قران اساسا مصدر میباشد در معنای قرائت . چنانکه در برخی ار ایات معنای مصدری خواسته میباشد مثل « ان علینا آدینه و قرانه فاذا قراناء فا تبع قرانه » آنگاه قران دانش میباشد ( نام خاص ) برای کتاب حاضر که بر حخرت فرستاده ( ص ) نازل گردیده است به اعتبار انکه خواندنی میباشد . قران کتابی میباشد خواندنی تشریفات ترحیم مشهد می بایست انرا خواند و در معانیش توجه و تدبر نمود . برخی ها قران را در اص به معنب عده گرفته اند که اصل ( قرء ) در معنای عده میباشد دز این شکل میتوانید بگویید قران یعنی جامع حقایق و فرموده های الهی . و نیز گفته انداز آن جهت قران نامیده می گردد که سوره ها را توده نموده آنهارا به یکدیگر می پیوندد .
وَإنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَِلیمٍ.
(ششمی آیه، از سوره نمل: بیست و هفتمی سوره، از قرآن کریم و مهربان.)
(و حقّاً و واقعاً بر تو نشانهها قرآن، از جانب آفریدگار حکیم و علیم، إلقآء میشود!)
به معنی قرآن و فرقان
حضرت آیه الله علّامه طباطبائی قدس الله نفسه در تعبیر و تفسیر فرمودهاند:قُرْأنْ نام میباشد برای کتاب الهی به اعتبار آنکه خوانده می گردد، و قرآئت می گردد.ومعنای تَلْقِیَه مصدر تَلَقِّی با معنای تلقین مجاورت میباشد. و نکره آوردن حکیم و علیم برای تعظیم میباشد. و تصریح به آنکه این قرآن، از نزد آفریدگار متعال میباشد؛ برای آنستکه: حجّت برای رسالت باشد؛ و نیز برای تأیید معارفی که سپری شد؛ و برای صحّت داستانهای أنبیاء علیهم السلام که بعداً ذکر میکند.
و تخصیص دادن نزول را از حوزه این دو نام گرامی (حکیم وعلیم) برای آنست که بفهماند: قرآن از منبع و سرچشمه حکمت فرود آمده میباشد. و به این ترتیب هیچ اقتدار علمی و آسیب پذیرای نمیتواند آنرا نقض نماید و بشکند؛ و هیچ توانی نمیتواند آنرا سُست بنماید. قرآن منبع دانش میباشد. خیر أخباری که می دهد، تکذیب می شود؛ و خیر حکم و قضائی را که میآورد، آیتم مشکل و تخطئه قرار میگیرد.)[1]
قرآن ازماده قَرَءَ یَقْرَءُ قَرَاءَهً و قُرْأنَاً، یعنی روی هم گذاشتن و ضمّ نمودن بعض از چیزی میباشد با بعضا دیگر. و زیرا در وقت تلاوت، بشر حروفات مختلفه را عده میکند و با ضمّ برخی به برخی دیگر، واژه و کلمه پیدا میگردد. و آنگاه حرف و عبارت پدید می آید، لهذا به حرف بیان کردن و تلاوت، قرآئت گویند.
قرآن مصدر از این باب میباشد؛ و عَلَم گذاشتهاند برای کتاب آسمانی مسلمانها که برپیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلم نازل گردیده است. و بدینجهت قرآن نامیده گردیده است که: عقآئده حقّه حقیقی و واقعیّه و احکام و مواعظ و قصص در آن توده شدهاست.
برخی از علمآء رضوان الله علیهم گفتهاند: علّت تسمیه قرآن به قرآن، آنستکه: میان جمیع کتاب ها آسمانی، قرآن میباشد که در آن ثمره مجموع آن کتاب ها، بلکه ثمره جمیع علم ها حقّه در آن گردآوری میباشد؛ و گستردن هر چیزی را میتوان در آن مشاهده نمود؛ همچنانکه میفرماید:
لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرِه ً لِاُالبته الْألْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَی وَلَکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَهُدیً وَرَحْمَه ً لِقَوْمٍ یُؤمِنُونَ.[2]
(هرآینه تحقیقاً دربیان قصّهها و داستانهای پیامبران و امّتهایشان (همانند یعقوب و یوسف و برادرانش که این سوره از آن مشاجره داراست) عبرتی میباشد برای اندیشمندان و متفکران. این آیهها قرآن، گفتاری ساختگی وجود ندارد که اینجانب درآوردی باشد؛ و از روی افترآء به آفریدگار نسبت داده خواهد شد. بلکه قرآن تصدیق
میکند آنچه راکه درپیش روی آنست (ازکتب سماویّه: تورات و انجیل و غیرهما) و در آن شرح و تفصیل هر چیزی میباشد؛ و هدایت و عفو و بخشش میباشد برای گروهی که ایمان میآورند.)
و همینطور قرآن را تبیان و آشکارا نمایند و بدیهی و واضح تولیدکننده هر چیز شمرده میباشد:
وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبیَاناً لِکُلِّ شَیْیءٍ وَهُدیً وَرَحْمَه ً وَیُشْرَی لِلْمُسلِمیْنَ.[3]
(و ای فرستاده! ما بر تو فرو فرستادیم کتاب آسمانی قرآن را که،مبیّن و پرنور کننده هر چیزی میباشد؛ و هدایت و عفو و بخشش و بشارت میباشد برای مسلمانها!)[4]
شاهد بر گفتار ما آیاتی میباشد در قرآن که بر این مضمون دلالت دارااست، از قبیل:
لَاتُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ- إنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ- فَإذَاَ قرَأنَاهُ فَاتَّبعْ قُرْآنَهُ- ثُمَّ إنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ.[5]
(ای پیغمبر! زبانت را برای قرائت نشانهها قرآن، به جنبش در میآور؛ تا برای رساندن آنها را به عموم شتاب کنی، و عجلهزده باشی! ما برعهده خویش گرفتهایم که: قرآن را گردآوری کنیم، و به شکل مجمومهای قابل قرآئت در آوریم پس هنگامیکه آن را گرد آوردیم، و بر تو قرآئت نمودیم؛ در آنوقت از آنچه قرآئت گردیده است، تاسی کن، و در پی نشانهها قرآئت گردیده باش- و بعد از آن ما برعهده خویش گرفتهایم که: آنرا بدیهی و مبیّن ساخته، و سوای إبهام و گرفتگی در آوریم.)[6]
و از قبیل:
وَقُرأنًا فرَفْنَاهُ لِتَقْتَرأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلَی مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِیلاً.[7]
(و این قرآن را ما جزءجزء، و تکهتکه جدای از هم نموده، و به سوی تو فرستادیم، تا آنرا برای عموم بهتدریج بخوانی(و با طاقت و شکیبایی و تفکر آنرا تعلیمشان بنمآئی) و ما به تدریج از منزلت بهتر و شامخی آنرا نزول دادیم[8])
فُرْقَان نیز از اسامی قرآن میباشد ازماده فَرَقَ یَفْرُقُ فَرْقاً وفُرْقَاناً یعنی در میان أجزآء آن جدائی انداخت؛ و لهذا در آیه أخیر: وَ قُرْأنَّا فَرَفْنَاهُ دانستیم که: معنایش آنستکه: قرآن را جزءجزء تفضیل داده، و آنرا سفت و متقن ساختیم.[9]
و به این ترتیب فُرْقَان که مصدر آنست، به معنای فارق و جداکننده فی مابین حقّ و فسخ میباشد؛ و زیرا این کتاب مبین آسمانی کتاب فَصْل میباشد، خیر هَزْل. و کتاب حقّ میباشد، خیر فسخ. به این ترتیب جداکننده و پاک دهنده میان حقّ و فسخ میباشد.
شَهْرُ رَمَضانْ الَّذِی اُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْأنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَیَ وَالفرقانِ.[10]
(روزه واجب در شهر رمضان میباشد؛ آن ماهی که در آن قرآن نازل گردیدهاست. قرآن کتاب هدایت و راهنمآئی میباشد برای عموم. و دارنده أدلّه واضحه و حُجَج و براهین ساطعه، و دلآءل متقنهای میباشد، از رهبری و هدایت؛ و کتاب پارتیشن دربین حقّ و فسخ، و منزه دهنده در بین واقعیت و أوهام میباشد.)
فُرْقَان در قرآن مجید در هفت موضع آمده میباشد. و در همگی جا به معنای قوّه تشخیص حقّ از فسخ، و فروغ و روشنایی بصیرتی میباشد که برای مؤمنین در أثر تقوی نتیجه ها میگردد. و قرآن کهدربرگیرنده جمیع معارف میباشد أعمِّ از آنچه بر أنبیای سالفه وحی میگردیده، و برای فرستاده ما گفته شده میباشد؛ و أعمِّ از آنچه برخود پیامبر الله وحی
قران اساسا مصدر میباشد در معنای قرائت . چنانکه در برخی ار ایات معنای مصدری خواسته میباشد مثل « ان علینا آدینه و قرانه فاذا قراناء فا تبع قرانه » آنگاه قران دانش میباشد ( نام خاص ) برای کتاب حاضر که بر حخرت فرستاده ( ص ) نازل گردیده است به اعتبار انکه خواندنی میباشد . قران کتابی میباشد خواندنی تشریفات ترحیم مشهد می بایست انرا خواند و در معانیش توجه و تدبر نمود . برخی ها قران را در اص به معنب عده گرفته اند که اصل ( قرء ) در معنای عده میباشد دز این شکل میتوانید بگویید قران یعنی جامع حقایق و فرموده های الهی . و نیز گفته انداز آن جهت قران نامیده می گردد که سوره ها را توده نموده آنهارا به یکدیگر می پیوندد .
وَإنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَِلیمٍ.
(ششمی آیه، از سوره نمل: بیست و هفتمی سوره، از قرآن کریم و مهربان.)
(و حقّاً و واقعاً بر تو نشانهها قرآن، از جانب آفریدگار حکیم و علیم، إلقآء میشود!)
به معنی قرآن و فرقان
حضرت آیه الله علّامه طباطبائی قدس الله نفسه در تعبیر و تفسیر فرمودهاند:قُرْأنْ نام میباشد برای کتاب الهی به اعتبار آنکه خوانده می گردد، و قرآئت می گردد.ومعنای تَلْقِیَه مصدر تَلَقِّی با معنای تلقین مجاورت میباشد. و نکره آوردن حکیم و علیم برای تعظیم میباشد. و تصریح به آنکه این قرآن، از نزد آفریدگار متعال میباشد؛ برای آنستکه: حجّت برای رسالت باشد؛ و نیز برای تأیید معارفی که سپری شد؛ و برای صحّت داستانهای أنبیاء علیهم السلام که بعداً ذکر میکند.
و تخصیص دادن نزول را از حوزه این دو نام گرامی (حکیم وعلیم) برای آنست که بفهماند: قرآن از منبع و سرچشمه حکمت فرود آمده میباشد. و به این ترتیب هیچ اقتدار علمی و آسیب پذیرای نمیتواند آنرا نقض نماید و بشکند؛ و هیچ توانی نمیتواند آنرا سُست بنماید. قرآن منبع دانش میباشد. خیر أخباری که می دهد، تکذیب می شود؛ و خیر حکم و قضائی را که میآورد، آیتم مشکل و تخطئه قرار میگیرد.)[1]
قرآن ازماده قَرَءَ یَقْرَءُ قَرَاءَهً و قُرْأنَاً، یعنی روی هم گذاشتن و ضمّ نمودن بعض از چیزی میباشد با بعضا دیگر. و زیرا در وقت تلاوت، بشر حروفات مختلفه را عده میکند و با ضمّ برخی به برخی دیگر، واژه و کلمه پیدا میگردد. و آنگاه حرف و عبارت پدید می آید، لهذا به حرف بیان کردن و تلاوت، قرآئت گویند.
قرآن مصدر از این باب میباشد؛ و عَلَم گذاشتهاند برای کتاب آسمانی مسلمانها که برپیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلم نازل گردیده است. و بدینجهت قرآن نامیده گردیده است که: عقآئده حقّه حقیقی و واقعیّه و احکام و مواعظ و قصص در آن توده شدهاست.
برخی از علمآء رضوان الله علیهم گفتهاند: علّت تسمیه قرآن به قرآن، آنستکه: میان جمیع کتاب ها آسمانی، قرآن میباشد که در آن ثمره مجموع آن کتاب ها، بلکه ثمره جمیع علم ها حقّه در آن گردآوری میباشد؛ و گستردن هر چیزی را میتوان در آن مشاهده نمود؛ همچنانکه میفرماید:
لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرِه ً لِاُالبته الْألْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَی وَلَکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَهُدیً وَرَحْمَه ً لِقَوْمٍ یُؤمِنُونَ.[2]
(هرآینه تحقیقاً دربیان قصّهها و داستانهای پیامبران و امّتهایشان (همانند یعقوب و یوسف و برادرانش که این سوره از آن مشاجره داراست) عبرتی میباشد برای اندیشمندان و متفکران. این آیهها قرآن، گفتاری ساختگی وجود ندارد که اینجانب درآوردی باشد؛ و از روی افترآء به آفریدگار نسبت داده خواهد شد. بلکه قرآن تصدیق
میکند آنچه راکه درپیش روی آنست (ازکتب سماویّه: تورات و انجیل و غیرهما) و در آن شرح و تفصیل هر چیزی میباشد؛ و هدایت و عفو و بخشش میباشد برای گروهی که ایمان میآورند.)
و همینطور قرآن را تبیان و آشکارا نمایند و بدیهی و واضح تولیدکننده هر چیز شمرده میباشد:
وَ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبیَاناً لِکُلِّ شَیْیءٍ وَهُدیً وَرَحْمَه ً وَیُشْرَی لِلْمُسلِمیْنَ.[3]
(و ای فرستاده! ما بر تو فرو فرستادیم کتاب آسمانی قرآن را که،مبیّن و پرنور کننده هر چیزی میباشد؛ و هدایت و عفو و بخشش و بشارت میباشد برای مسلمانها!)[4]
شاهد بر گفتار ما آیاتی میباشد در قرآن که بر این مضمون دلالت دارااست، از قبیل:
لَاتُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ- إنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ- فَإذَاَ قرَأنَاهُ فَاتَّبعْ قُرْآنَهُ- ثُمَّ إنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ.[5]
(ای پیغمبر! زبانت را برای قرائت نشانهها قرآن، به جنبش در میآور؛ تا برای رساندن آنها را به عموم شتاب کنی، و عجلهزده باشی! ما برعهده خویش گرفتهایم که: قرآن را گردآوری کنیم، و به شکل مجمومهای قابل قرآئت در آوریم پس هنگامیکه آن را گرد آوردیم، و بر تو قرآئت نمودیم؛ در آنوقت از آنچه قرآئت گردیده است، تاسی کن، و در پی نشانهها قرآئت گردیده باش- و بعد از آن ما برعهده خویش گرفتهایم که: آنرا بدیهی و مبیّن ساخته، و سوای إبهام و گرفتگی در آوریم.)[6]
و از قبیل:
وَقُرأنًا فرَفْنَاهُ لِتَقْتَرأَهُ عَلَی النَّاسِ عَلَی مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِیلاً.[7]
(و این قرآن را ما جزءجزء، و تکهتکه جدای از هم نموده، و به سوی تو فرستادیم، تا آنرا برای عموم بهتدریج بخوانی(و با طاقت و شکیبایی و تفکر آنرا تعلیمشان بنمآئی) و ما به تدریج از منزلت بهتر و شامخی آنرا نزول دادیم[8])
فُرْقَان نیز از اسامی قرآن میباشد ازماده فَرَقَ یَفْرُقُ فَرْقاً وفُرْقَاناً یعنی در میان أجزآء آن جدائی انداخت؛ و لهذا در آیه أخیر: وَ قُرْأنَّا فَرَفْنَاهُ دانستیم که: معنایش آنستکه: قرآن را جزءجزء تفضیل داده، و آنرا سفت و متقن ساختیم.[9]
و به این ترتیب فُرْقَان که مصدر آنست، به معنای فارق و جداکننده فی مابین حقّ و فسخ میباشد؛ و زیرا این کتاب مبین آسمانی کتاب فَصْل میباشد، خیر هَزْل. و کتاب حقّ میباشد، خیر فسخ. به این ترتیب جداکننده و پاک دهنده میان حقّ و فسخ میباشد.
شَهْرُ رَمَضانْ الَّذِی اُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْأنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنْ الْهُدَیَ وَالفرقانِ.[10]
(روزه واجب در شهر رمضان میباشد؛ آن ماهی که در آن قرآن نازل گردیدهاست. قرآن کتاب هدایت و راهنمآئی میباشد برای عموم. و دارنده أدلّه واضحه و حُجَج و براهین ساطعه، و دلآءل متقنهای میباشد، از رهبری و هدایت؛ و کتاب پارتیشن دربین حقّ و فسخ، و منزه دهنده در بین واقعیت و أوهام میباشد.)
فُرْقَان در قرآن مجید در هفت موضع آمده میباشد. و در همگی جا به معنای قوّه تشخیص حقّ از فسخ، و فروغ و روشنایی بصیرتی میباشد که برای مؤمنین در أثر تقوی نتیجه ها میگردد. و قرآن کهدربرگیرنده جمیع معارف میباشد أعمِّ از آنچه بر أنبیای سالفه وحی میگردیده، و برای فرستاده ما گفته شده میباشد؛ و أعمِّ از آنچه برخود پیامبر الله وحی

تشریفات ترحیم مشهد برای مدیریت بهتر مراسم؛ از انتخاب خدمات تا کنترل هزینهها