به خیال بلوغ و پرورش آمادگی عموم در تلقّی معارف اعتقادی و احکام فرعی و عملی آن میباشد.(24)

خلاصه آن که، قرآن با در حیث داشتن سطح فهم و شعور عموم، به گذر زمان احکام اسلام را ذکر فرموده، به طوری که ادراک و تایید آن برای آن‌ها ممکن باشد. براین اساس، فراگیری مفاهیم فقهی به خردسال ها بایستی تدریجی باشد و آنان‌را به‌تدریج و آهسته آهسته با مفاهیم فقهی آشنا نمود. در تعالیم اسلامی پیشنهاد هایی در این باره وجود دارااست که ما فقط به عنوان کردن یک داستان اکتفا نموده و سود گیری میکنیم.

امام باقر یا این که امام راست گو علیهماالسلام در حدیث مفصلی فراگیری مفاهیم فقاهتی خردسال ها را در سنین گوناگون ذکر فرموده میباشد: «در سه سالگی کلمه و واژه توحید "لااله الاالله" را به بچه بیاموزید، آنگاه او‌را رها نمایید تا به سن سه سال و هفت ماه و بیست روز رسد، آنگاه "محمد فرستاده الله" را به وی خاطر بدهید، بعد تا چهارسالگی او‌را رها سازید و در چهار سالگی صلوات بر محمد را به وی بیاموزید...»(25)

بر این محور، پژوهشگران یاددادن و تربیت با اعتنا به بضاعت های ویژه زمانه کودکی در یاددادن مفاهیم و معارف، رعایت اصل تدریج را مسأله مهمی تلقّی نموده اند که غفلت از آن حاصل جبران ناپذیری به توشه خواهد آورد. درین زمان به آراء تعدادی از آن ها اشاره میکنیم.

به لحاظ پستالوزی (J. H. Pestalozzi 1827 1746)، آموزگار تبارک آموختن و تربیت سوییسی، فراگیری طفل بایستی مبتنی بر فرایند رویش طبیعی آدمی شکل گیرد. برهمین اصل، دست یافتن بچه به مرحله آتی را، سپس برای وی ممکن میداند که مرحله ابتدا را پیموده باشد. او با دقت به اصل تدریج در یادگرفتن سرعت و شتابزدگی را ضرر آور دانسته، می‌گوید: «طبیعت، آمادگی های بلندتر آدمی را همچون گوهری که در صدف نهفته میباشد، در وی نهفته نموده است. در حالتی که صدف را قبل از وقت بشکنید، گوهری ناقص خواهید یافت.»(26) غزالی در کتاب معیار العمل می نویسد: «یک کدام از دیگر از وظایف استاد این میباشد که به قدر درک طلبه حرف گوید و یکباره در تربیت ابتدا، آنان‌را از کارها آشکار به مفاد ظریف، و از ظواهر و علنی به مخفی و خفی منتقل نکند...»(27)

به این ترتیب، یادگرفتن مفاهیم فقهی دارنده فرایند و درجات میباشد و این فرایند و درجات به جهت تفاوت در پرورش استعدادهای شناختی، عاطفی، انگیزشی و نیز تفاوت در مفروضات و تجارب علم آموزان میباشد، به نحوی که نمی اقتدار هر مطلبی را در هر مرحله ای فراگیری بخشید، بلکه مطالب می بایست متناسب با سطح پندار و اقتدار ادراک علم آموزان باشد. از جمله، آموزه های وجود آفریدگار، توحید، معاد و مانند آن‌ها در زمان ابتدایی نمی تواند در پوسته برهان های غامض عقلانی و مفاهیم انتزاعی فراگیری داده شوند، بلکه می بایست با زبانی بی آلایش، دیدنی و سهل ذکر گردند؛ و مفاهیم انتزاعی، براهین فلسفی و منطقی را به زمان هایی موکول کرد که شایستگی مورد نیاز برای شعور آن‌ها در علم آموزان پدیده آمده باشد.

اصل مداومت و استمرار
در مدرسه اسلام، فراگیری امری میباشد مداوم و همیشگی، و مسلمان مدام بایستی در وادی فراگیری و آموزش باشد، همان طور که در حدیث آمده میباشد: «اُطلُب العِلم مِنَ المَهدِ اِلیَ الْلَحْدِ.»

اینگونه اذعان کرد پیغمبر راستگویزگهواره تا گور علم بجوی

استخراج دانش و یادگرفتن فرمان دایمی تلقّی گردیده‌است و علم آموزی دانش از نگاه اسلام مجال معلوم و مشخصی ندارد، چنان که امام درستگو علیه السلام فرمودند: «طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِّ اکنون»(28) و حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «لایُحرِز العِلمَ الا ّمَن یُطیِلُ دَرْسَهُ»؛(29) بر علم و معرفت دست نیابد، مگر هر که در علم آموزی خود مدوامت کند؛ چون که به فرموده آن حضرت، علم و معرفت نقطه پايان نمی پذیرد.(30)

به این ترتیب، همانطور که سپری شد، از حیث اسلام، یادگرفتن مفاهیم و حقایق فقاهتی امری میباشد که می بایست تا نقطه نهایی قدمت استمرار یابد و آدمی ذیل تأثیر آن باشد، لکن زمانه کودکی و نوجوانی را می قدرت روزگار ملازمت و همراهی و مداومت آموزه های فقاهتی از حیث اسلام دانست که بایستی پدر و مادر و مربیان بر این دستور رسیدگی داشته و هدایت کنند. در این مورد صرفا به عنوان کردن یک داستان از امام درست گو علیه السلام بسنده میکنیم که فرمود: «اَلغُلامُ یَلعَبُ سَبْعَ سِنیَن وَ یَتَعلَّم الکتابِ سَبعَ سنِینَ و یَتَعلَّمُ الحَلالَ وَ الَحرام سَبْعَ سِنینَ»(31)؛ نوپا به بازه هفت سال بایستی بازی نماید و به زمان هفت سال می بایست فراگیری قرائت ببیند و به بازه زمانی هفت سال بایستی یاددادن حلال و حرام داده گردد.»

براین اساس، از احادیث اسلامی به کار گیری می گردد که یادگرفتن مفاهیم فقهی در زمان کودکی از مداقه بسیار بالایی برخوردار‌است، در حالتی که آموزه های شرعی در‌این روزگار ایفا نپذیرد، به یادگرفتن در بزرگسالی نمی قدرت آرزو چندانی داشت. همان، عنایت فراگیری آموزه های فقاهتی به نوباوه از سویی و وقت گیر بودن زمان ساختار فرضی و خل وچل کودکی آدم از سوی دیگر، استمرار و مداومت در فراگیری مفاهیم فقاهتی به طفل را می طلبد. از این رو، بایستی به موازات رویش عقلی و دگرگونی خل وچل طفل، مفاهیم اعتقادی را به نوباوه جابجایی بخشید و از عجله و فشار بی آیتم در‌این فرمان دوری نمود.

بازدید : 69
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 11:14


اکثری از اهل تصوّف و عرفان، واژة «شریعت» را در قبال «طریقت» و «واقعیت» گذاشته و تفاسیر گوناگونی از آن ها به‌دست داده‌اند. برخی این سه تعبیروتفسیر را اسم‌های مختلف یا این تشریفات ترحیم مشهد که مراتب طولی یک حقیقت شمرده، بر طلاق‌ناپذیری آنان تأکید می‌ورزند؛ البته طریقه دیگر ـ که اکثری از صوفیان پرآوازه از آن حمایت نموده‌اند ـ هرمورد، شریعت و طریقت را نردبانی بیش نمی‌دانند؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعداز وصال به بام واقعیت، نیازی به نردبان شریعت و طریقت باقی نمی‌ماند.

طرح مسأله
بین منابع معرفت آدمی، کشف و شهود ـ که از شاخصه‌های مهم مدرسه‌های عرفانی میباشد ـ منزلتی بس تعالی دارااست و قادر است بشر را به شناختی بسیار عمیق‌خیس از دور اندیشی‌های حسی و عقلی رهنمون گردد. معارف اصیل اسلامی، هر مورد از این منابع را در موضع حقیقی و واقعی خویش نشانده‌اند و اعطا کرد هیچ‌کدام را از منش بی‌حرمتی به دیگری نستانده‌اند. عرفان نابی که از ادعیه، مناجات‌ و سخنان پیشوایان معصوم به دست میاید، از هرگونه افراط و تفریط دور بوده، سالکان بخش اعظمی را به راز‌خانه غرض رسانده میباشد. با این همگی، دربین مسلمانها ـ همانند رهروان دیگر ادیان ـ مدعیان دروغین عرفان و ادعا‌داران بی‌فایده و ناآگاه نیز فراوان بوده‌اند و کج‌اندیشی‌ها و کجروی‌هایی جبران‌ناپذیر پدید آورده‌اند.
سؤال مهم این نوشته‌علمی بر این مشاجره متمرکز میباشد که عرفان حقیقی و واقعی و حقیقی و واقعی چیست و چه لوازمی داراست؟ بی‌شک اسلام دارنده آدابی ظاهری و احوالی باطنی میباشد. گروهی از اهل دیانت، بر آداب ظاهری تأکید ورزیده و اوضاع و احوال و ملکات باطنی را نادیده گرفته‌اند و بعضی از جویندگان معنویت، عبادت را جز سرویس اخلاق و رفتار ندانسته و بر هر آنچه ظاهری و قشری می‌کند، پشت‌پا زده‌اند. در‌این در میان، معدود نبوده‌اند اشخاصی که ظواهر و درون را کنار هم نشانده و عرفان حقیقی وواقعی را با آیین اصیل آسمانی سازگار یافته‌اند.
بر این مبنا در دنیا اسلام به عارفان مسلمانی بر‌می خوریم که سیر و سلوک معنوی خویش را بر اساس کتاب و سنّت پایدار می‌کردند و فارغ از تعلق به لباس و خانقاه، رویکرد زهدو تقوا و ریاضت را در پیش می‌گرفتند. اینان ـ که بخش اعظمی از وی فقیهانی بودند که بی‌اعتنایی به حلال و حرام شرعی را برنمی‌تابیدند ـ عقل و کشف و شهود را همنشین شایستة وحی می‌ساختند و جز در چارچوب شریعت، نغمه‌ای نمی‌نواختند.
در بعدازظهر حاضر، همگان تبلور این عرفان ناب را در وجود بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی+ چشم و اورا عارفی شریعت‌مدار و فقیهی پرهیزگار یافته‌اند. این عارف تبارک الاهی، برخلاف بعضی صوفیان خانقاهی که واقعیت‌یافتگان را بی‌نیاز از عبادت می‌شمارند، بر این نکته پای می‌فشارد که جز از خط مش شریعت، به طریقت و حقیقتی دست نتوان یافت، و بی‌نیازی از ایفا ظاهری، خیال و خاطر خامی بیش وجود ندارد‌. (موسوی خمینی(امام)، 1406ق: 201)

شریعت و کلمه‌های مقابل آن
شریعت در لغت به‌معنای راهی میباشد در گوشه رودخانه که کسب به آب را سهل می‌سازد و در اصطلاحِ رایج اسلامی، به طور تقریبً با واژة آئین یکسان قلمداد میشود. (ر.ک: تهانوی، 1967: 1/ 761 ـ 759؛ ابن‌خواسته، 1416 ق: 7/ 86؛ دهخدا، 1373: 9/ 12568) گویی هر مورد از ادیان آسمانی راهی میباشد که تشنگان واقعیت و معنویت را به سرچشمه هدایت میرساند.
در قرآن کریم و مهربان میخوانیم: «لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً (مائده(5): 48، ترجمه خرمشاهی)؛ برای هریک از شما روش و روشی مشخص و معلوم داشته‌ایم». در مکان دیگر آمده میباشد: «ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلی‏ شَرِیعَةٍ مِنَ الْأمْرِ؛ (جاثیه(45): 18) بعد تو‌را بهره مند از آبشخوری از فرمان [آئین] ساختیم». اندیشه بیشتر درین آیه ها و آیه‌هایی که کلمه آئین را به‌عمل میگیرند، پر‌نور می‌سازد که آئین در اصطلاح قرآن، عظیم‌خیس از شریعت میباشد و به منزله نهر آبی‌رنگ میباشد که هریک از شرایع آسمانی آبشخوری از آن به‌شمار می روند.
بخش اعظمی از اهل تصوّف و عرفان در کاربردی دیگر، واژه و کلمه شریعت را در قبال طریقت و واقعیت گذارده و تفاسیر گوناگونی از آنان به‌دست داده‌اند. بعضی این سه تعبیروتفسیر را اسم‌های متفاوت یا این که مراتب طولی یک حقیقت شمرده، بر طلاق‌ناپذیری آن ها تأکید می‌ورزند؛ (ر.ک: آملی، 1362: 7 ـ 5؛ شیرازی، بی‌تا: 1/ 56) ولی طریقه دیگر ـ که اکثری از صوفیان پرآوازه از آن مدد نموده‌اند ـ هرمورد از شریعت و طریقت را نردبانی بیش نمی‌دانند؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعد از وصال به بام واقعیت، نیازی به نردبان شریعت و طریقت باقی نمی‌ماند.

بازدید : 37
شنبه 3 آذر 1403 زمان : 11:36


فروش عمده سجاده فرش ماشینی :

یکی روند اساسی در خرید سجاده فرش ماشینی این میباشد که از کجا خرید کنیم ؟
برای خرید گونه های سجاده فرش های ماشینی بایستی با یک راءس خرید و یا این تشریفات ترحیم مشهد که یک کمپانی سازنده آشنا شویم و راجع به اشکال تولیدها تولیدی آن داده ها کافی در یافت نمایید .
شایسته ترین خرید , خرید از راءس فروش سجاده نماز یا این که بعبارتی خرید بدون واسطه از درب سوله های سجاده فرش میباشد .
سوله های تولیدی سجاده فرش با فروش عمده تولیدات خویش در شهر های متفاوت مشتریان متعددی را به خویش جلب نموده است .
خلال خرید بدون واسطه از موسسات تولیدی سجاده فرش خریداران عزیز میتوانند از روش اینترنتی با وبسایت مربوطه به موسسه ها تولیدی سجاده فرش خرید خویش را جاری ساختن دهند .
در تارنما های موسسه ها تولیدی اشکال و اقسام سجاده فرش های ماشینی کیفیت بالا و طرح های گوناگون جانور هستند.

بازدید : 22
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 10:20


در ايـن مـورد، عـلاوه بـر آيـات و روايـات ، عـقـل سـليـم نـيـز حـكـم مـی كـنـد كـه عـالم ، بـر جـاهـل مـقدم میباشد ، بخصوص در يك نظام مكتبی و عقيدتی كه ملّتی عزم می كند حكومتی مبنی بر با عـقـيـده و مكتب خویش داشته باشد.

از نگاه عقل، فردی كه می‌خواهد زمامداری آن حكومت را به ذمه گـيـرد، بـايـد از بـيـنـش وسـيـع و عـلم كـافـی نـسـبـت بـه احـكـام و مـقـررات و اصـول آن مكتب بهره مند باشد. اينك به بعضا از آيات و رواياتی كه بيانگر بایستگی اين شرط اساسی میباشد ، اشاره می كنيم . قرآن كريم می فرمايد:

((قُلْ هَلْ يَسْتَوِی الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ اِنَّما يَتَذَكَّرُ اُولُتبارکَْلْبابِ))
بـگـو آيـا آنها كه تدبیر دارا هستند با آن ها كه ناآگاهند برابرند؟ فارغ از شك فقط اشخاص تشریفات ترحیم مشهد خردمند، متذكر ومتوجه میشوند.

حضرت علی (ع ) فرمود:

((اَيُّهَا النّاسُ اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِهذَا الاَْمْرِ اَقْواهُمْ عَلَيْهِ وَ اَعْلَمُهُمْ بِاَمْرِاللّهِ فيهِ))
ای مـردم ! سزاوارترين عموم به فرمان خلافت ، تواناترين آن ها به آن و داناترين آن ها نسبت به دستورها آفریدگار درامور مرتبط با خلافت میباشد .

نبی آفریدگار(ص ) فرمود:

((ما وَلَّتْ اُمَّةٌ قَطُّ اَمْرَها رَجُلاً وَ فِيهِمْ اَعْلَمُ مِنْهُ اِلاّ لَمْ يَزَلْ اَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفالاً حَتّی يَرْجِعُوا اِلی ما تَرَكُوا))

هـرگـز امـّتـی كـار خـود رابه مردی كه داناتر از وی در بين آنان وجود دارااست واگذار نكرده ، مگر آنـكـه پـيـوسته كار آنها رو به پستی و عقب ماندگی رفته میباشد تا سپس كه گشوده گردند به آنچه (ترجيح داناتر) كه ترك كرده بودند.

حضرت علی (ع ) درحديثی صفات امام را به تفصيل بيان كرده ، چنين فرمود:
((امـا آنـچـه مـربـوط بـه صـفـات ذاتـی امـام اسـت ، ايـنكه امام واجب میباشد زاهدترين ، داناترين ، شجاعترين و باكرامت ترين عموم بوده و دارنده فضايل ديگری كه نظير آنهاست باشد... و در‌حالتی که امـام بـه تـمـام واجـبـات الهـی عـالم نـبـاشـد، واجـبـات را تـحـريـف مـی كـنـد، پـس حـرام را حـلال مـی كـنـد و بـطـور قـهری هم خویش و هم ديگران را گم راه می سازد...

و شرط دوم اينكه امام بـايـد دانـاتـريـن عموم به حلال آفریدگار و حرام وی و اقسام گوناگون احكام الهی و باید ها و نباید ها وی و هر آنچه كه عموم به آن نيازمندند بوده و خویش از ديگران بی نياز باشد.))

از روايـت يـاد شـده اسـتـفـاده مـی شـود كه دانش و فقاهت در دين ، بلكه اعلميّت در احكام آفریدگار يكی از شرايط ضروری امامت است، و با تعميم ملاك ، لزوم اين شرط را برای رهبری و نيابت از امام در بعدازظهر غيبت نيز می اقتدار به کار گرفت.

عدل و داد

در بـحـثـهـای مـربوط به نبوت و امامت اين نكته به ثابت رسيده كه پيامبر و امام ، بايد ازمقام ((عـصـمت )) بهره مند باشند. از آنجا كه در طی غيبت امام دسترسی به ((معصوم )) ممكن نيست ، حـكـومـت اسـلامـی بـايـد بـه شـخـصـی واگذار خواهد شد كه در مرتبه پائين خیس از جایگاه طهارت كبرای مـعـصـومـيـن (ع ) از بـالاتـريـن مـرتبه صيانت نفس ، مخالفت هوا و پيروی از دستور مولا منتفع باشد و اين به عبارتی شرط عدل و داد برای حاكم اسلامی میباشد كه درتعريف آن چنين گفته اند:

عـدالت ، مـلكـه و حـالت نـفـسانی میباشد كه موجب زهد و تقوا و صيانت نفس میشود، بطوری كه فرد عادل را از ارتكاب گناهان كبيره و پافشاری برگناهان صغيره ، گشوده می‌دارد و نيز بازدارنده ارتكاب اعـمـالی مـی شـود كـه از نـظـر عـرفـی بـر بـی مـبـالاتـی و بـی تـفـاوتـی فـرد، دلالت داراست.

شـرط بـودن عـدالت بـرای رهـبـر و حـاكـم اسـلامـی ، يـكـی از مـسـائل بـديـهـی در نـظـر فـقـهـای شـيـعـه و بـسـيـاری از دانـشـمـنـدان اهـل سـنـت اسـت كـه ضمن آيات و روايات ، عقل سليم نيز بر لزوم آن تاءكيد دارااست، زيرا سـپـردن زمـام کارها مسلمانها به دست فردی كه توانايی خويشتن داری در قبال گناه و ستم نـدارد و مـمـكـن اسـت دسـت بـه هـركـار زشـت و نـاپـسـنـدی بـزنـد، از نـظـر عقل نيز مردود و محكوم میباشد . قرآن كريم می فرمايد:

1ـ (( وَاِذِابـْتـَلی اِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّقالَ اِنّی جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتی قالَ لا يَنالُ عَهْدِی الظّالِمينَ))

و آن گـاه كـه ابـراهيم را پروردگارش با كلماتی آزمايش كرد، پس ابراهيم آن ها را به پايان رساند. پروردگارش اظهار کرد : اینجانب تورا برای عموم امام قرار دادم . (ابراهيم ) ذکر کرد و از فرزندانم نيز؟ (پروردگارش ) اذعان کرد : قسم اینجانب به ستمكاران نخواهد رسيد.

اين آيه دلالت می كند كه امامت و رهبری ، عهدی الهی میباشد كه به ستمگر نمی‌رسد.

2ـ ((وَلا تَرْكَنُوا اِلَی الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النّارُ))
وهرگز به ستمگران تكيه نكنيد كه حریق شما‌را فراخواهد گرفت .

عـلی بـن ابـراهـيم در تفسير اين آيه نقل كرده كه امام (ع ) فرمود: ((تكيه بر ظالمين ، دوستی ، نصيحت و رهبری ظالمين را پذيرفتن میباشد .))

امام باقر (ع ) فرمود: آفریدگار تبارك و تبارک فرموده میباشد :
((لاَُعـَذِّبـَنَّ كـُلَّ رَعـِيَّةٍ فـِی الاِْسْلامِ دانَتْ بِوِلايَةِ كُلِّ اِمامٍ جائِرٍ لَيْسَ مِنَ اللّهِ وَ اِنْ كانَتِ الرَّعِيَّةُ فی اَعْمتاعِها بَرَّةً تَقِيَّةً))

هـر رعـيـتی را كه در اسلام به ولايت امام ستمگری كه از جانب معبود نيست ، نزديك گردد به تحقيق عذاب خواهم كرد در حالتی‌که چه آن رعيت در اجرا خویش نيكوكار و پرهيز كار باشد.

امـام حـسـيـن (ع ) در نـامـه ای كـه هـنـگـام اعـزام مـسـلم بـن عقيل به كوفه نوشت ، صفات حاكم مسلمان ها را اين سیرتکامل بيان فرمود:

(( فـَلَعـَمـْری مـَاالاِْمـامُ اِلا الْحـاكـِمُ بـِالْكـِتـابِ، اَلْقائِمُ بِالْقِسْطِ، اَلدّايِنُ بِدينِ الْحَقِّ،اَلْحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذاتِ اللّهِ))

بـه جـان خـودم سـوگـند ! پيشوای جامعه جز آن كس كه بر طبق كتاب خداوند حكم كند و به قسط قيام نمايد و متديّن به دين معبود باشد و نفسش را وقف ذات حق كند، نيست .

بـنـابراين ، شرط عدل و داد در بالاترين مرتبه آن ، يكی از شرايط عمده و اصلی حاكم اسلامی بوده و هر سیرتکامل پيروی از حكام ستمگر، حرام میباشد. از روايات به کارگیری می گردد كه رهبر و البتهّ امـر مـسـلمـانـان بـايـد از بـعـضـی صـفـات رذيـله ، هـمـچـون بـخـل ، حـرص ، طـمـع ، سـازشـكـاری و هـر صـفـت نـاپـسـنـد ديـگـری كـه بـا عـدالت كامل منافات دارااست، پاك و تمیز باشد. حضرت علی (ع ) فرمود:

((وَ قـَدْ عـَلِمـْتـُمْ اَنَّهُ لا يَنْبَغی اَنْ يَكُونَ الْوالِیَ عَلَی الْفُرُوجِ وَالدِّماءِ وَالْمَغانِمِ وَ الاَْحْكامِ وَاِمامَةِ الْمـُسـْلِمـيـنَ اَلْبـَخـيـلَ فـَتـَكـُونَ فـی اَمـْوالِهـِمْ نـَهْتُهُ وَ لاَالْجاهِلَ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ وَ لاَ الْجافِیَ فـَيـَقـْطـَعـَهـُمْ بـِجـَفـائِهِ وَ لاَالْخائِفَ لِلدُّوَلِ فَيَتَّخِذَ قَوْماً دُونَ قَوْمٍ وَ لاَ الْمُرتَشی فِی الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ وَ يَقِفَ بِهَادُونَ الْمَقاطِعِ وَ لاَالْمُعَطِّلِ لِلسُّنَةِ فَيُهْلِكَ الاُْمَّةَ))

وشـمـا بـخـوبـی مـی دانـيـد كـه جـايـز نـيـسـت بـرای كـسـی كـه حـاكـم بـر نـامـوس و جـان و مـال مـردم بـوده و امـوال عـمـومـی واحـكـام و رهـبـری آنـان را در دسـت دارااست، ((بـخـيـل )) بـاشـد كـه در آن صـورت بـه امـوال آنـان آزمـنـد مـی گـردد، و نـه ((نـاآگـاه و جـاهـل )) كه با نا‌آگاهی خویش آنها‌را به گمراهی می كشاند، و خیر ((جفاكار)) كه با جفای خويش ، رابـطـه خـود را بـا آنـان مـی گـسـلد، ونـه ((حـيـف و مـيـل كـنـنـده امـوال )) كـه در آن شکل مجموعه ای را به خویش نزديك كرده و تیم ديگری را طرد می كند ونه ((رشـوه خـوار در قـضاوت )) كه دستمزد را پايمال كرده و حق را در غير درجه آن نگه میدارد، و خیر ((تعطيل كننده سنّت )) كه امت را به سوی هلاكت سوق میدهد.

بازدید : 19
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 12:03


تراویح عبارت میباشد از نمازهایى که در شبهاى ماه رمضان بعداز نماز عشا، بوسیله برادران اهل سنت به جماعت خوانده مى‌گردد. این نماز از حیث هیچ یک از مذهبها اسلامى فرض وجود ندارد بلکه از لحاظ شافعیه و حنفیه و حنابله سنت مؤکد میباشد و قرائت آن به جماعت نیز سنت مى‌باشد ولى از حیث مالکیه مستحب مؤکد میباشد و برگزاری آن به جماعت مستحب مى‌باشد. [1] اکثر اهل سنّت در هر شب ماه رمضان20 رکعت تراویح مى‌خوانند که تشریفات ترحیم مشهد جمعاً در طی ماه 600 رکعت مى‌گردد. امّا از حیث شیعه، نمازهاى نافله منحصر به فرد شبهاى ماه رمضان، 1000 رکعت میباشد، بدین ترتیب که در هر شب 20 رکعت خوانده مى‌خواهد شد و در 10 شب پایان 10 رکعت اضافه مى‌خواهد شد و به 30 رکعت مى‌برسد و در شبهاى 19 و 21 و 23 که احتمال قدر در هریک از آنان وجود دارااست هر شب 100 رکعت دیگر اضافه مى‌گردد که آحاد رکعات به 1000 رکعت مى‌برسد. از دید شیعه این نمازها مستحب میباشد ولى واژه و کلمه تراویح را درباره آن‌ها به شغل نمى‌موفقیت، قرائت آن را به جماعت روا ندانسته و بدعت مى‌شمارد چون شیعه اعتقاد دارد که تنها نمازهاى فرض و نماز استسقا را مى‌قدرت به جماعت خواند و نیز این نظر را دارد که نمازهاى نافله ویژه شبهاى رمضان در حین پیامبر ‌اکرم ‌صلى الله علیه وآله وسلم نیز به طور فرادا خوانده مى‌گردیده و این نحوه تا فرصت خلیفه دوم ادامه داشته میباشد تا این که شبى خلیفه وارد مسجد گردیده و مى‌بیند هر کسى در کناره‌اى درگیر نماز میباشد، فرمان مى‌دهد که یکى امام گردیده و سایر به وی اقتدا کنند و از آن پس بود که تراویح به طور جماعت خوانده گردیده است. [2] در شرایطی‌که نماز تراویح رخنه‌ خواهد شد هیچ ضررى به روزه نمى‌ خورد. از نگاه مذهبها اربعه اهل سنت، تراویح ارتباطى به روزه پیدا نمى‌نماید یعنى هیچ‌ یک از فقهاى اهل سنت نگفته ‌میباشد که درستی روزه منوط به تلاوت تراویح در شب میباشد. براین اساس در صورتیکه کسى تراویح را نخواند روزه وی درست میباشد و تراویحى را که نخوانده میباشد قضا هم ندارد چون هرمورد از عبادات براى خویش، حکمى غیروابسته دارااست

بازدید : 13
سه شنبه 29 آبان 1403 زمان : 11:18


بهاء الدین محمدابن‏ حسین عاملی معروف به روحانی بهایی، از پژوهشگران و علمای گرانقدر سده دهم و یازدهم جمهوری اسلامی ایران هست. بهاءالدین محمد در سال 953 هجری قمری در بعلبک لبنان متولد شد. پدرش، عزالدین حسین از پیشوایان و مشایخ مشهور شیعه و از شاگردان شهید ثانی بود که بعد از کشته شدن شهید تشریفات ترحیم مشهد ثانی به دست متعصبان سنی مذهب، یاروهمدم فرزندش بهاء الدین 13 ساله، جلای وطن کرده و راهی دربار بلندمرتبه ترین حکومت شیعی مذهب دانا آن روز یعنی دربارصفویه شد. آن ها شروع مستقر اصفهان و بعد از آن راهی قزوین که در آن زمان پایتخت حکومت صفویه و محل گردهمایی محققان شیعه بود، شدند. روضه خوان بهایی در قزوین، تحصیل خود را استارت در مکتب پدر و بعد از آن نزد اساتید تبارک آن شهر در رشته های حکمت و حرف، ریاضی، طب و... تکمیل کرد و بعداز درگذشت پدرش در راه بازگشت از مهاجرت حج، (بنا بر بعضا روایات)، از سوی پاد شاه طهماسب به سمت شیخ الاسلامی هرات منصوب شد و با درگذشت روحانی علی منشار، شیخ الاسلام پر اسم و رسم دربار صفویه، از سوی فرمانروا عباس، عهده دار مقام شیخ الاسلامی و امور فقهی اصفهان شد. اما نزدیکی او به دربار صفوی و برعهده داشتن مسوولیت های سخت مذهبی و سیاسی هیچ وقت مانع دقت او نسبت به سایر علوم و استحصال دانش و همچنین تربیت شاگردان برجسته و تایپ کردن رسایل و کتب گران بها علمی و فقاهتی و کلامی نشد.

از روضه خوان بهایی حدود 95 کتاب و رساله بر جای باقی‌مانده و به پاس خدماتش به علم ستاره شناسی، یونسکو سال 2009 را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد. روضه خوان بهایی در سال هزار خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او‌را به مشهد بردند و در جوار بقاع علی ابن موسی الرضا(ع) جنب موزه آستان قدس دفن کردند.

بازدید : 64
يکشنبه 27 آبان 1403 زمان : 9:59


چیزی که آدم آن را به قصد نزدیکی[۱] از مالش بیرون می‌نماید مانند زکات که بشر از متاع خویش در رویکرد معبود میدهد را صدقه گویند؛ اما در واقع، صدقه هم مشتمل بر واجب میگردد و تشریفات ترحیم مشهد هم مستحب. [۲] لیکن در محاورات عوام مردم معمولاً به معنای مستحب آن بکار می‌رود.

۲ - معرفی اجمالی
[بازنویسی]
علامه بزرگوار ابن فهد برای صدقه پنج پیمان ذکر نموده است: صدقه در فرآورده، در جاه، در عقل، در گویش، ‌در دانش. [۳]
صدقه در جنس، معین میباشد و ولی در جاه: تصورش بدین میباشد که برای دیگری در رویه خداوند شفاعت نماید، و در عقل: در مشورت کردن یاری کند، و در گویش: ‌در بین عموم به اصطلاح برخیزد، و در دانش: پر‌نور‌گر اذهان عموم گردد. و می بایست متوجه بود که صدقه در محصول، صرفا پنج ریال یا این که یک تومان دادن به حاجتمند و مسکین وجود ندارد، بلکه جامعه از این فرآورده یا این که به نحو وجوب و یا این که بطور استحباب، حقی داراست؛ بدین ترتیب از این اموال، فرد مسلمان می بایست جامعه را منفعت‌مند سازد، کتاب‌های فقهی چاپ کرده، در دسترس قرار دهد، کتابخانه، بیمار ستان، زایشگاه، پل، جاده، و گرمابه بسازد و صدها دستور دیگر که در سرویس بندگان خداوند قرار میگیرد، ایفا دهد.

۳ - معنای بینوا و مسکین
[بازنویسی]
بینوا: کسی میباشد که محتاج میباشد، البته سؤال (درخواست) نمی‌نماید، البته مسکین؛ کسی میباشد که سؤال می‌کند و بر این مفهوم از امام باقر (علیه‌السّلام) روایتی نقل شد‌ه‌است. «الفَقیرُ الّذی لایساَلُ النّاسُ وَ المسکینُ الّذی یَساَلُ.» [۴]
و آیه مبارکه: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ اُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ اِلْحافاً؛ [۵] برای فقراء: آن اشخاصی که در شیوه پروردگار دستگیر گردیده‌اند، توان سیر در زمین را ندارند، ابله آنان را از جهت عفیف بودنشان، ثروتمند میپندارند، ‌تو آنها را به سیما میشناسی، از عموم در وضعیت الحاح سؤال نمی کنند.» پر‌نور‌گر این مدعاست.» در صدقه مستحبی حاجتمند بودن گیرنده آن شرط وجود ندارد؛ [۶] و حاجتمند فقاهتی کسی میباشد که هزینه های سال خویش و افرادی که ذمه ‌دار خرج آنها میباشد را به‌نحوی‌که لایق آنان میباشد، خیر موقتیً و خیر تدریجاً ندارد، و مسکین کسی میباشد که موقعیت وی بدتر از حاجتمند میباشد. [۷]

۴ - اقسام صدقه
[دستکاری]
همانطوری که سپری شد، صدقه دارنده مفهوم عامی میباشد که هم دربرگیرنده واجبات مانند زکات گردد و هم صدقات مستحبی را میگیرد، براین اساس بی‌تناسب وجود ندارد که بطور اختصار درباره عهد و پیمان نخستین هم بطور خلاصه بحثی خواهد شد.

۴.۱ - صدقه واجب
زکات یک کدام از فروع آئین و از ضروریات اسلام میباشد و منکر آن کافر و نجس میباشد و در اکثر آیه ها قرآن هر کجا نامی از نماز برده گردیده، از زکات هم نامی برده گردیده و فقهای اسلام، در کتاب ها شرعیّه خویش، یک فصل منحصربه‌فرد زکات و بعضا یک جلد درباره آن نوشته‌اند. [۸]

۴.۱.۱ - روایت ثعلبه انصاری
فردی بنام ثعلبه انصاری سرویس نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شرفیاب شد، عرضه داشت: از معبود بخواه بمن گنج متعددی مرحمت نماید! حضرت فرمود: صلاح وجود ندارد، گمراه خواهی شد، قسم و سوگند به آنکه جانم در قبضه توان اوست، در‌حالتی که عزم نمایم که تک تک کوه‌های جهان طلا و جواهرات و نقره خواهد شد، گردد.
ثعلبه رفت و توشه دیگر آمد، عهدوپیمان خورد و ذکر کرد: در صورتی‌که آفریدگار روزیم نماید، کل حقوق و دستمزد الهی و حقوق و دستمزد همسایگان و مستمندان را میپردازم، حضرت دعا کرده و آن‌قدر گوسفندان وی زیاد شوید که در شهر نتوانست مراقبت نماید. هنگامی که تهیدست بود، پیوسته در جماعت‌ها حاضر بود، البته زمانی گنج وی رو به ارتقا یافت، معدود‌معدود حضور وی در جماعت‌ها معدود شد، تا بجایی رسید که بطور کلی جدا کرد. سرویس حضرت تفصیل حالا اورا گفتند، فرمود: وای بحال ثعلبه! طولی نکشید که آیه زکات آمد، سرور کائنات برای تصاحب کردن مالیات اسلامی (زکات) به سوی وی افسر ارسال کرد، در جواب افسر ذکر کرد: ‌این یا این که جزیه میباشد یا این که مشابه به آن، از سایرافراد بگیرید تا دفعه اینجانب گردد.
پس از آنکه از سایرافراد مالیات گرفتند، نزد وی آمدند. سخن خویش را تکرار کرد، بعد اعلام‌کرد: بروید تا اینجانب درباره آن فکری کنم مامورین حضور رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسیدند و جریان را بعرض آن حضرت رسانیدند، فرمود: ‌وای بحال ثعلبه! چیزی نگذشت که آیه نازل شد که: برخی از عموم باایمان عهد و پیمان کردند که چنانچه آفریدگار از ادب خویش ثروتی به ما اهمیت نماید، زکاتش را میدهیم و از نیکوکاران خوا هیم بود و زیرا معبود از فضلش به آنان عطا کرد، به آن بخل ورزیده و پشت نمودند و درحال حاضر آنکه آن ها روگردانند؛ [۹] وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ.» زیرا ثعلبه از قضیه با خبر شوید، نزد حضرت رفت، اورا نپذیرفت. بعداز رحلت آن سرور نزد خلفاء ثلاثه رفت، آنان هم راهش نداند و در حالا شرک و نفاق از جهان رفت. [۱۰][۱۱]
بله، رخنه‌ واجب گاهی از شرک و ارتداد راز در میاورد، بایستی کوشید اوامر الهی را موبمو فعالیت کرد و هیچ تنبلی و سستی علامت نداده و محبت متاع را بایستی از دل بر کنار کرد، نکند بگونه‌ای باشد که نماز بخواند، حج برود، یا این که احیاناً روزه بگیرد، ولی به زکات که می رسد، شکاف نماید که قابلیت و امکان داراست به سرانجام ثعلبه‌ها مبتلا خواهد شد و در شدت و رنج آن، همین بس که فرستاده اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آن را شرک به آفریدگار به اکانت آورده میباشد. [۱۲]

۴.۱.۲ - زکات پل اسلام
و از علی بن ابیطالب (علیه‌السّلام)، قصه گردیده که فرمود: بر شما باد به زکات؛ چون از فرستاده شما شنیدم که می‌فرمود: زکات پل اسلام میباشد پس کسی که آن را بپردازد، از پل قبل و کسی که نپردازد، ‌در تحت آن محبوس گردد. زکات خشم آفریدگار را خموشی می‌کند. «علَیکم بالزّکوةِ فَانّی سمعتُ پیامبرّمعدود یقول: الزکوةُ قَنْطَرَةُ الاسلامِ فَمَن اَداها جازَ القَنطرةَ وَ مَنْ مَنَعَها احتُبِسَ دونَها وَ هی تُطفی غضَبَ الرَّبَّ.» [۱۳]
زکات چنان‌که در رساله‌های عملیّه مذکور، بر خیر چیز واجب می‌گردد: گندم، جو، ‌کشمش، رطب، طلا و جواهرات، نقره، ‌شتر، گاو و گوسفند.

۴.۲ - صدقه مستحبی
برای مداقه و عظمت صدقات مستحبی خوبست در آغاز به حالات انبیاء و ائمه (علیهم‌السّلام) بلکه به حالات بقیه مؤمنین و اشخاص خیّر و محسن، حیث افکند که چه‌گونه از جنس خویش، در رویکرد آفریدگار منفعت‌مند گردیده؟ و توسط آن چه سرویس‌هایی به دنیا اسلام و مسلمین نموده‌اند.

۴.۲.۱ - صدقه در احادیث
احادیث در فضیلت صدقه بسیارند و در تشویق بر آن مخصوصاً در وقت‌های خاصی مانند آدینه و عرفه و ماه رمضان و بر طوایف مخصوصی مانند اهل یک محل‌ها و ارحام وارداتی میباشد، حتی‌د‌ر حدیث وارداتی میباشد: «صدقه به بقیه افراد جایز وجود ندارد درحالی‌که خویشاوند محتاج باشد.»[۱۴] که برای مثال به برخی از آنها میپردازیم: از حضرت فرستاده (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و سلم میباشد که: «به‌صحت خدایی که غیر از وی خدایی وجود ندارد، هرآینه با صدقه، بیماری و ورم و حریق‌سوزی و غرق شدن و ویرانی و دیوانگی- و هفتاد باب از بدی را شمرد- دفع می‌نماید.» و وارداتی میباشد که: «استارت در روز با صدقه، نحوست روز، و استارت شب با آن، نحوست شب را دفع می‌نماید.» و «صدقه در شب غضب ربّ را خموشی می‌نماید و گناه گران قدر را نابود می‌کند و اکانت را سهل می‌نماید. و صدقه در روز، جنس و قدمت را زیاد می‌نماید». و «بر شیطان چیزی هنگفت ‌خیس از صدقه بر مؤمن وجود ندارد و صدقه پیش از آن‌که به دست عبد و بنده رسد، به دست خدای متعال میرسد.» [۱۵] علی (علیه‌السّلام) فرمود: هر کس به عوض و بدل اطمینان نماید، بهتر رحمت کند. «مَن ایقَنَ بِالخَلفِ جادَ بالعطیّة.» [۱۶]
و نیز فرموده: خوشا به درحال حاضر هر که متعددی مالش را انفاق نماید و از متعددی گفتارش دوری کند. «طوبی لمَن انْفَقَ الفَضلَ مِن جنسِهِ و اَمسَکَ الفَضلَ‌ مِن حرفِهِ.» [۱۷]
امام باقر از علی بن ابیطالب (علیهما‌السّلام) نقل میفرماید که: آن حضرت فرمود: روزی یک دینار انفاق کردم، پیامبر پروردگار (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به اینجانب فرمود: آیا نمی‌دانی که صدقه مؤمن از دستش خارج نمی‌رود، تا آنکه از دهن هفتاد شیطان آزاد شود (همگی گویند: نده!) و در مشت سائل قرار نگیرد، تا در آغاز در مشت خدای تعالی قرار گیرد، آیا پروردگار اینگونه آیه‌ای نفرموده: آیا ندانسته‌اند که آفریدگار اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می گیرد. «اَما علمت اَنَّ صَدَقةَ المُؤمن لاتخرج اینجانب یدهِ حَتی یٌفَکَّ ارزش عَنْ لُحِی سَبْعینَ شیطاناً و ما یَقَعُ فی یَدِ السّائلِ حَتی یقَعَ فی یَدِ الرَّبَّ بزرگَ و بلندمرتبه اَلم یقل هذه الآیةَ: المْ یَعلَمُوا اّنَّ الله هو یَپیشینُ عنَ عبادهِ و یاخُذًُ الصّدقاتِ؛ [۱۸][۱۹]
وقتی‌ که امام باقر (علیه‌السّلام) بابا بزرگوارش را غسل می‌اعطا کرد، اشخاص متوجه پینه‌های دست و پا و پیشانی امام زین‌العابدین (علیه‌السّلام) بودند که در تاثیر سجده بسیار پینه بسته بود، البته در پشت کتف نیز تاثیر پینه‌ای دیدند، از امام باقر (علیه‌السّلام) پرسیدند: این تاثیر چیست؟ حضرت فرمود: در صورتی‌که پس از حیات پدرم خلا، نمی‌گفتم. روزی بر وی نمی‌سپری شد مگر آنکه یک کدام از یا این که بیشتر از بینوایان را سیر می کرد شب که میشد، انبان خویش را مالامال میکرد و هنگامی چشم‌ها بخواب می رفت، به در منزل‌ تنگدستان آبرومند رفته، فی مابین آن ها تقسیم می‌فرمود، و آن ها نمی‌دانستند که آورنده خوراک که می باشد؟ [۲۰] صدقات پیمبر و آل وی (علیهم‌السّلام) آن قدر زیاد میباشد که خویش مستلزم به کتاب مستقلی میباشد و علامه بزرگوار، مجلسی (رضوان‌الله‌علیه)‌ در بحار، یک باب منحصر به فرد برای آن گشوده کرده است.

تعداد صفحات : 49

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 491
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه