قال المعلّی: وأَملی علیّ ذلک، فکتبته اینجانب إملائه. [۲۱]
از آنچه در فضلیت عید نوروزْ ماجرا گردیده و گفته مارا تأیید می نماید، حدیثی میباشد که علامه سید بهاءالدین علی بن بنده الحمید، با گواهی خویش از مُعلّی بن خُنیس نقل نموده است که: روز عید باستانی، به عبارتی روز میباشد که نبی(ص) در غدیرخم برای امیرالمؤمنین(ع) بیعت گرفت و مسلمانها به ولایت او اقرار کردند. خوشا به اکنون آن ها که بدین بیعت، پایدار ماندند و وای بر آن ها که آن را شکستند. و این، به عبارتی روزی میباشد که رسول(ص) علی(ع) را به حوزه جنّیان روانه ایجاد کرد و از آن ها عهدوپیمان گرفت. و به عبارتی روز میباشد که علی(ع) بر نهروانیان چیره شد و ذوالثدیه (صاحب و مالک پستان) را به قتل رساند. و به عبارتی روز میباشد که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور می نمایند و خدا، اورا بر دجّالْ غالب می گرداند و دجّال را در آشغال دان کوفه به دار می آویزد. ما در هر عید نوروز، آرزو فرج داریم؛ به دلیل آن که عید نوروز، از ایّام ماست که پارسیانْ آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.
همینطور پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل، از خدا خواست که گروهی یک سری هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خود را رخنه گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خدا، بر آن نبی، وحی ارسال کرد که بر محل قبرستان آن ها آب بپاشد. نبی در روز عید باستانی، اینگونه کرد.
آنگاه زنده شدند و تعدادشان سی هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در عید باستانی، سنّتی دیرینه شد که سبب ساز آن را جز آنها که دانشی استوار داراهستند، ندانند و به عبارتی، استارت سال پارسیان میباشد.
معلّی گوید: امام درستگو(ع) این سخنان را بر اینجانب املا کرد و اینجانب نوشتم.
۷٫ علاّمه مجلسی (م۱۱۱۱ق) در «بحارالأنوار» آورده میباشد:
رأیت فی بعض الکتب المعتبره، روی ادب اللّه بن علی بن عبید اللّه بن محمد بن عبداللّه بن محمد بن محمد بن عبید اللّه بن الحسین بن علی بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن علی بن أبی طالب تشریفات ترحیم مشهد ، عن أبی عبداللّه جعفر بن محمد بن أحمد بن العباس الدوریستی، عن أبی محمد جعفر بن أحمد بن علی المونسی القمی، عن علی بن بلال، عن أحمد بن محمد بن یوسف، عن حبیب الخیر، عن محمد بن الحسین الصائغ، عن أبیه، عن مُعَلّی بن خُنَیس، قال: دخلت علی الصادق جعفر بن محمد(ع) یوم النَّیروز، فقال(ع): «أتعرف هذا الیوم؟». قلت: جعلت فداک، هذا یومٌ تعظّمه العجم وتتهادی فیه. فقال أبو عبداللّه الصادق(ع): «والبیت العتیق الذی بمکه، ما هذا إلاّ لأمر قدیم اُفسّره لک حتی تفهمه». قلت: یا این که سیدی! إن دانش هذا اینجانب عندک أحب إلیّ اینجانب أن یعیش أمواتی و تموت أعدائی. فقال: «یا این که مُعلّی! إن یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ اللّه فیه مواثیق العباد أن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئاً، و أن یؤمنوا برسله و حججه، و أن یؤمنوا بالأئمه(ع)». وهو أوّل یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهره الأرض. وهو الیوم الذی استوت فیه سفینه نوح(ع) علی الجودی. و هو الیوم الذی أحیی اللّه فیه الذین خرجوا اینجانب دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت، فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم. وهو الیوم الذی نزل فیه جبرئیل علی النبی(ص). و هو الیوم الذی حمل فیه نبی اللّه(ص) أمیرالمؤمنین(ع) علی منکبه حتی رمی أصنام قریش اینجانب فوق البیت الحرام فهشمها، و کذلک إبراهیم(ع). و هو الیوم الذی أمر النبی(ص) أصحابه أن یبایعوا علیاً(ع) بإمره المؤمنین. و هو الیوم الذی وجه النبی(ص) علیاً(ع) إلی وادی الجن یأخذ علیهم البیعه له. وهو الیوم الذی بویع لأمیرالمؤمنین(ع) فیه البیعه الثانیه. و هو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النهروان و قتل ذا الثدیّه. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاه الأمر. وهو الیوم الذی یظفر فیه قائمنا بالدجال فیصلبه علی کناسه الکوفه. و ما اینجانب یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه اینجانب أیامنا وأیام شیعتنا، حفظته العجم وضیّعتموه أنتم.
وقال(ع): (إن نبیاً اینجانب الأنبیاء سأل ربه کیف یحیی هؤلاء القوم الذین خرجوا، فأوحی اللّه إلیه أن یصب الماء علیهم فی مضاجعهم فی هذا الیوم، وهو أول یوم اینجانب سنه الفرس، فعاشوا و هم ثلاثون ألفاً، فصار صب الماء فی النیروز سنّه).
فقلت: یا این که سیدی! ألا تعرّفنی جعلت فداک أسماء الأیام بالفارسیه؟ فقال(ع): «یا این که مُعَلّی! هی أیام قدیمه اینجانب الشهور القدیمه، آحادّ شهر ثلاثون یوماً لا زیاده فیه ولا نقصان». [۲۲]
مُعلّی پسر خُنَیس گوید: در روز عید باستانی، بر امام درست گو(ع) وارد شدم. فرمود: «آیا این روز را میشناسی؟». گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیانْ گرامی می دارا هستند و به یکدیگر کادو میدهند. فرمود: «قسم و سوگند به منزل کعبه کهاین، رمزی دیرینه دارااست و برایت پرنور میسازم تا مطلع گردی». گفتم: سرورم !یاد دادن این فرمان از شما برایم خوب از آن میباشد که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.
آنگاه فرمود: «ای معلّی! روز عید باستانی، به عبارتی روز میباشد که معبود از بندگان عهد گرفت اورا بپرستند و به وی کفر نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این به عبارتی روز میباشد که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل های زمین روییدند.
این به عبارتی روزی میباشد که کشتی نوح(ع) بر حاشیه دریا جودی متانت یافت و به عبارتی روزی میباشد که معبود، گروهی یک سری هزار نفره را که از واهمه مرگ از منزل ها خارج رفته بودند زنده تشکیل داد، بعداز آن که آنها را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر رسول اسلام میباشد و روزی میباشد که رسول(ص) امام علی(ع) بر دوش گرفت تا بت های قریش را در مسجد الحرام ناکامی و در همین روز، ابراهیم، بت ها را باخت. این به عبارتی روزی میباشد که رسول به یارانش امر کرد با علی(ع) بیعت نمایند و در همین روز، علی را برای بیعت به دست آوردن از جنیان ارسال کرد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمؤمنین جاری ساختن شد. در همین روز بر نهروانیان چیره شد و ذوالثدیه (مالک پستان) را به قتل رساند. درین روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قیام نمایند و در همین روز، قائم ما بر دجّال موفق شود و اورا در آشغال دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزی، ما آرزوی فرج داریم؛ به این دلیلکه آن از روزهای ما و شیعه ها ماست. فارسیان، آن را گرامی داشتند و شما آن را ضایع کردید.»
و فرمود: یک کدام از پیامبران بنی اسرائیل از پروردگار پرسید چه گونه مردمانی را که بیرون شدند، زنده می نماید. پروردگار بدو وحی کرد که در عید نوروز، آب بر قبر آنها بپاشد و آن، اولی روز سال فارسیان میباشد و آنان زنده شدند، در حالی که سی هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در عید نوروز، سنّت گردیده است.
گفتم: آیا اسم های روزهای فارسی را به اینجانب آموختن نمیدهی؟ فرمود: ای معلّی! اینها روزهایی دیرین از ماه هایی قدیمی میباشد. هر ماه، سی روز میباشد، فارغ از نادر و کاست.
گفتنی میباشد ابن فهد نیز بخشی از این قصه را قبل از علاّمه مجلسی در کتاب «المهذّب البارع» آورده میباشد. [۲۳]
۸٫ مُحدث نوری (م۱۳۲۰ق) در «مستدرک الوسائل» به گزارش کتاب حسین بن همدان آورده میباشد:
عن المفضّل بن قدمت، عن الصادق(ع)، قال له فی خبر طویل فی پاراگراف کلامه(ع):أ فأوحی اللّه الیه: «یا این که حزقیل! هذا یوم شریف بزرگ قدره عندی، و قد آلیت أن لایسألنی مؤمن فیه حاجه الا قضیتها فی هذا الیوم و هو یوم نیروز». [۲۴]
مفضّل، فرزند قدمت از امام راست گو(ع) نقل می نماید که: آفریدگار بر حزقیلْ وحی ارسال کرد که: «این روز، روزی گرامی و بلند سکو نزد اینجانب میباشد. با خویش قسم کرده ام هر مؤمنی دراین روز از اینجانب حاجتی بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، عید نوروز میباشد».
ب. عید باستانی در روایات اهل سنت
۹٫ بخاری (۱۹۴-۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» اینگونه داستان می نماید:
حمّاد بن سلمه بن علی بن زید، عن السعر التمیمی: أتی علیٌّ بفالوذج. قال: «ما هذا؟». قالوا: الیوم النیروز. قال: حرفهَیرِزوا مجموع یوم! [۲۵]
سعر تمیمی گوید: برای علی(ع) فالوده آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: امروز عید باستانی میباشد. فرمود: هر روز را عید باستانی نمایید!
۱۰٫ بیرونی (م۴۴۰ق) در «الآثار الباقیه» آورده میباشد:
أو قسّم الجام در بین أصحابه و قال: لیت لنا تمامّ یومٍ عید باستانی! [۲۶]
[از آنجا که ورژن عربی گزینه استعمال ما افتادگی دارااست، ترجمه حدیث را از جدیدترین کتاب که بر طبق بعضی نسخ بی نقص گردیده است، دراین جا میآوریم: ] آورده اند که در عید نوروز، جامی سیمین، مملو از حلوا، برای پیغمبر(ص) کادو آوردند. آن حضرت پرسید: «این چیست؟». گفتند: امروز، روز عید باستانی میباشد. پرسید: «عید باستانی چیست؟» گفتند: عید تعالی ایرانیان میباشد. فرمود: «بله درین روز بود که آفریدگار، عسکره را زنده کرد». پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: «عسکره، هزاران مردمی بودند که از واهمه مرگ، شکاف دیار کرده، راز به کویر نهادند و آفریدگار به آن ها فرمود: “بمیرید” پس مردند. پس آنهارا زنده کرد و ابرها را فرمان فرمود که بر آن ها ببارند. از این روست که سنّت آب پاشیدن [ در عید نوروز ]، ترویج یافته میباشد». بعد از آن از حلوا تناول کرد و لیوان را دربین اصحابْ بخش کرد و فرمود: کاش هر روز برای ما عید نوروز بود! [۲۷]
۱۱٫ فیروز آبادی (۷۲۹-۸۱۷ق) در «القاموس» آورده میباشد:
گام الی علی شیء اینجانب الحلاوی، فسأل عنه، فقالوا: «للنیروز»، فقال: «نیروزنا تک تک یوم!» و فی المهرجان قال: مَهرِجونا تک تک یوم! [۲۸]
کمی حلوا برای علی(ع) آوردند. پرسید که چیست. گفتند: برای عید نوروز میباشد. فرمود: هر روز ما عید نوروز میباشد.
قال المعلّی: وأَملی علیّ ذلک، فکتبته اینجانب إملائه. [۲۱]
از آنچه در فضلیت عید نوروزْ ماجرا گردیده و گفته مارا تأیید می نماید، حدیثی میباشد که علامه سید بهاءالدین علی بن بنده الحمید، با گواهی خویش از مُعلّی بن خُنیس نقل نموده است که: روز عید باستانی، به عبارتی روز میباشد که نبی(ص) در غدیرخم برای امیرالمؤمنین(ع) بیعت گرفت و مسلمانها به ولایت او اقرار کردند. خوشا به اکنون آن ها که بدین بیعت، پایدار ماندند و وای بر آن ها که آن را شکستند. و این، به عبارتی روزی میباشد که رسول(ص) علی(ع) را به حوزه جنّیان روانه ایجاد کرد و از آن ها عهدوپیمان گرفت. و به عبارتی روز میباشد که علی(ع) بر نهروانیان چیره شد و ذوالثدیه (صاحب و مالک پستان) را به قتل رساند. و به عبارتی روز میباشد که قائم ما و صاحبان حکومت، ظهور می نمایند و خدا، اورا بر دجّالْ غالب می گرداند و دجّال را در آشغال دان کوفه به دار می آویزد. ما در هر عید نوروز، آرزو فرج داریم؛ به دلیل آن که عید نوروز، از ایّام ماست که پارسیانْ آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نمودید.
همینطور پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل، از خدا خواست که گروهی یک سری هزار نفره را که از بیم مرگ، دیار خود را رخنه گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خدا، بر آن نبی، وحی ارسال کرد که بر محل قبرستان آن ها آب بپاشد. نبی در روز عید باستانی، اینگونه کرد.
آنگاه زنده شدند و تعدادشان سی هزار نفر بود. از همین روز، پاشیدن آب در عید باستانی، سنّتی دیرینه شد که سبب ساز آن را جز آنها که دانشی استوار داراهستند، ندانند و به عبارتی، استارت سال پارسیان میباشد.
معلّی گوید: امام درستگو(ع) این سخنان را بر اینجانب املا کرد و اینجانب نوشتم.
۷٫ علاّمه مجلسی (م۱۱۱۱ق) در «بحارالأنوار» آورده میباشد:
رأیت فی بعض الکتب المعتبره، روی ادب اللّه بن علی بن عبید اللّه بن محمد بن عبداللّه بن محمد بن محمد بن عبید اللّه بن الحسین بن علی بن محمد بن الحسن بن جعفر بن الحسن بن الحسن بن علی بن أبی طالب تشریفات ترحیم مشهد ، عن أبی عبداللّه جعفر بن محمد بن أحمد بن العباس الدوریستی، عن أبی محمد جعفر بن أحمد بن علی المونسی القمی، عن علی بن بلال، عن أحمد بن محمد بن یوسف، عن حبیب الخیر، عن محمد بن الحسین الصائغ، عن أبیه، عن مُعَلّی بن خُنَیس، قال: دخلت علی الصادق جعفر بن محمد(ع) یوم النَّیروز، فقال(ع): «أتعرف هذا الیوم؟». قلت: جعلت فداک، هذا یومٌ تعظّمه العجم وتتهادی فیه. فقال أبو عبداللّه الصادق(ع): «والبیت العتیق الذی بمکه، ما هذا إلاّ لأمر قدیم اُفسّره لک حتی تفهمه». قلت: یا این که سیدی! إن دانش هذا اینجانب عندک أحب إلیّ اینجانب أن یعیش أمواتی و تموت أعدائی. فقال: «یا این که مُعلّی! إن یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ اللّه فیه مواثیق العباد أن یعبدوه و لا یشرکوا به شیئاً، و أن یؤمنوا برسله و حججه، و أن یؤمنوا بالأئمه(ع)». وهو أوّل یوم طلعت فیه الشمس، و هبت به الریاح، و خلقت فیه زهره الأرض. وهو الیوم الذی استوت فیه سفینه نوح(ع) علی الجودی. و هو الیوم الذی أحیی اللّه فیه الذین خرجوا اینجانب دیارهم و هم ألوفٌ حذر الموت، فقال لهم اللّه موتوا ثمّ أحیاهم. وهو الیوم الذی نزل فیه جبرئیل علی النبی(ص). و هو الیوم الذی حمل فیه نبی اللّه(ص) أمیرالمؤمنین(ع) علی منکبه حتی رمی أصنام قریش اینجانب فوق البیت الحرام فهشمها، و کذلک إبراهیم(ع). و هو الیوم الذی أمر النبی(ص) أصحابه أن یبایعوا علیاً(ع) بإمره المؤمنین. و هو الیوم الذی وجه النبی(ص) علیاً(ع) إلی وادی الجن یأخذ علیهم البیعه له. وهو الیوم الذی بویع لأمیرالمؤمنین(ع) فیه البیعه الثانیه. و هو الیوم الذی ظفر فیه بأهل النهروان و قتل ذا الثدیّه. وهو الیوم الذی یظهر فیه قائمنا و ولاه الأمر. وهو الیوم الذی یظفر فیه قائمنا بالدجال فیصلبه علی کناسه الکوفه. و ما اینجانب یوم نَیروز إلاّ و نحن نتوقّع فیه الفرج؛ لأنه اینجانب أیامنا وأیام شیعتنا، حفظته العجم وضیّعتموه أنتم.
وقال(ع): (إن نبیاً اینجانب الأنبیاء سأل ربه کیف یحیی هؤلاء القوم الذین خرجوا، فأوحی اللّه إلیه أن یصب الماء علیهم فی مضاجعهم فی هذا الیوم، وهو أول یوم اینجانب سنه الفرس، فعاشوا و هم ثلاثون ألفاً، فصار صب الماء فی النیروز سنّه).
فقلت: یا این که سیدی! ألا تعرّفنی جعلت فداک أسماء الأیام بالفارسیه؟ فقال(ع): «یا این که مُعَلّی! هی أیام قدیمه اینجانب الشهور القدیمه، آحادّ شهر ثلاثون یوماً لا زیاده فیه ولا نقصان». [۲۲]
مُعلّی پسر خُنَیس گوید: در روز عید باستانی، بر امام درست گو(ع) وارد شدم. فرمود: «آیا این روز را میشناسی؟». گفتم: قربانت گردم! این روز را فارسیانْ گرامی می دارا هستند و به یکدیگر کادو میدهند. فرمود: «قسم و سوگند به منزل کعبه کهاین، رمزی دیرینه دارااست و برایت پرنور میسازم تا مطلع گردی». گفتم: سرورم !یاد دادن این فرمان از شما برایم خوب از آن میباشد که مردگان زنده شوند و دشمنانم بمیرند.
آنگاه فرمود: «ای معلّی! روز عید باستانی، به عبارتی روز میباشد که معبود از بندگان عهد گرفت اورا بپرستند و به وی کفر نورزند، به پیامبران و حجت هایش بگروند و به امامان ایمان آورند. این به عبارتی روز میباشد که خورشید طلوع کرد، بادها وزیدن گرفت و گل های زمین روییدند.
این به عبارتی روزی میباشد که کشتی نوح(ع) بر حاشیه دریا جودی متانت یافت و به عبارتی روزی میباشد که معبود، گروهی یک سری هزار نفره را که از واهمه مرگ از منزل ها خارج رفته بودند زنده تشکیل داد، بعداز آن که آنها را میرانده بود. این، روز فرود جبرئیل بر رسول اسلام میباشد و روزی میباشد که رسول(ص) امام علی(ع) بر دوش گرفت تا بت های قریش را در مسجد الحرام ناکامی و در همین روز، ابراهیم، بت ها را باخت. این به عبارتی روزی میباشد که رسول به یارانش امر کرد با علی(ع) بیعت نمایند و در همین روز، علی را برای بیعت به دست آوردن از جنیان ارسال کرد. در همین روز، دومین بیعت با امیرالمؤمنین جاری ساختن شد. در همین روز بر نهروانیان چیره شد و ذوالثدیه (مالک پستان) را به قتل رساند. درین روز، قائم ما و صاحبان حکومتْ قیام نمایند و در همین روز، قائم ما بر دجّال موفق شود و اورا در آشغال دان کوفه به دار آویزد. در هر روز نوروزی، ما آرزوی فرج داریم؛ به این دلیلکه آن از روزهای ما و شیعه ها ماست. فارسیان، آن را گرامی داشتند و شما آن را ضایع کردید.»
و فرمود: یک کدام از پیامبران بنی اسرائیل از پروردگار پرسید چه گونه مردمانی را که بیرون شدند، زنده می نماید. پروردگار بدو وحی کرد که در عید نوروز، آب بر قبر آنها بپاشد و آن، اولی روز سال فارسیان میباشد و آنان زنده شدند، در حالی که سی هزار نفر بودند. از همین جا پاشیدن آب در عید نوروز، سنّت گردیده است.
گفتم: آیا اسم های روزهای فارسی را به اینجانب آموختن نمیدهی؟ فرمود: ای معلّی! اینها روزهایی دیرین از ماه هایی قدیمی میباشد. هر ماه، سی روز میباشد، فارغ از نادر و کاست.
گفتنی میباشد ابن فهد نیز بخشی از این قصه را قبل از علاّمه مجلسی در کتاب «المهذّب البارع» آورده میباشد. [۲۳]
۸٫ مُحدث نوری (م۱۳۲۰ق) در «مستدرک الوسائل» به گزارش کتاب حسین بن همدان آورده میباشد:
عن المفضّل بن قدمت، عن الصادق(ع)، قال له فی خبر طویل فی پاراگراف کلامه(ع):أ فأوحی اللّه الیه: «یا این که حزقیل! هذا یوم شریف بزرگ قدره عندی، و قد آلیت أن لایسألنی مؤمن فیه حاجه الا قضیتها فی هذا الیوم و هو یوم نیروز». [۲۴]
مفضّل، فرزند قدمت از امام راست گو(ع) نقل می نماید که: آفریدگار بر حزقیلْ وحی ارسال کرد که: «این روز، روزی گرامی و بلند سکو نزد اینجانب میباشد. با خویش قسم کرده ام هر مؤمنی دراین روز از اینجانب حاجتی بخواهد آن را برآورده سازم و آن روز، عید نوروز میباشد».
ب. عید باستانی در روایات اهل سنت
۹٫ بخاری (۱۹۴-۲۵۶ق) در «التاریخ الکبیر» اینگونه داستان می نماید:
حمّاد بن سلمه بن علی بن زید، عن السعر التمیمی: أتی علیٌّ بفالوذج. قال: «ما هذا؟». قالوا: الیوم النیروز. قال: حرفهَیرِزوا مجموع یوم! [۲۵]
سعر تمیمی گوید: برای علی(ع) فالوده آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: امروز عید باستانی میباشد. فرمود: هر روز را عید باستانی نمایید!
۱۰٫ بیرونی (م۴۴۰ق) در «الآثار الباقیه» آورده میباشد:
أو قسّم الجام در بین أصحابه و قال: لیت لنا تمامّ یومٍ عید باستانی! [۲۶]
[از آنجا که ورژن عربی گزینه استعمال ما افتادگی دارااست، ترجمه حدیث را از جدیدترین کتاب که بر طبق بعضی نسخ بی نقص گردیده است، دراین جا میآوریم: ] آورده اند که در عید نوروز، جامی سیمین، مملو از حلوا، برای پیغمبر(ص) کادو آوردند. آن حضرت پرسید: «این چیست؟». گفتند: امروز، روز عید باستانی میباشد. پرسید: «عید باستانی چیست؟» گفتند: عید تعالی ایرانیان میباشد. فرمود: «بله درین روز بود که آفریدگار، عسکره را زنده کرد». پرسیدند: عسکره چیست؟ فرمود: «عسکره، هزاران مردمی بودند که از واهمه مرگ، شکاف دیار کرده، راز به کویر نهادند و آفریدگار به آن ها فرمود: “بمیرید” پس مردند. پس آنهارا زنده کرد و ابرها را فرمان فرمود که بر آن ها ببارند. از این روست که سنّت آب پاشیدن [ در عید نوروز ]، ترویج یافته میباشد». بعد از آن از حلوا تناول کرد و لیوان را دربین اصحابْ بخش کرد و فرمود: کاش هر روز برای ما عید نوروز بود! [۲۷]
۱۱٫ فیروز آبادی (۷۲۹-۸۱۷ق) در «القاموس» آورده میباشد:
گام الی علی شیء اینجانب الحلاوی، فسأل عنه، فقالوا: «للنیروز»، فقال: «نیروزنا تک تک یوم!» و فی المهرجان قال: مَهرِجونا تک تک یوم! [۲۸]
کمی حلوا برای علی(ع) آوردند. پرسید که چیست. گفتند: برای عید نوروز میباشد. فرمود: هر روز ما عید نوروز میباشد.

راهنمای کامل برنامهریزی مراسم ترحیم بدون استرس