loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 30
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 11:17


حالت عقلایی برای صلح

و ولی بعض مسائلی که ما الآن در پیش داریم: شما میدانید که ما از او‌لین که‌این مبارزه استارت شد تا درحال حاضر، چه آن روزی که صدام کوس قادسیه برای خودش می‌زد و چه امروز تشریفات ترحیم مشهد که دیگر اسمی از وی وجود ندارد و رفته میباشد آنجایی که معبود می‌‌داند، ما مسائلمان مسائلی بوده میباشد که یکی از بوده؛ آن هم برای این میباشد که یک مسائلی که ما گفتیم، یک چیزی نبوده که می‌‌خواستیم زور کنیم، یک چیزی بوده میباشد که هنگامی عرضه کنیم به همۀ عقلای عالم و همۀ جنگنده‌‌های عالم، عرضه کنیم به آن‌ها، از ما ‌می‌پذیرند. ما از نخستین می‌‌گفتیم که شما ریختید در خانه ما، در شهرهای ما، در سرزمین ما، حمله کردید و غافلگیرانه وارد شدید در مرزو بوم ما و آنهمه فساد کردید و آنهمه جرم کردید و آنهمه کشتار کردید، بایستی بروید خارج. یک کدام از وضعیت ما این میباشد که بروید خارج. این را چه انسانی می‌‌تواند بگوید که‌این شرط، یک شرط تحمیلی میباشد؟ بهتر، سارق آمده تو خانۀ ما، تو اثاث ما‌را برداشته و توده کرده، می‌‌گوید: اکنون بیا صلح کنیم، اینها فرآورده اینجانب! عالی همین میباشد دیگر؛ اینها دزدهایی بودند که ریختند بدین مرز و بوم و هر چه هم بود در‌این شهرها برده‌اند. هر چه عموم متاع داشتند، در صورتی‌که یک مقدارش را توانستند خویش اینها حمل نمایند از محلشان، کرده‌اند، در صورتی خیر، آن‌ها برده‌اند و از فی مابین برده‌‌اند و آنهمه فساد کرده‌اند و فساد‌هایی که در هیچ جامتعارف وجود ندارد. مغول هم که به جمهوری اسلامی ایران حمله کرده، اینطور نبوده میباشد که هنگامی یک شهری را می‌‌گیرد تا انتها خرابش نماید. شهرهای ما‌را اینطور کرده‌‌اند اینها. بهتر ما میگوییم که شما وارد شدید به[میهن]ما و اینهمه جرم کردید، درحال حاضر می گویید که بیایید با هم صلح کنیم. صلح کنیم؛ یعنی، خوزستان فرآورده شما؛ یعنی، آنقدری که شما گرفتید فرآورده شما. خیر، هیچ گاه، هیچ کس نمی‌پذیرد. ما میگوییم شما فارغ از قید و شرط، می بایست خارج بروید. درصورتی که هم خارج نروید، بیرونتان می کنیم. عالی هم برای خودتان همین میباشد که بی‌‌خویش این جوانهای بیچاره را به اجبار نیاورید و به کشتن بدهید. خودتان بروید خارج. این یک موضوع‌‌ای میباشد که همۀ عقلای عالم می‌‌پسندند از ما که کسی آمده میباشد خانه شما و خرابکاری کرده، هم اکنون به وی میگویید: بروید خارج، در حالتی‌که می‌‌خواهید یک تفاهمی بشود، می بایست بروید خارج.

تشویق جانی در صلح با متجاوز

مسئلۀ دوم، مورد خسارتهایی میباشد که وارد کردند. قضیۀ جبران ضرر و زیان یک جهت دنیوی داراست، یک جهت سیاسی و معنوی. جهت دنیوی‌اش گرچه زیاد میباشد برای ما، اینطوری که همۀ شهرها را وخیم کرده‌اند و هر چه ما داشتیم به هم زده‌‌اند و ولی جوان‌های ما هر دانه‌ایش بها همۀ لشکر آن ها را داشت و از دست ما گرفته شدند اینها؛ قیمت دنیوی موضوع خیلی زیاد وجود ندارد، عمده بها معنوی میباشد و بها سیاسی موضوع. در شرایطی که سازه باشد که یک کسی بیاید، هر چه جرم دارااست بکند و هر چه دستش می رسد جنایت وارد نماید و آن گاه بگوید که عالی، درحال حاضر دیگر صلح می‌‌کنیم، اینجانب میروم خارج؛ بسیار عالی، صلح می‌‌کنیم! بهتر، این جنایتی که کردی چرا؟ در شرایطی‌که ما این مقاله را اغماض کنیم، خیر از باب این میباشد که یک مورد ـ برای مثالً ـ دنیوی را اغماض کرده‌‌ایم، یک مورد معنوی را ما اغماض کرده‌ایم؛ یعنی، یک ستمگر و یک دسته ظالم را ما تشویق کرده‌ایم به اینکه گشوده[ظلم]بکنید. فردا هم گشوده مجدد برگردند و همین بساط را در آورند، بعد از آن هم بگویند که آقا، بسیار عالی، گشوده صلح می کنیم! هی مغایر نمایند و هی بگویند صلح می‌‌کنیم! این بایستی جلویش گرفته بشود. در جهان بایستی اینطور تعدیاتی که واقع می‌‌گردد جلویش گرفته بشود. یک کدام از مواقعی که می بایست، جهتی که می بایست به وی خودداری بشود این میباشد که همۀ خسارتهایی که وارداتی بایستی بدهید. الآن میگویید که ما ـ دروغی هم می‌‌گویند ولی ـ که ما خارج می رویم و قبول می‌‌کنیم فلان، بهتر، بسیار عالی، الآن بروند خارج، و همین درحال حاضر متخصص‌ها هم بیایند و جریمه‌‌های اینها را نظارت نمایند که چقدر بوده. یک مجموعه دیگر هم بیایند و تحلیل نمایند که کی متهم میباشد. ما در شرایطی‌که تبهکار را امروز رهایش کنیم؛ مدرن که ما اقتدار داریم، [جسور میشود. ]ما آن روزی هم که صدام آن کوس کذا را می‌زد، مسائلمان همین بود، امروز هم که توان دست ماست و صدامی تو فعالیت وجود ندارد، امروز هم به عبارتی حرفها را ما می‌‌زنیم و آن کلام این میباشد که تبهکار می بایست معین بشود کی میباشد. در‌صورتی‌که ما تبهکار هستیم، عالم به ما هر چه می خواهد، بگوید و در‌صورتی‌که آن‌ها جنایتکار می باشند، می بایست همان گونه حکومت بشود، بطور عدل و داد حکومت بشود. ما عدل و داد را میخواهیم. ما هیچ زمان طالب نزاع از اولیه نبودیم. در حالتی که اگر عراق به ما حمله نکرده بود، ما جانبداری نمی‌کردیم. ولی پناه ما کردیم، ما مبارزه نکردیم تا هم اکنون. در عین حالی که رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اذن بدهید ما وارد بشویم در آنجا و با آن‌ها چه بکنیم[ما گفتیم: تنها حمایت فرمائید]عالی، ما هم، ما می‌‌خوا‌هیم تامین بکنیم؛ امان که یک موضوع عقلی میباشد. یک موضوع‌ای میباشد که حتی حیوان ها هم ابداً هنگامی بخواهند حمله نمایند، پشتیبانی می‌‌نمایند. نگهبانی یک مورد طبیعی میباشد. ما مدام پشتیبانی کرده‌ایم تا اکنون، هیچ گاه پیکار نکرده‌‌ایم.

صلح‌طلبی صدام نظیر صلح‌‌طلبی اسرائیل

ما که می‌‌گوییم که ما اهل نبرد نیستیم مثل شماها!؟ ما درست می‌‌گوییم و شاهد داریم و آن میباشد که از ما مدد میباشد. شمایی که می‌‌گویید ما صلح طلبیم، صلح‌طلبی شما مثل صلح‌‌طلبی اسرائیل میباشد تا هم اکنون. اسرائیل هم حال می‌‌گوید: بیایید صلح کنیم. یعنی، چه؟ یعنی وارداتی میباشد و شهرهای لبنان را گرفته میباشد و اکنون می گوید که ما، بیایید اکنون دیگر حریق بس کنیم. آن روز حریق بس میباشد که با مشت بزنند اسرائیل را بیرونش نمایند از شهرهای خودشان و آن وقت بگویند که بسیار عالی، حال حریق بس! بنشینید جنایتکار را بفهمیم کی میباشد. آن وقت هم صلح همین طوری نباید بشود. تبهکار بایستی مشخص گردد کی میباشد. اسرائیل بیاید هر چه جرم دارااست بکند، بعد از آن بگوید که عالی، ما دیگر کاری نداریم، شما بروید سراغ کارتان، اینجا هم که ما گرفتیم محصول خودمان! معنای حریق‌بس این میباشد؟ به عبارتی حریق بس صدامی میباشد. این حریق بسی میباشد که اسرائیل هم دارااست مطرح می‌نماید؛ یعنی، همگی چیزمان را دادیم، هم اکنون بس؛ بسم‌اللّه، تشریف بیاورید هم اکنون دیگر با هم زیرا، شکل هم را ببوسیم و اینهایی را هم که بردید؛ جنس شما باشد! حریق بسی هم که اینها الآن دارا‌هستند اظهار می‌‌نمایند، به عبارتی وقت هم که حریق بس نمایند، سه ساعت بعدش آبادان را تیرباران می‌‌نمایند و بشر می کشند در‌صورتی‌که که آبادان مبارز وجود ندارد، آبادان یک جمعیتی دارا‌هستند سرگرم دستیابی خودشان می‌باشند. اینها می گویند که اینها کردند و ما کردیم کی؟ کدام وقت اینها بدین شهرهای شما کاری کردند؟ اینها هم با شما نبرد دارا هستند، شما هم با اینها نزاع دارید. شمایی که می گویید حریق بس بسیار عالی، می‌‌گویید که زیرا اینها به ما حمله کردند، ما هم کردیم. اینها به شهر شما[حمله]کردند یا این که به شما؟ شما بایستی به تلافی، [به]خویش اینها[حمله]بکنید، شما تلافی به آبادان می کنید؟ به عبارتی کارهایی که از اولیه به آبادان می‌کردید، اکنون هم به عبارتی امور را دارید می کنید و این حریق بس وجود ندارد.


حالت عقلایی برای صلح

و ولی بعض مسائلی که ما الآن در پیش داریم: شما میدانید که ما از او‌لین که‌این مبارزه استارت شد تا درحال حاضر، چه آن روزی که صدام کوس قادسیه برای خودش می‌زد و چه امروز تشریفات ترحیم مشهد که دیگر اسمی از وی وجود ندارد و رفته میباشد آنجایی که معبود می‌‌داند، ما مسائلمان مسائلی بوده میباشد که یکی از بوده؛ آن هم برای این میباشد که یک مسائلی که ما گفتیم، یک چیزی نبوده که می‌‌خواستیم زور کنیم، یک چیزی بوده میباشد که هنگامی عرضه کنیم به همۀ عقلای عالم و همۀ جنگنده‌‌های عالم، عرضه کنیم به آن‌ها، از ما ‌می‌پذیرند. ما از نخستین می‌‌گفتیم که شما ریختید در خانه ما، در شهرهای ما، در سرزمین ما، حمله کردید و غافلگیرانه وارد شدید در مرزو بوم ما و آنهمه فساد کردید و آنهمه جرم کردید و آنهمه کشتار کردید، بایستی بروید خارج. یک کدام از وضعیت ما این میباشد که بروید خارج. این را چه انسانی می‌‌تواند بگوید که‌این شرط، یک شرط تحمیلی میباشد؟ بهتر، سارق آمده تو خانۀ ما، تو اثاث ما‌را برداشته و توده کرده، می‌‌گوید: اکنون بیا صلح کنیم، اینها فرآورده اینجانب! عالی همین میباشد دیگر؛ اینها دزدهایی بودند که ریختند بدین مرز و بوم و هر چه هم بود در‌این شهرها برده‌اند. هر چه عموم متاع داشتند، در صورتی‌که یک مقدارش را توانستند خویش اینها حمل نمایند از محلشان، کرده‌اند، در صورتی خیر، آن‌ها برده‌اند و از فی مابین برده‌‌اند و آنهمه فساد کرده‌اند و فساد‌هایی که در هیچ جامتعارف وجود ندارد. مغول هم که به جمهوری اسلامی ایران حمله کرده، اینطور نبوده میباشد که هنگامی یک شهری را می‌‌گیرد تا انتها خرابش نماید. شهرهای ما‌را اینطور کرده‌‌اند اینها. بهتر ما میگوییم که شما وارد شدید به[میهن]ما و اینهمه جرم کردید، درحال حاضر می گویید که بیایید با هم صلح کنیم. صلح کنیم؛ یعنی، خوزستان فرآورده شما؛ یعنی، آنقدری که شما گرفتید فرآورده شما. خیر، هیچ گاه، هیچ کس نمی‌پذیرد. ما میگوییم شما فارغ از قید و شرط، می بایست خارج بروید. درصورتی که هم خارج نروید، بیرونتان می کنیم. عالی هم برای خودتان همین میباشد که بی‌‌خویش این جوانهای بیچاره را به اجبار نیاورید و به کشتن بدهید. خودتان بروید خارج. این یک موضوع‌‌ای میباشد که همۀ عقلای عالم می‌‌پسندند از ما که کسی آمده میباشد خانه شما و خرابکاری کرده، هم اکنون به وی میگویید: بروید خارج، در حالتی‌که می‌‌خواهید یک تفاهمی بشود، می بایست بروید خارج.

تشویق جانی در صلح با متجاوز

مسئلۀ دوم، مورد خسارتهایی میباشد که وارد کردند. قضیۀ جبران ضرر و زیان یک جهت دنیوی داراست، یک جهت سیاسی و معنوی. جهت دنیوی‌اش گرچه زیاد میباشد برای ما، اینطوری که همۀ شهرها را وخیم کرده‌اند و هر چه ما داشتیم به هم زده‌‌اند و ولی جوان‌های ما هر دانه‌ایش بها همۀ لشکر آن ها را داشت و از دست ما گرفته شدند اینها؛ قیمت دنیوی موضوع خیلی زیاد وجود ندارد، عمده بها معنوی میباشد و بها سیاسی موضوع. در شرایطی که سازه باشد که یک کسی بیاید، هر چه جرم دارااست بکند و هر چه دستش می رسد جنایت وارد نماید و آن گاه بگوید که عالی، درحال حاضر دیگر صلح می‌‌کنیم، اینجانب میروم خارج؛ بسیار عالی، صلح می‌‌کنیم! بهتر، این جنایتی که کردی چرا؟ در شرایطی‌که ما این مقاله را اغماض کنیم، خیر از باب این میباشد که یک مورد ـ برای مثالً ـ دنیوی را اغماض کرده‌‌ایم، یک مورد معنوی را ما اغماض کرده‌ایم؛ یعنی، یک ستمگر و یک دسته ظالم را ما تشویق کرده‌ایم به اینکه گشوده[ظلم]بکنید. فردا هم گشوده مجدد برگردند و همین بساط را در آورند، بعد از آن هم بگویند که آقا، بسیار عالی، گشوده صلح می کنیم! هی مغایر نمایند و هی بگویند صلح می‌‌کنیم! این بایستی جلویش گرفته بشود. در جهان بایستی اینطور تعدیاتی که واقع می‌‌گردد جلویش گرفته بشود. یک کدام از مواقعی که می بایست، جهتی که می بایست به وی خودداری بشود این میباشد که همۀ خسارتهایی که وارداتی بایستی بدهید. الآن میگویید که ما ـ دروغی هم می‌‌گویند ولی ـ که ما خارج می رویم و قبول می‌‌کنیم فلان، بهتر، بسیار عالی، الآن بروند خارج، و همین درحال حاضر متخصص‌ها هم بیایند و جریمه‌‌های اینها را نظارت نمایند که چقدر بوده. یک مجموعه دیگر هم بیایند و تحلیل نمایند که کی متهم میباشد. ما در شرایطی‌که تبهکار را امروز رهایش کنیم؛ مدرن که ما اقتدار داریم، [جسور میشود. ]ما آن روزی هم که صدام آن کوس کذا را می‌زد، مسائلمان همین بود، امروز هم که توان دست ماست و صدامی تو فعالیت وجود ندارد، امروز هم به عبارتی حرفها را ما می‌‌زنیم و آن کلام این میباشد که تبهکار می بایست معین بشود کی میباشد. در‌صورتی‌که ما تبهکار هستیم، عالم به ما هر چه می خواهد، بگوید و در‌صورتی‌که آن‌ها جنایتکار می باشند، می بایست همان گونه حکومت بشود، بطور عدل و داد حکومت بشود. ما عدل و داد را میخواهیم. ما هیچ زمان طالب نزاع از اولیه نبودیم. در حالتی که اگر عراق به ما حمله نکرده بود، ما جانبداری نمی‌کردیم. ولی پناه ما کردیم، ما مبارزه نکردیم تا هم اکنون. در عین حالی که رزمندگان ما و فرماندهان ارتش و سپاه به ما گفتند اذن بدهید ما وارد بشویم در آنجا و با آن‌ها چه بکنیم[ما گفتیم: تنها حمایت فرمائید]عالی، ما هم، ما می‌‌خوا‌هیم تامین بکنیم؛ امان که یک موضوع عقلی میباشد. یک موضوع‌ای میباشد که حتی حیوان ها هم ابداً هنگامی بخواهند حمله نمایند، پشتیبانی می‌‌نمایند. نگهبانی یک مورد طبیعی میباشد. ما مدام پشتیبانی کرده‌ایم تا اکنون، هیچ گاه پیکار نکرده‌‌ایم.

صلح‌طلبی صدام نظیر صلح‌‌طلبی اسرائیل

ما که می‌‌گوییم که ما اهل نبرد نیستیم مثل شماها!؟ ما درست می‌‌گوییم و شاهد داریم و آن میباشد که از ما مدد میباشد. شمایی که می‌‌گویید ما صلح طلبیم، صلح‌طلبی شما مثل صلح‌‌طلبی اسرائیل میباشد تا هم اکنون. اسرائیل هم حال می‌‌گوید: بیایید صلح کنیم. یعنی، چه؟ یعنی وارداتی میباشد و شهرهای لبنان را گرفته میباشد و اکنون می گوید که ما، بیایید اکنون دیگر حریق بس کنیم. آن روز حریق بس میباشد که با مشت بزنند اسرائیل را بیرونش نمایند از شهرهای خودشان و آن وقت بگویند که بسیار عالی، حال حریق بس! بنشینید جنایتکار را بفهمیم کی میباشد. آن وقت هم صلح همین طوری نباید بشود. تبهکار بایستی مشخص گردد کی میباشد. اسرائیل بیاید هر چه جرم دارااست بکند، بعد از آن بگوید که عالی، ما دیگر کاری نداریم، شما بروید سراغ کارتان، اینجا هم که ما گرفتیم محصول خودمان! معنای حریق‌بس این میباشد؟ به عبارتی حریق بس صدامی میباشد. این حریق بسی میباشد که اسرائیل هم دارااست مطرح می‌نماید؛ یعنی، همگی چیزمان را دادیم، هم اکنون بس؛ بسم‌اللّه، تشریف بیاورید هم اکنون دیگر با هم زیرا، شکل هم را ببوسیم و اینهایی را هم که بردید؛ جنس شما باشد! حریق بسی هم که اینها الآن دارا‌هستند اظهار می‌‌نمایند، به عبارتی وقت هم که حریق بس نمایند، سه ساعت بعدش آبادان را تیرباران می‌‌نمایند و بشر می کشند در‌صورتی‌که که آبادان مبارز وجود ندارد، آبادان یک جمعیتی دارا‌هستند سرگرم دستیابی خودشان می‌باشند. اینها می گویند که اینها کردند و ما کردیم کی؟ کدام وقت اینها بدین شهرهای شما کاری کردند؟ اینها هم با شما نبرد دارا هستند، شما هم با اینها نزاع دارید. شمایی که می گویید حریق بس بسیار عالی، می‌‌گویید که زیرا اینها به ما حمله کردند، ما هم کردیم. اینها به شهر شما[حمله]کردند یا این که به شما؟ شما بایستی به تلافی، [به]خویش اینها[حمله]بکنید، شما تلافی به آبادان می کنید؟ به عبارتی کارهایی که از اولیه به آبادان می‌کردید، اکنون هم به عبارتی امور را دارید می کنید و این حریق بس وجود ندارد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه