loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 25
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 12:38


ظاهرگرایان
اینان گروهی‌اند که در دایره آیین اسلام به بایدها و نبایدهای عملی و احکام دینی براین باوراند و بدان کار می‌نمایند؛ ولی به دلیل توقف در سطح و شکل عبادات، اهل معرفت آن‌ها‌را ملامت کرده‌اند. امام‌خمینی نیز این مجموعه را سرزنش کرده و بر این یقین میباشد که ایستادن در معانی عرفی و سطحی از ذکر ها و ادعیه و محدودکردن عبادات به قشر و شکل و هیئت ملکی، ضمن اینکه مخالف عقل و نقل میباشد، برای سیر علمی و عملی بشر مضر میباشد تشریفات ترحیم مشهد .[۷۵] وی ظاهرگرایی را دارنده اثر ها و آفاتی می داند، ازجمله:

انکار مقامات معنوی و اسرار الهی و نسبت‌دادن این حقایق به تخیلات و اوهام[۷۶]؛
غفلت از اسرار و آداب باطنی عبادت که موجب طهارت باطن آدم و تجدید بنا قلب می‌گردد[۷۷]؛
بدگویی و بدبینی به عارفان و اولیاءالله و تکفیر آن‌ها[۷۸]؛
منع بندگان پروردگار از خط مش معارف و حصول به جمال خدای گران قدر[۷۹]؛
پشیمان‌کردن قلب بندگان معبود از روحانیات و روشن بختی‌های عقلی به جهات دنیوی و جسمانی[۸۰]؛
منحصردانستن به روزی و لذت‌ها به خوشبختی و لذت‌های حیوانی[۸۱]؛
تمجید حداقلی از شریعت که لازمه آن ورود نقص در شریعت میباشد.[۸۲]
بنابر حیث وی این دسته بر مبنای استدلال عقلی و فلسفی به خوشبختی عقلانی نمی رسند و در دنیا آخرت هم برای آن‌ها مقامی فراتر از برزخ حیوانی وجود ندارد.[۸۳]

صوفیان جاهل
این تیم عارف‌نمایانی‌اند که دانش و فعالیت ظاهری را منحصربه‌فرد عوام و جاهلان دانسته و اهل رازّ و اصحاب قلوب را بی‌نیاز از ایفا ظاهری میدانند و با تمسک به آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْاعتقاد‏»[۸۴] معتقدند اجرا ظاهری برای استحصال حقایق قلبی و وصال به مقصد میباشد و با وصال سالک به مقصد، پرداختن به آنان غربت از واقعیت میباشد.[۸۵] امام‌خمینی این مجموعه را خارج از دایره اهل معرفت[۸۶] و جاهل به مقامات اهل معرفت[۸۷] میداند. دو روش یادشده، از دید امام‌خمینی در جانب افراط و تفریط‌اند.[۸۸] به اعتقاد وی این دو دسته از جامعیت و میانه روی بیرون و از فروغ و روشنایی هدایت به صراط بدون واسطه قرآنی محروم‌اند.[۸۹] وی اعتقاد دارد در صورتیکه سالک فقط به ظواهر تمسک نماید و متوقف گردد، کوتاهی کرده و در قشر و سطح شریعت ما‌نده میباشد؛ به عبارتی‌سیرتکامل که در صورتی به درون لحاظ نماید و به ظواهر و شریعت اعتنا نکند، از صراط بی واسطه بدور می گردد.[۹۰]

عارفان
عارفان راستین شریعت را دارنده دو روی ظواهر و داخل میدانند و در کار، علاوه بر کسب به داخل و واقعیت، پای‌بندی به ظواهر شریعت دارا هستند.[۹۱] به یقین امام‌خمینی، فقیه و عارف پژوهشگر می بایست قیام به ظواهر و داخل نماید و به آداب صوری و معنوی متأدب شود و در‌صورتی‌که ظواهر را به نوروروشنایی قرآن منور می‌نماید، درون را نیز می بایست به انوار معرفت و توحید، نورانی گرداند[۹۲] و اهل تصوف سوای آنکه متوجه باشند، از حکمت عیسوی(ع) و اهل ظواهر، از حکمت موسوی(ع) دم می زنند؛ ولی جامع این دو مجموعه، مشرب محمدی(ص) میباشد[۹۳]؛ در واقعیت عارف بدون نقص کسی میباشد که مالک هر دو جايگاه میباشد؛ چون ظواهر فارغ از درون، جسدی سوای روح و دنیایی سوای آخرت میباشد.[۹۴] وی این نظر را دارد فرد عارف با اینکه مستغرق در تجلیات و انوار حق میباشد، هیچ جزء یا این که شرطی از آداب صوری در عبادات و مناسک وی معدود یا این که زیاد نمی شود و برخلاف احکام فقهی اقامه نمی شود.[۹۵] وی در ذکر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْیقِین‏»[۹۶] و قضیه قطع عبادت بعد از وصال به واقعیت، اعتقاد دارد تا زمانی بشر در جامه عبودیت میباشد، نماز و کل جاری ساختن وی از خویش اوست و زیرا فانی در حق شد و به موت کلی و فنای مطلق دست یافت، تک تک انجام از حق میباشد و سالک تصرفی در آن ندارد و این به عبارتی قطع عبادت بعداز وصول میباشد و به این شکل وجود ندارد که جاهلان متصوفه گمان کرده‌اند عبادت ساقط میگردد.[۹۷] (ملاحظه کنید: عرفان)

طریقت برای استخراج به واقعیت
اهل معرفتْ طریقت خویش را نوعی ریاضت‌کشیدن در تحمل شریعت برای به دست داخل شدن واقعیت می دانند.[۹۸] از نگاه آن ها فقط روش وصال بدین غرض تاسی از شریعت خدا و سنت و طریق فرستاده(ص) میباشد[۹۹] و شیوه های دیگر، سالک را به مقصد نخواهد رساند.[۱۰۰] آنها معتقدند شریعت مانند کشتی میباشد که بایستی برای رفتن به دریای واقعیت و کشف گوهر واقعیت، بر آن سوار شد و هر کس به غیر این طریق اخلاق و رفتار نماید، به واقعیت نخواهد رسید.[۱۰۱]

امام‌خمینی نیز تاسی از شریعت و ملاحظه ظواهر آن را صرفا روش وصال به طریقت و واقعیت می داند[۱۰۲] و این نظر را دارد هیچ راهی در معارف الهی پیموده نمی شود، مگر آنکه ظواهر شریعت ملاحظه خواهد شد و سوای اتصاف به ظواهر شریعت نمی‌قدرت به درون دست یافت[۱۰۳]؛ همچنان‌که خط مش وصال به داخل ایفا دینی و عبادات، مانند نماز، رعایت آداب دینی در آن عبادت میباشد و این دستور منش بی واسطه به اسرار ربوبیت و انوار غیبی میباشد.[۱۰۴] وی دانش شریعت را راهی بدون واسطه به اسرار و تجلیات الهی و محور اجرا ظاهری و تکالیف الهی می داند[۱۰۵] و بر این یقین میباشد که مجاورت‌ترین رویه وصول الی الله و صراط بدون واسطه اهل سلوک، شیوه فرستاده معبود(ص) و اهل بیت(ع) اوست.[۱۰۶]

امام‌خمینی با این باور که امر تربیت آدم در شرایع الهی وجود داراست،[۱۰۷] این نظر را دارد هر که با مداومت بر جاری ساختن اجرا ظاهری شریعت و تقلید از تکالیف الهی به داخل دست نیابد، می بایست بداند آن‌سیرتکامل که سزاوار و بایسته میباشد بر اجرا وظایف ظاهری قیام نکرده میباشد[۱۰۸] و در صورتی‌که که سالک در ریاضت خویش، طرز شریعت را در پیش نگیرد و به ریاضت‌های فسخ روی آورد، نفس و شیطانِ داخل وی بر وی تجلی می‌نماید و به ادعاهای فسخ و شطحیات در گیر می‌گردد و این در واقعیت از نقصان سلوک و بقای انانیت سالک میباشد[۱۰۹]؛ از این‌رو سالک ما یحتاج میباشد در مسیر خویش، استاد و مرشدی داشته باشد تا رویکرد ریاضات فقهی را به وی بیاموزد.[۱۱۰] به اعتقادوباور وی سالک بعداز آنکه ملتزم به احکام شریعت شد و درگیر تهذیب درون شوید، معدود‌معدود انوار غیبی الهی در آینه قلبش تجلی می‌نماید و با جذبه‌های باطنی و عشق و علاقه فطری ذاتی، مجذوب فقیه غیب میشود و بعداز گذر از این پروسه، سلوک الی اللّه با دستگیری باطنی غیبی استارت میگردد و قلب، حق‌طلب و حق‌جو میشود و دقت قلب از طبیعت جداشده به واقعیت می رسد


ظاهرگرایان
اینان گروهی‌اند که در دایره آیین اسلام به بایدها و نبایدهای عملی و احکام دینی براین باوراند و بدان کار می‌نمایند؛ ولی به دلیل توقف در سطح و شکل عبادات، اهل معرفت آن‌ها‌را ملامت کرده‌اند. امام‌خمینی نیز این مجموعه را سرزنش کرده و بر این یقین میباشد که ایستادن در معانی عرفی و سطحی از ذکر ها و ادعیه و محدودکردن عبادات به قشر و شکل و هیئت ملکی، ضمن اینکه مخالف عقل و نقل میباشد، برای سیر علمی و عملی بشر مضر میباشد تشریفات ترحیم مشهد .[۷۵] وی ظاهرگرایی را دارنده اثر ها و آفاتی می داند، ازجمله:

انکار مقامات معنوی و اسرار الهی و نسبت‌دادن این حقایق به تخیلات و اوهام[۷۶]؛
غفلت از اسرار و آداب باطنی عبادت که موجب طهارت باطن آدم و تجدید بنا قلب می‌گردد[۷۷]؛
بدگویی و بدبینی به عارفان و اولیاءالله و تکفیر آن‌ها[۷۸]؛
منع بندگان پروردگار از خط مش معارف و حصول به جمال خدای گران قدر[۷۹]؛
پشیمان‌کردن قلب بندگان معبود از روحانیات و روشن بختی‌های عقلی به جهات دنیوی و جسمانی[۸۰]؛
منحصردانستن به روزی و لذت‌ها به خوشبختی و لذت‌های حیوانی[۸۱]؛
تمجید حداقلی از شریعت که لازمه آن ورود نقص در شریعت میباشد.[۸۲]
بنابر حیث وی این دسته بر مبنای استدلال عقلی و فلسفی به خوشبختی عقلانی نمی رسند و در دنیا آخرت هم برای آن‌ها مقامی فراتر از برزخ حیوانی وجود ندارد.[۸۳]

صوفیان جاهل
این تیم عارف‌نمایانی‌اند که دانش و فعالیت ظاهری را منحصربه‌فرد عوام و جاهلان دانسته و اهل رازّ و اصحاب قلوب را بی‌نیاز از ایفا ظاهری میدانند و با تمسک به آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْاعتقاد‏»[۸۴] معتقدند اجرا ظاهری برای استحصال حقایق قلبی و وصال به مقصد میباشد و با وصال سالک به مقصد، پرداختن به آنان غربت از واقعیت میباشد.[۸۵] امام‌خمینی این مجموعه را خارج از دایره اهل معرفت[۸۶] و جاهل به مقامات اهل معرفت[۸۷] میداند. دو روش یادشده، از دید امام‌خمینی در جانب افراط و تفریط‌اند.[۸۸] به اعتقاد وی این دو دسته از جامعیت و میانه روی بیرون و از فروغ و روشنایی هدایت به صراط بدون واسطه قرآنی محروم‌اند.[۸۹] وی اعتقاد دارد در صورتیکه سالک فقط به ظواهر تمسک نماید و متوقف گردد، کوتاهی کرده و در قشر و سطح شریعت ما‌نده میباشد؛ به عبارتی‌سیرتکامل که در صورتی به درون لحاظ نماید و به ظواهر و شریعت اعتنا نکند، از صراط بی واسطه بدور می گردد.[۹۰]

عارفان
عارفان راستین شریعت را دارنده دو روی ظواهر و داخل میدانند و در کار، علاوه بر کسب به داخل و واقعیت، پای‌بندی به ظواهر شریعت دارا هستند.[۹۱] به یقین امام‌خمینی، فقیه و عارف پژوهشگر می بایست قیام به ظواهر و داخل نماید و به آداب صوری و معنوی متأدب شود و در‌صورتی‌که ظواهر را به نوروروشنایی قرآن منور می‌نماید، درون را نیز می بایست به انوار معرفت و توحید، نورانی گرداند[۹۲] و اهل تصوف سوای آنکه متوجه باشند، از حکمت عیسوی(ع) و اهل ظواهر، از حکمت موسوی(ع) دم می زنند؛ ولی جامع این دو مجموعه، مشرب محمدی(ص) میباشد[۹۳]؛ در واقعیت عارف بدون نقص کسی میباشد که مالک هر دو جايگاه میباشد؛ چون ظواهر فارغ از درون، جسدی سوای روح و دنیایی سوای آخرت میباشد.[۹۴] وی این نظر را دارد فرد عارف با اینکه مستغرق در تجلیات و انوار حق میباشد، هیچ جزء یا این که شرطی از آداب صوری در عبادات و مناسک وی معدود یا این که زیاد نمی شود و برخلاف احکام فقهی اقامه نمی شود.[۹۵] وی در ذکر آیه «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یأْتِیکَ الْیقِین‏»[۹۶] و قضیه قطع عبادت بعد از وصال به واقعیت، اعتقاد دارد تا زمانی بشر در جامه عبودیت میباشد، نماز و کل جاری ساختن وی از خویش اوست و زیرا فانی در حق شد و به موت کلی و فنای مطلق دست یافت، تک تک انجام از حق میباشد و سالک تصرفی در آن ندارد و این به عبارتی قطع عبادت بعداز وصول میباشد و به این شکل وجود ندارد که جاهلان متصوفه گمان کرده‌اند عبادت ساقط میگردد.[۹۷] (ملاحظه کنید: عرفان)

طریقت برای استخراج به واقعیت
اهل معرفتْ طریقت خویش را نوعی ریاضت‌کشیدن در تحمل شریعت برای به دست داخل شدن واقعیت می دانند.[۹۸] از نگاه آن ها فقط روش وصال بدین غرض تاسی از شریعت خدا و سنت و طریق فرستاده(ص) میباشد[۹۹] و شیوه های دیگر، سالک را به مقصد نخواهد رساند.[۱۰۰] آنها معتقدند شریعت مانند کشتی میباشد که بایستی برای رفتن به دریای واقعیت و کشف گوهر واقعیت، بر آن سوار شد و هر کس به غیر این طریق اخلاق و رفتار نماید، به واقعیت نخواهد رسید.[۱۰۱]

امام‌خمینی نیز تاسی از شریعت و ملاحظه ظواهر آن را صرفا روش وصال به طریقت و واقعیت می داند[۱۰۲] و این نظر را دارد هیچ راهی در معارف الهی پیموده نمی شود، مگر آنکه ظواهر شریعت ملاحظه خواهد شد و سوای اتصاف به ظواهر شریعت نمی‌قدرت به درون دست یافت[۱۰۳]؛ همچنان‌که خط مش وصال به داخل ایفا دینی و عبادات، مانند نماز، رعایت آداب دینی در آن عبادت میباشد و این دستور منش بی واسطه به اسرار ربوبیت و انوار غیبی میباشد.[۱۰۴] وی دانش شریعت را راهی بدون واسطه به اسرار و تجلیات الهی و محور اجرا ظاهری و تکالیف الهی می داند[۱۰۵] و بر این یقین میباشد که مجاورت‌ترین رویه وصول الی الله و صراط بدون واسطه اهل سلوک، شیوه فرستاده معبود(ص) و اهل بیت(ع) اوست.[۱۰۶]

امام‌خمینی با این باور که امر تربیت آدم در شرایع الهی وجود داراست،[۱۰۷] این نظر را دارد هر که با مداومت بر جاری ساختن اجرا ظاهری شریعت و تقلید از تکالیف الهی به داخل دست نیابد، می بایست بداند آن‌سیرتکامل که سزاوار و بایسته میباشد بر اجرا وظایف ظاهری قیام نکرده میباشد[۱۰۸] و در صورتی‌که که سالک در ریاضت خویش، طرز شریعت را در پیش نگیرد و به ریاضت‌های فسخ روی آورد، نفس و شیطانِ داخل وی بر وی تجلی می‌نماید و به ادعاهای فسخ و شطحیات در گیر می‌گردد و این در واقعیت از نقصان سلوک و بقای انانیت سالک میباشد[۱۰۹]؛ از این‌رو سالک ما یحتاج میباشد در مسیر خویش، استاد و مرشدی داشته باشد تا رویکرد ریاضات فقهی را به وی بیاموزد.[۱۱۰] به اعتقادوباور وی سالک بعداز آنکه ملتزم به احکام شریعت شد و درگیر تهذیب درون شوید، معدود‌معدود انوار غیبی الهی در آینه قلبش تجلی می‌نماید و با جذبه‌های باطنی و عشق و علاقه فطری ذاتی، مجذوب فقیه غیب میشود و بعداز گذر از این پروسه، سلوک الی اللّه با دستگیری باطنی غیبی استارت میگردد و قلب، حق‌طلب و حق‌جو میشود و دقت قلب از طبیعت جداشده به واقعیت می رسد

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه