عاملهای ثابت خداوند ادلههایی برای ثابت وجود آفریدگار با نحوه تشریفات ترحیم مشهد عقلی میباشند. اعتقادوباور به وجود آفریدگار، مهمترین نظریه فقاهتی نزد رهروان ادیان الهی به شمار میاید. به همین عامل، در عصرهای متفاوت، اندیشمندان در عملکرد بودهاند تا شکلبندی مناسبی برای برهانهای ثابت پروردگار ارائه نمایند. سود این همتها، پدید وارد شدن دلیلهای متفاوت برای ثابت وجود پروردگار در سنتهای متفاوت فکری میباشد. برخی از این دلیلها که در سنت کلامی و فلسفی اسلام آیتم دقت قرار گرفتهاند، به این قرار میباشد: دلیل حدوث، استدلال تکان، عامل قابلیت و وجوب، عامل صدیقین و دلیل نظم، استدلال علیت، استدلال اعجاز، ادله باطل عزائم، ادله وجودی و ادله اخلاقی.
خصوصیت مشترک عاملهای ثابت خداوند، کاربرد شیوه عقلی در آنهاست. بیشتر این تحلیلها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل می باشند.
اقسام ادلههای ثابت معبود
متفکران برای ثابت وجود خداوند استدلالهای متنوعی اقامه کردهاند و تقسیمبندیهای متفاوتی نیز از آنها ارائه شدهاست. محمدتقی مصباح یزدی، براهین ثابت پروردگار را در یک تقسیمبندی کلی به سه نوع تقسیم نموده است:
ادلههایی که از خط مش مشاهده اثرها و آیه ها الهی در دنیا اقامه می گردد همانند عامل نظم که در آن از رویه هماهنگی و تناسب پدیدهها و وجود طرح و مقصود و دانایی حکیمانه، ناظم حکیم و مدبر علیم برای عالم ثابت میگردد.
دلایلی که از منش نیازمندی عالم، وجود خدای بینیاز را ثابت مینمایند مانند ادله حدوث و استدلال جنبش که از خط مش مسبوق بودن پدیدهها به فنا یا این که نیازمندی جنبش به مُحرِّک، نیازمندی ذاتی آنهارا ثابت و خدای بینیاز و مُحَرِّک بی تکان را ثابت مینمایند. این دلایل برای ثابت خداوند مستلزم مقدمات حسی و تجربی میباشند.
ادلههایی که فلسفی خالص می باشند و از مقدمات عقلی محض درست شدهاند مانند ادله قابلیت و امکان و وجوب و استدلال صدیقین. این براهین نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند.[۱]
به گفته او مجموعه نخستین از این براهین، با وجود اینکه پرنور و خشنودکنندهاند، البته پاسخگوی کلیه تردید ها نیستند و بیشتر نقش بیدار کنندگی و تنبیهی داراهستند؛ در مقابل مجموعه سوم نسبت به بقیه ادلهها از اعتبار منطقی بیشتری برخوردارند و شبهاتی که پیرامون دیگر استدلالها مطرح میگردد بهاین دلایل خط مش نمییابند.[۲]
در غرب براهین ثابت آفریدگار به هشت مجموعه تقسیم می شوند که عبارتند از: براهین وجودی، براهین دنیاشناختی، عاملهای نهایتشناختی، براهین درجات کمال، براهین اجماع عام، براهین اخلاقی، دلیلهای تجربیات فقاهتی و استدلالهای عرف پسند.[۳]
استدلالهای عالمشناختی، پیشینه بسیار متعددی داراهستند و از به عبارتی آغاز در سنت حرف اسلامی و فلسفه وجود داشته و دوستداران متعددی نیز دارااست.[مستلزم منبع]
خصوصیت ادلههای ثابت پروردگار
خصوصیت مشترک عاملهای ثابت خداوند، کاربرد طریق عقلی برای ثابت خداست؛ روشی که به نظریه بعضی، یک کدام از شایسته ترین طرزها برای ثابت مباحث بنیادی و مهم فقهی میباشد. کلیه این تحلیلها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن بدور و تسلسل میباشند. بهاین خواسته، برای فهم و شعور عالی این عاملها، توضیح مختصری از این سه داده می شود.
اصل علیت
مطابق اصل علیت، هر پدیدهای که به وجود می آید، نیاز به موجودی داراست که آن را به وجود بیاورد. درین ارتباط، جان دار اولیه را علیل و جان دار دوم را که سبب ساز به وجود وارد شدن جانور دیگری میگردد، انگیزه و ارتباط دربین این دو را علّیت مینامند.[۴] قضیه این اصل، جان دار عقب افتاده جسمی میباشد خیر مو جود به صورت مطلق.[۵]
مضمون بدور
تصویر به دور بدین شکل میباشد که از جمله به وجود وارد شدن جان دار الف، متوقف میباشد بر بودن مو جود ب. اکنون در صورتیکه بوجود داخل شدن این مو جود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اولیه مو جود الف بوجود بیاید و به عبارتی سبب ساز بوجود داخل شدن جان دار ب بشود، در اینحالت، بدور پیش آمده میباشد. ولی این شرایط فقط یک تصویر فرضی میباشد و در دانا بیرون نمیتواند متفحص خواهد شد.[۶] تهانوی در تمجید به دور آن را عبارت دانسته از توقف و احتیاج چیزی به دیگری، در چیزی که آن دیگری نیز در به عبارتی چیز متوقف و محتاج به آن میباشد. [۷]
مضمون تسلسل
تسلسل در سلسله علتها چنانچه روی می دهد که در یک زنجیره موجودهایی که با هم ارتباط انگیزه و علیل داراهستند، هر مورد از موجودها را در حیث بگیریم خودش علیل یک علتی باشد که پیش از آن جانور بوده میباشد و این ارتباط تا بیغایت نیز به همین شکل میباشد. یعنی هرچه به سمت عقب برویم و هر موجودی را در لحاظ بگیریم، خودش علیل جان دار پیش از خویش و انگیزه جانور بعداز خویش میباشد. در دانا بیرون این وضعیت نمیتواند وجود داشته باشد و بالاخره در بین این موجودها، می بایست به موجودی برسیم که خودش دیگر عقب افتاده جسمی نباشد. [۸]
استدلال فطرت
دلیل فطرت درصدد ثابت آفریدگار، از روش وجود فطرت خداجویی در بنیان بشر میباشد.[۹] آورده شده خصوصیت این استدلال، این میباشد که کل بشرها آن را به سیرتکاملای بی آلایش و سوای دشواری شعور مینمایند.[۱۰]
تقریرهای گوناگونی از دلیل فطرت اورده شده میباشد. از بینش ملاصدرا، وجود واجب گران قدر امری فطری میباشد؛ چون بشر هنگام مواجهه با حالت هولناک به طبیعت فطری خویش به پروردگار تکیه کرده و از روی غریزه به مسبب الاسباب و آنکه دشواریها را آسوده مینماید، روی میاورد؛ هرچند ممکن میباشد بدین رغبت فطری خویش بیدقت باشد. این بر وجود معبود حکایت داراست.[۱۱] علامه طباطبایی گفته میباشد آدم هنگام ناامیدی از کارها دنیوی، به خداوند دفاع می برد. این پدیده حتیدر اشخاص بیاعتقادوباور نیز روی میدهد؛ اما در حالتی که فطرتشان سرکوب نشده باشد. امیدواری و مفاهیمی مانند آن(نظیر محبت، دشمنی و عزم)، در شرایطی که طرف دومین نداشته باشد؛ طلب آرزو و مفاهیمی مانند آن حادثه نمیافتد؛ به این ترتیب فطرت آدم علتی رفیعتر از انگیزههای دنیوی میبیند که رویدادهای دنیوی در آن تاثیری ندارد و آن به عبارتی کمال مطلق و معبود میباشد.[۱۲]
نقل شده در دنیا غرب، یکیاز براهین ثابت پروردگار، ادله اجماع عام میباشد که محتوای آن شبیه استدلال فطرت میباشد.[۱۳]
عاملهای ثابت خداوند ادلههایی برای ثابت وجود آفریدگار با نحوه تشریفات ترحیم مشهد عقلی میباشند. اعتقادوباور به وجود آفریدگار، مهمترین نظریه فقاهتی نزد رهروان ادیان الهی به شمار میاید. به همین عامل، در عصرهای متفاوت، اندیشمندان در عملکرد بودهاند تا شکلبندی مناسبی برای برهانهای ثابت پروردگار ارائه نمایند. سود این همتها، پدید وارد شدن دلیلهای متفاوت برای ثابت وجود پروردگار در سنتهای متفاوت فکری میباشد. برخی از این دلیلها که در سنت کلامی و فلسفی اسلام آیتم دقت قرار گرفتهاند، به این قرار میباشد: دلیل حدوث، استدلال تکان، عامل قابلیت و وجوب، عامل صدیقین و دلیل نظم، استدلال علیت، استدلال اعجاز، ادله باطل عزائم، ادله وجودی و ادله اخلاقی.
خصوصیت مشترک عاملهای ثابت خداوند، کاربرد شیوه عقلی در آنهاست. بیشتر این تحلیلها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن به دور و تسلسل می باشند.
اقسام ادلههای ثابت معبود
متفکران برای ثابت وجود خداوند استدلالهای متنوعی اقامه کردهاند و تقسیمبندیهای متفاوتی نیز از آنها ارائه شدهاست. محمدتقی مصباح یزدی، براهین ثابت پروردگار را در یک تقسیمبندی کلی به سه نوع تقسیم نموده است:
ادلههایی که از خط مش مشاهده اثرها و آیه ها الهی در دنیا اقامه می گردد همانند عامل نظم که در آن از رویه هماهنگی و تناسب پدیدهها و وجود طرح و مقصود و دانایی حکیمانه، ناظم حکیم و مدبر علیم برای عالم ثابت میگردد.
دلایلی که از منش نیازمندی عالم، وجود خدای بینیاز را ثابت مینمایند مانند ادله حدوث و استدلال جنبش که از خط مش مسبوق بودن پدیدهها به فنا یا این که نیازمندی جنبش به مُحرِّک، نیازمندی ذاتی آنهارا ثابت و خدای بینیاز و مُحَرِّک بی تکان را ثابت مینمایند. این دلایل برای ثابت خداوند مستلزم مقدمات حسی و تجربی میباشند.
ادلههایی که فلسفی خالص می باشند و از مقدمات عقلی محض درست شدهاند مانند ادله قابلیت و امکان و وجوب و استدلال صدیقین. این براهین نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند.[۱]
به گفته او مجموعه نخستین از این براهین، با وجود اینکه پرنور و خشنودکنندهاند، البته پاسخگوی کلیه تردید ها نیستند و بیشتر نقش بیدار کنندگی و تنبیهی داراهستند؛ در مقابل مجموعه سوم نسبت به بقیه ادلهها از اعتبار منطقی بیشتری برخوردارند و شبهاتی که پیرامون دیگر استدلالها مطرح میگردد بهاین دلایل خط مش نمییابند.[۲]
در غرب براهین ثابت آفریدگار به هشت مجموعه تقسیم می شوند که عبارتند از: براهین وجودی، براهین دنیاشناختی، عاملهای نهایتشناختی، براهین درجات کمال، براهین اجماع عام، براهین اخلاقی، دلیلهای تجربیات فقاهتی و استدلالهای عرف پسند.[۳]
استدلالهای عالمشناختی، پیشینه بسیار متعددی داراهستند و از به عبارتی آغاز در سنت حرف اسلامی و فلسفه وجود داشته و دوستداران متعددی نیز دارااست.[مستلزم منبع]
خصوصیت ادلههای ثابت پروردگار
خصوصیت مشترک عاملهای ثابت خداوند، کاربرد طریق عقلی برای ثابت خداست؛ روشی که به نظریه بعضی، یک کدام از شایسته ترین طرزها برای ثابت مباحث بنیادی و مهم فقهی میباشد. کلیه این تحلیلها، متعلق به ثابت اصل علیت و فسخ بودن بدور و تسلسل میباشند. بهاین خواسته، برای فهم و شعور عالی این عاملها، توضیح مختصری از این سه داده می شود.
اصل علیت
مطابق اصل علیت، هر پدیدهای که به وجود می آید، نیاز به موجودی داراست که آن را به وجود بیاورد. درین ارتباط، جان دار اولیه را علیل و جان دار دوم را که سبب ساز به وجود وارد شدن جانور دیگری میگردد، انگیزه و ارتباط دربین این دو را علّیت مینامند.[۴] قضیه این اصل، جان دار عقب افتاده جسمی میباشد خیر مو جود به صورت مطلق.[۵]
مضمون بدور
تصویر به دور بدین شکل میباشد که از جمله به وجود وارد شدن جان دار الف، متوقف میباشد بر بودن مو جود ب. اکنون در صورتیکه بوجود داخل شدن این مو جود ب، خودش متوقف باشد بر اینکه اولیه مو جود الف بوجود بیاید و به عبارتی سبب ساز بوجود داخل شدن جان دار ب بشود، در اینحالت، بدور پیش آمده میباشد. ولی این شرایط فقط یک تصویر فرضی میباشد و در دانا بیرون نمیتواند متفحص خواهد شد.[۶] تهانوی در تمجید به دور آن را عبارت دانسته از توقف و احتیاج چیزی به دیگری، در چیزی که آن دیگری نیز در به عبارتی چیز متوقف و محتاج به آن میباشد. [۷]
مضمون تسلسل
تسلسل در سلسله علتها چنانچه روی می دهد که در یک زنجیره موجودهایی که با هم ارتباط انگیزه و علیل داراهستند، هر مورد از موجودها را در حیث بگیریم خودش علیل یک علتی باشد که پیش از آن جانور بوده میباشد و این ارتباط تا بیغایت نیز به همین شکل میباشد. یعنی هرچه به سمت عقب برویم و هر موجودی را در لحاظ بگیریم، خودش علیل جان دار پیش از خویش و انگیزه جانور بعداز خویش میباشد. در دانا بیرون این وضعیت نمیتواند وجود داشته باشد و بالاخره در بین این موجودها، می بایست به موجودی برسیم که خودش دیگر عقب افتاده جسمی نباشد. [۸]
استدلال فطرت
دلیل فطرت درصدد ثابت آفریدگار، از روش وجود فطرت خداجویی در بنیان بشر میباشد.[۹] آورده شده خصوصیت این استدلال، این میباشد که کل بشرها آن را به سیرتکاملای بی آلایش و سوای دشواری شعور مینمایند.[۱۰]
تقریرهای گوناگونی از دلیل فطرت اورده شده میباشد. از بینش ملاصدرا، وجود واجب گران قدر امری فطری میباشد؛ چون بشر هنگام مواجهه با حالت هولناک به طبیعت فطری خویش به پروردگار تکیه کرده و از روی غریزه به مسبب الاسباب و آنکه دشواریها را آسوده مینماید، روی میاورد؛ هرچند ممکن میباشد بدین رغبت فطری خویش بیدقت باشد. این بر وجود معبود حکایت داراست.[۱۱] علامه طباطبایی گفته میباشد آدم هنگام ناامیدی از کارها دنیوی، به خداوند دفاع می برد. این پدیده حتیدر اشخاص بیاعتقادوباور نیز روی میدهد؛ اما در حالتی که فطرتشان سرکوب نشده باشد. امیدواری و مفاهیمی مانند آن(نظیر محبت، دشمنی و عزم)، در شرایطی که طرف دومین نداشته باشد؛ طلب آرزو و مفاهیمی مانند آن حادثه نمیافتد؛ به این ترتیب فطرت آدم علتی رفیعتر از انگیزههای دنیوی میبیند که رویدادهای دنیوی در آن تاثیری ندارد و آن به عبارتی کمال مطلق و معبود میباشد.[۱۲]
نقل شده در دنیا غرب، یکیاز براهین ثابت پروردگار، ادله اجماع عام میباشد که محتوای آن شبیه استدلال فطرت میباشد.[۱۳]

راهنمای کامل برنامهریزی مراسم ترحیم بدون استرس